دخت ایران: آقای دکتر! فکر میکنم بهتر است اول این سوال را بپرسیم که اهمیت و نقش رابطه جنسی و آموزش آن در سلامت خانواده چیست؟
خود واژه بهداشت جنسی در کشور ما جای بحث دارد. شما سال 89 راجع به این موضوع صحبت میکنید، اما بنده از سال 80 آموزش این مبحث را با عناوین مختلفی از جمله دانشخانواده، بهداشت خانواده، شروع خوب و روابط بهتر شروع کردم. جامعهای که دچار مشکل است برای چنین واژه ساده و بدیهی، نیاز به این همه ادبیات دارد.
برای اینکه ببینیم این موضوع چقدر اهمیت دارد تا بدانیم چقدر باید روی آن سرمایهگذاری کرد، دو آمار را به نقل از مدیران فرهنگی کشور عرض میکنم. 80 درصد از طلاقهای کشور ما جنسی است. این آمار برای من هم عجیب بود، چرا که آقای دکتر فروتن در کنگره خانواده این میزان را 60% اعلام کرده بودند. یعنی ریشه 60 تا 80% از طلاقهای کشور، به مسایل جنسی برمیگردد. بنابراین، اهمیت موضوع کاملا روشن است. میتوانیم به جای کلاسهای آموزشی مختلفی که به مردم آموزش میدهد که چطور صحبت کنیم، چطور انتقاد کنیم، یا شنونده خوبی باشیم، به مردم یاد بدهیم که چطور با همسرشان همآغوش شوند.
آمار دوم هم این است که 50 تا 60% از زوجهای طلاق نگرفته، یعنی آنهایی که هنوز با هم زندگی میکنند، هم مشکلات جنسی دارند.

مقدمه دوم آنکه، اگر متوسط سن بلوغ دختر و پسر را در ایران 12 بگیریم، فرد از 12 سالگی به بعد در خودش کشش جنسی را احساس میکند؛ احتمالا آگاهی را زودتر، از 6 یا 7 سالگی درک میکند. از طرفی هم متوسط سن ازدواج دختر و پسر بین افراد نسبتا تحصیلکرده ایرانی برای دختران 24 و برای پسران 25.5 است. ضمن اینکه در تهران و شهرهای بزرگ و بین افراد تحصیلکرده معمولا دیرتر هم ازدواج میکنند. بنابراین، بین آگاهی، کشش جنسی و سن ازدواج، 12 تا 15 سال فاصله است.
راههایی که در این مدت میتوان پیش گرفت چه چیزهایی است؟
- اول تقوا و خویشتنداری است.
- اگر بستر ازدواج فراهم باشد -علیرغم همه بحثها- ازدواج دائم و موقت راه بعدی است. (اتفاقا با آمار میتوانم ثابت کنم که ازدواج موقت انتخاب بدی نیست.)
- سومین راه هم بازار آزاد است. کلمه قشنگی نیست، اما صنعتی است که در دنیا وجود دارد.
- چهارمین راه هم، خودارضایی است.
جز راه اول، در سه راه بعدی، چه فرد ارتباط با همسر داشته باشد، چه رابطه نامشروع و چه خودارضایی، دانشی برای ارائه نداریم. مثلا در رابطه با خودارضایی، خرافات بسیار وحشتناکی وجود دارد که بعضی از پزشکان هم به آن خرافات آلودهاند.
گرچه برخی به موضوع گواهینامه ازدواج خندیدند، اما فلسفه درستی پشت این بحث وجود دارد. فرد در حالی وارد زندگی جدید میشود که هیچ آگاهی ندارد. اطلاعات اندکی هم که دارد از خرافات، بازارسیاه یا از افراد کمآگاهتر از خودش شنیده است. احتمالا، در ایام دبیرستان CD رد و بدل کردهاند! ضمن اینکه، جوان در آن سن و سال، عطش و کشش جنسی دارد و دیگر به منتظر ما نمینشیند؛ اینترنت را شخم میزند، از این و آن سوال میکند و بالاخره عطشش را شده با آب گلآلود برطرف میکند.
دخت ایران: در حالی که اولین جایی که مباحث جمعیت رسما آموزش داده میشود در دانشگاه است؛ یعنی در بهترین حالت در حدود 20 سالگی. این وضعیت مفید و قابل قبول هست؟!
من در دانشگاه تهران، شریف و امیرکبیر، کلی پتانسیل صرف میکنم تا به بچهها ثابت کنم یکسری از موضوعات را نمیدانند و بیشتر آنهایی را هم که بلدند، غلط است. این وضعیت بهداشت جنسی در کشور ماست. در دانشگاه تهران با بدبختی درسی 1 واحدی داریم که آن هم به نام جمعیت و تنظیم خانواده است. در 300 صفحه کتاب رفرنس دانشگاه تهران،کل معلوماتی که مشخصا بهداشت جنسی را نشانهگیری کرده، تنها دو پاراگراف است. البته درباره مصرف قرص، شرایط ازدواج و برخی مسایل دیگر صحبت شده، اما موضوع اصلی که فرد نباید از منبع دیگری به دست بیاورد، به او داده نمیشود. این وضعیت دانشگاه تهران است که افراد زحمتکشی مثل آقای دکتر رستمی، دکتر مقدس و دکتر شفیعی واقعا در این عرصه تلاش کردند.
حالا آیا جای تاسف نیست که در دانشگاهی مثل شریف، این درس اصلا 1 واحد هم به حساب نمیآید و صفر واحد است؟ فقط دانشجو موظف است که این درس را بگذراند. بسیاری از دانشجویان کلاس من در دانشگاه تهران، از دانشگاه شریف و پلیتکنیک بودند. در دانشگاه امیرکبیر که این درس اصلا تدریس نمیشود. بنده آن زمان، به ریاست وقت دانشگاه امیرکبیر نامه زدم و خواستم اقدامی برای این کار انجام بدهیم، اما جواب این بود که «دانشجویان ما نیازی به این درس ندارند!» وقتی تذکر دادم که مصوبه مجلس است، گفتند: «مگر دانشگاه ما دانشگاه زابل است که هر مصوبهای را اجرا کند.»
خارج از این یکی دو میلیون دانشجو، وضعیت این موضوع در سال 89 تفاوت چندانی با قدیم نکردهاست. جز اینکه آن سالها حداقل میشد این سوالها را از علما پرسید. شما ببینید نوع سوالاتی که مردم در زمان نبی اکرم از ایشان میپرسیدند، به مراتب راحتتر و عریانتر از سوالاتی بود که ما اکنون میتوانیم از روحانیونمان بپرسیم.
دخت ایران: در چند سال اخیر بعضی دورهها و برنامههای پراکنده توسط نهادهای دولتی در مورد آموزش بهداشت جنسی اجرا شدند و شما هم در خیلی از آنها نقش داشتید؛ این حرکتها به کجا رسیدند؟ هیچ جریانی از دل آنها برآمد؟
بله، پیشرفتهایی نسبت به سال 84 داشتیم که من سه نمونه را عرض میکنم. وزارت بهداشت طرحهای خوبی در زمینه ارتقا زندگی جنسی دارد که هنوز اجرایی نشده است. دومین خبر خوب، رسانه است. به شخص بنده در برنامه زنده گفتند راجع به مسایل بهداشت جنسی، اهمیت و خطراتش صحبت کنم. ورود به این بحثها در گذشته خط قرمزی بود که خوشبختانه اخیرا میبینیم همکاران بنده در برنامه زنده شبکه سراسری هم سطح آزادی اروپا و امریکا، این نکات را شرح میدهند. سومین خبر خوب هم فعالیت سازمانهایی مثل سازمان فرهنگی، هنری شهرداری و سازمان ملی جوانان در این عرصه است.
البته بسیار عقب هستیم. آن هم در شهرهایی مثل تهران و شهرهای بزرگ، در شهرهای کوچکتر و روستاها که اختلاف علمی بسیاری وجود دارد.
دخت ایران: برگردیم به سوال اصلی... چرا نقش رابطه جنسی در سلامت خانواده اینقدر مهم است، و چطور این عامل سلامت خانواده را تهدید میکند؟
نیاز جنسی فقط منجر به همآغوشی دو نفر نمیشود. بلکه پشت بسیاری مسایل حتی اینکه زن میخواهد چاق نشود و مرد میخواهد هیکل خوبی داشته باشد، تستسترون و استروژن وجود دارد. برای همین است که وقتی فرد به لحاظ جنسی مشکلدار است، بسیاری از امور دیگرش هم مشکلدار میشود. مثلا جاهطلبی مردان، ناشی از همین قضیه است. بنابراین، یکی از دلایل اهمیت این موضوع، اثرات غیرمستقیم میل جنسی است که سازنده بسیاری از ارکان زندگی است. خانمی که به لحاظ جنسی ارضاء نمیشود، کمترین احساسی که تجربه میکند، احساس بیاعتماد به نفسی است، اینکه «شاید من چاقم، لاغرم یا...» حال جسمی این زن هم مساعد نخواهد بود و مدام عصبانیت، خشم و اضطراب را تجربه میکند.
مردانی هستند که نمیدانند انزال 2 دقیقهای، انزال طبیعی است و فکر میکنند زودارضایی دارند. این فرد فکر میکند بیمار است و دچار احساس بیکفایتی جنسی و بیاعتماد به نفسی جنسی میشود؛ این احساس خیلی خطرناکی است. او مدام فکر میکند سوپر مردانی هستند که او مانند آنها نیست، و مدام این حس را با خودش تجربه میکند.
طرف همانطور که گفتم دانش غلط دارد؛ چیزهایی را از فیلمهای پورنو که پر از اغراق و فضاسازیهای غیرواقعی هستند یاد گرفته که به هیچ وجه با واقعیت تطابق ندارد. تکنیکها و جلوههای ویژه بسیاری روی این فیلمها وجود دارد که بسیار با زندگی عادی متفاوت است.
یادم میآید یکی از دانشجویانم با دختر بسیار خوبی ازدواج کرد. بعدها به من ایمیل زد و گفت که کاملا خودش را باخته است. نوشته بود: «تصورم از بدن ایشون، تصور دیگهای بود.» علیرغم اینکه حرف زدن در این رابطه خیلی سخت است، وقتی با هم صحبت کردیم از میل جنسی و نشاط رابطهشان پرسیدم. وقتی یادآوری کردم که چه چیزهای خوبی در رابطه دارند، و چیزهای کوچک دیگر را اگر لازم باشد میشود تغییراتی داد، مشکلش حل شد.
دخت ایران: اگر موافقید این مساله را بازتر کنید.
نشاط جنسی به این خاطر اهمیت دارد که به سادگی به دست نمیآید؛ نیاز به تلاش زیاد خود شخص دار و چون این کار ابعاد روانی و ابعاد دیگری دارد، کار سختی است. درست کردن هیکل و باشگاه رفتن سادهترین کار است! اما این مسئله بسیار سخت است. مثلا باید خاطرات بد را از بین ببرد و مشکلش را با سکس حل کند. خیلی افراد با فلسفه سکس مشکل دارند؛ جایی که لازم است کاملا متوقف میشوند و نمیتوانند کاری انجام بدهند. مثلا افرادی که زنشان را خیلی دوست دارند و آنجایی که در سکس باید کمی خشونت به خرج دهند، از عهدهاش بر نمیآیند. برای همین است که زن میگوید آدم من نیست. مرد خوبی است، اما مناسب من نیست! زن و مرد هم که دلیل را به هم نمیگویند. همین میشود شروع مشکل.
سکس تا حد زیادی به نوع شخصیت افراد مرتبط است، مثلا دختران تیپ شخصیتی آتنا که همه کارهایشان خیلی دقیق و مرتب است، سکسشان هم از روی کاتالوگ کاملا دقیق است، ولی ذوق ندارد و نمایشی است. بعضیها هم در سکس هیچ عکسالعملی از خودشان نشان نمیدهند. ما در آموزش به هر دو مساله عمل و عکسالعمل میپردازیم. مثلا گاهی باید اطاعت کرد، گاهی کمی خشونت لازم است... معمولا دختران در رابطه جنسی، نقش منفعل و حرفگوشکنی دارند، در حالی که باید کاملا سرکش باشند. البته منظور سرکشی خوب است.
دخت ایران: چه کسانی باید متولی آموزش مسائل جنسی باشند؟ و این آموزش چه شرایطی باید داشته باشد؟
کلا در دنیا آموزش بهداشت جنسی کار گروهی است. از پزشک، روانپزشک، روانشناس، روحانی و کشیش گرفته تا جامعهشناس. گروه ما در مرکز مطالعاتیمان متشکل از یک روانشناس، روانپزشک و یک روحانی است که گروه بسیار خوبی است. به نظر میرسد در گروه خیال مردم راحتتر و ترسشان کمتر است. ضمنا فضای این کلاسها نباید خیلی عامی یا خیلی تخصصی باشد. مدرس باید شرایط لازم و علم لازم را داشته باشد، بیان خوبی داشته باشد، و در کلاسداری بهداشت جنسی که کار سختی هم هست، توانمند باشد. مثلا بعضی اساتید تمام دانششان را پشتسر هم طوری میگویند که هیچ دانشجویی جرات سوال نداشته باشد. در حالی که در این کلاسها باید فضای گفتمان و پرسمان فراهم باشد. بنابر این، علاوه بر اینکه استاد باید کفایت علمی داشته باشد، از کفایت تدریسی هم برخوردار باشد. علاوه بر اینها حتما بایستی برای تدریس این مقوله از ابزار کمک آموزشی و اسلایدهای خوب استفاده کرد.
در مورد این که چه کسانی باید این وظیفه را به عهده بگیرند، پتانسیل خوبی در مراکز مشاوره وجود دارد؛ به نظر من ماماها هم میتوانند در این قضیه کمک کنند.
دخت ایران: و مخاطب این دورهها چه گروهها و چه سنینی هستند؟
گروههای مختلفی وجود دارند که این خدمات مناسب ارائه به آنان است: متاهلانی که در 5 سال اول زندگی مشترکشان هستند، متاهلان بالای 5 سال، مجردان در آستانه ازدواج و نوجوانان. البته آموزش هر گروه محتوای مخصوص به خود را دارد.
دخت ایران: آیا لازم است که این آموزش از زمان نوجوانی آغاز شود؟
حتما. به نظر من آموزش بهداشت جنسی بایستی از نوجوانی شروع بشود. نوجوان ایرانی در 15 سالگی همه چیز را میداند، منتها همه این آگاهی بر اساس اطلاعات غلط و نادرستی است که سالها هم در او نفوذ میکند.
دخت ایران: تنها راه آموزش بهداشت جنسی از طریق برگزاری کلاس و کارگاه آموزشی است؟
خیر. سیدیهای آموزشی، برنامههای رادیویی، صدا و سیما که میتواند خیلی موثر باشد. کتاب و جزوه هم میتواند کمک کند، اما بین اینها سیدی میتواند خیلی موثر باشد.
دخت ایران: البته برنامه آموزشی صدا و سیما این مشکل را دارد که نمیتواند محدودیتی برای مخاطب قائل باشد و تنها گروه آموزشی هدف را پای برنامه بنشاند.
بله؛ اما سه سطح آموزشی وجود دارد. 1- پیشگیری از بیماری، 2- درمان بیماری، 3- بازتوانی بیمار. رسانه میتواند در آموزش سطح یک، یعنی در پیشگیری در بیماری، آگاهی لازم را در اختیار مخاطبین قرار بدهد. مثلا آگاهی در این زمینه که اگر شما مردی هستید که تمایلات زنانه دارید، «اوا خواهر» نیستید، بلکه این قضیه یک اتفاق روانی است. فرهنگی که مردم بدانند این بیماری محسوب میشود، نه یک انحراف. و برای بیماری باید به پزشک مراجعه کرد. درست مثل اینکه نسل امروز دیگر اعتیاد را بیماری میداند، نه یک بیبندوباری و بزه.
مثل اینکه زمان پیامبر خانمی به ایشان گفت که میخواهد ازدواج کند. پیامبر در مسجد پرسید چه کسی حاضر است با این زن ازدواج کند و سه نفر دست بلند کردند. در واقع قضیه آنقدر راحت بوده، نه مثل فرهنگ ما که همه چیز کاملا پیچیده و لایهلایه شده است.
دخت ایران: به نظرتان رابطه جنسی چند درصد بر امنیت خانواده نقش دارد؟
درصدی نمیتوانم عرض کنم. سن و سال ازدواج خیلی مهم است. در ازدواجهای زیر سیسال، این سهم خیلی بالاست، اما سنین بالاتر شاید سهم کمتری داشته باشد. عامل دیگر هم که تاثیر دارد، دانش و سطح سواد افراد و شیوه زندگی آنهاست. یعنی اگر در زندگی غیر از رابطه جنسی، مسافرت، موسیقی کلاسیک، هنر، گفتگو، ادبیات و رمان هم حال مرا خوب کند و فاز هیجانی به من بدهد، دیگر همه تخممرغها در سبد سکس قرار نمیگیرد. در واقع شیوه زندگی فرد تعیین میکند که چقدر سکس در زندگی آنها اهمیت دارد.
دخت ایران: اگر قرار باشدچند اولویت مواردی که سلامت خانواده را تهدید میکند نام ببرید آنها کدامها هستند؟ آیا سکس هم جز این اولویتها قرار میگیرد یا خیر؟
بله. سکس جز اولویتها قرار میگیرد. به نظر من مهارتهای والدی خیلی مهم است. معمولا سالهای اول زندگی مشکل تطابق و سازگاری و... وجود دارد؛ اما چند سال که میگذرد، بچهها بحران میشوند. بنابراین یکی از عواملی که در سلامت خانواده و بحرانزدایی نقش مهمی دارد، آموزش مهارتهای والدینی است. بهداشت جنسی که 100% جزو این موارد است. اولویت بعدی هم به نظرم شخصیتشناسی است. افراد باید تیپ شخصیتی و ویژگیهای شخصیتی خودشان را بشناسند و بدانند جزو کدام گروه قرار دارند. منظورم تیپهای شخصتی معروف دنیاست. اگر این را بدانند، متوجه سطح توقع و انتظارات خودشان میشوند.
مثلا زن تیپ آتنا اگر با همسرش تماس بگیرد و او پاسخگو نباشد، با خودش فکر میکند که حتما سر کار است، یا در حال رانندگی است و یا جلسه دارد، اما فرضا زن آفرودیت سریع فکر میکند که همسرش با کس دیگری است و نمیخواهد با او صحبت کند. اگر افراد چیستی خودشان را بشناسند، متوجه میشوند که این تیپ شخصیتی آنهاست که موجب این طرز تفکر شده است. شخصیتشناسی به تعبیری همان خودشناسی است. خودشناسی که فقط از میان کتابهای المراقبات در نمیآید. خودشناسی در دنیای مدرن این است که من بدانم کجاها آدم عوضی و خودشیفتهای هستم و به دیگران جراحت میزنم.
دخت ایران: شما به عنوان فردی که مشاوره هم زیاد داده است، بیشترین عاملی را که باعث تزلزل خانواده شده چه میدانید؟ مثلا رابطه جنسی بوده، مشکلات مالی بوده یا اختلافات فرهنگی، اجتماعی.
من بیشتر تدریس میکنم و مراجعینم هم جزو افراد خاص جامعه و نخبه هستند، میتوانم راجع به این گروه که بیشتر سر و کار دارم دستهبندی کنم. «ریشه در سنت داشتن، سر شاخه در مدرنیته داشتن.» در واقع فرد هم میخواهد سنت را حفظ کند، هم فارسیوان را داشته باشد، هم جمکرانش را از دست ندهد! یعنی ملغمهای که همه چیز را داشته باشد و این شدنی نیست. الگویی هم وجود ندارد که به فرد ارائه شود و او با آزمون و خطا جلو میرود.
به نظرم اختلافات فرهنگی کلمه کلیشهای است؛ شاید فرهنگ ناقص اسم خوبی باشد. آن فرهنگ هنوز ساخته نشده است. مثلا پسر تحصیلکرده است، همسر تحصیلکردهای را هم انتخاب کرده که میخواهد او هم کار کند. اما سنت هنوز پابرجاست. یعنی مرد نمیخواهد که زن هر کاری هم بکند و رویش هم نمیشود که این را بگوید... من وقتی از دانشجویان سوال میکنم که آیا اجازه کار به همسرشان میدهند، جواب مثبت میدهند. اما دنبالش ادامه میدهند: «کار کند، اما به وظایف اصلیاش هم برسد.» مگر میشود که مرد همکاری نکند و زن بتواند هم به همه کارهای منزل برسد، و هم بیرون از منزل، پا به پای مرد، کار کند؟
متاسفانه فقر فرهنگی بیداد میکند. دختران و پسران 25 تا 35 سال، که هم سری در اینترنت دارند و زندگی جاهای مختلف دنیا را میبینند و هم میخواهند در سنت و باورهای دینی خود باقی بمانند، نمیتوانند همه اینها را با هم جمع کنند.
مسایل جنسی را در مراجعینم به کرات دیدهام، نکته دیگری که زیاد دیدم، بیتعهدی است. مثلا طرف با کارمندش صمیمی است. این بیتعهدی هست یا نه؟ مثلا خانمی میگفت شوهرش همه جا دنبالش است تا بتواند مچش را بگیرد. یا خانمی که اگر همسرش بخواهد منشی هم عوض کند، باید خبردار باشد و تایید کند. این مسایل به کرات بین خانمها و آقایان، هر دو، وجود دارد.
دخت ایران: میان حرفهایتان از فارسی 1 نام بردید، نظرتان در مورد این شبکه و تاثیرش روی خانواده چیست؟
بسیار بد! من در قزوین از وجود این شبکه خبردار شدم. در آنجا که اتفاقا شهر مذهبی هم هست، کارگاه شخصیتشناسی داشتم که یک آقایی بلند شد پرسید «شخصیت ویکتوریا چیه؟!» وقتی پرسیدم چه سریالی هست، کدام کانال پخش میکند، دیدم همه میخندند. بعد در تهران این شبکه را دیدم. سریالهای این شبکه مدام جامعه کودک را تبلیغ میکند. البته اینها خروجیهای فرهنگیشان است، قطعا خودشان چنین جامعه کودکی ندارند. نمیشود کرهای که هفتمین سازنده اتومبیل جهان است و صنعت قوی دارد، اینقدر جامعه کودک باشد، به نظر من اینها خروجیهای آنهاست. یا حداقل تیم رسانهای رابرت مردوخ، صاحب شبکه فارسی وان، آن چیزی را انتخاب کرده که مناسب کشورهای جهان سوم باشد.
مگر ما میتوانیم با چهاردیواری و چند تا سریال ضعیف جلوی تب سریالهای پرطرفدار آنها را بگیریم. اتفاقا در این سریالها مثلا ویکتوریا، خیلی بیاخلاقی ظاهری و پوشش نامناسب و عریانی نشان نمیدهد. یعنی سیاست شبکه به گونهای است که خانواده ایرانی بدون اینکه فرزندش را از پای تلویزیون بلند کند، همه در کنار هم بدون نگرانی فیلم را تماشا میکنند. و پیام این سیاست این است که این شبکه مستقیما «خانواده» را هدف قرار داده است. از آنجا که هیچ گربهای برای رضای خدا موش نمیگیرد، به نظر من کسی مثل مردوخ که این همه رسانه و ملیاردها ملیارد دلار در دست دارد، لنگ بازار ساده نیست. اما در هر حال، این هم یک نوع مارکت است. حداقل در آینده میتواند ادعا کند که در ایران یک شبکه میلیونی دارد و به این قیمت آنرا میفروشد.
از اینها بگذریم چرا در 5 سریالی که پخش میشود، در همه آنها خیانت نشان میدهد؟ رابطه نامشروع زن شوهردار و مرد زندار با افراد دیگر، بدون هیچ محدودیت سنی. مثلا زن 50 ساله عاشق پسر 22 ساله میشود و از این امثال که میشود ریشهیابی کرد که پای مسایل فرهنگی در میان است. یکجور عادیسازی که القا کند این مسایل خیلی هم مهم نیست. متاسفانه شبکههای داخلی هم با این وضعیت اصلا نمیتوانند با آنها رقابت کنند. مثلا یک برنامهای مثل تصویر زندگی 10 سال است که روی آنتن است؛ حالا عین همین برنامه را در همه شبکهها، فقط با اسم متفاوت میبینیم. متاسفانه همه کپیبرداریهای ضعیف است. در تبلیغ سریالی مثل 24 میبینید که نوشته آدرنالین، یعنی سریال را تزریق میکند. در هیچ جای ایران، سریالها نمیتوانند با اینها رقابت کنند، مناطق آذربایجان که معمولا سریالهای ترکیهای میبیند، حواشی جنوب، سریالهای عربی و نواحی مرکزی هم که غالبا ماهواره میبینند. اتفاقا سریالهایی مثل ویکتوریا و خانه مد با کمترین هزینهها ساخته میشود، ولی بیشترین تاثیر را میگذارد. برعکس، در آمریکا سریالی در مورد خانواده ساخته میشود که آنقدر محتوای آن حرفهای است که در کتابهای مرجع علمی روانشناسی به این سریال استناد شده است.
دخت ایران: آقای دکتر! خیلی ممنونیم که با حوصله با ما صحبت کردید.
فوق العاده بود
گفتگوی بسیار خوبی است. نه تنها در مورد خانواده و نقش آن حرف میزند که درباره اوضاع داخلی دانشگاههایمان هم به مسایل بسیار ارزندهای اشاره شده و بی توجهی جمعی مسئولان امر را به خوبی نشان میدهد. در مورد سریالهای خانوادگی شبکههای داخلی امریکا هم کاملا با آقای دکتر موافقم. چون خودم با تماشای سریال خواهران و برادران به شدت وسوسه شده بودم یادداشتی برای این شماره بگذارم که اشاره به تاکید این سریال بر اهمیت وجود خانواده داشته و نکات بسیار ریز و دقیق روانشناسی موجود در این سریال را بازگو کنم که متاسفانه فرصت نشد. اما دیدن این سریال را به تمام کسانی که کنجکاوند اهمیت خانواده را بهتر درک کنند پیشنهاد میکنم. به هرحال بسیار لذت بردم.
اول سلام. خیلی گفتگوی خوبی بود. بیش از 10 بار اون رو خوندم. من عاشق دکتر شیری هستم. هر کلمهای که میگه بیشترین تآثیر رو میگذاره. خوشحال میشم بیشتر در مورد بهداشت خانواده تو سایت خوبتون صحبت کنید. ممنون
خیلی حال داد. ممنون از همه
تنها آموزش نمی تونه تضمین کنه که دو نفر می تونن از رابطه خوبی برخوردار باشن. بلکه تجربه لازمه حداقل برای یکی از طرفین. و یه نظرمن فرهنگ سازی برای داشتن تجربه جنسی لازمه تا اینکه از بعد تابو در بیاد. و همینطور این فرهنگ در حدی جا بیفته که شاهد تنوع طلبی و خیانت در روابط زناشویی و دوستی نباشیم. مسلم هست که فرد وقتی تشنه نیاز جنسی نباشه انتخابش برای ازدواج بر اساس معیارهای بالاتری صورت میگیره تا اینکه براساس هیجان جنسی. شاید بهتر باشه انتقاد کردن و انتقاد پذیر بودن رو در رابطه جنسی به مردم آموزش بدیم. تا اینکه به محض عدم رضایت منجر به جنگجال زوجین و یا خیانت نشود. و هیچ وقت نشاط حاصل از هم آغوشی با خودارضایی برابری نخواهد کرد. و آیا گفتن یک آیه آدمها رو متعهد می کنه که ازدواج موقت رو پیشنهاد می کنید؟ به خصوص در جامعه حاضر که اکثر قشر تحصیل کرده با دین میونه ای ندارن و جزبه جز آن براشون زیر سوال هست و ...
به الهام: اول اینکه هر باتجربهای هم از صفر شروع کرده و تجربه کسب کرده، پس این لزوم تجربه رد میشه... ضمن اینکه اگر منظورتون از تجربه و فرهنگسازیش، داشتن رابطه جنسی خارج از ازدواج هستشن که باید تصریح کنم که متاسفانه سکس و رابطه جنسی رو نشناختین! اتفاقا این نسخهای که تجویز میکنید دقیقا منجر به افزایش طمع و تنوعطلبی جنسی در آدمها میشه. با این حرفتون در مود تشنگی جنسی، هیجان جنسی و ازدواج موافقم؛ اما باز راه حل توی تجربه جنسی نیست که باعث حریصتر کردن شهوت جنسی بشه! در واقع آدمیزاد همه شخصیتش شهوت نیست و باید در کنار اون نیاز جنسی ف ابعاد شخصیتی دیگهاش هم اون رو به ازدواج ترغیب کنند تا ازدواج درستی داشته باشه. این انتقاد در رابطه جنسی یعنی چی؟! اگر در بین زن و شوهر منظورتون که حرف درستیه تقریبا؛ ولی اگر منظورتون خارج از این حلقه است، هم روانشناسی و هم دین باهاش مخالفن. چون باعث سرخوردگی جنسی، توهم و تخیل جنسی و بیحیایی میشه. اینکه اکثر قشر تحصیلکرده با دین میونهای ندارند رو به شدت رد میکنمن ولی درمورد آیه و ازدواج موقت نظری ندارم و خیلی باهاش موافق هم نیست!
مثل همیشه عالی بود.مخصوصا راجع به سریال های فارسی 1 که رسما بی تعهدی را امری ساده و طبیعی و حتی مثبت جلوه میدهد و سعی در رواج تزلزل دارد... متاسفانه سرگرمی اصلی بسیاری از خانواده های ایرانی شده.
اتفاقا من خیلی با ازدواج موقت موافقم! این آیه نیست که آدمها رو متعهد میکنه... بلکه تعهد آدمها به دین و اون آیه است که باعث میشه با یه جمله به هم محرم و مقید بشن.
من با دکتر موافقم. خیلی حیفه که ما از بلد نبودنمون ضربه بخوریم! وقتی میشه چرا نریم و یاد بگیریم؟؟
به رضا: نمی دونم نسل شما چند سالشه ولی تو رده سنی ما که بین 24-26 سالگی هست و حتی نسل بعد از ما به خیلی از ارکان دین خرده می گیرن. و به یقین با اخلاق بودن و متعهد بودن- به سلامت اخلاقی افراد ربط داره و نه به ترس هایی که دین به افراد وارد می کنه در قالب گناه. و در جامعه ما مصداق برای این شعر کم نیست : واعظان کین جلوه در محراب و منبر می کنند. چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند. بله درسته که همه از صفر شروع می کنن ولی به جز اطلاعاتی که از منابع مختلف به دست میارن تا به عمل نرسن هیچ درک واقعی نخواهند داشت. و نکته دیگه سکسی که پشتش فقط شهوت باشه و هیچ عشقی نباشه حالات پریشانی به وجود میاره و اگه فردی در رابطش به ارگاسم نرسیده باشه و فقط بی نهایت تحریک شده باشه ممکنه حریص بشه و یا دچار احساس پریشانی بشه این هست که انتقاد کردن تو سکس مهمه.(البته راجع به مردان هرمسی و زنان آفرودیتی نظری ندارم). و آموزش در کشور ما بنا به منافع نظام نمی تونه اونقدر گسترده باشه چرا که زدن یکسری حرفها باعث لغو پروانه کار می شه . و اون چیزی که خیلی مهمه جوانان ازش آگاهی پیدا کنن دوستی های قبل از ازدواج و نحوه اون هست. و نکته آخر آقای رضا اگه گفته ای بر خلاف میل شماست لزومی نداره موضع تدافعی بگیرین چرا که لغاتی که تعصب شما رو نشون می ده پررنگ تر از نظری که می خواهین ارائه کنین جلوه می کنه و در نتیجه حرف شما تاثیرش کمرنگ می شه.
گفتگوی خیلی خوبی بود.کاش یه جوری همه پدر مادرها هم اطلاعات بیشتری داشته باشن تا بهتر بتونن بهمون کمک کنن
به الهام: ممنون از الطاف و نوازشتون که من متعصبم و الخ! بنده هم مثل خیلی از جوونهای دیگهای که میفرمایید با ((دینداری صوری)) مردم مشکل دارم! ولی دین با واعظانی که در خلوت آن کار دیگر میکنند تعریف نمیشه؛ اگر کسی هم به جای این که ببینه دین چی میگه، بره ببینه واعظان و مابقی چه میکنند که خوب مشکل خودش میشه دیگه!مثل این میمونه که با این رسواییهای اخلاقی شدید و زیادی که اخیرا در اروپا و آمریکا عیان شده، بگیم مسیحیت خیلی بده! اخلاقیات هم اگرچه مبحث مستقلی هستند، اما مشمول در دین هستند و دین اونها رو در بر میگیره و کامل میکنه... باز هم باید بگم که متاسفانه هنوز ((سکس)) رو درست درک نکردید نشناختید (ظاهرا کلاسهای دکتر شیری رو شرکت میکنید؛ بگید جامعتر این مساله عشق و احساس در سکس بهتون توضیح بده) ... همچنان با دوستی قبل از ازدواج و رابطه قبل و خارج از ازدواج مخالفم؛ نمونهاش رو هم که تو همین کامنتهای اینجا میتونید ببینید و از دکتر شیری هم میتونید بپرسید. ... اینکه خیلیها هنوز به درک لزوم این آموزشها نرسیدن هم موضع مشترک هر دومون هستش (اگر وجه اشتراک داشتن با بنده براتون باعث ننگ نمیشه!) البته این طبیعیه و زحمت و همت افرادی مثل دکتر شیری رو میطلبه که الحمدلله خوب دارن پیش میرن. .. اما در مورد الطاف آخرتون هم، من معتقد نیستم همه باید مثل بنده فکر کنن، ولی به خودم حق میدم که نظر مخالفم رو ابراز کنم و نقد کنم و بحث کنم. فرهنگ مباحثه و نقدپذیری هم از اون فرهنگهاست که آدمها ندارند و لازمه دوباره یاد بگیرن! موفق باشین...
:دى.....1. منظور از دین فقط اسلام نیست.2. من فقط یک سمینار 3 روزه از کلاس های ایشون رو شرکت کردم - پس ظاهر قضیه آدرس اشتباه به شما داده :دی. 3. دوستی های قبل از ازدواج به مخالفت و موافقت نظر من و شما بستگی نداره. چرا که این موضوع واقعیت جامعه هست پس چه بهتر که به افراد از سنین نوجوانی آموزش بدیم. همه آدمها جنس ازدواج نیستن! و اگه این افراد تن به ازدواج بدهند چه بسا که عواقب سنگین تری برای خود و جامعه ایجاد کنن. پس آدمها حق انتخاب دارن پس چه بهتره که بنا به انتخابشون آموزش ببینن و نه براساس باید و نباید های دیگران. 4. از گفته های آقای دکتر به نظر می رسه که ایشون بیشتر با قشر مرفه و تحصیل کرده در ارتباط هستن. آیا مسائل جامعه ما فقط به این قشر محدود می شه؟
احترام عمیق خود را تقدیم همه خوانندگان این مصاحبه و بزرگوارانی میکنم که کامنتهایی نیز مرحمت کردند مشخصا پیرامون گفتگوی رضا و الهام گرامی میخوام عرض کنم بهتره گفتگوهایی که خیلی جنبه نظری پیدا میکنه را دو ایی با رد و بدل ای میل ادامه بدهند و فضای عمومی چنین گفتگویی را به سمت مسائل کاربردی تر سوق بدهند. در همان گفتگوی شخصیشون من نیز حاضرم اگر اجازه دهند دخیل باشم تا شفاف سازی کنیم پرواضح است که شکل تدریس من و شاگردان مرفه و غیر مرفه و....ربطی به اهمیت موضوع این مصاحبه ندارد...کشور نیاز دارد در زمینه بهره وری خانواده ها و بحث لذت و نشاط زناشویی ارتقا یابد....اشتراکات شما حساس تر از افتراقاتتون است عزیران
سلام آقای دکتر شیری با کمال میل منتظر شنیدن نظراتتون هستیم.
سلام وقتتون به خیر آقای دکتر دست مریزاد از ما که گذشت ، بقیه رو دریابین . شما که دستتون به این آقایون بالا بالایی می رسه حالیشون کنید که اگه یه معلم کلاس سوم ابتدایی تو یه مدرسه دخترونه به شاگرداش می گه از تغییر ظاهرتون خجالت نکشید جرم نکرده این بچه ها آینده این مملکتندبالاخره یکی از یه جایی بایدباهاشون درست حرف بزنه و البته حرف درست بزنه . علاوه بر این من معتقدم هیچ وقت آموزش تنها بویژه برای نوجوان ها کافی نیست اول فکر جایگزینی محل صرف انرژی و تخلیه انرژی اونها باشیم بعد بهشون بگیم چی درسته چی درست نیست . به هر حال مصاحبه عالی بود . لذت بردم . ممنون و سپاسگذار
ایول دکتر! من هم پایهام! پیشنهاد خوبیه... ولی همینجا باشه بهتر نیست؟! به خصوص که شما هم اگر دخیل باشید در بحث، همه استفاده خواهند کرد. الهام خانوم هم قول میده دختر خوبی باشه و بداخلاقی نکنه!!! :دی
با سلام عالی بود مثل همیشه. در خصوص نوع رفتاری که طرفین باید در جهت رشد روابط عاطفی داشته باشند بیشتر صحبت کنید
من عاشق گفتوگوهای دکتر شیری هستم ایشون واقعا تاثیر زیادی تو زندگی من داشتن
با تشکر از استاد شیری فوق العاده بود من به قدری به شما علاقه و به گفته های شما اعتقاد دارم که هر کدامش رو بارها میخونم.