زنان و اعتیاد
در مطالعات روانشناسی آزمایشی انجام می‌دهند که در آن قورباغه‌ای را داخل قابلمه‌ای پر از آب معمولی می‌گذارند و قابلمه را روی شعله آتش قرار می‌دهند. قورباغه هیچ واکنشی در مقابل گرم شدن تدریجی آب از خود نشان نمی‌دهد تا اینکه پس از مدتی، وقتی متوجه خطر می‌شود که دیگر کار از کار گذشته و سیستم عصبی بدنش از کار افتاده است. قورباغه دیگر نمی‌تواند حرکت کند و به سرانجام محتوم خود تن می‌دهد. یک تصور غلط در مورد اعتیاد که گاه مانند یک دام عمل می‌کند، توهم «اعتیاد برای دیگران اتفاق می‌افتد!» است. همین تصور اشتباه مردم را از خطرات اعتیاد غافل کرده و بدتر از آن اینکه عده‌ای با این باور غلط که «من معتاد نمی‌شوم.» برای تفریح به سراغ مخدرات می‌روند و بعد از مدتی به ناگهان می‌فهمند که دچار چه مصیبتی شده‌اند.
ادامه ...
اندازه متن: بزرگتر کوچکتر
تعداد بازدید: 298
زن خانه‌دار، کلفت یا مدیر؛ مسئله این است!
توجه! توجه!
کسانی که در مصیبت‌های خانه‌داری خود را دار زده‌اند؛ کسانی که با مدرک تحصیلی و سمت‌های شغلی هفت‌رنگ، می‌خواهند ننگ خانه‌داری را از پیشانی پاک کنند؛ کسانی که حق‌شان را مردها و جامعه مردسالار خورده‌ است؛ کسانی که به تمرین‌های شدید ورزشی مشغولند، تا مبادا کسی ضعیفه خطاب‌شان کند! کسانی که خود را زن می‌دانند و خانه‌داری را آخرین مرثیه برای خود! کسانی که از بیم زن‌ خانه‌دار شدن، نه همسر می‌شوند و نه مادر! کسانی که به قابلیت طبخ نیمرو افتخار می‌کنند و از هرچه غیر از درس و مکتب‌خانه است، فارغند؛ کسانی که روی ازدواج و خانه‌داری خط جیغ کشیده‌اند و به محض رسیدن به کوچه‌ بن‌بست عشق! خود را به کوچه... می‌زنند؛ کسانی که... (گزینه‌هام تموم شد، فکر کنم آخریش خودمم که گزینه‌ هیچکدامم!)
کسانی که هیچکدام از گزینه‌های بالا برایشان اهمیت ندارد و در بی‌خیالی به سر می‌برند و یا کسانی که همه‌ گزینه‌ها را کلاف مسئله خویش می‌بینند و به دنبال پیدا کردن سر و ته‌اش هستند، تا شاید کلاهی برای سیاست‌گذاران و فرهنگیان دست و پا کنند؛ (باور کنید، این موضوع هیچ ربطی به سیاست و فرهنگ ندارد، این سیاست و فرهنگ است که هر کجا می‌روی جلویت می‌ایستد و نیشخند می‌زند!) خلاصه‌ کلام، گفت‌وگوی صمیمی ما را با کارشناسی همه فن حریف بخوانید؛ با دکتر مرتضوی کیاسری، رئیس انجمن خدمات مشاوره‌ ایرانیان، مؤسس و مدیر مرکز مشاوره‌ رهگشا، بنیان‌گذار و رئیس شورای مرکزی مجمع جانبازان و ایثارگران، رئیس میز احزاب ایران و چندین عنوان دیگر که مجال بیانش نیست. حال اگر شما مجال کافی برای خواندن دارید، یاعلی...
دخت‌ایران: با سلام؛ آقای دکتر مرتضوی! ببخشید که سریع سر اصل مطلب می‌روم، چرا خانه‌داری برای زن وظیفه شده است؟ آیا اسلام این وظیفه را بر گردن زنان قرار داده است؟
 وظیفه‌ زن اگر به معنای مدیریت نظام خانواده باشد، بله. اما اگر به معنای انجام امور خدماتی داخل خانه باشد، خیر.

دخت‌ایران: مدیریت خانواده یعنی چه؟ مگر زنان مدیر خانه و خانواده هستند؟ پس نقش مردها چه می‌شود؟
مدیریت داخلی خانه، یعنی زن به خانه نظم و نظام دهد، ورود و خروج به خانه را تحت کنترل داشته باشد، به نوع تربیت فرزندان که شامل گفتگو، رفتار، بهداشت، وضعیت تحصیلی و تعامل بچه‌ها با دیگران می‌شود، اهمیت دهد. در واقع زن باید در آنچه در خانه اتفاق می‌افتد، ناظری حاضر باشد؛ پشتیبان کننده، راهنما و مدیری مدبر در رفع مسائل به وجود آمده باشد. در مدیریت خانه که به بخشی از آن اشاره شد، زنان موفق‌تر از مردان عمل می‌کنند. چراکه زمان و انرژی فکری و روانی بیش‌تری را صرف می‌کنند.

دخت‌ ایران: آیا زنان خانه‌دار امروز ما مدیرند؟ مدیر آشپزخانه، یا مدیر خانه؟! آیا همه‌ مهارت‌های مورد نیاز را فرا گرفته‌اند؟ مثلا اولین چیزی که مادر به دختر دم بختش یاد می‌دهد، طریقه پختن قرمه‌سبزی‌ است، نه مهارت‌های همسرداری و تربیت فرزند!
متأسفانه به دلیل عدم آموزش و آگاهی، زنان خانه‌دار ما خانه‌داری را در سطحی کم‌عمق‌تر از اصل واقع می‌پندارند. به طور مثال آنقدر که خود را مقید به دانستن جدیدترین مدل پرده در خانه می‌دانند، به بهترین شیوه‌های همسرداری و تربیت فرزند واقف نیستند. البته این موضوع در سیاست‌گذاری‌های نظام آموزشی و فرهنگی ما ریشه دارد. اما باز هم جای امیدواری ا‌ست که زنان ایرانی با وجود نداشتن مهارت‌های تکمیلی، توان و پتانسیل بالایی جهت مدیریت در خانه دارند.

دخت‌ایران: جایگاه زن‌خانه‌دار از دیدگاه اسلام کجاست؟ آیا اسلام برای آن شأنی قائل است؟ با توجه به اینکه زنان الگو در اسلام، همچون حضرت زهرا(س) و حضرت زینب(ع) ضمن خانه‌داری، فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی نیز داشتند.
در قرآن خداوند سوگند یاد می‌کند «والمدبرات امرا»؛ به یکسری از فرشتگان خود قسم یاد می‌کند. فرشتگانی که مسئول تدبیر کارها هستند. همه‌ شأن و جایگاهی که برای مدیریت در منطق، دانش، فرهنگ و مذهب برایش قائلیم، همه جایگاه همان مدیر مدبر، شایسته، سیاست‌گذار و برنامه‌ریز است که در عین حال توان اجرای سیاست‌ها را نیز دارد؛ تمام این شأنی که برای چنین مدیری قائلیم، نزد اسلام بسیار بیش‌تر وجود دارد چرا که خانواده به عنوان ستون کوچک و واحدی برای اجتماع است و زن خانه‌دار -یعنی زنی که خانه را دارد، مدیریت خانه را دارد- از منزلت خاصی برخوردار است. به اعتقاد من، وقتی خداوند به فرشتگان مدبر آسمانی خود سوگند یاد می‌کند بی‌شک به فرشتگان رحمت در خانه‌هایی که بوی عرش می‌گیرند، نیز سوگند یاد می‌کنند.

دخت‌ایران: با توجه به نکته‌ای که اشاره کردید، چرا در جامعه‌ امروز ما در دید عموم تصویر یک زن خانه‌دار به یک فرد امی و عقب افتاده نزول کرده و خود زنان از چنین عنوانی برای خود گریزانند؛ در حقیقت خانه‌داری کسر شأن به حساب می‌آید؟
من معتقدم در اینجا فرهنگ عمومی و اجتماعی ما مقصر است. وقتی جایگاه (فردی، اجتماعی، خانوادگی، حقوقی، فرهنگی و...) زن‌خانه‌دار در جامعه به رسمیت شناخته نمی‌شود؛ فرهنگ عمومی، زن‌خانه‌دار را زن عقب افتاده، زن توسری‌خور، زنی که چون کاری از دستش برنمی‌آید، مجبور به واماندگی می‌شود، معرفی می‌کند. در چنین صورتی چه انتظاری می‌توان داشت که این زن‌خانه‌دار خود را در برابر امواج تحقیرها، توهین‌ها، ناملایمات و حتی توطئه‌های فرهنگی، سرو بلند قامت و استوار و بدون آفت گمان کند! ما باید این سؤال را اینطور مطرح کنیم که چه باید کرد تا زن‌خانه‌دار، به جایگاه حقیقی و حقوقی خود باور پیدا کند و از این احساس انزوا، توسری‌خوری و کلفَت‌مآبی خارج شود؟
به اعتقاد من در بخش فرهنگی، مسئولان فرهنگی، اعم از دولتی و غیردولتی روی این موضوع به شکل یک جنبش ملی باید کار کنند. وزارت‌خانه‌هایی که مسئول کار فرهنگی‌اند، رسانه‌ها، مطبوعات و تریبون‌های فرهنگی غیردولتی، تریبون‌های مذهبی مثل تریبون‌های نماز جمعه، حسینیه‌ها و اساتید در دانشگاه‌ها و حوزه‌های علمیه این موضوع را پردازش کنند. برای مثال زنی به خدمت پیامبر خدا می‌رسد. می‌گوید شما که فرموده‌اید مردها در میدان جنگ بروند، جهاد کنند و کشته شوند به بهشت می‌روند؛ حال مگر ما گناه کرده‌ایم که نمی‌توانیم چنین کنیم و سرانجام در بهشت منزل گیریم؟! پیامبر در پاسخ جمله بسیار زیبایی فرمودند: «جهاد زن نیکو خانه‌داری کردن و نیکو شوهرداری کردن است.» اگر ما به این برسیم که خانه‌داری نیکو، یعنی سنگرداری نیکو، سختی خانه‌داری یعنی سختی میدان جنگ! و سنگرداری در خانه مشابه سنگرداری در جنگ، مانع از ورود اجانب است و مانع ورود پندار و رفتار ناسالم در خانواده می‌شود؛ بدون شک بسیاری از معضلات خانوادگی و در پی آن اجتماعی حل می‌شود.

دخت‌ایران: آیا یکی دیگر از علل گریز زنان از خانه، مشکلات مالی و اقتصادی نیست؟ زنان امروز دوست دارند در تأمین مخارج خودکفا شوند و از همسرشان بی‌نیاز...
بله. متأسفانه برای این موضوع، جایگاه حقوقی زنان خانه‌دار مشخص نیست. از دیدگاه اسلام زنان می‌توانند در قبال انجام امور خدماتی خانه و فرزندان و حتی شیر دادن نوزاد (اجرت‌المثل) مزد دریافت کنند. اما متأسفانه، در جامعه ما چنین اصلی نادیده گرفته می‌شود. تا جایی که اگر زنی مهریه‌ خود را طلب کند، مردان سرکشی کرده و می‌پندارند که طلب مهر به هنگام مشاجره و طلاق صورت می‌گیرد!
در برخی کشورهای آمریکای جنوبی که حتی مردم نان شب‌شان را ندارند، به زنان خانه‌دار مستمری تعلق می‌گیرد. حتی می‌شود مبلغی از فیش حقوقی مرد، برای زن‌خانه‌دار واریز گردد. دولت باید چنین موضوعی را ترسیم، تبیین و تضمین کند. مردان ما عادت کرده‌اند وقتی به خانه می‌آیند اولین «خسته نباشید» را از زنانشان بشنوند و توقع تکریم و تعظیم دارند، در حالیکه خانم با درخواست چند تومان برای پول توجیبی‌اش از جانب همین مرد (با این فکر که زن در خانه کاری نمی‌کند و از صبح تا شب خودش را سرگرم می‌کند!) مورد بی‌اعتنایی و شاید غضب قرار گیرد!
اگر حقوق زن‌خانه‌دار به رسمیت شناخته شده و اجرا درآید و دارای شناسنامه و اتیکت و منزلت اجتماعی باشد، زنان دیگر از این عنوان سرخورده نمی‌شوند؛ با انگیزه و آگاهی به ایفای رسالت معنوی خود در خانه خواهند پرداخت.

دخت‌ایران: وقتی در عرف جامعه‌ ما همسران و شاید فرزندان دید کلفت‌مآبانه به زن‌خانه‌دار دارند، چطور می‌شود در قدم‌های بعدی برای زنان، حقوق و مزایا در نظر گرفت؟ بستر پذیرش آن در جامعه‌ مردسالار ما فراهم است؟ برای تبیین جایگاه زن‌‌خانه‌دار از کجا شروع کنیم؟
ما به این فرهنگ نیاز داریم. به فرهنگی که می‌گوید خانه هم یک عرصه بزرگ برای مدیریت است و زن‌خانه‌دار هم سکان‌دار آن. متأسفانه در نگاه ملی ما، نه نگاه مذهبی، در گذشته زن را به دلیل ظریف بودن ضعیف تلقی می‌کردند؛ بدون در نظر گرفتن این موضوع که هر ظرافتی دلیل بر ضعف نیست. این دید مردسالاری، زنان را به جای ظریفه، ضعیفه خطاب می‌کند؛ هر چند امروز کم‌رنگ‌تر از گذشته است. برای شروع می‌توان از کتاب‌های درسی پایه استفاده کرد؛ چون در کتاب‌های درسی و آموزشی نیز از این اصل چشم‌پوشی شده، بچه‌ها هم با همین نگاه ابتدا به مادر و سپس به همسر رشد می‌کنند. برای مثال اگر می‌گوییم: بابا آب داد، بابا نان داد –به این اشاره می‌کنیم که اقتصاد خانواده در دست باباست- اگر در کنارش بگوییم: مادر جان داد –به این اشاره کرده‌ایم که تمام اساس خانه از مادر است، حیات خانواده از زن است و اگر به این حدیث پیامبر که «اگر زنی در زمان زایمان جان دهد، در قیامت شهید محشور می‌شود،» اشاره کنیم؛ این بچه به مادرش به دید یک آشپز و مسئول تدارکات نگاه نمی‌کند، مادر برایش یک قهرمان در گذشت و ایثار می‌شود. این بحث باید از نسلی نوپیدا آغاز شود تا به مرور در بستر فرهنگی جامعه جای گیرد.

دخت‌ایران: شما در بخشی به سنگرداری زنان خانه‌دار اشاره کردید و اینکه شأنیت زن‌خانه‌دار مانع معضلاتی چون طلاق، بی‌‌قیدی، بی‌میلی به ازدواج در دختران و بسیاری از بزهکاری‌های اجتماعی می‌شود. با وجود چنین ضرورتی چرا تبیین جایگاه حقیقی و حقوقی زن‌خانه‌دار در اولویت سیاست‌گذاری‌های کلان دولتی و فرهنگی نیست؟ آیا اهمال در آن، به دلیل اکثریت غالب، مرد بودن مدیران و سیاست‌گذاران نیست؟
این عاملی که شما گفتید، ممکن است یکی از عوامل متعدد جدی نگرفتن زن‌خانه‌دار باشد. اما مسئله اینجاست که احساس نیاز نمی‌شود. یعنی حتی خانم‌هایی که در اجتماع حضور دارند و می‌توانند در بحث زن خانه‌دار کار کنند، چون فضای کاملا شبیه به زنان خانه‌دار را ندارند، دغدغه‌های آن‌ها را کاملا درک نمی‌کنند تا بتوانند در جهت رفع آن برآیند. مردان و زنان هر دو مقصرند، چرا که لزوم شأنیت قائل شدن به زن‌خانه‌دار را هیچ یک درک نکرده‌اند.

دخت‌ایران: حرف آخر شما برای زن‌های خانه‌دار...!
به جایگاه خود افتخار کنید. خانه و جایگاه حقیقی خود را بشناسید. زن در دیدگاه اسلام ریحانه است؛ یک گل ظریف و پر از زیبایی‌های حیات‌بخش. من خودم به شخصه به یاد ندارم حتی یک‌بار بگویم: «زنه دیگه! چی کارش می‌شه کرد؟ بیش‌تر از این نمی‌فهمه!» در پایان اگر زن قوی‌تر نبود و با استعداد و درک بیش‌تر، چرا خدا 5 سال زودتر از مردان او را به عشق خود فرا می‌خواند؟ خودتان را باور کنید. با عدم باور، شما نیز به خودتان ظلم روا مدارید!

نظرات [2]
حسن    یکشنبه، ۲ خرداد ۸۹ :: ۲:۳۰ بعدازظهر
الآن بزرگترین مشکل ما همین باور نداشتن خوب بودن خانه داریه. همین!
زهرا    دوشنبه، ۳ خرداد ۸۹ :: ۴:۲۴ بعدازظهر
همچنان با بخش اشاره به عدم وجود فرهنگ سازی مناسب موافقم شدیداَ.
- تذکر: تنها نظرات فارسی درج می شود،لطفا دقت فرمایید.



اطلاعات شما ذخيره شود ؟
سمیه اسدی
آخرین شماره :
زنان و اعتیاد
در مطالعات روانشناسی آزمایشی انجام می‌دهند که در آن قورباغه‌ای را داخل قابلمه‌ای پر از آب معمولی می‌گذارند و قابلمه را روی شعله آتش قرار می‌دهند. قورباغه هیچ واکنشی در مقابل گرم شدن تدریجی آب از خود نشان نمی‌دهد تا اینکه پس از مدتی، وقتی متوجه خطر می‌شود که دیگر کار از کار گذشته و سیستم عصبی بدنش از کار افتاده است. قورباغه دیگر نمی‌تواند حرکت کند و به سرانجام محتوم خود تن می‌دهد. یک تصور غلط در مورد اعتیاد که گاه مانند یک دام عمل می‌کند، توهم «اعتیاد برای دیگران اتفاق می‌افتد!» است. همین تصور اشتباه مردم را از خطرات اعتیاد غافل کرده و بدتر از آن اینکه عده‌ای با این باور غلط که «من معتاد نمی‌شوم.» برای تفریح به سراغ مخدرات می‌روند و بعد از مدتی به ناگهان می‌فهمند که دچار چه مصیبتی شده‌اند.

اعتیاد... چرا و چگونه؟!
در ارتباط با اعتیاد باید ساده‌انگاری و ساده‌اندیشی را کنار گذاشت. بسیاری از افرادی که ادعا می‌کنند اعتیاد موضوع پیچیده‌ای است، نگاهی ساده و معمولی به این موضوع دارند و بعنوان یک معلول به آن حمله می‌کنند.

فرشته‌هایی برای نجات
بررسی وضعیت فعالیت نهادهای مسئول در موضوع اعتیاد

وقتی «عقل» تعطیل می‌شود!
چرا زنها معتاد می‌شوند؟

از تریاک تا آمفتامین
بررسی اعتیاد در زنان

شتری كه نباید سوار شد
مخدر در جهان مدرن با ظاهری آراسته به میان جمع می‌رود. نیازی به منقل و وافور و ژست‌های آن چنانی نیست. می‌تواند به اندازه یك دارو مفید به نظر برسد.

سیگار نشانه شخصیت شماست!
«برای اونایی که هنرمندند، برای اونایی که دقیق‌اند، برای اونایی که روشنفکرند، برای اونایی که خوش‌تیپ‌اند... سیگار کنت!"

ترس از سوسك و اعتیاد در زنان
در برخورد با یك زن معتاد چه رفتاری می‌كنیم؟
الف- سلام می‌كنیم
ب- چشمك می‌زنیم
ج- پیشنهاد ازدواج می‌دهیم
د- همه موارد


اعتیاد زنانه
اعتیاد زنانه

به همین سادگی
خلاصه: در زیر نمونه‌هایی از انواع اعتیاد را به سمع و نظرتان می‌رسانیم كه اگر خدای ناكرده مبتلا به یكی از این انواع هستید، آگاه شوید و با خودتان كنار بیایید.

فقط و فقط به خاطر...!
«به شوهرم گفتم به خاطر اینکه پای این و آن به خانه‌مان باز نشود، حاضرم پا به پای او مواد بکشم. شوهرم ازپیشنهادم به گرمی استقبال کرد، به این ترتیب من به بهانه نجات شوهرم زندگی‌ام را باختم.»

خود غلط بود...
نگاهی به جثه ریز مچاله شده كنار دیوار انداخت. فكر كرد شاید اگر آنهمه خاطره را می‌شد به یكباره از ذهن پاك كرد، این موجود نحیف اولین چیزی بود كه از مغز و دل و زندگی بیرونش می‌كرد.

ذغال خوب
دو چیز بی‌تاثیر نبوده؛ ذغال خوب و رفیق بد! بله امان از رفیق بد که سیگار را داد دستمان و گفت بکش، بقیه‌اش با من! من اینطوری نبودم که پلنگی بودم برای خودم. امان از...

تبليغات:
باشگاه سمن
گروه تی تی آرا
شبکه ایران زنان
خبرخوان اینترنتی
جهت اطلاع از به روز شدن مجله اطلاعات خود را وارد نماييد .

نام و نام خانوادگی:
موبایل:
ایمیل شما:
بازديد امروز:123
بازديد ديروز: 259
بازديد از ابتدا:196145
بازدید کننده :
بازدید کننده آنلاین: 3