این بحرانهایی كه ما میگوییم واقعاً برمیگردد به اتفاقاتی كه در بچهها میافتد. مثلا بچهها تا سنین آخر دبستان هر چیزی را كه با چشم خودشان ببینند درك میكنند، اما مفاهیم انتزاعی مثل زیبایی، عشق و حقیقت را كه با چشم نمیتوان دید را درك نمیكنند.آنها هر چیزی را كه عینی باشد درك میكنند. ولی به مرور وقتی وارد مقطع راهنمایی میشوند، قدرت تفكر انتزاعی را پیدا میكنند. یعنی میتوانند هر مسالهای را از راههای مختلف بررسی كنند. اینکه فقط برای آنها در این زمان چه اتفاقی میافتد مهم نیست، بلكه آنها به آینده فكر و جلوتر از زمان حال حركت میكنند. این است كه از لحاظ فكری هم متفاوتتر میشوند. خانوادهها به این مساله توجه چندانی ندارند. بچهها به خاطر این تغییرات فكر میكنند دیگر میتوانند به خانوادهها و به یكدیگر كمك كنند. این تعارض ایجاد میكند. یعنی نوجوان خودش را بزرگ و كنار بزرگسالان میبیند، در حالی كه خانواده هنوز او را بچه به حساب میآورد. این تعارضی كه ایجاد میشود میتواند بحران ایجاد كند. بحرانهای دیگری هم هست مثلاً بحران هویت یا اینكه «من كی هستم؟ از كجا آمدهام؟ باید چه كار بكنم؟» در مجموع سردر گم هستند. این سوالهایی است كه برای آنها پیش میآید و میخواهد به آنها جواب بدهد. برای جواب دادن به اینها خود را به خطر میاندازند و ممکن است هر كاری انجام بدهند. کارهایی که ممكن است مورد قبول خانوادهها هم نباشد و اینطوری این شكل از بحران شروع میشود.
دخت ایران: خانواده ها تا چه حد اطلاعات لازم در مورد تغییرات این سنین را به بچهها میدهند؟
در خانوادههای ما زیاد این اطلاعات داده نمیشود و اینها دغدغه بچهها است.
دخت ایران: منظور شما این است كه خود خانواده ها هم هنوز آگاهی لازم را ندارند؟
بله دقیقا. مثلا بیشتر خانوادههای مذهبی یا سنتی دوست ندارد بچهها موهای پشت لبشان یا زیر ابروهایشان را بردارند. ولی بچهها به این وادی نزدیك شدهاند و این مشكلاتی ایجاد میكند، یعنی تعارض بین بچه و خانواده.

دخت ایران: پس برخورد خانوادهها با چنین مسائلی چگونه باید باشد؟
برخورد خانواده خیلی مهم است. یعنی اگر نیازهای اصلی بچهها برآورده شود و توجه لازم در این سن به آنها بشود به چنین مسائلی نزدیك نمیشوند. مثلا نوجوانان دوست دارند از آنها كمك بگیریم، مسئولیت به آنها بدهیم، به نظرات و پیشنهاداتشان توجه كنیم. اگر به این موارد توجه كنیم، میتوانیم مسائل دیگر را هم آنطور كه میخواهیم حل كنیم. ولی وقتی هنوز به نوجوان به چشم بچه نگاه میكنیم و از او انتظار حرف شنوی داریم، او جلوی ما میایستد و تعارض از همیشه بیشتر میشود.
دخت ایران: آیا خانوادهها هم در مورد مسائل فرزندانشان از شما كمك میخواهند؟
بله. گاهی خانوادهها یا دبیران در بچهها مسائلی میبینند كه توجه مشاور را میطلبد. ما بررسی میكنیم تا ببینیم چگونه میتوانیم به او كمك كنیم. معمولا در این موارد با دانش آموز صحبت میکنیم و به او آگاهی میدهیم که چگونه باید با مشکلاتش مواجه شود، چطور برای آنها راهحل پیدا کند و اینکه چطور میتواند در نهایت موفق شود و پیشرفتی برایش حاصل شود. در این موارد پیشرفتی كه برایش حاصل میشود بسیار خوشایند است. البته بیشتر مراجعه خانوادهها مورد درسی است. موارد غیر از درس هم هست، مثلاً اینكه فرزندشان بینظم است– در این سن معمول است- ارزش وسایلش را نمیداند یا در خرید تنوعطلب است و یا با خواهر و برادران خود جر و بحث میكند. معمولا خانوادهها عنوان میکنند كه فرزندانشان از مشاور و معلم حرف شنوی بیشتری دارند تا از خانواده.
دخت ایران: در واقع به نحوی نشان می دهد كه عدم تفاهم بین خانواده و دانش آموز زیاد است.
بله. در خانوادههای ما امر و نهی و بكن و نكن و تحكم زیاد است. یكی از دغدغههای دانش آموزان ما همین است كه میگویند: «پدر و مادرهای ما تمایل دارند هر چه آنها میگویند ما اطاعت كنیم و دوست دارند هر چه آنها می خواهند همان بشود. در حالی كه ما فرق كردهایم، احساس بزرگی می كنیم، فكر می كنیم صاحب نظر هستیم.» بدین ترتیب است که آنها والدینشان را سلطهگر و خود را سلطهپذیر میخوانند.
دخت ایران: آیا این مساله باعث تمایل آنها به گروه همسالان میشود؟
بله. در این شرایط نوجوان تمایل به گروه همسالان پیدا میكند .چون میبیند در گروه همسالان با هم همعقیده هستند، با هم تصمیم میگیرند و با هم اجرا میكنند و همه یكدیگر را قبول دارند. ولی در خانواده انتظار دارند هر چیزی كه امر میكنند همان انجام شود.
دخت ایران: مدارس برنامههای خاصی برای آگاهی دادن در این دوران به دانش آموزان دارند؟
اینكه برنامه مدون و خاصی برای تمام بچهها باشد خیر. ولی جزو برنامههای مدارس هست كه به آنها مواردی را بگوییم. مثلاً آنها را با دوران عادت ماهیانه آشنا میكنیم، تاریخهای آن را برایشان مشخص میكنیم و یكسری مشكلات مربوط به سنشان را بیان میكنیم. بچهها در این سن زود برآشفته میشوند و ما به آنها میگوییم كه این مربوط به سنشان است و اینكه چگونه با آن برخورد كنند. مثلاً وقتی زیاد عصبانی میشوند و پرخاشگر هستند، ما راههای مقابله با خشم را بهشان یاد میدهیم. به آنها میآموزیم که چگونه خشم خود را كنترل كنند و یا اینكه چگونه درحالیکه احترام دیگران را حفظ میکنند، ابراز نظر بكنند. در بعضی موارد هم بر حسب نیاز دانشآموز به او آموزشهایی داده میشود.
دخت ایران: معمولاً عمدهترین مشكلی كه بچهها به خاطر آن به شما مراجعه میكنند چیست؟
بیشتر در رابطه با مسائل درسی است. مثلاً در درسی زحمتی كشیده و انتظاری داشته و نمره خوبی كسب نكرده و ناراحت میشود كه چرا چنین شده یا مثلاً بچهها در این سن ممكن است نست به خیلی از مسائل اطرافشان حساس بشوند یا از مدیر و معاون مدرسه یا والدینشان انتظاراتی داشته باشند و نتوانند به آنها بگویند. در این موارد بیشتر بچهها به ما مراجعه میكنند. ولی از همه بیشتر در وهله اول مسائل درسی است. بعد از درسشان هم میشود ارتباط با دوستان و معلمانشان. در عین حال كسانی هستند كه مشكلات خانوادگی دارند، ولی كمتر مطرح میكنند.
دخت ایران: یكی از خصوصیاتی كه در این سن بسیار مطرح می شود تمایل به جنس مخالف است و این بحثی را برای دخترها به وجود می آورد به اسم " دوست پسر" كه خود كلمه هم تا حدی بار منفی دارد.از نظر شما با توجه به نیازی كه نوجوانان در این سن دارند و تغییرات روحی و جسمی پیش آمده این مساله را چطور میتوان بررسی كرد؟
در مبحث تغییرات، اشاره كردم كه بخشی از تغییرات جسمی است. در این سن چهار تغییر عمده در نوجوان اتفاق میافتد: جسمی، شناختی كه در آن بچهها شناخت انتزاعی پیدا میكنن. عاطفی که به واسطه ان بچهها دمدمی مزاج، بدخلق و بی حوصله میشوند و آخرین تغییر هم اجتماعی است كه در آن تمایل به جنس مخالف و گروه همسالان پیدا میكنند. یعنی ارتباطاشان با همسالانشان بیشتر و پررنگتر میشود. مطالعات نشان داده كه مثلاً در مورد دختران خانوادههایی كه در آن رابطه پدر با دختر صمیمی است و ارتباط عاطفی قوی بین آنها وجود دارد بچهها كمتر تمایل به برقراری رابطه با جنس مخالف دارند. این است كه ما توصیه میكنیم برای اینكه این اتفاق نیافتد تا حد امكان پدرها وارد عمل بشوند. مثلاً با بچهها خرید بروند،بازی كنند و وقتی را جدای از خانواده برای بچهها بگذارند. زمانی كه این نیاز برطرف بشود و نوجوان از طرف پدرش تامین بشود نیاز به جنس مخالف كمتر میشود. اگر چنین مواردی پیش بیاید، عمدتا این نیاز تامین نشده و نوجوان به بیرون گرایش پیدا كرده یا به طرف همسالان گرایش بسیار پیدا كرده است. البته بنا به فرهنگ خانوادهها هم این مساله متفاوت است. در جامعه ما ممكن است خیلی از خانوادهها موافق این مساله نباشند و این تبدیل به یك مشكل در خانواده میشود. ولی واقعیت این است كه یك نیازی در خانواده تامین نشده است كه بچهها گرایش به بیرون دارند و فاصلهای بین آنها است. اگر این فاصله كمتر شود قطعاً این اتفاق هم رخ نخواهد داد.
دخت ایران: آیا مسئولین مدرسه در صورتی كه مطلع شوند یكی از دانش آموزان دوست پسر دارد واكنش خاصی نشان میدهند، مثل اخراج یا كم كردن از نمره انضباط و ...؟
نه چنین نیست. ولی معمولاً بچهها هم آشكارا بیان نمیكنند. ممكن است كسی مراجعه كند و اعلام كند فلان شخص دوست پسر دارد كه گاهی هم برای خراب كردن طرف مقابل است و ما بعداز بررسی متوجه میشویم چنین نیست. اگر هم چنین چیزی پیش بیاید، بعد از بررسی دوباره متوجه همان كمبود رابطه پدر با دختر میشویم كه این رابطه كمرنگ است یا پدر وقت كمی با بچههایش میگذارد.
دخت ایران: اگر بچه ها مشكلی در این رابطه برایشان پیش بیاید، برای درخواست كمك به شما اعتماد میكنند؟
تا حدی. شاید چون محیط مدرسه محیطی است كه دانش آموز احساس میكند با گفتنش در مدرسه به مشكل بر میخورد و این نگرانی را دارد كه اگر مدرسه جریان را بفهمد در ثبتنام سالهای آیندهاش مشكلی به وجود بیاید.
دخت ایران: یعنی موردی بوده كه به این دلیل بچهها را ثبت نام نكنند؟
ما چنین موردی نداشتیم. بیشتر خود بچه ممكن است این فكر را بكنند كه عملكردشان برخلاف قوانین مدرسه است و ممكن است مشكلی پیش بیاید و به همین دلیل محتاطانه عمل میكنند. به همین دلیل من این مساله را از بچههای دیگر در مورد مثلا یك دانش آموز خاص شنیدهام. ولی خود او چنین مسالهای را بیان نمیكند.
دخت ایران: كلا ترجیح میدهند چنین مسائلی را مطرح نكنند؟
بله.
دخت ایران: گرایش به همجنس چگونه است؟
معمولا بچهها اول گرایش به همجنس نشان میدهند به این شكل كه با دخترهای بزرگتر از خود رابطه برقرار میكنند و اگر به آن توجه نشود به صورت رابطه به جنس مخالف ظاهر میشود و كمی سختتر میشود. ولی دانش آموزان زیادی هستند كه مثلا کلاس اول راهنمایی است و با دختر سوم راهنمایی دوست میشود و زمانهای طولانی پشت در كلاس میایستد و قربان صدقه هم میروند و ارتباطی این چنینی برقرار میكنند. باز هم وقتی بررسی میكنیم میبینیم نیازی كه باید در خانواده تامین بشود تامین نشده و به این شكل خودش را نشان میدهد.
دخت ایران: در دانش آموزان تمایل به اینكه شبیه جنس مخالف خود باشند هم زیاد به چشم میخورد؟
بله این مورد را هم داشتهایم. مثلا سعی میكند رفتار پسرانه داشته باشد، لباس پسرانه بپوشد و نظایر آن. در چنین مواردی بیشتر بچهها در حال الگوسازی هستند. مثلا در خانوادهشان كسی هست كه دوست دارند شبیه او باشند و از او الگوسازی میكنند و كارهای او را تقلید میكنند.
دخت ایران: آیا در دانش آموزانی كه در خانوادههای مذهبی بزرگ میشوند، امكان دارد مذهب به صورت یك عامل بازدارنده از بعضی مسائل عمل كند؟
من فكر نمی كنم در خانواده های مذهبی عامل مذهب به تنهایی بازدارنده باشد. بچه تا یك سنی اعمال مذهبی را از والدین تقلید میكنند. ولی از یك سنی به بعد میتوانند براساس تحقیق عمل كنند و خودشان به نتیجه برسند كه انجام بدهند یا ندهند. استنباط من این است كه هر قدر پایهریزی عاطفی خانواده محكمتر باشد و به نوجوان توجه بشود، از او كمك و مشورت گرفته شود بگیرد، او نیز احساس میكند كه دارای اهمیت است. اگر نوجوان خانواده را در همه جوانبش بپذیرد، مذهب را نیز میپذیرد. ولی زمانی كه از جهات دیگر تامین نیست، مذهب را نیز به راحتی نمیپذیرد و نمیتواند عاملی بازدارنده باشد. در واقع مذهب را ما برای بچهها جا میاندازیم.
دخت ایران: امروزه وسایلی مثل موبایل، اینترنت و ماهواره به راحتی در دسترس نوجوانان است شما تاثیر آنها را روی رفتار دانش آموزان و الگوسازی آنها میبینید؟
این مساله هم باز بر میگردد به شرایط خانواده. ولی به نظر من تاثیر خودش را دارد. مواردی داریم كه دانش آموز مثلا فقط كارتونهای ماهواره را نگاه میكند. ولی تاثیر آنرا میبینیم و رفتارشان كاملا این مساله را نشان میدهد. این وسایل روی بلوغ زودرس فكری بچهها هم تاثیر میگذارد و باعث كاهش سن بلوغ شده در حالی كه قبلاً به این صورت نبوده است. من شخصا داشتن موبایل در این سن را صلاح نمی دانم.چون در دسترس همه هم هست ، پیامد هایش خطرناك است و زیاد هم قابل كنترل نیست.اگر هم داشتنش ضروری است با شرایط خاص باشد مثلاً دختر با مادرش موبایل مشترك داشته باشد كه قابل كنترل باشد.
دخت ایران: برای تخلیه هیجان این سنین ورزش ابزار مناسبی است؟
بسیار برایشان مناسب است. وقتی دانش آموزان در زنگهای كوتاه تفریح در حیاط یك بازی جمعی مثل زو انجام میدهند تا یك بسكتبال و والیبال برایشان بسیار مفید است. برنامهریزی خانوادهها برای این مساله هم میتواند برای بچهها بسیار سودمند باشد. چون با وجود رشد جسمی هنوز رفتارها بچهگانه است. بعد انتظارات والدین هم به صورت ناگهانی افزایش پیدا میكند و آنها را در این زمینه محدود میكنند.
دخت ایران: و صحبت آخر....
دغدغههای نوجوانان گسترده است. یكی از مسائلی كه دانش آموزان خیلی مطرح میكنند این است كه درس خواندن ما تبدیل شده به یك ابزار برای پدر و مادر. «..هر كاری می خواهیم انجام بدهیم می تو درست را بخوان و كاری به این كارها نداشته باش.» این مساله بچهها را خیلی ناراحت میكند كه درس خواندن ابزاری است كه آنها را از چیزهایی كه دوست دارند محروم میكنند. مساله دیگر این است كه نوجوانان خیلی دوست دارند با آنها مشورت بشود. اعتراض آنها هم این است كه خانوادهها با ما مشورت نمیكنند چون فكر میكنند در آن صورت هر چه ما بگوییم باید همان بشود، در حالی كه اینطور نیست و نوجوانان میخواهند با آنها مشورت بشود تا آنها شیوه مشورت كردن را یاد بگیرند و در عین حال از نظراتشان هم استفاده شود. مورد دیگر استقلالطلبی نوجوانان است در حالی كه خانوادهها بیشتر آنها را تحت سلطه خود میگیرند. برخوردهای تند خانوادهها هم یكی از مسائل دیگر است كه مثلاً پدر یا مادر در برابر رفتارهای نوجوان واكنش تندی نشان میدهند و مدت كوتاهی بعد از آن احساس پشیمانی میكنند. این مساله باعث سلب احساس امنیت بچهها میشود. آنها بیان میكنند كه ما نیاز به پشتیبان داریم و فكر میكنیم این والدین نمیتوانند پشتیبان ما باشند. این باعث گرایش به بیرون از خانه میشود.
دخت ایران: با تشكر از سركار خانم حسن زاد مدیریت محترم موسسه مهر من كه امكان برگزاری این مصاحبه را فراهم نمودند.