1396
مجله اینترنتی
زنان و خانواده
کانال دخت ایران
          1. زهرا فیضی
              1. اندازه متن:
              2.  
              3.  
            نظرات (۰۱)
            تعداد بازدید: 1396
            نسخه مناسب چاپ
            ارسال به ديگران
            اضافه کردن به علاقمندی ها
        نه هر خشونتی ستم است و نه هر ستمی خشونت؛ هرچند خشونت در موارد متعددی مصداق ستم است.

         

        دخت‌ایران - یکی از موارد مهمی که وضعیت روانی و تعادلی یک خانواده را تهدید می‌کند، خشونت علیه زنان می‌باشد. مدافعین حقوق و حامیان زنان، همواره از خشونت‌ها و ستم‌های روا رفته بر زنان سخن رانده‌اند. هنگامی که از خشونت علیه زنان سخن به میان می‌آید، اذهان به سمت تمام مصادیق ستم‌هایی که در طول تاریخ بر زنان روا داشته شده است کشیده می‌شود و ناخودآگاه ستم‌های روا داشته شده با خشونت علیه زنان یکی دانسته می‌شود.

        در نتیجه شناسایی مفهومی و تعریفی این دو کلمه (خشونت و ستم یا ظلم)، و مصادیق آنها در جامعه و همچنین در دیدگاه فمینیسم (به عنوان دیدگاه حامی زنان) در بررسی این پدیده مهم می‌نماید. در این خصوص مقاله حاضر به بررسی وضعیت مفهومی این دو کلمه پرداخته است.

         

        تعریف خشونت

        فرهنگ حقوقی، خشونت را استفاده نابجا و غیرقانونی و تعارض‌آمیز از قدرت، تعریف می‌کند. یک نوع آن اجباری غیرقانونی است که علیه آزادی‌ها و حقوق عمومی به کار برده می‌شود و در ارتباط با جرائم خشونت‌آمیز به جرائمی اشاره دارد که جنبه فیزیکی و یا جسمی بی‌نهایت شدیدی دارا باشد و این وصف را به عنوان شخصیت و ساختار مجرمانه بودن عمل فوق الذکر، ضروری دانسته است مانند قتل عمد، تجاوز به عنف، کتک زدن و...

         

        در تعریف دیگری خشونت را می‌توان عملی آسیب‌رسان دانست که فرد برای پیشبرد مقاصد خویش انجام می‌دهد و صرفا جنبه فیزیکی (بدنی) ندارد، بلکه ممکن است ابعاد روانی، (فحاشی، تحقیر، منزوی کردن فرد،‌ داد و فریاد،‌ آزار و مزاحمت جنسی، تجاوز) اقتصادی (شکستن وسایل خانه و...) را به خود بگیرد. (مهرانگیز کار، پژوهش درباره خشونت علیه زنان در ایران، مطالعات زنان، روشنگران، تهران، ۱۳۷۹، ص ۲۹۲)

         

        برخی دیگر از جامعه‌شناسان خشونت را نوعی رفتار آگاهانه و کنترل شده می‌دانند و از زاویه شرایط حاکم بر روابط قربانی و مجرم توضیح می‌دهند. بنابراین کتک‌کاری‌های بدون قصد و خارج از کنترل را اعمال خشونت نمی‌دانند، بلکه آن را «دعوا» می‌نامند. تحقیقات نشان می‌دهد بیشترین دلیل جدایی زن و شوهر خشونت است.

         

        تعریف ظلم یا ستم

        ظلم در اصل لغت، به معنی کار بی‏جا کردن و تعدی نمودن از حد وسط است؛ این تعریف ظلم به معنای اعم است. برای ظلم، معنی دیگری است از ضرر و اذیت رسانیدن به غیر؛ از قبیل: کشتن و یا زدن، دشنام و فحش دادن، غیبت او را کردن، مال او را به غیر حق تصرف کردن و گرفتن، یا غیر اینها از کردار یا گفتاری که باعث اذیت غیر باشد و این، ظلم به معنی اخص است. (معراج السعاده، ملا احمد نراقی: ۳۳۸)

         

        تفاوت در تعریف خشونت و ظلم

        اینکه آیا هر خشونتی ظلم و ستم به شمار می‌آید، سوالی مهم در حیطه مفهومی و تعریفی این دو مفهوم می‌باشد. بر طبق تعریفی که از معراج سعادت در خصوص ظلم عنوان گردید این مفهوم در دو حیطه اعم و اخص به صورت تفکیک شده، تعریف گردید. در حالت اعم کار بی‌جا کردن و تعدی نمودن از حد وسط است و در حالت اخص آن به خشونت و ضرر رساندن به دیگران به صورت آگاهانه است.

         

        بر این مبنا می‌توان گفت رابطه دو مفهوم به رابطه عموم و خصوص من وجه است. این بدان معنی است که نه هر خشونتی ستم است و نه هر ستمی خشونت. هرچند خشونت در موارد متعددی مصداق ستم است؛ یعنی آنچه در دایره مصادیق خشونت قرار می‌گیرد در دایره ظلم و ستم نیز واقع می‌شود و در هر صورت ستم و ظلم به شمار خواهد آمد، اما آنچه که در دایره ستم واقع می‌شود لزوما در دایره خشونت قرار نمی‌گیرد.

         

        اختلاف مصادیق خشونت و ظلم

        بر اساس آنچه گفته شد، بسیاری مسائلی که در جامعه است در حیطه ظلم به شمار می‌آید، الزاما خشونت نیست. برای نمونه دختری که از ادامه تحصیل و یا حتی ورود به مدرسه باز می‌ماند خشونتی در ورودش به مدرسه بر او روا نشده است، ولیکن به لحاظ منع شدن از حق طبیعی و انسانی که می‌تواند شامل همه انسان‌ها باشد، ظلمی در حق او روا شده است. نمونه دیگری که می‌‌توان نشان داد، عدم دسترسی متناسب با استعدادها به امکانات شغلی است که به دلایل کمبود امکانات و عدم تشخیص نیروهای توانمند در اجرای کار، باعث می‌شود تا فرد با همه توانایی‌اش از دستیابی به این امکانات باز بماند. در این حالت ظلم در حق این فرد روا شده، ولیکن در اجرای آن خشونتی صورت نگرفته است.

         

        volume48-10.jpg

        مواردی مانند قتل یا ضرب و ستم‌هایی که در خیابان‌ها یا به هنگام رانندگی میان افراد اتفاق می‌افتد (بدون در نظر گرفتن جنسیت آنان) در حیطه خشونت قرار می‌گیرد. از مصادیق دیگری که می‌توان در این زمینه عنوان نمود نحوه رفتار کارفرماها نسبت به زیردستان خویش و در نظر نگرفتن شخصیت فرد در برخورد با او، و زیر سوال بردن مسائل روانی و فکری فرد است که می‌تواند از مصادیق خشونت به لحاظ اقتصادی و مالی باشد.

         

        با کمی دقت در  نمونه‌هایی از مصادیق این دو مفهوم به وضوح دیده می‌شود که در حیطه خشونت، اعمال به صورت آگاهانه و در جهت دسترسی به منافع خاصی از سوی افراد و گروه‌های خاص اعمال می‌گردد، ولیکن در حیطه مسائل کلی و اجتماعی اگر در انجام عملی نیت خاصی در کار نباشد، ولیکن حقی از فردی ضایع گردد، در حیطه ظلم قرار می‌گیرد.

         

        تعریف خشونت علیه زنان در سند حقوقی بین‌المللی و به نوعی دیدگاه فمینیسم

        نخستین سند حقوقی بین‌المللی که به طور ویژه مبارزه با خشونت علیه زنان را هدف قرار داد اعلامیه رفع خشونت علیه زنان بود که در سپتامبر ۱۹۹۳ طی قطعنامه ۱۰۴/۴۸ مورد تصویب سازمان ملل قرار گرفت و در ماده یک به تعریف خشونت علیه زنان پرداخته است:
        «عبارت خشونت علیه زنان به معنای هر عمل خشونت‌آمیز مبتنی بر جنسیت است که سبب بروز یا سبب احتمال بروز آسیب‌های روانی،‌ جسمانی، رنج و آزار زنان، از جمله تهدید به انجام چنین اعمالی، محرومیت‌های اجباری یا اختیاری در شرایط خاص،‌ از آزادی در زندگی عمومی یا در زندگی خصوصی می‌گردد.»

         

        بر این مبنا انواع خشونت علیه زنان عبارت است از:

        - خشونت جسمی: این خشونت علیه زنان به شیوه‌های گوناگون صورت می‌گیرد مانند کتک زدن، شکنجه و قتل. این نوع خشونت به هرگونه رفتار غیراجتماعی که جسم زن را مورد آزار قرار می‌دهد، اطلاق می‌گردد. پیامد این خشونت می‌تواند شکستگی اعضاء، پارگی زخم‌ها، بریدگی‌ها، کبودی‌ها، جراحات داخلی و... باشد. (کار، ۱۳۷۹، ص۲۹۲)

         

        - خشونت جنسی: به هر گونه رفتار غیراجتماعی گفته می‌شود که از لمس کردن بدن زن شروع شده و گاهی تا مرحله تجاوز جنسی زن را آزار می‌دهد. این نوع خشونت ممکن است در حیطه زندگی خصوصی زناشویی و خانوادگی اتفاق بیافتد و به صورت الزام به تمکین از شوهر یا رابطه محارم با یکدیگر در حلقه خویشاوندی علیه زنان اعمال می‌گردد. (همان، ص ۳۴۶)

         

        - خشونت روانی: رفتار خشونت‌آمیزی که شرافت، آبرو و اعتماد به نفس زن را خدشه‌دار می‌کند. این رفتار به صورت انتقاد ناروا، تحقیر و تمسخر، توهین، فحاشی، تهدیدهای مدام به طلاق دادن یا ازدواج مجدد اعمال می‌گردد. نتایج این خشونت عبارت است: از کارافتادگی ادراکی، از بین رفتن اعتماد به نفس،‌ افسردگی‌ها، عدم کفایت زن در مدیریت خانواده، جاه‌طلبی در محیط کار و... ( همان، ص ۳۵۴)

         

        دلایل خشونت علیه زنان در دیدگاه فمینیست

        در دیدگاه جامعه‌شناسان خصوصا جنبش‌هایی که مدعی به دوش کشیدن پرچم آزادی و یا حتی حمایت از زنان چه به لحاظ حقوقی و چه به لحاظ اجتماعی و غیره است، فمینیست جلودار همگی آنها می‌باشد. این دیدگاه بر اساس ویژگی‌هایش معتقد است بر اساس ویژگی‌های مردسالارانه جوامع زنان همواره در خشونت به سر می‌برند به دلیل اینکه نظام مردسالار، قدرت و ابزار آن را در اختیار مردان قرار می‌دهد و آنها به راحتی خواسته‌های خویش را دنبال می‌کرده‌اند. (اعزازی، ساختار جامعه و خشونت علیه زنان، فصلنامه علمی پژوهشی رفاه، سال چهارم، شماره ۱۴، ص ۷۶)

         

        استدلال اساسی در این دیدگاه را می‌توان از دید مارتین که سال‌ها در حوزه خشونت فعالیت کرده است چنین بیان کرد. مارتین معتقد است که ساختار اقتصادی و اجتماعی جوامع امروزی بر اساس بی‌ارزش شمردن، فرودستی و استثمار زنان شکل گرفته است. مفاهیمی مانند زنان کتک‌خورده و یا همسرآزاری را نباید فقط در سطح فرد یا میان روابط افراد در نظر گرفت، بلکه باید متغیرهایی را فراتر از ویژگی‌های افراد، مانند اقتصاد، قانونگذاری، نهادهای نظارتی و چگونگی ارائه خدمات در نظر گرفت.

         

        آر. ای داباش و آر. دی داباش (۱۹۷۹) نیز معتقد هستند در نظام مردسالاری زنان به صورت نظام‌یافته و از طریق به کارگیری خشونت‌های بدنی در موقعیت فرودستی نگاه داشته شده و می‌شوند. از دید آنان علت بی‌قدرتی نسبی زنان در روابط خانوادگی، بی‌ارزش شمردن فعالیت‌‌های تولیدی و بازتولیدی زنان در جامعه و خانواده، همچنین تایید و مقدس شمردن قدرت مردان در روابط زن و شوهر است. این دو عامل سبب می‌شود زنان در خانواده نسبت به مردان از قدرت کمتری برخوردار باشند، چنانکه بعد از ازدواج نظارت مردان بر تحرک زنان آغاز می‌شود و برای این امر از خشونت جسمانی و انواع دیگر کمک می‌گیرند. (همان، ص ۷۷)

         

        از دید موروی اشتراوس که از اولین افرادی بود که در حوزه خشونت تحقیق کرده است، ۹ متغیر در جوامع دارای تبعیض جنسی وجود دارند که در بررسی‌های خشونت باید به آنها توجه داشت. اولین متغیر، دفاع جامع از اقتدار مردان است، سپس اجبار اجتماعی برای مردان به منظور نمایش مردانگی، وجود تبعیض و فشارهای اقتصادی میان دو جنس، امکان زیر فشار قرار دادن زنان از طریق کودکان،  وجود پیش‌داوری درباره خانواده ناقص،‌ حاکمیت نقش خانه‌داری زنان در جامعه، تصویر از خود منفی زنان، قرار گرفتن زنان و کودکان تحت مالکیت مردان و نظام مجازات «مرد محور» که تنبیهات ناچیزی را برای مردان خشن در نظر می‌گیرد. (همان، ص ۸۲)

         

        نگاهی به خشونت‌های جامعه ایرانی به زعم فمینیست‌ها

        آنچه از دید بسیاری از جامعه‌شناسان و فمینیست‌ها در حیطه مصداقی خشونت قرار می‌گیرد گاها در حیطه ظلم شناخته می‌شود و در بعضی موارد این مصداق‌ها با مسائل دینی و عرفی جامعه اسلامی تلاقی پیدا می‌کند.

         

        مسائلی اعم از تمکین زنان نسبت به همسرانشان  را در حیطه خشونت جنسی علیه زنان به شمار می‌آورند در حالیکه در ادامه و تداوم یک زندگی این مسئله خود را نشان می‌دهد و الزامی بشمار می‌آید و از سویی این مسئله تنها یک رابطه، یک طرفه میان زوجین نیست.

        این رابطه علاوه بر تامین مسائل عاطفی دو طرف، تامین‌کننده تداوم و بقا خانواده نیز می‌باشد. هر چند نوعی و چگونگی این تمکین و یا میزان خواسته‌هایی که در این تمکین بر زن قرار می‌گیرد، اگرچه برخلاف شرایط روحی و جسمانی زنان و یا حتی درخواست‌هایی عذاب آورد و به همراه اذیت و آزار جسمی باشد، وارد دایره خشونت می‌شود.

         

        نمونه دیگر این رفتار وجود خواسته‌های عاطفی در تمکین زوجین است که چنانچه همسر (یا مرد) آن را تامین نکند و با سردی با زن در این زمینه برخورد کند، در حیطه ظلم به زن قرار می‌گیرد.

         

        نمونه دیگری از این مصادیق، خروج زنان از خانه بدون اجازه همسر است. این در حالی است که همین گروه با بیان آزادی تن برای زنان، آنها را از حق طبیعی‌شان یعنی رسیدن به نعمت مادر شدن بازمی‌دارند و در حق آنان ظلم روا می‌دارند، در حالکیه هیچگونه ابزار خشونت‌آمیزی در این میان نبوده است.

         

         


        1 نظر | ارسال نظر

              1. user-pic
              2. مژگان
                ۰۴ آذر ۹۲
                ۰۹:۰۴
          1.  
            خشونتی که پدرها علیه فرزندان دخترشون انجام می دن !! زورگوییها و اعمال نظرهای مستبدانه
           
          0
           
          0
          1. ارسال نظر



    1. خبرنامه
      جهت اطلاع از به روز شدن مجله اطلاعات خود را وارد نماييد .

      پایگاه اطلاع رسانی حورا ساده ماده مستر چنگال انجمن سلامت ایران مجله ایرانی انجمن بیان با حجاب سبک زندگی بچه شیعه ها کودک و مادر عمار کلیپ مجتمع نیکوکاری رعد خانواده سرآمد بلاغ سمن فروشگاه اینترنتی محصولات حجاب سلام نو علوم اجتماعی خبر اقتصادی وبلاگ نیوز تعامل تصویر دل چی بپزم؟ ایران زنان به دخت راز۵۷