نظرات [290]

[ لينک مطلب ]
# مجید شنبه، ۱۴ فروردین ۸۹ :: ۱۱:۱۶ صبحجناب "مهم نیست" بهتر اینه که شما چشماتو درویش کنی... ربطی به عکس نداره. نگاه باید پاک باشه. میای مطلب بخونی یا عکسارو ممیزی کنی داداش؟
[ لينک مطلب ]
# Majid شنبه، ۱۴ فروردین ۸۹ :: ۱۱:۱۲ صبحچيمون تو این مملکت بالا شهر و پایین شهر نداره آخه؟ حکایت صدمن کاغذه خواهر... گفتن نداره. انرژیتو حفظ کن واسه چیزای مهمتر.
[ لينک مطلب ]
# مهم نیست جمعه، ۱۳ فروردین ۸۹ :: ۱۰:۲۳ صبحبهتر است از عكسهاي با پوشش بهتر استفاده شود
[ لينک مطلب ]
# mohsen دوشنبه، ۹ فروردین ۸۹ :: ۱:۰۶ بعدازظهرآدم باید خودش عاقل باشه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
[ لينک مطلب ]
# مرضیه شنبه، ۷ فروردین ۸۹ :: ۲:۳۸ بعدازظهردقیقا همینجوریه که گفتید !!!!!!!!!!!!
Email: marzieh_sabzi@yahoo.com
[ لينک مطلب ]
# مرضیه شنبه، ۷ فروردین ۸۹ :: ۲:۲۲ بعدازظهرکاملا موافقم
Email: marzieh_sabzi@yahoo.com
[ لينک مطلب ]
# زهرا جمعه، ۶ فروردین ۸۹ :: ۵:۱۸ بعدازظهرواقعا لذت بردم. بسیار زیبا و نکته سنج!
Email: veeshno20@yahoo.com
[ لينک مطلب ]
# حسن جمعه، ۶ فروردین ۸۹ :: ۱:۵۰ بعدازظهرخیلی عالی بود :دی
Email: sibekhoshboo@gmail.com
[ لينک مطلب ]
# بانو پنجشنبه، ۵ فروردین ۸۹ :: ۰:۱۱ بعدازظهربه نکته خیلی خوبی اشاره کردید. نگاه 0 تا 100. متاسفانه بیشتر ما عادت کردیم که مسائل را یا خوب و یا بد ارزیابی کنیم... نقطه وسطی هم وجود ندارد!
Email: banu-sahar2002@yahoo.com
[ لينک مطلب ]
# کاظم شنبه، ۱۵ اسفند ۸۸ :: ۵:۲۳ بعدازظهربرای حمید: من دانشجوی دانشگاه امیرکبیر بودم. فضا همین طور است که گفته شد. سال اول فشارها برای تفکیک جنسیتی کم بود اما سال به سال افزایش یافت. طوری که وقتی می خواستن برای اردو ها قانون تصویب کنند گفتند همه اردو ها باید جدا باشد به جز اردوهای بسیج( البته سر این موضوع خیلی بحث شد یادم نیست آخرش چی شد ولی یادم هست که بسیج هر کار دوست داشت می کرد) این تفکیک فقط بچه ها را حساس کرد طوری که سال به سال شوخی های دو جنس با هم دیگر زننده تر میشد. دلیلش هم این بود که جایی برای ارتباط وجود نداشت برای همین در محیط های عمومی ارتباط برقرار می کردن. خلاصه هر سال اوضاع بدتر شد. این تجربه دوستانم بود که با تفکیک موافق بودن.
[ لينک مطلب ]
# خاتمی دوشنبه، ۳ اسفند ۸۸ :: ۲:۵۱ بعدازظهربرداشت مطلب با ذکر آدرس سایت بلامانع است.
Email: khatami110@gmail.com
آخرین شماره :
زنان و اعتیاد
در مطالعات روانشناسی آزمایشی انجام میدهند که در آن قورباغهای را داخل قابلمهای پر از آب معمولی میگذارند و قابلمه را روی شعله آتش قرار میدهند. قورباغه هیچ واکنشی در مقابل گرم شدن تدریجی آب از خود نشان نمیدهد تا اینکه پس از مدتی، وقتی متوجه خطر میشود که دیگر کار از کار گذشته و سیستم عصبی بدنش از کار افتاده است. قورباغه دیگر نمیتواند حرکت کند و به سرانجام محتوم خود تن میدهد. یک تصور غلط در مورد اعتیاد که گاه مانند یک دام عمل میکند، توهم «اعتیاد برای دیگران اتفاق میافتد!» است. همین تصور اشتباه مردم را از خطرات اعتیاد غافل کرده و بدتر از آن اینکه عدهای با این باور غلط که «من معتاد نمیشوم.» برای تفریح به سراغ مخدرات میروند و بعد از مدتی به ناگهان میفهمند که دچار چه مصیبتی شدهاند.
اعتیاد... چرا و چگونه؟!
در ارتباط با اعتیاد باید سادهانگاری و سادهاندیشی را کنار گذاشت. بسیاری از افرادی که ادعا میکنند اعتیاد موضوع پیچیدهای است، نگاهی ساده و معمولی به این موضوع دارند و بعنوان یک معلول به آن حمله میکنند.
فرشتههایی برای نجات
بررسی وضعیت فعالیت نهادهای مسئول در موضوع اعتیاد
وقتی «عقل» تعطیل میشود!
چرا زنها معتاد میشوند؟
از تریاک تا آمفتامین
بررسی اعتیاد در زنان
شتری كه نباید سوار شد
مخدر در جهان مدرن با ظاهری آراسته به میان جمع میرود. نیازی به منقل و وافور و ژستهای آن چنانی نیست. میتواند به اندازه یك دارو مفید به نظر برسد.
سیگار نشانه شخصیت شماست!
«برای اونایی که هنرمندند، برای اونایی که دقیقاند، برای اونایی که روشنفکرند، برای اونایی که خوشتیپاند... سیگار کنت!"
ترس از سوسك و اعتیاد در زنان
در برخورد با یك زن معتاد چه رفتاری میكنیم؟
الف- سلام میكنیم
ب- چشمك میزنیم
ج- پیشنهاد ازدواج میدهیم
د- همه موارد
اعتیاد زنانه
اعتیاد زنانه
به همین سادگی
خلاصه: در زیر نمونههایی از انواع اعتیاد را به سمع و نظرتان میرسانیم كه اگر خدای ناكرده مبتلا به یكی از این انواع هستید، آگاه شوید و با خودتان كنار بیایید.
فقط و فقط به خاطر...!
«به شوهرم گفتم به خاطر اینکه پای این و آن به خانهمان باز نشود، حاضرم پا به پای او مواد بکشم. شوهرم ازپیشنهادم به گرمی استقبال کرد، به این ترتیب من به بهانه نجات شوهرم زندگیام را باختم.»
خود غلط بود...
نگاهی به جثه ریز مچاله شده كنار دیوار انداخت. فكر كرد شاید اگر آنهمه خاطره را میشد به یكباره از ذهن پاك كرد، این موجود نحیف اولین چیزی بود كه از مغز و دل و زندگی بیرونش میكرد.
ذغال خوب
دو چیز بیتاثیر نبوده؛ ذغال خوب و رفیق بد! بله امان از رفیق بد که سیگار را داد دستمان و گفت بکش، بقیهاش با من! من اینطوری نبودم که پلنگی بودم برای خودم. امان از...
در مطالعات روانشناسی آزمایشی انجام میدهند که در آن قورباغهای را داخل قابلمهای پر از آب معمولی میگذارند و قابلمه را روی شعله آتش قرار میدهند. قورباغه هیچ واکنشی در مقابل گرم شدن تدریجی آب از خود نشان نمیدهد تا اینکه پس از مدتی، وقتی متوجه خطر میشود که دیگر کار از کار گذشته و سیستم عصبی بدنش از کار افتاده است. قورباغه دیگر نمیتواند حرکت کند و به سرانجام محتوم خود تن میدهد. یک تصور غلط در مورد اعتیاد که گاه مانند یک دام عمل میکند، توهم «اعتیاد برای دیگران اتفاق میافتد!» است. همین تصور اشتباه مردم را از خطرات اعتیاد غافل کرده و بدتر از آن اینکه عدهای با این باور غلط که «من معتاد نمیشوم.» برای تفریح به سراغ مخدرات میروند و بعد از مدتی به ناگهان میفهمند که دچار چه مصیبتی شدهاند.
اعتیاد... چرا و چگونه؟!
در ارتباط با اعتیاد باید سادهانگاری و سادهاندیشی را کنار گذاشت. بسیاری از افرادی که ادعا میکنند اعتیاد موضوع پیچیدهای است، نگاهی ساده و معمولی به این موضوع دارند و بعنوان یک معلول به آن حمله میکنند.
فرشتههایی برای نجات
بررسی وضعیت فعالیت نهادهای مسئول در موضوع اعتیاد
وقتی «عقل» تعطیل میشود!
چرا زنها معتاد میشوند؟
از تریاک تا آمفتامین
بررسی اعتیاد در زنان
شتری كه نباید سوار شد
مخدر در جهان مدرن با ظاهری آراسته به میان جمع میرود. نیازی به منقل و وافور و ژستهای آن چنانی نیست. میتواند به اندازه یك دارو مفید به نظر برسد.
سیگار نشانه شخصیت شماست!
«برای اونایی که هنرمندند، برای اونایی که دقیقاند، برای اونایی که روشنفکرند، برای اونایی که خوشتیپاند... سیگار کنت!"
ترس از سوسك و اعتیاد در زنان
در برخورد با یك زن معتاد چه رفتاری میكنیم؟
الف- سلام میكنیم
ب- چشمك میزنیم
ج- پیشنهاد ازدواج میدهیم
د- همه موارد
اعتیاد زنانه
اعتیاد زنانه
به همین سادگی
خلاصه: در زیر نمونههایی از انواع اعتیاد را به سمع و نظرتان میرسانیم كه اگر خدای ناكرده مبتلا به یكی از این انواع هستید، آگاه شوید و با خودتان كنار بیایید.
فقط و فقط به خاطر...!
«به شوهرم گفتم به خاطر اینکه پای این و آن به خانهمان باز نشود، حاضرم پا به پای او مواد بکشم. شوهرم ازپیشنهادم به گرمی استقبال کرد، به این ترتیب من به بهانه نجات شوهرم زندگیام را باختم.»
خود غلط بود...
نگاهی به جثه ریز مچاله شده كنار دیوار انداخت. فكر كرد شاید اگر آنهمه خاطره را میشد به یكباره از ذهن پاك كرد، این موجود نحیف اولین چیزی بود كه از مغز و دل و زندگی بیرونش میكرد.
ذغال خوب
دو چیز بیتاثیر نبوده؛ ذغال خوب و رفیق بد! بله امان از رفیق بد که سیگار را داد دستمان و گفت بکش، بقیهاش با من! من اینطوری نبودم که پلنگی بودم برای خودم. امان از...









