تمامی اندیشمندان جامعهشناس و روانشناس بر نقش خانواده در تربیت فرزند و تاثیر آن بر جامعه تاكید دارند. با وجودی كه در عصر حاضر انواع و اقسام موسسات، خدمات مختلف مربوط به خانواده را بر عهده گرفتهاند و كاركردهای خانواده را به حداقل رساندهاند، اما همچنان تاثیر خانواده بر روی فرد، مشهود و واضح است.
در اسلام نیز به این اصل اساسی توجه شده است و در نگرشی كه اسلام به خانواده دارد، هم ارزشهای فردی حفظ شده و هم تعالی روح انسانی موردنظر قرار گرفته است.
خداوند در سوره یاسین میفرمایند: «پاک و منزه است خدایی که همه ممکنات عالم را جفت آفریده چه از نبات و «حیوانات» چه از نفوس بشر و دیگر مخلوقات که شما از آن آگاه نیستید.»
حق زهر جنسی چو زوجین آفرید
پس نتایج شد ز جمعیت پدید
(مثنوی دفتر ششم)
یکی از مظاهر این زوجیت در انسان است که با تشکیل خانواده تحقق یافته است. خانواده مختص انسان نیست و این کمالی است که حیوانات نیز از آن برخوردارند. اما آنچه باعث تمایز انسان موحد از سایرین میشود، چگونگی نگرش و دیدگاه او نسبت به خانواده است. زیرا انسان، هر کمالی اعم از کمالات جمادی، گیاهی و حیوانی را رنگ الهی میبخشد و چه رنگی زیباتر از رنگ الهی تا او را در مسیر سیر به هدف غایی که وصال محبوب است کمک کند. همه عالم در تسخیر انسان موحد است تا او به سوی خالق هستی راه بپماید.
ابر و باد و مه و خورشید فلک در کارند
تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری
انسان در این مسیر به الگویی کامل نیاز دارد تا بیاموزد که چگونه الهی بیاندیشد و عمل کند و خداوند انبیاء و اولیاء را الگو و راهنمای بندگانش قرار داده است.
اگر با این دید به خانواده که اصلیترین و کوچکترین نهاد اجتماعی است بنگریم به نقش مهم آن در تربیت تکتک افراد جامعه پی میبریم. کارکرد صحیح این نهاد موجب رشد و تعالی دنیوی و اخروی فرد و جامعهاش میشود؛ پیامبر گرامی اسلام میفرمایند: «هیچ بنایی در اسلام پایه گذاری نشده است که در پیشگاه خدای متعال محبوبتر از تشکیل خانواده باشد.»

خانواده محل رشد و تعالی افراد بشر است. انسان با نقشهایی که به مرور زمان به عهده میگیرد کامل میشود. او ابتدا - فارغ از جنسیت- نقش فرزندی دارد، سپس نقشهای متفاوت اجتماعی مییابد (دانشآموز، دانشجو، کارگر، کارمند و...) و در کانون خانواده است که آماده پذیرش این نقشهای اجتماعی میگردد و دست آخر خود نیز باید خانوادهای تشکیل دهد. اگر روابط بین اصلیترین عضوهای خانواده، یعنی پدر و مادر، بر اساس هدف خلقت تنظیم شود و تمام ابعاد مادی و معنوی انسان را در جهت صحیح هدایت کند، آثار و برکات عظیمی برای انسان و جامعه پدیدار میگردد. خداوند در این مورد در سوره روم آیه 21 میفرمایند: «از نشانههای او این است که از خود شما جفتهایی برای شما آفرید تا نزد ایشان آرامش یابید، و میان شما دوستی و مهربانی برقرار ساخت. همانا در این نشانههایی است برای آنان که میاندیشند.»
چون تو در قرآن حق بگریختی
با روان انبیاء آمیختی
(مثنوی دفتر اول)
به نکات این آیه بالا توجه کنید. اولا، خداوند به زن یا مرد اشاره نمیکند، بلکه هر دو را مورد خطاب قرار داده، میفرماید: «جفتی از خود شما»، یعنی زن و مرد، هر دو، باعث آرامش یکدیگر میشوند. میدانیم که انسان دارای ابعاد مختلف درونی و بیرونی است؛ بنابراین، نیازهای متفاوتی نیز دارد که با تشکیل خانواده، این نیازها برطرف میگردد و با آرامشی که به انسان هدیه میشود، او را آماده فعالیت صحیح اجتماعی میکند.
نکته دیگر این که اساس روابط خانوادگی بر اساس «محبتی عملی» است (مودت از ریشه ود به معنای دوست داشتن چیزی و آرزوی بقای آن است. محبتی را که بروز و ظهور پیدا میکند، مودت مینامند.) در روایات آمده «هر که ایمانش بیشتر است، همسر و فرزندانش را بیشتر دوست دارد.»
دست آخر اینکه، اینها نشانههایی برای اهل خرد است تا بیاندیشند که همه چیز در این عالم قانونمند و هدفدار، به سوی تعالی در حرکت است و کافی است انسان خود را در مسیر «شدن» قرار دهد.
خانواده اگر درست تشکیل نشود یا اصلا افراد جامعه علاقه به ایجاد آن نداشته باشند، میتوان گفت کارکردهای اجتماعی و محاسن اخلاقی مانند حس مسولیتپذیری، عشق و محبت، ایثار و... که از خانواده نشات میگیرد، تحت تاثیر قرار میگیرد. بدین ترتیب جامعه از مسیر طبیعی خود خارج شده و به مرور، مسیر قهقرا را طی میکند. نمونه عینی این مشكل در جوامع غربی است كه مسایل جنسی از مسیری غیرطبیعی و نامشروع ارضاء میشود، یا محبتشان را با حیوانات دست آموز تقسیم میکنند... دیگر علاقهای به تشکیل خانواده ندارند، یا لااقل علاقه کمی دارند. متاسفانه، کشور ما نیز اگر چه محدود، اما در این مسیر قرار گرفته است. منتها سنخ مسایل و مشکلات جامعه ما با جوامع غربی متفاوت است و مردم بیشتر با گرفتاریهای فرهنگی دست و پنجه نرم میکنند و جهل و دورافتادگی از سیره نبوی و علوی و قرآن ما را بیش از پیش از خود حقیقیمان دور کرده است و چه زیباست كه با بازنگری در اعمال و رفتار خود و تطبیق با سیره علوی، مسیر صحیح زندگی را باز یابیم.