در میان پژوهشگران علوم اجتماعی بر سر آنکه فعالیتهای آموزشی غیردرسی به عنوان وظیفه و کار تلقی میشود یا فراغت و تفریح، اختلاف نظر وجود دارد. چنان که از تعاریف مربوط به فراغت برمیآید، کسب مهارتهای مورد علاقه و ارتقای توانمندیهای مورد توجه فرد نیز فراغت محسوب میشود. اگر این امر را بپذیریم، میتوانیم حضور گسترده جوانان در فضاهای اموزشی و میل وافر آنها به کسب تخصصهای گوناگون را به وضوح مشاهده کنیم.
البته به این نکته باید توجه کرد که نگرشها و ارزشهای خانواده که معمولا تحت تاثیر باورهای مذهبی، طبقه اجتماعی، سطح تحصیلات و آگاهیهای عمومی خانواده، و همچنین درآمد و امکانات ایشان قرار دارد، در نحوه گذران ساعات تفریح جوانان اثری تعیین کننده دارد.
در رابطه با بررسی موضوع تفریح و شادی در میان جوانان، آشنایی با خرده فرهنگ جوانان حائز اهمیت است. «بریک»، جامعه شناس انگلیسی، صدا، تصویر و مد را بازارهای اصلی برای ابراز تعلقات خرده فرهنگی جوانان میداند. این خرده فرهنگها خود را با نحوه پوشش، ارتباطات، گفتگو و فعالیتهای انتخابی جوانان به ویژه برای سرگرمی و فراغت نشان میدهند. علاوه بر این، جوانان برای خود ابرازگری و تاثیرگذاری، سعی در استفاده از حوزه عمومی و گاه تسخیر بخشی از آن را دارند. در این رابطه به نظر میرسد جوانان ایرانی همگام با دیگر کشورها، شرایط نسبتا مشابهی را تجربه میکنند. تناقض اصلی برای جوانان امروز، افزایش استقلال و قدرت انتخاب در کنار محدودیتهای ساختاری موجود است و این امر منجر به بروز واکنش مقاومت و اعتراض در خرده فرهنگهای جوانان میشود. (ذکایی، 1386)
اما در مقام تعریف فراغت باید به سه تعریف عمده اشاره نمود:
1- در نگرش اول، فراغت به معنای زمان آزاد از کار در نظر گرفته شده است؛ یعنی زمانی که فرد کاری را برای پول انجام نمیدهد.
2- فراغت به منزله فعالیتی متمایز از کار که فرد به اختیار خود از آنها برای سرگرمی، افزودن به دانش خود یا توسعه مهارتهایش سود میگیرد.
3- فراغت یک طرز فکر و حالت روحی ناشی از سبکبالی و فراغ بال در نظر گرفته میشود. لذا فراغت نتیجه داشتن وقت آزاد و تعطیل و یا متاثر از عوامل خارجی نیست، بلکه نوعی حالت آرام و قرار فکورانه است .
شادکامی چیست؟ شادکامی عبارت است از مقدار ارزش مثبتی که یک فرد برای خود قائل است. در این حالت احساس نشاط و شادی پایدار در فرد مدنظر است.
اما در مورد فضای شاد و نشاط آور، در فرهنگ لغت واژهای اختصاصی و مشخص وجود ندارد. اما اگر بخواهیم فضاهای شاد و نشاطآور را در زبان عرف معنا کنیم، میتوانیم مکانهایی را ذکر کنیم که فرد ساعاتی از زندگی را بدون دغدغه کار، به استراحت و علایق شخصیاش بپردازد.
با توجه به آنچه به عنوان مبانی نظری در بالا آورده شد، معلوم میشود هر نوع فعالیت که آدمی را برای ساعاتی از قید دنیای پر از دود و دوز و دروغ آزاد کند، و ذهن و جسم فرد را برای لحظات، دقایق و یا ساعاتی از قید هر آنچه خوب نیست آزاد کند، تفریح نامیده میشود. بنابر این برای تفریح و شاد بودن، احداث مکانهای خاص و یا انجام فعالیتهای جسمی خاصی مد نظر نیست. یعنی فرد میتواند ذهن خود را برای آزاد ساختن از خستگی کار روزانه به موضوعی که به لحاظ شخصی برای وی مطلوب است معطوف سازد. و یا در خانه خود با سرگرم ساختن خود به کارهای خانه از این قیود آزاد گردد. (البته اینها مفاهیم حداقلی است. در صورت وجود امکانات تفریحی سالم میتواند از آنها نیز استفاده کند.) اما تفریح کردن الزاما مترادف با هزینه کردن نیست؛ فعالیتهای ذهنی گاه آثار مثبت بیشتری بر روح دارد تا حضور در مکانهای تفریحی که گاه هزینههای هنگفتی میطلبد.
در کشور ما متاسفانه به خاطر عدم وجود تعاریف دقیق از تفریح، از شادی، و از هر آنچه میتواند نشاطآور باشد، عمدتا افراد دچار مشکلاتی میشوند که در صورت عدم دسترسی به اینگونه مکانها یا عدم توانایی انجام برخی فعالیتها، به تحلیلهای سطحی در سطح زندگی خود دست زده و زندگی خود را فاقد این مضامین دانسته و به مرزبندیهای جدید و جدا کردن خود از افرادی که این را دارند دست میزنند و به لحاظ اجتماعی این نوع جداسازیها، گاه به ضرر فرد درسطح جامعه میشود. به همین دلیل در آمارهای مقایسهای بین ایران و دیگر کشورهای جهان، شاهد اختلافات فاحشی هستیم و این به علت متفاوت بودن تعریفهاست. بعضی تفریحات هست که ما هر روزه آنها را انجام میدهیم، اما آنها را تفریح نمیدانیم و جزو مناسک شادیآور به حسابشان نمیآوریم.
آنچه از ظاهر کشورهای مدرن برای ما ترسیم شده، اشتباهی است که بطن این جوامع، سبکهای زندگی و فرهنگ زندگی آنها را به ما نشان نمیدهد. ما از جوامع مدرن، آرمانشهری میبینم که مدرنیته متاخر به آنها هدیه کردهاست؛ اما بحرانهای مدرنیته، اعم از استرسهای زیاد، روانپریشیها، افزایش روزانه نرخ طلاق، و ساعات متمادی کار خارج از خانه برای تامین هزینههای زندگی مدرن، الزاما ساعات تفریح آنها را کاهش میدهد. اما ممکن است آنها به ساعاتی پیادهروی برای تفریح قانع باشند و از آن به خوبی استفاده کنند، ولی ما تفریح را الزاما مترادف با صرف هزینههای هنگفت میدانیم.
مسئله مهمی که در بطن امر مهم تفریح و نشاط آفرینی نهفته است، رابطه معکوس آن با کجرویهای اجتماعی است. وقتی فرد قائل به ایجاد مضامین ساده و کارهای ساده برای ساعات تفریح خود باشد، حتیالامکان از کمحوصلگی آنها میکاهد و آنها را از راضی کردن به انجام هر کاری حتی کجروانه باز میدارد. وقتی نرخ کجرویهای کوچک در جامعهای کاهش پیدا کرد، الزاما جرم و جنایات کاهش مییابد و نهایتا ما میتوانیم در جامعه خود آرمان شهری ترسیم کنیم که عاری از آسیبها و نامناسبتهای اجتماعی باشد. فکر کردن به این جامعه آرمانی خود میتواند تفریحی برای ساکنین آن و پیامآور نشاط بعد از تفریح برایشان باشد.
خوشمان آمد ‘ بعضی وقت ها از دستمان در می رود و خوب می نویسیم . ممنون که از اون قالب مسخره مقالات علمی در آوردینش . حداقل اینجا آدم یاد دانشگاه نیفتد بهتر است . 2- چرا یک مجله دخترانه این همه نویسنده مرد دارد 3- از تم صورتی دخترانه تون خیلی خوشمان آمد با اینکه من رنگ صورتی را دوست ندارم ولی حداقل با اسم مجله همخوانی دارد . 4- بابت همه چی ممنون و به امید ارتباطات بیشتر با مجله شما
لطفا مطالب زیادی در مورد کار وتفریح ارائه دهید