6027
مجله اینترنتی
زنان و خانواده
کانال دخت ایران
          1. زینب زادسر
              1. اندازه متن:
              2.  
              3.  
            نظرات (۰۰)
            تعداد بازدید: 6027
            نسخه مناسب چاپ
            ارسال به ديگران
            اضافه کردن به علاقمندی ها
        «زن» عنصری «فرهنگ ساز» است که ارزش‌ها، اعتقادات و شیوه‌های رفتار و عناصر دیگر فرهنگی را از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌کند.
         برخلاف جوامع سنتی، در جامعه معاصر به واسطه اهمیت سبک زندگی و مسئولیت شخصی و ظهور جامعه مصرفی در زندگی، قدرت انتخاب بیشتر شده است. بنابراین، پدیده اجتماعی سبک‌های زندگی از اجزای سازنده تحولات مدرنیته تلقی می‌گردد؛ زیرا سبک‌های زندگی بازنمودی از جستجوی هویت و انتخاب فردی است. به‌علاوه، این موضوع از چنان قابلیتی برخوردار است که می‌تواند ابعاد مختلف مدرنیته را معرفی نماید. مطالعات سبک زندگی از این جهت اهمیت دارد که شیوه‌های ارتباط و پیوند اجتماعی حاصل از فرایندهای فرهنگی و اقتصادی مدرن را آشکار می‌سازد.
         اینکه مردم چقدر، به چه نحوی و چگونه مصرف می‌کنند در شکل‌دهی سبک زندگی آنها بسیار تعیین کننده است، زیرا نحوه مصرف تا حد زیادی انتخاب‌های افراد و دلایل آن را آشکار می‌سازد. مطالعه کیفیت مصرف، این امکان را فراهم می‌آورد که حتی به ارزش‌ها و نگرش‌های افراد نیز راه یابیم. به عبارت دیگر مصرف، نمود خارجی نگره‌های درونی است که در شکل‌دهی به سایر رفتارها تأثیر دارد.
         در این پژوهش، رابطه سبک زندگی و مصرف زنان مورد تأکید قرار گرفته است .نقش زنان در مصرف از این جهت اهمیت دارد که زنان با توجه به نقش مادری در خانواده، از اصلی‌ترین عناصر فرآیند هویت‌یابی و جامعه‌پذیری فرزندان و نسل آینده جامعه هستند و بر هویت فردی و سبک زندگی نسل‌های آتی جامعه تأثیرگذارند. در واقع «زن» از این منظر عنصری «فرهنگ ساز» تلقی می‌شود که ارزش‌ها، اعتقادات و شیوه‌های رفتار و عناصر دیگر فرهنگی را از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌کند.
         همچنین با نگاهی درون فرهنگی این موضوع قابل توجه است که به سبب احکام خاص عملی که بر رفتار دینی زنان مترتب است، طبیعتاً مصرف در زنان نیز مشمول چارچوب‌ها و محدودیت‌هایی می‌شود که بی‌اعتنایی به آنها هویت دینی جامعه را خدشه‌دار می‌سازد.
         بی‌اعتنایی به ارزش‌ها و اعتقادات دینی در نوع مصرف، نظم اجتماعی و ارائه الگوی متعالی حیات انسانی و نیز با توجه به آمیختگی فرهنگ اسلامی و ایرانی در هویت بخشی به آحاد جامعه سبب ایجاد گسست نسلی، تناقضات ارزشی و بحران هویتی در اقشار و گروه‌های اجتماعی مختلف به‌ ویژه زنان و جوانان خواهد شد. مطالعه سبک زندگی زنان این دیدگاه را تقویت می‌کند که رفتار زنان و نحوه ارتباط رفتارها با یکدیگر دارای الگوهای مشخصی می‌باشد. الگودار بودن رفتارها، سبک زندگی را موضوعی قابل تحلیل معرفی می‌کند.
         همچنین سبک زندگی، موضوعی  قابل پیش‌بینی است؛ چرا که از مسیری که جامعه در فرایند حرکت به سوی آینده طی می‌کند، متأثر است. این نکته در خصوص سبک زندگی مادی و فرهنگی توأمان صدق می‌کند. فرآیندهای جهانی‌شدن، گسترش ارتباطات رسانه‌ای و کم شدن فاصله مرکز و پیرامون در ابعاد اطلاعاتی همواره سبب تغییر و تنوع سبک‌های زندگی در بین اقشار مختلف شده است. در نظر داشتن عوامل یاد شده و داشتن تصویری واقع‌بینانه از شرایط آینده راهی برای شناخت مسیر احتمالی حرکت جامعه یا حداقل شناخت راهی است که مردم پیمودن آن را مطلوب می‌پندارند. (فاضلی، ۱۳۸۲، صص۱۸۰- ۱۷۹(

        مصرف و هویت: کارکرد نمایشی مصرف
        عامل مصرف در تحلیل سبک زندگی از اهمیتی اساسی برخوردار است. مصرف با کارکرد نمادین خود، هویت افراد را نشان می‌دهد. کارکرد نمایشی مصرف ناشی از این واقعیت در دنیای مدرن است که جهت‌گیری مصرف تنها ناشی از ضرورت رفع نیازهای زیستی نیست؛ بلکه انتخابی است که هویت متمایز را آشکار می‌سازد. امروزه مصرف و نیاز از هم فاصله گرفته‌اند و شکافی بین آنها به وجود آمده به نحوی که دیگر مصرف انسانی مطابق با نیازهای انسانی نیست؛ بلکه مصرف چیزی بیش از آن است و آن شکاف را مصرف‌گرایی پر کرده است. (موحد، عباسی و مرحمتی، ۱۳۸۹، ص۸(
         بودریار در کتاب نظام اشیاء (۱۹۶۸) بیان می‌کند که مصرف به تنهایی ارضاء یک دسته از نیازهای زیستی نیست، بلکه متضمن نشانه‌ها و نمادها است. او معتقد است «مصرف را باید به عنوان روندی تلقی کرد که در آن خریدار یک قلم کالا از طریق به نمایش گذاشتن کالاهای خریداری شده، به طور فعالی مشغول تلاش برای خلق و حفظ یک حس هویت است.» به عبارتی دیگر «مردم حس هویت چه کسی بودن را، از طریق آنچه مصرف می‌کنند تولید می کنند». (به نقل از باکاک، ۱۳۸۱، صص۱-۱۰۰(
         همچنین در کتاب «جامعه‌ نمایش» این طور عنوان شده است که امروزه «تمام زندگی جوامعی که در آنها مناسبات مدرن تولید، حاکم است به صورت انباشت بیکرانی از نمایش‌ها تجلی می‌یابد.»  (گی-دوبور، ۱۳۸۲، ص۵۵) بنابراین مصرف را نیز باید در قالب جامعه‌ نمایش تحلیل کرد؛ جامعه‌ای که همه چیز در آن کالا است و خود کالا نیز به عنوان بازنمود چیزهای دیگر ظاهر می‌شود. واضح است که این وضعیت را نمی‌شود و نباید تنها با کنشگران اقتصادی تحلیل کرد.
         گسترش انواع بازارها و مراکز خرید مثل فروشگاه‌های زنجیره‌ای، فرصتی فراهم کرد تا جامعه‌شناسان و انسان‌شناسان در مورد فضاهای خرید و مصرف، مطالعات بیشتری انجام دهند. (Chaney, ۱۹۹۶) برخی بر این باورند که از بعد از جنگ جهانی دوم، به تدریج فروشگاه‌های بزرگ مکانی برای عرضه بی‌پایان سیل کالاها و فرصت‌های جدیدی برای انتخاب دلخواه بودند؛ خریداران در گمنامی آرمان‌شهر عرضه کالا، همگی آزاد بودند بنا به میل خود و بدون محدودیت در فروشگاه‌ پرسه بزنند و از تسهیلات آن برای یافتن اجناسی که مطابق میل آنها است، بهره‌مند شوند. (اباذری و کاظمی، ۱۳۸۴، ص۱۶۸) این روند رو به فزونی نشان می‌داد که دیگر کالا و مصرف آن از شکل سنتی خود خارج شده است و باید آن را به عنوان یک روند اجتماعی و فرهنگی دید که شامل نشانه‌ها و نمادهای فرهنگی است. بنا به گفته بودریار «مصرف باید به عنوان امری نگاه شود که بیشتر مبتنی بر خواست است و نه صرفاً مبتنی بر نیاز». (باکاک، ۱۳۸۱، ص۴(

        زنان، مصرف و سبک زندگی
        در دهه‌های اخیر، زنان که هم حضور بیشتری در عرصه‌های شغلی و تحصیلی یافته‌اند و هم در اثر تغییر سبک زندگی غالباً مسئولیت خرید و تهیه اقلام مصرفی خانواده‌ها را برعهده گرفته‌اند، بیشتر مخاطب تبلیغات مصرفی شده و نحوه حضور و الگوهای ارزشی و نگرشی و رفتاری آنها تأثیرات فردی و اجتماعی مهم‌تری بر جای گذارده است. (رفعت جاه، ۱۳۸۶، صص۸-۱۳۷(
        وبلن از جمله جامعه‌شناسانی بود که به موضوع مصرف و نقش زنان در این مورد توجه نموده است. به عقیده وبلن در طبقه ‌مرفه جدید، نوعاً زنان هستند که زندگی اجتماعی را سازماندهی می‌کنند. آنها ابزارهایی‌ هستند برای مردان تا از طریق «مصرف نیابتی»، ثروت خود را به نمایش بگذارند (به نقل از فاضلی، ۱۳۸۲، ص۲۲)؛ یعنی از طریق کالاهایی مانند زیورآلات یا لباس‌های گران قیمت و یا اعمالی مثل مسافرت به اروپا، آموزش زبان یا اسب‌سواری.
         نابراین در شهر، نمایش ثروت از طریق تزئینات و تفریحات به آگاهی فزاینده از سبک زندگی می‌انجامد. بدین ترتیب بورژوازی جدید می‌کوشد با نمایش ثروت، جدایی خود را از طبقه کارگر مشروعیت بخشد و سلسله مراتب اجتماعی را طبیعی جلوه دهد. بدین صورت است که آنان اقتدار خود را بر کسانی که در سلسله مراتب پایین‌تر هستند، افزایش می‌دهند.
        وبلن با تأکید بر کارکرد نمایشی مصرف، آن را راه‌کاری برای کسب منزلت اجتماعی می‌داند. سئوال اصلی  وبلن این است که مبنای افتخار، منزلت و جایگاه اجتماعی چیست؟ وی پاسخی ساده می‌دهد، ثروت. حال، هرگونه ثروت‌ برای آنکه بیشترین شأن و منزلت را برای صاحبش به ارمغان آورد، باید به صورت خودنمایانه یا متظاهرانه به نمایش گذاشته شود. (به نقل از فاضلی، ۱۳۸۲، ص۲۱) فرد در شرایط پیچیده کلان شهری، در اثر گسترش وسایل ارتباطی و تحرک جمعیت در معرض دید افراد بی‌شماری قرار می‌گیرد. در این شرایط نمایش دادن کالا، تنها وسیله‌ای است که برای داوری کردن درباره اعتبار شخص وجود دارد .برخی معتقدند وبلن منزلت و اعتبار اجتماعی را بر مبنای ثروت، تحلیل می‌کند که کسب آن منوط به آن است که سایر اعضای جامعه از ثروتمند بودن فرد مطلع باشند. بنابراین فرد برای کسب منزلت باید ثروت و توانایی مالی خود را به نمایش بگذارد و بهترین راه برای ارائه این توانایی، مصرف است. (مرادی، ۱۳۸۷، ص۳۷) در یک فرهنگ رقابتی، انسان‌ها ارزش‌شان را در مقایسه با ارزش دیگری می‌سنجند. (کوزر، ۱۳۶۸، ص۳۶۲) در واقع مصرف راه سنجش این ارزش‌ها را هموار می‌کند.
        وبلن بر این باور است که فایده مصرف به عنوان وسیله کسب اعتبار، در بهترین شکل خود، در آن بخشی از جامعه‌ مؤثرتر است که ارتباطات اشخاص و تحرک جمعیت به صورت گسترده وجود دارد. در نتیجه مثلاً شهرنشین، عادتاً بیشتر از روستایی، به ظاهر خود می‌رسد. منظور این نیست که شهرنشین‌ طبیعتاً بیشتر مشتاق مصرف تظاهری است یا روستایی به تجمل توجه کمتری دارد. بلکه انگیزه این رفتار تظاهری و تأثیرگذاری آن در شهر مشهودتر است. همه شهرنشین‌ها می‌خواهند همواره استاندارد مصرف خود را بالا ببرند؛ بنابراین ضرورت همنوایی با این سطح استاندارد امری لازم و ضروری می‌شود. در واقع انگیزه مصرف‌کننده این است که می‌خواهد با عرف پذیرفته شده همنوایی کند و از هشدار و انتقاد دیگران نسبت به خود اجتناب ورزد. (وبلن، ۱۳۸۳، ص۱۴۹(
         ی اضافه می کند در هر مرتبه اجتماعی، معیار تجمل در مصرف از راه  به‌کار بستن معیار آنهایی که از لحاظ اعتبار در یک سطح بالاتر هستند، اعمال می‌شود. این جریان به ‌ویژه در جوامعی که تمایز طبقاتی تا حدودی نامعلوم است تا جایی ادامه پیدا می‌کند که تمام استانداردهای مصرف از طرز تفکر بالاترین طبقه تأثیر می‌گیرد. پس به‌طور کلی این طبقه برتر است که تعیین می‌کند جامعه کدام شیوه زندگی را به عنوان سبک زندگی آرمانی بشناسد. (وبلن، ۱۳۸۳، ص۱۴۹)
         ایده «چشم وهم‌چشمی» وبلن همزمان حاوی دو فرآیند است: «همانند ساختن خود به دیگری و متمایز ساختن خود از دیگری». او در تبیین پدیده «مد» به این مطلب اشاره می‌کند که زمانی ‌که طبقه مرفه از لحاظ اعتبار در بالاترین مرتبه ساخت اجتماعی قرار دارد، آداب زندگی و معیارهای ارزشی این طبقه، هنجار اشتهار و اعتبار را تعیین می‌کند. رعایت این معیارها با کمی تغییر بر همه اعضای طبقات پایین‌تر سلسله مراتب، ضروری است. در نتیجه، اعضای هر لایه اجتماعی، آرایش سبک زندگی متداول لایه بالاتری را تقلید می‌کنند. این‌ها چون از شهرت و احترام لایه‌های بالاتر محروم هستند، می‌کوشند لااقل در ظاهر با قوانین و هنجارهای پذیرفته‌ شده آنها همنوایی کنند. در آن سو «کسانی که به دنبال نشان دادن فرهیختگی فزاینده و ذائقه‌های والای خود در حوزه‌های جدیدی مانند مد هستند در تلاشند تا خودشان را از تقلید‌کنندگان تازه به دوران رسیده متمایز کنند؛ یعنی از کسانی که به تازگی پولدار شده‌اند، اما سلیقه ندارند. ( Paterson ۲۰۰۶، ص ۲۱)
        از سوی دیگر، یافته‌ها نشان می‌دهد تفاوت‌های معناداری در رفتار خرید وجود دارد که می‌تواند مرتبط با جنسیت باشد. در کل زنان نگرش‌های مثبت‌تری نسبت به مراکز خرید دارند و آنان محصولات به روز را بیشتر از مردان خریداری می‌کنند. (موحد، عباسی و مرحمتی، ۱۳۸۹، ص۱۴)
        تأثیرپذیری در مقابل تبلیغات تجاری رسانه‌ها نیز بر اساس جنسیت متفاوت است. آرونسون (۱۳۶۴) درباره نقش جنسیت معتقد است زنان آسان‌تر از مردان متقاعد می‌شوند؛ چرا که زنان در جامعه‌پذیری تسلیم‌تر از مردان تربیت می‌شوند و کمتر در مسائل شک و تردید می‌کنند و برای تسلیم و تمکین پاداش می‌گیرند نه برای اظهار وجود. (به نقل از موحد، عباسی و مرحمتی، ۱۳۸۹، ص۲۴)
        از منظری دیگر هنسن و رید معتقدند نظام سرمایه‌داری غرب با تمام قوا می‌کوشد تا با جهانی‌سازی فرهنگی توجیه کند که همه زنان دلشان می‌خواهد زیبا باشند؛ بنابراین همه زنان علاقه مشترکی به لوازم آرایش دارند. در نتیجه در این نظام، هرچه خواستند، به بهانه «نیازها و خواست‌های مشترک زنان» به آنها فروختند. (به نقل از وبلن، ۱۳۸۳، ص۱۳۷(
        کارکرد نمایشی و تمایزآفرین مصرف، آنگاه اهمیت بیشتری می‌یابد که به این نکته توجه داشته باشیم که زنان در میان گروه‌های جامعه به ‌ویژه در مقایسه با مردان از نظر هویت‌یابی با چالش‌های بیشتری روبرو هستند؛ زیرا منابع چندانی برای معنابخشی و تعریف خود در دسترس ندارند. منابع هویتی زنان بیشتر ناشی از جنسیت یا طبقه همسران آنها بوده است. با این فرض مصرف برای زنان فرصتی برای تمایز و ابراز هویت فردی به وجود می‌آورد. از این منظر پاساژ و مراکز خرید در ایران به عنوان فضایی برای بازنمایی رفتارهای زنانه تلقی می‌گردد که زنانه‌شدن برخی رفتارها مانند خرید را به دنبال دارد. این فضاها به مثابه بخشی از زندگی روزمره به گسترش حوزه عمومی زنانه انجامیده است. زنان از طریق این مکان به تولید سبک خود و تمایز آن از دیگران پرداخته و هویت جدیدی را از رهگذر چنین مصارفی می‌یابند. (پوراحمد و بهمنی، ۱۳۸۹، ص۴۵)

        مصرف در جامعه ایرانی
        جامعه‌ در حال گذاری مثل ایران نیز در دهه‌های اخیر، تحولات زیادی را در زمینه پدیده مصرف تجربه کرده است. طبق آمارهای رسمی منتشر شده در سال ۱۳۸۸، متوسط انرژی مصرفی در ایران بیش از ۲ برابر متوسط جهانی است. این در حالی است که نسبت انرژی مصرف شده به کالاهای تولید شده ۸ برابر کشورهای پیشرفته است. ایران از نظر تعداد جراحی زیبایی بینی در دنیا مقام اول است. ۸۰ درصد از زنان و ۶۰ درصد از مردان به انجام عمل زیبایی تمایل دارند. رئیس انجمن جراحان پلاسیتک و زیبایی بیان می‌کند که ۶۰ تا۷۰ درصد از تقاضاهای جراحی زیبایی به‌ویژه جراحی بینی غیرضروری است. در کشور زنانی را داریم که بیش از ۹ بار بینی خود را به تیغ جراحی سپرده‌اند و در واقع از بینی‌شان چیزی باقی نمانده است. طبق این آمار حدود ۹۰ درصد از بیمارانی که بینی خود را جراحی می‌کنند، دچار مشکلات تنفسی می‌شوند. ایرانی‌ها از نظر رشد مصرف لوازم آرایش، رتبه ۳ را در دنیا دارند. در کشور ما تنها ۱۰ درصد از لوازم آرایش موجود در بازار از مجاری قانونی وارد کشور شده‌اند. سن مصرف لوازم آرایش به ۱۵ سال رسیده است در حالی‌که در کشورهای توسعه‌ یافته، تمایل به آرایش بیشتر در زنان مسن دیده می‌شود که طراوت و شادابی پوست خود را از دست داده‌اند. (ترکاشوند، ۱۳۸۸، آنلاین(
        پژوهش‌های اخیر در ایران، حول موضوع مصرف انجام شده که حاکی از وضعیت بحرانی مصرف، به‌خصوص در میان جوانان است. به عنوان مثال در پژوهشی با عنوان «روند تجمل گرایی در ایران بین سال‌های ۱۳۷۵-۱۳۶۲»، پژوهشگر پس از بررسی ۸ گروه کالا در سطح مناطق شهری و روستایی به این نتیجه رسیده است که سهم کالاهای تجملی در طول جنگ روند نزولی داشته، ولی پس از پایان جنگ به شدت سیر صعودی یافته است؛ یعنی روند سهم مصرف کالاهای تجملی از کل مصرف خانوارها نشان می‌دهد که گرایش به مصرف کالاهای لوکس به شدت افزایش یافته است. (کریم¬خان¬ زند، ۱۳۷۵، ص۱۶۵)
         مرکز افکار سنجی دانشجویان ایران نیز در سال ۱۳۸۱ نظر سنجی با عنوان   «ارزیابی نظر شهروندان تهرانی از پدیده تجمل‌گرایی» انجام داده است .یافته‌های این نظر سنجی حاکی از آن است که ۷۷ درصد از مردم، رواج پدیده تجمل‌گرایی را در حد زیاد می‌دانند. از نظر۷۱ درصد کسب ثروت و درآمد اقتصادی، اولین اولویت و هدف مردم در زندگی شده است. (علی‌خواه، ۱۳۸۷، ص۲۵۱) علی‌خواه معتقد است پژوهش‌هایی که در سال‌های اخیر انجام شده مؤید این مدعا بوده است که در سال‌های اخیر، عناصر نظام ارزشی جامعه از وضعیت مذهبی- معنوی به اولویت و غلبه‌ عناصر مادی و در نتیجه انتظارات مصرفی در حال جابجایی است. (علی‌خواه، ۱۳۸۷، ص۲۵۰) جدا از آنکه بروز این تحولات را تا چه میزان گسترده و یا محدود بپنداریم و جدا از آنکه چه داوری ارزشی از این تحولات داشته باشیم، نباید از اهمیت و تأثیرات آن در سطح زندگی روزمره غافل شد. (شالچی، ۱۳۸۷، ص۱۱۲(



        پیامدهای مصرف‌گرایی
        توجه به مصرف‌گرایی در بین جامعه‌شناسان همواره به سبب پیامدهای گوناگون آن در سطح خُرد، یعنی تأکید بر رفتارها و نگرش‌ها و توجه به تأثیرات هویتی مصرف، در سطح میانی مانند توجه به رسانه‌های جمعی و در سطح کلان، بر ساختارهای اجتماعی، سیاسی و به‌خصوص فرهنگی است.
         چنین دیدگاهی در مقاله «پیامدهای سیاسی مصرف گرایی» چنین عنوان می‌شود:  هم اکنون در جامعه ایران، فرهنگ مصرف‌گرایی که روز به روز توسط رسانه‌های جمعی در حال گسترش است، در کنار پیامدهای اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی، نتایج سیاسی نگران‌کننده‌ای به بار می‌آورد و فشار را بر نظام سیاسی وارد خواهد کرد. به‌ویژه کاهش حمایت سیاسی از جمله پیامدهای بارز رشد مصرف‌گرایی خواهد بود. به این صورت که اگر مصرف‌گرایی را در سطح روانی، رشد انتظارات مصرفی و رفاهی فرض کنیم، زمانی که افراد به سبب ناتوانی در برآوردن این انتظارات احساس ناکامی و محرومیت کنند، عمدتأ نظام سیاسی را -¬ با توجه به ذهنیت تاریخی و ساختار سیاسی فرهنگی جامعه ایران- سبب ناتوانی خود در برآوردن انتظارات رفاهی می‌دانند. در نتیجه، احساس محرومیت ناشی از ناتوانی در برآوردن انتظارات مصرفی، میزان حمایت و پشتیبانی فرد از حاکمیت سیاسی را کاهش خواهد داد. (علی‌خواه، ۱۳۸۷، صص۵-۲۳۳(
          در شهرها فروشگاه‌های بزرگ، فرهنگ مصرف‌گرایی را القاء می‌کنند. در این فرهنگ، یک شعار اصلی رواج پیدا می‌کند که «تا می‌توانی بخر و هر چه بیشتر مصرف کن». بر پایه این شعار، رقابت در خرید و مصرف به نوعی وجهه اجتماعی تبدیل می‌شود. برخی استدلال می‌کنند که در چنین جامعه‌ای مصرف‌گرایی با دو نوع ابزار، آسان می‌شود: نخست حراج‌های پی‌درپی کالاها و دیگری اشاعه کارت‌های اعتباری. در کشورهای توسعه‌ یافته، در طول یک سال به بهانه‌های متعدد حراج کالاها وجود دارد. این حراج‌ها با ایجاد احساس نیاز کاذب، به مشتری القاء می‌کنند به جنسی که در حراج می‌بیند نیاز دارد، در حالی‌که اگر جنس در حراج نبود، چنین احساسی به او دست نمی‌داد. از سوی دیگر، فرد در بازار باید حس کند که همیشه پول برای خرید دارد. در اینجا مسئله از طریق مکانیزم کارت‌های اعتباری حل می‌شود. بنابراین، ابتدا نیاز کاذب به‌وجود می‌آید و سپس توانایی خرید به شکل مصنوعی فراهم می‌شود. به تدریج، مصرف‌گرایی به عدم امنیت اقتصادی منجر می‌شود و عدم امنیت اقتصادی، مصرف‌گرایی را تشدید می‌کند؛ زیرا نگرانی از کمبودها باعث انبارکردن اجناس شده و انبارکردن اجناس به مصرف‌گرایی بی‌رویه تبدیل می‌شود. در نهایت همان رفع نیازهای غیرواقعی ایجاد می‌شود. (لهسائی‌زاده، ۱۳۷۹، صص۸-۵۷)
         مهم‌ترین پیامد مصرف‌گرایی به موضوع هویت مربوط است. اگر در جامعه سنتی و پیشامدرن، مبنای «هویت اجتماعی» را بیشتر ویژگی‌های انتسابی افراد از جمله مواردی چون شغل، طبقه و به‌طور کلی «موقعیت‌های ساختاری» تشکیل می‌داد، امروزه در جامعه مدرن دو عامل «موقعیت فرد در نظام تولید» که در مفهوم طبقه متبلور می‌شود و جدیدتر از آن نوع و سبک «کنش‌های مصرفی» مبنای اصلی هویت اجتماعی فرد است که در مفهوم «سبک زندگی» معنا پیدا می‌کند. یکی از مهم‌ترین موارد در این زمینه مصرف است که در مقایسه با تولید و ساختارهای اجتماعی ناشی از تولید، دامنه بسیار فراخ‌تری دارد؛ زیرا مصرف همه افراد غیرشاغل را نیز در برمی‌گیرد مثل جوانان، کهنسالان، بیکارها و به‌خصوص زنان. (اباذری و چاووشیان، ۱۳۸۱، صص۲۱-۳(

        سخن آخر
        مقابله با این جریان نیازمند کار فرهنگی گسترده و سیاست‌گذاری‌هایی است که از تحقیقات جامعه‌شناختی نشأت گرفته باشد. در این راه برای شناخت عوامل و ریشه‌های تغییرات نگرشی و رفتاری زنان در زمینه‌ الگوی مصرف و نیز در خصوص چالش‌های هویتی آنها، نیاز به پژوهش‌های گسترده با نگاه جامعه‌شناختی است. «سیاست‌گذاری‌ فرهنگ»، امری حساس، دشوار و پیچیده است و اثرگذاری فرهنگی بر نحوه مصرف، صرفاً از طریق پرداختن صوری و سطحی به ارزش‌ها در سطح نهادهای رسمی امکان‌پذیر نیست. برنامه‌ریزی فرهنگی همچون هر برنامه‌ریزی دیگر، نیازمند شناخت محیط عمل است؛ لیکن تفاوت برجسته آن در این است که هدفش انسان‌ها هستند. از این رو، به سبب برخورداری از توان ذهنی، ارزش‌ها و نگرش‌های خود، اقدام به تفسیر برنامه‌ها می‌کنند و واکنش نشان می‌دهند . بدین ترتیب، پیش شرط هرگونه برنامه‌ریزی فرهنگی، شناخت جامعه موردنظر جهت پیش‌بینی تفاسیر و واکنش‌های احتمالی است.

        فهرست منابع:
         اباذری، یوسف و چاوشیان، حسن (۱۳۸۱)، «از طبقه اجتماعی تا سبک زندگی: رویکردهای نوین در تحلیل جامعه‌شناختی هویت اجتماعی»، نامه علوم اجتماعی، شماره۲۰، صص ۲۷-۳ .
         اباذری، یوسف و کاظمی، عباس (۱۳۸۴)، «رویکردهای نظری خرید: از جامعه‌شناسی تا مطالعات فرهنگی»، نامه علوم اجتماعی، شماره۲۵، بهار ۱۳۸۴، صص ۱۹۵- ۱۶۷.
         باکاک، رابرت (۱۳۸۱)،  مصرف، ترجمه خسرو صبری، تهران: نشر و پژوهش شیرازه.
         ترکاشوند، اصغر (۱۳۸۸)، «اصلاح الگوی مصرف: مفاهیم و شیوه‌های تأثیرگذاری بر مخاطب»،
         دوبور، گی (۱۳۸۲)،  جامعه نمایش، ترجمه بهروز صفدری، تهران: نشر آگاه.
         رفعت جاه، مریم (۱۳۸۶)، «هویت انسانی زن در چالش آرایش و مد»، فصلنامه¬ شورای فرهنگی اجتماعی زنان، سال دهم، شماره ۳۸.
         شالچی، وحید (۱۳۸۷)، «سبک زندگی جوانان کافی شاپ»، فصلنامه تحقیقات فرهنگی، سال اول، شماره۱، صص ۱۱۵- ۹۳.
         علی‌خواه، فردین (۱۳۸۷)، «پیامدهای سیاسی مصرف¬گرایی»، فصلنامه¬ تحقیقات فرهنگی، سال اول، شماره ۱، صص۲۵۶-۲۳۱.
         فاضلی، محمد (۱۳۸۲)،  مصرف و سبک زندگی،  قم: انتشارات صبح صادق.
          کریم¬خان زند، ح (۱۳۷۵)، بررسی روند تجمل‌گرایی در ایران: سال های ۱۳۶۲-۱۳۷۵، تهران: دبیرخانه شورای فرهنگ عمومی.
          کوزر، لوئیس (۱۳۶۸)، زندگی و اندیشه بزرگان جامعه‌شناسی، ترجمه محسن ثلاثی، تهران: انتشارات علمی.
          لهسائی‌زاده، عبدالعلی (۱۳۷۹)، «فرهنگ مصرف¬گرایی نوین و لزوم برنامه¬ریزی برای آن»،  فصلنامه¬ فرهنگ عمومی، شماره ۲۲و۲۳.
         محمد¬پور، احمد و بهمنی، مریم (۱۳۸۹)، «زنان، پاساژ و مصرف نشانه¬ها»، فصلنامه مطالعات راهبردی زنان، سال۱۲، شماره ۴۷.
          مرادی، سجاد (۱۳۸۷)، «تحلیل جامعه‌شناختی الگوهای مصرف»، پایان‌نامه کارشناسی ارشد، به راهنمایی محمد عبداللهی، دانشگاه علامه‌طباطبایی.
         موحد، مجید؛ عباسی شوازی، محمدتقی و مرحمتی، ندا (۱۳۸۹)، «رسانه، جنسیت و مصرف¬گرایی»، فصلنامه مطالعات راهبردی زنان، سال۱۲، شماره ۴۷.
         وبلن، تورشتاین (۱۳۸۳)،  نظریه طبقه تن آسا، ترجمه فرهنگ ارشاد، تهران: نشر نی.
        Chaney, David (۱۹۹۶), Lifestyle, Rutledge.
        Paterson, Mark (۲۰۰۶), Consumption and every day Life, Routledge
        http://www.wafa.ir/eqtesadi/bodje/۱۰۴۶۷.html
         


               
         
          دفتر مطالعات زنان 
          1. امتیازدهی:
            لطفا منصفانه امتیاز دهید.
              1.  
              2. ۸۸%
              3. تعداد: ۰۸ رای
          1. ارسال نظر



    1. خبرنامه
      جهت اطلاع از به روز شدن مجله اطلاعات خود را وارد نماييد .

      پایگاه اطلاع رسانی حورا ساده ماده مستر چنگال انجمن سلامت ایران مجله ایرانی انجمن بیان با حجاب سبک زندگی بچه شیعه ها کودک و مادر عمار کلیپ مجتمع نیکوکاری رعد خانواده سرآمد بلاغ سمن فروشگاه اینترنتی محصولات حجاب سلام نو علوم اجتماعی خبر اقتصادی وبلاگ نیوز تعامل تصویر دل چی بپزم؟ ایران زنان به دخت راز۵۷