1119
مجله اینترنتی
زنان و خانواده
کانال دخت ایران
      • عرفان حقیقی، خط قرمز دارد، چهارچوب دارد؛ و این برای خیلی‌ها که دنبال آزادی بی‌شرط هستند، خوشایند نیست و سهولت عرفان کاذب را به سختی عرفان حقیقی ترجیح می‌دهند.
        کلمه عرفان، از واژه «معرفت» که به معنای شناخت است می‌آید؛ شناخت به معنی شناخت هستی با محور خدایی. شاید در دیگر عرفان‌ها، شناخت انسان و توجه به انسان بیشتر از شناخت خدا و شناخت با محوریت خدا اهمیت داشته باشد ولی درعرفان اسلامی، خدا جزء اصلی و محور است. هر چیزی که غیر از خدا محور قرار بگیرد، باعث دور شدن از هدف و ماهیت اصلی عرفان اسلامی می‌شود.
        در کنار شناخت فلسفی و عقلانی از هستی، می‌توان عرفان را نوعی شناخت شهودی دانست.  پس هنگامی که صحبت از عرفان می‌شود، یعنی شناختی نسبت به هستی صورت گرفته است؛ بنابراین هنگامی که با عبارت  «عرفان کاذب» روبرو می‌شویم، اولین چیزی که به ذهن می‌رسد این است که این نوع از عرفان، ناتوان در طی مسیر خود و رسیدن به شناخت صحیح از هستی می‌باشد. یکی از مهمترین شاخصه‌های عرفان‌های کاذب مانند عرفان‌های سکولار و یا اومانیستی، همین جابجا کردن محور شناخت از خدا به انسان یا چیزهای دیگر است.
        شاید اصلی‌ترین دلیل بروز و ظهور عرفان‌های نو و کاذب را بتوان ضعف در شناخت معنای توحید دانست. برداشتهای نادرست از توحید، زمینه را برای رشد عرفان‌‌های کاذب مهیا می‌کند.
        گرایش به معنویت در همه انسان‌ها و در هر زمانی وجود دارد. شاید در ابتدای انقلاب جوانهای آن زمان با حضور در شرایطی مانند جبهه‌های جنگ و استفاده از فضای معنوی حاکم بر آنجا می‌توانستند به این نیاز فطری خود پاسخ مناسبی بدهند، ولی امروزه با رشد جوامع از لحاظ تکنولوژیک و تغییر ارزش‌ها و اصالت پیدا کردن و ارزشمند شدن موارد سطحی همچون مدرک، سرمایه و...، گرایش به عرفان‌های کاذب بعنوان پناهی برای اغنای این نیاز و رفع عطش روحی بیشتر شده است. چیزی که شاید سالهای قبل ضدارزش محسوب می‌شد، کم کم دارد بعنوان نوعی ارزش مطرح می‌شود.
        عرفان‌هایی مانند عرفان‌های بودایی، سرخ‌پوستی و بودایی که در آنها شریعت و تکلیف یا اصلاً نیست و یا بسیار کمرنگ است و به نوعی عرفان‌های سکولار هستند، در بین جوان‌هایی که تمایل زیادی به شریعت و تکلیف‌مدار بودن ندارند، و از طرف دیگر به دنبال رفع عطش معنوی خود هستند، با استقبال زیادی مواجه شده است؛ به نحوی که در دوره‌ای، کتابهای عرفان سرخ پوستی جزو پرفروش‌ترین کتابها در بین این قشر بود.
        ویژگی جالب این قسم از عرفان‌های کاذب، استفاده از ابزارهای مادی برای رسیدن به شهود است! برای مثال مواد توهم‌زا و تجربه حالات غیرعادی را جایگزین شهود حقیقی که در عرفان واقعی داریم، کردند. در حالی که در عرفان، رسیدن به شناخت، از طریق شهودی و از راه دل و تهذیب نفس صورت می‌گیرد. این روش هیچ گاه باطل نیست، و گاه ممکن است بسته به نوع استفاده از آن دچار اشتباهاتی بشود.
        همین روش نادرست در رسیدن به شناخت، دلیل نادرست بودن این عرفان‌هاست. یکی از نمونه‌های بارز این عرفان‌ها فیلم‌هایی مانند «ماتریکس» است که علی‌رغم اینکه در ظاهر تبلیغ فضاهای عرفانی و فلسفی را می‌کند، ولی در باطن کاملاً مادی است و با استفاده از ابزارهای مادی سعی در تلقین عرفان دارد. این دوگانگی در ظاهر و باطن، موجب بروز بحرانهای شدید هویتی در بین پیروان این عرفان‌ها می‌شود.
        همواره در طول تاریخ همراه با حقیقت و دین، چیزی به نام حقیقت‌نما و دین‌نما که عین باطل است، ظهور می‌کرده است.
        رفاه‌زدگی بیش از حد، انسان را از دنیا و رفاه آن خسته کرده و به دنبال معنویت سوق می‌دهد. و زمانی که هم عرفان حقیقی و هم عرفان کاذب موجود است، و عرفان کاذب بوسیله ابزارهای تبلیغاتی، خود را جذاب نشان می‌دهد، روح تشنه مخاطبی که صرفا به دنبال آب معنوی می‌گردد، بدون درنگ جذب کالای براق‌تر و لوکس‌تر که همان عرفان کاذب است می‌شود. این ایراد از ماست که نتوانسته‌ایم، عرفان حقیقی و اصیل را آنچنان که در شان آن است ارائه دهیم.
        هرچند عرفان حقیقی به دلیل تکلیف‌مدار بودن آن و این که مثل سایرعرفان‌های کاذب، ریاضت بی قید و بند و نامحدود را تبلیغ نمی‌کند و آزادی را با قالبی که جهانیان می‌پسندند ارائه نمی‌دهد، قابلیت تزیین و ارائه به همه کس را ندارد. عرفان حقیقی، خط قرمز دارد، چهارچوب دارد؛ و این برای خیلی‌ها که دنبال آزادی بی‌شرط هستند، خوشایند نیست و سهولت عرفان کاذب را به سختی عرفان حقیقی ترجیح می‌دهند.
        تا زمانی که انسان به دنبال آزادی بی قید و شرط و منطبق با مطلوب خود باشد و تن به عدالت و تکلیف‌مداری موجود در عرفان حقیقی ندهد، معنویت‌هایی که در قالب عرفان‌های کاذب خود را ارائه می‌دهند، در قیاس با عرفان اصیل و شریعت مدار، جذابیت و مخاطب بیشتری خواهند داشت.
        چرا نباید بتوانیم با استفاده از ابزارهای روز و جدید، عرفان اصیل اسلامی را به جوانان عرضه کنیم؟ زبان جوانان، زبان خاصی است، وقتی با زبان جوان حرف زده شود، مسلماً پذیرفته خواهد داشت. مساله این است که این زبان  هنوز به خوبی درک نشده است و در مرحله مخاطب‌شناسی هنوز با مشکلات جدی روبرو هستیم.
        اگر می‌بینیم در شرایط کنونی جامعه، فیلم، رمان و... در بین جوانان رواج خوبی دارد، چرا نباید بتوانیم مفاهیم نابی که یک عالم دینی درک می‌کند را در قالبهای جدید به جوانان ارائه کنیم؟ شاید این تلاش شروع شده باشد، شاید از عمق و باطن قوی و ریشه‌داری برخوردار باشد ولی سرعت کافی ندارد و هنوز از نیاز جامعه عقب هستیم.
        زمانی که با رشد ناگهانی کتابهایی با محتوای عرفانهای کاذب در بازار فرهنگی جامعه روبرو هستیم، بازار را اشباع می‌کنند و افکار را از مسیر اصلی خود منحرف می‌سازند، چه جای بروزی برای خوراک واقعی فکری باقی می‌ماند؟
        کم‌توجهی به قرآن و آموزه‌های قرآنی که همواره در راس امور معصومین (علیهم السلام) بوده، نتیجه‌ای جز انحراف در پی نخواهد داشت. تنها راه رسیدن به حقیقت، راه شریعت است و لاغیر. صرف توجه به ظاهر شریعت، هرچند ظاهری خوب و پسندیده است کافی نیست. دور شدن از عمق چیزی جز احساس پوچی، افسردگی و مواجهه با بحران‌های اجتماعی، هویتی و اخلاقی به همراه ندارد. چیزی که امروزه، گریبان‌گیر جامعه ماست و امیدواریم به همین زودی‌ها برطرف شود. انشاالله ...

          1. امتیازدهی:
            لطفا منصفانه امتیاز دهید.
              1.  
              2. ۰۰%
              3. تعداد: ۰۰ رای
          1. ارسال نظر



    1. خبرنامه
      جهت اطلاع از به روز شدن مجله اطلاعات خود را وارد نماييد .

      پایگاه اطلاع رسانی حورا ساده ماده مستر چنگال انجمن سلامت ایران مجله ایرانی انجمن بیان با حجاب سبک زندگی بچه شیعه ها کودک و مادر عمار کلیپ مجتمع نیکوکاری رعد خانواده سرآمد بلاغ سمن فروشگاه اینترنتی محصولات حجاب سلام نو علوم اجتماعی خبر اقتصادی وبلاگ نیوز تعامل تصویر دل چی بپزم؟ ایران زنان به دخت راز۵۷