1723
مجله اینترنتی
زنان و خانواده
کانال دخت ایران
          1. عاطفه دورویان
              1. اندازه متن:
              2.  
              3.  
            نظرات (۰۰)
            تعداد بازدید: 1723
            نسخه مناسب چاپ
            ارسال به ديگران
            اضافه کردن به علاقمندی ها
        ارزش‌های اجتماعی و قواعد اخلاقی مهمترین ابزار برای جلوگیری از بروز خیانت است که وسوسه‌ها و امیال را کنترل می‌کند.

        واژه‌ها روح دارند. حتی اگر به تنهایی ادا شوند. وقتی کلمه خیانت را روی کاغذ سفید می‌نویسم و به آن نگاه می‌کنم، احساسات و افکار ناخوشایند احاطه‌ام می‌کنند. دروغ، بی‌اخلاقی، بی‌وفایی و بی‌بندوباری، حداقل‌هایی است که به ذهن می‌رسد. اما برای همه اینها تنها یک یا دست آخر دو فرد به عنوان متهمان ردیف اول معرفی می‌شوند و پرونده نیز به سادگی بسته می‌شود. در حقیقت خیانت از آن دست انحرافاتی است که عموما به عنوان خطایی فردی در نظر گرفته می‌شود و نقش عوامل تحریک کننده و بستر‌ساز در آن نامشخص است. در حالیکه خیانت نیز مثل هر پدیده دیگری، متأثر از شرایط اجتماعی است و در جریان تغییرات اجتماعی، افزایش یا کاهش می‌یابد. هدف این مقاله نیز بررسی تأثیر عوامل اجتماعی بر میزان و کیفیت بروز پدیده خیانت است؛ رویه‌ای مغفول از پدیده به ظاهر شخصی که نقش عوامل اجتماعی در آن اغلب مخفی می‌ماند.


        سخن از آن است که برخی شرایط اجتماعی (که متفاوت از عوامل ژنتیکی یا روانشناختی است) بروز پدیده خیانت را امکان‌پذیرتر یا محتمل‌تر می‌کنند. بدین معنا که تحت شرایط اجتماعی خاصی فرصت‌های بیشتری برای خیانت در اختیار افراد قرار گرفته و رغبت و تمایل بیشتری نیز نسبت به آن احساس می‌شود. در صورتی که سایر عوامل نیز همراهی کنند قواعد اخلاقی پیشگیرانه نیز تضعیف شده و در نهایت آمادگی‌های لازم برای تن دادن فرد به خیانت زناشویی فراهم می‌شود. به عبارت دیگر، برخی شرایط اجتماعی با ایجاد فرصت‌های مناسب، تقویت محرک‌های محیطی و از میان برداشتن و بی‌قدرت کردن عوامل بازدارنده، میزان بروز خیانت زناشویی را در سطح جامعه افزایش می‌دهند. اما عوامل و شرایط اجتماعی مؤثر بر وقوع خیانت چیست و چگونه بر آن اثر می‌گذارد؟ در ادامه به برخی از آن‌ها اشاره خواهیم کرد.


        آنچه در وهله نخست بر میزان بروز خیانت زناشویی تأثیر می‌گذارد، دسترسی بیشتر افراد به فرصت‌های بی‌قید ‌و شرط و سهل‌الوصول در ارتباط با جنس مخالف است. این عامل تا حدود زیادی متأثر از شرایط اجتماعی است و همزمان با افزایش حضور زنان در فضاهای عمومی تشدید می‌شود. در این میان اشتغال زنان به عنوان مؤثرترین عامل در اختلاط دو جنس، می‌تواند زمینه‌های بروز خیانت زناشویی را مهیا کند. حضور زنان در بازار کار علی‌رغم اثرات مثبت فراوانی که در جامعه و نهاد خانواده به جا می‌گذارد، ممکن است تبعات دیگری نیز به همراه داشته باشد که از آن جمله می‌توان به برقرار شدن تماس‌های نزدیک‌تر میان زنان و مردان اشاره نمود.
        این مسئله تا حدودی ناشی از این مسئله است که محیط‌های کاری عموما فضایی مستقل از خانه و خانواده محسوب می‌شوند. به نحوی که روابط اجتماعی درون آن اغلب از چشم اعضاء خانواده دور می‌ماند و این مسئله امکان ایجاد روابطی مستقل یا پنهان از خانواده را مهیا می‌کند. همچنین وجود روابط و تعاملات طولانی مدت و مداوم میان همکاران که امری طبیعی در فضاهای شغلی است، به نگرانی‌های پیرامون اختلاط زنان و مردان در محیط کار دامن می‌زند. با این وجود رشد اشتغال زنان ابدا به معنای افزایش بی‌قید ‌و شرط در میزان بروز خیانت زناشویی نیست. بلکه صرفا به معنای ایجاد فرصت‌های بیشتر و فضای امن‌تر جهت اقدام به این عمل است. فرصت‌هایی که تنها با همراهی سایر عوامل به خیانت زناشویی بدل خواهد شد.


        شرط دیگری که در مرحله بعد وارد عمل می‌شود، کیفیت روابط و سطح برانگیزاننده بودن آنهاست. برقراری روابط دوستانه و نزدیک میان زنان و مردان در جامعه‌ای همچون جامعه ما که از همان کودکی تفکیک جنسیتی شدیدی را میان دختران و پسران اعمال می‌کند، می‌تواند برانگیزاننده و محرک باشد. در حالیکه برقراری روابط دوستانه و صمیمانه میان زنان و مردان در جوامع غربی امری معمول و طبیعی است. در جامعه ایران که از تابوهای شدید جنسی ناشی از تفکیک جنسیتی رنج می‌برد، می‌تواند بسیار مخرب و خطرناک باشد. با نگاهی به جامعه ایران و مشاهده تعاملات اجتماعی میان زنان و مردان جوان درمی‌یابیم که امروزه اشکال جدیدی از روابط میان دو جنس باب شده است که اگر نگوییم برای همه، برای گروه بزرگی از جامعه به مثابه محرک‌های جنسی عمل می‌کند. در حقیقت وجود صمیمیت‌های غیر‌ضروری میان زنان و مردان در حالیکه هنوز ظرفیت‌های لازم برای آن وجود ندارد و به دلیل فعال بودن تابوهای جنسی می‌تواند برای آنان تحریک‌کننده نیز باشد، عامل مؤثر دیگری بر میزان وقوع خیانت در جامعه است که ریشه در ارزش‌ها و مناسبات جدیدالظهور دارد.  

         

        volume35_4.jpg
        اما آنچه در نهایت وقوع یا عدم وقوع خیانت زناشویی را تعیین می‌کند و مهمترین عامل پیش‌بینی‌کننده در این زمینه است، میزان بازدارندگی قواعد اخلاقی و عرف اجتماعی است. در حقیقت حتی اگر همه عوامل فوق همراهی کنند و فضای امنی را هم برای اقدام به خیانت فراهم آورند، نمی‌توانند فردی را که به قواعد اخلاقی مؤمن است و برای امیال و لذاتش حدودی قائل است را به دام خیانت بی‌افکنند. به عبارت دیگر آنچه در نهایت وقوع یا عدم وقوع خیانت زناشویی را تعیین می‌کند، میزان تسلط و کنترلی است که نظام ارزش‌های اجتماعی بر روی افراد دارد. چرا که ارزش‌های اجتماعی و قواعد اخلاقی مربوط به زندگی خانوادگی، مهمترین ابزاری است که می‌تواند از بروز خیانت زناشویی جلوگیری کرده و وسوسه‌ها و امیال فرد را تحت کنترل درآورد.


         ارزش‌های اجتماعی که از آنها سخن رانده شد توسط فرایند «جامعه پذیری» یا «درونی کردن ارزش‌ها» به رفتار و نگرش‌های افراد شکل می‌دهد و مسیرهای مشروع ارضای امیال را به آنان نشان می‌دهند. حال اگر ارزش‌های اجتماعی تضعیف شده یا به خوبی در افراد درونی نشوند، رفتارها و نگرش‌های آنان برخلاف ارزش‌های اجتماعی شکل می‌گیرد، امیال فردی ایشان طغیان می‌کند و درنهایت ناهنجاری‌های اجتماعی نیز افزایش می‌یابد. به عبارت دیگر میزان پایبندی افراد به ارزش‌های اجتماعی کنترل کننده، یک پیش‌بینی‌کننده قوی در مورد میزان وقوع پدیده خیانت است. بنابراین تنها عاملی که می‌تواند افراد را از تن دادن بی‌قید و شرط به امیال جنسی‌شان باز دارد، قواعد اخلاقی و عرف اجتماعی است. در صورتی که این قواعد اخلاقی بازدارنده تضعیف شده یا به درستی در افراد درونی نشوند، امیال آنان بی‌هیچ افساری رها شده و میل به ارضای نیازها و دستیابی به لذائذ، بر تبعیت از اصول اخلاقی و عرف اجتماعی غلبه می‌کند.


        همانطور که گفتیم خارج شدن تمایلات افراد از کنترل نظام اجتماعی ناشی از تضعیف ارزش‌های اخلاقی بازدارنده و کنترل‌کننده است. تضعیف ارزش‌های بازدارنده خیانت نیز اغلب به دنبال تقدم یافتن ارزش‌های فردگرایانه نسبت به ارزش‌های جمع‌گرایانه یا دگرخواهانه رخ می‌دهد. این روزها سخنانی نظیر «ما فقط یک بار زندگی می‌کنیم و آن یک بار را ‌باید آنطور که می‌خواهیم سر کنیم»، بسیار جدی‌تر از گذشته و از زبان افراد بیشتری شنیده می‌شود. این سخنان عموما نمایانگر رشد نوعی فردگرایی در میان افراد جامعه ماست. این نوع از فردگرایی عموما افراد را به کنار گذاشتن هنجارها و ارزش‌های اجتماعی محدود‌کننده لذات و کنترل‌کننده تمایلات سوق می‌دهد. به نظر می‌رسد این روزها ارزش‌های خانواده محوری نظیر وفاداری زناشویی در برابر تمایلات خودخواهانه مبتنی بر لذت‌جویی آنی و ارضای امیال فردی رنگ باخته است. اما بی‌قدرت شدن ارزش‌های مبتنی بر زندگی خانوادگی همچون وفاداری زناشویی، علاوه بر اینکه می‌تواند ناشی از اولویت یافتن ارضای تمایلات فردی نسبت به حفظ و تحکیم خانواده باشد، از عوامل دیگری نیز ناشی می‌شود که در ادامه به برخی از آنها اشاره خواهیم کرد.


        نارضایتی زناشویی و وجود موانع و هنجارهای اجتماعی که طلاق را برای افراد ناراضی دشوار و گاهی غیرممکن می‌کند، یکی از عواملی است که می‌تواند قواعد اخلاقی بازدارنده خیانت را بی‌اثر کند. در این شرایط افراد با تکیه بر نارضایتی زناشویی که بدان دچار شده‌اند و موانعی که برای طلاق وجود دارد، خیانت را به عنوان راه حلی می‌شناسند که می‌تواند مرهمی برای زخم‌هایشان باشد. بدین ترتیب خیانت زناشویی و ایجاد روابطی عاشقانه یا جنسی خارج از خانواده، نزد افراد از مشروعیتی نسبی برخوردار خواهد شد.
        برخورداری از پایگاه اقتصادی- اجتماعی بالا نیز از جمله عواملی است که افراد را به زیر پاگذاشتن اصول مربوط به وفاداری زناشویی ترغیب می‌کند. افراد برخوردار از چنین موقعیتی به دلیل جایگاه شغلی، بضاعت مالی و پرستیژ اجتماعی‌شان خود را مستحق داشتن روابط جنسی متعدد می‌دانند. ضمن آنکه چنین افرادی از فرصت‌های بیشتری نیز برای اقدام به خیانت بهره می‌برند و در پنهان کردن این روابط نیز از تبحربالاتری برخوردارند. در چنین شرایطی زیر پا گذاشتن اصول اخلاقی مربوط به وفاداری زناشویی با سهولت بیشتری انجام می‌گیرد.
        عامل دیگری که زیر پاگذاشتن قواعد اخلاقی مربوط به وفاداری را سهل‌تر می‌کند، قرار گرفتن در شبکه‌های اجتماعی‌ای است که روابط فراخانوادگی را تشویق کرده و قبح آن را ندیده می‌گیرد. وقتی افراد نزدیکانی دارند که نسبت به خیانت زناشویی به دیدی سهل‌انگارانه می‌نگرند و حتی نسبت آن بی‌میل نیز نیستند و در ارتکاب به آن کمتر تردیدی به خود راه می‌دهند، آلوده شدن به خیانت زناشویی سهل‌تر می‌شود. چرا که ما هر روزه در حال درونی کردن ارزش‌ها و هنجارهای اجتماعی هستیم و این فرایند نیز بیشتر به وسیله شبکه‌های اجتماعی که در آن عضویت داریم صورت می‌گیرد. وقتی ما خودمان را در ارتباط نزدیک با افرادی قرار می‌دهیم که تعهد چندانی به هنجارها و قواعد اجتماعی مربوط به زندگی خانوادگی ندارند، پایبندی خود را نیز نسبت به وفاداری زناشویی متزلزل ساخته‌ایم.


        همچنین از جمله عواملی که افراد را به زیر پا گذاشتن قواعد اخلاقی مربوط به زندگی خانوادگی ترغیب می‌کند، عملکرد رسانه‌هاست. قدرت بلامنازع رسانه‌ها در تلقین و شکل‌دهی به افکار عمومی، در کاهش یا افزایش میزان پایبندی مخاطبینشان به وفاداری زناشویی نیز مؤثر است. با توجه به اینکه این روزها یکی از مهمترین روش‌های گذران اوقات فراغت تماشای برنامه‌های تلویزیونی است، نمی‌توان نسبت به نقش رسانه‌ها و به خصوص تلویزیون در شکل‌گیری رفتار و نگرش مخاطبین بی‌توجه بود. به نظر می‌رسد یکی از عواملی که امروزه باعث ریخته شدن قبح امری چون خیانت زناشویی در میان عموم شده است، تماشای سریال‌هایی است که ارتکاب به خیانت زناشویی در آن‌ها امری کاملا معمول و متداول است. در نهایت دنبال کردن چنین سریال‌هایی می‌تواند خیانت زناشویی را نزد افراد به یک هنجار و امری طبیعی بدل کند و حساسیت‌های آنان را نسبت به این مسئله به شدت کمرنگ سازد.    


        اما مهمترین عاملی که باعث می‌شود زنان نسبت به خیانت تمایل پیدا کنند و هنجارهای بازدارنده در این زمینه را زیر پا بگذارند،  مشاهده خیانت از جانب همسرانشان است. چرا که با تغییر موقعیت زنان در جامعه، دیگر هیچ زنی حاضر نیست تنها نظاره‌گر خیانت همسرش باشد. به عبارت دیگر، یکی از واکنش‌های زنانی که قربانی خیانت همسرانشان می‌شوند، مقابله به مثل و اقدام به عملی مشابه است. چرا که قربانیان اغلب گمان می‌کنند تنها راه کاستن از رنج ناشی از خیانت و نشان دادن زشتی این رفتار به شریک زندگیشان، تکرار این خطاست.

        کوتاه سخن
        گرچه خیانت زناشویی عموما به عنوان خطایی فردی در نظر گرفته می‌شود، اما نمی‌توان به نقش عوامل اجتماعی در بروز آن بی‌توجه بود. در این مقال اثر عوامل اجتماعی را در ایجاد فرصت‌های مناسب، تقویت محرک‌های محیطی و از میان برداشتن و بی‌قدرت کردن عوامل بازدارنده خیانت بررسی نمودیم. با این وجود به نظر می‌رسد آن دسته از عوامل اجتماعی که مانع از درونی کردن هنجار‌ها و ارزش‌های اجتماعی مربوط به زندگی زناشویی می‌گردد و ایمان و باور افراد به هنجارهای بازدارنده خیانت زناشویی را متزلزل می‌کند، مهمترین عامل در بروز خیانت زناشویی است.



         


          1. ارسال نظر



    1. خبرنامه
      جهت اطلاع از به روز شدن مجله اطلاعات خود را وارد نماييد .

      پایگاه اطلاع رسانی حورا ساده ماده مستر چنگال انجمن سلامت ایران مجله ایرانی انجمن بیان با حجاب سبک زندگی بچه شیعه ها کودک و مادر عمار کلیپ مجتمع نیکوکاری رعد خانواده سرآمد بلاغ سمن فروشگاه اینترنتی محصولات حجاب سلام نو علوم اجتماعی خبر اقتصادی وبلاگ نیوز تعامل تصویر دل چی بپزم؟ ایران زنان به دخت راز۵۷