زنان و اعتیاد
در مطالعات روانشناسی آزمایشی انجام می‌دهند که در آن قورباغه‌ای را داخل قابلمه‌ای پر از آب معمولی می‌گذارند و قابلمه را روی شعله آتش قرار می‌دهند. قورباغه هیچ واکنشی در مقابل گرم شدن تدریجی آب از خود نشان نمی‌دهد تا اینکه پس از مدتی، وقتی متوجه خطر می‌شود که دیگر کار از کار گذشته و سیستم عصبی بدنش از کار افتاده است. قورباغه دیگر نمی‌تواند حرکت کند و به سرانجام محتوم خود تن می‌دهد. یک تصور غلط در مورد اعتیاد که گاه مانند یک دام عمل می‌کند، توهم «اعتیاد برای دیگران اتفاق می‌افتد!» است. همین تصور اشتباه مردم را از خطرات اعتیاد غافل کرده و بدتر از آن اینکه عده‌ای با این باور غلط که «من معتاد نمی‌شوم.» برای تفریح به سراغ مخدرات می‌روند و بعد از مدتی به ناگهان می‌فهمند که دچار چه مصیبتی شده‌اند.
ادامه ...
نظرات [290]
# بدون نام    جمعه، ۲۷ آذر ۸۸ :: ۸:۳۶ صبح
این متن بیمزه چیه که به اسم طنز به مخاطب ارائه می دهید؟
# نغمه    یکشنبه، ۲۲ آذر ۸۸ :: ۱۱:۴۳ بعدازظهر
جزئیات نوشته انقدر ظریف و با دقت انتخاب شده که منو یاد 5 سال پیش وقتی پدربزرگمو از دست دادم افتادم...هنوز تعریفی برای احساسم ... چیزایی که میدیدم و می شنیدم نمی تونم بکنم. برعکس اناهید من کاملا پسندیدم...بعضی چیزا خیلی ناباورانه آدم رو یاد خاطراتی میندازه که خیلی وقته فراموش شدن
# یک همکار    پنجشنبه، ۱۹ آذر ۸۸ :: ۰:۲۶ صبح
گفتند رنگی که جلب توجه نکند رنگی که نامحرمان را خیره نکند این رنگ بنابر اقتضای هر محیط و فرهنگ تفاوت می کند مثلا در بعضی از کشورها شاید مشکی جلب توجه کند بعضی از مشکی ها هم جلب توجه می کنند!!! مثلا چادرهایی که دارای نقش های براق هستند. ولی باید هرکس خودش کلاه خود را قاضی کند و لباس مناسب شرع و عرف بپوشد و گفته اند که -والعاقبه للمتقین-
# الناز    سه شنبه، ۱۷ آذر ۸۸ :: ۰:۳۹ صبح
ببینید بالاخره جامعه ما یک عرفی داره. باید این عرف رعایت بشه یا نه؟ نمی دونم چرا رعایت این عرف رو برای خودمون سخت می کنیم؟ من معتقدم نصفی از این اعتقاداتی که هست که رنگ سیاه افسردگی میاره و اینها همش تلقینه. البته خودم معتقدم باید کم کم و آرام آرام عرف رو با فرهنگ سازی اصلاح کرد. اما نه با سرعت و هنجار شکنی. الآن هر چی می کشیم از همین سرعته دیگه!
# آناهيد    یکشنبه، ۱۵ آذر ۸۸ :: ۱۰:۱۵ بعدازظهر
به شکلی باورناپذیر دور از انتظار بود. توقع نداشتم. بستر انتخابی داستان را اصلا نپسندیدم. همه چیز آشفته است. نمی‌فهمم چرا!!!
# زهرا    یکشنبه، ۱۵ آذر ۸۸ :: ۱۰:۱۲ بعدازظهر
منظور نگارنده هرگز تحمیل هیچ نظری نبوده است خانم حنین... مورد بحث بسیار جامع تر از اینهاست. در این هم که اگر زنی حجاب کامل را بخواهد هیچ ممانعتی برای پذیرش رنگ نخواهد داشت بحثی نیست... موضوع اصلی به این امر برمی‌گردد که همین جلب نظر کنندگی مورد ذکر شما را چه چیزی تعیین می‌کند؟! غیر از این است که وقتی استفاده از رنگی خاص در جامعه عام باشد دیگر حتا اگر روشن و تند هم باشد جلب نظر کننده نیست؟ موضوع بحث فرهنگ سازی و بستر سازی برای زمینه‌های فرهنگی در مورد تعیین این مرزبندی در جامعه به لحاظ آفرینش مصونیت برای انواع رنگ‌ها است که گمان نمی‌کنم با نظر شما در منافات چندانی باشد. به هرحال امیدوارم زن مسلمان در هر شکل و رنگ و لباسی که ظاهر می‌شود در ذات عمل هم سرافرازی و آبروی دین خود باشد.
# ندرلو    چهارشنبه، ۱۱ آذر ۸۸ :: ۱۰:۵۳ بعدازظهر
اسم این آبالبالو "غزاله" است D:
# سنا    سه شنبه، ۱۰ آذر ۸۸ :: ۱۱:۱۳ صبح
خوب این هم نظر شماست که شنیدیم
# حنین    سه شنبه، ۱۰ آذر ۸۸ :: ۹:۵۴ صبح
چرا شما می خواهید نظرات خودتان را تحمیل کنید زن ایرانی اگر حجاب رابخواهد باتمام زوایایش می پذیرد درثانی هیچ ممانعتی برای رنگ ندارد چرا که براساس ایه قرآن به پیامبر دستور داده شده است که به زنان مومن بگو حجاب داشته باشند تا مورد اذیت وازار قرار نگیرندلذاهدف از حجاب در امان ماندن است ومصونیت حالا به نظر شما با رنگهای روشن وجلب نظر کننده چقدر یک زن می تواند درمحل طمع قرار گیرد؟
# حمیده    سه شنبه، ۱۰ آذر ۸۸ :: ۹:۴۵ صبح
سلام کاملا نظر شخصی است ونباید آن راتعمیم داد شما ادم شلخته وبی سلیقه ای چرا توسر رنگ مشکی می زنی؟
# سعید مبشری    دوشنبه، ۹ آذر ۸۸ :: ۱:۰۶ بعدازظهر
داستان به نظرم جالب بود ولی یکم تو ذوق میزد که یه پسر از زبون دختر بنویسه به نظرم میشه یه پسر اززبون خودشم یه داستان دخترونه بنویسه جنس داستان مهمه نه جنس راوی یه کوچولو هم سیر منطقی داستان روان نبود در کل خوشم اومد موفق باشی مسعود جان
# سلما    شنبه، ۷ آذر ۸۸ :: ۹:۴۴ صبح
جالب بود..
# مریم سادات غیاثیان    شنبه، ۷ آذر ۸۸ :: ۱:۰۴ صبح
استنباطی که من از مطالب بخش اسلام کردم با اینکه عنوان کردید اسلام در استفاده از رنگ های شاد تاکید کرده تناقض دارد.ضمنا اصل صحبت ما طی این چند دهه, رنگ های مورد استفاده در بیرون است نه منزل و میهمانی ها.در ثانی اگر نویسندگان یا مصاحبه شوندگان گرامی به طور مستند منبعی را ذکر می کردند که اسلام" در خصوص رنگ " جلب توجه نکردن را ملاک دانسته بسیار نیکو بود زیرا همانطور که می دانید خوانش های افراد از روایات یا عدم آگاهی گاهی موجب صدمات جبران ناپذیری می شود. بنده شخصا به خاطر نمی آورم در کتاب مساله حجاب استاد مطهری راجع به رنگ لباس و محدودیت های آن صحبتی به میان آمده باشد. مساله ما همان عرف است که گاهی چون دیوی مخوف کلیه رفتارهایمان را کنترل می کند.به نظر می رسد برای شکستن برخی قواعد بی قاعده در عین حال که از خودمان شروع می کنیم مسئولین نیز نباید دوگانه عمل نمایند.یعنی رسانه ملی از یک سو کارکنانش را با متنوع ترین رنگها جلوی دوربین ظاهر کند و خوب که مردم تحت تاثیر مد جدید قرار گرفتند و ... در محیط کار یا خیابان به گونه ای دیگر با تو برخورد شود.نمی دانم چگونه است که وقتی من ایرانی رنگ قرمز را بر تن یک غربی در سرزمین خودش می بینم تنها احساس شادی و سرزندگی می کنم اما ایرانی ملبس به رنگ مذکور در اینجا هزارجور تداعی منفی را به ذهنم متبادر می کند.اتفاقا اینجا جایی است که بر خلاف سهراب نباید جور دیگری دید.و بالاخره پایان سخن اینکه حواسمان به افراط و تفریط ها باشد. سپاسگذار از حسن انتخابتان
# سنا    جمعه، ۶ آذر ۸۸ :: ۹:۰۴ بعدازظهر
قشنگ بود. خيلي، خيلي بيشتر از خيلي!
# سنا    پنجشنبه، ۵ آذر ۸۸ :: ۹:۳۶ بعدازظهر
چه قدر این دخترک قشنگ است.
# حمیدرضا غلامزاده    پنجشنبه، ۵ آذر ۸۸ :: ۸:۵۵ بعدازظهر
خانم محمودی! شما که انتظار ندارید دولت یا گشت ارشاد بیاد و لباس مثلا قرمز آجری تن من و شما بکنند؟! فرایند تغییر عرف چرخه ایست که هر دو سمت باید در آن شرکت کنند. از یک سو دولت رسالت (و نه وظیفه!) فرهنگ سازی و زمینه سازی این تغییر رو بر عهده دارد و از سوی دیگر مردم باید با حرکت همسو با این فرهنگ سازی در این تغییر سهیم باشند. بدون همکاری و حرکت متناسب این دو سمت اتفاق خاصی نمی افتد. دقیقا مثال شما موید این مطلب است. در گذشته کمیته و در امروزه گشت ارشاد به دلیل "نبود حرکت فرهنگ ساز و هدایتگر دولتی" از یک سو و "حرکتهای هیجان زده و افراطی مردم" از سوی دیگر بود. برای تکمیل مطلب بد نیست این را هم اشاره کنم که برای تسریع این فرایند، فعالان و نخبگان باید حلقه واسط این دو سوی فرایند بشوند تا حرکتی صورت بگیرد. اگر دخت ایران این شماره را به این موضوع اختصاص می دهد نیز بای همین است که بر ضرورت برنامه ریزی فرهنگی در دولت و آگاه شدن مردم از سوی دیگر تاکید کند. موید باشید.
# ملودی محمودی    پنجشنبه، ۵ آذر ۸۸ :: ۰:۳۱ بعدازظهر
ببخشید,من با "عملی نمودن این تغییر چیزی جز عمل نمودن خود مردم نخواهد بود. البته زمینه سازی برای این تغییر و تشویق آنها هم مسئولیتی است ..." مخالفم. تجربه ثابت کرده که تلاش برای هر تغییری که در راستای بالا بردن روحیه مردم و شاد زندگی کردن باشه,محکوم به شکسته.این همه سال کسی نخواست (از مسئولین)این تغییر ایجاد بشه و تلاش مردم جوابی جز گرفتاری و "کمیته"و...نداشت و ...
# امیر علی نیکو سرشت    پنجشنبه، ۵ آذر ۸۸ :: ۰:۰۷ بعدازظهر
خیلی خوب بود ولی چقدر کم بود!؟
# زهرا    چهارشنبه، ۴ آذر ۸۸ :: ۶:۱۷ بعدازظهر
واقعاَ عالی بود. خیلی دوست داشتم. دست شما طلا.
# مرضیه    چهارشنبه، ۴ آذر ۸۸ :: ۳:۰۶ بعدازظهر
متاسفانه اینقدر اینو تو گوشمون خوندن که مشکی خوبه سنگینه و از اینجور حرفها که کم کم دلمونم رنگ غم گرفته درست شبیه رنگ مشکی
آخرین شماره :
زنان و اعتیاد
در مطالعات روانشناسی آزمایشی انجام می‌دهند که در آن قورباغه‌ای را داخل قابلمه‌ای پر از آب معمولی می‌گذارند و قابلمه را روی شعله آتش قرار می‌دهند. قورباغه هیچ واکنشی در مقابل گرم شدن تدریجی آب از خود نشان نمی‌دهد تا اینکه پس از مدتی، وقتی متوجه خطر می‌شود که دیگر کار از کار گذشته و سیستم عصبی بدنش از کار افتاده است. قورباغه دیگر نمی‌تواند حرکت کند و به سرانجام محتوم خود تن می‌دهد. یک تصور غلط در مورد اعتیاد که گاه مانند یک دام عمل می‌کند، توهم «اعتیاد برای دیگران اتفاق می‌افتد!» است. همین تصور اشتباه مردم را از خطرات اعتیاد غافل کرده و بدتر از آن اینکه عده‌ای با این باور غلط که «من معتاد نمی‌شوم.» برای تفریح به سراغ مخدرات می‌روند و بعد از مدتی به ناگهان می‌فهمند که دچار چه مصیبتی شده‌اند.

اعتیاد... چرا و چگونه؟!
در ارتباط با اعتیاد باید ساده‌انگاری و ساده‌اندیشی را کنار گذاشت. بسیاری از افرادی که ادعا می‌کنند اعتیاد موضوع پیچیده‌ای است، نگاهی ساده و معمولی به این موضوع دارند و بعنوان یک معلول به آن حمله می‌کنند.

فرشته‌هایی برای نجات
بررسی وضعیت فعالیت نهادهای مسئول در موضوع اعتیاد

وقتی «عقل» تعطیل می‌شود!
چرا زنها معتاد می‌شوند؟

از تریاک تا آمفتامین
بررسی اعتیاد در زنان

شتری كه نباید سوار شد
مخدر در جهان مدرن با ظاهری آراسته به میان جمع می‌رود. نیازی به منقل و وافور و ژست‌های آن چنانی نیست. می‌تواند به اندازه یك دارو مفید به نظر برسد.

سیگار نشانه شخصیت شماست!
«برای اونایی که هنرمندند، برای اونایی که دقیق‌اند، برای اونایی که روشنفکرند، برای اونایی که خوش‌تیپ‌اند... سیگار کنت!"

ترس از سوسك و اعتیاد در زنان
در برخورد با یك زن معتاد چه رفتاری می‌كنیم؟
الف- سلام می‌كنیم
ب- چشمك می‌زنیم
ج- پیشنهاد ازدواج می‌دهیم
د- همه موارد


اعتیاد زنانه
اعتیاد زنانه

به همین سادگی
خلاصه: در زیر نمونه‌هایی از انواع اعتیاد را به سمع و نظرتان می‌رسانیم كه اگر خدای ناكرده مبتلا به یكی از این انواع هستید، آگاه شوید و با خودتان كنار بیایید.

فقط و فقط به خاطر...!
«به شوهرم گفتم به خاطر اینکه پای این و آن به خانه‌مان باز نشود، حاضرم پا به پای او مواد بکشم. شوهرم ازپیشنهادم به گرمی استقبال کرد، به این ترتیب من به بهانه نجات شوهرم زندگی‌ام را باختم.»

خود غلط بود...
نگاهی به جثه ریز مچاله شده كنار دیوار انداخت. فكر كرد شاید اگر آنهمه خاطره را می‌شد به یكباره از ذهن پاك كرد، این موجود نحیف اولین چیزی بود كه از مغز و دل و زندگی بیرونش می‌كرد.

ذغال خوب
دو چیز بی‌تاثیر نبوده؛ ذغال خوب و رفیق بد! بله امان از رفیق بد که سیگار را داد دستمان و گفت بکش، بقیه‌اش با من! من اینطوری نبودم که پلنگی بودم برای خودم. امان از...

تبليغات:
باشگاه سمن
گروه تی تی آرا
شبکه ایران زنان
خبرخوان اینترنتی
جهت اطلاع از به روز شدن مجله اطلاعات خود را وارد نماييد .

نام و نام خانوادگی:
موبایل:
ایمیل شما:
بازديد امروز:116
بازديد ديروز: 259
بازديد از ابتدا:196138
بازدید کننده :
Warning: include(/home/dokhtir1/public_html/HUC/huc.php) [function.include]: failed to open stream: No such file or directory in /home1/dokhtir1/public_html/comments/index.php on line 833

Warning: include() [function.include]: Failed opening '/home/dokhtir1/public_html/HUC/huc.php' for inclusion (include_path='.:/usr/lib64/php:/usr/lib/php') in /home1/dokhtir1/public_html/comments/index.php on line 833
بازدید کننده آنلاین: 4