دخت ایران: تبلیغ وظیفه چه کسانی است؟
در قرآن کریم واژه و مفهوم کلمهی «تبلیغ» زیاد استعمال شده است که در آن آیات از پیامبران بعنوان مبلغان رسالت الهی یاد شده است. (البته تبلیغ منحصر به پیامبران نیست.) قرآن درمورد پیامبران میگوید ما علی الرسول إلا البلاغ. در واقع، در قرآن کلمه بلاغ، تبلیغ و همخانوادههای دیگر این کلمه، زیاد تکرار شده است. متأسفانه کلمه تبلیغ در عرف امروز سرنوشت شومی پیدا کرده است، یعنی معنای دروغ، به اصطلاح کالایی را با فریب به مردم انداختن، و مفهوم اغفال را به خود گرفته است. بنابراین، این مفاهیم را نباید با مفاهیم دینی اشتباه گرفت. البته به صرف تحریفات تبلیغ هم نمیشود از این وظیفه خطیر غافل ماند. پس در عین حال که پیامبران، مبلغان واقعی هستند، وظیفه تکتک افراد مسلمان نیز هست که در امر تبلیغ اعتقادات دینی تلاش کند. مسلما در این راه، وظیفه مهمتری بر دوش علما، فضلا و صاحبان علم و آگاهی قرار گرفته است.
دخت ایران: علل گرایش زنان به سفرههای نذری و روضهخوانی چیست؟
معمولا، زنان بیشتر از مردان به امورات معنوی و مذهبی توجه میکنند. از طرفی هم راحتتر از مردان احساساتشان را ظاهر میکنند. به همین خاطر، معمولا تمایل دارند اعتقادات مذهبیشان را در قالب سفرههای نذری و روضهخوانی و... مطرح کنند.
دخت ایران: مبلغان چه نقشی در جلوگیری از خطاها و سوءاستفادههایی که در این جلسات انجام میشود دارند؟
برخی از خصوصیات زنانه مثل جلب توجه، باعث شده که برخی افراد جلسات پرهزینهای را تدارک ببینند که البته چشم و همچشمی هم این موضوع را تشدید میکند. برخی از این جلسات هم منجر به کسب درآمد، سودجویی و اخاذیهای مالی میشود که برای جلوگیری از این مسائل مبلغان در درجه اول باید شرکتکنندگان و بانی این جلسات را متوجه خلوص نیت و نیز ضررهای مادی-معنوی اینگونه هزینههای بیهوده کنند و جلسات را به گونهای پیش ببرند که برای حاضرین، بجای مسائل مادی و عوامل ظاهری، علاقه به امور معنوی و پربار بودن جلسه مهمتر جلوه کند.
دخت ایران: به نظر شما چه تفاوتی بین خانم جلسهایهای نسل قبل با نسل امروز وجود دارد؟
در دورههای قبل، خانمهای اداره کننده جلسات مذهبی، معمولا از آگاهیهای کلاسیک چندانی برخوردار نبودند، اما شاید بتوان گفت از اعتقادات قویتر و در میان افراد از احترام خاصی برخوردار بودند. در گذشته، جلسات چهارچوب قویتر و مستحکمتری داشت و چشم و همچشمی و جلبتوجه کمتر به چشم میخورد. اما در جلسات امروزی، اگرچه سطح آگاهی و آشنایی به مسائل روز و کلاسیک بیش از سابق است، اما ظاهرسازی هم بیشتر شده و از تبلیغ بیشتر بصورت حرفه و شغل استفاده میشود. متاسفانه برخی از مبلغان هم روز به روز دستمزدشان را زیادتر میکنند.
دخت ایران: شما برای مبارزه با آفات این جلسات و خرافات آنها چه پیشنهادی دارید؟
راه پرهیز از خرافه و خرافهپرستی، درک صحیح از حقیقت است و این به دست نمیآید، مگر با آگاهی و سطح دانش افراد. اگر مبلغان و بانیان این جلسات، بجای ظاهر، ملاکهای اصلی و صحیح را مورد توجه قرار دهند، مستمعین به اصل مطلب پی برده و از خرافهپرستی پرهیز میکنند.
دخت ایران: نظرتان راجع به طرح موضوعات سیاسی در این جلسات چیست؟
زنان هم مانند مردان باید به مسائل و جریانات روز آشنا باشند. همانطور که در گذشته زنان مانند مردان در پیروزی انقلاب نقش داشتند، در تداوم آن هم باید نقش بارزی داشته باشند. بنابراین، در جلسات مذهبی خانمها، طرح بحثها و مسائل سیاسی بسیار مفید است، البته تا حدی که منجر به غیبت و تهمت و... نشود.
خطرِ یک توده کمسواد بیشتر از یک توده کاملاً بیسواد است. چرا که رهبران روی آنها حساب باز میکنند، درحالی که این افراد خیلی کم میدانند و نمیدانند که کم میدانند؛ و این همان جهل مرکب است!
به نظر من مبلغان خانگی بايد علاوه بر همه ويژگیهای مبلغان دينی اعم از زن و مرد، يک ويژگی اساسی هم داشته باشند که عبارت است از برخورداری از زبان طبيعی زنان خانه. زن خانه برای خودش عادات و فرهنگ و زبان و طبيعت خاص دارد. وقتي به جلسه مذهبی میرود، هدفش تنها اين نيست که اندکی معلومات دينی به حافظه خود بسپرد. شرکتکنندگان این مجالس همچون دیگران در موقعیتهای مختلف، نیازها و خواستههای عاطفی مختلفی دارند و تنها یک مغز یا قلب محض که گیرنده یک سری پیامهای مذهبی باشد نیستند. برای همین مبلغ بایستی بتواند آن دسته از نیازها و خواستههای فرعی افراد را هم بشناسند.
به همين منظور، مبلغان خانگی باید هم مانند اهل منبر سواد دين داشته باشند و هم تا حدودی با روانشناسی و مردمشناسی آشنا باشند و بتوانند اين نيازها را به درستی تأمين کنند. منشأ خرافات که از آفات شایع در این نوع مجالس است، نیز به دلیل وجود همان نیازها است. زن خانه، بيش از ديگران به مطالب خاص و معجزهگون نياز دارد تا کمبودهای روحیاش را پاسخ دهد. اگر مبلغ خانهای با آگاهی و اطلاع و بينش صحيح دينی و در عين حال با برخورداری از مهارتهای روانشناختی، به طرح مباحث معجزگون بپردازد، هم مخاطبش را راضی نگه میدارد و هم او را به ورطه افراط و خرافهپرستي نمیکشاند. اما متأسفانه معمولا مبلغان خانگی اين توان را ندارند و با طرح مباحث بیريشه و افراطگونه سبب میشوند که مجالس روضه و سفرههای خانگي لبريز از حکايات و قصههای بیريشه در دين شود. زيانهای اين نوع مباحث اکنون در سطح جامعه ما فراوان ديده ميشود و در حقيقت نوعی دين خاص را پديد آورده که هيچ شباهتی با دين واقعی ندارد و فقط براي سيرابکردن احساسات عاطفی مخاطبان مفيد است.
براي درمان اين درد خطرناک بايد آموزشهای علمی و دينپژوهانه به مبلغان خانگي در رأس برنامههای دستگاههای دلسوز تبليغی قرار گيرد و آن چه ذکر شد در مواد آموزش آن بزرگواران بگنجد تا بيش از اين دين به عنوان دکان برخی قصهپردازان قرار نگيرد.