3853
مجله اینترنتی
زنان و خانواده
کانال دخت ایران
          1. سارا حسن‌پور
              1. اندازه متن:
              2.  
              3.  
            نظرات (۰۰)
            تعداد بازدید: 3853
            نسخه مناسب چاپ
            ارسال به ديگران
            اضافه کردن به علاقمندی ها
        ررسی، تبیین و تحلیل نسبت توسعه‌یافتگی با جمعیت

        توسعه و توسعه‌یافتگی از جمله دغدغه‌های مهم اندیشمندان و نظریه‌پردازان در حوزه‌های مختلف اجتماعی، سیاسی و اقتصادی است، به گونه‌ای که هر یک از آنها سعی می‌کنند با بیان دیدگاهها و نظریات خود، از منظری خاص این موضوع را مورد بررسی قرار دهند. دولت‌ها نیز سعی می‌کنند تا با استفاده از این نظریات و بالا بردن شاخص‌های توسعه‌یافتگی، خود را در زمره کشورهای توسعه یافته جهان قرار دهند. این مسئله، خاص دولت یا جامعه‌ای ویژه نمی‌باشد و امری جهانی است.

        توسعه و تاریخچه آن

        منظور از توسعه، تحول، تطور، تغییر و ترقی می‌باشد. توسعه به عنوان یک پدیده اجتماعی از دید متفکرین اجتماعی پنهان نبوده و در دوره‌های مختلف تاریخی بحث از توسعه و تحول یک بحث جدی و طبقه‌بندی شده بوده است، اما بطور اخص، بحث توسعه به قرن ۲۰ اختصاص دارد. برخی شروع این بحث را بعد از جنگ جهانی دوم می‌دانند، اما گروهی دیگر بحث راجع به توسعه به عنوان یک حرکت آگاهانه، نهادینه و اندیشیده شده، به منظور ترقی را، به انقلاب کبیر روسیه در سال ۱۹۱۷ نسبت می‌دهند، در طی سالهای بعد از انقلاب، شوروی سعی کرد در طی نیم قرن با یک برنامه‌ریزی متمرکز حرکت به سمت توسعه را آغاز کند و توانست خود را در زمره کشورهای توسعه یافته قرار دهد.

        عده‌ای معتقدند سرآغاز مباحث توسعه، آگاهی و توجه به شکاف بین کشورهای توسعه ‌یافته و توسعه‌ نیافته است. جنگ جهانی دوم و ویرانی‌ها و تبعات وسیع ناشی از آن دو واکنش متفاوت را در کشورها به همراه داشت؛ برخی کشورها همچون آلمان سعی کردند دست به بازسازی زده و در جهت رشد و ترقی حرکت کنند و در مقابل برخی کشورها روند معکوس را طی نمودند. از این رو بعد از جنگ جهانی با دو دسته کشور مواجه هستیم: کشورهای توسعه یافته و کشورهای توسعه نیافته یا عقب‌مانده. در این میان دسته‌ای دیگر از کشورها نیز وجود دارند که بین این دو گروه قرار دارند و کشورهای درحال توسعه نامیده می‌شوند. اما برای اینکه بدانیم کشورها چگونه در این دسته‌بندی قرار می‌گیرند باید ویژگی‌ها، ابعاد و شاخص‌های توسعه یافتگی را بدانیم که در ادامه به بحث پیرامون این مباحث پرداخته می‌شود.

        ویژگی‌های توسعه

        چند ویژگی در بحث‌های توسعه برجسته می‌باشد:

        ۱- تدریجی و زمان‌بربودن فرآیند توسعه: باید توجه داشت توسعه فی‌البداهه و سریع اتفاق نمی‌افتد و یک کشور نیازمند بسترهای لازم در زمینه‌های مختلف اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و... می‌باشد. در واقع توسعه دارای ابعادی است که این ابعاد باید به موازات هم و با برنامه‌ریزی دقیق و کارآمد همراه باشد که این امر هم نیازمند زمان می‌باشد.

        ۲- خودگردانی یا خوداستمراری: خودگردانی بدین معناست که یک سیستم بتواند تمامی نیازهای حیاتی خود را تأمین کند، همانند کشور آلمان و ژاپن. از این رو زمانی می‌توان از توسعه صحبت کرد که یک همبستگی قویِ درون و بین سازمانی در جامعه وجود داشته باشد و یا ایجاد شود. فقدان مدیریت و برنامه‌ریزی کارآمد و نادیده گرفتن عوامل مختلف باعث می‌شود هر برنامه و طرحی که آغاز می‌شود ناتمام بماند.

        ۳- خوداتکایی: به وضعیتی اطلاق می‌شود که در حلقه‌های فرآیند تولید یک محصول، کشور کمترین وابستگی را به بیرون داشته باشد.

        ۴- خودکفایی: به وضعیتی اشاره دارد که در رابطه با کالاهای استراتژیک و حیاتی یک جامعه صرف نظر از هزینه‌های بالای تولید بتواند آن کالا را خود تولید کند، مانند تجهیزات نظامی یا تولید گندم

        انواع توسعه

        اگرچه توسعه دارای ویژگی‌هایی است که بعضاً ممکن است بسیاری از کشورها دارای آن باشند، اما نوع توسعه نیز دارای اهمیت است. در مباحث توسعه بحث از دو نوع توسعه درون‌زا و برون‌زا است.

        - توسعه برون‌زا به وضعیتی اطلاق می‌شود که یک کشور با استفاده از منابع و کمک‌های خارجی تلاش کند تا به توسعه دست یابد مانند کشور ترکیه، مالزی، برزیل، کره‌جنوبی و... اگرچه کشور کره‌جنوبی توانسته است به شاخص‌های توسعه دست یابد، اما به دلیل اینکه از وام، سرمایه دانش و تخصص کشورهای دیگر استفاده کرده است توسعه‌اش را توسعه برون‌زا می‌نامند.

        - توسعه درون‌زا: به توسعه‌ای اطلاق می‌شود که کشوری با تکیه بر منابع، ظرفیت‌ها و برنامه‌ریزی بومی بتواند در راستای رشد و تحول حرکت کند، همچون ژاپن.

        volume38_6.jpg

        شاخص‌های توسعه یافتگی

        اما بحث در رابطه با توسعه اختصاص به کشور و جامعه‌ای خاص ندارد و کشورها براساس برخی شاخص‌ها در زمره کشورهای توسعه یافته یا نیافته و حتی در حال توسعه قرار می‌گیرند. از این رو سازمانهای جهانی نظیر بانک جهانی، صندوق بین‌المللی پول و سازمان ملل با تاکید بر مبانی علمی به بیان ویژگی‌های مهم و شاخص‌های توسعه یافتگی پرداخته و براساس این شاخص‌ها کشورهای جهان را به سه دسته توسعه یافته، در حال توسعه و توسعه نیافته تقسیم کرده‌اند. شاخص‌های توسعه یافتگی عبارتند از:

        ۱- بالا بودن رشد اقتصادی

        ۲- بالا بودن تولید ناخالص داخلی  

        ۳- افزایش صادرات

        ۴- بالا بودن ارزش پول ملی 

        ۵- کاهش نرخ تورم 

        ۶- کاهش نرخ سود بانکی 

        ۷- کاهش نرخ بیکاری 

        ۸- کاهش نرخ جمعیت

        ۹- کاهش نرخ بی‌سوادی

        جمعیت و توسعه

        همانگونه که ملاحظه می‌شود این شاخص‌ها، از عمده‌ترین ویژگی‌های یک جامعه توسعه یافته قلمداد می‌شود. اما شاخص قابل توجه در این میان، شاخص جمعیت است. در حالیکه کاهش جمعیت از جمله ویژگی‌های کشورهای توسعه یافته قلمداد می‌شود، اما نظریه‌پردازان اجتماعی امروزه از تأثیر جمعیت و سرمایه‌گذاری بر آن و نقشی که در توسعه جامعه دارد سخن می‌گویند. بر این اساس جمعیت به عنوان شاخصی مهم در زمینه رشد و تکامل مطرح می‌باشد، چراکه هم می‌تواند باعث پیشرفت و هم عامل عقب ماندگی یک کشور باشد.

        امروزه بسیاری از نظریه‌پردازان به بحث پیرامون سرمایه انسانی و سرمایه‌گذاری در این بخش روی آورده‌اند. بسیاری از کشور‌ها اگرچه دارای جمعیت بالایی می‌باشند، اما با سرمایه‌گذاری صحیح بر روی این نیرو و توان توانسته‌اند به سرمایه اقتصادی نیز دست یابند. از جمله این کشورها، ژاپن و چین می‌باشند. در طی سالهای بعد از جنگ جهانی دوم ژاپن با سرمایه‌گذاری بر روی آموزش و از طریق افزایش مهارت‌های علمی و تخصصی نیروی انسانی خود توانسته است در زمره کشورهای توسعه یافته جهان قرار گیرد و با ارائه یک برنامه‌ریزی بومی و کارآمد توسعه‌ای درون‌زا و پایدار را بدست آورد. چین نیز با استفاده از همین نیرو و برنامه‌ریزی دقیق توانسته است جایگاه خود را در میان کشورهای توسعه یافته بدست آورده و سعی در تحکیم آن دارد. اما سوالی اساسی این است که آیا می‌توان گفت در همه جوامع رشد زیاد جمعیت باعث توسعه یافتگی می‌شود و اگر چنین است چرا کاهش جمعیت به عنوان شاخص توسعه یافتگی جوامع مطرح شده است؟

        در پاسخ به این سوال باید توجه داشت جمعیت زیاد به تنهایی نه تنها عامل رشد و توسعه نمی‌باشد، بلکه می‌تواند مانعی مهم در دستیابی به توسعه باشد. در واقع آنچه در این میان مهم است نوع و نحوه سرمایه‌گذاری است. چنانچه بر روی آموزش و آگاهی‌بخشیدن به مردم و علی‌الخصوص جوانان سرمایه‌گذاری شود، سرمایه‌ای پایدار در جامعه ایجاد می‌شود که با تکیه بر آن می‌توان به رشد و توسعه اقتصادی نیز دست یافت. در واقع سرمایه‌گذاری بر نیروی انسانی سرمایه‌ای برگشت‌پذیر و البته پایان‌ناپذیر است که اگرچه ممکن است در یک بازه زمانی طولانی فواید و سود حاصل از آن عاید جامعه گردد، اما ضرر و خسرانی را برای جامعه به همراه نخواهد داشت. البته علاوه بر سرمایه‌گذاری بر روی نیروی انسانی، هر جامعه نیازمند بسترسازی‌های لازم برای استفاده از آن نیز می‌باشد و در غیر این صورت این سرمایه‌گذاری با شکست مواجه خواهد شد و چنانچه در جریان درستی هدایت نگردد، نه تنها تبدیل به سرمایه نمی‌گردد، بلکه تبدیل به معضلی حل نشدنی برای جامعه می‌شود و تبعاتی همچون فقر، بیکاری، اعتیاد و... را می‌تواند با خود به همراه بیاورد. همانطور که در بسیاری از کشورهای در حال توسعه شاهد چنین روندی هستیم. در این کشورها نه تنها رشد جمعیت عامل توسعه نبوده است، بلکه جامعه را با مسائل و مشکلات عدیده‌ای در زمینه‌های مختلف اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی و... مواجه کرده است. اما این امر باعث نمی‌گردد تا منکر نقش و تأثیرگذاری مثبت این ظرفیت و توان بالقوه بر توسعه شویم. باید توجه داشت که هر جامعه‌ای برای رسیدن به توسعه پایدار نیازمند برنامه‌ریزی، مدیریت و دانش کارآمد است و بیش از توجه به کمیت جمعیت باید به کیفیت آن توجه داشته باشد. از این رو زمانی می‌توان جمعیت را به عنوان عامل مثبت تلقی نمود که سرمایه‌گذاری‌های مناسب بر آموزش، مهارت و همچنین کیفیت زندگی مردم صورت بگیرد و بسترهای لازم برای رشد و شکوفایی این ظرفیت‌ها نیز فراهم گردد. همچنین باید توجه داشت که دستیابی به این مهم نیازمند زمان بوده و با طرح‌ها و برنامه‌های کوتاه‌مدت و فکر نشده نمی‌توان انتظار توسعه و ترقی را داشت. از این رو باید در کنار تشویق خانواده‌ها به فرزندآوری و افزایش رشد جمعیت، به فکر کیفیت زندگی ایشان و سرمایه‌گذاری بهینه، آگاهانه و کارشناسی شده بر روی نیروی جوان جامعه باشیم و از این طریق انتظار ایجاد ارزش افزوده و ارتقاء شاخص‌های توسعه و در پایان رشد و توسعه در کشور را داشته باشیم.

         

        منابع:

        آلوین.ی.سو (۱۳۷۸)، تغییر اجتماعی و توسعه: مروری بر نظریات نوسازی، وابستگی و نظام جهانی، محمود حبیبی مظاهری (مترجم)، تهران: پژوهشکده مطالعات راهبردی

        مصطفی ازکیا و غلامرضا غفاری (۱۳۸۸)، جامعه شناسی توسعه، تهران: نشر کیهان

        مردم سالاری، ۱۰/۱۰/۱۳۹۱


          1. ارسال نظر



    1. خبرنامه
      جهت اطلاع از به روز شدن مجله اطلاعات خود را وارد نماييد .

      پایگاه اطلاع رسانی حورا ساده ماده مستر چنگال انجمن سلامت ایران مجله ایرانی انجمن بیان با حجاب سبک زندگی بچه شیعه ها کودک و مادر عمار کلیپ مجتمع نیکوکاری رعد خانواده سرآمد بلاغ سمن فروشگاه اینترنتی محصولات حجاب سلام نو علوم اجتماعی خبر اقتصادی وبلاگ نیوز تعامل تصویر دل چی بپزم؟ ایران زنان به دخت راز۵۷