1990
مجله اینترنتی
زنان و خانواده
کانال دخت ایران
          1. الهام معصومی‌نژاد
              1. اندازه متن:
              2.  
              3.  
            نظرات (۰۰)
            تعداد بازدید: 1990
            نسخه مناسب چاپ
            ارسال به ديگران
            اضافه کردن به علاقمندی ها
        مادری تقریبا در تمام تاریخ مورد احترام و در هاله‌ای از تقدس و رمز و راز بوده‌است.

        مقدمه
        مسئله مادری از مسائل خاص انسان و جامعه انسانی نیست، بلکه با وجوه مشترکی در عالم حیوانات هم دیده می‌شود، با این تفاوت که انگیزه آن لااقل در حیوانات پائین و کاملا غریزی، و در انسان تا حدود زیادی بستگی به فرهنگ و اجتماع دارد. انجام این نقش در حیوانات به یادگیری نیاز ندارد و به گونه‌ای است که حتی حاضرند بچه همنوعان خود را بجای فرزند بپذیرند و از آن مراقبت نمایند. اما این امر در انسان به تربیت وابسته بوده و عامل شوق و رغبت اجتماعی در آن موثر است.
        مادر بارزترین منشأ آسایش، مهر و عالی‌ترین منبع سعادت خانوادگی است. کامروائی در خانه، احساس امنیت و آرامش در آن و نیز احساس قدرت و استقلال کودکان در خانواده بستگی به وجود مادر دارد.
        امروزه، مادری به یکی از چالش‌های زوج‌های جوان تبدیل شده‌است، که این چالش در تضاد با آموزه‌های شرعی، عرفی و اخلاقی جامعه ایرانی قرار گرفته‌است، در این مقاله تلاش بر آن است تا ضمن تعریف مادری و مادریت به برخی از عوامل این امر توجه کرد.

        تعریف مادر و مادری
        در فرهنگ لغت صبا، مادر به فتح دال، به زنی که فرزند دارد و به آن مام و ماما هم گفته می‌شود اشاره شده‌است.
        «مادری» معمولا به مفهوم، توجه و مراقبت از کودکان؛ ارضای نیازهای مادی، عاطفی، روانی و احساس مسئولیت در قبال آنها و هم‌چنین برقراری مناسباتی است که نیازهای آنها را برآورده می‌کند. (صادقی‌فسائی، ۱۳۸۶، ص:۹۱)
        بین مادر و مادری تمایز وجود دارد؛ به گونه‌ای که بین زن و زنانگی تمایز موجود است، مادر از دید زیستی بر وجود زنی که قابلیت باروری داشته، و صاحب فرزند شده است، گفته می‌شود؛ اما مادری مفهومی اجتماعی-فرهنگی است و شامل تمام ویژگی‌هایی است که جامعه از مفهوم مادر در حافظه اجتماعی خود دارد، یعنی مفهوم مادری شامل تمام الگوهای زایشی، تربیتی، حمایتی، ایثار، فداکاری و یا برعکس الگوهای قدرتمند تاثیرگذاری می‌باشد، به عبارتی برداشت هر گروه از مادری به نوع تعریفی که هر جامعه‌ای از مفهوم مادر دارد برمی‌گردد.
        بنابراین می‌توان بر این نکته تاکید کرد که زایش و باروری فرآیندی منحصرا زنانه است، اما مادریت که در کنار زایش شامل تربیت و تعلیم، مراقبت و حفاظت و آموزش می‌باشد، صرفا مسئولیتی زنانه نیست، بلکه مردان هم می‌توانند در چنین مسئولیتی مشارکت داشته باشند.

        مادری در اندیشه‌های گوناگون
        جایگاه و منزلت زن به عنوان مادر در همه جوامع والاست، و این کارکرد زنانه، مادری تقریبا در تمام تاریخ مورد احترام و در هاله‌ای از تقدس و رمز و راز بوده‌است.
        پژوهش‌های مارگارت‌مید نشان داده‌است که رفتار، منش و احساس‌هایی که در فرهنگ‌های مختلف به مادر نسبت داده می‌شود با شرایط گوناگون اجتماعی تغییر می‌کند، بنابراین مادریت مقوله‌ای است، ساخته اجتماع و متاثر از الزامات فرهنگی که با پائین بودن میزان زاد و ولد، مشارکت زنان در تولید، و انزوای خانواده هسته‌ای، تغییر می‌کند. لیبرالها مادریت را در ساخت اجتماعی آن و تقدسی که جامعه به این نقش می‌دهد می‌دانند، سوسیالیست‌ها می‌گویند: «مادریت از آن رو مسئله‌ساز است که در متن قدرت اقتصادی مردانه جریان می‌یابد»، رادیکال‌ها مادریت را سرچشمه ارزش‌ها و ویژگی‌های خاص زنانه و پایه یک فرهنگ زنانه می‌دانند و در عین حال، معتقدند مردسالاری، آن را راهی برای سرکوب قرار داده‌است.
        به نظر آنها تجربه مادری رابطه بالقوه هر زن با توان باروری خویش و با کودکان است ولی آنچه این توان بالقوه را زیر سلطه مردان قرار می‌دهد نهاد مادریت است آنگاه که این نهاد از میان برداشته شود مادریت تجربه دگرگون کننده‌ای برای زنان خواهدبود.
        با شکل‌گیری جنبش فمنیسم، این تعریف به یکی از تعاریف مورد بحث آنها تبدیل شد و امروزه ارزش مادریت یکی از منابع جدل میان فمنیست‌های معاصر می‌باشد. دوبوار و فایرستون معتقدند از میان بردن شکل فعلی مادری، جامعه و بازتولید اجتماعی را متحول خواهد ساخت.

         

        volume30_47.jpg

        مسئولیت مادری
        مادرشدن از این باب مشکل است که مسئولیتی در قبال خود، شوهر، فرزند، جامعه و پروردگار است. و در برابر این وظایف مورد بازخواست قرار می‌گیرد . او پیش از اینکه اقدام به ساختن دیگران کند باید خود را بپروراند و بسازد و این کاری آسان نیست.

        چالش‌های پیش روی مادری
        - مطالعات انجام شده در مورد روند باروری در کشور بیانگر این موضوع است که باروری در کل کشور از سال ۶۴ به بعد شروع به کاهش نموده و از اواخر دهه ۶۰ سرعت چشمگیری پیدا کرده‌است، بعد از بررسی‌های انجام شده؛ اقتصاد، توسعه، مدرنیزاسیون و فرهنگ جزء عوامل موثر در کاهش باروری در کشور اعلام شده‌است . آنچه مسلم است کاهش باروری علاوه بر آن که ساختار جمعیتی هر کشور را تحت تاثیر قرار می‌دهد، پیامدها و عوارض جانبی دیگری را نیز به دنبال دارد. در کنار این عوامل برخی دلایل تنها و بخصوص متوجه زنان است و آنها را با چالشی به نام مادرشدن روبه‌رو می‌سازد.
        - یکی از دلایل عدم تمایل زنان برای فرزندآوری می‌تواند تغییر هویت آنها باشد. در واقع زنان امروز هویت زنانه خود را در جایی خارج از خانه جستجو می‌کنند و برخی از محققان و اندیشمندان این حوزه کاهش فرزندآوری را بهایی برای کسب مهارت‌های اجتماعی مثل میزان تحصیلات، شغل و درآمد می‌دانند که البته برخی دیگر از صاحب نظران معتقدند نباید بدین شدت به این مسئله پرداخت و آن را به طور قطع عنوان کرد گرچه قابل انکار هم نیست. اما آنچه که به غلط در جامعه ما در حال رخ دادن است، این مسئله است که فعالیت‌های زنان در بیرون از حوزه خانواده با اقبال بیشتری مواجهه شده‌است و بسیاری از زنان برخلاف گذشته که هویت خود را در فرزندآوری و زایش می‌دیدند و زن نازا زنی کم‌بهره به حساب می‌آمد، امروزه زنی با مشخصه حضور اجتماعی در بین هم‌گروهان و هم‌نسلان خود از ارج و قرب بیشتری برخوردار است، شاید دلیل دیگر این مسئله این باشد که زنان با توجه به احساس ظلم تاریخی نسبت به خود، مشارکت در بیرون از خانه را که ریاست آن با مرد بوده، نوعی تلاش برای احقاق حقوق از دست رفته خود می‌دانند.
        - اشتغال زنان که یا با هدف دستیابی به هویت جدید و یا مشکلات اقتصادی صورت می‌پذیرد، زمینه و مقدمه‌ای برای حضور اجتماعی آنان است و آثار اجتماعی این امر دامنه وسیعی را در بر می‌گیرد، ضمن اینکه امروزه اشتغال زنان به عنوان یکی از عوامل تحقق توسعه پایدار و همه جانبه تلقی می‌گردد. همین امر موجب می‌گردد برخی دختران و پسران داشتن فرزند را عاملی برای محدود شدن خود دانسته و این تفکر جز با حمایت‌های اجتماعی قابل اصلاح نیست، چرا که مطمئنا وجود این حمایت‌ها شرایط فرزندآوری را برای زنان و مردان فراهم کرده و این اطمینان را در آنها زنده می‌کند که با کمترین دغدغه می‌توانند به فعالیت‌های خود ادامه دهند و فرزندآوری نمی‌تواند مانعی بر سر راه آنها باشد.
        لازم به یادآوری این نکته است که در شریعت ما قوامیت و نان‌آوری بر عهده مرد گذاشته شده تا زن با فراغ بال و آسوده به تربیت فرزندان بپردازد.
        - عدم حمایت‌های قانونی و اجتماعی از زنان، بالاخص زنان خانه‌دار، منجر می‌گردد زنان هویت و شخصیت خود را تا حدودی خارج از خانه جستجو کنند.
        - بالا رفتن سن ازدواج، عدم همکاری و همیت نهادهای متولی مسائل جوانان منجر به بالا رفتن سن ازدواج شده‌است. بالا رفتن سن ازدواج به نوبه خود می‌تواند منجر به عدم انگیزه لازم برای تشکیل خانواده و علاقه به فرزندآوری بشود.
        - عدم تربیت زنان و دختران برای پذیرش نقش مادری؛ دختران به دلیل عدم آگاهی و اطلاعات لازم از پذیرش نقش سر باز زده و فرآیند مادرشدن را به تعویق می‌اندازند، و این در حالی است که آگاهی از جایگاه مادری در اندیشه دینی، الهی، احترام و تقدسی که برای جایگاه مادر قائل است می‌تواند خود عاملی برای پذیرش این نقش باشد ، البته لازم است متولیان مربوطه در خصوص جایگاه مادر و مادری در درون جامعه نیز تمهیدات لازم را بیاندیشند.
        - رشد فردگرایی و پرداختن به خواسته‌های فردی؛ در این حالت مادران بیش از آن که متوجه کانون خانواده و فرزندان خود باشند، به دنبال اهداف و خواسته‌های خود رفته؛ البته نفس اینکه مادر به خواسته‌های خود بپردازد، اشکالی ندارد اما پرداختن بی‌حصر به این خواسته‌ها آن چنان که کانون خانواده را با چالش روبه‌رو کند، دارای اشکال می‌باشد.
        - نگاه فرودستانه به نقش زنان خانه‌دار «تعریف سنتی نقش‌های چندگانه زن در عرصه خصوصی» منجر به رسمیت یافتن این تلقی شده که نگهداری و پرورش فرزند دارای ماهیتی است جنسیتی و خاص زنان. این نگرش، خصلت‌های مردانه پدر را مانع انجام وظایف مادری، و غیبت زن را در این حوزه سبب بروز مشکل برای کودک می‌داند. مادری به خودی خود مشکلی نیست، بلکه مسئله در شیوه نهادی کردن آن در جامعه است.
         

        نتیجه
        منشأ مشکلات امروز جامعه ما در زمینه خانواده و تربیت فرزندان این است که زنان نخواسته‌اند بواقع مادر باشند و ریاست و سرپرستی خانواده و نگهداری کودک را عهده‌دار گردند ، آن کس که به فکر کسب درآمد برای زینت و تجمل خویش است و فرزندش را به دست مربی‌ها و... می‌سپارد به وظیفه مادری خود آن چنان که شایسته است عمل نکرده، کسی به حقیقت مادر است که هم و غم خود را صرف سازندگی کودکان خویش کند و بدین شغل افتخار نماید. ( قائمی ، ۱۳۸۶، ص ۱۵)
        در واقع آنچه که ما به ویژه در دهه اخیر شاهدش هستیم تحول در نگاه زنان نسبت به خود و نقش مادریشان است.
         

        منابع
        - قائمی، علی؛  نقش مادر در تربیت، انتشارات امیری، اسفند ۸۶.
        - صادقی‌فسائی، سهیلا؛ چالش فمنیسم با مادری (مجوعه مقالات فمنیسم و خانواده)، شورای فرهنگی-اجتماعی زنان، ۱۳۸۶.
        - پرستش، شهرام؛ شیرخانلو، خدیجه؛ زن و سینما، سلسله پژوهش‌های نظری درباره مسائل زنان، دفتر اول انتشارات روشنگران و مطالعات زنان، چاپ اول ۱۳۷۶.
        - درویش‌پور، مهرداد؛ زن ایرانی در برزخ سنت و مدرنیته، برگرفته از سایت جامعه شناسی ایرانی
        http://sociologyofiran.com


          1. ارسال نظر



    1. خبرنامه
      جهت اطلاع از به روز شدن مجله اطلاعات خود را وارد نماييد .

      پایگاه اطلاع رسانی حورا ساده ماده مستر چنگال انجمن سلامت ایران مجله ایرانی انجمن بیان با حجاب سبک زندگی بچه شیعه ها کودک و مادر عمار کلیپ مجتمع نیکوکاری رعد خانواده سرآمد بلاغ سمن فروشگاه اینترنتی محصولات حجاب سلام نو علوم اجتماعی خبر اقتصادی وبلاگ نیوز تعامل تصویر دل چی بپزم؟ ایران زنان به دخت راز۵۷