1699
مجله اینترنتی
زنان و خانواده
کانال دخت ایران
          1. عاطفه دورودیان
              1. اندازه متن:
              2.  
              3.  
            نظرات (۰۰)
            تعداد بازدید: 1699
            نسخه مناسب چاپ
            ارسال به ديگران
            اضافه کردن به علاقمندی ها
        گویی سقف‌های شیشه‌ای بر بلندای بهارستان نیز ایستاده‌اند.

        لازم نیست تبحر زیادی در درس ریاضیات داشته باشیم تا بفهمیم ۹ نفر از ۲۸۸ نفر چند درصد است. تنها سه درصد! این رقم سهم زنان ایرانی از نهمین مجلس شورای اسلامی است. سهمی که بعد از این همه سال و با وجود تغییرات شتابان اجتماعی به دست آمده است. تغییراتی نظیر انقلاب اسلامی، جنگ، دسترسی بیشتر زنان به تحصیلات عالیه و دگرگونی در نقش‌های اجتماعی و خانوادگی دو جنس. اما هیچ یک از این تغییرات، مسیر دستیابی زنان را به موقعیت‌ها و مناصب تصمیم‌ساز جامعه هموارتر نکرده است. ساختارهای نابرابر موجود، همچنان در برابر حضور زنان در سطوح بالای مدیریتی مقاومت می‌کنند و فعالیت زنان را به مشاغل و موقعیت‌های اجتماعی نسبتا فرودست محدود کرده‌اند. این ساختارها که عموما تحت عنوان نظام مردسالاری جای می‌گیرند، اغلب برای زنان محدود کننده‌اند و دسترسی آنان را به موقعیت‌های اجتماعی بلندمرتبه‌ای نظیر قانون‌گذاری دشوار می‌کنند.


        گرچه علم ریاضی اشتباه نمی‌کند، اما از معنای پنهان اعداد هم سخنی نمی‌گوید. این دانش اجتماعی است که به اعداد و ارقام معنا می‌دهد و دست به تفسیر می‌زند. اگر نسبت زنان نماینده را یکی از نشانه‌های مشارکت‌ اجتماعی زنان در امور سیاسی و سطح توانمندسازی آنان در جوامع بدانیم، وضعیت جامعه ما به هیچ‌وجه رضایت‌بخش نیست. در اولین دوره مجلس شورای اسلامی، تنها چهار زن به مجلس راه یافتند. مجلس پنجم رکورددار تعداد زنان نماینده بود که در آن ۱۴زن بر کرسی‌های نمایندگی نشستند، اما مجلس هشتم با هشت نماینده زن، نقطه اوج کاهش تعداد زنان در مجلس بوده است. در آخرین انتخابات مجلس نیز تنها سه نفر از نمایندگان زن در مرحله اول وارد مجلس شدند و شش نفر دیگر در دور دوم و با اما و اگرهایی به مجلس راه یافتند.


        نابرابری‌هایی از این دست، نه فقط در مجلس شواری اسلامی که در دولت و نهادهای مرتبط با مدیریت شهری نیز دیده می‌شود و این در حالی است که قانون اساسی هیچ منعی برای حضور زنان در مجلس یا دیگر نهادها و مناصب تصمیم‌ساز، قائل نشده است. ظاهرا عدم دسترسی زنان ایرانی به موقعیت‌های اجتماعی بلندمرتبه، نه به دلیل وجود موانع قانونی، عینی و مشخص، که ناشی از سلطه فرهنگ مردسالاری بر نظام اجتماعی است. به عبارت دیگر ارزش‌های مردسالارانه بدون آنکه ردی از خود بجا بگذارند، در گوشه گوشه فرهنگ ما جای گرفته‌اند و بر رفتارها و نگرش‌های ما اثر می‌گذارند. به همین دلیل از موانع پیش روی زنان در مسیر پیشرفت‌های شغلی و اجتماعی، تحت عنوان سقف شیشه‌ای یاد می‌شود. موانعی وجود دارد، اما نه دیده می‌‌شوند و نه جایی به ثبت رسیده‌اند. تئوری شناخته شده سقف شیشه‌ای نیز بر مبنای همین ایده شکل گرفته است.


        مفهوم سقف شیشه‌ای به مجموعه‌ای از نگرش‌ها و تعصبات منفی اشاره دارد که مانع از بالا رفتن زنان و دیگر اقلیت‌ها در سلسله مراتب سازمانی می‌شود. حضور کمرنگ زنان ایرانی در مجلس شورای اسلامی را نیز می‌توان با همین مفهوم توضیح داد. نگرش‌های منفی نسبت به تصدی موقعیت‌های سازمانی عالی‌رتبه توسط زنان، در تمامی سلسله مراتب سازمان‌های دولتی و خصوصی دیده می‌شود. در سازمان‌‌های دولتی مدیران بالادست تمایلی به ارتقاء کارمندان زن از خود نشان نمی‌دهند و کارمندان دون‌پایه نیز به راحتی حاضر به تبعیت از مدیران زن نیستند. همین مسئله مانع از رشد زنان در نهادهای دولتی می‌شود و در نهایت از تعداد زنان دارای صلاحیت‌ها و توانایی‌های لازم برای کاندیداتوری انتخابات پارلمانی می‌کاهد.


        به عبارت دیگر، موانع نامرئی موجود در مسیر رشد زنان در نهادها و سازمان‌های دولتی باعث می‌شود تنها تعداد اندکی از آنان به توشه و سوابق لازم جهت شرکت در انتخابات مجلس دست یابند و این مسئله به شدت از تعداد زنان کاندیدای نمایندگی خواهد کاست. موانع نامرئی موجود بر سر راه کاندیداتوری، بر احتمال ورود زنان به مجلس نیز مؤثر است. کلیشه‌های ذهنی مردسالارانه که مانع از ارتقاء زنان در سازمان‌های دولتی می‌گردد، در سطح جامعه نیز به قوت خود باقی است و به طور قطع بر رفتار رأی‌دهندگان اثر می‌گذارد. در این میان تنها زنانی امکان ورود به مجلس را خواهند داشت که بتوانند اعتماد احزاب را جلب کرده و به لیست بلندبالای آنان اضافه شوند. رأی‌دهندگان نیز اغلب به اعتبار و هواداری حزب موردنظرشان نام تعدادی از آنان را بر روی برگه رأی نوشته و به صندوق می‌اندازند. در این بین، اغلب زنانی که به طور مستقل برای انتخابات کاندید می‌شوند، در نهایت از ورود به مجلس باز می‌مانند.  

        volume36_6.jpg


        در این میان قانون نانوشته‌ای هم در مورد انتخابات مجلس وجود دارد که بر مبنای آن در هر دوره تعدادی زن در لیست کاندیداتوری احزاب قرار می‌گیرند. این رسم از اولین سال‌های پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون پابرجاست. احزاب سیاسی از انتخابات مجلس اول تا آخرین آن که اسفندماه سال گذشته برگزار شد، حداقل دو زن را در لیست خود برای تهران و سایر شهرهای بزرگ وارد ‌کرده‌اند. این ترفند که عموما برای خالی نبودن عریضه و جلب آراء زنان به کار می‌رود، استقلال و عملکرد مؤثر زنان نماینده را تحت تأثیر قرار داده است. در چنین شرایطی اغلب زنانی در لیست نهایی احزاب سیاسی قرار خواهند گرفت که احتمال می‌رود دردسر کمتری ایجاد کنند و چشم به دهان دیگران داشته باشند.


        در حقیقت گنجاندن تعدادی زن در لیست‌های انتخاباتی به معنای اعتقاد رجال سیاسی به اثرگذاری زنان و اهمیت آنان در قانون‌گذاری و مدیریت کلان جامعه نیست. بلکه بیشتر ناشی از این واقعیت است که عدم حضور زنان در لیست‌های ارائه شده توسط یک حزب، شائبه‌ها را در مورد ضد زن بودن آن حزب سیاسی تقویت می‌کند و در نهایت حزب را از جلب آراء زنان که بخش بزرگی از جامعه را تشکیل می‌دهند، محروم خواهد کرد. از اینرو نباید انتظار داشت که زنان در مجلس نقش‌های کلیدی و مؤثری ایفا کنند، چراکه غالبا از ابتدا با هدف تزئین و تقویت وجهه احزاب وارد کارزار شده‌اند.


        از سوی دیگر چگونگی ورود نمایندگان به مجلس با نحوه عملکرد آنان و میزان اثرگذاری ایشان در پارلمان ارتباط نزدیکی دارد. به یک معنا هرچه نمایندگان در فضای رقابتی‌تری به مجلس راه یابند، جدیت بیشتری هم برای تحقق مطالبات گروه‌ها و اقشاری که نمایندگی آنان را برعهده دارند به خرج خواهند داد. چراکه تداوم حضور ایشان در مجلس و ورود به مجالس سال‌های آینده، تنها در گروی تأمین نظر گروه رأی‌دهندگان است و همین مسأله مجلسیان را نسبت به نیازهای جامعه و بازتاب و عواقب تصمیماتشان حساس‌تر می‌کند. حال اگر ورود نمایندگان به مجلس از طریق روش‌های غیرمردمی محدود شود و کنترل و اطلاع‌رسانی مناسبی هم در مورد وظایف و عملکرد آنان صورت نگیرد، انتظار عملکرد مؤثر و مثبت از آنان آب در هاون کوبیدن است. چراکه تحت چنین شرایطی تنها افرادی به مجلس راه خواهند یافت که به جای احساس مسئولیت در مقابل مردم و رأی‌دهندگان، خود را پاسخگوی افراد دیگری می‌دانند و احتمالا حساسیت چندانی هم نسبت به مسائل مبتلابه گروه‌های اجتماعی نخواهند داشت.


        در مجموع اگرچه تعداد اندک زنان نماینده ناشی از حاکمیت فرهنگ و ارزش‌های مردسالارانه در جامعه است، اما این تبیین را نمی‌توان به عملکرد غیرمؤثر برخی از زنان مجلس‌نشین تعمیم داد. چراکه از زنان نماینده انتظار می‌رود، علی‌رغم تمامی دشواری‌ها، برای تحقق مطالبات زنان که مهمترین گروه رأی‌دهنده به ایشان هستند بکوشند و بر تمامی موانع غلبه کنند. به عبارت دیگر، زنان نماینده باید در صف اول مبارزه با فرهنگ و ارزش‌های مردسالاری قرار داشته باشند، نه آنکه خود مقهور این شرایط نابرابر شوند. اصرار برخی نمایندگان زن در مورد حاکمیت فضای مردسالاری در مجلس، نه تنها قابل قبول نیست و نمی‌تواند توجیهی باشد برای عملکرد غیرمؤثر برخی نمایندگان، که خود به شبهات و شایعات موجود در مورد منفعل بودن زنان نماینده دامن می‌زند.


        با این حال، رفتارهای منفعلانه و غیرسازنده در میان نمایندگان مرد نیز وجود دارد، اما عموما به چشم نمی‌آید و انکار می‌شود. در حالیکه اگر کوچک‌ترین تصمیم اشتباه یا رفتار منفعلانه‌ای از جانب یکی از نمایندگان زن صورت گیرد، به سرعت برجسته می‌شود و سیل انتقادات را به سوی زنان مجلس‌نشین روانه می‌کند. این شیوه برخورد بار دیگر مرا به یاد تئوری سقف شیشه‌ای می‌اندازد. به خاطر می‌آورم چگونه یک جامعه و فرهنگ مردسالار در مقابل اشتباهات و رفتارهای منفعلانه مردان سکوت می‌کند و در همان حال خطاهای زنان را بزرگ می‌کند و موفقیت‌هایشان را تحقیر. گویی سقف‌های شیشه‌ای بر بلندای بهارستان نیز ایستاده‌اند.

        کوتاه سخن
        به طور کلی تعداد زنان نماینده در مجالس قانون‌گذاری نمایانگر سطح توانمندسازی زنان در جوامع و میزان توسعه‌یافتگی آنهاست. حال آنکه سهم اندک زنان از پارلمان عموما به معنای تسلط نظام مردسالاری در ساختارهای رسمی و غیررسمی تلقی می‌شود. عدم دسترسی زنان به کرسی‌های نمایندگی در جامعه ما نیز بیشتر ناشی از همین مسئله است. تسلط نظام مردسالاری علاوه بر آنکه مانع از دستیابی زنان به پست‌های مدیریتی و سوابق لازم برای کاندیداتوری در مجلس شورای اسلامی می‌گردد، در صورت کاندیداتوری نیز از احتمال ورود آنان به مجلس می‌کاهد.

         

        منابع:
        - آبوت، پاملا و والاس، کلر (۱۳۸۰)، جامعه شناسی زنان، ترجمه منیژه نجم عراقی، تهران: نشر نی.
        - سقف شیشه‌ای: بررسی عوامل موثر بر دستیابی زنان به پست‌های کلیدی، کارول کادینگر آدر؛ (۱۳۸۴)، سیما مهذب حسینیان. تهران، نشر بهنام.


          1. ارسال نظر



    1. خبرنامه
      جهت اطلاع از به روز شدن مجله اطلاعات خود را وارد نماييد .

      پایگاه اطلاع رسانی حورا ساده ماده مستر چنگال انجمن سلامت ایران مجله ایرانی انجمن بیان با حجاب سبک زندگی بچه شیعه ها کودک و مادر عمار کلیپ مجتمع نیکوکاری رعد خانواده سرآمد بلاغ سمن فروشگاه اینترنتی محصولات حجاب سلام نو علوم اجتماعی خبر اقتصادی وبلاگ نیوز تعامل تصویر دل چی بپزم؟ ایران زنان به دخت راز۵۷