
تعداد بازدید: 401
کلمه عرفان، از واژه «معرفت» که به معنای شناخت است میآید؛ شناخت به معنی شناخت هستی با محور خدایی. شاید در دیگر عرفانها، شناخت انسان و توجه به انسان بیشتر از شناخت خدا و شناخت با محوریت خدا اهمیت داشته باشد ولی درعرفان اسلامی، خدا جزء اصلی و محور است. هر چیزی که غیر از خدا محور قرار بگیرد، باعث دور شدن از هدف و ماهیت اصلی عرفان اسلامی میشود.
در کنار شناخت فلسفی و عقلانی از هستی، میتوان عرفان را نوعی شناخت شهودی دانست. پس هنگامی که صحبت از عرفان میشود، یعنی شناختی نسبت به هستی صورت گرفته است؛ بنابراین هنگامی که با عبارت «عرفان کاذب» روبرو میشویم، اولین چیزی که به ذهن میرسد این است که این نوع از عرفان، ناتوان در طی مسیر خود و رسیدن به شناخت صحیح از هستی میباشد. یکی از مهمترین شاخصههای عرفانهای کاذب مانند عرفانهای سکولار و یا اومانیستی، همین جابجا کردن محور شناخت از خدا به انسان یا چیزهای دیگر است.
شاید اصلیترین دلیل بروز و ظهور عرفانهای نو و کاذب را بتوان ضعف در شناخت معنای توحید دانست. برداشتهای نادرست از توحید، زمینه را برای رشد عرفانهای کاذب مهیا میکند.
گرایش به معنویت در همه انسانها و در هر زمانی وجود دارد. شاید در ابتدای انقلاب جوانهای آن زمان با حضور در شرایطی مانند جبهههای جنگ و استفاده از فضای معنوی حاکم بر آنجا میتوانستند به این نیاز فطری خود پاسخ مناسبی بدهند، ولی امروزه با رشد جوامع از لحاظ تکنولوژیک و تغییر ارزشها و اصالت پیدا کردن و ارزشمند شدن موارد سطحی همچون مدرک، سرمایه و...، گرایش به عرفانهای کاذب بعنوان پناهی برای اغنای این نیاز و رفع عطش روحی بیشتر شده است. چیزی که شاید سالهای قبل ضدارزش محسوب میشد، کم کم دارد بعنوان نوعی ارزش مطرح میشود.
عرفانهایی مانند عرفانهای بودايی، سرخپوستی و بودايی که در آنها شريعت و تكليف یا اصلاً نیست و یا بسیار کمرنگ است و به نوعی عرفانهای سكولار هستند، در بین جوانهایی که تمایل زیادی به شریعت و تکلیفمدار بودن ندارند، و از طرف دیگر به دنبال رفع عطش معنوی خود هستند، با استقبال زیادی مواجه شده است؛ به نحوی که در دورهای، کتابهای عرفان سرخ پوستی جزو پرفروشترین کتابها در بین این قشر بود.
ویژگی جالب این قسم از عرفانهای کاذب، استفاده از ابزارهای مادی برای رسیدن به شهود است! برای مثال مواد توهمزا و تجربه حالات غیرعادی را جایگزین شهود حقیقی که در عرفان واقعی داریم، کردند. در حالی که در عرفان، رسیدن به شناخت، از طریق شهودی و از راه دل و تهذیب نفس صورت میگیرد. این روش هیچ گاه باطل نیست، و گاه ممکن است بسته به نوع استفاده از آن دچار اشتباهاتی بشود.
همین روش نادرست در رسیدن به شناخت، دلیل نادرست بودن این عرفانهاست. یکی از نمونههای بارز این عرفانها فیلمهایی مانند «ماتریکس» است که علیرغم اینکه در ظاهر تبلیغ فضاهای عرفانی و فلسفی را میکند، ولی در باطن کاملاً مادی است و با استفاده از ابزارهای مادی سعی در تلقین عرفان دارد. این دوگانگی در ظاهر و باطن، موجب بروز بحرانهای شدید هویتی در بین پیروان این عرفانها میشود.
همواره در طول تاریخ همراه با حقیقت و دین، چیزی به نام حقیقتنما و دیننما که عین باطل است، ظهور میکرده است.
رفاهزدگی بیش از حد، انسان را از دنیا و رفاه آن خسته کرده و به دنبال معنویت سوق میدهد. و زمانی که هم عرفان حقیقی و هم عرفان کاذب موجود است، و عرفان کاذب بوسیله ابزارهای تبلیغاتی، خود را جذاب نشان میدهد، روح تشنه مخاطبی که صرفا به دنبال آب معنوی میگردد، بدون درنگ جذب کالای براقتر و لوکستر که همان عرفان کاذب است میشود. این ایراد از ماست که نتوانستهایم، عرفان حقیقی و اصیل را آنچنان که در شان آن است ارائه دهیم.
هرچند عرفان حقیقی به دلیل تکلیفمدار بودن آن و این که مثل سایرعرفانهای کاذب، ریاضت بی قید و بند و نامحدود را تبلیغ نمیکند و آزادی را با قالبی که جهانیان میپسندند ارائه نمیدهد، قابلیت تزیین و ارائه به همه کس را ندارد. عرفان حقیقی، خط قرمز دارد، چهارچوب دارد؛ و این برای خیلیها که دنبال آزادی بیشرط هستند، خوشایند نیست و سهولت عرفان کاذب را به سختی عرفان حقیقی ترجیح میدهند.
تا زمانی که انسان به دنبال آزادی بی قید و شرط و منطبق با مطلوب خود باشد و تن به عدالت و تکلیفمداری موجود در عرفان حقیقی ندهد، معنویتهایی که در قالب عرفانهای کاذب خود را ارائه میدهند، در قیاس با عرفان اصیل و شریعت مدار، جذابیت و مخاطب بیشتری خواهند داشت.
چرا نباید بتوانیم با استفاده از ابزارهای روز و جدید، عرفان اصیل اسلامی را به جوانان عرضه کنیم؟ زبان جوانان، زبان خاصی است، وقتی با زبان جوان حرف زده شود، مسلماً پذیرفته خواهد داشت. مساله این است که این زبان هنوز به خوبی درک نشده است و در مرحله مخاطبشناسی هنوز با مشکلات جدی روبرو هستیم.
اگر میبینیم در شرایط کنونی جامعه، فیلم، رمان و... در بین جوانان رواج خوبی دارد، چرا نباید بتوانیم مفاهیم نابی که یک عالم دینی درک میکند را در قالبهای جدید به جوانان ارائه کنیم؟ شاید این تلاش شروع شده باشد، شاید از عمق و باطن قوی و ریشهداری برخوردار باشد ولی سرعت کافی ندارد و هنوز از نیاز جامعه عقب هستیم.
زمانی که با رشد ناگهانی کتابهایی با محتوای عرفانهای کاذب در بازار فرهنگی جامعه روبرو هستیم، بازار را اشباع میکنند و افکار را از مسیر اصلی خود منحرف میسازند، چه جای بروزی برای خوراک واقعی فکری باقی میماند؟
کمتوجهی به قرآن و آموزههای قرآنی که همواره در راس امور معصومین (علیهم السلام) بوده، نتیجهای جز انحراف در پی نخواهد داشت. تنها راه رسیدن به حقیقت، راه شریعت است و لاغیر. صرف توجه به ظاهر شریعت، هرچند ظاهری خوب و پسندیده است کافی نیست. دور شدن از عمق چیزی جز احساس پوچی، افسردگی و مواجهه با بحرانهای اجتماعی، هویتی و اخلاقی به همراه ندارد. چیزی که امروزه، گریبانگیر جامعه ماست و امیدواریم به همین زودیها برطرف شود. انشاالله ...
در کنار شناخت فلسفی و عقلانی از هستی، میتوان عرفان را نوعی شناخت شهودی دانست. پس هنگامی که صحبت از عرفان میشود، یعنی شناختی نسبت به هستی صورت گرفته است؛ بنابراین هنگامی که با عبارت «عرفان کاذب» روبرو میشویم، اولین چیزی که به ذهن میرسد این است که این نوع از عرفان، ناتوان در طی مسیر خود و رسیدن به شناخت صحیح از هستی میباشد. یکی از مهمترین شاخصههای عرفانهای کاذب مانند عرفانهای سکولار و یا اومانیستی، همین جابجا کردن محور شناخت از خدا به انسان یا چیزهای دیگر است.
شاید اصلیترین دلیل بروز و ظهور عرفانهای نو و کاذب را بتوان ضعف در شناخت معنای توحید دانست. برداشتهای نادرست از توحید، زمینه را برای رشد عرفانهای کاذب مهیا میکند.
گرایش به معنویت در همه انسانها و در هر زمانی وجود دارد. شاید در ابتدای انقلاب جوانهای آن زمان با حضور در شرایطی مانند جبهههای جنگ و استفاده از فضای معنوی حاکم بر آنجا میتوانستند به این نیاز فطری خود پاسخ مناسبی بدهند، ولی امروزه با رشد جوامع از لحاظ تکنولوژیک و تغییر ارزشها و اصالت پیدا کردن و ارزشمند شدن موارد سطحی همچون مدرک، سرمایه و...، گرایش به عرفانهای کاذب بعنوان پناهی برای اغنای این نیاز و رفع عطش روحی بیشتر شده است. چیزی که شاید سالهای قبل ضدارزش محسوب میشد، کم کم دارد بعنوان نوعی ارزش مطرح میشود.
عرفانهایی مانند عرفانهای بودايی، سرخپوستی و بودايی که در آنها شريعت و تكليف یا اصلاً نیست و یا بسیار کمرنگ است و به نوعی عرفانهای سكولار هستند، در بین جوانهایی که تمایل زیادی به شریعت و تکلیفمدار بودن ندارند، و از طرف دیگر به دنبال رفع عطش معنوی خود هستند، با استقبال زیادی مواجه شده است؛ به نحوی که در دورهای، کتابهای عرفان سرخ پوستی جزو پرفروشترین کتابها در بین این قشر بود.
ویژگی جالب این قسم از عرفانهای کاذب، استفاده از ابزارهای مادی برای رسیدن به شهود است! برای مثال مواد توهمزا و تجربه حالات غیرعادی را جایگزین شهود حقیقی که در عرفان واقعی داریم، کردند. در حالی که در عرفان، رسیدن به شناخت، از طریق شهودی و از راه دل و تهذیب نفس صورت میگیرد. این روش هیچ گاه باطل نیست، و گاه ممکن است بسته به نوع استفاده از آن دچار اشتباهاتی بشود.همین روش نادرست در رسیدن به شناخت، دلیل نادرست بودن این عرفانهاست. یکی از نمونههای بارز این عرفانها فیلمهایی مانند «ماتریکس» است که علیرغم اینکه در ظاهر تبلیغ فضاهای عرفانی و فلسفی را میکند، ولی در باطن کاملاً مادی است و با استفاده از ابزارهای مادی سعی در تلقین عرفان دارد. این دوگانگی در ظاهر و باطن، موجب بروز بحرانهای شدید هویتی در بین پیروان این عرفانها میشود.
همواره در طول تاریخ همراه با حقیقت و دین، چیزی به نام حقیقتنما و دیننما که عین باطل است، ظهور میکرده است.
رفاهزدگی بیش از حد، انسان را از دنیا و رفاه آن خسته کرده و به دنبال معنویت سوق میدهد. و زمانی که هم عرفان حقیقی و هم عرفان کاذب موجود است، و عرفان کاذب بوسیله ابزارهای تبلیغاتی، خود را جذاب نشان میدهد، روح تشنه مخاطبی که صرفا به دنبال آب معنوی میگردد، بدون درنگ جذب کالای براقتر و لوکستر که همان عرفان کاذب است میشود. این ایراد از ماست که نتوانستهایم، عرفان حقیقی و اصیل را آنچنان که در شان آن است ارائه دهیم.
هرچند عرفان حقیقی به دلیل تکلیفمدار بودن آن و این که مثل سایرعرفانهای کاذب، ریاضت بی قید و بند و نامحدود را تبلیغ نمیکند و آزادی را با قالبی که جهانیان میپسندند ارائه نمیدهد، قابلیت تزیین و ارائه به همه کس را ندارد. عرفان حقیقی، خط قرمز دارد، چهارچوب دارد؛ و این برای خیلیها که دنبال آزادی بیشرط هستند، خوشایند نیست و سهولت عرفان کاذب را به سختی عرفان حقیقی ترجیح میدهند.
تا زمانی که انسان به دنبال آزادی بی قید و شرط و منطبق با مطلوب خود باشد و تن به عدالت و تکلیفمداری موجود در عرفان حقیقی ندهد، معنویتهایی که در قالب عرفانهای کاذب خود را ارائه میدهند، در قیاس با عرفان اصیل و شریعت مدار، جذابیت و مخاطب بیشتری خواهند داشت.
چرا نباید بتوانیم با استفاده از ابزارهای روز و جدید، عرفان اصیل اسلامی را به جوانان عرضه کنیم؟ زبان جوانان، زبان خاصی است، وقتی با زبان جوان حرف زده شود، مسلماً پذیرفته خواهد داشت. مساله این است که این زبان هنوز به خوبی درک نشده است و در مرحله مخاطبشناسی هنوز با مشکلات جدی روبرو هستیم.
اگر میبینیم در شرایط کنونی جامعه، فیلم، رمان و... در بین جوانان رواج خوبی دارد، چرا نباید بتوانیم مفاهیم نابی که یک عالم دینی درک میکند را در قالبهای جدید به جوانان ارائه کنیم؟ شاید این تلاش شروع شده باشد، شاید از عمق و باطن قوی و ریشهداری برخوردار باشد ولی سرعت کافی ندارد و هنوز از نیاز جامعه عقب هستیم.
زمانی که با رشد ناگهانی کتابهایی با محتوای عرفانهای کاذب در بازار فرهنگی جامعه روبرو هستیم، بازار را اشباع میکنند و افکار را از مسیر اصلی خود منحرف میسازند، چه جای بروزی برای خوراک واقعی فکری باقی میماند؟
کمتوجهی به قرآن و آموزههای قرآنی که همواره در راس امور معصومین (علیهم السلام) بوده، نتیجهای جز انحراف در پی نخواهد داشت. تنها راه رسیدن به حقیقت، راه شریعت است و لاغیر. صرف توجه به ظاهر شریعت، هرچند ظاهری خوب و پسندیده است کافی نیست. دور شدن از عمق چیزی جز احساس پوچی، افسردگی و مواجهه با بحرانهای اجتماعی، هویتی و اخلاقی به همراه ندارد. چیزی که امروزه، گریبانگیر جامعه ماست و امیدواریم به همین زودیها برطرف شود. انشاالله ...
نظرات [0]

- تذکر: تنها نظرات فارسی درج می شود،لطفا دقت فرمایید.

آخرین شماره :
زنان و اعتیاد
در مطالعات روانشناسی آزمایشی انجام میدهند که در آن قورباغهای را داخل قابلمهای پر از آب معمولی میگذارند و قابلمه را روی شعله آتش قرار میدهند. قورباغه هیچ واکنشی در مقابل گرم شدن تدریجی آب از خود نشان نمیدهد تا اینکه پس از مدتی، وقتی متوجه خطر میشود که دیگر کار از کار گذشته و سیستم عصبی بدنش از کار افتاده است. قورباغه دیگر نمیتواند حرکت کند و به سرانجام محتوم خود تن میدهد. یک تصور غلط در مورد اعتیاد که گاه مانند یک دام عمل میکند، توهم «اعتیاد برای دیگران اتفاق میافتد!» است. همین تصور اشتباه مردم را از خطرات اعتیاد غافل کرده و بدتر از آن اینکه عدهای با این باور غلط که «من معتاد نمیشوم.» برای تفریح به سراغ مخدرات میروند و بعد از مدتی به ناگهان میفهمند که دچار چه مصیبتی شدهاند.
اعتیاد... چرا و چگونه؟!
در ارتباط با اعتیاد باید سادهانگاری و سادهاندیشی را کنار گذاشت. بسیاری از افرادی که ادعا میکنند اعتیاد موضوع پیچیدهای است، نگاهی ساده و معمولی به این موضوع دارند و بعنوان یک معلول به آن حمله میکنند.
فرشتههایی برای نجات
بررسی وضعیت فعالیت نهادهای مسئول در موضوع اعتیاد
وقتی «عقل» تعطیل میشود!
چرا زنها معتاد میشوند؟
از تریاک تا آمفتامین
بررسی اعتیاد در زنان
شتری كه نباید سوار شد
مخدر در جهان مدرن با ظاهری آراسته به میان جمع میرود. نیازی به منقل و وافور و ژستهای آن چنانی نیست. میتواند به اندازه یك دارو مفید به نظر برسد.
سیگار نشانه شخصیت شماست!
«برای اونایی که هنرمندند، برای اونایی که دقیقاند، برای اونایی که روشنفکرند، برای اونایی که خوشتیپاند... سیگار کنت!"
ترس از سوسك و اعتیاد در زنان
در برخورد با یك زن معتاد چه رفتاری میكنیم؟
الف- سلام میكنیم
ب- چشمك میزنیم
ج- پیشنهاد ازدواج میدهیم
د- همه موارد
اعتیاد زنانه
اعتیاد زنانه
به همین سادگی
خلاصه: در زیر نمونههایی از انواع اعتیاد را به سمع و نظرتان میرسانیم كه اگر خدای ناكرده مبتلا به یكی از این انواع هستید، آگاه شوید و با خودتان كنار بیایید.
فقط و فقط به خاطر...!
«به شوهرم گفتم به خاطر اینکه پای این و آن به خانهمان باز نشود، حاضرم پا به پای او مواد بکشم. شوهرم ازپیشنهادم به گرمی استقبال کرد، به این ترتیب من به بهانه نجات شوهرم زندگیام را باختم.»
خود غلط بود...
نگاهی به جثه ریز مچاله شده كنار دیوار انداخت. فكر كرد شاید اگر آنهمه خاطره را میشد به یكباره از ذهن پاك كرد، این موجود نحیف اولین چیزی بود كه از مغز و دل و زندگی بیرونش میكرد.
ذغال خوب
دو چیز بیتاثیر نبوده؛ ذغال خوب و رفیق بد! بله امان از رفیق بد که سیگار را داد دستمان و گفت بکش، بقیهاش با من! من اینطوری نبودم که پلنگی بودم برای خودم. امان از...
در مطالعات روانشناسی آزمایشی انجام میدهند که در آن قورباغهای را داخل قابلمهای پر از آب معمولی میگذارند و قابلمه را روی شعله آتش قرار میدهند. قورباغه هیچ واکنشی در مقابل گرم شدن تدریجی آب از خود نشان نمیدهد تا اینکه پس از مدتی، وقتی متوجه خطر میشود که دیگر کار از کار گذشته و سیستم عصبی بدنش از کار افتاده است. قورباغه دیگر نمیتواند حرکت کند و به سرانجام محتوم خود تن میدهد. یک تصور غلط در مورد اعتیاد که گاه مانند یک دام عمل میکند، توهم «اعتیاد برای دیگران اتفاق میافتد!» است. همین تصور اشتباه مردم را از خطرات اعتیاد غافل کرده و بدتر از آن اینکه عدهای با این باور غلط که «من معتاد نمیشوم.» برای تفریح به سراغ مخدرات میروند و بعد از مدتی به ناگهان میفهمند که دچار چه مصیبتی شدهاند.
اعتیاد... چرا و چگونه؟!
در ارتباط با اعتیاد باید سادهانگاری و سادهاندیشی را کنار گذاشت. بسیاری از افرادی که ادعا میکنند اعتیاد موضوع پیچیدهای است، نگاهی ساده و معمولی به این موضوع دارند و بعنوان یک معلول به آن حمله میکنند.
فرشتههایی برای نجات
بررسی وضعیت فعالیت نهادهای مسئول در موضوع اعتیاد
وقتی «عقل» تعطیل میشود!
چرا زنها معتاد میشوند؟
از تریاک تا آمفتامین
بررسی اعتیاد در زنان
شتری كه نباید سوار شد
مخدر در جهان مدرن با ظاهری آراسته به میان جمع میرود. نیازی به منقل و وافور و ژستهای آن چنانی نیست. میتواند به اندازه یك دارو مفید به نظر برسد.
سیگار نشانه شخصیت شماست!
«برای اونایی که هنرمندند، برای اونایی که دقیقاند، برای اونایی که روشنفکرند، برای اونایی که خوشتیپاند... سیگار کنت!"
ترس از سوسك و اعتیاد در زنان
در برخورد با یك زن معتاد چه رفتاری میكنیم؟
الف- سلام میكنیم
ب- چشمك میزنیم
ج- پیشنهاد ازدواج میدهیم
د- همه موارد
اعتیاد زنانه
اعتیاد زنانه
به همین سادگی
خلاصه: در زیر نمونههایی از انواع اعتیاد را به سمع و نظرتان میرسانیم كه اگر خدای ناكرده مبتلا به یكی از این انواع هستید، آگاه شوید و با خودتان كنار بیایید.
فقط و فقط به خاطر...!
«به شوهرم گفتم به خاطر اینکه پای این و آن به خانهمان باز نشود، حاضرم پا به پای او مواد بکشم. شوهرم ازپیشنهادم به گرمی استقبال کرد، به این ترتیب من به بهانه نجات شوهرم زندگیام را باختم.»
خود غلط بود...
نگاهی به جثه ریز مچاله شده كنار دیوار انداخت. فكر كرد شاید اگر آنهمه خاطره را میشد به یكباره از ذهن پاك كرد، این موجود نحیف اولین چیزی بود كه از مغز و دل و زندگی بیرونش میكرد.
ذغال خوب
دو چیز بیتاثیر نبوده؛ ذغال خوب و رفیق بد! بله امان از رفیق بد که سیگار را داد دستمان و گفت بکش، بقیهاش با من! من اینطوری نبودم که پلنگی بودم برای خودم. امان از...












