2515
مجله اینترنتی
زنان و خانواده
کانال دخت ایران
          1. فائزه ساسانی خواه
              1. اندازه متن:
              2.  
              3.  
            نظرات (۰۴)
            تعداد بازدید: 2515
            نسخه مناسب چاپ
            ارسال به ديگران
            اضافه کردن به علاقمندی ها
        آنها که زندگی خانوادگی، زن بودن و نقش مادری را در دنیای امروز زیر سوال می‌برند!

        مدرنیته یک جریان و واقعیت است که تجلیاتش در زندگی ما متفاوت است. به تعبیر برخی از جامعه‌شناسان، مدرنیته «زلزله‌ای است که همه ارکان هستی فلسفی-اجتماعی ما را دگرگون کرده‌است.»(پرستش،۱۳۸۷:۴۳) نهادهای مختلفی از جمله اقتصاد، دین، مدرسه و... تحت تاثیر آن دچار دگرگونی شده‌اند.
        یکی از کانون‌هایی که در آن، زلزله رخ داده، خانواده و به طور خاص زندگی زنان است. بر اساس این اتفاق روابط افراد در آن نیز تفاوتهای بسیاری را نسبت به گذشته تجربه می‌کند. ساده‌ترین روایت آن تغییر نگرش نسبت به احساس مادرشدن است و تعارضاتی را بر این پایه به زندگی زنان تحمیل کرده‌است.
        قبل از پرداختن به بحث اصلی شاید بهتر باشد دسته‌بندی کوتاهی در مورد زنان امروزی ایران داشته باشیم.
        تحولات مدرنیته در عین ایجاد تغییرات گسترده در سبک زندگی ما، موجب تعارضات وسیعی در سنت شده‌است. این تعارض‌ها در تمام سطوح و وجوه زندگی جامعه ایرانی، از جمله زنان قابل مشاهده است. بر این اساس زنان را در ایران می‌توان به سه دسته تقسیم کرد:
        ۱) زنانی که تابع محض سنت‌اند. آنان خود را در دایره زندگی خانوادگی و زناشویی می‌بینند و هویت خود را صرفا در این دایره تعریف می‌کنند.
        ۲) زنانی که تابع محض مدرنیته‌اند. زندگی خانوادگی، زن بودن و نقش مادری را در دنیای امروز زیر سوال می‌برند و هویت خود را در رابطه با دنیای بیرون از خانه تعریف می‌کنند.(گرچه این افراد هنوز تعدادشان اندک است.)
        ۳) زنانی که میان سنت و مدرنیته پیوند برقرار نموده و به دنبال ایجاد تعادلی میان این دو هستند، و یا هنوز سردرگم‌اند و به نتیجه قطعی در انتخاب میان این دو نرسیده‌اند. این زنان هم تمایل دارند زندگی سنتی خود را حفظ کنند و هم مایلند از دنیای جدید بهره‌مند شوند. آنان نه به تمامی در سنت به سر می‌برند و نه کاملا مدرن‌اند. بلکه مرزهای میان این دو کاملا در زندگی‌شان در هم آمیخته شده‌است. اما به طور عمده، قلمرو اندیشه و رفتار این زنان دیگر به طور کامل تداعی‌گر «وظیفه»، «خدمت رسانی » و پذیرش کامل نقش مادری نیست.
        در این یادداشت سعی می‌شود تنها به سه عامل که تحت تاثیر مدرنیته، زندگی زنان را دستخوش تحول کرده‌است اشاره‌ای کوتاه شود.

        ظهور فردگرایی
        یکی از مشخصه‌های مهم دنیای مدرن ظهور فردگرایی است. در ابتدا به نظر می‌رسد مفهوم فردگرای تنها در جستجوی لذتها و آزادی‌های فردی است. اما این مفهوم با دو مفهوم «آزادی» و «مسئولیت» پیوند برقرار می‌کند. درست است که آزادی‌های فردی حق هر انسان است، اما نباید به خودخواهی و خودبینی منجر شود.
        رشد فردگرایی در میان زنان باعث جابه‌جایی ارزشهای فرهنگی حاکم بر جامعه شده‌است. مادرشدن که زمانی بسیار با ارزش تلقی شده و معیاری برای افتخار زنان برشمرده می‌شد، اکنون ارزش سابق خود را از دست داده‌است و این مساله بخصوص در میان زنان تحصیل‌کرده در حال رشد است.
        امروزه کودکان سد راه پیشرفت‌های فردی و اجتماعی زنان محسوب می‌شوند. به همین دلیل آنان سعی می‌کنند یا از تولد فرزند جلوگیری نمایند و یا مسولیت نگهداری از کودکان را با پرستار خانه و یا مربی‌های مهدهای کودک برای زمان‌های طولانی تقسیم کنند. آنها گمان می‌کنند با این روش فردگرایی خود را حفظ می‌کنند. حال آنکه «آزادی فردی اگر به درستی درک شود دورترین فاصله را با خودخواهی دارد.»(گاردنر،۳۱)

        جستجوی هویت در جایی خارج از منزل volume30_18.jpg
        هویت به عنوان یک ویژگی متمایز کننده دارای سطوح مختلف فردی، اجتماعی، فرهنگی و... است. افراد، هر یک این سطوح را به عنوان درکی از موقعیت خود در نظر می‌گیرند. بر همین اساس سطوح مختلفی از تعلق را نسبت به آن هویت تجربه می‌کنند.
        اندیشه‌ها، تصورات ذهنی، اعمال، کنش‌ها و عکس‌العملها در فرآیند هویت‌یابی تاثیرگذار است و چارچوب عملکرد افراد را می‌سازد.
        در دنیای مدرن هویت اجتماعی دارای وجاهتی خاص است و برخلاف گذشته هویت زنان در تعریف با خانه و خانواده تعریف نمی‌شود، بلکه برعکس خانه‌داری و مادربودن هویت اصلی زنان را شکل نمی‌دهد. اغلب زنان تحت تاثیر این نگاه دیگر هویت خود را صرفا در انجام کارهایی چون خانه‌داری، همسرداری و پرورش کودکان جستجو نمی‌کنند و این امور به تنهایی آنها را ارضا نمی‌کند، بلکه تمایل دارند هویتی جدید را در کنار این امور برای خود تعریف نمایند. اموری که آنها را در کنار رسیدگی به امور منزل با دنیای جدید، علوم جدید، عرصه‌ای خصوصی و یا حرفه‌ای خارج از خانه می‌شناسد. زندگی روزمره تنها تداعی کار داخل منزل و نگهداری از فرزند نیست. آنها صرف وقت برای زایمان و بزرگ کردن فرزندان را امری کسل‌کننده و فاقد ارزش‌های اجتماعی می‌دانند. از طرفی بر عهده گرفتن نقش‌های اجتماعی و حضور فعالانه در عرصه اجتماعی تنها با کاهش فرزندآوری یا محدود کردن وقت در خانه میسر است. و کسب مهارت‌های اجتماعی چون تحصیل، شغل و هنر بهایی این چنین را طلب می‌کند. در واقع استقلال مالی و شخصیتی اهمیت بیشتری نسبت به توجه به فرزندان یافته است.
        در دنیای مدرن هویت زنان با نقش مادری و همسری تداعی و تعریف نمی‌شود، بلکه میزان دستیابی به مهارتها و استقلال فکری و مالی است که اثرگذار است. «ترویج این نکته که کار بیرون از خانه بسیار مهم‌تر از کار داخل خانه است سبب می‌شود تا حیات انسانی خانواده تحت‌الشعاع حیات مادی و اقتصادی محیط کار قرار می گیرد.»(گاردنر،۱۰۹)
        ترویج رقابت برابر میان زنان و مردان تحت تاثیر نظریات فمنیست‌ها ناگزیر عرصه را برای مادربودن به عنوان حرفه اصلی، قابل احترام و با افتخار تنگ کرد. این موج پس از دهه‌های متوالی از غرب به سایر کشورها از جمله ایران سرایت کرد و اکنون در ایران طرفدارانی را بخصوص در میان طبقه تحصیل‌کرده دارد.
        تبلیغ برای حضور دائمی زنان در اجتماع و ارزش بخشیدن به فعالیت‌های اجتماعی زنان را وا می‌دارد که احساس مادری را در درجه دوم اهمیت قرار دهند.
        مجموعه این امور است که هویت زنان امروز را در زندگی جدید مشخص می‌نماید. فقدان دستیابی به این امور، زندگی روزمره را به امری کسالت‌بار تبدیل نموده و زنان را به این تفکر نزدیک می‌کند که کاری مفید انجام نمی‌دهند و پیوسته از چنین موقعیتی رنج می‌برند.
        زن امروز نیاز دارد استقلال و هویت امروزش که علاوه بر نقش همسری و مادری است و فردیت او را نیز در بر می‌گیرد به رسمیت شناخته شود و به آن احترام گذاشته شود. هویتی که با حضور در اجتماع و فعالیت‌های اجتماعی بسته به روحیه و برنامه زنان مهیا شود.
         

        شکل گیری «خود»
        بازاندیشی پیرامون زندگی فردی و شکل‌گیری «خود» یکی دیگر از ویژگی‌های مهم دنیای مدرن است.
        به اعتقاد گیدنز «زیستن در دنیا» تا آنجا که دنیا همین دنیای امروزین ما است، متضمن تشنج‌ها و دشواری‌های متمایزی در سطح «خود» است. تحلیل این مطالب آسان‌تر خواهد شد اگر آنها را همچون گره‌های کوری در نظر بگیریم که در این یا آن سطح، به هر حال باید گشوده شوند تا نوعی روایت منسجم از هویت شخصی محفوظ بماند».(گیدنز،۲۶۵:۱۳۷۸)
        زنان، موجوداتی مستقل از تاریخ و فرهنگ جامعه خود نیستند؛ آنها در همان ساختارهای اجتماعی و فرهنگی موجود در جامعه دست به گزینش و انتخاب می‌زنند.
        تغییرات بوجود آمده در جامعه ما و ورود مدرنیته به کشور و رشد فرهنگی و اجتماعی جامعه عوارض دوگانه‌ای را به بار آورده است که بخشی از آنان به زنان جامعه ما بر می‌گردد. در جامعه سنتی ساختار اجتماعی، سیاسی و فرهنگی شرایطی را مهیا نمی‌کند تا «خود» شکل گیرد. اما در جامعه مدرن و جامعه‌ای که به سوی مدرن شدن در حرکت است، ساختارها فضای بیشتری را برای شکل‌گیری «خود» فراهم می‌کنند. در جامعه‌ای که سنت و مدرنیته هنوز با هم تضاد جدی دارند و سامانی نیافته‌اند آشفتگی تا عمیق‌ترین لایه‌های به ظاهر پیش پا افتاده راه می‌یابد.
        در کشور ما نیز تغییرات زیادی ایجاد شده و شرایط برای تحقق مطالبات هر چند کوچک فراهم آمده‌است. اما این تغییرات چگونه و چطور در زندگی امروزی هویدا شده‌است؟
        خانواده گسترده به خانواده هسته‌ای تبدیل شده‌است. تغییر خانواده از گسترده به هسته‌ای فرصت‌های بسیاری را برای زنان فراهم آورده است، همچنین معماری نیز تغییر شکل جدی یافته است. اکنون به جای زندگی چند خانواده در یک خانه و استفاده از فضاهای مشترک، حریم خصوصی بوجود آمده است. هر خانواده در خانه‌ای مستقل زندگی می‌کند. بنابراین زنانی که تا پیش از این، از فضاهای مشترکی همچون آشپزخانه استفاده می‌کردند، حالا آشپزخانه‌ای از آن خود دارند. آشپزخانه که به ظاهر فضایی عمومی و قابل استفاده برای همگان بوده و نیز مکانی سنتی برای زن قلمداد می‌شده، به نحوی خصوصی می‌شود.
        از سویی حجم خانواده نسبت به خانواده گسترده کمتر شده است و بنابراین مسؤلیت زنان نیز نسبت به گذشته کاهش یافته است. هم چنین فضایی فراهم می‌شود که آنان به زمانی برای خود بیاندیشند (زمانی که می تواند داخل یا خارج از خانه باشد) و فعالیت‌هایی که روزمرگی را در جهتی هدفمند سوق می‌دهد.
        از این پس خلاقیت سوژه با تغییر ساختارها مهیا می‌شود و از ورای آن سؤال «سهم من، اتاق من، ملک من، زمانی برای من و...» مطرح می‌شود. زمانی که «خود» شکل می‌گیرد افراد مایلند دایره‌ای بسته دورشان را فراگیرد و هیچ کس حتی فرزندان به آن نزدیک نشوند.

         

        volume30_19.jpg

        جمع‌بندی و نتیجه‌گیری:
        گرچه بازاندیشی و شکل‌گیری عنصر شناخت و آگاهی در زندگی زنان افقی جدید را به روی‌شان گشوده است، اما لازم است این آگاهی همواره ملازم زندگی آنان شود که زندگی خانوادگی، پذیرش زندگی مشترک و مسولیت مادری سلب‌کننده هویت، آزادی و استقلال آنها نیست و منافاتی با زندگی اجتماعی ندارد. حضور فعالانه در اجتماع نه تنها نکوهیده نیست، بلکه برای بالا بردن سطح معلومات و آگاهی لازم است، اما نباید تا آنجا پیش رود که احساسات ذاتی و فطری زنها از میان برود.
        مقاومت در برابر زیر سئوال بردن حس مادری و مسئولیت در برابر آن باید از عمق آگاهی زنان برخیزد.
        صدمه دیدن احساس مادرشدن و مسئولیت‌های ناشی از آن نه فقط رابطه مادر و فرزندی را خدشه‌دار خواهد کرد، بلکه ارکان خانواده و به شکلی وسیع‌تر جامعه را لرزان خواهد نمود.
        متاسفانه آنچه در دنیای مدرن تحت تاثیر فردگرایی به شدت زیر سوال رفته است پذیرش مسئولیت مادری و همسری است و این نکته باید همواره به زنان  آموزش داده شود که دنیای عاطفی تکمیل‌کننده جهان اجتماعی ماست. از سویی سایر افراد خانواده نیز باید تحت آموزش‌هایی قرار گیرند که به استقلال و هویت جدید زنان احترام بگذارند. انجام این رسالت سنگین بر عهده نهادهای آموزشی چون مدارس و کتاب‌های درسی، رسانه‌های ارتباط جمعی به خصوص تلویزیون و نیز فرهنگسراها و سایر اماکن فرهنگی بواسطه برگزاری کارگاه‌های آموزشی است تا به زنان کمک نمایند در تقابل سنت و مدرنیته گزینشی صحیح داشته باشند، گزینشی که زندگی فردی و اجتماعی فدای یکدیگر نشده و یا افکار و رفتارها دستخوش افراط و تفریط نشود تا صدمات جبران ناپذیری به زندگی فردی و خانوادگی وارد نیاید.
         

        منابع:
        پرستش،شهرام،تجربه امر مدرن،۱۳۸۷خردنامه همشهری ،ویژه نامه مطالعات فرهنگی.
        گاردنر،ویلیام،جنگ علیه خانواده،۱۳۸۷ترجمه معصومه محمدی،انتشارات مطالعات و تحقیقات زنان.


        4 نظر | ارسال نظر

          1.  
            مطلب جمع و جور اما پر محتوایی است.ممنون استفاده کردم.
           
          0
           
          0
              1. user-pic
              2. زینب
                ۲۷ خرداد ۹۱
                ۱۲:۱۸
          1.  
            نثر شیوایی دارید.قبلا هم مطالبتان را خواندم.سپاس. این موضوع بسیار مهم است و باید در ایران به دقت در مورد ان کار شود تا شاهد مشابه فاجعه ای که در غرب رخ داد نباشیم.
           
          0
           
          0
              1. user-pic
              2. شیدا
                ۳۱ خرداد ۹۱
                ۱۵:۰۶
          1.  
            مطلب فوق العاده ضعیفی بود. در رابطه با زنان ذره بین گذاشتن روی زن به هیچ وجه نمی تواند تحلیل درستی ارائه دهد. مدرنیته دورترین چیزی است که میتواند روی یک زن اثر بگذارد. در مورد تغییر زنان عوامل خیلی زیادی نقش ایفا می کندو مدرنیته هم به واسطه ی این عوامل است که زن را به سوی خود فرا می خواند. مهمترین این عوامل، مردان یک جامعه هستند. وقتی یک مرد، بر پرورش احساسات و عواطف زن خود سرمایه گذاری کند و لطافت روح او را نه احترام که تقدیس کند، آیا مدرنیته دیگر کششی برای زن خواهد داشت؟ اگر معتقدیم که فطرت زن، برپایه عشق و محبت و عطوفت است پس بدانید مدرنیته که بیشتر با مظاهر مادی درآمیخته است، آخرین گزینه ای است که می تواند زن را جذب خود کند و آن هم در صورتی است که زن ناگزیر به انتخاب آن باشد. زن وقتی می بیند احساسات او را به عنوان متهم ردیف اول هر چیزی سرکوب می کنند وقتی می بیند عواطف او فقط مایه سوء استفاده ی افراد شیاد و فرصت طلب قرار می گیرد وقتی می بیند او را به خاطر پاکی و خلوص احساساتش ساده و ناقص العقل می نامند، وقتی می بیند زیبایی ظاهر و اندام او را بر پاکی روحش ترجیح می دهند، وقتی می بیند در قانون کشورش شهادت او به خاطر غلبه احساساتش با شهادت دو مرد برابری می کند، وقتی می بیند که روی خانه داری و همسرداری و بچه داری او هیچ ارزشگذاری مادی نمی شود، وقتی می بیند در تلویزیون مملکتی که مروج اسلام است، از زنانی به عنوان زنان نمونه نام می برند که حضور اجتماعی شان غلبه دارد بر حضورشان در خانواده؛ سرخورده می شوند افسرده می شوند احساس عقب ماندگی و بی ارزشی می کنند. آیا خیانتی بالاتر از این است؟ نه. این مدرنیته نیست که زنان را تحت تاثیر قرار داده است. هزاران خیانتِ ناگفته ای است که زنان را به آغوش مدرنیته سوق می دهد. تازه باید خدا را شکر کنیم که با وجود این همه بی مهری، زنان سرزمین مان، هنوز نقش مادری و زنانگی خود را تا حد زیادی حفظ کرده اند.
           
          0
           
          0
              1. user-pic
              2. سایه
                ۰۱ شهریور ۹۱
                ۱۸:۲۰
          1.  
            پاسخی به نظر شیدا
            مطلب فوق العاده ضعیفی بود. در رابطه با زنان ذره بین گذاشتن روی زن به هیچ وجه نمی تواند تحلیل درستی ارائه دهد. مدرنیته دورترین چیزی است که میتواند روی یک زن اثر بگذارد. در مورد تغییر زنان عوامل خیلی زیادی نقش ایفا می کندو مدرنیته هم به واسطه ی این عوامل است که زن را به سوی خود فرا می خواند. مهمترین این عوامل، مردان یک جامعه هستند. وقتی یک مرد، بر پرورش احساسات و عواطف زن خود سرمایه گذاری کند و لطافت روح او را نه احترام که تقدیس کند، آیا مدرنیته دیگر کششی برای زن خواهد داشت؟ اگر معتقدیم که فطرت زن، برپایه عشق و محبت و عطوفت است پس بدانید مدرنیته که بیشتر با مظاهر مادی درآمیخته است، آخرین گزینه ای است که می تواند زن را جذب خود کند و آن هم در صورتی است که زن ناگزیر به انتخاب آن باشد. زن وقتی می بیند احساسات او را به عنوان متهم ردیف اول هر چیزی سرکوب می کنند وقتی می بیند عواطف او فقط مایه سوء استفاده ی افراد شیاد و فرصت طلب قرار می گیرد وقتی می بیند او را به خاطر پاکی و خلوص احساساتش ساده و ناقص العقل می نامند، وقتی می بیند زیبایی ظاهر و اندام او را بر پاکی روحش ترجیح می دهند، وقتی می بیند در قانون کشورش شهادت او به خاطر غلبه احساساتش با شهادت دو مرد برابری می کند، وقتی می بیند که روی خانه داری و همسرداری و بچه داری او هیچ ارزشگذاری مادی نمی شود، وقتی می بیند در تلویزیون مملکتی که مروج اسلام است، از زنانی به عنوان زنان نمونه نام می برند که حضور اجتماعی شان غلبه دارد بر حضورشان در خانواده؛ سرخورده می شوند افسرده می شوند احساس عقب ماندگی و بی ارزشی می کنند. آیا خیانتی بالاتر از این است؟ نه. این مدرنیته نیست که زنان را تحت تاثیر قرار داده است. هزاران خیانتِ ناگفته ای است که زنان را به آغوش مدرنیته سوق می دهد. تازه باید خدا را شکر کنیم که با وجود این همه بی مهری، زنان سرزمین مان، هنوز نقش مادری و زنانگی خود را تا حد زیادی حفظ کرده اند.
            بهتر است به جای کامنت گذاشتن با خشم و عصبانیت کمی مطالعاتتان را بیشتر کنید بعد در مورد این متن و مدرنیته و تاثیر آن بر زندگی زنان بنویسید.مدرنیته تمام زندگی ما را گرفته ان وقت می گویید تاثیر ان دور است؟در ثانی این یادداشت درباب مدرنیته و تاثیر ان روی زنان است و نه بیشتر. رسانه ای که از ان یاد می کنید که زن را اینگونه معرفی می کند هم در دنیای مدن شکل گرفته است.گرچه منکر نقش منفی ان در این مورد بخصوص نیستم.(معرفی زنان شاغل به عوان زن موفق) سوم اینکه بعضی از مواردی که نام برده اید درست است اما تا قبل از شکل گرفتن دنیای مدرن و تاثیر ان بر زندگی ما ایا مردها بهتر از این با زنان رفتار می کردند؟ قبل از عصبانیت به تیتر و محتوای یک متن دقت کنید و ببینید ان متن به کدام وجه از تضعیف رابطه زن و نقش مادری پرداخته است.
           
          0
           
          0
          1. ارسال نظر



    1. خبرنامه
      جهت اطلاع از به روز شدن مجله اطلاعات خود را وارد نماييد .

      پایگاه اطلاع رسانی حورا ساده ماده مستر چنگال انجمن سلامت ایران مجله ایرانی انجمن بیان با حجاب سبک زندگی بچه شیعه ها کودک و مادر عمار کلیپ مجتمع نیکوکاری رعد خانواده سرآمد بلاغ سمن فروشگاه اینترنتی محصولات حجاب سلام نو علوم اجتماعی خبر اقتصادی وبلاگ نیوز تعامل تصویر دل چی بپزم؟ ایران زنان به دخت راز۵۷