زنان و اعتیاد
در مطالعات روانشناسی آزمایشی انجام می‌دهند که در آن قورباغه‌ای را داخل قابلمه‌ای پر از آب معمولی می‌گذارند و قابلمه را روی شعله آتش قرار می‌دهند. قورباغه هیچ واکنشی در مقابل گرم شدن تدریجی آب از خود نشان نمی‌دهد تا اینکه پس از مدتی، وقتی متوجه خطر می‌شود که دیگر کار از کار گذشته و سیستم عصبی بدنش از کار افتاده است. قورباغه دیگر نمی‌تواند حرکت کند و به سرانجام محتوم خود تن می‌دهد. یک تصور غلط در مورد اعتیاد که گاه مانند یک دام عمل می‌کند، توهم «اعتیاد برای دیگران اتفاق می‌افتد!» است. همین تصور اشتباه مردم را از خطرات اعتیاد غافل کرده و بدتر از آن اینکه عده‌ای با این باور غلط که «من معتاد نمی‌شوم.» برای تفریح به سراغ مخدرات می‌روند و بعد از مدتی به ناگهان می‌فهمند که دچار چه مصیبتی شده‌اند.
ادامه ...
نظرات [290]
# زهرا فرجی    شنبه، ۲۴ بهمن ۸۸ :: ۳:۱۸ بعدازظهر
برای حمید : منصفانه بودن بستگی به خیلی چیزها دارد. باید در دو هفته‌ای که برای تهیه این گزارش بین دانشگاه‌ها می‌دویدم همراهم می‌بودید تا متوجه می‌شدید در این فضاها هیچ کدام از آن قشر عظیمی که شما اشاره کرده‌اید حضور نداشتند. یا اگر هم داشتند حاضر به صحبت نبودند. این گزارش آنقدر سخت و دشوار به نتیجه رسید که اگر قرار بود هیچ اظهار نظر و دیدگاه شخصی از جانب نویسنده بروز داده نشود تکلیفش معلوم نمی‌شد. با اینهمه از اظهارنظر دور از انصاف شما هم پیداست که منصف بودن کاری بس دشوارتر از آن است که بشود به سادگی به آن دست یافت. پیشنهاد من به شما این است که بار دیگر و با دقت بیشتر گزارش را بخوانید تا دریابید که هیچ جهت گیری و جانب داری خاصی اعمال نشده و نگارنده تلاش کرده تمام آنچه را از همان معدود کسانی که حاضر به صحبت شدند به درستی نقل کرده و به نتیجه‌ای منطقی برساند. اگر گزارش‌گر بهتر و منصف‌تری هستید بسم‌اله. دخت ایران از اعلام آمادگی شما برای همکاری بسیار خوشبخت خواهد بود. سپاس.
# امیر    چهارشنبه، ۲۱ بهمن ۸۸ :: ۱۰:۴۸ بعدازظهر
زمان قاجار هم مکتب خانه ها جدا بود.........
# حمید    چهارشنبه، ۲۱ بهمن ۸۸ :: ۴:۴۹ بعدازظهر
برای نویسنده: یه ذره منصفانه تر عمل کنید. در گزارش غیر علمی وجهت دار شما تقریبا هیچ کس موافق جدایی دانشگاهها نبود . در صورتی که قشر عظیمی از دانشجویان بنا به دلایل علمی و عقلی خواهان جدایی وتفکیک جنسیتی دانشگاه هستند. با تشکر
# تینا    یکشنبه، ۱۸ بهمن ۸۸ :: ۸:۲۴ بعدازظهر
خیلی مطالبتان عالی بود. ممنون
# یاسمین    پنجشنبه، ۱۵ بهمن ۸۸ :: ۸:۱۹ بعدازظهر
بی دردی جانم . بی دردی.
# fereshteh mohamadi    چهارشنبه، ۱۴ بهمن ۸۸ :: ۱۰:۴۴ بعدازظهر
سلام لطقا برای من بازی های قدیمی سنتی که بشود در منازل و محیط بسته انجام داد امیل کنید متشکرم
# مفیدی    دوشنبه، ۱۲ بهمن ۸۸ :: ۴:۲۸ بعدازظهر
بی زحمت یه نفر منو توجیه کنه..دانشگاه از کی تا حالا شده بنگاه همسریابی ؟؟!!!! چرا اینجوری به دانشگاه نگاه می کنین شماها ؟
# x    یکشنبه، ۱۱ بهمن ۸۸ :: ۴:۵۶ بعدازظهر
به سفارش خانوم مظلومی خیلی عالی بود البته نخوندمشااااااا
# شیوخی    یکشنبه، ۱۱ بهمن ۸۸ :: ۱:۲۷ بعدازظهر
سلام منم با نظر خانم بانو موافقم. واقعا همینجوریش شوهر گیر نمیاد. من با تک جنسی موافق نیستم. اگر دخترم بودم بازم موافق نبوددم.
# بی بی    شنبه، ۱۰ بهمن ۸۸ :: ۷:۲۸ بعدازظهر
خیلی جالب بود . خیلی خندیدیم مخصوصا َ از آن خرمان از پل گذشت ، خودمان ماندیم !!!!
# من    شنبه، ۱۰ بهمن ۸۸ :: ۷:۲۵ بعدازظهر
این طنز بود ؟!
# سحر    جمعه، ۹ بهمن ۸۸ :: ۰:۰۸ بعدازظهر
درد ما و شما چیه؟!!
# somayeh    جمعه، ۹ بهمن ۸۸ :: ۰:۳۰ صبح
درد ما اصلا این چیزا نیست.
# سمانه    سه شنبه، ۶ بهمن ۸۸ :: ۱۰:۵۲ بعدازظهر
خیلی خووووووووووووووب بود.!
# نازیلا    سه شنبه، ۶ بهمن ۸۸ :: ۲:۰۱ بعدازظهر
موافقم
# رستم فرخزاد    سه شنبه، ۶ بهمن ۸۸ :: ۲:۱۵ صبح
این کاریکاتور چهارم از بالا گردونه آقیان و خانمها خیلی معنی داشت. یادمه دوران دانشجویی یک بار یکی از همکلاسیهای دختر از من یک کتاب خواست , حراست هم مثل عجل معلق رسید که چی به هم میگفتین؟؟؟؟ چند دیقه بعد دیدم همون آقای حراست با یکی از خانمهای حراست وسط سالن دارن بلند بلند گل میگن و گل میشنون. فهمیدم حرف زدن با جنس مخالف حرومه ولی فقط برا دانشجو جماعت.
# بانو    شنبه، ۳ بهمن ۸۸ :: ۴:۳۸ بعدازظهر
همینجوریش شوهر گیر نمیاد..حالا تک جنسی بشه چی میشه...
# مرضیه    شنبه، ۳ بهمن ۸۸ :: ۰:۰۲ بعدازظهر
عالی بود
# مرضیه    شنبه، ۳ بهمن ۸۸ :: ۱۱:۵۶ صبح
کاملا موافقم
# الهام از اصفهان    شنبه، ۳ بهمن ۸۸ :: ۱۱:۲۷ صبح
بانوووووووووووووو بانووووووووووو هی هی بانووووووووووووو بانوووووووووووو هی هی آخیش حرف دل همه رو زدی والا
آخرین شماره :
زنان و اعتیاد
در مطالعات روانشناسی آزمایشی انجام می‌دهند که در آن قورباغه‌ای را داخل قابلمه‌ای پر از آب معمولی می‌گذارند و قابلمه را روی شعله آتش قرار می‌دهند. قورباغه هیچ واکنشی در مقابل گرم شدن تدریجی آب از خود نشان نمی‌دهد تا اینکه پس از مدتی، وقتی متوجه خطر می‌شود که دیگر کار از کار گذشته و سیستم عصبی بدنش از کار افتاده است. قورباغه دیگر نمی‌تواند حرکت کند و به سرانجام محتوم خود تن می‌دهد. یک تصور غلط در مورد اعتیاد که گاه مانند یک دام عمل می‌کند، توهم «اعتیاد برای دیگران اتفاق می‌افتد!» است. همین تصور اشتباه مردم را از خطرات اعتیاد غافل کرده و بدتر از آن اینکه عده‌ای با این باور غلط که «من معتاد نمی‌شوم.» برای تفریح به سراغ مخدرات می‌روند و بعد از مدتی به ناگهان می‌فهمند که دچار چه مصیبتی شده‌اند.

اعتیاد... چرا و چگونه؟!
در ارتباط با اعتیاد باید ساده‌انگاری و ساده‌اندیشی را کنار گذاشت. بسیاری از افرادی که ادعا می‌کنند اعتیاد موضوع پیچیده‌ای است، نگاهی ساده و معمولی به این موضوع دارند و بعنوان یک معلول به آن حمله می‌کنند.

فرشته‌هایی برای نجات
بررسی وضعیت فعالیت نهادهای مسئول در موضوع اعتیاد

وقتی «عقل» تعطیل می‌شود!
چرا زنها معتاد می‌شوند؟

از تریاک تا آمفتامین
بررسی اعتیاد در زنان

شتری كه نباید سوار شد
مخدر در جهان مدرن با ظاهری آراسته به میان جمع می‌رود. نیازی به منقل و وافور و ژست‌های آن چنانی نیست. می‌تواند به اندازه یك دارو مفید به نظر برسد.

سیگار نشانه شخصیت شماست!
«برای اونایی که هنرمندند، برای اونایی که دقیق‌اند، برای اونایی که روشنفکرند، برای اونایی که خوش‌تیپ‌اند... سیگار کنت!"

ترس از سوسك و اعتیاد در زنان
در برخورد با یك زن معتاد چه رفتاری می‌كنیم؟
الف- سلام می‌كنیم
ب- چشمك می‌زنیم
ج- پیشنهاد ازدواج می‌دهیم
د- همه موارد


اعتیاد زنانه
اعتیاد زنانه

به همین سادگی
خلاصه: در زیر نمونه‌هایی از انواع اعتیاد را به سمع و نظرتان می‌رسانیم كه اگر خدای ناكرده مبتلا به یكی از این انواع هستید، آگاه شوید و با خودتان كنار بیایید.

فقط و فقط به خاطر...!
«به شوهرم گفتم به خاطر اینکه پای این و آن به خانه‌مان باز نشود، حاضرم پا به پای او مواد بکشم. شوهرم ازپیشنهادم به گرمی استقبال کرد، به این ترتیب من به بهانه نجات شوهرم زندگی‌ام را باختم.»

خود غلط بود...
نگاهی به جثه ریز مچاله شده كنار دیوار انداخت. فكر كرد شاید اگر آنهمه خاطره را می‌شد به یكباره از ذهن پاك كرد، این موجود نحیف اولین چیزی بود كه از مغز و دل و زندگی بیرونش می‌كرد.

ذغال خوب
دو چیز بی‌تاثیر نبوده؛ ذغال خوب و رفیق بد! بله امان از رفیق بد که سیگار را داد دستمان و گفت بکش، بقیه‌اش با من! من اینطوری نبودم که پلنگی بودم برای خودم. امان از...

تبليغات:
باشگاه سمن
گروه تی تی آرا
شبکه ایران زنان
خبرخوان اینترنتی
جهت اطلاع از به روز شدن مجله اطلاعات خود را وارد نماييد .

نام و نام خانوادگی:
موبایل:
ایمیل شما:
بازديد امروز:113
بازديد ديروز: 259
بازديد از ابتدا:196135
بازدید کننده :
Warning: include(/home/dokhtir1/public_html/HUC/huc.php) [function.include]: failed to open stream: No such file or directory in /home1/dokhtir1/public_html/comments/index.php on line 833

Warning: include() [function.include]: Failed opening '/home/dokhtir1/public_html/HUC/huc.php' for inclusion (include_path='.:/usr/lib64/php:/usr/lib/php') in /home1/dokhtir1/public_html/comments/index.php on line 833
بازدید کننده آنلاین: 3