دخت ایران: خانم تجار لطفا بفرمایید نویسندگی را از کی و کجا شروع کردید، اثرهایتان در چه زمینهای است و چه سبکی را برای نوشتن انتخاب میکنید؟
از بچگی به این وادی علاقهمند بودم. از كودكی زیباترین لحظات برای من زمانی بود كه قصهای بخوانم. این حس در من بود تا اینكه قبل از انقلاب چند داستان از من در مطبوعات چاپ شد. اما به صورت جدی از سال 64 به حوزه هنری رفتم و كارم را شروع كردم. در آنجا كسانی را مانند خودم شایق به این مقوله یافتم. لذا فرصتی برای من ایجاد شد كه بیشتر بنویسم. رشته تحصیلی من روانشناسی بود. لیسانس روانشناسی از دانشگاه الزهرا. البته دارای درجه یك هنری هم هستم كه معادل دكتراست. از دوران متوسطه علاقه زیادی به خواندن رشته روانشناسی داشتم. وقتی یك حس درونی آدم را به سمت رشتهای پیش میبرد، به صورتی كه مطلوب و بایدی برایش میشود، یقینا انسان میتواند از جوهره آن علاقه، در رفتارش، زندگیش و اگر نویسنده است در هنرش بهره ببرد. لذا در مورد شخصیتهایی كه خلق میكنم معمولا با روحیاتشان و تفاوتهای فردیشان كار دارم و روانشناسی در این زمینه به من كمك میكند.
بیشتر موضوعات اثرات من حول محور شخصیت زن است. البته بخشی از آثار به دفاع مقدس و تعدادی هم به زندگی نامهها اختصاص دارد. در مورد سبک نوشتن هم باید بگویم ادبیات بعضی از اثرها تخیل صرف است، اما در کل یک نگاه شاعرانه در آثارم نمود دارد. از جمله آثارم میتوانم به نرگسها، زن شیشهای، کوچه اقاقیا، بانوی آبیها، بانوی رنگین کمان، برگزیده ادبیات معاصر، از خاک تا افلاک، رنگهای روشنایی، ستاره من، جایی که آسمان آیینه کاریست، سنگ صبور و شعله و شب اشاره کنم که در این میان بانوی آبیها و بانوی رنگین کمان جزو اثرات زندگینامه هستند.
دخت ایران: قوی ترین داستان ایرانی به نظر شما كدام است؟ آن داستانی كه بیشتر از سایرین مزهاش در ذهنتان باقی مانده؟
پاسخ به این سوال خیلی سخت است. طعم و مزه بعضی از داستانها همیشه در ذهن آدم باقی میماند. اگر از داستانهای خارجی بخواهم بگویم، «مسیح باز مصلوب» یا «زوربای یونانی».
دخت ایران: سوژههایتان را چطور انتخاب میكنید و نحوه شكلگیری داستان معمولا در ذهنتان چگونه است؟ نوشتن هر رمان معمولا چقدر از وقتتان را میگیرد؟
من سوژهها را انتخاب نمیكنم، بلکه آنها مرا انتخاب میكنند. در مورد نحوه شكلگیری داستان باید بگویم یك دوره كمون را در ذهنم میگذرانم. سوژه، یك دوره طولانی با من است تا اینكه در قلم جاری شود. گاهی دو سال. مثلا كوچه اقاقیها دو سال طول كشید. رمانی دارم كه سالهاست روی آن كار میكنم و هنوز هم تمام نشده. شاید هفت، هشت سال است. ولی كار بلندی هم بوده مثل داستان شهید بابایی كه داستانهای متعددی در مورد یك شخصیت است كه كنار هم قرار میگیرند و سیر زندگی این شهید را نشان میدهند. این كار 9 ماه طول كشید.
دخت ایران: داستانهای كوتاه چقدر طول میكشد؟ در طول سال به طور متوسط چند داستان مینویسید؟
گاهی در یك نشست چند ساعته داستان كوتاه تمام میشود. مدتی است كه داستان كوتاه نویسیام كم شده، ولی علت شاید این است كه چند زندگینامه داستانی نوشتهام.
دخت ایران: نظر شما در خصوص رماننویسی دفاع مقدس چیست؟
به نظر من ما هنوز در رماننویسی دفاع مقدس به آن جایگاهی كه باید برسیم، نرسیدهایم. گرچه رمانهای خوبی داشتهایم و سیر تكاملی چه در داستان كوتاه و چه در مورد رمان، طی شده است، اما هنوز آثار فاخری كه هم مضمون خوبی داشته باشد و هم ساختار و فرم خوبی ارائه دهد؛ آنطور كه باید تولید نشده است. با این حال هنوز فرصت باقی است و چشم انتظاریم. اولا نویسندهای كه رمان مینویسد باید به دفاع مقدس باور داشته باشد و به نوعی آن را حس كرده باشد. این حس كردن منوط به این نیست كه در جنگ حضور داشته باشد. ثابت شده است كه یك نویسنده میتواند در جنگ حضور نداشته باشد؛ اما در سالهای بعد از جنگ با استفاده از اسناد و مدارك، داستان خوبی را درباره جنگ خلق كند، اما چیزی كه لازم است این است كه باید اعتقاد نویسنده، یك اعتقاد درونی باشد كه بتواند مقوله دفاع مقدس را در ابتدا حس كند و بعد بتواند روی كاغذ آن را بیفزاید.

دومین شرط لازم گذشت زمان است. این فاصلهگیری باعث میشود كه نویسنده با خونسردی بیشتر و با تسلط بیشتر بتواند داستان یا رمان دفاع مقدس را تولید كند. چون در خود زمان جنگ بیشتر شور، احساسات و تبلیغات در نگارش اثر دخیل است. من وقتی رمانهای دفاع مقدس را بررسی میكنم، میبینم طی این سالها شخصیتهایی خلق شدهاند كه واقعا ماندگار هستند مثلا شخصیتهایی كه در رمانهای «زمین سوخته» یا «زمستان 62» وجود دارد.
فكر نمیكنم حمایت صرف بتواند در تولید رمان دفاع مقدس موثر باشد. مهم این است كه نویسندگان از پراكندهكاری دست بردارند و به صورت متمركز به رماننویسی بپردازند. اكنون نویسندگان مجبورند همزمان در چند حوزه داستاننویسی، زندگینامهنویسی، خاطرهنویسی و... فعالیت كنند. اگر رماننویسی برای ما مهم است باید تمام تلاش خود را در این زمینه به كار بگیریم. اگر قرار است سفارشی صورت بگیرد هم باید رمان محض و ناب سفارش داده شود و به نظر من بعد از گذشت سه دهه از انقلاب دیگر زمان آن رسیده است كه تمام فعالیتها به سمت رمان ناب سوق داده شود. آزادی عمل و قدرت تخیل نویسندهای كه درباره دفاع مقدس مینویسد، به خاطر حرمتگذاری به ساحت دفاع مقدس، كمتر است و همین امر باعث میشود رماننویسی در حوزه دفاع مقدس سختتر از دیگر حوزهها باشد. زیرا نویسنده ممكن است چیزی را ارایه دهد كه مورد اعتراض واقع شود.
دخت ایران: نظر شما در خصوص وضعیت زنان نویسنده و مشکلاتشان در ایران چیست؟
مشکلاتی که خانمها دارند با مشکلاتی که آقایان دارند، فرقی نمیکند. من خودم کمتر درگیر بودهام. زیاد حس نمیکنم مسیر سختی باشد. من این راه را آهسته و پیوسته آمدم و هر چه سختی راه باشد، ادامه میدهم. نویسندگان یک طیفی هستند که آرام کار میکنند و از نظر مالی هم جیبشان پر نخواهد شد. میزان دریافتی آنها حتی نسبت به یک فیلمنامهنویس کمتر است.
به نظر من خود نویسندگان مقصر هستند، چون نه اعتراض کردهاند و نه هنوز اعتراض میکنند. پرداختی نویسندگان یک قانون نانوشته است که همچنان پابرجاست. ما عمری را گذراندهایم اما باید برای نویسندگان جوان و «نوقلم»ها که میآیند این راه هموار شود. همیشه حقالتالیفها یا بسیار کم است و یا بسیار به تعویق میافتد.
بعضی از نویسندگان به ناچار و دلیل رفع برخی دغدغههای مالی کارشان را «فروش قطعی» میکنند. از طرفی اثری دارند که ارزشمند است و از یک طرف هم نیاز مالی دارند، اما حسرت میخورند و در حقیقت انگار فرزندشان را میخواهند ببخشند.
پس اگر نویسنده از جهت مالی تامین شود و دغدغه نداشته باشد، به جای اینکه برای رجوع به پول به هر دری بزند، وقتش را هرز نداده و صرف نویسندگی میکند. با این وجود، هنوز اهل فرهنگ، به ویژه نویسندگان ایران، آونگوار احساس معلق بودن میکنند و برای حل مشکلات صنفی، مادی و نیازهای معنوی خود هیچ مرجع و نهادی را نمییابند که بیتردید تداوم این وضع میتواند در دراز مدت، ضایعهآفرین باشد.
اهل قلم ما در جزءجزء امور خود با نقصان و نارسایی مواجه هستند، مثلا احساس میکنند در مواقع بسیاری حقوقشان تضییع میشود، اما واقعا نمیدانند باید به کجا مراجعه کنند، در بخش معیشتی هم همین بحث وجود دارد، خیلی از این عده پس از سالها تلاش فرهنگی و علمی با بحرانهای بزرگ مادی دست و پنجه نرم میکنند، اما هیچ نهادی را برای حل یا تعدیل مشکلات خود نمییابند. به اعتقاد من بزرگترین رسالت انجمنها و تشکلهای صنفی در حوزه فرهنگ باید رسیدگی به همین امورات باشد.
واقعیت امر این است که انجمنهای فرهنگی و صنفی ما باید دو کار عمده انجام بدهند؛ یکی اینکه واقعا جنبه صنفی و خدمترسانی پیدا کنند و اعتماد هنرمندان و اهل فرهنگ را به دست بیاورند و در قدم بعدی هم هوشیارانه از فضای شعاری و کارهای سلیقهای که جنبه فردی یا گروهی پیدا میکند، پرهیز نمایند.
دخت ایران: مختصری در خصوص جریانشناسی زنان نویسنده بفرمایید.
در ارتباط با جریان فرهنگی رویکرد خانمها به داستاننویسی چه از نظر کمی و چه کیفی بیشتر و بهتر شده است. شاید کسانی هم که پیشکسوت این حرفه هستند، بهترین کارها را ارائه دادهاند و از نظر کمی هم باید بگویم خانمها استقبال بیشتری نشان دادهاند. درصد بیشتری از شرکتکنندگان کلاسهای داستاننویسی را خانمها تشکیل میدهند و این طیف استقبال بیشتری از خود در این دورهها نشان دادهاند. خانمها در ادبیات عامهپسند حضوری گسترده دارند. در ادبیات جدیپسند هم حضور خانمها جدیتر است. اگر میخواهیم به واقع کار کیفیتر شود، یقینا باید کلاسهای بیشتری برای خانمها در زمینه داستاننویسی برگزار شود و با پیگیری هر چه بیشتر در این زمینه به ارتقای کیفیت کلاسها منجر شویم که این مسئله زحمت بیشتری را طلب میکند.
دخت ایران: خانم تجار شما به زنانهنویسی اعتقاد دارید؟ فواید و آسیبهای این نگاه چیست؟
همانطور که در زندگی عادی هم تفاوتهایی در حس برخورد، نگاه و روش خانمها با آقایان وجود دارد، در نویسندگی هم همین حس انتقال پیدا میکند و خانمها معمولا جزیینگر، عاطفی و هیجانیتر هستند و این نه خوب است و نه بد! عمدتا تخیل خانمها قویتر است و اینها محسوس است، اما در کل یک کار باید خوب باشد، یک داستان و یا رمان باید یک سطحی داشته باشد و این فرقی برای خانمها و آقایان ایجاد نمیکند. به هر حال خانمها تمایل بیشتری به مسائل زندگی زنان، موضوعات اجتماعی، جزیینگری، رنگ، بو، حس و عواطف دارند و اینها در آثارشان بیشتر محسوس است. در کل قلم زنانه محسوستر است. گاهی حتی با خواندن یک اثر و نگاه نکردن به نام نویسنده اثر شما میتوانید بگویید این نویسنده خانم بوده یا آقا و از روی سبک نوشتن و چگونگی نوشتن به این مسئله پی میبرید.
مثلا در حوزه دفاع مقدس آقایان در نوشتههایشان بیشتر به صحنههای رزم و جنگ میپرداختند، اما خانمها به حاشیه جنگ میپرداختند.
دخت ایران: نظر شما درباره ادبیات روشنفکری چیست؟
به نظر من اگر روشنفکری این است که به سمت خودباختگی حرکت شود، آنرا نمیپسندم و بهتر است آنرا کنار بگذارند، اما اگر روشنفکری سبب پیشروی شود، خوب است. روشنفکری باید حاوی خلاقیت باشد.
دخت ایران: ممیزیهای نشر بین نویسندگان زن سختتر است یا خیر؟
گمان نمیکنم فرقی داشته باشد. گاهی مقداری بیپروانویسی و بداخلاقیها مورد ممیزی قرار میگیرد. البته من تاکنون موردی نداشتهام، اما شاید عدهای کمی ادب را رعایت نمیکنند. به هر حال هر چه کمتر باشد، بهتر است.
دخت ایران: نظر شما در خصوص نویسندگان عامه پسند که برخی هم به آنها «زردنویس» میگویند، چیست؟
این مسئله در همه کشورها وجود دارد. در بین مخاطبان افرادی هستند که میخواهند یک «لذت آنی» ببرند و به سلایق و هیجاناتشان پاسخ لحظهای دهند. اما باید از این افراد پرسید؛ پس از آن لذت آنی نمیخواهند بیشتر بدانند که «بعد چه میشود؟»
این طیف درجهبندی هم دارند. اگر خوانندگان از اینجا آغاز میکنند، باید توسط آدمهای پیشرو در این زمینه تدریجا به سمت بهترینها سوق پیدا کنند. باید افراد باسابقهتر به این افراد یاد بدهند که کتابهای بهتری در دسترس هست. کلاسهای نویسندگی دریچههای شناسایی را به روی علاقهمندان باز میکند. در واقع با شناخت بیشتر تغذیه بهتر حاصل میشود.
دخت ایران: شما بیشتر چه کتابهایی مطالعه میکنید؟
من بیشتر رمان و داستان میخوانم، اما اگر بخواهم راجع به یک شخصیت بنویسم، برای داشتن زمینه ذهنی حتما کتابهای تاریخی و روانشناسی را مطالعه میکنم تا اطلاعات لازم را داشته باشم.
دخت ایران: آیا خانمها تاکنون جایزه ادبی سال را گرفتهاند؟ شما تاکنون چه جوایزی گرفتهاید؟
در زمینه جایزه پروین اعتصامی جایزه از طرف خانمها داشتهایم. من در این بخش چندین سال داور بودم و اگر کتابی داشتم، کنار گذاشتیم. در این سالها جوایز متعددی در بخشهای مختلف داشتهام.