782
مجله اینترنتی
زنان و خانواده
کانال دخت ایران
          1. غزال هاشمی طاری
              1. اندازه متن:
              2.  
              3.  
            نظرات (۰۰)
            تعداد بازدید: 782
            نسخه مناسب چاپ
            ارسال به ديگران
            اضافه کردن به علاقمندی ها
        «واقعا زن کیست؟ گناهکاری مکتوب در تاریخ و یا مهرانگیزی روح و جسم پرور؟!»



        در این مقاله برآنیم تا به بررسی گناه زنان در اسطوره بپردازیم. هر چند که خود به شخصه، از زن، نگاهی زاینده و قدرتمند، بیشتر در ذهن دارم تا گناهکاری که داستان هبوطی را در تاریخ قلم زده! زن در نگاه هر تاریخ نویس قدرتمندی چه به استناد مکتوبات تاریخی، چه به وام‌داری از واقعیت، به یک نقطه می‌رسد. «واقعا زن کیست؟ گناهکاری مکتوب در تاریخ و یا مهرانگیزی روح و جسم پرور؟!»
        اگر زن را به مثابه موجودی زیبا مهربان و زاینده قلمداد کنیم، بی‌شک نمی‌توان از «آناهیتا» و «مهر» و «فرنگیس» و «مادر سیاوش» و یا فرشته‌های بعد از مرگ مصری ناعادلانه گذشت و اما اگر گناه را همپای زن و همراه در خلقتش ببینیم، افسوس که می‌بایست گفت: «اسطوره نیم واقعیتی است از واقعیت».


        افسانه‌ی مشهور «پاندورا» در اساطیر یونان باستان و ماجرای هبوط انسان در کتاب مقدس، از بزرگترین نمونه‌های نگاه گناهکار به زن در فرهنگ یونانی و ادیان یهود و مسیحیت است. پاندورا نخستین زن در افسانه‌های یونان باستان است. زئوس او را از گل و برای مجازات پرومتئوس که با انسان‌ها دوستی می‌کرد، ساخت. پرومتئوس او را از زئوس نپذیرفت، اما برادرش اپیمتئوس او را به همسری برگزید. جعبه‌ای بود که به پاندورا گفته شده بود مملو از بلایا و زشتی‌ها و پلیدی‌ها است و او نباید در جعبه را بگشاید (مشابه این داستان را در تورات و قرآن نیز می‌بینیم.). پاندورا در جعبه را باز می‌کند و مصیبت‌ها بر روی زمین پراکنده می‌شود. تنها «امید» در جعبه باقی ماند تا تسلای خاطر بشر باشد.


        جان هینلز درباره قدرت آناهیتا این الهه مادینه مى‌نویسد: «او منبع همه بارورى‌ها است؛ نطفه همه نران را پاک مى‌گرداند، رحم همه مادگان را تطهیر مى‌کند و شیر را در پستان مادران پاک مى‌سازد. در حالى که در جایگاه آسمانى خود قرار دارد، سرچشمه دریاى کیهانى است. او نیرومند و درخشان، بلندبالا و زیبا، پاک و آزاده توصیف شده است. در خور آزادگى خویش تاج زرین هشت پره صد ستاره‌اى بر سر دارد، جامه‌اى زرین بر تن و گردنبندى زرین بر گردن زیباى خود دارد.» و در ادامه مى‌افزاید: «در ایران ناهید از احترامى عمیق برخوردار بوده، سرچشمه زندگى به شمار آمده و سپاسگزارى عمیق و صمیمانه‌اى را به خود اختصاص داده و هنوز نیز چنین است.» (شناخت اساطیر ایران، جان هینلز، ترجمه ژاله آموزگار و احمد تفضلى، نشر چشمه، ص ۳۸) اهمیت ایزد بانوان نیرومندى چون «آناهیتا» در اساطیر ایران و «هرا» و «آفرودیت» در اساطیر یونان، در حدى وسیع نتیجه درآمیختن اساطیر این قوم با اساطیر اقوام بومى است که در آنها الهه‌اى سخت نیرومند در مرکز آیین‌هاى دینى قرار داشته است.» (ادیان آسیایى، مهرداد بهار، نشر چشمه، ص ۲۵) بهار معتقد است که پرستش ماد-خدایان بیشتر با ساختار حیات کشاورزى منطبق خواهد بود. این جا است که باید نقبى هم زد به گفتارى از میرچا الیاده آنجا که مى‌گوید: «این نظر با طیب خاطر پذیرفته شده که زن کاشف برزیگرى بوده است... از سوى دیگر زن چون با دیگر مراکز بارورى کیهان -زمین و ماه- همدست بوده، خود از شان و منزلت توانایى تاثیر بر بارورى و قدرت پخش و نشر آن برخوردار مى‌شده است. بدین گونه نقش مقدم و اولاى زن در آغاز دوران کشاورزى، خاصه به هنگامى که این فن هنوز مزیت زنان و در تیول آنان بود، نقشى که هنوز زن در بعضى تمدن‌ها بر عهده دارد، توجیه مى‌شود. (پژوهشى در اساطیر ایران، مهرداد بهار، انتشارات آگاه، ص۲۵۱)
        در شاهنامه ما بارها و بارها شاهد ستایش و نکوهش زنان هستیم که البته  فردوسی هر یک را به خوبی شناخته و شناسانده است:
        اگر سودابه  پس از آن که بی‌مهری سیاوش را می‌بیند، شاه را به خلوت خود می‌خواند و با صحنه سازی هایی که تنها از یک مکارگی زنانه سرچشمه دارد و سعی در بیرون کردن مهر پسر از قلب پدر می‌کند، و در نهایت نیز با ریختن خون پاک سیاوش به سرانجام می‌رسد، فرنگیس هم در همان داستان نشان از دختری پاک و مهربان دارد. اگر سودابه کینه توز و بد سرشت است و در تمامی داستان‌های تاریخی بعد از اسلام عامل اصلی «شهادت» ناجوانمردانه سیاوش خوانده شده است، فرنگیس از نمونه زنان زیبا، بادرایت و وفادار به شوهر و خانواده است. تا آنجا که از او به عنوان یکی از زنان نمونه شاهنامه نام برده شده است. فردوسی در وصف «گلشهر»، همسر خردمند پیران ویسه می‌سراید:


        کجا بود کدبانوی پهلوان
        ستوده‌زنی بود روشن‌روان

        در اساطیر یونانی نیز در جای جای آن گذری از زنان نیک و بد دیده می شود. «آفرودیت»، ایزدبانوی عشق و زیبایی، که به تنهایی گروه خدابانوان کیمیاگر را تشکیل می‌دهد، در میان الهگان زیباترین و وسوسه انگیزترین بوده است. آفرودیت روابطش را خودش انتخاب می‌کرد و هرگز قربانی کسی نشد. بدین ترتیب همچون خدابانوان باکره قادر به حفظ خودمختاری و همانند خدابانوان آسیب‌پذیر در تداوم روابطش توانا بود. با هوشیاری متمرکز و پذیرای خود امکان رابطه ای دوجانبه را فراهم می‌کرد، رابطه‌ای که هم او و هم طرف مقابل را تحت تأثیر قرار می‌داد.

        الهه‌های باکره: آرتمیس (ایزدبانوی ماه و شکار)، آتنا (ایزدبانوی عقل و مهارت) و هستیا (ایزدبانوی آتشکده) که مظهر ویژگی‌های زنانه و خودبسندگی در زنانند، بر خلاف دیگر خدایان و خدابانوان کوه المپ، در مقابل عشق و عاشقی مصونیت داشتند. دلبستگی‌های عاطفی آنها را از پیگیری آنچه برایشان مهم بود باز نمی‌داشت. در مقام ‌الگوی کهن، آنها بیانگر نیاز زنان به خود مختاری هستند و نیز مظهر توانایی در تمرکز کردن بر آنچه که برایشان پرمعناست. این سه الگوی کهن، نمونه‌های زنانه‌ای هستند که فعالانه اهداف خویش را دنبال می‌کنند. (نمادهای اسطوره‌ای و روانشناسی زنان، شینودا بولن)


        آتنا، دختر زئوس است و مادری ندارد. او به صورت زنی کامل و سراپا پوشیده در زره و اسلحه از پیشانی زئوس خارج شده است. با اینکه او در نبرد شجاع و خشن بوده، اما زنی جنگجو به شمار نمی‌آمده است؛ زیرا نبردهای او همه برای دفاع از حریم خانه و شهر در مقابل دشمنان بوده است. آتنا الهه شهر، صنایع دستی و کشاورزی است. او برای تربیت و رام کردن اسب، افسار را اختراع کرد و از دیگر نو آوریهای او می‌توان به ساختن ترومپت، فلوت، دیگ، شن‌کش، گاوآهن، کشتی و ارابه اشاره کرد. او تجسم دانایی، منطق و پاکی بوده و فرزند محبوب زئوس به شمار می‌آمده است. و این به طور حتم جوابی است به آنان که گناه اولیه انسان را دلیل بر حماقت و کم عقلی زن (حوا) می‌دانند.


        در ایران باستان در کنار زنان نیک، دیوان مادینه‌ای را هم می‌بینیم که البته در ابتدای ابتدا دیو نبوده‌اند. «جهی» (jahi) ماده دیوی است، نماد زن بدکاره و پلیدی‌های زنانه و دختر اهریمن. (دیوها در آغاز دیو نبودند، ص۲۱) و دیگری «چشمگ» (cismag) دیو زنی است که عامل زمین لرزه است.


        به نظر می‌رسد از میان اساطیر و افسانه‌ها، از هر منظری که بررسی کنیم، در انتها به همان می‌رسیم. اگر به دنبال زن گناهکار بگردیم، حتما چه دیو زنان و چه بد کاران ماده! می‌بینیم و اگر در پی زنان نیک هم باشیم، تاریخ پر است از سندیت‌های متفاوت. چرا که اگر چنین عادلانه قضاوت نکنیم، از مردان دیوسرشت کم نخواهد بود در میان نیک مردان!
         


          1. ارسال نظر



    1. خبرنامه
      جهت اطلاع از به روز شدن مجله اطلاعات خود را وارد نماييد .

      پایگاه اطلاع رسانی حورا ساده ماده مستر چنگال انجمن سلامت ایران مجله ایرانی انجمن بیان با حجاب سبک زندگی بچه شیعه ها کودک و مادر عمار کلیپ مجتمع نیکوکاری رعد خانواده سرآمد بلاغ سمن فروشگاه اینترنتی محصولات حجاب سلام نو علوم اجتماعی خبر اقتصادی وبلاگ نیوز تعامل تصویر دل چی بپزم؟ ایران زنان به دخت راز۵۷