1020
مجله اینترنتی
زنان و خانواده
کانال دخت ایران
          1. الناز محمدی
              1. اندازه متن:
              2.  
              3.  
            نظرات (۰۰)
            تعداد بازدید: 1020
            نسخه مناسب چاپ
            ارسال به ديگران
            اضافه کردن به علاقمندی ها



        دخت ایران: به طور کلی در ادبیات کلاسیک ایران نگاه آلوده به گناه نسبت به زنان چگونه بوده و چقدر این موضوع رواج داشته است؟
        برای اینکه به این موضوع بپردازیم، نمی‌توانیم آن را به صورت یک کل در نظر بگیریم. برای پرداختن به این موضوع باید اشعار ادبیات فارسی را به گونه‌های مختلف طبقه بندی کنیم. مثلا اشعار عرفانی، عاشقانه، حماسی و غنایی. در اشعار حماسی و غنایی، زن نه تنها موجب گناه نبوده، بلکه از او تمجید نیز شده است؛ در اشعار عطار و فردوسی که اشعار غنایی و حماسی سروده‌اند، این موضوع به روشنی دیده می‌شود. اما در اشعار عرفانی ما، زن را مظهر نفس می‌دانسته‌اند و چون نفس باعث گناه و اماره سوء است، به زن نیز به منزله گناه و نفس نگریسته شده است.

        دخت ایران: شاعرانی که زنان را ستوده‌اند و هم چنین شاعرانی که زنان را به منزله عنصر گناه در نظر گرفته‌اند چه کسانی هستند؟
        اگر نگاهی به شاهنامه فردوسی و آثار عطار و حتی نظامی بیاندازیم، به آسانی ابیاتی را پیدا خواهیم کرد که در آنها نه تنها زن را به منزله آلوده بودن به گناه ننگریسته‌اند، بلکه حتی زنان را بر مردان برتری داده‌اند.


        برخلاف گفته‌های بعضی از نویسندگان که از نظامی یا عطار به عنوان افراد زن ستیز یاد می‌کنند، باید گفت که دقیقا برعکس است. نگاه نظامی به زن، نگاهی بسیار مثبت است؛ نمونه نگرش وی را می‌توان با نظری اجمالی در «خسرو و شیرین» یا «لیلی و مجنون» دریافت. در خسرو و شیرین، شیرین دارای امتیازات و برتری‌های بسیاری نسبت به خسرو است؛ در حالی که خسرو دارای عیبها و نقیصه‌های اخلاقی بسیار است. و یا در لیلی و مجنون در جایی مردی نزد مجنون می‌رود و او را نصیحت می‌کند که دست از عشق لیلی بردارد، چرا که زنان بسیار فریبکار، درغگو، حقه‌باز و مکار هستند! مجنون با صلابت در مقابل او می‌ایستد و از خوبیهای لیلی سخنها می‌پردازد و هر چه آن شخص دلیل و برهان می‌آورد، قبول نمی‌کند؛ تا اینکه آن شخص از گفته خود بر می‌گردد و اقرار می‌کند که گفته‌هایش دروغی بیش نبوده است.


        در شاهنامه فردوسی نیز از زنان به خوبی یاد می‌شود. او فقط در داستان سیاوش و سودابه از تنها زن منفی شاهنامه یعنی «سودابه» بدگویی می‌کند و از او به عنوان زنی فریبکار و مکار یاد می‌کند؛ زیرا وی باعث مرگ سیاوش شده است.


        اما سنایی که سرآمد شعر عرفانی ماست، زن را به موجب گناه دانسته است و با مطرح کردن داستان یوسف و زلیخا، زلیخا را عامل فساد و فتنه و گناه دانسته است. مثلا در داستان شاه و کنیزک در «حدیقه الحقیقه»، زن را نمادی از نفس قرار داده است:


        یافت شاهی کنیزکی دلکش
        شاه را آن کنیزک آمد خوش
        هم در آن لحظه‌اش به آب افکند
        گفت: شب خوب ناید اندر بند

        مولانا نیز در بیتی چنین می‌گوید:
        گفته است مصطفی که ز زن مشورت مگیر
        این نفس ما زن است اگرچه که زاهده است

        دخت ایران: شما می‌گویید که نمونه این نوع اشعار فقط در اشعار عرفانی نمود دارد؛ پس اشعار زن ستیزانه‌ای که در آثار افرادی چون سعدی و خاقانی می‌بینیم چه می‌شود؟ آیا باید از آنها چشم‌پوشی کرد؟!
        بله می‌توان به ابیات آنها نیز اشاره کرد، ولی باید گفت که این شاهد مثالها دارای جنبه شخصی هستند و نمی‌توان گفت در کل ادبیات کلاسیک ایران زن ستیزی وجود دارد؛ خاقانی و نظامی هم‌دوره بوده‌اند و حتی محل زندگی‌شان فاصله چندانی از هم نداشته است. می‌توان گفت زن‌سالارترین شاعر کلاسیک نظامی، و زن ستیزترین شاعر خاقانی است. بنابر این باید گفت در به وجود آمدن اشعار زن ستیزانه عواملی چون عوامل خانوادگی هم سهیم بوده‌اند؛ به عنوان مثال در خانواده‌هایی که زنان دارای فعالیت اجتماعی چندانی نبوده‌اند، به آنها به عنوان ناقص العقل نگاه می‌شده است. شاعری چون خاقانی نیز احتمالا به همین دلیل چنین نگاهی داشته است.

        دخت ایران: اگر بخواهیم به اشعاری از این قبیل اشاره کنیم، چه نمونه‌هایی قابل ذکر است؟

        می‌توان به اشعار شاعرانی چون سنایی و مولانا اشاره کرد: سنایی در یک مثنوی چنین آورده است:

        آنچه او را دهیم ما صلوات
        المکر داخت مکر بنات
        چون بود با بنات نعش فلک
        بر زمین جفت نعش به بی‌شک
        بر فلک چون بنات با نعش است
        بر زمین هم بنات بر نعش است
        هر که را دختر است خاصه فلاد
        بهار از گور نبودش داماد...

        و مولانا نیز در قسمتی از مثنوی معنوی چنین می‌گوید:
        چند با آدم بلیس افسانه کرد
        چون حوا گفتش بخور آنگاه خورد
        اولین خون در جهان ظلم و داد
        از کف قابیل بهر زن فتاد
        نوح چون بر تابه بریان ساختی
        واهله بر تابه سنگ انداختی
        مکر زن بر کار او چیره شدی
        آب صاف وعظ را تیره شدی

        دخت ایران: آیا می‌توان گفت دلیل این زن ستیزی‌ها در ادبیات فارسی، وجود افسانه‌های آدم و حوا و داستانهایی از این قبیل است؟
        بله، به طور قطع این چنین است. چون شاعران در واقع نماینده‌های یک جامعه هستند، بالطبع همان عقایدی را در اشعار خود منعکس می‌کنند که در جامعه رواج دارد و جاافتاده است. افسانه آدم و حوا بیان می‌کند که حوا بعد از آدم زاده شد و باعث هبوط آدم از بهشت به زمین گردید؛ که البته در اینجا در مورد غلط بودن این افسانه بحث نمی‌کنیم. با توجه به این موضوع بسیار طبیعی است که شاعرانی مثل سنایی، این قراین را جمع کنند و زن را نمادی از نفس بدانند. اما باید در اینجا به نکته‌ای ظریف اشاره کرد که عرفا شخصیت‌های زلیخا، حوا، بلقیس و.. را در اشعار خود مطرح کرده‌اند. اما این موضوعات دلیل بر این نیست که آنان زن را عامل گناه می‌دانند؛ ‌اما با توجه به استفاده‌هایی که جامعه مرد سالار ایران از این موضوع کرده‌اند، این نکته را به ذهن متبادر می‌کند که به صرف بیان کردن این داستانها در اشعار عرفا، می‌توان آنان را زن ستیز دانست.

        دخت ایران: این وضعیت در آثار منثور به چه گونه است؟
        به خاطر اینکه داستانها و آثار منثور از زمره ادبیات عامه است، این نوع آثار نمود بیشتری در این موضوع دارند. به عنوان مثال در حدیقه سنایی، کلیله و دمنه و سندبادنامه، زن ستیزی نمود آشکارتری دارد.

        دخت ایران: آیا دلیلش فقط وجود داشتن ادبیات عامه در آثار منثور است؟
        خیر؛ باید به مواردی چون منبع داستانها، مذهب، سرزمین و... اشاره کرد.

        دخت ایران: در مورد گلستان سعدی چه می‌توان گفت؟
        سعدی دارای چند باور است که یک نوع آن باور ارسطویی است، اینکه عقل مذکر است و نفس مونث؛ این تعبیر نیز به این خاطر است که چون کلمه‌های دنیا و گیتی مونث هستند، پس آسمان مذکر و زمین مونث است، یعنی زن منفعل و پذیرنده، و مرد فاعل است. باید گفت برای بررسی این افکار سعدی باید شرایط جامعه دوران او و همچنین شرایط زنان هم عصر او را بررسی نمود. سعدی در قرن هفتم می‌زیسته است و می‌دانیم که هرچه از قرن چهار و پنج جلوتر می‌آییم، انحطاط زنان بیشتر است و عصر سعدی نیز دوران شکوفایی برای زنان نبوده است.

        دخت ایران: آیا می‌توان چنین نگاهی را در آثار زنان ادیب کلاسیک دید؟ و کلا تاثیر وجود چنین نگاهی در آثار این زنان چگونه بوده است؟
        در ادبیات کلاسیک چیزی به نام ادبیات زنانه مطرح نبوده است و البته نمی‌توان به آثار بر جسته‌ای از سوی زنان آن زمان اشاره کرد.

        دخت ایران: پس یعنی باید شاعرانی چون رابعه قزداری و مهستی گنجوی را نادیده بگیریم؟
        ما دو شاعر زن برجسته در ادبیات کلاسیک ایرانی داریم که در مورد آنها هم چون تعداد ابیات باقیمانده کم است، چندان قابل اشاره نیستند: «جهان ملک خاتون» که در عصر حافظ می‌زیسته و «مهستی گنجوی» که هم عصر سلطان سنجر بوده است.


        جالب آنجاست که فضای حاکم بر اشعار آنها نیز کاملا مردانه بوده است؛ در اشعار آنها نیز معشوق همان صفاتی را دارد که شاعران مرد وصف کرده‌اند و هیچ تفاوتی بین نگاه آنان با شاعران مرد دیده نمی‌شود. باید گفت که متاسفانه این شاعران تنها شعر می‌سروده‌اند، ولی از لحاظ شعر زنانه حرفی برای گفتن نداشته‌اند.

        دخت ایران: خانم دکتر مریم حسینی، از زمانی که در اختیار ما گذاشتید سپاسگذاریم.
         


          1. ارسال نظر



    1. خبرنامه
      جهت اطلاع از به روز شدن مجله اطلاعات خود را وارد نماييد .

      پایگاه اطلاع رسانی حورا ساده ماده مستر چنگال انجمن سلامت ایران مجله ایرانی انجمن بیان با حجاب سبک زندگی بچه شیعه ها کودک و مادر عمار کلیپ مجتمع نیکوکاری رعد خانواده سرآمد بلاغ سمن فروشگاه اینترنتی محصولات حجاب سلام نو علوم اجتماعی خبر اقتصادی وبلاگ نیوز تعامل تصویر دل چی بپزم؟ ایران زنان به دخت راز۵۷