زنان و اعتیاد
در مطالعات روانشناسی آزمایشی انجام می‌دهند که در آن قورباغه‌ای را داخل قابلمه‌ای پر از آب معمولی می‌گذارند و قابلمه را روی شعله آتش قرار می‌دهند. قورباغه هیچ واکنشی در مقابل گرم شدن تدریجی آب از خود نشان نمی‌دهد تا اینکه پس از مدتی، وقتی متوجه خطر می‌شود که دیگر کار از کار گذشته و سیستم عصبی بدنش از کار افتاده است. قورباغه دیگر نمی‌تواند حرکت کند و به سرانجام محتوم خود تن می‌دهد. یک تصور غلط در مورد اعتیاد که گاه مانند یک دام عمل می‌کند، توهم «اعتیاد برای دیگران اتفاق می‌افتد!» است. همین تصور اشتباه مردم را از خطرات اعتیاد غافل کرده و بدتر از آن اینکه عده‌ای با این باور غلط که «من معتاد نمی‌شوم.» برای تفریح به سراغ مخدرات می‌روند و بعد از مدتی به ناگهان می‌فهمند که دچار چه مصیبتی شده‌اند.
ادامه ...
اندازه متن: بزرگتر کوچکتر
تعداد بازدید: 455
شادی چنین میانه میدانم آرزوست
اگر به فرهنگ لغت فارسی سری بزنید و کلمه «شادی» را جستجو کنید، به واژه‌های جالبی بر می‌خورید که حتی دیدن این لغات، انسان را به وجد آورده و انرژی مثبتی به روح تلقین می‌کند.
شادی و نشاط مقوله‌ای است که نیاز به آن در هر انسانی ذاتی و فطری و ضرورتی غیرقابل انکار است. به همین دلیل نمی‌توان بر عدم وجود آن و یا فقدان نیاز به آن در روح و جسم انسان صحه گذاشت. اما در این میان هستند افرادی که نیاز درونی انسان به شادی را حاصل طبیعت و الگوهای محیطی دانسته و بر این باورند که آموزه‌های محیطی می‌تواند بر وجود این حس و میزان آن در انسان تاثیرگذار باشد.
از این رو برای صحبت بیشتر در این موضوع به سراغ مجید ابهری، آسیب شناس و متخصص علوم رفتاری رفتیم تا ما را در آشکارتر شدن این موضوع راهنمایی کند.
دخت ایران: مهمترین مساله‌ای که در خصوص احساس شادی برای فرد بوجود می‌آید این است که آیا شادی ذاتی است و  در روح و روان انسان وجود دارد یا این موضوع اکتسابی است و باید مانند بسیاری از عادات انسان از محیط کسب شود. نظر شما در این باره چیست؟
انسان مجموعه‌ای از هیجان‌های منفی و مثبت روحی و رفتارها و هیجان‌هاست. هیجان‌هایی که حضور و وجودشان لازمه روح انسانی و رشد و کمال اوست. بعضی از این فرایندهای رفتاری و روحی مثل اضطراب، ترس، غم، تنفر و... جزو هیجان‌های منفی و بعضی مثل شادی، دلسوزی، همدلی و غمخواری جزو فرآیندهای روحی مثبت انسان است.
بنابر این می‌توان گفت وجود شادی در روح و روان هر انسان یک ضرورت بوده و همواره در طول حیات همراه او است و ذاتی محسوب می‌شود.

دخت ایران: این شادی ذاتی نیاز به محرک هم دارد؟ واضح‌تر اینکه این نیاز ذاتی بشری خود به خود بروز می‌کند یا اینکه باید بستر مناسب برای بروز آن فراهم شود؟
بعضی از هیجان‌های روحی مانند خشم و ترس به محرک بیرونی نیاز دارد، اما بعضی از آنها برای عرضه خود به بستر مناسب نیازمند هستند. هیجان‌های روحی بسیاری در ذات و نهاد انسان موجودند و به جرات می‌توان گفت شادی و احساس نیاز به تفریح جزو این دسته از هیجان‌ها و ضرورتهای زندگی محسوب می‌شود.
برخی احساسات و هیجان‌ها در زندگی انسان از الگوهای رفتاری آموخته می‌شوند. به عنوان مثال یک کودک دو ساله را در نظر بیاورید؛ وقتی در مقابل محرکهای شادی قرار بگیرد، یعنی برای او مثلا کف بزنید، او با حرکات سر و دست خود به این تغییر پاسخ می‌دهد؛ یعنی نیاز خود به شادی را نمایش می‌دهد و این هیجان در نهاد وی وجود دارد، اما برای تقویت و نمایش خود به بستر مناسب نیاز دارد.
این مساله در آموزه های دینی‌مان هم وجود دارد. به همین خاطر است که در مبانی رفتاری اسلام تبسم یک احسان است و شاد نمودن دل مسلمان یک عبادت به حساب می‌آید. در جایگاه شادی همین بس که تبسم ملیح یکی از ویژگی‌های ثابت چهره نورانی پیامبر(ص) بوده است.

دخت ایران: اما آیا این شادی ذاتی آموختنی است؟
بله. آموختنی هم می‌تواند باشد. ابزار شادی و عرضه شادی و اجرای مثبت این هیجان در ردیف آموزه‌های رفتاری است. به عنوان مثال اگر والدین روزهای شاد زندگی را با شرایط مناسب و ضروری برگزار کنند، فرزندان این رفتارها را یاد می‌گیرند. همچنین اگر مربیان و نهادهای دولتی از مدرسه تا سایرین در اجرای شادی‌های مناسب برنامه‌ریزی و حرکت داشته باشند، فرزندان تفاوت بین شادی و غم را فرا می‌گیرند.

دخت ایران: آیا برای این مساله ابزاری هم وجود دارد؟ اگر ابزاری هست، ابزار مناسب برای ایجاد این شادی چیست؟ در کل به نظر شما بهترین ابزار برای بروز یکی از ذاتی‌ترین احساسات بشر چه می‌تواند باشد؟
ابراز مناسب و درست شادی، می‌تواند یک ضرورت حیاتی به شمار آید و تخلیه این انرژی را جهت می‌دهد. زیرا عدم جهت‌دهی مناسب این انرژی می‌تواند احساسات را به سمت دیگری سوق دهد تا به تخلیه آن بیانجامد. مثلا عدم ایجاد فرصت مناسب برای بروز احساس یک جوان و نیاموختن آنچه باید در این خصوص بداند، می‌تواند او را به سوی افیونهایی مانند مواد مخدر یا مشروبات الکلی و سایر ابزارهای غلط هدایت کند. بنابر این برای عرضه یک هیجان ذاتی، باید مجاری مناسب را ایجاد کنیم وگر نه انباشت آن باعث بروز عقده‌های روحی و روانی شده و در قالب وندالیسم (آشوبگری) و سایر ناهنجاری‌ها بروز پیدا می‌کند.

دخت ایران: گاهی این ایده مطرح می‌شود که برای شادی کردن موانعی وجود دارد. موانعی که گاه می‌تواند انسان را از رسیدن به امیال ذاتی خود و ارضای حس شادی و تفریح دور کند. این موانع چیست و چگونه می‌توان آن را از زندگی حذف کرد؟
اصلی‌ترین مانع جریان یافتن یک زندگی شاد نبود مهارت و آموزه‌های لازم برای شناخت شادی‌ها و یا معرفی بسترهای مناسب است.انزوا، افسردگی و عوارض نامطلوب آن همانند خودکشی، اعتیاد، طلاق و بعضی سرخوردگی‌های استعدادهای شغلی، همه و همه به خاطر به وجود آمدن موانع برای یک زندگی شاد است.
برای شادی کردن به عنوان یک پدیده رفتار ذاتی بشر، بعضی‌ها هرگونه ابزار را مجاز می‌دانند. شاد زیستن باعث رشد فکری و تعالی استعداد تحکیم روابط عاطفی در خانواده و در جامعه می‌گردد؛ اما این دلیل نمی‌شود که به هر ابزاری برای شادی متوسل شد. بعضی از این رفتارها مانند لودگی، هزل و هجو شادی‌های منحرف شده است که نه تنها به ساختن یک زندگی شاد کمکی نخواهد کرد، بلکه می‌تواند انرژیهای مثبت را نیز از انسان بگیرد.
به علاوه عرضه و آموزش مهارتهای شناسایی ابزار شادی و ارائه امکانات ضروری برای حیاتی‌ترین هیجان روحی انسان، اساسی‌ترین راهکارهای مبارزه با موانع شادی هستند.

دخت ایران: نیاز انسان به شادی و ارضای این حس، این موجود دو پا را بر آن داشته تا راهکارهایی برای این مساله ایجاد کند. یکی از این راه حل‌ها ایجاد کلاسهایی برای تلقین شادی و نشاط در افراد مانند خنده درمانی، فنگ شویی و از این دست است. به نظر شما تاثیر این کلاسها تا چه حد می‌تواند در ایجاد شادی در افراد تاثیرگذار باشد؟
این گونه کلاسها، مهارتها و آموزش‌ها تاثیر ضعیفی دارد؛ چرا که اولا شرکت در آنها برای همه امکان‌پذیر نیست. و در ثانی خندیدن نیاز به کلاس ندارد! بلکه به ابزار و به میدان و طیف مناسب احتیاج دارد. با آموختن فرمول نمی‌توان دل کسی را شاد کرد، اما با ایجاد فضای شادی می‌توان این حرکت را عملی کرد. ابزار شادی توسط نخبگان در امور دینی و رفتاری باید در چارچوبهای ایجاد شادی عمومی برنامه‌ریزی شود. سپس در دراز مدت در رفع نیازهای مادی می‌تواند شادی مداوم ایجاد کند. همچنین در کوتاه مدت ارائه برنامه‌های مناسب همانند فیلمها و نمایش‌ها و برگزاری جشن‌ها ابزار مناسب ارائه شادی عمومی به حساب می‌آیند. همچنین نیاز ذاتی انسان به شادی باعث وجود چنین برنامه و کلاس‌هایی می‌شود. اما این گونه کلاسها فقط می‌تواند شادی را از مسیر اصلی خود منحرف کند، یعنی شادی را به یک حرفه و درک خشک از مسائل تبدیل کند.
خندیدن اجباری دسته جمعی در حالی که انواع غصه‌ها در دل انسان است یک حرکت موقت و مجازی است و نمی‌تواند ریشه و دوام داشته باشد. شما تصور کنید وقتی فضای یک خانه غم‌آلوده است و انواع گرفتاری و غصه در خانه وجود دارد، با فرمول نمی‌شود فرزندان را به شادی واداشت. بنابر این برگزاری این کلاسها سوء استفاده از یک نیاز ذاتی بشر است و کار مناسب و درستی نیست.

دخت ایران: و سخن آخر برای این بحث.
اگر ما بستر مناسب برای شادی به وجود نیاوریم، خود افراد به دنبال ارضای آن خواهند رفت. آنگاه ما در عرضه ابزار شادی به آنها دخالتی نخواهیم داشت. بنابر این باید با ایجاد فرصتهای مناسب زمینه را برای پاسخگویی به این حس طبیعی فراهم کنیم.
نظرات [0]
- تذکر: تنها نظرات فارسی درج می شود،لطفا دقت فرمایید.



اطلاعات شما ذخيره شود ؟
ملیحه محمودخواه
آخرین شماره :
زنان و اعتیاد
در مطالعات روانشناسی آزمایشی انجام می‌دهند که در آن قورباغه‌ای را داخل قابلمه‌ای پر از آب معمولی می‌گذارند و قابلمه را روی شعله آتش قرار می‌دهند. قورباغه هیچ واکنشی در مقابل گرم شدن تدریجی آب از خود نشان نمی‌دهد تا اینکه پس از مدتی، وقتی متوجه خطر می‌شود که دیگر کار از کار گذشته و سیستم عصبی بدنش از کار افتاده است. قورباغه دیگر نمی‌تواند حرکت کند و به سرانجام محتوم خود تن می‌دهد. یک تصور غلط در مورد اعتیاد که گاه مانند یک دام عمل می‌کند، توهم «اعتیاد برای دیگران اتفاق می‌افتد!» است. همین تصور اشتباه مردم را از خطرات اعتیاد غافل کرده و بدتر از آن اینکه عده‌ای با این باور غلط که «من معتاد نمی‌شوم.» برای تفریح به سراغ مخدرات می‌روند و بعد از مدتی به ناگهان می‌فهمند که دچار چه مصیبتی شده‌اند.

اعتیاد... چرا و چگونه؟!
در ارتباط با اعتیاد باید ساده‌انگاری و ساده‌اندیشی را کنار گذاشت. بسیاری از افرادی که ادعا می‌کنند اعتیاد موضوع پیچیده‌ای است، نگاهی ساده و معمولی به این موضوع دارند و بعنوان یک معلول به آن حمله می‌کنند.

فرشته‌هایی برای نجات
بررسی وضعیت فعالیت نهادهای مسئول در موضوع اعتیاد

وقتی «عقل» تعطیل می‌شود!
چرا زنها معتاد می‌شوند؟

از تریاک تا آمفتامین
بررسی اعتیاد در زنان

شتری كه نباید سوار شد
مخدر در جهان مدرن با ظاهری آراسته به میان جمع می‌رود. نیازی به منقل و وافور و ژست‌های آن چنانی نیست. می‌تواند به اندازه یك دارو مفید به نظر برسد.

سیگار نشانه شخصیت شماست!
«برای اونایی که هنرمندند، برای اونایی که دقیق‌اند، برای اونایی که روشنفکرند، برای اونایی که خوش‌تیپ‌اند... سیگار کنت!"

ترس از سوسك و اعتیاد در زنان
در برخورد با یك زن معتاد چه رفتاری می‌كنیم؟
الف- سلام می‌كنیم
ب- چشمك می‌زنیم
ج- پیشنهاد ازدواج می‌دهیم
د- همه موارد


اعتیاد زنانه
اعتیاد زنانه

به همین سادگی
خلاصه: در زیر نمونه‌هایی از انواع اعتیاد را به سمع و نظرتان می‌رسانیم كه اگر خدای ناكرده مبتلا به یكی از این انواع هستید، آگاه شوید و با خودتان كنار بیایید.

فقط و فقط به خاطر...!
«به شوهرم گفتم به خاطر اینکه پای این و آن به خانه‌مان باز نشود، حاضرم پا به پای او مواد بکشم. شوهرم ازپیشنهادم به گرمی استقبال کرد، به این ترتیب من به بهانه نجات شوهرم زندگی‌ام را باختم.»

خود غلط بود...
نگاهی به جثه ریز مچاله شده كنار دیوار انداخت. فكر كرد شاید اگر آنهمه خاطره را می‌شد به یكباره از ذهن پاك كرد، این موجود نحیف اولین چیزی بود كه از مغز و دل و زندگی بیرونش می‌كرد.

ذغال خوب
دو چیز بی‌تاثیر نبوده؛ ذغال خوب و رفیق بد! بله امان از رفیق بد که سیگار را داد دستمان و گفت بکش، بقیه‌اش با من! من اینطوری نبودم که پلنگی بودم برای خودم. امان از...

تبليغات:
باشگاه سمن
گروه تی تی آرا
شبکه ایران زنان
خبرخوان اینترنتی
جهت اطلاع از به روز شدن مجله اطلاعات خود را وارد نماييد .

نام و نام خانوادگی:
موبایل:
ایمیل شما:
بازديد امروز:237
بازديد ديروز: 330
بازديد از ابتدا:182271
بازدید کننده :
بازدید کننده آنلاین: 6