شغل: خانهدار...
قدیمترها زن خانهدار معروف بود به اینکه از هر انگشتش یک هنر میریزد و دختران سعی میکردند قبل از رفتن به خانه بخت، انگشتان خود را آماده هنرنمایی کنند تا مایه آرامش و رضایت شوهر و فرزندانشان شوند. خوب، آن موقع زندگیها و دغدغههای زندگی خیلی سادهتر از امروز بودند، و در نتیجه تعریف خانه داری هم ساده بود.
اما رفته رفته با تغییر سبک زندگی و سرعتی که فناوری به زندگی میداد، این تعریفها هم باید تغییر میکرد، که نکرد! زنان خانهدار به دو دسته تقسیم شدند؛ یک عده ترجیح دادند در خانه بمانند و قید روزآمد شدن را بزنند، و عدهای هم تصمیم گرفتند قید خانه را بزنند و به مکاشفه دنیا و زندگی جدید بشتابند. ارمغان نافرخنده این اتفاق این بود که زنان از بازتعریف هویت خودشان باز ماندند. ادامه ...
این مهارت بیمزد
زن خانهدار كه شبانهروز در خدمت خانواده است، به سادگی نادیده گرفته شده، در حاشیه قرار میگیرد و گاه فراموش میشود. لطفش بدل به وظیفه شده، مهربانیاش مورد شبهه قرار گرفته و حتی حرفهایش جدی گرفته نشده و تمسخر نیز میشود.
شرم و غرور
حالا، همانطور كه از پلهها پایین میرفت، از خودش خجالت كشید كه باز هم شرم كرده بود بگوید خانهدار است و به حال زن جوان كه با آن همه غرور، خانهداریاش را به رخ كشیده بود غبطه خورد.
نگاهی به تاریخچه روز جهانی خانواده
نشان مربوط به روز جهانی خانواده دایرهای به رنگ سبز تیره است با طراحی سادهای از یک قلب و یک خانه به رنگ قرمز در میان آن، که نشان میدهد چطور خانواده کانون یک جامعه را شکل داده و محلی امن و پایدار برای افراد جامعه است.
راز آن سه نقطه
تابلوی عجیبی بود با این عنوان: «دفتر ازدواج و...» که من نمیفهمیدم سه نقطه آخرش یعنی چه!
بزرگتر که شدم، شگفت زده ماندم که این فرهنگ با چه حجب و حیایی واژگانی از این دست جدایی آفرین را، حتی آنقدر در معرض دید نمی گذارد که به عادت بدل شوند.
گذری در دانشگاههای مختلط
دانشگاه نام مقدسی دارد. از آن مكانهایی است كه آدم با شنیدن اسمش هم به غرور میرسد. داشتن چندین دانشگاه با آموزشهای تخصصی متفاوت برای هر كشوری جزو افتخارات محسوب میشود؛ چه رسد به برپایی دانشگاهی كه با پذیرش عنوان...
وصیت
از پیچ كوچه كه پیچیدم، دیدن خانه پوشیده در پرچمهای سیاه تسلیت نفسم را برید. انگار نه انگار این همان خانهای بود كه آجرهای سه سانتی قرمز رنگش نوروز هر سال از تمیزی برق میافتاد.
ایران و اعراب
ایجاد دگرگونی در عرف جامعه، شاید در بررسی و پژوهش ساده به نظر برسد، اما در عمل كاری به شدت طاقتفرسا و زمانبر خواهد بود كه بدون همیاری و دخالت مراجع دینی به نتیجه نخواهد رسید.
تفریح فردی، جمعی، ملی
وقتی زیباییهای عید بزرگ نوروز و سال نو به عادتی كسالتبار و خسته كننده بدل شود، زیبایی ظاهری درخت سبز و تزئین شده كریسمس جایگزین آن شده و پیشینهای را نابود.
نگار و من
همانطور كه چشمش بسته است، دستم را میگیرد و فشار میدهد. خم میشوم و آرام در گوشش زمزمه میكنم: «فردا نوبت قایم باشكه!»
آخرین شماره :
شغل: خانهدار... قدیمترها زن خانهدار معروف بود به اینکه از هر انگشتش یک هنر میریزد و دختران سعی میکردند قبل از رفتن به خانه بخت، انگشتان خود را آماده هنرنمایی کنند تا مایه آرامش و رضایت شوهر و فرزندانشان شوند. خوب، آن موقع زندگیها و دغدغههای زندگی خیلی سادهتر از امروز بودند، و در نتیجه تعریف خانه داری هم ساده بود.
اما رفته رفته با تغییر سبک زندگی و سرعتی که فناوری به زندگی میداد، این تعریفها هم باید تغییر میکرد، که نکرد! زنان خانهدار به دو دسته تقسیم شدند؛ یک عده ترجیح دادند در خانه بمانند و قید روزآمد شدن را بزنند، و عدهای هم تصمیم گرفتند قید خانه را بزنند و به مکاشفه دنیا و زندگی جدید بشتابند. ارمغان نافرخنده این اتفاق این بود که زنان از بازتعریف هویت خودشان باز ماندند.
خانه مکانیزه گفتگو با دکتر ابراهیم فیاض، جامعهشناس
تعیین نقش زن در جامعه و فراموش کردن تعیین نقش زن در خانه، موضوعی است که کمکم باعث انقلاب جنسی و تبدیل زن به یک موجود کاملا خارج از خانه میشود.
زن خانهدار، کلفت یا مدیر؛ مسئله این است! گفتوگوی صمیمی با حجتالاسلام دکتر مرتضوی کیاسری، رئیس انجمن مشاوره ایرانیان
زنان خانهدار! خودتان را باور کنید. با عدم باور، شما هم به خودتان ظلم روا مدارید!
خطر خانهداری خطرهایی هست که جسم و روح خانم خانه را تهدید میکنند؛ از جمله:
یکم. انزوای اجتماعی
دوم. رکود ذهن...
دغدغههای یک عدد «خانه دار» زن تنها به پرداخت نفقه و خرجی آقایان نیاز ندارد. گاهی با خود فکر کنیم و دنبال راهی برای قدردانی از زحمات کسی که آرامش را به خانهمان میآورد بگردیم. مطمئنا بیجواب نخواهیم ماند.
هرگز مادرم نخواهم شد! من مادرم نخواهم شد، یك زنی كه تنها آرزویش خوشبخت كردن بچههایش است!
خانهدار خوب یادم هست وقتی توی مدرسه شغل مادرم را میپرسیدند... با اکراه میگفتم: خانهدار.
راستی چرا هیچ دختر بچهای در جواب این سوال که میخواهی چه کاره بشوی، جواب نمیدهد: «خانهدار»؟!
این مهارت بیمزد زن خانهدار كه شبانهروز در خدمت خانواده است، به سادگی نادیده گرفته شده، در حاشیه قرار میگیرد و گاه فراموش میشود. لطفش بدل به وظیفه شده، مهربانیاش مورد شبهه قرار گرفته و حتی حرفهایش جدی گرفته نشده و تمسخر نیز میشود.
از اتاق فرمان اشاره میکنند! در این برنامه از سری برنامههای «خانهدار خانهدار، به به به، چه چه چه» در خدمت یکی از خانمهای خانهدار نمونه هستیم که در ادامه خودشان را برای شما معرفی خواهند کرد.
شرم و غرور حالا، همانطور كه از پلهها پایین میرفت، از خودش خجالت كشید كه باز هم شرم كرده بود بگوید خانهدار است و به حال زن جوان كه با آن همه غرور، خانهداریاش را به رخ كشیده بود غبطه خورد.
اندر احوالات زن خانه و زن خانهدار ضعیفههای خانهنشین و هنرمند و پرمهارت رفتهرفته به كمیابی و نایابی رسیدند و جایشان را نوع نامرغوب نوینی پر كرد به نام بانوی مدرن كه زمین تا آسمان با آن یكی فرق میكند و دیگر كسی را بنده نیست...
سوادآموزی؛ قسطنطنیه؛ خانه داری! خانم معلم همیشه سعی میکرد کلمات یک و یا حداکثر دو بخشی به صغری خانم بیافتد. چشمتان روز بد نبیند، یک بار اشتباهی کلمه «قسطنطنیه» برای بخش کردن به صغری خانم افتاد.
تبليغات:
جهت اطلاع از به روز شدن مجله اطلاعات خود را وارد نماييد .
بازديد امروز:279 بازديد ديروز: 330 بازديد از ابتدا:182313
بازدید کننده :
Warning: include(/home/dokhtir1/public_html/HUC/huc.php) [function.include]: failed to open stream: No such file or directory in /home1/dokhtir1/public_html/authors/z.faraji.php on line 182
Warning: include() [function.include]: Failed opening '/home/dokhtir1/public_html/HUC/huc.php' for inclusion (include_path='.:/usr/lib64/php:/usr/lib/php') in /home1/dokhtir1/public_html/authors/z.faraji.php on line 182