<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom">
   <title>مجله اینترنتی دخت ایران</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.dokhtiran.com/" />
   <link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.dokhtiran.com/atom.xml" />
   <id>tag:www.dokhtiran.com,2012://1</id>
   <updated>2012-04-14T05:07:07Z</updated>
   
   <generator uri="http://www.sixapart.com/movabletype/">Movable Type 3.35</generator>

<entry>
   <title>شناسنامه شماره بیست و نهم</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.dokhtiran.com//000407.php" />
   <id>tag:www.dokhtiran.com,2012://1.407</id>
   
   <published>2012-04-03T19:00:00Z</published>
   <updated>2012-04-14T05:07:07Z</updated>
   
   <summary><![CDATA[سردبیر: حمیدرضا غلامزاده مدیر داخلی: سارا خاتمی همکاران این شماره: کبری بهروز مریم حلم زاده سودابه حمزه&zwnj;ای مریم رامادان زینب زادسر رضا دهکی ریحانه ذوالفقاری فائزه ساسانی خواه کیهانه سیوشی اکرم عروجی حمیده غلامزاده زهرا فرجی مسعود فرجی عطیه قهرمان...]]></summary>
   <author>
      <name>هیئت تحریریه</name>
      <uri>www.dokhtiran.com</uri>
   </author>
   
   
   <content type="html" xml:lang="en-US" xml:base="http://www.dokhtiran.com/">
      <![CDATA[<font color="#ff99cc"><strong>سردبیر:</strong></font> حمیدرضا غلامزاده<br />
<font color="#ff99cc"><strong>مدیر داخلی:</strong></font> سارا خاتمی<br />
<br />
<font color="#ff99cc"><strong>همکاران این شماره:<br />
</strong></font><br />
کبری بهروز<br />
مریم حلم زاده<br />
سودابه حمزه&zwnj;ای<br />
مریم رامادان<br />
زینب زادسر<br />
رضا دهکی<br />
ریحانه ذوالفقاری<br />
فائزه ساسانی خواه <br />
کیهانه سیوشی<br />
اکرم عروجی<br />
حمیده غلامزاده<br />
زهرا فرجی<br />
مسعود فرجی<br />
عطیه قهرمان زاه<br />
نفیسه کاخانی<br />
مونا کلانتری<br />
علی محمدی<br />
ماندانا ملاعلی]]>
      volume29/dokhtiran_ir_91_01_15.jpg
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>کیف پول</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.dokhtiran.com/editorial/000408.php" />
   <id>tag:www.dokhtiran.com,2012://1.408</id>
   
   <published>2012-04-03T18:30:00Z</published>
   <updated>2012-04-08T21:12:42Z</updated>
   
   <summary></summary>
   <author>
      <name>حمیدرضا غلامزاده</name>
      
   </author>
         <category term="سرمقاله" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en-US" xml:base="http://www.dokhtiran.com/">
      
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>زنان، مصرف و سبک زندگي</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.dokhtiran.com/articles/000405.php" />
   <id>tag:www.dokhtiran.com,2012://1.405</id>
   
   <published>2012-04-03T18:00:00Z</published>
   <updated>2012-04-14T05:10:44Z</updated>
   
   <summary>«زن» عنصری «فرهنگ ساز» است که ارزش‌ها، اعتقادات و شیوه‌های رفتار و عناصر دیگر فرهنگی را از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌کند.</summary>
   <author>
      <name>هیئت تحریریه</name>
      <uri>www.dokhtiran.com</uri>
   </author>
         <category term="مقالات" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en-US" xml:base="http://www.dokhtiran.com/">
      <![CDATA[&nbsp;برخلاف جوامع سنتی، در جامعه معاصر به واسطه اهمیت سبک زندگی و مسئولیت شخصی و ظهور جامعه مصرفی در زندگی، قدرت انتخاب بیشتر شده است. بنابراین، پدیده اجتماعی سبک&zwnj;های زندگی از اجزای سازنده تحولات مدرنیته تلقی می&zwnj;گردد؛ زیرا سبک&zwnj;های زندگی بازنمودی از جستجوی هویت و انتخاب فردی است. به&zwnj;علاوه، این موضوع از چنان قابلیتی برخوردار است که می&zwnj;تواند ابعاد مختلف مدرنیته را معرفی نماید. مطالعات سبک زندگی از این جهت اهمیت دارد که شیوه&zwnj;های ارتباط و پیوند اجتماعی حاصل از فرایندهای فرهنگی و اقتصادی مدرن را آشکار می&zwnj;سازد.<br />
&nbsp;اینکه مردم چقدر، به چه نحوی و چگونه مصرف می&zwnj;کنند در شکل&zwnj;دهی سبک زندگی آنها بسیار تعیین کننده است، زیرا نحوه مصرف تا حد زیادی انتخاب&zwnj;های افراد و دلایل آن را آشکار می&zwnj;سازد. مطالعه کیفیت مصرف، این امکان را فراهم می&zwnj;آورد که حتی به ارزش&zwnj;ها و نگرش&zwnj;های افراد نیز راه یابیم. به عبارت دیگر مصرف، نمود خارجی نگره&zwnj;های درونی است که در شکل&zwnj;دهی به سایر رفتارها تأثیر دارد.<br />
&nbsp;در این پژوهش، رابطه سبک زندگی و مصرف زنان مورد تأکید قرار گرفته است .نقش زنان در مصرف از این جهت اهمیت دارد که زنان با توجه به نقش مادری در خانواده، از اصلی&zwnj;ترین عناصر فرآیند هویت&zwnj;یابی و جامعه&zwnj;پذیری فرزندان و نسل آینده جامعه هستند و بر هویت فردی و سبک زندگی نسل&zwnj;های آتی جامعه تأثیرگذارند. در واقع &laquo;زن&raquo; از این منظر عنصری &laquo;فرهنگ ساز&raquo; تلقی می&zwnj;شود که ارزش&zwnj;ها، اعتقادات و شیوه&zwnj;های رفتار و عناصر دیگر فرهنگی را از نسلی به نسل دیگر منتقل می&zwnj;کند.<br />
&nbsp;همچنین با نگاهی درون فرهنگی این موضوع قابل توجه است که به سبب احکام خاص عملی که بر رفتار دینی زنان مترتب است، طبیعتاً مصرف در زنان نیز مشمول چارچوب&zwnj;ها و محدودیت&zwnj;هایی می&zwnj;شود که بی&zwnj;اعتنایی به آنها هویت دینی جامعه را خدشه&zwnj;دار می&zwnj;سازد.<br />
&nbsp;بی&zwnj;اعتنایی به ارزش&zwnj;ها و اعتقادات دینی در نوع مصرف، نظم اجتماعی و ارائه الگوی متعالی حیات انسانی و نیز با توجه به آمیختگی فرهنگ اسلامی و ایرانی در هویت بخشی به آحاد جامعه سبب ایجاد گسست نسلی، تناقضات ارزشی و بحران هویتی در اقشار و گروه&zwnj;های اجتماعی مختلف به&zwnj; ویژه زنان و جوانان خواهد شد. مطالعه سبک زندگی زنان این دیدگاه را تقویت می&zwnj;کند که رفتار زنان و نحوه ارتباط رفتارها با یکدیگر دارای الگوهای مشخصی می&zwnj;باشد. الگودار بودن رفتارها، سبک زندگی را موضوعی قابل تحلیل معرفی می&zwnj;کند.<br />
&nbsp;همچنین سبک زندگی، موضوعی&nbsp; قابل پیش&zwnj;بینی است؛ چرا که از مسیری که جامعه در فرایند حرکت به سوی آینده طی می&zwnj;کند، متأثر است. این نکته در خصوص سبک زندگی مادی و فرهنگی توأمان صدق می&zwnj;کند. فرآیندهای جهانی&zwnj;شدن، گسترش ارتباطات رسانه&zwnj;ای و کم شدن فاصله مرکز و پیرامون در ابعاد اطلاعاتی همواره سبب تغییر و تنوع سبک&zwnj;های زندگی در بین اقشار مختلف شده است. در نظر داشتن عوامل یاد شده و داشتن تصویری واقع&zwnj;بینانه از شرایط آینده راهی برای شناخت مسیر احتمالی حرکت جامعه یا حداقل شناخت راهی است که مردم پیمودن آن را مطلوب می&zwnj;پندارند. (فاضلی، 1382، صص180- 179(<br />
<br />
مصرف و هویت: کارکرد نمایشی مصرف<br />
عامل مصرف در تحلیل سبک زندگی از اهمیتی اساسی برخوردار است. مصرف با کارکرد نمادین خود، هویت افراد را نشان می&zwnj;دهد. کارکرد نمایشی مصرف ناشی از این واقعیت در دنیای مدرن است که جهت&zwnj;گیری مصرف تنها ناشی از ضرورت رفع نیازهای زیستی نیست؛ بلکه انتخابی است که هویت متمایز را آشکار می&zwnj;سازد. امروزه مصرف و نیاز از هم فاصله گرفته&zwnj;اند و شکافی بین آنها به وجود آمده به نحوی که دیگر مصرف انسانی مطابق با نیازهای انسانی نیست؛ بلکه مصرف چیزی بیش از آن است و آن شکاف را مصرف&zwnj;گرایی پر کرده است. (موحد، عباسی و مرحمتی، 1389، ص8(<br />
&nbsp;بودریار در کتاب نظام اشیاء (1968) بیان می&zwnj;کند که مصرف به تنهایی ارضاء یک دسته از نیازهای زیستی نیست، بلکه متضمن نشانه&zwnj;ها و نمادها است. او معتقد است &laquo;مصرف را باید به عنوان روندی تلقی کرد که در آن خریدار یک قلم کالا از طریق به نمایش گذاشتن کالاهای خریداری شده، به طور فعالی مشغول تلاش برای خلق و حفظ یک حس هویت است.&raquo; به عبارتی دیگر &laquo;مردم حس هویت چه کسی بودن را، از طریق آنچه مصرف می&zwnj;کنند تولید می کنند&raquo;. (به نقل از باکاک، 1381، صص1-100(<br />
&nbsp;همچنین در کتاب &laquo;جامعه&zwnj; نمایش&raquo; این طور عنوان شده است که امروزه &laquo;تمام زندگی جوامعی که در آنها مناسبات مدرن تولید، حاکم است به صورت انباشت بیکرانی از نمایش&zwnj;ها تجلی می&zwnj;یابد.&raquo;&nbsp; (گی-دوبور، 1382، ص55) بنابراین مصرف را نیز باید در قالب جامعه&zwnj; نمایش تحلیل کرد؛ جامعه&zwnj;ای که همه چیز در آن کالا است و خود کالا نیز به عنوان بازنمود چیزهای دیگر ظاهر می&zwnj;شود. واضح است که این وضعیت را نمی&zwnj;شود و نباید تنها با کنشگران اقتصادی تحلیل کرد.<br />
&nbsp;گسترش انواع بازارها و مراکز خرید مثل فروشگاه&zwnj;های زنجیره&zwnj;ای، فرصتی فراهم کرد تا جامعه&zwnj;شناسان و انسان&zwnj;شناسان در مورد فضاهای خرید و مصرف، مطالعات بیشتری انجام دهند. (Chaney, 1996) برخی بر این باورند که از بعد از جنگ جهانی دوم، به تدریج فروشگاه&zwnj;های بزرگ مکانی برای عرضه بی&zwnj;پایان سیل کالاها و فرصت&zwnj;های جدیدی برای انتخاب دلخواه بودند؛ خریداران در گمنامی آرمان&zwnj;شهر عرضه کالا، همگی آزاد بودند بنا به میل خود و بدون محدودیت در فروشگاه&zwnj; پرسه بزنند و از تسهیلات آن برای یافتن اجناسی که مطابق میل آنها است، بهره&zwnj;مند شوند. (اباذری و کاظمی، 1384، ص168) این روند رو به فزونی نشان می&zwnj;داد که دیگر کالا و مصرف آن از شکل سنتی خود خارج شده است و باید آن را به عنوان یک روند اجتماعی و فرهنگی دید که شامل نشانه&zwnj;ها و نمادهای فرهنگی است. بنا به گفته بودریار &laquo;مصرف باید به عنوان امری نگاه شود که بیشتر مبتنی بر خواست است و نه صرفاً مبتنی بر نیاز&raquo;. (باکاک، 1381، ص4(<br />
<br />
زنان، مصرف و سبک زندگی<br />
در دهه&zwnj;های اخیر، زنان که هم حضور بیشتری در عرصه&zwnj;های شغلی و تحصیلی یافته&zwnj;اند و هم در اثر تغییر سبک زندگی غالباً مسئولیت خرید و تهیه اقلام مصرفی خانواده&zwnj;ها را برعهده گرفته&zwnj;اند، بیشتر مخاطب تبلیغات مصرفی شده و نحوه حضور و الگوهای ارزشی و نگرشی و رفتاری آنها تأثیرات فردی و اجتماعی مهم&zwnj;تری بر جای گذارده است. (رفعت جاه، 1386، صص8-137(<br />
وبلن از جمله جامعه&zwnj;شناسانی بود که به موضوع مصرف و نقش زنان در این مورد توجه نموده است. به عقیده وبلن در طبقه &zwnj;مرفه جدید، نوعاً زنان هستند که زندگی اجتماعی را سازماندهی می&zwnj;کنند. آنها ابزارهایی&zwnj; هستند برای مردان تا از طریق &laquo;مصرف نیابتی&raquo;، ثروت خود را به نمایش بگذارند (به نقل از فاضلی، 1382، ص22)؛ یعنی از طریق کالاهایی مانند زیورآلات یا لباس&zwnj;های گران قیمت و یا اعمالی مثل مسافرت به اروپا، آموزش زبان یا اسب&zwnj;سواری.<br />
&nbsp;نابراین در شهر، نمایش ثروت از طریق تزئینات و تفریحات به آگاهی فزاینده از سبک زندگی می&zwnj;انجامد. بدین ترتیب بورژوازی جدید می&zwnj;کوشد با نمایش ثروت، جدایی خود را از طبقه کارگر مشروعیت بخشد و سلسله مراتب اجتماعی را طبیعی جلوه دهد. بدین صورت است که آنان اقتدار خود را بر کسانی که در سلسله مراتب پایین&zwnj;تر هستند، افزایش می&zwnj;دهند.<br />
وبلن با تأکید بر کارکرد نمایشی مصرف، آن را راه&zwnj;کاری برای کسب منزلت اجتماعی می&zwnj;داند. سئوال اصلی&nbsp; وبلن این است که مبنای افتخار، منزلت و جایگاه اجتماعی چیست؟ وی پاسخی ساده می&zwnj;دهد، ثروت. حال، هرگونه ثروت&zwnj; برای آنکه بیشترین شأن و منزلت را برای صاحبش به ارمغان آورد، باید به صورت خودنمایانه یا متظاهرانه به نمایش گذاشته شود. (به نقل از فاضلی، 1382، ص21) فرد در شرایط پیچیده کلان شهری، در اثر گسترش وسایل ارتباطی و تحرک جمعیت در معرض دید افراد بی&zwnj;شماری قرار می&zwnj;گیرد. در این شرایط نمایش دادن کالا، تنها وسیله&zwnj;ای است که برای داوری کردن درباره اعتبار شخص وجود دارد .برخی معتقدند وبلن منزلت و اعتبار اجتماعی را بر مبنای ثروت، تحلیل می&zwnj;کند که کسب آن منوط به آن است که سایر اعضای جامعه از ثروتمند بودن فرد مطلع باشند. بنابراین فرد برای کسب منزلت باید ثروت و توانایی مالی خود را به نمایش بگذارد و بهترین راه برای ارائه این توانایی، مصرف است. (مرادی، 1387، ص37) در یک فرهنگ رقابتی، انسان&zwnj;ها ارزش&zwnj;شان را در مقایسه با ارزش دیگری می&zwnj;سنجند. (کوزر، 1368، ص362) در واقع مصرف راه سنجش این ارزش&zwnj;ها را هموار می&zwnj;کند.<br />
وبلن بر این باور است که فایده مصرف به عنوان وسیله کسب اعتبار، در بهترین شکل خود، در آن بخشی از جامعه&zwnj; مؤثرتر است که ارتباطات اشخاص و تحرک جمعیت به صورت گسترده وجود دارد. در نتیجه مثلاً شهرنشین، عادتاً بیشتر از روستایی، به ظاهر خود می&zwnj;رسد. منظور این نیست که شهرنشین&zwnj; طبیعتاً بیشتر مشتاق مصرف تظاهری است یا روستایی به تجمل توجه کمتری دارد. بلکه انگیزه این رفتار تظاهری و تأثیرگذاری آن در شهر مشهودتر است. همه شهرنشین&zwnj;ها می&zwnj;خواهند همواره استاندارد مصرف خود را بالا ببرند؛ بنابراین ضرورت همنوایی با این سطح استاندارد امری لازم و ضروری می&zwnj;شود. در واقع انگیزه مصرف&zwnj;کننده این است که می&zwnj;خواهد با عرف پذیرفته شده همنوایی کند و از هشدار و انتقاد دیگران نسبت به خود اجتناب ورزد. (وبلن، 1383، ص149(<br />
&nbsp;ی اضافه می کند در هر مرتبه اجتماعی، معیار تجمل در مصرف از راه&nbsp; به&zwnj;کار بستن معیار آنهایی که از لحاظ اعتبار در یک سطح بالاتر هستند، اعمال می&zwnj;شود. این جریان به &zwnj;ویژه در جوامعی که تمایز طبقاتی تا حدودی نامعلوم است تا جایی ادامه پیدا می&zwnj;کند که تمام استانداردهای مصرف از طرز تفکر بالاترین طبقه تأثیر می&zwnj;گیرد. پس به&zwnj;طور کلی این طبقه برتر است که تعیین می&zwnj;کند جامعه کدام شیوه زندگی را به عنوان سبک زندگی آرمانی بشناسد. (وبلن، 1383، ص149)<br />
&nbsp;ایده &laquo;چشم وهم&zwnj;چشمی&raquo; وبلن همزمان حاوی دو فرآیند است: &laquo;همانند ساختن خود به دیگری و متمایز ساختن خود از دیگری&raquo;. او در تبیین پدیده &laquo;مد&raquo; به این مطلب اشاره می&zwnj;کند که زمانی &zwnj;که طبقه مرفه از لحاظ اعتبار در بالاترین مرتبه ساخت اجتماعی قرار دارد، آداب زندگی و معیارهای ارزشی این طبقه، هنجار اشتهار و اعتبار را تعیین می&zwnj;کند. رعایت این معیارها با کمی تغییر بر همه اعضای طبقات پایین&zwnj;تر سلسله مراتب، ضروری است. در نتیجه، اعضای هر لایه اجتماعی، آرایش سبک زندگی متداول لایه بالاتری را تقلید می&zwnj;کنند. این&zwnj;ها چون از شهرت و احترام لایه&zwnj;های بالاتر محروم هستند، می&zwnj;کوشند لااقل در ظاهر با قوانین و هنجارهای پذیرفته&zwnj; شده آنها همنوایی کنند. در آن سو &laquo;کسانی که به دنبال نشان دادن فرهیختگی فزاینده و ذائقه&zwnj;های والای خود در حوزه&zwnj;های جدیدی مانند مد هستند در تلاشند تا خودشان را از تقلید&zwnj;کنندگان تازه به دوران رسیده متمایز کنند؛ یعنی از کسانی که به تازگی پولدار شده&zwnj;اند، اما سلیقه ندارند. ( Paterson 2006، ص 21) <br />
از سوی دیگر، یافته&zwnj;ها نشان می&zwnj;دهد تفاوت&zwnj;های معناداری در رفتار خرید وجود دارد که می&zwnj;تواند مرتبط با جنسیت باشد. در کل زنان نگرش&zwnj;های مثبت&zwnj;تری نسبت به مراکز خرید دارند و آنان محصولات به روز را بیشتر از مردان خریداری می&zwnj;کنند. (موحد، عباسی و مرحمتی، 1389، ص14)<br />
تأثیرپذیری در مقابل تبلیغات تجاری رسانه&zwnj;ها نیز بر اساس جنسیت متفاوت است. آرونسون (1364) درباره نقش جنسیت معتقد است زنان آسان&zwnj;تر از مردان متقاعد می&zwnj;شوند؛ چرا که زنان در جامعه&zwnj;پذیری تسلیم&zwnj;تر از مردان تربیت می&zwnj;شوند و کمتر در مسائل شک و تردید می&zwnj;کنند و برای تسلیم و تمکین پاداش می&zwnj;گیرند نه برای اظهار وجود. (به نقل از موحد، عباسی و مرحمتی، 1389، ص24)<br />
از منظری دیگر هنسن و رید معتقدند نظام سرمایه&zwnj;داری غرب با تمام قوا می&zwnj;کوشد تا با جهانی&zwnj;سازی فرهنگی توجیه کند که همه زنان دلشان می&zwnj;خواهد زیبا باشند؛ بنابراین همه زنان علاقه مشترکی به لوازم آرایش دارند. در نتیجه در این نظام، هرچه خواستند، به بهانه &laquo;نیازها و خواست&zwnj;های مشترک زنان&raquo; به آنها فروختند. (به نقل از وبلن، 1383، ص137(<br />
کارکرد نمایشی و تمایزآفرین مصرف، آنگاه اهمیت بیشتری می&zwnj;یابد که به این نکته توجه داشته باشیم که زنان در میان گروه&zwnj;های جامعه به &zwnj;ویژه در مقایسه با مردان از نظر هویت&zwnj;یابی با چالش&zwnj;های بیشتری روبرو هستند؛ زیرا منابع چندانی برای معنابخشی و تعریف خود در دسترس ندارند. منابع هویتی زنان بیشتر ناشی از جنسیت یا طبقه همسران آنها بوده است. با این فرض مصرف برای زنان فرصتی برای تمایز و ابراز هویت فردی به وجود می&zwnj;آورد. از این منظر پاساژ و مراکز خرید در ایران به عنوان فضایی برای بازنمایی رفتارهای زنانه تلقی می&zwnj;گردد که زنانه&zwnj;شدن برخی رفتارها مانند خرید را به دنبال دارد. این فضاها به مثابه بخشی از زندگی روزمره به گسترش حوزه عمومی زنانه انجامیده است. زنان از طریق این مکان به تولید سبک خود و تمایز آن از دیگران پرداخته و هویت جدیدی را از رهگذر چنین مصارفی می&zwnj;یابند. (پوراحمد و بهمنی، 1389، ص45)<br />
<br />
مصرف در جامعه ایرانی<br />
جامعه&zwnj; در حال گذاری مثل ایران نیز در دهه&zwnj;های اخیر، تحولات زیادی را در زمینه پدیده مصرف تجربه کرده است. طبق آمارهای رسمی منتشر شده در سال 1388، متوسط انرژی مصرفی در ایران بیش از 2 برابر متوسط جهانی است. این در حالی است که نسبت انرژی مصرف شده به کالاهای تولید شده 8 برابر کشورهای پیشرفته است. ایران از نظر تعداد جراحی زیبایی بینی در دنیا مقام اول است. 80 درصد از زنان و 60 درصد از مردان به انجام عمل زیبایی تمایل دارند. رئیس انجمن جراحان پلاسیتک و زیبایی بیان می&zwnj;کند که 60 تا70 درصد از تقاضاهای جراحی زیبایی به&zwnj;ویژه جراحی بینی غیرضروری است. در کشور زنانی را داریم که بیش از 9 بار بینی خود را به تیغ جراحی سپرده&zwnj;اند و در واقع از بینی&zwnj;شان چیزی باقی نمانده است. طبق این آمار حدود 90 درصد از بیمارانی که بینی خود را جراحی می&zwnj;کنند، دچار مشکلات تنفسی می&zwnj;شوند. ایرانی&zwnj;ها از نظر رشد مصرف لوازم آرایش، رتبه 3 را در دنیا دارند. در کشور ما تنها 10 درصد از لوازم آرایش موجود در بازار از مجاری قانونی وارد کشور شده&zwnj;اند. سن مصرف لوازم آرایش به 15 سال رسیده است در حالی&zwnj;که در کشورهای توسعه&zwnj; یافته، تمایل به آرایش بیشتر در زنان مسن دیده می&zwnj;شود که طراوت و شادابی پوست خود را از دست داده&zwnj;اند. (ترکاشوند، 1388، آنلاین(<br />
پژوهش&zwnj;های اخیر در ایران، حول موضوع مصرف انجام شده که حاکی از وضعیت بحرانی مصرف، به&zwnj;خصوص در میان جوانان است. به عنوان مثال در پژوهشی با عنوان &laquo;روند تجمل گرایی در ایران بین سال&zwnj;های 1375-1362&raquo;، پژوهشگر پس از بررسی 8 گروه کالا در سطح مناطق شهری و روستایی به این نتیجه رسیده است که سهم کالاهای تجملی در طول جنگ روند نزولی داشته، ولی پس از پایان جنگ به شدت سیر صعودی یافته است؛ یعنی روند سهم مصرف کالاهای تجملی از کل مصرف خانوارها نشان می&zwnj;دهد که گرایش به مصرف کالاهای لوکس به شدت افزایش یافته است. (کریم&not;خان&not; زند، 1375، ص165)<br />
&nbsp;مرکز افکار سنجی دانشجویان ایران نیز در سال 1381 نظر سنجی با عنوان&nbsp;&nbsp; &laquo;ارزیابی نظر شهروندان تهرانی از پدیده تجمل&zwnj;گرایی&raquo; انجام داده است .یافته&zwnj;های این نظر سنجی حاکی از آن است که 77 درصد از مردم، رواج پدیده تجمل&zwnj;گرایی را در حد زیاد می&zwnj;دانند. از نظر71 درصد کسب ثروت و درآمد اقتصادی، اولین اولویت و هدف مردم در زندگی شده است. (علی&zwnj;خواه، 1387، ص251) علی&zwnj;خواه معتقد است پژوهش&zwnj;هایی که در سال&zwnj;های اخیر انجام شده مؤید این مدعا بوده است که در سال&zwnj;های اخیر، عناصر نظام ارزشی جامعه از وضعیت مذهبی- معنوی به اولویت و غلبه&zwnj; عناصر مادی و در نتیجه انتظارات مصرفی در حال جابجایی است. (علی&zwnj;خواه، 1387، ص250) جدا از آنکه بروز این تحولات را تا چه میزان گسترده و یا محدود بپنداریم و جدا از آنکه چه داوری ارزشی از این تحولات داشته باشیم، نباید از اهمیت و تأثیرات آن در سطح زندگی روزمره غافل شد. (شالچی، 1387، ص112(<br />
<br />
<div align="center"><img width="400" height="276" align="middle" src="/UserFiles/Image/volume29/15.jpg" alt="" /><br />
</div>
<br />
پیامدهای مصرف&zwnj;گرایی<br />
توجه به مصرف&zwnj;گرایی در بین جامعه&zwnj;شناسان همواره به سبب پیامدهای گوناگون آن در سطح خُرد، یعنی تأکید بر رفتارها و نگرش&zwnj;ها و توجه به تأثیرات هویتی مصرف، در سطح میانی مانند توجه به رسانه&zwnj;های جمعی و در سطح کلان، بر ساختارهای اجتماعی، سیاسی و به&zwnj;خصوص فرهنگی است.<br />
&nbsp;چنین دیدگاهی در مقاله &laquo;پیامدهای سیاسی مصرف گرایی&raquo; چنین عنوان می&zwnj;شود:&nbsp; هم اکنون در جامعه ایران، فرهنگ مصرف&zwnj;گرایی که روز به روز توسط رسانه&zwnj;های جمعی در حال گسترش است، در کنار پیامدهای اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی، نتایج سیاسی نگران&zwnj;کننده&zwnj;ای به بار می&zwnj;آورد و فشار را بر نظام سیاسی وارد خواهد کرد. به&zwnj;ویژه کاهش حمایت سیاسی از جمله پیامدهای بارز رشد مصرف&zwnj;گرایی خواهد بود. به این صورت که اگر مصرف&zwnj;گرایی را در سطح روانی، رشد انتظارات مصرفی و رفاهی فرض کنیم، زمانی که افراد به سبب ناتوانی در برآوردن این انتظارات احساس ناکامی و محرومیت کنند، عمدتأ نظام سیاسی را -&not; با توجه به ذهنیت تاریخی و ساختار سیاسی فرهنگی جامعه ایران- سبب ناتوانی خود در برآوردن انتظارات رفاهی می&zwnj;دانند. در نتیجه، احساس محرومیت ناشی از ناتوانی در برآوردن انتظارات مصرفی، میزان حمایت و پشتیبانی فرد از حاکمیت سیاسی را کاهش خواهد داد. (علی&zwnj;خواه، 1387، صص5-233(<br />
&nbsp; در شهرها فروشگاه&zwnj;های بزرگ، فرهنگ مصرف&zwnj;گرایی را القاء می&zwnj;کنند. در این فرهنگ، یک شعار اصلی رواج پیدا می&zwnj;کند که &laquo;تا می&zwnj;توانی بخر و هر چه بیشتر مصرف کن&raquo;. بر پایه این شعار، رقابت در خرید و مصرف به نوعی وجهه اجتماعی تبدیل می&zwnj;شود. برخی استدلال می&zwnj;کنند که در چنین جامعه&zwnj;ای مصرف&zwnj;گرایی با دو نوع ابزار، آسان می&zwnj;شود: نخست حراج&zwnj;های پی&zwnj;درپی کالاها و دیگری اشاعه کارت&zwnj;های اعتباری. در کشورهای توسعه&zwnj; یافته، در طول یک سال به بهانه&zwnj;های متعدد حراج کالاها وجود دارد. این حراج&zwnj;ها با ایجاد احساس نیاز کاذب، به مشتری القاء می&zwnj;کنند به جنسی که در حراج می&zwnj;بیند نیاز دارد، در حالی&zwnj;که اگر جنس در حراج نبود، چنین احساسی به او دست نمی&zwnj;داد. از سوی دیگر، فرد در بازار باید حس کند که همیشه پول برای خرید دارد. در اینجا مسئله از طریق مکانیزم کارت&zwnj;های اعتباری حل می&zwnj;شود. بنابراین، ابتدا نیاز کاذب به&zwnj;وجود می&zwnj;آید و سپس توانایی خرید به شکل مصنوعی فراهم می&zwnj;شود. به تدریج، مصرف&zwnj;گرایی به عدم امنیت اقتصادی منجر می&zwnj;شود و عدم امنیت اقتصادی، مصرف&zwnj;گرایی را تشدید می&zwnj;کند؛ زیرا نگرانی از کمبودها باعث انبارکردن اجناس شده و انبارکردن اجناس به مصرف&zwnj;گرایی بی&zwnj;رویه تبدیل می&zwnj;شود. در نهایت همان رفع نیازهای غیرواقعی ایجاد می&zwnj;شود. (لهسائی&zwnj;زاده، 1379، صص8-57)<br />
&nbsp;مهم&zwnj;ترین پیامد مصرف&zwnj;گرایی به موضوع هویت مربوط است. اگر در جامعه سنتی و پیشامدرن، مبنای &laquo;هویت اجتماعی&raquo; را بیشتر ویژگی&zwnj;های انتسابی افراد از جمله مواردی چون شغل، طبقه و به&zwnj;طور کلی &laquo;موقعیت&zwnj;های ساختاری&raquo; تشکیل می&zwnj;داد، امروزه در جامعه مدرن دو عامل &laquo;موقعیت فرد در نظام تولید&raquo; که در مفهوم طبقه متبلور می&zwnj;شود و جدیدتر از آن نوع و سبک &laquo;کنش&zwnj;های مصرفی&raquo; مبنای اصلی هویت اجتماعی فرد است که در مفهوم &laquo;سبک زندگی&raquo; معنا پیدا می&zwnj;کند. یکی از مهم&zwnj;ترین موارد در این زمینه مصرف است که در مقایسه با تولید و ساختارهای اجتماعی ناشی از تولید، دامنه بسیار فراخ&zwnj;تری دارد؛ زیرا مصرف همه افراد غیرشاغل را نیز در برمی&zwnj;گیرد مثل جوانان، کهنسالان، بیکارها و به&zwnj;خصوص زنان. (اباذری و چاووشیان، 1381، صص21-3(<br />
<br />
سخن آخر<br />
مقابله با این جریان نیازمند کار فرهنگی گسترده و سیاست&zwnj;گذاری&zwnj;هایی است که از تحقیقات جامعه&zwnj;شناختی نشأت گرفته باشد. در این راه برای شناخت عوامل و ریشه&zwnj;های تغییرات نگرشی و رفتاری زنان در زمینه&zwnj; الگوی مصرف و نیز در خصوص چالش&zwnj;های هویتی آنها، نیاز به پژوهش&zwnj;های گسترده با نگاه جامعه&zwnj;شناختی است. &laquo;سیاست&zwnj;گذاری&zwnj; فرهنگ&raquo;، امری حساس، دشوار و پیچیده است و اثرگذاری فرهنگی بر نحوه مصرف، صرفاً از طریق پرداختن صوری و سطحی به ارزش&zwnj;ها در سطح نهادهای رسمی امکان&zwnj;پذیر نیست. برنامه&zwnj;ریزی فرهنگی همچون هر برنامه&zwnj;ریزی دیگر، نیازمند شناخت محیط عمل است؛ لیکن تفاوت برجسته آن در این است که هدفش انسان&zwnj;ها هستند. از این رو، به سبب برخورداری از توان ذهنی، ارزش&zwnj;ها و نگرش&zwnj;های خود، اقدام به تفسیر برنامه&zwnj;ها می&zwnj;کنند و واکنش نشان می&zwnj;دهند . بدین ترتیب، پیش شرط هرگونه برنامه&zwnj;ریزی فرهنگی، شناخت جامعه موردنظر جهت پیش&zwnj;بینی تفاسیر و واکنش&zwnj;های احتمالی است.<br />
<br />
فهرست منابع:<br />
&nbsp;اباذری، یوسف و چاوشیان، حسن (1381)، &laquo;از طبقه اجتماعی تا سبک زندگی: رویکردهای نوین در تحلیل جامعه&zwnj;شناختی هویت اجتماعی&raquo;، نامه علوم اجتماعی، شماره20، صص 27-3 .<br />
&nbsp;اباذری، یوسف و کاظمی، عباس (1384)، &laquo;رویکردهای نظری خرید: از جامعه&zwnj;شناسی تا مطالعات فرهنگی&raquo;، نامه علوم اجتماعی، شماره25، بهار 1384، صص 195- 167.<br />
&nbsp;باکاک، رابرت (1381)،&nbsp; مصرف، ترجمه خسرو صبری، تهران: نشر و پژوهش شیرازه.<br />
&nbsp;ترکاشوند، اصغر (1388)، &laquo;اصلاح الگوی مصرف: مفاهیم و شیوه&zwnj;های تأثیرگذاری بر مخاطب&raquo;، <br />
&nbsp;دوبور، گی (1382)،&nbsp; جامعه نمایش، ترجمه بهروز صفدری، تهران: نشر آگاه.<br />
&nbsp;رفعت جاه، مریم (1386)، &laquo;هویت انسانی زن در چالش آرایش و مد&raquo;، فصلنامه&not; شورای فرهنگی اجتماعی زنان، سال دهم، شماره 38.<br />
&nbsp;شالچی، وحید (1387)، &laquo;سبک زندگی جوانان کافی شاپ&raquo;، فصلنامه تحقیقات فرهنگی، سال اول، شماره1، صص 115- 93.<br />
&nbsp;علی&zwnj;خواه، فردین (1387)، &laquo;پیامدهای سیاسی مصرف&not;گرایی&raquo;، فصلنامه&not; تحقیقات فرهنگی، سال اول، شماره 1، صص256-231.<br />
&nbsp;فاضلی، محمد (1382)،&nbsp; مصرف و سبک زندگی،&nbsp; قم: انتشارات صبح صادق.<br />
&nbsp; کریم&not;خان زند، ح (1375)، بررسی روند تجمل&zwnj;گرایی در ایران: سال های 1362-1375، تهران: دبیرخانه شورای فرهنگ عمومی.<br />
&nbsp; کوزر، لوئیس (1368)، زندگی و اندیشه بزرگان جامعه&zwnj;شناسی، ترجمه محسن ثلاثی، تهران: انتشارات علمی.<br />
&nbsp; لهسائی&zwnj;زاده، عبدالعلی (1379)، &laquo;فرهنگ مصرف&not;گرایی نوین و لزوم برنامه&not;ریزی برای آن&raquo;،&nbsp; فصلنامه&not; فرهنگ عمومی، شماره 22و23.<br />
&nbsp;محمد&not;پور، احمد و بهمنی، مریم (1389)، &laquo;زنان، پاساژ و مصرف نشانه&not;ها&raquo;، فصلنامه مطالعات راهبردی زنان، سال12، شماره 47.<br />
&nbsp; مرادی، سجاد (1387)، &laquo;تحلیل جامعه&zwnj;شناختی الگوهای مصرف&raquo;، پایان&zwnj;نامه کارشناسی ارشد، به راهنمایی محمد عبداللهی، دانشگاه علامه&zwnj;طباطبایی.<br />
&nbsp;موحد، مجید؛ عباسی شوازی، محمدتقی و مرحمتی، ندا (1389)، &laquo;رسانه، جنسیت و مصرف&not;گرایی&raquo;، فصلنامه مطالعات راهبردی زنان، سال12، شماره 47.<br />
&nbsp;وبلن، تورشتاین (1383)،&nbsp; نظریه طبقه تن آسا، ترجمه فرهنگ ارشاد، تهران: نشر نی.<br />
Chaney, David (1996), Lifestyle, Rutledge.<br />
Paterson, Mark (2006), Consumption and every day Life, Routledge<br />
http://www.wafa.ir/eqtesadi/bodje/10467.html<br />
&nbsp;<br />
<br />
<br />
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; <br />
&nbsp;<br />
&nbsp; دفتر مطالعات زنان&nbsp;]]>
      volume29/59.jpg
   </content>
</entry>
<entry>
   <title> پاساژهای تهران</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.dokhtiran.com/report/000399.php" />
   <id>tag:www.dokhtiran.com,2012://1.399</id>
   
   <published>2012-04-03T17:30:00Z</published>
   <updated>2012-04-14T05:11:52Z</updated>
   
   <summary>هر چقدر پول بدی، همان قدر آش می‌خوری!</summary>
   <author>
      <name>هیئت تحریریه</name>
      <uri>www.dokhtiran.com</uri>
   </author>
         <category term="گزارش" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en-US" xml:base="http://www.dokhtiran.com/">
      <![CDATA[وارد که می&zwnj;شوی زرق و برق ویترین مغازه&zwnj;ها و خوشرویی فروشندگان، نور مناسب، موسیقی ملایم، و شادمانی آنهایی که قبل از تو وارد شده&zwnj;اند و کیسه&zwnj;های خریدشان را حمل می&zwnj;کنند تو را با خود می&zwnj;برد؛ دیگر نه قیمت&zwnj;ها تو را به شگفتی وا می&zwnj;دارد و نه اجناس بنجل منصرفت می&zwnj;کند،&nbsp; تنها شوق خرید است که تو را تا خرج کردن آخرین ریال&zwnj;های پس&zwnj;اندازت همراهی می&zwnj;کند!<br />
زعفرانیه، قیطریه، تجریش، غربی&zwnj;ترین نقطه شهر یا شرقی&zwnj;ترین، میدان خراسان، خاوران، افسریه، امام حسین، شهدا و ... هر کجای شهر که زندگی کنی در نزدیکی تو یک مرکز خرید، یک پاساژ یا یک بازارچه احداث شده است تا بتوانی به راحتی از نزدیکترین محل، همه خریدهایت را از کفش و لباس گرفته تا طلا و جواهرات و اجناس لوکس تزئینی تهیه کنی.<br />
در غربی&zwnj;ترین نقطه شهر آنقدر پاساژها زیادند که به راحتی می&zwnj;توانی خرید کنی، البته از نظر قیمتی خیلی هم به صرف نیستند و جالب اینكه به رغم گرانفروشی&zwnj;هایی كه در این منطقه وجود دارد، حتی ساكنان جنوبی، مركزی، شرقی و شمالی تهران خرید از بوتیك&zwnj;های غرب تهران را ترجیح می&zwnj;دهند.<br />
کمی پایین&zwnj;تر از میدان پونك، پاساژ تجاری تیراژه در بیش از سه طبقه بهترین محل برای خرید پوشاك اهالی غرب تهران است. آنهایی که به فکر احداث تیراژه افتادند می&zwnj;دانستند که سرگرم کردن کودکان بهترین راه برای فروش اجناس&zwnj;شان به والدین است، به همین دلیل طبقه بالای این پاساژ، شهربازی كوچكی ساخته&zwnj;اند تا آنان بتوانند با انواع و اقسام وسایل بازی یکی دو ساعتی سرگرم شوند و والدین با خیال راحت چند ساعتی در بوتیک&zwnj;&zwnj;های تیراژه بگردند.<br />
بازار قائم در جنوب میدان تجریش هم با بوتیك&zwnj;های فروش مانتو، كفش زنانه و مردانه، لباس&zwnj;های مردانه، عطر، طلا و نقره، اسباب&zwnj;بازی و ... محل مناسبی است برای پر کردن هر آنچه که سبد كالایی یك خانوار نیاز دارد.<br />
پاساژ تندیس در شمال میدان، ابتدای خیابان دربند به دلیل سه طبقه پاركینگ محل مناسبی برای خرید محسوب می&zwnj;شود.<br />
خیابان سپهسالار در خیابان جمهوی هم از قدیم الایام بورس کفش و کیف بوده و هست.<br />
سرک کشیدن به تمام مغازه&zwnj;های این خیابان وقت و حوصله زیادی می&zwnj;طلبد، البته ایام عید که می&zwnj;شود از اول صبح تا آخر شب همه مغازه&zwnj;های این باغ پر است از آدم&zwnj;هایی که یا برای خرید آمده&zwnj;اند یا برای تماشا.<br />
ابتدای خیابان مفتح جنوبی و میدان هفت&zwnj;تیر یکی از اصلی&zwnj;ترین مراکز عرضه مانتو و پالتو محسوب می&zwnj;شود و تقریبا هر سلیقه&zwnj;ای را راضی می&zwnj;کند.<br />
چهارراه کوکا و پاساژ کساء که یک سالی می&zwnj;شود در محله پیروزی احداث شده هم یکی از مراکز اصلی خرید برای آنهایی که در این محدوده زندگی می&zwnj;کنند محسوب می&zwnj;شود. با وجودیکه این پاساژ در محله مرکزی تهران قرار گرفته، اما قیمت اجناس آن به پاساژهای بالای شهر می&zwnj;ماند.<br />
<br />
<div align="center"><img width="400" height="191" align="middle" alt="" src="/UserFiles/Image/volume29/07.jpg" /><br />
</div>
<br />
زهره &ndash; م،&nbsp; لیسانس آی&zwnj;تی، پالتوی چرم مشکی&nbsp; به تن دارد و بنظر می&zwnj;رسد که پوتین و کیف چرم قهوه&zwnj;ای&zwnj;اش را با هم ست کرده است درباره محل خریدهایش می&zwnj;گوید: &laquo;عاشق لباس&zwnj;های چرم هستم به همین خاطر یا از نوین چرم پاسداران خرید می&zwnj;کنم و یا چرم مشهد که شعبه&zwnj;های مختلفی هم دارد، میدان ونک، میدان تجریش، مرکز خرید گلستان؛ هر كدام از این مراكز كه اجناسش توجهم را جلب كند، خرید می&zwnj;كنم. اینكه بگوییم دقیقا فلان مركز خرید نه اینطور نیست.<br />
وقتی درباره هزینه&zwnj;ای که بابت لباس&zwnj;هایش می&zwnj;کند می&zwnj;پرسم، با خنده می&zwnj;گوید: &laquo;خب، هر چقدر پول بدی، همانقدر آش می&zwnj;خوری. دنبال برند خوب که باشی باید خوب هم هزینه کنی.&raquo; می&zwnj;پرسم که آیا نیاز به این همه هزینه کردن هست. می&zwnj;گوید: &laquo;خرید از پاساژ این معایب را هم دارد. آنقدر ویترین&zwnj;ها را خوب می&zwnj;چینند و خوب برخورد می&zwnj;کنند که شیفته خرید از این مراکز می&zwnj;شوی.&raquo;<br />
می&zwnj;گویم: &laquo;چرم نخری نمی&zwnj;شود؟&raquo; با یك نگاه عاقل از اندر سفیه می&zwnj;گوید: &laquo;سلیقه من همین است.&raquo;<br />
افسانه یکی دیگر از مشتریان پاساژهای تهران، با اشاره به خرید غیرضروری با قیمت&zwnj;های بالا از پاساژهای تهران می&zwnj;گوید: &laquo;خرید از پاساژ به دلیل امکانات مناسب و جذابیت چیدمان و در دسترس بودن اجناس لوکس همیشه یکی از سرگرمی&zwnj;های من و خانواده&zwnj;ام است، البته این جذابیت همیشه خریدهای اضافه&zwnj;ای با هزینه&zwnj;های زیادی را برای من دربرداشته است.&raquo;<br />
افسانه بیان می&zwnj;كند كه پاساژگردی یكی از تفریحات اوست و اضافه می&zwnj;كند: &laquo;خیلی وقتها با وجودیكه قصد خرید ندارم، وقتی از پاسا&zwj;ژ بیرون می&zwnj;آیم كلی وسیله از بدلیجات و كلیپس مو و وسایل تزئینی خریده&zwnj;ام؛ فروشنده&zwnj;های پاساژها تبحر خاصی دارند، طوری با خوشرویی به استقبالت می&zwnj;آیند كه خجالت می&zwnj;كشی دست خالی خارج شوی!&raquo;<br />
به نیت بازدید از پاساژ کساء، سری به خیابان پیروزی می&zwnj;زنم. می&zwnj;خواهم بدانم این پاساژ علیرغم تازه تاسیسی آن چقدر مورد استقبال قرار گرفته است.<br />
از دیدن ویترین برخی از مغازه&zwnj;ها نمی&zwnj;توانی بگذری. دکوراسیون برخی دیگر تو را به یاد نقاشی&zwnj;های سه بعدی می&zwnj;اندازد. از هر قشری در این پاساژ در رفت و آمد هستند. محدوده سنی خاص ندارد، اما تعداد خانم&zwnj;ها بیشتر است. اتیکت برخی از اجناس را نگاه می&zwnj;کنم. مانتو مشکی زنانه 120 تومان، شال&zwnj;های زنانه بالای 25 هزار تومان، شلوار جین زنانه بین 35 تا 60 تومان و ....<br />
از خانمی که قصد دارد یک تاپ زنانه بافت را 25 هزار تومان بخرد درباره قیمت&zwnj;های اجناس می&zwnj;پرسم، با تردید می&zwnj;گوید: &laquo;بد نیست. نسبت به پاساژهای دیگر قیمت متناسب&zwnj;تری دارد، اما برای این محدوده که مرکز شهر محسوب می&zwnj;شود قیمت بالایی است.&raquo;<br />
فروشنده که مرد جوانی است با شنیدن مکالمه ما وارد بحث می&zwnj;شود و با لحن خاصی می&zwnj;گوید: &laquo;خانم اگه همین لباس و می&zwnj;خواستی از پاساژ مریم بخری، باید چند برابر پول می&zwnj;دادی، قیمت&zwnj;های این پاسا&zwj;&zwj;&zwj;ژ كاملا منصفانه و مناسب است.&raquo;<br />
از مغازه خارج می&zwnj;شوم. سه دختر جوان كه با صدای بلند می&zwnj;خندند، توجهم را جلب می&zwnj;كنند. هر سه به یك سبك آرایش كرده&zwnj;اند و لباس پوشیدنشان بسیار به هم شباهت دارد. نزدیك كه می&zwnj;شوند درباره قیمت&zwnj;های اجناس و اینكه چقدر از پاساژها خرید می&zwnj;كنند می&zwnj;پرسم. هر سه به هم نگاه می&zwnj;كنند و می&zwnj;خندند. یكی كه قد بلندتری دارد آهسته می&zwnj;گوید: &laquo;از اینجا كه نمی&zwnj;شود خرید كرد! ما برای پرو آمدیم.&raquo;<br />
وقتی تعجب مرا می&zwnj;بینند می&zwnj;گویند: &laquo;این یكی از سرگرمی&zwnj;های ما است. می&zwnj;آییم و لباس&zwnj;های مختلف را پرو می&zwnj;كنیم و اگر موقعیت باشد با موبایلمان عكس می&zwnj;گیریم، الان كلی عكس از لباس&zwnj;هایی داریم كه مال خودمان نیست و نخریدمشان!&raquo;<br />
یاد مطلبی می&zwnj;افتم كه چند وقت پیش در روزنامه سرمایه خوانده بودم. فروشنده&zwnj;ای گفته بود: &laquo;زنانه فروشی كار سختی است. خانم&zwnj;ها دارای روحیات متفاوتی هستند، برخوردشان گاهی غیرمنتظره است و آدم را عصبی می&zwnj;كند... روی قیمت&zwnj;ها چانه می&zwnj;زنند... گاهی اوقات پول را كامل نمی&zwnj;پردازند... عده&zwnj;ای هم برای نگاه كردن به ویترین&zwnj;ها و قیمت گرفتن می&zwnj;آیند... عده&zwnj;ای می&zwnj;آیند اینجا لباس پرو می&zwnj;كنند و مدل برمی&zwnj;دارند&raquo; ....]]>
      volume29/73.jpg
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>نقش تبلیغات ماهواره‌ای در مصرف گرایی </title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.dokhtiran.com/note/000397.php" />
   <id>tag:www.dokhtiran.com,2012://1.397</id>
   
   <published>2012-04-03T16:30:00Z</published>
   <updated>2012-04-14T05:12:24Z</updated>
   
   <summary>نزدیک به 3 میلیون دستگاه گیرنده شبکه‌های ماهواره‌ای در ایران وجود دارد که تنها هفتاد هزار تا از آنها کشف شده است. </summary>
   <author>
      <name>هیئت تحریریه</name>
      <uri>www.dokhtiran.com</uri>
   </author>
         <category term="یادداشت" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en-US" xml:base="http://www.dokhtiran.com/">
      <![CDATA[تلويزيون ماهواره&zwnj;اي به عنوان يکي از رسانه&zwnj;هاي نوين تحولات بسياري را در دنياي کنوني ايجاد کرده است، از جمله آنها&nbsp; مي&zwnj;توان به گسترش دسترسي مخاطبان به شبکه&zwnj;هاي مختلف تلويزيوني اشاره کرد. <br />
مخاطبان ديگر مجبور نيستند به چند شبکه تلويزيوني دولتي که انتخابهاي محدودي براي آنها ايجاد مي&zwnj;کرد توجه کنند. شبکه&zwnj;هاي تلويزيوني ماهواره&zwnj;اي براي انواع سليقه&zwnj;ها و نيازها برنامه&zwnj;هاي متفاوتي ايجاد کرده است و اين مخاطب است که دست به انتخاب در مقابل سيل شبکه&zwnj;ها مي&zwnj;زند. (تانکارد و سوروین، 1381) <br />
&laquo;يکي ديگر از پيامدهايي که شبکه&zwnj;هاي ماهواره&zwnj;اي با خود به همراه دارد، به وجود آوردن بستري براي رقابت بر سر به دست آوردن نظر مخاطب است. به همين دليل سعي می&zwnj;شود تا نظر توده مخاطبان در ساخت برنامه&zwnj;&zwnj;ها در نظر گرفته شود؛ اين امر باعث تخصصي شدن شبکه&zwnj;ها و رضايت بيشتر مخاطبان شده است.&raquo; (مک کوایل ،1380)<br />
یکی از کشورهایی که مورد توجه برنامه&zwnj;های ماهواره&zwnj;ای قرار دارد ایران است. اما سیاست گذاریهای حاکم در ایران، بر این اصل استوار بوده است که شبکه&zwnj;های تلویزیونی ماهواره&zwnj;ای به دلیل رعایت نکردن اصول حاکم بر ایران و همچنین عدم کنترل آنها توسط دولت تاثیرات منفی را در حوزه&zwnj;های مختلف سیاسی، اجتماعی و فرهنگی خواهد گذاشت و به همین دلیل استفاده از آنها ممنوع است.<br />
این در حالی است که بر اساس برخی تخمین&zwnj;های غیر رسمی نزدیک به 3 میلیون دستگاه&zwnj;های دریافت کننده شبکه&zwnj;های ماهواره&zwnj;ای در ایران وجود دارد که تنها تعداد هفتاد هزار از آنها کشف شده است. (علیخانی و عبدالهی،1386).<br />
<br />
<div align="center"><img width="400" height="300" align="middle" alt="" src="/UserFiles/Image/volume29/31.jpg" /><br />
</div>
<br />
با توجه به این پژوهش&zwnj;ها، زنان در استفاده رسانه&zwnj;اي خود از مردان متمايز مي&zwnj;شوند. حتی برخی از محتواهای رسانه&zwnj;ای، زنانه یا مردانه تلقی می&zwnj;شوند. اما به نظر می&zwnj;رسد تفاوت استفاده رسانه&zwnj;ای زنان با مردان بیشتر از آنکه به علت تفاوت جنسي آن&zwnj;ها از مردان باشد، منتج از تفاوت جنسيتي است كه انتظارات اجتماعي متفاوت و بالطبع مسئوليت&zwnj;هاي متفاوت، سبك زندگي، رجحان&zwnj;ها و سلایق رسانه&zwnj;ای متفاوتی را نیز برای هر دو گروه ایجاد می&zwnj;کند. <br />
مي&zwnj;توان گفت كه تفاوت در جنس مي&zwnj;تواند تفاوت معني داري در نحوه استفاده رسانه&zwnj;اي افراد بوجود بياورد. به عنوان مثال زنان خانه&zwnj;دار مدت زمان بيشتري را نسبت به مردان در خانه هستند و اين موضوع باعث استفاده بيشتر آنان از برنامه&zwnj;هاي تلويزيون و تبلیغات آن مي&zwnj;تواند باشد. همچنين زنان به واسطه مسئوليت&zwnj;هايي كه در قبال مراقبت و تربيت كودكان و رسيدگي به امور خانه بر عهده مي&zwnj;گيرند، نياز هاي آموزشي مرتبط از جمله نكات مربوط به خانه&zwnj;داري و آشپزي و انتخاب سبک زندگی و نحوه مصرف&zwnj;گرایی را نيز پيدا مي&zwnj;كنند. براي شناخت عوامل و ريشه&not;هاي تغييرات نگرشي و رفتاري زنان در زمينه&not; الگوي مصرف و نيز در خصوص چالش&not;هاي هويتي آنها، نياز به پژوهش&not;هاي گسترده با نگاه جامعه&not;شناختي است.<br />
به نظر برخی منتقدین، ماهواره با نشر برنامه&zwnj;هاي مبتذل در تبليغ و ترويج مصرف&zwnj;گرايي و تجمل، تلاش می&zwnj;کند؛ بخش بزرگی از مخاطبان اين رسانه&zwnj;ها را هم زنان تشكيل مي&zwnj;دهند. نكته قابل توجه اين است كه زنان متأهل و خانه&not;داري كه با آن&not;ها گفت&zwnj;وگو شده است، به طور روزمره و بنا به عادت از صبح ماهواره را روشن كرده و همراه با&nbsp; انجام كارهای خانه از صداي آن به عنوان رفع تنهايي و همدم استفاده مي&not;كنند.&nbsp; بنابراین تماشای این رسانه نوع جدیدی از زندگی را به مخاطبان خود آموزش می&zwnj;دهد. یکی از مسائل مهم در این رسانه علاوه بر انواع و اقسام برنامه&zwnj;های آن، تبلیغاتی است که در آن پخش می&zwnj;شود .تبلیغاتی که به طور حتم با هدفمندی از سوی مدیران این رسانه برای پرورش ذائقه جدید و نو برای کسانیکه این برنامه&zwnj;ها را تماشا می&zwnj;کنند همراه است.<br />
با وارد شدن زنان در اين بازي تجاري، برد با عرضه&zwnj;كننده&zwnj;گان كالاست، چراكه تقاضا هر روز افزایش یافته و موقف زنان در خانواده، ايجاب تقاضاي افزون&zwnj;تري مي&zwnj;نمايد. بدین ترتیب تجمل&zwnj;گرايی در تاروپود افراد ريشه دوانده و با حيف و ميل ساختن سرمايه&zwnj;های مادي، با پيامدهاي منفي توام خواهد بود .هدر رفتن سرمايه مادي، متمركز شدن بر مسايل كم اهميت و غير ضروري، بدون نظرداشت شرايط اقتصادي و ارزشهاي اجتماعي، زمينه را براي چالش&zwnj;هاي بعدي مهيا مي&zwnj;سازد؛ چشم و هم چشمي&zwnj;ها و زياده طلبي&zwnj;ها خانواده&zwnj;ها را متزلزل ساخته، درگيريها و نزاع&zwnj;هاي خانوادگي را وسعت مي&zwnj;بخشد و اين همه در كساني كه درآمد پایين داشته و خصوصاً دختران و زناني كه با فقر دست به گريبان&zwnj;اند، عقده&zwnj;مندی ايجاد مي&zwnj;نمايد. <br />
یکی از پرکاربردترین جنبه&not;های تبلیغی ماهواره، استفاده از سریال برای فروش محصولات است. در حین پخش&nbsp; سریال، تبلیغ چند ثانیه&not;ای از نظر بینندگان می&zwnj;گذرد و برای تثبیت نام محصول و ایجاد احساس نیاز در مخاطب برای خرید و مصرف محصول تا حد زیادی موفق عمل می&zwnj;کند. فروشنده&zwnj;ای ادعا می&zwnj;کند: &laquo; مشتریانی دارد که تعدادشان هم کم نیست و مدام محصولات ماهواره&zwnj;ای را می&zwnj;خواهند -که شاید شب قبل برای اولین بار تبلیغ آن را دیده&zwnj;اند. <br />
از همه فاجعه بارتر مواردی است که عنوان می&zwnj;کنند محصولات آرایشی بهداشتی از طریق سفارش تلفنی- شماره تلفن&not;های پایین صفحه تبلیغات مختص مخاطبان ایرانی؛ به دست مصرف&zwnj;کنندگان می&zwnj;رسد. البته به جرأت می&not;توان ادعا کرد که تنها مصرف&zwnj;کنندگان و سفارش دهندگان این کالاها زنان ایرانی هستند، چرا که بازار مصرف کلانی، برای آزمایش محصولات کشورهای غربی و یا فروش کالاهای بی&zwnj;کیفیت هستند و مصرف کنندگانی منفعل و ناآگاه به نظر می&not;آیند یا حداقل تاکنون اینطور اثبات شده است. این محصولاتی که توسط زنان خریداری می&zwnj;شود، فاقد پلمپ یا مهر تاییدیه وزارت بهداشت هستند و همین گویای قلابی بودن و جعلی بودن آنهاست! حال این سوال پیش می&zwnj;آید که با وجود این همه شاکیان ناراضی چرا هنوز میل به خرید و مصرف برای اینگونه کالاهای معیوب و منقضی وجود دارد! آیا شدت اثربخشی و تاثیرگذاری ترفندهای تبلیغاتی چنان است که موجب می&not;شود زنان مصرف کننده چشم به روی واقعیت بربندد، برده حلقه به گوش اوامر تبلیغاتی گردند و نیازهای خود را بر اساس تعریف رسانه تهیه کنند!<br />
برخی عرضه&zwnj;کنندگان این کالاها به جای&nbsp; تحویل جنس تبلیغ شده محصول چینی را تحویل مشتری می&zwnj;د&zwnj;هند و پس از فروش مسئولیتی بر عهده نگرفته و گاهی منکر فروش چنین محصولی می&zwnj;شوند. <br />
کودکان نیز از تبلیغات ماهواره&zwnj;ای در امان نیستند. کودکان 4 یا 5 ساله در مقابل تبلیغ مواد خوراکی که نوع موسیقی و رنگ بکار رفته در آن در شاد کردن روحیه&zwnj;شان تاثیر گذار است میخکوب می&zwnj;شوند و پدر و مادر به گمان اینکه این محصول باعث شادی فرزندشان می&zwnj;شود آن را تهیه می&zwnj;کنند، غافل از اینکه نوع تبلیغات است که برای کودک&zwnj;شان خوشایند جلوه می&zwnj;کند و تهیه این نوع محصولات بی&zwnj;کیفیت برای فرزندشان مضر است.<br />
زنانی هستند که به شدت از طرز لباس پوشیدن، حرف زدن و حتی مدل راه رفتن مانکن&zwnj;های تبلیغاتی ماهواره و یا بازیگران سریالها تقلید کرده و با شبیه کردن طرز فکر و پوشش خود به آنها احساس بزرگی و موفقیت می&zwnj;کنند. اینان با افتخار عنوان می&zwnj;کنند که مدل لباس و موی خود را از فلان بازیگر یا تبلیغ گرفته&zwnj;اند و اینگونه می&zwnj;خواهند که نزد دیگران احساس کمبود نکنند. این در حالی است که مصرف، خرید و استفاده از آن مدل لباس یا موی سر هرگز با فرهنگ ایرانی-اسلامی ما همخوانی نداشته و سبک زندگی&nbsp; و هویت جدید و خارج از عرفی را به زنان و خانواده&zwnj;های ایرانی تحمیل می&zwnj;کند.<br />
فرایند هویت بخشی مقوله&zwnj;ای است طولانی، اما همین بس که بگوییم چشم و هم چشمی در تهیه لوازم آشپزخانه و دکور خانگی نیز دست از سر این جماعت بر نداشته و تا سر تا پای خود را مطابق الگوی ارائه شدر در ماهواره نکنند دست بردار نیستند.<br />
<br />
مثال دیگر در این زمینه، استفاده از بازیگران برای تبلیغات است. به طور مثال&nbsp; بازیگران در میانه سریال با استفاده از یک محصول، بطور غیرمستقیم به تبلیغ آن می&zwnj;پردازند. در این موارد اشتیاق ببینده&nbsp; برای استفاده از محصولی که بازیگر مورد علاقه&zwnj;اش به استفاده از آن تاکید دارد بیشتر شده و به سمت آن سوق پیدا می&zwnj;کند.&nbsp;&nbsp;&nbsp; <br />
بنظر می&zwnj;رسد باید دانش رسانه&zwnj;ای مخاطبان تقویت شود تا هرچه ارائه می&zwnj;شود را بی چون و چرا نپذیرند. در این امر زنان مسولیت سنگین&zwnj;تری بر دوش دارند، زیرا آنان مدیر خانواده&zwnj;اند و نقش تربیتی کودکان را نیز برعهده دارند..<br />
چنانچه برنامه&zwnj;ریزی برای این مساله صورت نگیرد، این روند کماکان ادامه خواهد داشت و تبلیغات ماهواره اذهان را به خود جلب کرده و خیل عظیمی را در منجلاب فرو خواهد برد. در شبکه&zwnj;های ماهواره&zwnj;ای، جریان تبلیغ فیلم، سریال، لوازم خانگی، مواد خوراکی، لباس، زیور آلات و .... بسیار عادی و روزمره شده و هر روز به تعداد شبکه&zwnj;های فروش و تبلیغات افزوده می&zwnj;شود. این تبلیغات سعی می&zwnj;کنند با استفاده از دلایل منطقی و علمی در اثبات محصول خود مخاطب را به هر ترتیب با خود همراه کند. اما این مسئولیت مدیران فرهنگیمان را سنگین&zwnj;تر می&zwnj;کند تا در این زمینه اطلاع رسانی درست و قابل عرضه&zwnj;ای را برای زنان داشته باشند تا در آینده شاهد فاجعه&zwnj;ای به نام تغییر سبک زندگی از ایرانی- اسلامی به غربی نباشیم.<br />
<br />
منابع<br />
&bull;&nbsp;&nbsp;&nbsp; مك كوايل، دنيس (1380 ) &quot;مخاطب شناسي&quot;، ترجمه مهدي منتظر قائم، تهران: مركز مطالعات و تحقيقات رسانه&zwnj;ها.<br />
&bull;&nbsp;&nbsp;&nbsp; مك كوايل، دنيس (1382) &quot;درآمدي بر نظريه&zwnj;هاي ارتباطات&quot;، ترجمه پرويز اجلالي، تهران: مركز مطالعات و تحقيقات رسانه&zwnj;ها.<br />
&bull;&nbsp;&nbsp;&nbsp; مهدی&not;زاده، محمد (1384) &quot;مطالعه تطبیقی نظریه کاشت و دریافت در ارتباطات&quot;، تهران: سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی، مرکز تحقیقات و مطالعات و سنجش برنامه&not;ای. <br />
&bull;&nbsp;&nbsp;&nbsp; Tomlinson, J. (1999)&rdquo; Globalization and culture&rdquo;, Cambridge: polity press.]]>
      volume29/71.jpg
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>مصرف می‌کنم؛ پس هستم!</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.dokhtiran.com/note/000394.php" />
   <id>tag:www.dokhtiran.com,2012://1.394</id>
   
   <published>2012-04-03T15:30:00Z</published>
   <updated>2012-04-14T05:13:24Z</updated>
   
   <summary>هرکس بنا به وسع مالی خود، دیِن خود را به موج سرسام‌آور تبلیغات و آگهی‌های ناتمام ادا می‌کند.</summary>
   <author>
      <name>هیئت تحریریه</name>
      <uri>www.dokhtiran.com</uri>
   </author>
         <category term="یادداشت" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en-US" xml:base="http://www.dokhtiran.com/">
      <![CDATA[انسان در هر عصری از شاخصهای برای برتری بخشیدن به خود و متمایز شدن از دیگران بهره می&zwnj;گیرد. در روزگاری وسعت زمین کشاورزی و یا تعداد دام، عامل برتری بود و در زمانی، میزان جنگاوری و دلاوری افراد یا حضور موثر در حوادث داخلی، منشاء خیر و شایستگی شمرده می&zwnj;شد. اما در عصر حاضر، که انسان رفته رفته از مضامین انسانی تهی می&zwnj;شود، حضور موثر و طولانی در صف خرید فروشگاه&zwnj;های مارک&zwnj;دار و گشت&zwnj;زدن&zwnj;های پی در پی در پاساژ ها به نوعی عامل بزرگی و تعالی به شمار است.<br />
&nbsp;درنتیجه، &laquo;مصرف&raquo; در عین زمانمندبودن و قدمت دیرینه داشتن، به معنا و سبک امروزی خود پدیده&zwnj;ای نوظهور به شمار می&zwnj;رود. در جامعه شهری، شیوه مصرف، نقش مهمی را در روابط میان انسانی بازی می&zwnj;کند. به طور مثال، فردی که با ظاهری آراسته و کت و شلوار گران قیمت، به شرکتی مراجعه می&zwnj;کند، به احتمال زیاد در مقایسه با شخصی که لباسی ساده و رنگ و رو رفته به تن دارد، در گرفتن سرویس، با برخورد متفاوتی مواجهه می&zwnj;شود.<br />
این بدین معناست که مصرف، در جامعه شهری، نه تنها شیوه برخورد ما با زندگی را نشان می&zwnj;دهد، بلکه سطح و طرز برخورد دیگران با ما را نیز سمت و سو می&zwnj;بخشد. فرهنگ مصرف در جامعه شهری در بین اقشار و طبقات گوناگون، شکل و ساختی متفاوت پیدا می&zwnj;کند. &laquo;فرهنگ مصرف&raquo;، تمام عواملی را شامل می&zwnj;شود که رفتارهای مصرفی و سبک زندگی ما را شکل می&zwnj;دهد. بر این اساس، شکل مصرف یک فرد، از نحوه خرید ، مکان خرید، ماهیت و میزان اجناس خریده شده، نحوه استفاده و مکان استفاده از این اجناس، در اقشار مختلف جامعه قابل بررسی است.<br />
در اقشار مرفه جامعه، مصرف به نوعی، بیان حضور است. پاساژهای رنگین شمال شهر، همواره مملو از رفت و آمد افرادی است که اغلب محتوی پاکت&zwnj;های خریدشان قرار است در کمد منزل جای بگیرد. در اصل این گروه سعی دارند با نحوه خرید کردن بر میزان درآمد خود تاکید کنند. در کیسه خرید این افراد می&zwnj;توان تمام برندها و مارک های معروف را مشاهده کرد. آنان هرگز یک لباس را در بیش از یک مجلس نمی&zwnj;پوشند. چندین سرویس زیورآلات برای سِت کردن با لباس&zwnj;های مختلف و هزار قاعده بی&zwnj;معنای دیگر، سبک زندگی این طبقه را شکل می&zwnj;دهد.<br />
<br />
<div align="center"><img width="400" height="276" align="middle" src="/UserFiles/Image/volume29/15.jpg" alt="" /><br />
</div>
<br />
اما &laquo;مصرف&raquo; هرگز به پاساژها ختم نمی&zwnj;شود، تورهای مسافرتی با قیمت&zwnj;های سر به فلک کشیده، صرف غذا در رستوران&zwnj;های گران قیمت، استفاده از مبلمان و وسایل خانگی که از آن سوی آب سفارش داده شده است، وجود ماشین در پارکینگ منزل به تعداد اعضا خانواده و... تنها گوشه&zwnj;ای از جهانِ پرمصرف و پر تظاهر این قشر جامعه است. <br />
در مقابل، طبقه فرودست جامعه وجود دارد. به فرمایش حضرت علی &laquo;هرگز کاخی بنا نمی&zwnj;گردد، مگر کوخی در کنار آن ویران شود.&raquo; این طبقه همواره برای برطرف کردن نیازهای روزمره و بدیهی خود با مشکل رو به روست. اما او نیز در جامعه&zwnj;ای زندگی می&zwnj;کند که &laquo;مصرف کردن&raquo; یکی از مؤلفه&zwnj;های برتری به شمار می&zwnj;آید. او آموخته است که حتی اگر به قیمت کاهش نیازهای اساسی خود و خانواده&not;اش باشد، از پرده و مبلمان خانه&not;اش چیزی کم نشود. این قشر از جامعه در فضایی زندگی می&not;کند که تبلیغات رنگین برندهای آن چنانی در و دیوار شهرش را پوشانده&zwnj;اند. او در اتوبان&not;های شهرش بنرهای تبلیغاتیِ ساعت&zwnj;هایی را می بیند که قیمت هر کدام از آنها با درآمد شش ماه&not;اش برابری می&not;کند. <br />
همه&not; ما خوب می&zwnj;دانیم، شیوه برخورد با دیگران در جامعه شهری که اساس بر بیگانگی و ناآشنا بودن افراد است، بر مبنای قضاوت ظاهری صورت می&zwnj;گیرد. بنابراین، این قشر با توسل به مارک&not;های تقلبی و اجناس ارزان&not;قیمت چینی، سعی بر پر کردن این شکاف می&not;کند. غافل از این که این شکاف نه تنها هرگز با درآمدهای ناچیز پر نمی&not;شود، بلکه روز به روز در حال عمیق&not;تر شدن و بغرنج&not;تر شدن است.<br />
در اصل، سیاست&not;های خرید در جامعه امروزی، افراد را وادار به انتخاب می&not;کند، مسابقه بر سر مصرف&not;کنندگی&not; است و افراد بنا بر میزان مصرف خود، در آن صاحب حقوق و احترام می&not;شوند. قشر ضعیف جامعه در این میان به کالاهای تقلبی و بی&zwnj;کیفیت وارداتی روی می&not;آورد. بازارهای جهانی نیز از چنین انتخابی استقبال می&not;کنند. آنها با سرریز کردن اجناس ارزان و بی&not;کیفیت و مارک&not;های تقلبی خود به بازار کشورهای درحال توسعه، سود کلانی را عاید می&not;شوند.<br />
طبقه&not; متوسط جامعه نیز در این میان، به هر سو کشیده می&not;شود. اغلب افراد این طبقه، با صرفه&not;جویی و پس&not;انداز، سعی بر ظاهرسازی بر مبنای شیوه&not; مصرف طبقه&not; مرفه جامعه دارند. به نوعی می&not;توان گفت، طبقه متوسط جامعه شهری، بیش از هر کس دیگر از زمان حراج فروشگاه&not;های معتبر و معروف، مطلع است. آمارها نشان می&not;دهد که خریدارِ دست اول کالاهای به روز و مدِ بازار، طبقات متوسط جامعه هستند. <br />
چیزی که در این میان، از یادها می&not;رود مفهومِ تولیدکنندگی است. تولیدکنندگانِ بومی و سنتی جوامع در حال توسعه، منزوی&not;تر از همیشه، در حال برچیده&not;شدن به دست سیاست&not;های اقتصادی جهانی&not;اند. به این ترتیب، در جهانِ امروزی مارک&not;ها و برندها هستند که امپراطوری می&not;کنند. مارک&not;های اصل با صفرهای بی&zwnj;شمارشان برای طبقات مرفه، مارک&not;های تقلبی و ساختگی برای اقشار ضعیف جامعه!<br />
هرکس بنا به وسعت مالی خود، دیِن خود را به موج سرسام&not;آور تبلیغات و آگهی&zwnj;های ناتمام، ادا می&not;کند. در این میان، تنها فرهنگ&not;سازی مثبت بر مبنای تولیدکنندگی و بها دادن به هنر و خلاقیت افرادهاست که انسان&not;ها را از این کارخانه آدمک&not;سازی رهایی می&zwnj;بخشد.]]>
      volume29/66.jpg
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>ساده‌تر از یک لامپ معمولی!</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.dokhtiran.com/note/000389.php" />
   <id>tag:www.dokhtiran.com,2012://1.389</id>
   
   <published>2012-04-03T14:30:00Z</published>
   <updated>2012-04-08T21:12:42Z</updated>
   
   <summary>اقناع از نظر رویکرد روانکاوی یک ویژگی منحصر به فرد داد. </summary>
   <author>
      <name>رضا دهکی</name>
      
   </author>
         <category term="یادداشت" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en-US" xml:base="http://www.dokhtiran.com/">
      <![CDATA[کاندیدای منچوری را دیده&zwnj;اید؟ فیلمی کلاسیک محصول سال 1962 با حضور بازیگرانی همچون فرانک سیناترا و لورنس هاروی. البته این فیلم چندین سال پیش هم بازسازی شد، اما نسخه کلاسیک آن در زمان خودش بسیار مورد توجه قرار گرفت. داستان فیلم، ماجرای یک سرباز آمریکایی است که در جنگ کره به اسارت درآمده و توسط نیروهای چینی شستشوی مغزی داده می&zwnj;شود. چینی&zwnj;ها اسیر جنگی خود را طوری برنامه&zwnj;ریزی کرده&zwnj;اند که دچار خلسه هیپنوتیزمی شود و رهبران سیاسی آمریکا را به قتل برساند. این ماجرا تا آن جا پیش می&zwnj;رود که کمونیست&zwnj;های چینی می&zwnj;توانند با توطئه&zwnj;هایی، کاندیدای موردنظر خود را نامزد معاونت ریاست جمهوری کنند و از سوی دیگر سرباز سابق را مامور قتل رئیس جمهور آمریکا نمایند.<br />
شرایط جنگ سرد حاکم بر زمان ساخته شدن فیلم در توفیق آن بی&zwnj;تاثیر نبود. ضمن اینکه بهرحال کاندیدای منچوری فیلمی پر هیجان و تعلیق با داستانی تازه و جالب توجه است. همه این ها برای جذاب شدن فیلم کافی است، اما برای ما بخش مهم آن نگاهی است که به نیروی قوی و مرموز &laquo;اقناع&raquo; دارد. چیزی که در دست اهل فن می&zwnj;تواند چنان به کار آید که هر فردی را بی هیچ دلیل روشن، به انجام هر کاری &ndash; و البته اعمال عجیب، خطرناک و یا نکوهیده &ndash; وادار کند.<br />
انسان&zwnj;ها از مدت&zwnj;ها پیش در جستجوی عللی بودند که انجام برخی کارهای عجیب و به ظاهر بدون دلیل برخی مردم را توجیه کند. دلایل زیادی هم در این خصوص در طول تاریخ آورده شده است. مثلا در روزگار باستان، اعتقاد داشتند طالع شخص بر اساس رفتار ستارگان تعیین می&zwnj;شود یا در قرون وسطی اعتقاد داشتند انسان می&zwnj;تواند به تملک شیطان در آید یا تحت تاثیر افسون جادوگران قرار گیرد. قرن ها بعد در دهه 1770 میلادی، فردی به نام فرانتز آنتوان مسمر (که کلمه Mesmerize به معنی خواب مصنوعی از اسم او مشتق شده است) نسخه&zwnj;ای غیرمذهبی از بحث شیطان و جادوگران مطرح کرد که تا امروز هم بر تفکر بسیاری تاثیر گذاشته است. او هر انسان را برخوردار از یک &laquo;مایع حیوانی&raquo; می&zwnj;دانست که این مایع توسط مغناطیس قابل کنترل است (جالب است که کلمه نفوذ &quot;influence&quot; نیز از کلمه مایع &quot;fluid&quot; گرفته شده و معنای لغوی&zwnj;اش اثر گذاشتن بر مایع است). مسمر با همین نظریه، با استفاده از آهن ربا یا مالش نقاطی از بدن، افراد را به خواب مغناطیسی می&zwnj;برد و حتی به این وسیله برخی را شفا می داد! در آن زمان آنتوان لاوازیه و بنجامین فرانکلین، دو دانشمند برجسته آن زمان، مامور تحقیق درباره ادعاهای مسمر شدند. نتیجه تحقیق آنها جالب بود: &laquo;هیچ دلیلی بر وجود مغناطیس حیوانی در دست نیست و مایعی که وجود خارجی ندارد بالتبع نمی&zwnj;تواند ثمری هم در بر داشته باشد&raquo;! اما جانشینان مسمر راه او را ادامه دادند و نتیجه چیزی شد که امروز به کشف خواب مغناطیسی انجامیده است.<br />
در این میان افرادی چون ارسطو، فیلسوف معروف یونانی و سیسرو، حقوقدان روم باستان نیز به دنبال دلایل منطقی و کلامی در حوزه موضوع اقناع بودند. ارسطو یک پیام اقناعی را دارای سه جنبه می&zwnj;دانست: منبع (ethos)، پیام (logos) و احساس مخاطبان (pathos). او همچنین یک عامل دیگر را نیز موثر می&zwnj;دانست، چیزی که آن را آتکنوی (atechnoi) نامید: &laquo;حقایق و وقایع خارج از کنترل فوری گوینده.&raquo; سیسرو هم با بسیاری از نظرات ارسطو موافق بود. او که با دفاع موفق از بسیاری جانیان و اشرار مشهور روم در دادگاه به شهرت رسید، مجموعه دستورالعمل&zwnj;هایی را به نام وظایف خطیب مدون کرد که به طور خلاصه سه جنبه داشت: مجذوب کردن به معنی جا انداختن اعتبار خطیب، آموختن به معنی عرضه پیام با استدلال درست و منقلب کردن به معنی انباشتن مخاطبان از احساسات. او همچنین آتکنوی را تکوین داد و تئوری statis را مطرح کرد: جایگاه طرح موضوع!<br />
از بحث تاریخی در مورد اقناع که بگذریم، باید بدانیم که اقناع از نظر رویکرد روانکاوی یک ویژگی منحصر به فرد داد. هرچند به لحاظ آگاهی عمومی شناخته شده&zwnj;ترین تئوری است، ولی برای بسیاری مبلغان حرفه&zwnj;ای شاید کمترین استفاده را دارد. تئوری روانکاوی اقناع نخستین بار توسط ونس پاکارد و در سال 1957 مورد توجه قرار گرفت. او اعتقاد داشت شرکت&zwnj;های تبلیغاتی با استفاده مخفیانه از اصول روانکاوی، آگهی&zwnj;هایی را خلق می&zwnj;کنند که به نحوی اعجاب&zwnj;آور قوی و موثر است. این نظری است که اکنون نیز وجود دارد، اما در عین آگاهی از آن، چندان توجهی نیز به آن نمی&zwnj;شود!<br />
در طول زمان بازاریابان زیادی به دنبال معنای پنهان اشیا بوده&zwnj;اند تا در چنین تبلیغاتی استفاده کنند. مثلا زمانی یک راهنمای موضوعی توسط ارنست دیکتر تهیه شد که به معنی تئوریک اشیا در ناخودآگاه می&zwnj;پرداخت. مثلا در این فهرست برنج به معنای باروری آورده شده بود و بیرون آوردن دستکش مفهومی شهوانی دانسته می&zwnj;شد و یا سوپ را تداعی کننده کیمیای جادویی زندگی مطرح می&zwnj;کرد. در واقع مبلغان به دنبال این بوده و هستند که با استفاده از این معانی پنهان، بر انگیزه&zwnj;ها و ناخودآگاه انسان&zwnj;ها اثر گذارد و به این ترتیب بسیار نیرومند باشد. این نظر را می&zwnj;توان از نوادگان همان نظریه مسمر دانست.<br />
<br />
<div align="center"><img width="400" align="middle" height="304" src="/UserFiles/Image/volume29/16.jpg" alt="" /><br />
</div>
<br />
آن چه به قدرت اقناع کننده پنهانی نسبت داده می&zwnj;شد، بسیار قوی بود و در صورت صحت می&zwnj;توانست بسیار وحشتناک باشد. شاید در دهه 50 بسیاری از شرکت&zwnj;های رسانه&zwnj;ای و تبلیغاتی از استخدام افرادی که آموزش روانکاوی دیده بودند چنین نظری داشتند، اما در دهه 60 میلادی بسیاری از این شرکت&zwnj;ها با این دلیل ساده که چنین رویکردی موثر نیست، آن را کنار گذاشتند. در واقع تبلیغاتچی&zwnj;ها پی بردند که تئوری&zwnj;های روانکاوی برای هدایت کاربردهای آنها بسیار مبهم است. اما این دلیلی نشد تا دیگر به دنبال روش&zwnj;های پنهان اقناعی نباشند و البته هنوز هم برخی به همان شیوه های روانکاوانه اعتقاد دارند.<br />
رویکرد جدید به کار رفته در اقناع بر اساس تئوری یادگیری است. بر این اساس پیام اقناعی وقتی اقناع کننده است که توسط گیرنده آموخته و پذیرفته شود. اصولی مثل تکرار (پخش پی در پی پیام)، شدت (استفاده از رنگ ها و پیام های بلند آوا)، تداعی (ربط دادن محتوای پیام با تجربیات گیرنده) و ابتکار (متمایز بودن پیام) حاصل چنین دیدگاهی هستند.<br />
با این حال هرچند تئوری یادگیری در زمینه اقناع توانایی&zwnj;های خود را به اثبات رسانده است، باید بدانیم که یک پیام حتی بدون برخورداری از برخی مراحل تئوری یادگیری اقناع نیز می&zwnj;تواند موثر باشد. مثلا ج. گوردون لیدی که در ماجرای واترگیت دست داشت، در خاطرات خود می&zwnj;نویسد که در نوجوانی سخنرانی&zwnj;های آدولف هیتلر را که از رادیو به زبان آلمانی پخش می&zwnj;شد گوش می&zwnj;کرده و علیرغم آگاهی از زبان آلمانی، آن ها را بسیار اقناع کننده می&zwnj;یافت. یا مثلا کودکان آگهی&zwnj;های اسباب بازی را اقناع کننده می&zwnj;یابند بدون این که از محتوای آن مطلبی را به یاد آورند. رهیافت واکنش ادراکی در پاسخ به همین انتقادها مطرح شد و بر اساس آن گیرنده را به صورت منفعل و مطیع تئوری&zwnj;های یادگیری نمی&zwnj;دانند. بلکه اتفاقا هدف را جذب مخاطبی فعال در فرآیند اقناع دانسته است. در واقع روش موفق اقناع آن است که افکار را چنان سمت و سو دهد که فرد هدف به شیوه&zwnj;ای موافق به نظر گوینده بیاندیشد و هر گونه نظر خلاف را تضعیف و افکار موافق و پیشنهادی را تقویت کند. این رویکردی است که امروزه در پیام&zwnj;ها به کار می&zwnj;رود.<br />
اقناع از یک لامپ معمولی در خانه اسرارآمیزتر نیست. ولی برای کسی که از مبانی الکتریسیته آگاهی ندارد، می&zwnj;تواند ابزاری سحرآمیز و یا حتی وحشتناک باشد. فرض کنید چیزی از الکتریسیته نمی&zwnj;دانید و زنی وارد خانه شما می&zwnj;شود و چراغی را به برق وصل می&zwnj;کند و اتاق روشن می&zwnj;شود. چه فکری خواهید کرد؟ شاید با شگفتی بگویید: آه! این فرشته نور چه کسی است؟ چه مایع یا نیروی سحرآمیزی در آن حباب روشن جریان دارد؟ آیا این فرشته می&zwnj;تواند با مایع سحرآمیز نورانی، بی&zwnj;خوابی مرا هم شفا دهد؟ اگر تصادفی چراغ را لمس کنید و شوکی هم به شما وارد شود، چه؟ آن وقت احترام شما به سرعت به ترس و بدبینی مبدل می&zwnj;شود. از بسیاری جهات عکس العمل شما در این مثال با احساسات آنان که برای اولین بار مسمر و مغناطیس او را دیدند، یا با دلهره و شگفتی کاندیدای منچوری را مشاهده کردند یا تئوری&zwnj;های روانکاوی اقناع را خواندند چندان تفاوتی ندارد. اگر به شما بگوییم می&zwnj;خواهیم سرزمینی دوردست را الکتریسیته و تمام وسایل الکتریکی مجهز کنیم، اما مردم آن را از نحوه کار الکتریسیته بی&zwnj;اطلاع نگاه داریم، شما ما را غیرمسئول و یا حتی بدکار می&zwnj;دانید. اکنون آیا عملی غیرمسئولانه&zwnj;تر از این وجود دارد که تمامی خانه&zwnj;ها و محیط زندگی&zwnj;مان را با وسایل نوین اطلاع رسانی و تبلیغاتی مجهز کنیم و هر لحظه در معرض پیام&zwnj;های گوناگون قرار بگیریم، ولی در مورد شیوه&zwnj;های اقناع هیچ آموزشی ندهیم؟]]>
      volume29/56.jpg
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>نه! همین لباس زیباست نشانِ آدمیت!</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.dokhtiran.com/note/000393.php" />
   <id>tag:www.dokhtiran.com,2012://1.393</id>
   
   <published>2012-04-03T12:30:00Z</published>
   <updated>2012-04-14T06:29:10Z</updated>
   
   <summary>چگونه با انتخاب سفره عقد، حسابهای مالی همسرتان را به صفر نزدیک کنید!</summary>
   <author>
      <name>هیئت تحریریه</name>
      <uri>www.dokhtiran.com</uri>
   </author>
         <category term="یادداشت" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en-US" xml:base="http://www.dokhtiran.com/">
      <![CDATA[<div align="justify">سری به روزنامه&zwnj;ها و نشریات می&not;زنیم. خوش&zwnj;رنگ و لعاب&zwnj;تر و گیراتر از محتویات اخبار، تبلیغات و آگهی&zwnj;هایی است که با ظاهری جذاب و شکیل، در نیمی از صفحات خودنمایی می&zwnj;کنند. به برخی خیابان&zwnj;های شهر که پا می&zwnj;گذاریم،&nbsp; انگار به حریم خصوصی مارک&zwnj;ها و برندهای معروف جهان وارد شده&zwnj;ایم. در حاشیه جوی&zwnj;ها بر نئون&zwnj;های مستطیل شکل نورانی، بر بیلبوردهای عظیم و متنوع که ظاهری حق به جانب و دعوت&zwnj;کننده دارند،&nbsp; بر پرده&zwnj;ها و تابلوهای وسط اتوبان&zwnj;ها که با توالی&zwnj;شان تاکید زیادی بر حضور خود دارند، بر پل&zwnj;های هوایی، بر تراکت&zwnj;های بی&zwnj;شمار و بی&zwnj;مقصد که در پیاده&zwnj;روها به دستت داده می&zwnj;شود و... همگی یک پیام دارند: &laquo;مصرف کن!&raquo;<br />
جهانی که پیش روی ماست، برای مسیر زندگی هر کدام از ما با توجه به سن و جنس و موقعیت مالی و اجتماعی&zwnj;مان، از پیش برنامه&zwnj;ای حاضر کرده است. این نظام، به هر نوزادی که متولد می&zwnj;شود، به چشم یک خریدار، یک موجود مصرف&zwnj;کننده و یک عروسک خیمه شب بازی نگاه می&zwnj;کند. از شواهد پیداست که این نظام برای زنان برنامه فشرده&zwnj;تر و متنوع&zwnj;تری در نظر گرفته است. با توجه به این امر که زن سر منشاء زیبایی&zwnj;هاست، پس می&zwnj;تواند زیباتر هم بشود! <br />
ملاک&zwnj;های این زیبایی، از پیش تعیین شده&zwnj;اند. ابزار رسیدن به آنها نیز پیش&zwnj;بینی شده است. حال که یکی از ملاک&zwnj;های زیبایی صورت، بینی&zwnj;های کوچک و سربالاست، دسترسی به انواع جراحان زیبایی که با تبلیغات متنوع و جذاب وعده زیبایی بعد از عمل را می&zwnj;دهند، سهل و آسان است. اگر ملاک سپری کردن ساعاتی خوش، به صفرهای منوی غذایتان بستگی دارد، شهر شما پر از رستوران&zwnj;ها و کافی&zwnj;شاپ&zwnj;هایی است که نورپردازی و دکورسازی&zwnj;های آن چنانی&zwnj;شان، شاید باعث هضم بهتر غذا می&zwnj;شود!<br />
برای هر ساعت و هر لحظه شما برنامه&zwnj;ریزی شده است. اگر در آستانه ازدواج قرار دارید، کافی است سری به سیل بی امان سالن&zwnj;های آرایشی بزنید تا با ژورنال&zwnj;های متنوع و متعدد از شما پذیرایی شود. برای خرید لباس مجلسی نیز، منوی شما از پیش حاضر شده است. بسته به پولی که در جیب دارید با روی خوشِ فروشندگان و پف و چینِ اغراق شده لباس عروس&zwnj;تان مواجه می&zwnj;شوید. <br />
<br />
<div align="center"><img width="400" height="266" align="middle" alt="" src="/UserFiles/Image/volume29/17.jpg" /><br />
</div>
<br />
و اما سرویس زیورآلات! که دیگر می&not;تواند تمام شأن و منزلت شما را در پیشگاه خانواده همسر تعیین کند. همچنین حواستان باشد که ماشین عروس و فیلمبردار نکات مهمی هستند که اگر از آنها غافل شوید یا خدای نکرده بخواهید به سادگی برگزارشان کنید، باید عمری سرافکندگی و شرمساری فامیل را بر خود متحمل شوید.<br />
اما اصلاً نگران نباشید! نظامی که پیش روی شماست، به شما می&zwnj;گوید چگونه با انتخاب سفره عقد، حساب&zwnj;های مالی همسرتان را به صفر نزدیک کرده و او را سال&not;ها زیر مصیبت قرض و قسط ببرید.&nbsp; <br />
براحتی می&zwnj;توانید در ویترین&zwnj;های شیکی که از پیش برایتان آماده شده به دنبال وسایل خانگی بروید، توجه داشته باشید که مورد استفاده آنها بی&zwnj;اهمیت&zwnj;ترین چیز ممکن است و آنچه اهمیت اصلی دارد، تصور آن لحظه&zwnj;ای است که فامیل و خانواده همسر با جهزیه شما رو به رو می&zwnj;شوند! طبق فرمایشات این نظام، میزان کرامت انسانی شما به صفرهای قیمت حلقه ازدواج شما بستگی دارد. مبادا که در آن به معمولی&zwnj;ترین&zwnj;ها راضی شوید!<br />
دکورهای خانه&zwnj;تان هرچقدر ارزنده&zwnj;تر و سنگین&zwnj;تر باشد، قطعاً خوشبخت&zwnj;تر خواهید شد. در این راه کافی است به بازارها و فروشگاه&zwnj;های مربوطه اطمینان کنید. بدیهی است که هرچقدر هزینه آن گران&zwnj;تر باشد، میزان خوشبختی شما نیز تضمین خواهد شد. اگر دقایقی را پای تبلیغات ماهواره بگذرانید، ده&zwnj;ها انتخاب برای گذران ماه عسل خواهید داشت. از آنجائی که این مهم&zwnj;ترین سفر زندگی&zwnj;تان خواهد بود، تنها به اشرافی&zwnj;ترین و مطول&zwnj;ترین آن ها قانع شوید. تورهای مسافرتی، خود برنامه&zwnj;ای مفرح و مهیج برای خالی کردنِ همزمان جیب&zwnj;ها و حساب&zwnj;های مالی&zwnj;تان خواهند داشت. در این مورد نیز شکی به خود راه ندهید.<br />
آیا از این که بعد از ازدواج، احتمالاً حوصله&not;تان در منزل سرخواهد رفت نگرانید؟!<br />
سریعاً نگرانی را از خود دور کنید، منوی شکیل و متنوعی که نظام سرمایه&zwnj;داری برایتان مهیا کرده است، فکر همه جا را می&zwnj;کند. اگر تا این جای کار را طبق همین برنامه پیش آمدید، احتمالاً چاره&zwnj;ای جز اعتماد نخواهید داشت. باید بدانید که شما زمانی برای استراحت و فراغت ندارید! جریان نظام سرمایه&zwnj;داری همواره چون کشتی بر اقیانوس است که موتورهای آن با هزینه&zwnj;آفرینی و مصرفِ بی حد کار می&zwnj;کند و برای جلورفتن باید هر روز به شکل و رنگ تازه درآیید. به این منظور کافی است، خود را از مواهب زندگی به شیوه مصرف&zwnj;کنندگی بهره&zwnj;مند کنید. کانال&zwnj;های بی&zwnj;شمار ماهواره، سایت&zwnj;های بی حد و حصر تبلیغاتی، سالن&zwnj;های آرایش، پاساژهای بزرگ با نورپردازی&zwnj;ها و دکورهای رنگین به شما می&zwnj;گویند که باید از چه مد و رنگی پیروی کنید. اما به محض این که صاحب آن کالا شدید و ظاهرتان را با مانکن ها مطابقت دادید باید برخیزید و به سمت مُدروز بعدی که برایتان در نظر گرفته شده، حرکت کنید. <br />
همان طور که می&zwnj;بینید، شما به عنوان یک زن، از برنامه&zwnj;ای کامل در این نظام برخوردار هستید. این نظام هرگز زمانی را برای مطالعه به شما نمی&zwnj;دهد. در این برنامه، هرگز زمانی برای اندیشیدن و تفکر در نظر گرفته نشده است. شما را از واکنش به اتفاق&zwnj;ها و مسائل روز جهانی باز می&zwnj;دارد و به رسالت اصلی خود، که همان &laquo;مصرف کنندگی&raquo; است می&zwnj;گمارد.<br />
به این ترتیب در جهان حاضر، &laquo;مصرف تا پای جان&raquo; می&zwnj;تواند شما را علاوه بر سرگرم کردن، از خصائص انسانی تهی کند. فکر می&zwnj;کنم لازم است همه ما سری به کمد لباس هایمان بزنیم!<br />
</div>]]>
      volume29/61.jpg
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>گوش شنوا</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.dokhtiran.com/literature/000400.php" />
   <id>tag:www.dokhtiran.com,2012://1.400</id>
   
   <published>2012-04-03T10:34:21Z</published>
   <updated>2012-04-08T21:12:42Z</updated>
   
   <summary><![CDATA[شبنم تازه خوابیده بود که صدایی از آن سوی دیوار آمد. ماهان کتاب داستان را زمین گذاشت و گوش&zwnj;اش را به دیوار چسباند. همانطور که سرش کج بود، در تاریکی تلالو دو نور را در سیاهی اتاق دید. کمی چشم&zwnj;هایش...]]></summary>
   <author>
      <name>هیئت تحریریه</name>
      <uri>www.dokhtiran.com</uri>
   </author>
         <category term="ادبیات" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en-US" xml:base="http://www.dokhtiran.com/">
      <![CDATA[شبنم تازه خوابیده بود که صدایی از آن سوی دیوار آمد. ماهان کتاب داستان را زمین گذاشت و گوش&zwnj;اش را به دیوار چسباند. همانطور که سرش کج بود، در تاریکی تلالو دو نور را در سیاهی اتاق دید. کمی چشم&zwnj;هایش را مالید. تلالو نور داشت نزدیک&zwnj;تر می&zwnj;شد. صداها از پشت دیوار قطع شد. تلالو نور دیگر به ماهان رسیده بود. از نزدیک می&zwnj;شد نور چشم&zwnj;های مینا را تشخیص داد. مینا سعی می&zwnj;کرد آرام حرف بزند، اما معمولاً در این شرایط موفق نبود.<br />
<br />
<div align="center"><img align="middle" width="400" height="265" src="/UserFiles/Image/volume29/01.jpg" alt="" /><br />
</div>
<br />
- چی شد؟ خوابید؟<br />
- آره. بالاخره. <br />
- می&zwnj;خوای بیدارش کنی؟<br />
- من؟! دیوونه که نیستم. <br />
- پس این کارا چیه می&zwnj;کنی؟<br />
- یه صدایی داره از اون ور می&zwnj;آد. <br />
مینا گوش به دیوار می&zwnj;چسباند. <br />
- من که چیزی نمی&zwnj;شنوم. کدوم قصه رو براش خوندی؟<br />
- غول چراغ جادو.<br />
- همون! خیالاتی شدی. پاشو بیا بیرون. <br />
ماهان داشت بلند می&zwnj;شد که دوباره صدای آن ور دیوار بلند شد. ماهان هم نمی&zwnj;خواست شبنم دوباره بیدار شود، اما کنجکاوی اجازه نمی&zwnj;داد از اتاق بیرون برود. مینا عصبانی شد. <br />
- پس باز که نشستی!<br />
- دوباره داره صداشون می&zwnj;آد.<br />
- به تو چه؟ مگه تو فضول مردمی؟ اصلاً چرا من نمی&zwnj;شنوم؟<br />
ماهان می&zwnj;دانست مینا هم دارد صدا را همان اندازه واضح می&zwnj;شنود که او، فقط نمی&zwnj;خواهد فضول جلوه کند. <br />
- تو هیچوقت گوش شنوا نداشتی.<br />
- هیچوقت مثل تو فضول نبودم. <br />
ماهان درست فکر می&zwnj;کرد.<br />
- دعواشون شده!<br />
- سر چی؟<br />
&nbsp;حالا مینا هم کنار ماهان نشسته بود. <br />
- مَرده از دست زنه خیلی شاکیه. داره داد می&zwnj;زنه.<br />
- راستی؟ دعواشون سر چیه؟<br />
- انگار زنه هر چی پول تو جیب مرده بوده برداشته!<br />
رنگ از رخ مینا پرید. در واقع اگر نوری بود شما هم می&zwnj;توانستید ببینید. فعلاً همان تلالو نور را کمی رنگ پریده&zwnj;تر تصور کنید. ماهان هم این رنگ پریدگی را دید. <br />
- کی این حرف رو زد؟<br />
- قبل از اینکه تو بیای داشت می&zwnj;گفت. دعواشون انگار سر خرج&zwnj;کرد خونه است. مرده داشت می&zwnj;گفت دارم ورشکست می&zwnj;شم و شاکی بود از اینکه زنش مدام به فکر مهمونی دادنه، اونم نه مهمونی&zwnj;های ساده، با کلی ولخرجی و ریخت و پاش...<br />
مینا قبل از آنکه توضیحات ماهان به جزئیات دقیق&zwnj;تر بکشد صحبتش و قطع کرد و در حالیکه ناباور به دیوار و سکوت پشت آن خیره شده بود، با بدگمانی رو به ماهان کرد. <br />
- اما الان که چیزی نمی&zwnj;گه. <br />
- شاید الان نمی&zwnj;گه ولی قبلاً داشت می&zwnj;گفت. حق داره. زنه هر روز خدا مهمون داره. چند بار مهموناش رو تو آسانسور دیدم. این همه مهمونی گرفتن خرج داره. نه؟<br />
- به تو چه؟<br />
- به من چه! خب اینکه یه زن پول از جیب شوهرش که یه کارمند ساده است برداره و فکر نکنه که همینطوری هم دارن به سختی از پس مخارج زندگی&zwnj;شون برمیان یه کم لج آدم رو درمیاره. مخصوصاً که اون پول خرج مهمونی&zwnj;های هفتگی برای دوستاش بشه. یعنی نباید فکر کنه شاید مرده واقعاً دیگه تا آخر ماه پول نداشته باشه؟ فکر کنه چطوری قراره زندگی کنند و از کجا باید بیارن که برای آیندة بچه&zwnj;شون پس&zwnj;انداز داشته باشن؟ این اسرافه دیگه نه؟ اسراف هم بده دیگه نه؟ پس بدآموزی داره. من نمی&zwnj;تونم بی&zwnj;تفاوت باشم که بچه&zwnj;ام این سر و صداها کنار گوشش باشه. اونم موقعی که خوابه. یه بار تو یه کتاب خوندم که موقع خواب بچه&zwnj;ها بیشتر از دنیای اطراف&zwnj;شون تاثیر می&zwnj;گیرن. این می&zwnj;تونه رو تربیت&zwnj;اش تاثیر بذاره. <br />
نگاه ماهان و مینا چند ثانیه بهم گره خورد. همین چند ثانیه پر بود از تغییر نگاه که بیان&zwnj;شان در کلمات نمی&zwnj;گنجد. این سکوت را مینا شکست. <br />
- تو مطمئنی کسی پشت اون دیوار هست؟<br />
- معلومه. مگه خودت نشنیدی؟ من که چیزی از وضع زندگی اینا نمی&zwnj;دونستم. صداشون داشت می&zwnj;اومد که اینا رو فهمیدم.<br />
مینا خسته و کلافه از جا بلند شد و دلخور به ماهان نشسته در تاریکی اتاق نگاه کرد. <br />
- من پول&zwnj;های توی جیب&zwnj;ات رو برداشتم ماهان. لازم نبود تو اتاق دخترمون اونم وقتی خوابه مجبورم کنی اعتراف کنم. <br />
- من...<br />
- دیگه لازم نیست حرف بزنی. من آدم ولخرجی نیستم. فقط دوست ندارم دوستام که همسر دوست&zwnj;های شما هم هستن فکر کنن ما چیزی ازشون کم داریم. حالا هم خیلی ناراحتی برای آخر ماه از بابام پول می&zwnj;گیرم. <br />
مینا به همان سرعتی که حرف می&zwnj;زد از اتاق خارج شد. ماهان نمی&zwnj;دانست چه باید بگوید. توقع نداشت مینا هم... ماهان گوشش را به دیوار چسباند. حالا احساس می&zwnj;کرد کسی در آن سوی دیوار درست جای او نشسته است.&nbsp;]]>
      volume29/74.jpg
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>تلویزیون،مصرف،ما </title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.dokhtiran.com/note/000398.php" />
   <id>tag:www.dokhtiran.com,2012://1.398</id>
   
   <published>2012-04-03T10:28:35Z</published>
   <updated>2012-04-08T21:12:42Z</updated>
   
   <summary><![CDATA[تاثیر برنامه&zwnj;های تلویزیونی بر مصرف گرایی زنان يكي از تفريحات سالم خانواده چهار نفري ما نشستن پاي تلويزيون (بخوانيد لميدن!)و ديدن برنامه&zwnj;هاي مختلف است. حداكثر تلاش ما هم اين است كه هيچ كدام را از دست ندهيم. اما سعي می&zwnj;كنم...]]></summary>
   <author>
      <name>هیئت تحریریه</name>
      <uri>www.dokhtiran.com</uri>
   </author>
         <category term="یادداشت" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en-US" xml:base="http://www.dokhtiran.com/">
      <![CDATA[<strong>تاثیر برنامه&zwnj;های تلویزیونی بر مصرف گرایی زنان</strong><br />
<br />
يكي از تفريحات سالم خانواده چهار نفري ما نشستن پاي تلويزيون (بخوانيد لميدن!)و ديدن برنامه&zwnj;هاي مختلف است. حداكثر تلاش ما هم اين است كه هيچ كدام را از دست ندهيم. اما سعي می&zwnj;كنم ميزان تلويزيون ديدن بچه&zwnj;ها زياده از حد نباشد .در يكي از همين شب&zwnj;ها كه همگي مشغول ديدن يك سريال بوديم، ناگهان دختر هشت ساله&zwnj;ام از من پرسيد: &laquo;مامان مگه تو هميشه نمي&zwnj;گي نوشابه ضرر داره و نبايد بخوريم؟&raquo; گفتم: &laquo;هنوز هم مي&zwnj;گم.&raquo; گفت: &laquo;پس چرا توي اين سريال هميشه موقع غذا خوردن سر ميزشون نوشابه دارند؟&raquo; طبق معمول با گفتن &laquo;دخترم اين توي فيلمه&raquo; موضوع را حل و فصل كردم.<br />
واقعیت این است که در دنياي امروزه چه بخواهيم و چه نخواهيم در معرض رسانه&zwnj;هاي گوناگوني قرار مي&zwnj;گيريم. تلويزيون به دليل حضور مستقيم در منازل ،ارزان بودن، جذابيت بصري و درگيركردن حواس بينايي و شنوايي به صورت همزمان تاثيري بسيار بيشتری از ساير رسانه&zwnj;ها دارد، به نحوي كه در حال حاضر حكم يكي از اعضاي خانواده را دارد كه حضورش در خانه ضروري به نظرمی&zwnj;رسد. نحوه تاثيرگذاري آن هم بيشتر به صورت ناآگاهانه و شكل دهنده بخش عمده&zwnj;اي از زندگي ما است. اين تاثير مي تواند روي طرز تفكر، سبك زندگي، نحوه مصرف و ... باشد. بی&zwnj;شک کودکان در اين بخش از حساسيت بيشتري برخوردار هستند، چرا كه خانواده، گروه همسالان، مدرسه و رسانه&zwnj;ها از اركان مهم جامعه پذيري آنها هستند. ساير گروه&zwnj;هاي سني نيز از اين امر مبرا نيستند. زنان از مخاطبان ويژه برنامه&zwnj;هاي مختلف تلويزيوني و تحت تاثیر فرهنگ رسانه هستند. <br />
سریال&zwnj;های تلویزیونی ، از برنامه&zwnj;هاي خاص و پرطرفدار تلويزيون ملی ما (که البته رقیب داخلی نیز ندارد) به شمار می&zwnj;آیند. معمولاً مضامين اين سريال&zwnj;ها حول محور خانواده، روابط عاطفي بين افراد، اتفاقات گوناگون و به طور خاص هم سريال&zwnj;هاي پليسي، تاريخي يا مناسبتي هستند. به دليل احساس نزديكي يا همذات پنداري با شخصيت&zwnj;هاي مختلف، الگو پذيري از آنها نيز بسيار رايج است. بارها شاهد بوده&zwnj;ايم كه تكيه كلام&zwnj;هاي خاص بعضي از شخصيت&zwnj;ها توسط عموم جامعه استفاده شده است. اين تاثير مي&zwnj;تواند در زمينه&zwnj;هاي ديگر زندگي نيز باشد. مثل سبك زندگي، نحوه پوشش، رفتار و مصرف<br />
يكي از زمينه هاي مهم كه در هر جامعه&zwnj;اي لازم است فرهنگ سازي مناسب براي آن انجام بگيرد الگوهاي مصرف است. دكتر موسایی در میز گردی با موضوع &laquo;اقتصاد، مصرف و سبك زندگی&raquo;، نزدیکترین مفهوم به سبک زندگی در اقتصاد را مصرف و الگوی آن معرفی كرد و افزود: &laquo;مصرف و الگوی آن دارای سه مولفه است.سطح مصرف، تركیب كالاهای مصرفی و نحوه مصرف.&raquo; وی معتقد است كه در سطح خرد یعنی مطالعه رفتار مصرفی خانواده علاوه بر فاكتورهای اقتصادی نظیر قیمت كالا، سطح در آمد فرد و ... عوامل غیر اقتصادی نیز دخیل هستند كه بررسی این عوامل به عهده جامعه شناسان و فرهنگ شناسان است. وی در توضیح چگونگی تاثیر جنسیت در الگو میزان مصرف گفت: &laquo;الگوی مصرف خانوارهایی با سرپرستی زن با خانوارهایی كه سرپرست آن مرد است متفاوت است؛ در تمام دنیا ثابت شده است كه معمولاً خانم&zwnj;ها اقتصادی&zwnj;&zwnj;تر عمل می&zwnj;كنند و&nbsp; تخصیص هزینه&zwnj;هایشان بهینه&zwnj;&zwnj;تر از مردان است.&raquo;. <br />
&nbsp;دکتر در مورد تاثیر رسانه بر الگوی مصرف گفت: &laquo;رسانه&zwnj;ها و ابزارهای انتقال دهنده فرهنگ و فرهنگ سازان می&zwnj;توانند با تغییر عوامل غیر اقتصادی موجب تغییر سلیقه و درنهایت تغییر الگوی مصرف شوند&raquo; (1).<br />
تاثیر تبلیغات و آگهی&zwnj;ها بر میزان مصرف فرد و افزایش آن یك امر شناخته شده در حوزه اقتصاد است. از آنجايي كه زنان به عنوان مديران خانه نقش بسيار مهمي در تعيين اين الگوها، حفظ منابع انرژي و انتقال آموخته&zwnj;ها به ساير اعضاي خانواده دارند، نقش تلويزيون نيز در مخاطب قرار دادن زنان، آموزش و ارتقاء سطح آگاهي آنان در اين زمينه بسيار پررنگ&zwnj;تر مي&zwnj;شود. همان طور كه ذكر شد بخش عمده&zwnj;اي از اين فرهنگ&zwnj;سازي به صورت ناخودآگاه و از طريق برنامه&zwnj;هاي تلويزيوني عموماً پرطرفدار براي زنان انجام مي&zwnj;&zwnj;شود. زماني كه يك برنامه &zwnj;آشپزي مواد لازم براي تهيه غذایی را اعلام مي&zwnj;كند،گاهي مواد اوليه و لوازمي كه براي تهيه آن غذا لازم است آنقدر زياد و پيچيده مي&zwnj;شود كه تهيه آن براي يك خانواده متوسط مقدور نيست. هنگامی كه در سريال تلويزيوني وسايل زندگي يك زوج جوان با سطح درآمد متوسط بدون دليل موجهي به شكل مجلل نمايش داده مي&zwnj;شود، روي سطح انتظارات تاثيري مستقيم خواهد داشت. البته نبايد اين نكته را نيز از نظر دور داشت كه معمولا برنامه&zwnj;های تلویزیونی، بيانگر واقعيت&zwnj;هاي زندگي روزمره است. البته لازم است تعادلي بين واقعيات موجود در يك جامعه و آنچه صرفاً براي جذابيت بيشتر نشان داده مي&zwnj;شود برقرار گردد و اين مساله نيازمند تحقيق و بررسي بيشتر در امر برنامه&zwnj;سازي است. در اين زمينه دكتر سام آرام، عضو هيئت علمي دانشگاه علامه طباطبايي، با مهم ارزیابی کردن تاثیر مجموعه&zwnj;هاي تلویزیونی مي&zwnj;گويد: &laquo;در سریالی دید م نقش معتاد را بر معلم ارجحیت داده بودند! با این کار نقش منفی توسعه می&zwnj;یابد و نقش مثبت تحقیر می&zwnj;شود. اگر سریال&zwnj;ها براساس تحقیقات و پژوهش&zwnj;های علمی و معتبر ساخته شوند به چنین مواردی برنمي&zwnj;خوريم.&raquo;<br />
دكتر سام&zwnj;آرام اظهار مي&zwnj;دارد: &laquo;صدا و سيما در حکم دانشگاه و وظیفه&zwnj;اش فرهنگ&zwnj;سازی ا&zwnj;ست؛ بنابراين باید کل جامعه را در نظر بگیرد. هر سریال و برنامه&zwnj;ای طبعا براي خود مخاطب&zwnj;سازی می&zwnj;کند، اما نقش آن بر فرهنگ مخاطب، بسيار مهم&zwnj;تر از تعداد مخاطبیني است كه جذب مي&zwnj;كند و ارزيابي نيز بايد بر همين مبنا باشد. (2)<br />
<div align="center"><img align="middle" width="400" height="267" src="/UserFiles/Image/volume29/10.jpg" alt="" /><br />
</div>
واقعيت اين است كه با شروع توليد انبوه در جوامع و افزايش اهميت تجارت و كسب سود، اهميت خلق شيوه&zwnj;هاي جديد براي فروش بيشتر روز به روز افزايش مي&zwnj;يابد. در موازات اين ماجرا، در جوامع مختلف، نوعي تغيير و تحولات ايجاد شده که بر الگوي مصرف و به طور کلي نيازهاي افراد، موثر است. &laquo;آنچه مشخص است اين است که با ايجاد تغيير و دگرگوني الگوي مصرف، توليدكنندگان کالاهاي تجاري تشويق مي&zwnj;شوند تا براي پاسخگويي به اين مصرف انبوه و سيري&zwnj;ناپذير به رقابت فشرده&zwnj;اي بپردازند.&raquo; توليد انبوه كه از ويژگي&zwnj;هاي عصر نوين است، فروش انبوه را نيز به همراه داشته، بنابراين همواره شركت&zwnj;هاي تجاري بزرگ جهت فروش و توليد بيشتر، محتاج آن هستند كه در نگرش، بينش، دانش و رفتار مخاطبان خود تغييراتي اساسي ايجاد نمايند. از جمله اين تغييرات اساسي توده&zwnj;اي شدن فرهنگ مصرفي در جامعه مي باشد. اين بدان معناست که فرهنگ عامه به نوعي به فرهنگ توده&zwnj;اي تبديل مي&zwnj;شود.&raquo; (3) <br />
تبلیغات خود نیز از فرهنگ جامعه متاثر است.&laquo;فرهنگ يک جامعه، شکل دهنده و جهت دهنده نوع، شيوه، رفتارها و ساختارهاي تبليغاتي در جامعه است و &laquo;بايدها و نبايدهاي تبليغات&raquo; را تبيين مي&rlm;کند. عدم شناخت و آگاهي&rlm;هاي لازم در مورد فرهنگ و ابعاد گوناگون آن، در هر جامعه و از جمله جامعه خودمان، باعث مي&rlm;شود تا تبليغات به بيراهه&zwnj;هايي کشيده شود که نتيجه آن بازتوليد مباني و الگوهاي فکري و رفتاري غلط و مخدوش است. به عبارتي ساده&rlm;تر، مي توان اينطور بيان کرد که تبليغات مي&zwnj;توانند منبعي فرهنگ ساز محسوب شوند.&raquo;(4)<br />
&nbsp;تبليغاتي كه از تلويزيون پخش می&zwnj;شود نقش بسيار مهمي بر افكار بينندگان دارد. زيرا همانطور كه ذكر شد جزء رسانه&zwnj;هاي تاثير گذار بر افكار عمومي است. زماني كه تصاوير غير واقعي و دور از فرهنگ جامعه در يك تبليغ نشان داده مي شود، هم بر الگوي زندگي تاثير مي&zwnj;گذارد و هم بر شيوه&zwnj;هاي مصرف كالا. از سوي ديگر در تبليغات، زنان معمولاً در نقش&zwnj;هاي كليشه&zwnj;اي ظاهر مي&zwnj;شوند و هنگامي حضور مشخص دارند كه كالاي مورد تبليغ از وسایل خانگي، شوينده، يا مربوط به آشپزخانه است و به طور كلي بيشتر در محدوده وظايف سنتي زنان باشد. بنابراين زماني كه الگوهاي مصرف به صورت خاصي مطرح مي&zwnj;شود، تاثير مستقيمی بر نگرش زنان می&zwnj;گذارد. وقتي استفاده از يك شوينده خاص در تبليغی باعث رضايت&zwnj;مندی ساير افراد خانواده مي&zwnj;شود و محيطي امن و به دور از آلودگي را پس از استفاده به تصوير مي&zwnj;كشد، ناخودآگاه زنان مخاطب گمان مي&zwnj;كنند راز كدبانو بودن استفاده زياد از همان برند خاص است و يا هنگامي كه استفاده از يك روغن باعث خوش طعم شدن غذا و تعريف و تمجيد سايرين مي&zwnj;شود، زنان به استفاده از همان برند خاص ترغيب مي&zwnj;شوند و اين همان نقش پنهان تبليغات است. در اينجا بدون اينكه اشاره مستقيم به خريد كالا شود، الگوي مصرف و محبوبيت زن پس از مصرف به همان شيوه و مقدار را نشانه مي&zwnj;گيرد و نتيجه ،عملكرد به صورت ناخودآگاه است.<br />
اینها همه بیان&zwnj;کننده اهمیت رسانه در شکل دهی به فرهنگ عمومی جامعه است و این امر مسئولیت برنامه&zwnj;سازان و متولیان امر را بسیار خطیر می&zwnj;سازد.<br />
<br />
1.&nbsp;&nbsp;&nbsp; سایت تبیان<br />
2.&nbsp;&nbsp;&nbsp; سايت هم انديشي-9 بهمن 90<br />
3.&nbsp;&nbsp;&nbsp; ويليامز:1976،صفحه199]]>
      volume29/72.jpg
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>نقش نگر‌ش‌ها و ارزش‌ها در بوجود آمدن سبک زندگی مصرف‌گرایانه</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.dokhtiran.com/note/000396.php" />
   <id>tag:www.dokhtiran.com,2012://1.396</id>
   
   <published>2012-04-03T10:22:14Z</published>
   <updated>2012-04-08T21:12:42Z</updated>
   
   <summary>نگرش مردم نسبت به پدیده‌های مختلف،‌ غالبا همان چیزی است که رسانه‌ها ترسیم کرده‌اند، </summary>
   <author>
      <name>هیئت تحریریه</name>
      <uri>www.dokhtiran.com</uri>
   </author>
         <category term="یادداشت" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en-US" xml:base="http://www.dokhtiran.com/">
      <![CDATA[برای بررسی نقش نگرش&zwnj;ها و ارزش&zwnj;ها در بوجود آمدن سبک زندگی مصرف گرایانه، لازم است کمی راجع به &laquo;نگرش&raquo;&zwj;، &laquo;ارزش&raquo; و نیز &laquo;سبک زندگی مصرف&zwnj;گرایانه&raquo; نکاتی مطرح شود.<br />
نگرش&zwnj;ها در واقع عینکی هستند که ما از پشت شیشه&zwnj;های آن به رویدادها و پدیده&zwnj;ها نگاه کرده و آن ها را تحلیل می&zwnj;کنیم. اطلاعات در شکل&zwnj;گیری نگرش&zwnj;ها نقش اساسی دارند، به عبارتی دیگر؛ برون دادِ اطلاعات ما در مورد پدیده&zwnj;های مختلف،نگرش ما را نسبت به آن ها بوجود می&zwnj;آورد. <br />
نگرش&zwnj;ها از اجزاء اصلی در هر فرهنگ به حساب می&zwnj;آیند.<br />
ارزش ها اما دو گونه&zwnj;اند: ارزش&zwnj;های ثابت یا مطلق و دیگری ارزش&zwnj;های متغیر یا نسبی. ارزش&zwnj;های ثابت همان ارزش&zwnj;های فطری هستند که در نزد همه انسان&zwnj;ها،&zwnj; فارغ از تفاوت فرهنگ&zwnj;ها،&zwnj; ملیت&zwnj;ها و ادیان و ... ثابت هستند. راست&zwnj;گویی، &zwnj;جوانمردی و ارزش&zwnj;هایی از این دست جزء ارزش&zwnj;های ثابت به شمار می&zwnj;آیند.<br />
ارزش&zwnj;های متغیر یا نسبی،&zwnj; پدیده&zwnj;های مطلوب ذهنی هستند که در فرهنگ&zwnj;های گوناگون،&zwnj; مصداق&zwnj;های متفاوت دارد؛چه بسا پدیده&zwnj;ای در یک فرهنگ، ارزش باشد و در فرهنگ دیگر، ارزش نباشد. مثلا در فرهنگ غربی داشتن دوست غیر هم جنس ارزش است، در حالیکه در فرهنگ ایرانی اسلامی،&zwnj; چنین مسأله&zwnj;ای به عنوان ارزش پذیرفته نمی&zwnj;شود.<br />
ارزش&zwnj;های متغیر در هر فرهنگ نیز در شرایط مختلف متفاوت هستند. ارزش&zwnj;های متغیر بر مبنای نگرش&zwnj;ها ایجاد می&zwnj;شوند. <br />
سبک زندگی مصرف&zwnj;گرایانه در واقع ترجمان زندگی آمریکایی و به اصطلاح آمریکاییزه شدن است. این سبکِ زندگی، بر مبنای مصرف هرچه بیشتر نهاده شده است. البته معتقدان به این سبک زندگی،&zwnj; استدلال&zwnj;هایی برای خود دارند. آن ها معتقدند مصرف زیاد نسبت مستقیمی با تولید انبوه دارد.&zwnj; تولید زیاد نیز با افزایش شغل و درآمد همراه است و بالا رفتن درآمد هم رفاه را در زندگی مادی رقم می&zwnj;زند.<br />
<br />
<div align="center"><img width="400" align="middle" height="300" alt="" src="/UserFiles/Image/volume29/22.jpg" /><br />
</div>
<br />
اما نقش نگرش&zwnj;ها و ارزش&zwnj;ها در بوجود آمدن سبک زندگی مصرف&zwnj;گرایانه چیست؟<br />
برای پاسخ به این سؤال، &zwnj;ابتدا این سؤال را مطرح می&zwnj;کنیم: &laquo;اطلاعات&raquo; که پدیدآورنده نگرش&zwnj;ها هستند چگونه در اختیار مردم قرار می&zwnj;گیرد؟ در پاسخ به این پرسش باید گفت،&zwnj; ابزار فرهنگی و در رأس آن ها &laquo;رسانه&raquo;&zwj;&zwnj;، &zwnj;مهم&zwnj;ترین وسایل در پراکندن اطلاعات هستند؛&zwnj; یعنی غالب مردم، بخش عمده دانستنی&zwnj;ها و اطلاعات خود را از طریق رسانه&zwnj;ها به دست می&zwnj;آوردند. نگرش مردم نسبت به پدیده&zwnj;های مختلف،&zwnj; غالبا همان چیزی است که رسانه&zwnj;ها ترسیم کرده&zwnj;اند، بنابراین، رسانه&zwnj;ها نقشی اساسی در ارایه اطلاعات و پدیداری نگرش&zwnj;ها دارند.<br />
اما کدام نگرش؛&zwnj; زندگی مصرف&zwnj;گرایانه را به عنوان یک ارزش تلقی می&zwnj;کند؟ در پاسخ به این پرسش و برای مقدمه باید گفت: دنیای غرب بر اساس نظریاتی چون دهکده جهانیِ &zwnj;با استفاده از ارتباطات و ابزار رسانه سعی در ایجاد دهکده جهانی و نیز تحقق جهانی سازی دارد&zwj;&zwnj;،&zwnj; و البته هدف از جهانی سازی یعنی فراگیری فرهنگ آمریکایی و آمریکاییزه شدن!<br />
آمریکا و به طور کلی غرب، با راه اندازی هزاران شبکه ماهواره&zwnj;ای و سایت&zwnj;های اینترنتی و نیز تولید انبوه فیلم&zwnj;های سینمایی و بازی&zwnj;های رایانه&zwnj;ای و ... از هیچ فرصتی برای تبلیغ فرهنگ غربی که مصرف&zwnj;گرایی جزء ارزش&zwnj;های مهم آن بشمار می&zwnj;آید&zwj;&zwnj;،&zwnj; فروگذار نبوده است.<br />
از بررسی تحلیلی وضعیت فرهنگی جامعه امروز ایران به دست می&zwnj;آید که علاوه بر تشویق و تبلیغ زندگی مصرف&zwnj;گرایانه از سوی رسانه ملی در برخی از برنامه&zwnj;های پرمخاطب،&zwnj; استفاده روزافزون مردم ایران از شبکه&zwnj;های ماهواره&zwnj;ای در ایجاد این نگرش نقشی غیرقابل انکار داشته است و متأسفانه باید گفت سبک زندگی مصرف&zwnj;گرایانه و تشریفاتی در میان برخی اقشار و گروه&zwnj;های جامعه به عنوان یک ارزش نسبی تلقی می&zwnj;شود. این مسأله نشانگر بوجود آمدن فاصله میان برخی ایرانی&zwnj;های امروزی با ارزش&zwnj;های فرهنگ ایرانی اسلامی است.<br />
در چنین وضعیتی نهادهای سیاست&zwnj;گذار&zwj; ،&zwnj;قانون گذار و نیز سازمان&zwnj;های اجرایی هم چون شورای عالی انقلاب فرهنگی، کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی،&zwnj; سازمان صدا و سیما&zwj;، سازمان تبلیغات اسلامی،&zwnj; وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و بویژه شورای فرهنگ عمومی،&zwnj; وزارت خانه&zwnj;های آموزش و پرورش و علوم، تحقیقات و فناوری باید به نقش قانونی خود در ایجاد&zwj;&zwnj;،&zwnj; حفظ و تقویت نگرشی اسلام محور و احیای ارزش&zwnj;های اسلامی ایرانی و نیز الگو سازی و تبلیغ سبک زندگی درخور شأن انسان توجه جدی داشته باشند.]]>
      volume29/60.jpg
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>مهمانی‌های دوره‌ای</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.dokhtiran.com/literature/000395.php" />
   <id>tag:www.dokhtiran.com,2012://1.395</id>
   
   <published>2012-04-03T10:21:00Z</published>
   <updated>2012-04-08T21:12:42Z</updated>
   
   <summary>نوبت به او که افتاد، انواع غذاهای رنگارنگ بود که بر روی میز، چشم‌نوازی و صد البته دلنوازی می‌کرد. </summary>
   <author>
      <name>هیئت تحریریه</name>
      <uri>www.dokhtiran.com</uri>
   </author>
         <category term="ادبیات" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en-US" xml:base="http://www.dokhtiran.com/">
      <![CDATA[چند&nbsp; سالی بود در خانواده ما، دوره&nbsp; مهمانی&zwnj;های&nbsp; ماهانه&nbsp; برگزار می&zwnj;شد. اساس این مهمانی&zwnj;ها هم فقط سادگی بود. نوبت هر خانواده&zwnj;ای که بود فقط یک نوع غذای ساده می&zwnj;پخت و مهمانی خانوادگی ماهانه را برگزار می&zwnj;کرد. شب&zwnj;های خوشی را در این مهمانی&zwnj;های ساده سپری می&zwnj;کردیم.<br />
بزرگترهای فامیل از خاطرات جوانی&zwnj;شان می&zwnj;گفتند و کوچکترها هم با اشتیاق گوش می&zwnj;دادند. گاهی هم بازی&zwnj;هایی بین جوانترها برگزار می&zwnj;شد که نتیجه&zwnj;اش خنده و شادی بیشتر بود. مهمانی&zwnj;ها بر همین منوال سپری می&zwnj;شد تا اینکه عروس جوانی به جمع خانواده ما پیوست. این خانم جوان دست پخت خوبی داشت و برای به رخ کشیدن دست&zwnj;پختش، یک نوع غذا کار ساز نبود. <br />
نوبت به او که افتاد، انواع غذاهای رنگارنگ بود که بر روی میز، چشم&zwnj;نوازی و صد البته دلنوازی می&zwnj;کرد. تعریف و تمجیدها از این خانم جوان ، باعث شد بقیه فامیل هم به تکاپو بیافتند و دست&zwnj;پختشان را به رخ بقیه بکشند. و به این ترتیب بود که هر مهمانی از مهمانی قبلی، پر زرق و برق&zwnj;تر می&zwnj;شد. تا جایی که گروهی از افراد که توانایی مقابله را نداشتند&nbsp; از دور خارج شدند و از برگزار کردن مهمانی ماهانه سر باز زدند. در نتیجه رفته&zwnj;رفته فاصله بین مهمانی&zwnj;ها طولانی و طولانی&zwnj;تر شد.<br />
<br />
<div align="center"><img align="middle" width="400" height="323" src="/UserFiles/Image/volume29/21.jpg" alt="" /><br />
</div>
<br />
و این داستان به این ترتیب به پایان رسید که یک سال و سه ماه است که هیچ مهمانی دوره&zwnj;ای در خانواده ما برگزار نشده و خیلی از افراد فامیل از حال و روز هم بی&zwnj;خبرند. به نظرم&nbsp; تمام این بی&zwnj;خبری&zwnj;ها و دوری&zwnj;ها نتیجه مستقیم تجمل گرایی یک نفر است که دیگر افراد هم خواسته و ناخواسته به تبعیت از او ریشه صمیمیت و دید و بازدیدهای خانوادگی را با تبر تجملات و مصرف&zwnj;گرایی خشکاندند.]]>
      volume29/65.jpg
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>«خلاف جریان آب»</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.dokhtiran.com/note/000392.php" />
   <id>tag:www.dokhtiran.com,2012://1.392</id>
   
   <published>2012-04-03T10:16:08Z</published>
   <updated>2012-04-08T21:12:42Z</updated>
   
   <summary>زمانی که زن برای تامین نیازهای غیرضروری مدام همسر خود را تحت فشار گذاشته و هر روز چیز تازه‎ای از او طلب کند،</summary>
   <author>
      <name>هیئت تحریریه</name>
      <uri>www.dokhtiran.com</uri>
   </author>
         <category term="یادداشت" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en-US" xml:base="http://www.dokhtiran.com/">
      <![CDATA[<strong>نگاهی به مسئله&lrm; شیوع مصرف&lrm;گرایی در خانم&lrm;ها و چگونگی مقابله با آن </strong><br />
<br />
یکی از مهم&lrm;ترین وظائف زن در خانواده، مدیریت منابع مالی و تنظیم صحیح امور معیشتی است. زن با تشخیص درست اولویت&lrm;ها و احتیاجات زندگی به خوبی می&lrm;تواند درآمد خانواده را با مخارج روزانه&lrm; تطبیق داده و محیطی آرام و به دور از دغدغه برای همسر و فرزندان خویش مهیا سازد.<br />
اما مدیریت موفق در خانواده، نیازمند بررسی همه&lrm; جانبه&lrm; نیاز&zwnj;های اهالی خانه و هماهنگ&lrm;سازی دخل و خرج خانه است. زن با در نظرگرفتن اهمیت امور مختلف مانند مسایل فرهنگی، آموزشی، پوشاک، بهداشت، خورد و خوراک و... به هر بخش، اعتبارات مورد نیاز خود را اختصاص می&lrm;دهد. ناهمگونی و افزایش هزینه&lrm;ها در بخش&lrm;های غیرضروری، کاهش منابع در بخش&lrm;های دیگر را به همراه دارد. در همین راستا می&lrm;توان گفت &laquo;تجمل&lrm;گرایی&raquo; آفتی است که کفه&lrm; ترازوی مخارج را درجهت افزایش خرید لوازم بی&lrm;مصرف و به ضرر اعتبارات فرهنگی و آموزشی خانواده جا به جا می&zwnj;کند. اگر نگویم همه، حداقل درصد بالایی از خانواده&lrm;های ایرانی درگیر چنین معظلی هستند. خرید لوازم پر زرق و برق و گران&lrm;قیمت، تعویض غیرضروری لوازم و جایگزینی با انواع جدیدتر آن در بازار، روی آوردن بیش از حد به وسایل تزیینی منزل، همه و همه از مشکلاتی است که بیشتر خانم&lrm;های ایرانی با آن مواجه هستند. و این همه، چنان در جامعه&nbsp; شیوع پیدا کرده که کمتر کسی از آن&lrm;ها به عنوان &laquo;معضل&raquo; یاد می&lrm;کند، در حالیکه اگر آمارهای مربوط به سرانه&lrm; مطالعه برای هر ایرانی بررسی شود، می&lrm;توان اثرات نامطلوب آن را به خوبی مشاهده کرد.<br />
از سوی دیگر، بسیاری از وقت مفید خانم&lrm;ها در بازارهای مختلف به جستجوی همین چیزها تلف می&lrm;شود. وسایلی که یا در سبد مصارف خانواده قرار نمی&lrm;گیرند و یا هنوز کارآیی خود را از دست نداده و نیاز به تعویض و جایگزینی ندارند: انواع دستگاه&lrm;های برقی عجیب غریب آشپزخانه، گلدان و آباژور و میز و صندلی و کاسه بشقاب آنتیک(!)، پرده&lrm;هایی با دوخت و پارچه&lrm; متفاوت و البته گران قیمت، مبل&lrm;های راحتی، مبل&lrm;های استیل، سرویس ناهارخوری، تله&lrm;ویزیون ال ئی دی! و... هزاران مورد از این دست. چه کسی می&lrm;تواند کتمان کند که لحظه&lrm; لحظه&lrm; این گشت و گذراهای خسته کننده می&lrm;توانست صرف فعالیت&lrm;های مفیدتری در داخل و یا حتی خارج از منزل شود؟<br />
<br />
<div align="center"><img align="middle" width="400" height="250" src="/UserFiles/Image/volume29/33.jpg" alt="" /><br />
</div>
<br />
گره&lrm; کار آن&lrm;جاست که معیار سنجش خانواده&lrm;ها تنها مسایل مادی و ظواهر شده&lrm;است و&nbsp; زن&lrm;های جامعه هم نه تنها در برابر شیوع این بیماری اجتماعی ایستادگی نکردند، بلکه از دامن زدن به آن نیز دریغ نداشتند. همین است که این دور باطل مدام تکرار شده و پیامدهایش گریبان گیر خانواده و در سطح وسیع&lrm;تر کل اجتماع است. زمانی که زن برای تامین نیازهای غیرضروری مدام همسر خود را تحت فشار گذاشته و هر روز چیز تازه&lrm;ای از او طلب کند، مرد همواره اضطراب فراهم کردن هزینه&lrm;های سنگین را دارد و حرص سیری ناپذیر زن هم مدام در پی وعده&lrm;های جدیدتر و رنگین&lrm;تر است. نباید انتظار داشت که اعضای چنین خانواده&lrm;ای در نبود آرامش روانی در پی تعالی و رشد و ترقی باشند.<br />
راه حل مشکل البته به دست خود خانم&lrm;هاست. خانم&lrm;هایی که عمدتا دخل و خرج خانه و تصمیم&lrm;گیری&lrm;های مالی به عهده&lrm; آنهاست&nbsp; و به خوبی قادرند با کمترین درآمد یک زندگی معمولی، ولی سالم و آرام را به وجود آورند. در واقعاین هنر زن خانواده است که یک آپارتمان کوچک و کم مساحت را به یک عتیقه فروشی شلوغ و بی سلیقه تبدیل نکند و هر روز سودای خرید دیگری در سر نداشته باشد و به این وسیله تنش&lrm;ها و استرس&lrm;های مربوط به مادیات را تا حد امکان کاهش دهد. مقاومت در برابر وسوسه&lrm; خریدهای رنگ به زنگ و اجتناب از چشم و هم&lrm;چشمی با همسایه و دوست و آشنا شاید حتی بیشتر از هنر، نیاز به جرات و جسارت دارد، چون شنا کردن خلاف جریان مرسوم جامعه هرگز آسان نبوده است. اما مهم&lrm;ترین دستاورد این ایستادگی، گسترش و تقویت روحیه قناعت در جامعه است و والاترین موهبت قناعت آرامش. آرامشی که می&lrm;تواند منجر به آزادی ذهن از دغدغه&lrm;های مادی شده و جنبه&lrm;های معنوی زندگی را پر رنگ&lrm;تر کند. تنها در همین صورت است که می&lrm;توان به داشتن آینده&lrm;ای موفق و پربار در زمینه&lrm;های علمی و فرهنگی در کشور، امیدوار بود.]]>
      volume29/70.jpg
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>تو هم می‌توانی آرام زندگی كنی.</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.dokhtiran.com/note/000391.php" />
   <id>tag:www.dokhtiran.com,2012://1.391</id>
   
   <published>2012-04-03T10:14:26Z</published>
   <updated>2012-04-08T21:12:42Z</updated>
   
   <summary>سالی چند جفت كفش، چند تا كیف، مدل‌ها و رنگ‌های مد روز شال و روسری و لباس، لوازم آرایش، كافی شاپ و بازار فقط برای رفع خستگی و اینكه بگویی من هم می‌توانم. </summary>
   <author>
      <name>هیئت تحریریه</name>
      <uri>www.dokhtiran.com</uri>
   </author>
         <category term="یادداشت" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en-US" xml:base="http://www.dokhtiran.com/">
      <![CDATA[برای آخرین بار محتویات كیفت را بررسی می&zwnj;كنی. همه چیز سر جایش است. نگاهی به كیف پول صورتی&zwnj;ات می&zwnj;اندازی و با اینکه می&zwnj;دانی چقدر پول داری، مثل آدم وسواسی بازش می&zwnj;کنی و&nbsp; پولها را می&zwnj;شماری.<br />
مدت&zwnj;هاست فهمیده&zwnj;ای وابسته شده&zwnj;ای. آخرماه كه می&zwnj;رسد با یك تلفن بند دلت پاره می&zwnj;شود. حالا اگه مهمون باشه چه خاكی به سرم بریزم؟ اگه شام بخوان بیان چی؟ خوب می&zwnj;دانی كه حساب و كتابت مثل همیشه با هم نخوانده و تو تا ته ماه باید با بی&zwnj;پولی سر كنی.<br />
چند جا توی چند بانك دفترچه حساب پس انداز باز كردی و الان چند سال است كه همان پول ناچیزی را كه برای باز كردن حساب لازم بود و داری. نه بیشتر. زندگی خرج دارد و تو دلت می&zwnj;خواهد كم نیاری توی زندگی. همیشه دلت شور می&zwnj;زند اگر اتفاقی بیافتد و خدا نخواسته مریض بشوی و نتوانی بروی سر كار تو می&zwnj;مانی و جیب خالی.<br />
توی مرام اقتصادی&zwnj;ات روز مبادایی را لحاظ نكرده&zwnj;ای. خودت بهتر از همه می&zwnj;دانی دخل و خرجت به هم نمی&zwnj;خواند. پول خوب در می&zwnj;آوری، اما خوب خرج نمی&zwnj;کنی.<br />
سالی چند جفت كفش، چند تا كیف، مدل&zwnj;ها و رنگ&zwnj;های مد روز شال و روسری و لباس، لوازم آرایش، كافی شاپ و بازار فقط برای رفع خستگی و اینكه بگویی من هم می&zwnj;توانم. توهم می&zwnj;توانی. می&zwnj;توانی بروی توی بازار و چشمت به هر چیز قشنگی كه افتاد و دلت خواست، بخری. <br />
<br />
<div align="center"><img align="middle" width="400" height="266" alt="" src="/UserFiles/Image/volume29/11.jpg" /><br />
</div>
<br />
می&zwnj;تواند حتما نیازت نباشد. فقط كافیست حس كنی قدرت خریدش را داری. البته فقط همان لحظه. کافی است در جواب نگاه&zwnj;های آزار دهنده فروشنده كه به قیافه کارمندی&zwnj;ات نگاه می&zwnj;كند و با خودش می&zwnj;گوید: &laquo;این آدم مشتری این جنس گران نیست.&raquo; چك پول&zwnj;ها را بیاندازی روی پیش خوان و پیروزمندانه از مغازه بیایی بیرون و به ریش فروشنده بخندی. البته تا چند لحظه، چون بعدش پشیمانی كه اصلا من چرا چنین چیز گرانی را خریدم؟ می&zwnj;ارزید؟<br />
شبکه&zwnj;&zwnj;های تلویزیونی را نگاه می&zwnj;كنی. یک روز خرید ال سی دی و روز دیگر ضرورت رفتن به یك مسافرت خارجی را با تمام وجود حس می&zwnj;کنی. انگار اگر یک ال سی دی بزرگ توی آپارتمان 60 متری&zwnj;ات نباشد نمی&zwnj;شود. قسطی و با هزار مرارت می&zwnj;خری&zwnj;اش. بعد هم میز و تزیینات و مخلفات همراه. چند هفته خوشحالی، بعد كم كم چشم&zwnj;هایت از دیدن آدم&zwnj;هایی در ابعاد بزرگ آن هم در یک هال و پذیرایی سر همی و كوچك خسته می&zwnj;شود. آن وقت ذوق اولیه می&zwnj;رود، تو می&zwnj;مانی و چشم&zwnj;هایی كه با ال سی دی میانه ندارند و قرضی كه بالا آورده&zwnj;ای.<br />
گاهی توی خانه نقلی&zwnj;ات به در و دیوار نگاه می&zwnj;كنی و از شلوغی&zwnj;اش حالت گرفته می&zwnj;شود. شهر شلوغ، خیابان شلوغ،&zwnj; اتوبوس و مترو شلوغ و حالا خانه&zwnj; شلوغ . این یکی اما به خودت و مدهای روز ربط دارد.<br />
به كفش&zwnj;هایی فكر می&zwnj;كنی كه زیاد به دردت نخورده&zwnj;اند و لباسهایی كه پولش را داده&zwnj;ای و به كارت نیامده&zwnj;اند و برای روحیه دادن به خودت به این و آن بخشیده&zwnj;ای. به مسافرتی فكر می&zwnj;کنی كه با نگرانی آخر ماه همراه بوده و به خریدهای گرانی كه فقط از لج صاحب مغازه انجام شده است.<br />
با جمع&zwnj;بندی همه اینها در می&zwnj;یابی تو یك انسان كمی تا قسمتی ضعیف هستی كه عقل معاشش را به كار نمی&zwnj;گیرد و برایش به كار می&zwnj;گیرند، البته در جهت عكس منافعش.<br />
حالا، ای كاش&zwnj;هایت را ردیف می&zwnj;كنی: &laquo;كاش این را نخریده بودم؛ به فلان مغازه&zwnj;دار بی&zwnj;توجهی كرده بودم؛ به فلان مسافرت نرفته بودم! &raquo;<br />
واقعیت این است كه تو مشكل بزرگ زندگی خودت هستی. شاید بهتر باشد به خودت بقبولانی زیبایی و حس توانستن برای خوب زندگی كردن در موقعیت&zwnj;های مختلف می&zwnj;تواند معنای مختلف بیابد.<br />
می&zwnj;توانی خودت را از وسوسه بازار كنار بكشی و با مساعدت عقل برای زندگی&zwnj;ات بهتر تصمیم بگیری. می&zwnj;توانی به نگاه صاحب مغازه بی&zwnj;توجهی کنی و به ریشش بخندی كه زورش به عقلت نرسیده. چك پولهایت را برای روز مبادا نگه داری. بهتر از همه اینکه همه تلفن&zwnj;ها را جواب بدهی، حتی تلفن&zwnj;های آخر ماه را و اگر مایل بودی دوست خوبی را برای صرف شام دعوت كنی.<br />
می&zwnj;توانی قاعده یك كیف برای مهمانی و یك كیف برای كار را رعایت كنی و درعین محترم بودن برده زرخرید مدها نباشی و پول دسترنجت را توی چاه بی&zwnj;انتهای هوس&zwnj;هایی نیندازی كه دوامش به اندازه حوصله آنهایی است كه با هر مد تازه&zwnj;ای پولها را از جیب مبارك تو به جیب مبارك خودشان سرازیر می&zwnj;كنند. <br />
می&zwnj;توانی كفش&zwnj;های خوب، اما مناسب فصل&zwnj;ها بگیری و مدتها حفظشان كنی. به جای ال سی دی چشم پر كن یک تلویزیون با کیفیت بگیری تا با خانه&zwnj;ات تناسب داشته باشد و حواست به خستگی چشم&zwnj;هایت هم باشد.<br />
می&zwnj;توانی قناعت كنی و با قناعت همانطور زندگی كنی كه خوشبخت&zwnj;ها زندگی می&zwnj;كنند. آسوده و با فكری آرام و بدون دغدغه&zwnj;مدهای جدید و خریدهای جدید و قسط&zwnj;&zwnj;های جدید و قرض&zwnj;های جدید.<br />
این زندگی همراه با قناعت را برای یك دوره آزمایشی كوتاه مدت هم كه شده امتحان كن. زندگی روی خوش حقیقی&zwnj;اش را به تو نشان خواهد داد. بعد از آن کیف پولت را باز کنی یا نکنی، احساس خوبی خواهی داشت. حس زیبای متکی به خود بودن. حس زیبای عاقل بودن. حس زیبای آرامشی كه تو را به وارسی چند باره كیفت وادار نمی&zwnj;كند. <br />
حقیقت این است كه تو هم می&zwnj;توانی آرام زندگی كنی. البته اگر بخواهی.]]>
      volume29/69.jpg
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>بالای شهر، پایین شهر</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.dokhtiran.com/note/000390.php" />
   <id>tag:www.dokhtiran.com,2012://1.390</id>
   
   <published>2012-04-03T10:12:23Z</published>
   <updated>2012-04-08T21:12:42Z</updated>
   
   <summary>قیمت این محصولات دست‌ساز چندان چشمگیر نبود. اما ...</summary>
   <author>
      <name>زهرا فرجی</name>
      <uri>www.dokhtiran.com</uri>
   </author>
         <category term="یادداشت" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en-US" xml:base="http://www.dokhtiran.com/">
      <![CDATA[از آنجا که واقعیت&zwnj;های اجتماعی سرچشمه بسیاری از گفته&zwnj;های نغز بوده&zwnj;اند، به نظر می&zwnj;رسد در گذشته&zwnj;های نه چندان دور، بهای یک کالا نسبتی مستقیم با کیفیت آن داشته است و باعث شده تا گفته&zwnj;هایی از این دست بر سر زبان&zwnj;ها بیفتد که: &laquo;هیچ ارزانی بی&zwnj;حکمت نیست، یا هرچه پول بدهی، همانقدر آش می&zwnj;خوری.&raquo; حال آنکه امروز حس می&zwnj;شود در آن حکمت و در این اندازه آش دخل و تصرفی آشکار صورت گرفته تا درستی سخنان نغز گذشتگان را به چالش بکشاند و گاه حتی مایه خجالت هم بشود. اما دلیل؟ <br />
دوست خوش&zwnj;ذوقی داشتم که برای تهیه مخارج دانشگاه، در خانه به طراحی و ساخت زیورآلات روی آورد. یادم هست آن اوایل که کار را شروع کرده بود و ما همه ذوق&zwnj;زده خرید بودیم تا هم مشکل انتخاب هدیه&zwnj;های مناسبتی گاه و بی&zwnj;گاه حل شده باشد و هم به دوست&zwnj;مان کمک کرده باشیم، قیمت این محصولات دست&zwnj;ساز چندان چشمگیر نبود. اما از آنجا که به هرحال سقف خرید مشتری&zwnj;های آشنا بعد از مدتی پر می&zwnj;شود و محصولات هرچقدر هم زیبا و فریبنده، دیگر پاسخگوی نیاز نخواهند بود، این دوست من هم به دنبال یافتن مشتری&zwnj;های واقعی، قدم در عرصه بازارهای روزانه و محلی گذاشت و بعدتر کارش به آرایشگاه&zwnj;ها و خیاط&zwnj;خانه&zwnj;های زنانه هم کشیده شد و رفت تا رسید به نمایشگاه&zwnj;های صنایع دستی و مزون&zwnj;های لباس گران قیمتی که یکی مثل من هرگز فکر نزدیک شدن به آنها را هم نمی&zwnj;کند. به همین نسبت هم بهای زیورآلات دست&zwnj;ساز او روندی رو به رشد و صعودی پیدا کرد تا آنجا که من به شنیدن قیمت یکی از نمونه کارهای او به صورت اتفاقی، چشمم از شگفتی گرد شود و از خودم بپرسم مگر چه چیزی در این چرخه تولیدی دگرگون شده که بهای محصول آن چنین رشدی یافته است؟! <br />
<br />
<div align="center"><img width="400" align="middle" height="367" alt="" src="/UserFiles/Image/volume29/06.jpg" /><br />
</div>
<br />
حالا وارد جزئیات نمی&zwnj;شوم که چطور همین تجارت کوچک و خانگی به کسب و کاری پررونق بدل شد و این دوست خوش&zwnj;اقبال من به چه اندوخته قابل توجه و رشک&zwnj;برانگیزی رسید و از خیر آسیب&zwnj;شناسی نقش رسانه&zwnj;ها و تبلیغات در این زمینه&zwnj;ها هم می&zwnj;گذرم؛ اما توجه به یک نکته در این مسیر برایم بسیار جالب است. و آن اینکه گرچه این دوست، همچنان محصولات خود را به من که دوستش هستم با سودی ناچیز عرضه می&zwnj;کند و قیمت آن برای من نسبت به گذشته تفاوت چندانی نکرده است، اما هربار باید کلی زحمت هم بکشد و تاکید کند که هیچ&zwnj;کجا از قیمت با کسی حرف نزنم و بازاری را که برای خودش درست کرده را خراب نکنم. و این یعنی بهایی که خریدار عام در برابر این محصول می&zwnj;پردازد، برابر با ارزش واقعی آن نیست. یعنی آشی بسیار کمتر از پول پرداخت شده و گرانی&zwnj;ای بدون حکمت! <br />
جالب&zwnj;تر آنکه نقش دوست خوش&zwnj;ذوق و خوش&zwnj;اقبال من به عنوان تولیدکننده محصول در ایجاد این ناهنجاری بسیار ناچیز است. حالا چرا؟ چون به قول خودش، وقتی راهت به فروشگاه&zwnj;ها و مراکز گران&zwnj;قیمت باز شده باشد، اگر محصولی با قیمت پایین عرضه کنی، طوری با آن برخورد می&zwnj;شود که انگار ارزش خریداری شدن ندارد. <br />
البته که مبنای نتیجه&zwnj;گیری این یادداشت به هیچ وجه گفته صرفِ این دوست نیست و مثال&zwnj;هایی از این دست آنقدر فراوان و در دسترس هستند که لازم نباشد برای اثبات آن به زحمت بیافتیم. کافی است نگاهی بیندازیم به تفاوت هزینه خدمات آرایشگری،خیاطی، مکانیکی مشابه در مناطق و محله&zwnj;های متفاوت و برسیم به تفاوت قیمت پوشاک و خوراک و حتی وسایل تزئینی خانه در منطقه&zwnj;های مختلف شهری و به این هم بسنده نکنیم و برویم تا حتی مطب پزشکان متخصصی که با وجود اجرای مراحل معاینه و تشخیص و تجویز راه درمانِ یکسان، در هر کدام از مطب&zwnj;های چندگانه خود در سطح کلان&zwnj;شهری چون تهران بسته به سطح مالی ساکنان آن منطقه ویزیت متفاوتی را از بیمار طلب می&zwnj;کنند. <br />
و اینها همه یعنی دیگر زمانه، زمانه اعتماد به آن گفته&zwnj;های کهن نیست و گاهی در این فضای شهری مدرن لازم است شک کنیم در اینکه کدام ارزانی بی&zwnj;حکمت است و بدانیم هنر در کشف آن گرانی&zwnj; قیمتی است که نتیجه بی&zwnj;حکمت&zwnj; عمل کردن خود ما در چرخه خرید نیازمندی&zwnj;ها&zwnj;مان بوده. گاهی لازم است چشم باز کنیم تا مبادا آشی که به دست&zwnj;مان می&zwnj;دهند برابر پولی که طلب شده و پرداخته&zwnj;ایم نباشد و داغش به دل&zwnj;مان بماند که سرمان کلاه رفته و متوجه نبوده&zwnj;ایم و...]]>
      volume29/52.jpg
   </content>
</entry>

</feed>

