1937
مجله اینترنتی
زنان و خانواده
کانال دخت ایران
          1. حسین شرف الدین
              1. اندازه متن:
              2.  
              3.  
            نظرات (۰۰)
            تعداد بازدید: 1937
            نسخه مناسب چاپ
            ارسال به ديگران
            اضافه کردن به علاقمندی ها
        نهادهای مسئول نهادینه‌سازی حجاب با محدود ساختن وظایف خود به تنظیم قوانین و تعیین مجازاتهای قانونی بدون تلاش برای طراحی ساختارهای تکمیلی، از جنبه‌های اساسی حجاب غافل مانده‌اند.
        الگوی پوشش و کیفیت لباس در هر جامعه، بیش از هر چیز از ساختار باورها، ارزش‌ها، هنجارها و سلیقه‌های گروهی اثر می‌پذیرد. لباس، نشان دهنده ناخودآگاه فرهنگی جامعه است. لباس پوشیدن، نشانه اجتماعی بودن انسان است و مانند دیگر جنبه‌های اجتماعی بودن انسان بر اساس ارزش‌ها و هنجارهای اجتماعی و انتظارات جمعی شکل می‌یابد. ضرورت هم‌نوایی با اقتضاهای فرهنگ غالب و رعایت انتظارات جمعی، کمترین هزینه‌ای است که زندگی اجتماعی در ساحت‌های مختلف بر افراد تحمیل می‌کند. این هم‌نوایی برخلاف تصویر خام و ابتدایی آن، به معنای پذیرش قطعی اشکال متعین و تمکین بی‌چون و چرا در برابر الزامات انعطاف پذیر و تسلیم نشدن در برابر اراده و خواست جمعی نیست، بلکه به معنای هم‌نوایی صوری، تشبه و هم‌آوایی ظاهری و تخلف نکردن آشکار از حداقل‌های هنجاری جامعه است. در حوزه پوشش نیز جامعه، انتظار خویش را نه در چارچوب‌های معین، بلکه در قالب‌ گزینه‌های متنوعی مطرح ساخته است که امکان اعمال گزینش‌های فردی همواره وجود خواهد داشت. در جامعه ما، به دلیل حساسیت‌های خاص درباره الگوی پوشش بانوان گزینه‌های محدودتری فراروی آنها قرار دارد و دخالت سلیقه کمتر است.
        به دلیل الزامات ارزشی و هنجاری جامعه، پوشش، اجباری و گریز‌ناپذیر است و افراد در هر شرایطی باید از آن برخوردار باشند. رعایت این حداقل، نیازمند حضور و مشارکت اجتماعی است و رعایت نکردن آن، به عنوان تخلف اجتماعی، واکنش‌هایی را برخواهد انگیخت. درجه این واکنش را میزان حساسیت و آستانه صبر جامعه تعیین خواهد کرد. هر جامعه به طور متوسط، از میرانی از تخلف و ناهم‌سویی، با نگاه به سطح انتظار، در همه عرصه‌های رفتاری پوشش، چشم‌پوشی و آن را تحمل می‌کند یا واکنش به آن را بنا به ملاحظاتی به تاخیر می‌اندازد. پیوستگی با هنجارها و ارزش‌های جمعی اجباری نیست، بلکه موجب ایجاد محدودیت در مسیر انتخاب و تصمیم اعضای اجتماع خواهد شد.  هم‌نوایی نسبی، همواره با امکان استفاده از حاشیه آزادی و برخورداری از خودمختاری همراه خواهد بود. از این رو، رخ دادن رفتارهای ناهم‌خوان و ناهم‌سو با انتظارات جامعه و ظرفیت‌های هنجاری آن، چندان خلاف انتظار نیست.
         
        هنجار پوشش
        بر اساس آنچه در رساله‌های عملیه مراجع تقلید بیان شده و قوانین موجود کم و بیش با ارجاع به آن تنظیم و تصویب شده و عرف عام جامعه بر اساس آن رقم خورده، حجاب در قالب هنجاری زیر صورت‌بندی شده است:
        "زن باید خود را از نامحرم بپوشاند، بلکه احتیاط واجب آن است که بدن و موی خود را از پسری هم که بالغ نشده، ولی خوب و بد را می‌فهمد (به حدی رسیده که مورد نظر شهوانی است) بپوشاند." (۱)
        البته گردی صورت و دست‌ها تا مچ از این قاعده مستثنا است.
         
        تعریف بی‌حجابی
        با توجه به مباحث یاد شده، بی‌حجابی به معنای نداشتن پوشش متناسب با استاندارهای متعارف عرف عام و الگوی برگرفته از فقه اسلامی است. از این رو، پوشیدن لباس‌های تنگ، بدن‌نما، تحریک کننده و بدشکل، پوشیده نبودن برخی مواضع نیازمند پوشش، آرایش نامناسب و نداشتن وقار لازم در اجتماع را می‌توان در مقوله بدحجابی گنجاند. در این میان، برجسته‌ترین مصداق بی‌حجابی که همگان تلقی مشترکی از آن دارند، به پوشش برمی‌گردد و همان نداشتن پوشش مناسب است.
         
        آسیب‌شناسی حجاب
        از منظر آسیب‌شناختی، بی‌حجابی از مصداق‌های انحراف و کج‌روی است. بی‌حجابی، رفتاری ناسازگار با هنجارها و انتظارات جامعه، (۲) خلاف فرهنگ جاری و قانون‌مندی‌ها و انتظارات مطلوب جامعه (۳) و موجب تنش‌ها و تضادهایی است که به نگرش‌های سرزنش‌آمیز می‌انجامد و واکنش‌هایی نظیر مجازات، طرد و انزوا را به همراه دارد.(۴)
        از منظر حقوقی نیز ناهم‌سویی یا مخالفت با هنجارهای قانونی معتبر جامعه، جرم و سزاوار مجازات‌های متناسب خواهد بود. از این رو، نقض قانون مملکتی در اثر عمل خارجی، در صورتی که انجام وظیفه و یا اعمال حقی، آنرا تجویز نکند و مستوجب مجازات هم باشد، جرم نامیده می‌شود.
        قانون مجازات اسلامی، در تبصره ماده ۶۳۸ در بیان جرایم ضدعفت و اخلاق عمومی، بی‌حجابی را جرم سزاوار مجازات شمرده است و می‌نویسد:  
        "زنانی که بدون حجاب شرعی در معابر و انظار عمومی، ظاهر شوند، به حبس از ده روز تا دو ماه یا از پنجاه هزار تا پانصد هزار ریال جزای نقدی محکوم خواهند شد."
        در قانون رسیدگی به تخلفات استفاده کنندگان البسه خلاف شرع (مصوب ۲۸/۱۲/۱۳۶۵ ) مجلس شورای اسلامی و نیز ماده قانون البسه مبتذل در بیانی مشابه آمده است:
        "کسانی که در انظار عمومی، وضع پوشیدن لباس و آرایش آنان خلاف شرع و یا موجب ترویج فساد و هتک عفت عمومی باشد، توقیف و خارج از نوبت در دادگاه صالح، محاکمه و حسب مورد به یکی از مجازات‌ها محکوم می‌گردند. مجازات این اشخاص، حبس از سه ماه تا یکسال و جزای نقدی از یک میلیون و پانصد هزار ریال تا شش میلیون ریال و یا ۷۴ ضربه شلاق با یک یا دو مجازات مذکور می‌باشد".
        قانون تعزیرات اسلامی نیز بی‌حجابی را در کنار برخی رفتارهای هم‌سنخ از جمله انحراف‌ها، سزاوار برخورد قضایی دانسته است که آن رفتارها عبارتند از: رعایت نکردن حجاب در معابر عمومی ( ماده ۶۳۸)، انجام فعل حرام ( ماده ۶۳۸)، تشویق یا انجام فساد و فحشا ( ماده ۶۳۹)، استفاده از وسایلی که عفت عمومی را جریحه‌دار می‌سازد. (ماده ۶۴۰)
        از این رو، بی‌حجابی به اعتبار نقض هنجارهای اجتماعی، کج‌روی و انحراف و به اعتبار ناهم‌سویی و تخلف از قوانین نظام، جرم شمرده می‌شود.


         
        ریشه‌های بی‌حجابی
        برای بی‌حجابی، دلایل بسیاری را می‌توان برشمرد. این عوامل را در یک تقسیم‌بندی کلی می‌توان به روانی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی تقسیم کرد. اکنون این موارد را بر می‌شماریم:
         
        ۱- روانی  
        عوامل روانی، به زمینه‌های زیستی و خواسته‌های طبیعی فرد گفته می‌شود که معمولا میان افراد مشترک است. از جمله می‌توان از میل به خودنمایی، تبرج، تزیین، تجمل، تمایل شدید به برانگیختن احساسات مثبت دیگران، کسب آرامش و امنیت در پرتو تحسین و تمجید دیگران، لذت‌جویی، میل به تظاهرات جنسی و جلب جنس مخالف، نیاز به ابراز وجود و متمایز نشان دادن خود و... نام برد. بدیهی است این سنخ تمایل‌ها هم‌چون دیگر تمایل‌های طبیعی، در پرتو فرهنگ و نظام ارزشی جامعه، شکل و جهت می‌یابند و در مجاری و قالب‌های خاصی جلوه‌گر می‌شوند. به عبارت دیگر، این تمایل‌ها در پرتو ترکیب طبیعت و فرهنگ، سامان خواهد یافت.
        استاد مرتضی مطهری در توضیخ این‌گونه تمایلات می‌نویسد:
        "...زن همیشه می‌خواهد مطلوب و معشوق مرد باشد. جلوه‌گری‌ها، دل‌بری‌ها، و خودنمایی‌های زن همه برای جلب نظر مرد است. زن آن قدر که می‌خواهد مرد را عاشق دل خسته خویش کند، طالب وصال و لذت جنسی نیست...
        زن، مظهر جمال و مرد مظهر شیفتگی است... تمایل مرد به نگاه کردن و چشم‌چرانی است، نه به خودنمایی و برعکس، تمایل زن بیشتر به خودنمایی است، نه به چشم‌چرانی...و به هین جهت، تبرج از مختصات زنان است." (۶)
         
        ۲- فرهنگی
        تبیین "بی‌حجابی" هنگامی فرهنگی خواهد بود که "علل" یا فرآیند این پدیده همگی از سنخ فرهنگ باشند. امور فرهنگی هر چند ذهنی‌اند، شخصی و فردی نیستند و نقش‌آفرینی نمادین آنها که لازمه ارتباط و تعامل میان افراد است، بر اجتماعی بودنشان دلالت دارد.
         
        الف) جامعه‌پذیری ضعیف یا ناهم‌گون
        اساس جامعه‌پذیری بر این واقعیت است که انسان به صورت کانونی از استعدادها و سرمایه‌های وجودی بالقوه به دنیای اجتماعی پا می‌گذارد و از راه تعامل مستمر با محیط و درون‌ریزی مجموعه‌ای از باورها، نگرش‌ها، ارزش‌ها، خواسته‌ها، آرمان‌ها، هدف‌ها، رسوم، قواعد و هنجارها از طریق کارگزاران ویژه همچون خانواده، گروه‌های دوستی، محیط‌های آموزشی، وسایل ارتباط جمعی، محیط‌های کاری، مطبوعات، کانون‌های مذهبی و مانند آن، به تدریج به انسانی باالفعل تبدیل می‌شوند. این فرآیند تعطیل‌ناپذیر، از اولین مراحل زندگی آغاز می‌شود و تاپایان عمر ادامه خواهد داشت. جامعه‌پذیری، دو فرآیند مکمل یعنی انتقال میراث فرهنگی اجتماعی و رشد و تکامل شخصیت فردی را در بر می‌گیرد. جامعه‌شناسان، بسیاری از انحرافات اجتماعی را به کاستی‌ها و ضعف‌ این فرآیند مهم شخصیت‌ساز مستند می‌دانند. بدون شک، بدحجابی دختران و زنان در سن بالا نیز در نارسایی‌های این فرآیند و القاهای محیط خانواده، دوستان، محیط‌های آموزشی، رسانه جمعی و محیط عمومی ریشه دارد.
        رسوبات فرهنگی به جا مانده از اعمال سیاست دستوری ناسنجیده گذشته همچون قضیه کشف حجاب و سیاست‌های رژیم طاغوت برای گسترش و نهادینه کردن آن در ذهنیت فرهنگی و اصرار برخی علاقه‌مندان به پاس‌داشت و استمرار آن از طریق پیوست‌هایی میان نسلی نیز در این زمینه نقش داشته است.اجرای این سیاست تخریبی در یک دوره چهل ساله آن هم با انگیزه‌های کینه‌توزانه، موقعیت حجاب را به شدت تضعیف کرده است.
         
        ب) القاهای فرهنگی مسموم دشمنان
        "ترسیم تصویر یک مسلمان محجبه، یکی از رایج‌ترین شیوه‌های رسانه‌های غربی برای مشکل دار معرفی کردن اسلام است...با نگاهی اجمالی به سخنان غربی‌ها در مورد حجاب می‌توان دریافت که آنها معتقدند حجاب، نشانه ظلم اسلام به زنان است... با نگاهی گذرا به نوشته‌های غربی‌ها می‌بینیم که آنها برای توصیف حجاب زنان مسلمان از واژه‌های چون "کفن"، "لباس مزور" و "حجب و حیای سیاه" استفاده می‌کنند. به طور کلی، واکنش‌های غرب نسبت به حجاب در یکی از دو دسته زیر قرار می‌گیرد؛ دسته اول، تفسیری کینه‌دوزانه از حجاب است که آن را نشانه آشکار ظلم اسلام به زنان می‌داند و دسته دوم، دیدگاهی خیال‌پردازانه است که حجاب را جزئی از سنن بیگانه شرقی می‌داند که خواهان فروکش کردن لذت جنسی است." (۱۰)
         
         
        ج) کم‌رنگی تعلق به فرهنگ خودی و توجه بیشتر به دیگر فرهنگ‌ها
        "تغییر لباس همواره پی‌آمد تغییر یک فرهنگ است و انسان تا با فرهنگ خود وداع نکند، نمی‌تواند با لباس خود وداع کند و تا فرهنگ یک قوم را نپذیرد، لباس آنان را به تن نمی‌کند. درست به همین دلیل است که در احادیث ما آمده است که "من تشبه بقوم فهو منهم؛ هر که خود را به گروهی شبیه سارد، هم از آن گروه است." لباس هر انسان، پرچم کشور وجود اوست. پرچمی که او بر سر در خانه وجود خود نصب کرده است و با آن اعلام می‌کند از کدام فرهنگ تبعیت می‌کند، همچنان که هر ملتی با وفاداری و احترام به پرچم خود، اعتقاد خود را به هویت ملی و سیاسی خود ابراز می‌کند. هر انسان نیز مادام که به یک سلسله ارزش‌ها و بینش‌ها، معتقد و دل‌بسته باشد، لباس متناسب با آن ارزش‌ها و بینش‌ها را از تن به در نخواهد کرد." (۱۱)
         
         
        د) ضعف اعتقاد یا باور نداشتن به اعتبار معیارهای متعارف
        تردیدی نیست که افراد در مورد اعتقاد به ارزش‌ها و هنجارهای اجتماعی و رعایت قوانین و مقررات معمول، موقعیت متفاوتی دارند. به طور طبیعی، درجه التزام و هم‌نوایی را میزان اعتقاد فرد تعیین می‌کند. کسی ‌که به هر دلیل به یک نظام هنجاری اعتقاد نداشته باشد، در هم نوایی و پیروی از آن نیز تعهدی احساس نخواهد کرد.
         

         
        ۳- اجتماعی
         عوامل اجتماعی بیشتر ناظر بر عمل‌کرد محیط عمومی نهادها، سازمان‌ها، گروه‌ها و تعامل‌های اجتماعی است. بی‌شک، وجود کاستی‌ها، آشفته‌کاری‌ها و مشکلات خاص در روند فعالیت نهادهای اجتماعی، در پیدایش بخشی از بی‌حجابی موجود موثر بوده است. برخی از زیرمجموعه‌های این عامل عبارتند از:
         
        الف) نپذیرفتن وضعیت موجود
        هنگامی که فرد به هر دلیل از در ناسازگاری با گفتمان غالب بر جامعه خویش برآمده باشد، براحتی به نقض قواعد و معیارهای پذیرفته شده دست می‌زند.
         
        ب) ضعف کنترل اجتماعی
        کنترل اجتماعی بعنوان نظام مکلمل جامعه‌پذیری و تربیت اجتماعی، مجموعه‌ ساز و کارهایی است که جامعه برای پاس داری از ارزش‌ها و معیارهای پذیرفته‌ شده و واداشتن اعضا به سازگاری، اعمال می‌کند. بخشی از این ساز و کار به صورت رسمی  با وضع و اجرای قوانین به وسیله کارگزاران مسئول، تنبیه متخلفان به تناسب درجه انحراف و بر اساس معیارهای مقرر و با نظارت ضابطه‌مند بر اوضاع فرهنگی و اجتماعی و بخشی به صورت غیررسمی (شامل تذکر، توصیه، تمسخر، طرد، تهدید موقعیت و اعتبار اجتماعی و مانند آن) اعمال می‌شود.
        در هر جامعه همواره افراد ناسازگار و متخلفی وجود دارند که می‌خواهند سرپیچی کنند. ضعف جامعه در این مورد می‌تواند افراد متمایل به انحراف را جسور سازد و به وادی انحراف بکشاند. بی‌شک، بخشی از رفتار انحرافی بدحجابی و بی‌حجابی در جامعه ما در کاستی‌های موجود در ساز و کارهای نظارتی ریشه دارد.
         
        ج) تنوع گروه های مرجع
        گروه مرجع به گروهی گفته می‌شود که افراد در مقام مقایسه به آنها ارجاع می‌دهند، از آنها الگو می‌گیرند، آرزوهای خویش را در آنها تحقق یافته می‌بینند و مایلند برنامه زندگی خود را متناسب با تصویری که از ایشان دارند، تنظیم کنند. تنوع گروه‌های مرجع در عصر و زمان ما با توجه به نقش الگویی آنان، از جمله زمینه‌های پراکندگی و تنوع ارزش‌ها و هنجارهای فرهنگی و لجام‌گسیختگی‌های رفتاری شده است. درباره اثرپذیری توده‌ها از هنرپیشه‌های تلویزیونی در مقوله حجاب گفته شده است:
        "...اگر یک هنرپیشه بدقیافه و "دافعه‌ برانگیز" چادر سرش کند و یک هنرپیشه زیبا و مقبول جوانان، بی‌حجاب یا کم حجاب باشد، هر دو در جهت تغییر و تضعیف سمبل‌های مذهبی در جامعه کار می‌کنند. هنرپیشه  بدقیافه  با "حجاب" تداعی و متقارن می‌شود و به حجاب بار ارزشی منفی می‌دهد. هنرپیشه زیبا و مقبول به "کم‌حجابی" بار ارزشی مثبت می‌بخشد و در بینندگان این نوع پوشش را یک پوشش "خوب" و "مجاز" یا "مشروع" جلوه می‌دهد و از آن طریق در پی "همانندی" و "تقلید" بینندگان از هنرپیشه‌ها، این نوع پوشش در جامعه رواج می‌یابد."
         
        د) دگرگونی‌های فرهنگی
        نفوذ فرهنگ سرمایه‌داری، بافت و ساختار سنتی جامعه ایران را به شدت متزلزل ساخته و در فضایی برزخی میان سنت و مدرنیسم در مداری پاندولی رها کرده است. ملموس‌ترین نمود این آشفتگی فرهنگی را در تظاهر رفتاری جوانان می‌توان دید. برخی از این دگرگونگی‌های فرهنگی عبارتند از: چیرگی فردگرایی و تقدم تمایلات فردی بر مصالح جمعی، میل به اباحی‌گری و تساهل و تسامح، تکثرگرایی، لذت‌جویی، تنوع‌خواهی، مدگرایی، تجربه حضور در محیط‌های مختلط، افزایش تحریکات جنسی، احساس نیاز شدید به برقراری روابط جنسی تحت تاثیر افزایش تحریکات و التهاب‌های ناشی از رقیق شدن فاصله‌های جنسیتی، فاصله افتادن میان بلوغ طبیعی و بلوغ اجتماعی، محدود شدن امکان ازدواج در شرایط سنی مناسب، تحریک هیجان‌ها با وجود محدودیت در مسیر ارضای درست آنها، آنومیک شدن فضای هنجاری به دلیل گسترش جریان‌های فرهنگی و تجربه زیستن در فضاهای میان فرهنگی. ابتذال در پوشش و آرایش از جمله نمودهایی است که تحت تاثیر این زمینه‌ها و شرایط و دیگر عوامل محیطی بویژه در میان اقشاری که اثرپذیری بیشتری دارند، جلوه‌گر شده است.
         
        ه) اثرپذیری از شبکه‌های ارتباطی
        شبکه‌های ارتباطی و گروه‌هایی که فرد درگیر تعامل پیوسته و مستقیم با آنهاست، نقش بسیاری در الگودهی و تثبیت هنجارها ایفا می‌کند. از برخی پژوهش‌ها چنین بر می‌آید که هم‌بستگی بالایی میان نوع پوشش مادر و دوستان فرد با پوشش خود فرد وجود دارد. ۷/۹۰% دختران مادرانی که دارای پوشش روسری، مانتو و شلوار بودند، چنین پوششی داشتند، و ۷/۵۰% فرزندان مادران چادری نیز پوششی مشابه داشتند. همچنین حدود ۷۰% از دخترانی که صمیمی‌ترین دوستانشان دارای چادر بودند، چنین پوششی را برگزیده بودند و ۷۳% از دخترانی که نزدیک‌ترین دوستانشان دارای روسری و مانتو و شلوار بودند، خود همین گونه بودند. متغیر دیگر، میزان مذهبی بودن والدین است که بر شکل‌گیری نگرش منفی یا مثبت فرزندان نسبت به حجاب کاملا اثر دارد. بر اساسی برخی پژوهش‌ها هر قدر والدین مذهبی‌تر باشند، نگرش دختران آنها به حجاب اسلامی مثبت‌تر است. از سوی دیگر، هر قدر میزان رعایت حجاب در خانواده بیشتر باشد، وضع حجاب فرزند نیز بسوی الگوی مطلوب میل می‌کند.
         
        ۴- سیاسی
        زمینه‌های سیاسی بیشتر به عملکرد نظام سیاسی کشور و سازمان‌های فعال در موزد حجاب و بازتاب آن در قلمروهای رفتارهای افراد و توع تعامل میان فرد و نهاد سیاسی مربوط است. برخی کاستی‌ها در ایجاد زمینه و گسترش بی‌حجابی موثر بوده‌اند که از آن جمله به موارد زیر می‌توان اشاره کرد:
         
        الف) ضعف نگاه راهبردی به موضوع‌های فرهنگی:
        تبیین نکردن سیاست‌های فرهنگی به صورت مرحله‌ای و طراحی ساز و کارهای لازم برای اجرایی شدن آن در همین راستاست.
         
        ب) تعدد و تنوع سازمان‌های مسئول با فعالیت‌های گاه متعارض
        ناهماهنگی میان مجموعه‌های مدیریتی نظام و عملکرد برخی دستگاه‌های فرهنگی کشور در زمینه‌سازی برای ابتذال و دامن زدن به برخی سیاست‌های ضدفرهنگی، با سیاست‌های دستگاه قضایی مبنی بر جرم تلقی کردن این سنخ تظاهرات، تباین آشکار دارد.
         
        ج) ارایه نکردن تعریف مشخص از پوشش الزامی زنان متناسب با ضرورت‌های فرهنگی جامعه اسلامی در عصر جدید و نیاز شهروندان
        تلاش نکردن برای معرفی الگوهای پوششی متناسب با سلیقه‌های مختلف و تاکید بیش از اندازه بر گونه خاصی از حجاب (چادر) در تمامی مراکز و مناطق بدون داشتن توجیه کافی.
         
        د) نداشتن تلاش جدی و برنامه‌ریزی شده برای اقناع فرهنگی
        در سال‌‌های گذشته، شماری از نهادهای فرهنگی نظام تحت تاثیر برخی جریانات کور فرهنگی و سیاسی، بجای تشریح فلسفه حجاب، پاسخگویی مستقیم و غیرمستقیم به شبهات، انتقال فرهنگ حجاب از طریق مجاری و کانون‌های مختلف آموزشی و تربیتی، در مسیر تایید و تقویت اباحی‌گری و فرهنگ تساهل و تسامح، بعنوان ویژگی جدایی‌ناپذیر جامعه مدنی و بی‌اعتنایی به ارزش‌های اختصاصی با عنوان تکثرگرایی فرهنگی، گام برداشتند. بی‌اعتنایی به مفاسد اخلاقی و ابتذال در پوشش و آرایش در سازمان‌های دولتی، استفاده از زنان و دختران در روابط عمومی‌ها و بخش‌های پررفت و آمد اداری، سوءاستفاده از جذابیت‌های زنان در فعالیت‌های هنری و اقتصادی، ترویج ضمنی فرهنگ تشابه‌محور و بی‌توجهی به تفاوت‌های زنانه و مردانه در سطوح مختلف، اعطای مجوز چاپ و انتشار به رمان‌های جنسی، ترویج هنر مبتذل، میدان دادن به حضور چهره‌های لاابالی در برخی کانون‌های اثرگذار، تولید و عرضه لباس‌های نامتناسب، تجویز و و توصیه روابط پیش از ازدواج، تزریق فرهنگ کلان‌شهرها و طبقات بالای جامعه به سراسر جامعه و به طور کلی میدان دادن به طرح استاندارهای جدید و تشویش در ذهنیت هنجاری جامعه، بخشی از این سهل‌انگاری‌هاست.
         
        ه) بی‌توجهی به جنبه‌های اخلاقی و تربیتی حجاب و عدم الگوسازی مناسب جوانان
        نهادهای مسئول نهادینه‌سازی حجاب با محدود ساختن وظایف خود به تنظیم قوانین و تعیین مجازات‌های قانونی بدون تلاش برای طراحی ساختارهای تکمیلی، از جنبه‌های اساسی حجاب غافل مانده‌اند.
         
         

          1. امتیازدهی:
            لطفا منصفانه امتیاز دهید.
              1.  
              2. ۹۶%
              3. تعداد: ۰۴ رای
          1. ارسال نظر



    1. خبرنامه
      جهت اطلاع از به روز شدن مجله اطلاعات خود را وارد نماييد .

      پایگاه اطلاع رسانی حورا ساده ماده مستر چنگال انجمن سلامت ایران مجله ایرانی انجمن بیان با حجاب سبک زندگی بچه شیعه ها کودک و مادر عمار کلیپ مجتمع نیکوکاری رعد خانواده سرآمد بلاغ سمن فروشگاه اینترنتی محصولات حجاب سلام نو علوم اجتماعی خبر اقتصادی وبلاگ نیوز تعامل تصویر دل چی بپزم؟ ایران زنان به دخت راز۵۷