دختایران: ایده اولیه چارقد از کجا آمد؟
سال 1386 بود كه دفتر توسعه وبلاگ دینی تصمیم گرفت فعالیت خود را در فضای اینترنت منسجمتر کند. همزمان با همین ایام، فعالیت افراد همسو با جریان فمنیست هم در اینترنت توسعه عجیبی پیدا کرد. عجیب از این جهت که مطمئنا یک برنامهریزی پشتپرده و حسابشدهای این ماجرا را شکل میداد. در مدت كوتاهی چند سایت و نشریه الكترونیكی قوی با موضوع تبلیغ و گسترش تفكر فمینیستی در فضای نت شروع به كار كرد. متاسفانه، اراده قوی هم از سوی وبلاگنویسان دغدغهمند و خانمهای وبلاگنویسی که در مقابل این جریان ایستادگی کنند، وجود نداشت. البته علت مسئله مشخص بود. علت اصلی، نداشتن اطلاعات و توان علمی برای پاسخگویی بود. با دوستان مختلفی مشورت کردیم و قرار شد برای خانمهای وبلاگنویسی که دغدغه پاسخ به چنین شبهاتی را دارند، یک اردوی تخصصی برگزار کنیم. پیش از تابستان جلسات مختلفی برگزار شد تا بالاخره اردوی «طهورا» با حضور یکصد نفر از خانمها به مدت سه روز در قم برگزار شد.

در این سه روز، اساتید مختلفی به صورت کلی به تبیین مسائل حقوقی زنان و مسائل تخصصی مربوط به فعالیتهای مجازی پرداختند. مسلما این سه روز تنها به بیان کلیات صرف شد و امکان ورود به مسائل گستردهتر در این مباحث وجود نداشت. اردوی طهورا به اتمام رسید و پس از چندی، طرح راهاندازی یک نشریه الکترونیکی با همکاری خانمهای شرکتکننده در اردو و سایر خانمها مطرح شد. برای راهاندازی نشریه، ایدههای مختلفی از جهت سبک کار، طرح و غیره مطرح شد و در نهایت، نشریه ماهانه با عنوان به نتیجه رسید. چارقد تا دو سال گذشته، هفت شماره بصورت ماهانه و بصورت موضوع ویژه کار کرد که لوگوی این شمارهها در صفحه اول موجود است. از دوسال پیش چارقد به روزنامه الكترونیكی تبدیل شده و به صورت روزانه كار میكند.
دخت ایران: خانمهایی که در نشریه فعالیت میکنند بیشتر از چه قشری هستند؟
بیشتر خانمها، دانشجو و طلبه هستند و چند نفری فارغالتحصیل رشتههای مختلف. البته در ابتدای كار سعی كردیم برخی از گزارش و مصاحبهها را به خبرنگاران حرفهای بسپاریم، چرا كه هنوز كادرسازی قوی نداشتیم.
دخت ایران: کل کار به عهده خانمهاست یا آقایانی هم در چارقد فعالیت میکنند؟
همانطور كه گفتم در ابتدا كادر مجربی از خانمها نداشتیم و تنها دو نفر از آقایان بودند كه همكاری میكردند. آقای احسانبخش كه در راه اندازی و سردبیری چارقد به مدت دو سال زحمت كشیدند و بنده كه به سیاستگذاری كلی میپردازم.
دخت ایران: بعد از گذشت سه سال از شروع چارقد، وضعیت چارقد را به لحاظ تکنیکی، محتوایی و جذب مخاطب چطور ارزیابی میکنید.
این موضوع را باید خوانندگانی كه در این موضوع تخصص دارند بیان کنند. از نظر خود من در حال حاضر فضای سایت یك اسلوب و سیاست مشخصی پیدا كرده، ولی از جهت سوژه و خروجی كار معتقدم نسبت به رسانههای حرفهای ضعیف هستیم. ضعیف از این جهت كه میتوانیم كار بسیار زیادی انجام بدهیم. سوژههای ناب و عرصه زیادی برایی كار وجود دارد كه هنوز نتوانستیم وارد آنها شویم.
دخت ایران: مثلاً چه سوژههایی؟
مثلا سوژههایی درباره حجاب و عفاف و خانمهایی كه در زمینههای مختلف الگو هستند. یا برقراری ارتباط با مراكز مختلف فرهنگی. مثلا ایده همكاری و تبلیغ فروشگاههای محصولات مناسب لباس برای خانمها مطرح شده بود كه میتوانست حتی از نظر مالی برای چارقد سودآور باشد و به توسعه چارقد کمک کند.
دخت ایران: چه چیزی مانع پرداختن به این سوژهها شده است؟
به نظرم مشكل اصلی کمبود نیروی حرفهای است؛ نیروی حرفهای برای تهیه مطالب و برقراری ارتباط. البته شاید خبرنگاران زیادی وجود داشته باشند، اما تجربه نشان داده كه در امور رسانهای اگر خبرنگار به موضوعی معتقد نباشد نمیتواند مطلب خوبی برایش تهیه كند. سیاستهای ما در چارقد مشخص است؛ مسئله دختران با توجه به آموزههای دینی و فرهنگی كشورمان.
دخت ایران: گاهی دیده میشود بعضی اصول ساده به لحاظ تکنیکی در چارقد رعایت نمیشود. مثلا در انتخاب عکس یا بنر.
قبول دارم. یكی از لوازم فعالیت سایتهایی كه تولید روزانه دارند مدیریت فنی و گرافیكی است كه در چارقد اینها همه بر عهده سردبیر است. البته قصد داریم در ماههای آینده از جهت فنی، گرافیكی و حتی تولید مطلب تحولی اساسی در كار چارقد ایجاد كنیم.
دخت ایران: ارتباط نویسندههای چارقد به چه صورت است؟ آیا همدیگر را ملاقات میکنند یا رابطه مجازی است؟
اغلب رابطه مجازی است. سردبیر در جایی است و اغلب نویسندهها و همكاران در شهرهای مختلف. امروزه چنین رویهای در تولیدات فضای نت كاملا طبیعی است.
دخت ایران: گاهی به نظر میرسد بین محتواهای تولید شده در چارقد گسستگی وجود دارد. شاید به این خاطر که کار عمدتاً به نویسنده واگذار میشود و رابطه مستقیم و مستمری بین نویسندهها نیست که تاثیرگذاری متقابل صورت بگیرد. نظر شما چیست؟
گسست با نداشتن سیاست فرق دارد. به هرحال موضوع دختران بسیار گسترده است. از لباس و حجاب گرفته تا ازدواج و تحصیل و شغل و هویت. طبیعی است اگر بخواهیم به هر یك از این مسائل بپردازیم از یك نظر گسست به نظر آید. مهم این است كه سیاست مشخصی در یك نشریه حاكم باشد.
دخت ایران: منظورم از گسست بیشتر این است که به لحاظ محتوایی مبنای مستحکم واحدی وجود ندارد. مثلا همین چند هفته پیش یک مطلبی در چارقد کار شد از آقای فتحی درباره دختران وبلاگ نویس. در صورتی که مطلب کاملاً ضدزن بود.
من از همه مطالب دفاع نمیكنم، اما مهم این است كه كلیت كار مشخص باشد. چه بسا این نظری است كه مطرح شده و زمینهای باشد برای پاسخ قاطع. و باز همان مشكل نداشتن نیروی مجرب و حرفهای پیش میآید كه لازم است در چنین عرصههایی وارد شوند. البته آن مطلب هم ضد زنان نبود. بیان ویژگیهای حضور زنان در فضای مجازی بود كه به آسیبها بیشتر نگاه شده بود و البته ویژگیهای خاص دختران هم مورد توجه قرار گرفته بود.
دخت ایران: حضور و فعالیت این تعداد نویسنده خانم در چارقد واقعا یک ظرفیت محسوب میشود که باید نهایت استفاده را از آن کرد. اما متاسفانه بین این نویسندههای زن که کاملاً مشخص است خالصانه هم کار میکنند قلم حرفهای کم است. آیا برای پرورش این ظرفیت کاری شده. مثلاً گذاشتن دورههای نویسندگی یا روزنامهنگاری؟
مدتی آقای احسانبخش تلاش كرد تا چنین چیزی محقق بشود. ولی خب همانطور كه گفتم اغلب خانمها در شهرهای مختلف هستند و روی آموزش نمیشود حساب كرد.
دخت ایران: فکر نمیکنید بخشی از این مشکل با ملاقاتهای بیشتر نویسندگان قابل رفع باشد؟ مثل همان اردوی طهورا. چون به هر حال وقتی نویسندهها همدیگر را ببینند میتوانند تجربیاتشان را به هم منتقل کنند.
بله. امكان دارد، اما برای چنین چیزی طبیعتا برنامهریزی، نیروی اجریی و مهمتر از همه بودجه نیاز است.
دخت ایران: میزان استقبال از چارقد چطور بوده؟ روند این استقبال از ابتدا تا اکنون؟
واقعیت این است كه شاید آمار بازدید از سایت برای ما قابل قبول نباشد. ولی مهم مخاطبان خاص است. در محافل مختلفی كه اصلا تصور نمیكردم چارقد را دیده باشند، وقتی اسم آن میآمد، میدیدم به خوبی میشناسند. مخاطبان چارقد شاید از نظر تعداد بسیار گسترده نباشد ولی به خوبی مطلب را میخوانند و این برای ما خیلی مهم است.
دخت ایران: تاثیرگذاری چارقد روی فضای مجازی چطور بوده؟ آن وزنهای که در ابتدای بحث فرمودید در مقابله با جریانهای فمنیستی قرار بود ایجاد شود در چارقد تا چه حد محقق شده؟
به نظرم در یك سال آغازین فعالیت توانست به هدف خود برسد. از مطالب طنز گرفته تا گزارشهای جدی كاملا با تفكر فمینیستی مقابله میكرد. ولی هدف ما فراتر از این موضوع بود. چرا كه جریان فمینیستی را مثل سایر جریانهای تبلیغی امری گذارا میدانستیم و چنین هم شد. انتظار خود ما از چارقد ارائه الگوی صحیح یك دختر ایرانی است. یک دختر مسلمان ایرانی.
دخت ایران: و حرف آخر؟
رویه من این است كه در معرفی كارها و فعالیتهای مرتبط با خودم از تبلیغ نادرست و توجیه به شدت اجتناب میكنم. به خاطر همین به راحتی در مورد نواقص كار صحبت كردم. ولی لازم است در عین حال از همه عزیزانی كه بدون هیچ چشمداشتی با علاقه با چارقد همكاری میكنند تشكر كنم. یك گروه 30 نفره از خانمها كه از ابتدای شروع به كار با ما همكاری داشتهاند. در همین جا هم برای روح خانم پژمانیار كه دست تقدیر الهی ایشان را از ما و این دنیا جدا كرد هم طلب مغفرت دارم. باید از تلاشهای آقای احسان بخش و خانم باقری هم كه در گذشته سردبیری چارقد را به عهده داشتند تشكر كنم و به خانم ملاتبار كه هم اینك سردبیر چارقد هستند خسته نباشید بگویم. چارقد خانه ساده و صمیمی همه دختران ایرانی است كه علاقه دارند از هویت اسلامی و ایرانی خود سخن بگویند و از آن دفاع كنند.
تبریک می گم بهتون من فکر می کردم که شما و چارقد دو تا رقیب اساسی به شمار میاید. خیلی خوشحال شدم این مصاحبه رو خوندم و لذت بردم . با تشکر