نارضایتی جنسی! مثل یک دانشآموز دبستانی که موضوع انشای سختی به او داده باشند، این دو کلمه را گذاشتهام جلوی چشمم و مستاصل ماندهام که چگونه باید دربارهاش بنویسم. نوشتن درباره مسائل جنسی به دلایل متعددی سخت و دشوار است. دلیل اولش همان خط قرمزهای عرفی است که همواره به دلیل شرم و حیای ایرانی -که در میان جامعهای با اکثریت مسلمان، با محذورات اسلامی در هم آمیخته- وجود دارد. همین دلیل، خود یکی از عوامل گستردگی معضلی به نام «نارضایتی جنسی» در بین مردان و زنان ایرانی است. دلیل دیگر دشواری نوشتن در این باره، گستردگی عوامل و نیز تاثیرات آن است. نارضایتی جنسی عوامل زیادی دارد که این عوامل میتواند گسترهای از خود فرد و شریک جنسیاش تا اجتماع را در بر گیرد. از سوی دیگر، نارضایتی جنسی، نه تنها میتواند بر خود فرد –چه از نظر روحی و چه از نظر جسمی– تاثیر گذارد، که باعث تنشها و معضلات خانوادگی و اجتماعی نیز خواهد شد. به هر حال در تلاش برای حل معضلی که چنین عوارض گستردهای به دنبال دارد، باید تلاش کرد و شاید قدم اول در این راه، همین نوشتن و آگاهی دادن درباره آن باشد. عوامل نارضایتی جنسی
این عوامل را میتوان در چهار بخش مورد تحلیل و بررسی قرار داد: فرد، شریک جنسی، عوامل مشترک و اجتماع. البته باید خاطر نشان کرد که اجتماع در این میان تاثیر مستقیم ندارد و در واقع عاملیت آن از طریق تاثیری که بر فرد میگذارد خود را نشان میدهد. گفتنی است در اینجا، منظور از فرد، شخصی است که در یک رابطه جنسی، دچار نارضایتی جنسی شده است.
اولین دلیلی که میتواند فرد را در نارضایتی جنسی خودش عامل سازد، میزان آموزشدیدگی جنسی اوست. دانایی جنسی شاید مهمترین عنصر در یک رابطه جنسی باشد. این دانایی میتواند همه اجزای رابطه را در بر گیرد: چیستی و چرایی رابطه، مسائل فیزیولوژی و زیستشناسی، مسائل روحی و روانی و عاطفی، شیوههای انجام و روش آنها، راههای ایجاد لذت و رضایتمندی در هر دو طرف و .. . هر چقدر دانش فرد از جنبههای مختلف درباره رابطه جنسی افزون گردد، بهتر میتواند در مقابل معضلی به نام نارضایتی جنسی بایستد. اینکه چنین آموزشی از سوی خانواده یا جامعه فرد به او داده شود و یا فرد شخصا به دنبال فراگیری آن برود مسئله نیست؛ مهم این است که این آموزش صحیح و اصولی باشند. ذکر این نکته از آنجا ضروری است که امروزه، با گسترش اینترنت در جامعه، عمده اطلاعاتی از این دست، از طریق مرور محتوای وب در اختیار فرد قرار میگیرد و این در حالی است که صحت و اصولی بودن این اطلاعات الزاما تضمین شده نیستند. به ویژه آنکه افراد، این اطلاعات را عمدتا از طریق سایتهایی کسب میکنند که کار اصلی آنها پورنوگرافی و پورنونگاری است و نوشتن درباره آموزشهای جنسی، شاید تنها بهانهای برای اندکی اخلاقی نشان دادن فعالیتشان باشد. اطلاعات و آموزش غلط و نادرست، بیش از ناآگاهی یا کمآگاهی درباره رابطه جنسی در نارضایتی جنسی تاثیر دارد. مثلا در بسیاری از داستانهای پورنو، مدت زمان ارضای جنسی (ارگاسم) بسیار طولانی فرض شده است. خواننده چنین داستانی، در صورتی که در هنگام رابطه، مدت زمان ارضای کوتاهتری را در خود یا شریک جنسیاش مشاهده کند، ممکن است دچار نارضایتی جنسی شود؛ به خصوص درباره مردان که درباره طولانی بودن زمان رسیدن به ارگاسم حساسیت بیشتری دارند.

دلیل دیگری که میتواند یک فرد را در نارضایتی جنسی خود عامل کند، تصورات جنسی اوست. فانتزیهای جنسی، به خودی خود، نه از دیدگاه روانشناسی و نه از دیدگاه انسانی مذموم شناخته نشدهاند. مثلا اینکه فردی در تصورات و تخیلات خود حتی گونههایی از رابطه جنسی نامتعارف (مثل سکس با خشونت و .. ) را بازآفرینی کند، دلیلی بر انحراف جنسی آن فرد شناخته نمیشود. به عنوان مثال، سکس تحت سلطه طرف مقابل، یکی از فانتزیهای جنسی شایع در میان زنان است. با این حال داشتن چنین فانتزی جنسی، دلیلی نمیشود تا فرد پذیرای مورد تجاوز قرار گرفتن باشد. در واقع فرد، خود میان این فانتزیها و واقعیت دیوار میکشد و میداند که مرز هر یک تا کجاست. روانشناسان نیز در بسیاری مواقع، با واکاوی فانتزیهای جنسی یک فرد، به دنبال مسائل دیگری در روح وی میگردند. اما علیرغم این همه، گاهی اتفاق میافتد که این مرز برای یک فرد گم میشود. در چنین حالتی، فرد، رابطه جنسی خود را با فانتزیهایش میسنجد و از آنجا که ذهن و تخیل فرد در این زمینه اصطلاحا سنگ تمام میگذارند و همه راهی را برای لذتبخشی به خود فرد هموار میسازند ، بازنده میدان، رابطه واقعی جنسی است. در چنین شرایطی، نارضایتی جنسی در فرد ایجاد میشود . قدرت گرفتن فانتزیهای جنسی و کمرنگشدن مرز آنها با واقعیت دلایل مختلفی دارد. این دلایل از در معرض تهاجم قرار گرفتن ذهن فرد با تصورات بیش از حد جنسی تا پناه بردن فرد از یک رابطه جنسی ناموفق به فانتزیهای جنسی را در بر میگیرند. مخلص کلام اینکه فانتزیهای جنسی، اگرچه معضل محسوب نمیشوند که نشانهای از سلامت فرد بوده و حتی به بهبود رابطه جنسی در فرد کمک میکنند، اما در صورت لجام گسیختگی، نه تنها موجبات نارضایتی جنسی را فراهم میآورند، که میتوانند باعث بروز انحرافات جنسی و حتی جرمهایی مثل تجاوز نیز واقع شوند.
دلایل دیگری همچون خودخواهی جنسی، تغییر سلیقه و ذائقه جنسی و .. نیز از عواملی هستند که میتواند فرد را در بروز نارضایتی جنسی، عامل نشان دهد.
شریک جنسی فرد نیز میتواند در نارضایتی جنسیاش تاثیر داشته باشد. اولین دلیلی که در این مورد نیز متصور میشود، نداشتن آموزش و اطلاعات مناسب جنسی است. میشود گفت درک و اطلاعات خوب هر دو طرف، در داشتن یک رابطه جنسی خوب و موفق تاثیر برابری دارد. حتی شاید بتوان موارد دیگر تقصیرات شریک جنسی در نارضایتی جنسی فرد را در همین حوزه ریشهیابی کرد. مثلا رعایت بهداشت فردی در یک رابطه جنسی امری مهم است و تاثیر زیادی بر روی طرف مقابل میگذارد. عدم رعایت بهداشت فردی، موجب ناخشنودی و در نتیجه نارضایتی جنسی در فرد مقابل میشود و چه بسا ممکن است در صورت تکرار، به سردی، بیمیلی و یا حتی تنفر بیانجامد. این مسئله را شاید بتوان یک معضل شخصی دانست: اینکه کسی به بهداشت فردیاش بیتفاوت است؛ ولی هنگامی که همین فرد با همین ویژگی وارد یک رابطه جنسی میشود، به احتمال قریب به یقین، درباره اهمیت نقش بهداشت فردی در رابطه جنسی بیاطلاع یا کم اطلاع است. چنین نگاهی را میتوان در مورد عدم انجام اکشن و ریاکشنهای مناسب در هنگام رابطه جنسی، عدم آشنایی با رفتار بدن، ناآگاهی نسبت به آناتومی جنس مخالف و .. نیز داشت.
یک سری از مسائل موثر در نارضایتی جنسی فرد، مسائل مشترکی است که ممکن است بین هر دو طرف، یا برای یک طرف (ولی در شرایطی که خود فرد در آنها مقصر نیست) پیش بیاید. مثلا روزمرگی، یکنواختی رابطه جنسی پس از مدتی، کار و خستگی روزانه، دغدغهها و ناراحتیها و مشغلههای ذهنی، افزایش سن، داشتن فرزند و .. از جمله مسائلی هستند که میتوانند بر هر دو طرف یا یکی از طرفین تاثیر گذارند و دامنه این تاثیر به رابطه جنسی نیز کشیده شده و در نتیجه به نارضایتی جنسی یکی از طرفین یا هر دو طرف منجر شود. در مورد این مسائل، تنها آگاهی و دانش نیست که میتواند یک رابطه جنسی را بیمه کند. انجام یک سری اعمال و اقدامات پیشگیرانه و نیز مشاورههای روانشناسی و جنسی، میتواند در جلوگیری از تاثیر چنین مسائلی بر رابطه جنسی کمک کند.
در مورد نقش اجتماع در نارضایتی جنسی فرد، همانگونه که پیشتر هم گفته شد، نمیتوان از نقش مستقیم سخن گفت. اجتماع از طریق زیرساختهای خود بر فرد تاثیر میگذارد و این تاثیر در همه زندگی فرد و از جمله رابطه جنسی وی نقش دارد. تربیت اجتماعی فرد، نگاه اجتماع به روابط جنسی، مسائل عرفی و دینی و .. همانگونه که در شکلگیری شخصیت یک فرد اثر میگذارند، از جمله نقشهای اجتماع در شکل گیری رفتار جنسی یک فرد – به عنوان جزئی از شخصیت وی – نیز هستند.
عوارض نارضایتی جنسی
همچون عوامل نارضایتی جنسی، میتوان عوارض آن را نیز در چهار حوزه بررسی کرد. عوارض نارضایتی جنسی در فرد دارای هر دو جنبه جسمی و روحی-روانی است. از نظر جسمی، نارضایتی جنسی، میتواند به اختلال عملکرد دستگاههای جنسی، سردی (یا برخلاف آن تشدید نیازهای جنسی)، درد در نقاط مختلف بدن و .. منجر شود. از سوی دیگر، نارضایتی جنسی میتواند سبب افسردگی، نارضایتی از زندگی، پرخاشگری، عدم کنترل عصبی و .. شده و حتی در نهایت به زیر پا گذاشتن اخلاقیات با اعمالی همچون خیانت و یا تجاوز بیانجامد. نکته قابل توجه در این زمینه، تاثیر مستقیم روح و جسم بر یکدیگر است؛ چرا که رابطه جنسی در واقع یک رابطه روحی-جسمی است. علیرغم امکان وجود روابط جنسی بدون علاقه در میان انسانها، رابطه جنسی در صورتیکه تنها به قصد ارضای جنسی صورت گیرد، چیزی کم دارد؛ حتی اگر در فرد، کامل و کافی به نظر برسد. در واقع وجود عشق و علاقه بین طرفین در یک رابطه جنسی، همان چیزی است که در کنار تعهد، رابطه جنسی در انسان را با حیوانات متمایز میکند. با توجه به این مسئله، عوارض روحی و جسمی نارضایتی جنسی، میتوانند بر یکدیگر نیز اثرگذار باشند.
نارضایتی جنسی فرد، به دلیل بروز رفتارهای ناشی از آن، بر شریک جنسی فرد نیز اثر میگذارد. اثری که میتواند به نارضایتی جنسی در شریک جنسی نیز بیانجامد و طبیعتا همان عوارض ذکر شده را برای شریک جنسی نیز موجب شود. در نتیجه، نارضایتی جنسی، با تاثیر بر طرفین، بر خود رابطه نیز اثرگذار است. یعنی نارضایتی جنسی و به خصوص عوارض روحی-روانی آن، میتواند سبب تیره و تار شدن رابطه و حتی منجر به جدایی طرفین از یکدیگر شود. در بسیاری مواقع، دلیل اختلافات و جداییها، مستقیما نارضایتی جنسی نیست، بلکه دلایلی دارد که از این مسئله ناشی میشوند. مثلا بدخلقی، بهانهگیری، پرخاشگری فرد، میتواند دلایلی برای تصمیم به جدایی از سوی طرف مقابل شود، ولی اگر دلیل این رفتارها را ریشهیابی کنیم، ممکن است به این نتیجه برسیم که این رفتارها همان عوارض نارضایتی جنسی فرد بودهاند. البته در مورد گذر از اخلاقیات و تعهد، حتی در صورت ریشهیابی مسئله در نارضایتی جنسی فرد، تنها از دیدگاه روانشناسی میتوان فرد را تبرئه کرد و تقصیرها را گردن نارضایتی جنسی انداخت. در غیر این صورت، انسانشناسی یا دین از دیدگاه دیگری با این مسئله برخورد میکند.
مسلما با این تفاصیل، نارضایتی جنسی، میتواند برای جامعه هم عوارضی داشته باشد. مثلا کشیدهشدن پرخاشگری حاصل از این مسئله به اجتماع، میتواند سبب درگیری شود یا گستردگی افسردگی بر اثر نارضایتی جنسی، بر جامعه تاثیر مستقیم دارد. از سوی دیگر – همانطور که گفته شد– این مسئله میتواند به مسائلی همچون طلاق، خیانت و تجاوز نیز بیانجامد که همگی از معضلات اجتماعی محسوب میشوند. مثلا گسترش آمار طلاق همواره یکی از نگرانیهای حکومتها و نیز جامعهشناسان بوده است، چرا که تاثیرات مخرب آن بر یک جامعه (مثل فرزندان طلاق و ..) بر هیچ کس پوشیده نیست. بی دلیل نیست که علیرغم همه خط قرمزهای عرفی در بیان سخن در چنین زمینهای، اخیرا مسئولان و کارشناسان این حوزه، به صرافت افتادهاند در این زمینه کاری صورت دهند. طبق آمار غیررسمی، 40 درصد طلاقها در ایران، به طور مستقیم یا غیرمستقیم، از نارضایتی جنسی ناشی میشود. آماری که مسلما با روند رو به رشد آمار طلاق و نیز تغییر نگرش جنسی جامعه، روند صعودی خطرناکی را طی میکند. نگرانیهای اخیر مسئولان بهداشتی کشور، به دلیل تغییر روند گسترش بیماری ایدز از اعتیاد تزریقی به روابط جنسی پرخطر، که از بیتوجهی در پرداختن به این حوزه به دلایل وجود خط قرمزهای مشابه با مسئله نارضایتی جنسی ناشی میشود، زنگ خطر چشم بستن و ندیدن معضل نارضایتی جنسی و عوارضش را، برایمان به صدا در میآورد.
باید کاری کرد؛ پیش از آنکه دیر شود .. باید کاری کرد.