
تعداد بازدید: 666
مثل بسیاری مفاهیم دیگر دنیا، تفریح هم تا زمانی كه لذت بیافریند و خستگی را به در ببرد و خاطره خوب بسازد قابل تقدیر و تداوم است. وقتی حدود آن دستخوش تغییر شده، دگرگونیهای بنیادی در آن بروز كند و نتایج اولیه را به دست ندهد، بد نیست مورد بازنگری قرار گیرد.
امروز نه تنها تفریحات فردی، كه انواع جمعی و ملی این مفهوم نیز دچار دگرگونی شده و در برابر جنبههای ظاهری، تجملی و بیارزشی كه روز به روز به آن افزوده میشود، مفهوم و فرهنگ كهنی كه بنیان اولیه آن را بنا كرده، از دست میرود. همهچیز تبدیل به نوعی وقت گذرانی سطحی و موقت شده كه البته شرط اولیه آن نیز به قدرت مالی فرد ارتباط پیدا كرده است. به نظر میرسد فراغتی كه امروز همه به دنبال آن هستند، بیش از آن كه آسودگی خیال به همراه بیاورد، آرامش دهد و پشتوانهای باشد برای آغازی پرانرژیتر از پیش، خود منبعی برای خستگی، كسالت و آزردگیهای آتی شده است. اما چرا؟!
در بررسی مفهوم تفریح به هیچ عنوان نباید قدرت خلاقه و تمایل به آفرینندگی ذاتی در انسان را از خاطر برد. انسان ممكن است برای گذران زندگی به هر فعالیتی –خوشایند یا ناخوشایند- تن بدهد. اما نوبت به تفریح و فراغت كه میرسد، دیگر هر چیزی ارضاكننده و كافی نیست. او در این زمان به دنبال یافتن هویت واقعی خود نیز هست. میخواهد بیافریند؛ كشف كند؛ ایجاد كند... و از تماشای آنچه به دست آورده لذت ببرد. بنابر این او مینویسد، نقاشی میكشد، مجسمه میسازد، آواز میخواند، گیاه پرورش میدهد و...

حال آنكه عمدهترین تفریح فردی امروز مردم جامعه در تماشای تلویزیون خلاصه شده كه در واقع نه تنها بیخاصیتترین شكل استفاده از این فرصت بوده، كه كاملاً خالی از ابتكار و به شدت منفعلانه نیز هست.
در بخش جمعی هم اتفاقی مشابه روی داده است. رفت و آمدهایی كه موجب تخلیه روانی و تداوم ارتباط سالم میان فامیل و دوستان بود به شدت محدود و تبدیل به اشكال دیگری شده است. روی آوردن بیاندازه افراد جامعه به شركت در فعالیتها و كلاسهای نوظهوری -ریكی، مثبت اندیشی، تمركز بر نیروهای درون، یوگا- كه بعضاً جایگزینهای مناسبی نبودهاند، شاهدی بر همین مدعاست. ماهیت هیچ یك از این دورهها البته منفی نیست، اما در عمل و به شكل ناخودآگاه و غیرمستقیم نتیجه آن میشود كه به جای حل مشكل در میان اعضاء خانواده، مسایل به افرادی خارج از این حیطه ارجاع داده شده و گهگاه به نتایجی نامعقول منجر گردد.
اما همچنان همهچیز قابل كنترل، حل و بررسی است. در واقع مشكل اساسی وقتی بروز میكند كه تفریحات ملی دستخوش بیاعتنایی شده باشند. وقتی فرهنگی، ارزشهای كهن خود را نادیده گرفته و از یاد ببرد، باید با عواقب آن نیز كنار بیاید. وقتی پیچیدگیها و ظرافت عید بزرگ آغاز فصل بهار –نوروز- و فرارسیدن سال نو به عادتی كسالتبار و خسته كننده بدل شود، زیبایی ظاهری درخت سبز و تزئین شده كریسمس جایگزین آن شده و پیشینهای را نابود میكند كه مردمی برای كشف و جاودانه كردن آن تلاش كرده بودند. وقتی روز عشق و مهرورزی از تقویمی پاك شود، انسان تشنه مهر و محبت بیدرنگ به فرهنگهای دیگر رجوع كرده و از آنها برای رفع كمبودی كه حس میكند مدد میجوید. و مثالهایی از این دست كه شاید زیان و ضرری به هیچ دولت و سرمایه و قدرتی وارد نكند، اما فرهنگی كهن را به ورطه نابودی كشانده و آیندهای بدون هویت را ارمغان خواهد داد.

بنابراین تفریح به هر شكل و شمایلی كه دربیاید، هدفی را دنبال میكند. و آن هدف رسیدن انسان به سرخوشی لازم برای پیگیری دوباره زندگی است. این میان، نهایت بیهنری در این خواهد بود كه اهمیت تفریح در جامعهای نادیده گرفته شود... چرا که در چنین شرایطی تاثیرپذیری از فرهنگهای بیگانه روز به روز افزایش پیدا كرده و معضل بزرگ هویتزدایی، خود به خود دامنگیر اجتماع خواهد شد.
امروز نه تنها تفریحات فردی، كه انواع جمعی و ملی این مفهوم نیز دچار دگرگونی شده و در برابر جنبههای ظاهری، تجملی و بیارزشی كه روز به روز به آن افزوده میشود، مفهوم و فرهنگ كهنی كه بنیان اولیه آن را بنا كرده، از دست میرود. همهچیز تبدیل به نوعی وقت گذرانی سطحی و موقت شده كه البته شرط اولیه آن نیز به قدرت مالی فرد ارتباط پیدا كرده است. به نظر میرسد فراغتی كه امروز همه به دنبال آن هستند، بیش از آن كه آسودگی خیال به همراه بیاورد، آرامش دهد و پشتوانهای باشد برای آغازی پرانرژیتر از پیش، خود منبعی برای خستگی، كسالت و آزردگیهای آتی شده است. اما چرا؟!
در بررسی مفهوم تفریح به هیچ عنوان نباید قدرت خلاقه و تمایل به آفرینندگی ذاتی در انسان را از خاطر برد. انسان ممكن است برای گذران زندگی به هر فعالیتی –خوشایند یا ناخوشایند- تن بدهد. اما نوبت به تفریح و فراغت كه میرسد، دیگر هر چیزی ارضاكننده و كافی نیست. او در این زمان به دنبال یافتن هویت واقعی خود نیز هست. میخواهد بیافریند؛ كشف كند؛ ایجاد كند... و از تماشای آنچه به دست آورده لذت ببرد. بنابر این او مینویسد، نقاشی میكشد، مجسمه میسازد، آواز میخواند، گیاه پرورش میدهد و...

حال آنكه عمدهترین تفریح فردی امروز مردم جامعه در تماشای تلویزیون خلاصه شده كه در واقع نه تنها بیخاصیتترین شكل استفاده از این فرصت بوده، كه كاملاً خالی از ابتكار و به شدت منفعلانه نیز هست.
در بخش جمعی هم اتفاقی مشابه روی داده است. رفت و آمدهایی كه موجب تخلیه روانی و تداوم ارتباط سالم میان فامیل و دوستان بود به شدت محدود و تبدیل به اشكال دیگری شده است. روی آوردن بیاندازه افراد جامعه به شركت در فعالیتها و كلاسهای نوظهوری -ریكی، مثبت اندیشی، تمركز بر نیروهای درون، یوگا- كه بعضاً جایگزینهای مناسبی نبودهاند، شاهدی بر همین مدعاست. ماهیت هیچ یك از این دورهها البته منفی نیست، اما در عمل و به شكل ناخودآگاه و غیرمستقیم نتیجه آن میشود كه به جای حل مشكل در میان اعضاء خانواده، مسایل به افرادی خارج از این حیطه ارجاع داده شده و گهگاه به نتایجی نامعقول منجر گردد.
اما همچنان همهچیز قابل كنترل، حل و بررسی است. در واقع مشكل اساسی وقتی بروز میكند كه تفریحات ملی دستخوش بیاعتنایی شده باشند. وقتی فرهنگی، ارزشهای كهن خود را نادیده گرفته و از یاد ببرد، باید با عواقب آن نیز كنار بیاید. وقتی پیچیدگیها و ظرافت عید بزرگ آغاز فصل بهار –نوروز- و فرارسیدن سال نو به عادتی كسالتبار و خسته كننده بدل شود، زیبایی ظاهری درخت سبز و تزئین شده كریسمس جایگزین آن شده و پیشینهای را نابود میكند كه مردمی برای كشف و جاودانه كردن آن تلاش كرده بودند. وقتی روز عشق و مهرورزی از تقویمی پاك شود، انسان تشنه مهر و محبت بیدرنگ به فرهنگهای دیگر رجوع كرده و از آنها برای رفع كمبودی كه حس میكند مدد میجوید. و مثالهایی از این دست كه شاید زیان و ضرری به هیچ دولت و سرمایه و قدرتی وارد نكند، اما فرهنگی كهن را به ورطه نابودی كشانده و آیندهای بدون هویت را ارمغان خواهد داد.

بنابراین تفریح به هر شكل و شمایلی كه دربیاید، هدفی را دنبال میكند. و آن هدف رسیدن انسان به سرخوشی لازم برای پیگیری دوباره زندگی است. این میان، نهایت بیهنری در این خواهد بود كه اهمیت تفریح در جامعهای نادیده گرفته شود... چرا که در چنین شرایطی تاثیرپذیری از فرهنگهای بیگانه روز به روز افزایش پیدا كرده و معضل بزرگ هویتزدایی، خود به خود دامنگیر اجتماع خواهد شد.

آخرین شماره :
زنان و اعتیاد
در مطالعات روانشناسی آزمایشی انجام میدهند که در آن قورباغهای را داخل قابلمهای پر از آب معمولی میگذارند و قابلمه را روی شعله آتش قرار میدهند. قورباغه هیچ واکنشی در مقابل گرم شدن تدریجی آب از خود نشان نمیدهد تا اینکه پس از مدتی، وقتی متوجه خطر میشود که دیگر کار از کار گذشته و سیستم عصبی بدنش از کار افتاده است. قورباغه دیگر نمیتواند حرکت کند و به سرانجام محتوم خود تن میدهد. یک تصور غلط در مورد اعتیاد که گاه مانند یک دام عمل میکند، توهم «اعتیاد برای دیگران اتفاق میافتد!» است. همین تصور اشتباه مردم را از خطرات اعتیاد غافل کرده و بدتر از آن اینکه عدهای با این باور غلط که «من معتاد نمیشوم.» برای تفریح به سراغ مخدرات میروند و بعد از مدتی به ناگهان میفهمند که دچار چه مصیبتی شدهاند.
اعتیاد... چرا و چگونه؟!
در ارتباط با اعتیاد باید سادهانگاری و سادهاندیشی را کنار گذاشت. بسیاری از افرادی که ادعا میکنند اعتیاد موضوع پیچیدهای است، نگاهی ساده و معمولی به این موضوع دارند و بعنوان یک معلول به آن حمله میکنند.
فرشتههایی برای نجات
بررسی وضعیت فعالیت نهادهای مسئول در موضوع اعتیاد
وقتی «عقل» تعطیل میشود!
چرا زنها معتاد میشوند؟
از تریاک تا آمفتامین
بررسی اعتیاد در زنان
شتری كه نباید سوار شد
مخدر در جهان مدرن با ظاهری آراسته به میان جمع میرود. نیازی به منقل و وافور و ژستهای آن چنانی نیست. میتواند به اندازه یك دارو مفید به نظر برسد.
سیگار نشانه شخصیت شماست!
«برای اونایی که هنرمندند، برای اونایی که دقیقاند، برای اونایی که روشنفکرند، برای اونایی که خوشتیپاند... سیگار کنت!"
ترس از سوسك و اعتیاد در زنان
در برخورد با یك زن معتاد چه رفتاری میكنیم؟
الف- سلام میكنیم
ب- چشمك میزنیم
ج- پیشنهاد ازدواج میدهیم
د- همه موارد
اعتیاد زنانه
اعتیاد زنانه
به همین سادگی
خلاصه: در زیر نمونههایی از انواع اعتیاد را به سمع و نظرتان میرسانیم كه اگر خدای ناكرده مبتلا به یكی از این انواع هستید، آگاه شوید و با خودتان كنار بیایید.
فقط و فقط به خاطر...!
«به شوهرم گفتم به خاطر اینکه پای این و آن به خانهمان باز نشود، حاضرم پا به پای او مواد بکشم. شوهرم ازپیشنهادم به گرمی استقبال کرد، به این ترتیب من به بهانه نجات شوهرم زندگیام را باختم.»
خود غلط بود...
نگاهی به جثه ریز مچاله شده كنار دیوار انداخت. فكر كرد شاید اگر آنهمه خاطره را میشد به یكباره از ذهن پاك كرد، این موجود نحیف اولین چیزی بود كه از مغز و دل و زندگی بیرونش میكرد.
ذغال خوب
دو چیز بیتاثیر نبوده؛ ذغال خوب و رفیق بد! بله امان از رفیق بد که سیگار را داد دستمان و گفت بکش، بقیهاش با من! من اینطوری نبودم که پلنگی بودم برای خودم. امان از...
در مطالعات روانشناسی آزمایشی انجام میدهند که در آن قورباغهای را داخل قابلمهای پر از آب معمولی میگذارند و قابلمه را روی شعله آتش قرار میدهند. قورباغه هیچ واکنشی در مقابل گرم شدن تدریجی آب از خود نشان نمیدهد تا اینکه پس از مدتی، وقتی متوجه خطر میشود که دیگر کار از کار گذشته و سیستم عصبی بدنش از کار افتاده است. قورباغه دیگر نمیتواند حرکت کند و به سرانجام محتوم خود تن میدهد. یک تصور غلط در مورد اعتیاد که گاه مانند یک دام عمل میکند، توهم «اعتیاد برای دیگران اتفاق میافتد!» است. همین تصور اشتباه مردم را از خطرات اعتیاد غافل کرده و بدتر از آن اینکه عدهای با این باور غلط که «من معتاد نمیشوم.» برای تفریح به سراغ مخدرات میروند و بعد از مدتی به ناگهان میفهمند که دچار چه مصیبتی شدهاند.
اعتیاد... چرا و چگونه؟!
در ارتباط با اعتیاد باید سادهانگاری و سادهاندیشی را کنار گذاشت. بسیاری از افرادی که ادعا میکنند اعتیاد موضوع پیچیدهای است، نگاهی ساده و معمولی به این موضوع دارند و بعنوان یک معلول به آن حمله میکنند.
فرشتههایی برای نجات
بررسی وضعیت فعالیت نهادهای مسئول در موضوع اعتیاد
وقتی «عقل» تعطیل میشود!
چرا زنها معتاد میشوند؟
از تریاک تا آمفتامین
بررسی اعتیاد در زنان
شتری كه نباید سوار شد
مخدر در جهان مدرن با ظاهری آراسته به میان جمع میرود. نیازی به منقل و وافور و ژستهای آن چنانی نیست. میتواند به اندازه یك دارو مفید به نظر برسد.
سیگار نشانه شخصیت شماست!
«برای اونایی که هنرمندند، برای اونایی که دقیقاند، برای اونایی که روشنفکرند، برای اونایی که خوشتیپاند... سیگار کنت!"
ترس از سوسك و اعتیاد در زنان
در برخورد با یك زن معتاد چه رفتاری میكنیم؟
الف- سلام میكنیم
ب- چشمك میزنیم
ج- پیشنهاد ازدواج میدهیم
د- همه موارد
اعتیاد زنانه
اعتیاد زنانه
به همین سادگی
خلاصه: در زیر نمونههایی از انواع اعتیاد را به سمع و نظرتان میرسانیم كه اگر خدای ناكرده مبتلا به یكی از این انواع هستید، آگاه شوید و با خودتان كنار بیایید.
فقط و فقط به خاطر...!
«به شوهرم گفتم به خاطر اینکه پای این و آن به خانهمان باز نشود، حاضرم پا به پای او مواد بکشم. شوهرم ازپیشنهادم به گرمی استقبال کرد، به این ترتیب من به بهانه نجات شوهرم زندگیام را باختم.»
خود غلط بود...
نگاهی به جثه ریز مچاله شده كنار دیوار انداخت. فكر كرد شاید اگر آنهمه خاطره را میشد به یكباره از ذهن پاك كرد، این موجود نحیف اولین چیزی بود كه از مغز و دل و زندگی بیرونش میكرد.
ذغال خوب
دو چیز بیتاثیر نبوده؛ ذغال خوب و رفیق بد! بله امان از رفیق بد که سیگار را داد دستمان و گفت بکش، بقیهاش با من! من اینطوری نبودم که پلنگی بودم برای خودم. امان از...













کی قراره آپ بشه پس؟!