911
مجله اینترنتی
زنان و خانواده
کانال دخت ایران
          1. علی خرم/ سارا خاتمی
              1. اندازه متن:
              2.  
              3.  
            نظرات (۰۰)
            تعداد بازدید: 911
            نسخه مناسب چاپ
            ارسال به ديگران
            اضافه کردن به علاقمندی ها
        مصاحبه اختصاصی دخت ایران با مجید امیدی

         


        مجید امیدی مدیر کل دفتر امور فرهنگی و سرپرست دفتر امور تربیتی سازمان ملی جوانان است. این دفتر که زیرمجموعه معاونت فرهنگی اجتماعی سازمان به شمار می آید، طراح اصلی طرح خانواده نیمه مستقل می باشد. گفتگوی زیر مصاحبه اختصاصی دخت ایران با ایشان در خصوص این طرح است.

        دخت ایران: اول از همه از مسئولیتی که مشغول آن هستید و سوابق کاری و میزان تحصیلات‌تان بگویید تا خوانندگان ما با شما بیشتر آشنا شوند.
        - خیلی لزومی نمی‌بینم. این کار چه نیازی را برطرف می‌کند؟

        دخت ایران: ما با چارت سازمان ملی و مسئولیت شما که مدیر کل تربیتی زیرمجموعه معاونت فرهنگی است، زیاد آشنا نیستیم. شاید با معرفی شما بهتر بتوانیم از این تشکیلات سر در‌بیاوریم.
        - دیروز مجله شما را دیدم و به نظرم مطالب را ماهانه به روز‌رسانی می‌کنید؛ آخرین مطالب هم درباره روز ملی دختران بود و مطلب جدیدی نداشتید.

        دخت ایران: خوب، ظاهرا باید از خیر معرفی بگذریم! بخش اصلی بحث ما درباره خانواده نیمه‌مستقل خواهد بود. اگر ممکن است کمی درباره چند‌ و‌ چون طرح توضیح دهید.
        - خانواده نیمه مستقل را بعد از سه سال‌ مطالعه بر‌ اساس نیازهای جوانان جامعه امروزی مطرح کردیم. به نظر می‌رسد یکی از اولویت‌های اصلی جوانان ما در دهه فعلی و بخشی از دهه نود، نیازهای خانوادگی و ازدواج خواهد بود. با انفجار جمعیتی که در جامعه داریم، در هر سال، جمعیت قابل توجهی وارد بیست سالگی می‌شوند. نسخه‌های متفاوتی برای برون رفت از این شرایط پیچیده‌اند، اما بسیاری از آنها در جامعه ما قابل اجرا نیست.

        دخت ایران: در واقع اینها پیش‌زمینه‌های رسیدن به طرح خانواده نیمه‌مستقل است. اگر ممکن است اصل طرح را نیز توضیح دهید.
        - بله. مدل‌های کشورهای دیگر بسته به فرهنگ خود آنها است. اغلب سایت‌های همسریابی، بیشتر به دنبال دوست‌یابی هستند و شاید بتوان گفت همسری را با هوسرانی موازی کرده‌اند. در حالی که تعریف ما از خانواده کاملا با آنها متفاوت است.

        دخت ایران: می‌خواستید اصل طرح را بفرمایید!
        - بحثی که تحت عنوان خانواده نیمه‌مستقل مطرح شد و بیشتر جنبه‌های اقتصادی آن برجسته شد، اصلا جنبه اقتصادی‌اش در حاشیه طرح است. خانواده نیمه مستقل، خانواده‌ای است که فارغ از توانایی استقلال مادی زوجین، تا مدت مشخصی همراهی خانواده‌ها را لازمه زندگی مشترک جدید می‌داند. یعنی زوجین در ابتدای زندگی در کنار خانواده عروس یا داماد، آموزش و همراهی لازم را داشته باشند؛ که این اثرات عاطفی، روحی و معنوی فراوانی خواهد داشت و اینها برای ما اصل است. بدین صورت از نظر احساسی و عاطفی، همراهی خواهند شد و بسیاری از اشکالات و اختلافات کوچک آنها برای ادامه زندگی رفع می‌شود. دادگاه و قاضی فقط بی‌طرف و از روی قانون و شاید بتوان گفت، بی‌رحمانه حکم می‌کنند، اما پدر و مادر برای فرزند خود دل می‌سوزانند و همراهی و شفاعت و میانجی‌گری را وظیفه خود می‌دانند. نکته دیگر این است که در ابتدای زندگی که دو جوان زیر یک سقف مستقل می‌روند، حساسیت‌های طرفین نسبت به اعمال و حرکات و رفت و آمدهای یکدیگر خیلی زیاد است و رفتار هم را زیر ذره‌بین قرار می‌دهند؛ همین حساسیت‌ها مثلا با رفتن به یک ماموریت ساده و چند‌روزه، نقطه شروع بدبینی‌ها می‌شود. در حالی که اگر در مراحل اولیه و حساس زندگی در کنار خانواده باشند و استقلال به مرور اتفاق بیفتد، چنین مشکلاتی پیش نخواهد آمد. این همراهی‌ها یک مزیت دیگر هم برای آینده دارد؛ اگر ارتباط‌ها تقویت شود، در آینده نیازی به خانه سالمندان نخواهیم داشت و فرزندان خواهند گفت، آن زمان که ما نیاز داشتیم آنها همراهی کردند و حالا نوبت ما است که جبران کنیم. این روزها عرض و طول نهاد‌های جایگزین خانواده زیاد شده است که یکی از آنها همین خانه سالمندان است. البته بخشی از ماجرا هم جنبه اقتصادی است. الان وضعیت جوانان ما به نحوی است که نمی‌توانند از ابتدا در قله قرار بگیرند و همه چیز را داشته باشند. اگر هم از نظر مادی تامین باشند، این استقلال شش ماه بیشتر دوام ندارد. تحقیقات نشان داده که زوج‌های جوانی که از همان ابتدای زندگی از خانواده‌ها جدا شده‌اند، حداقل از نظر عاطفی دیگر نتوانسته‌اند رابطه عاشقانه خود را حفظ کنند.

        دخت ایران: به نظر می‌رسد اصل طرح به درستی و شفاف مطرح نشده باشد. آنچه ما تا به امروز متوجه شده بودیم این بود که هر یک از زوجین تا مدت معینی در منزل پدر و مادر خودشان زندگی کنند؛ اما اکنون برداشت ما از حرف‌های شما چیز دیگری است.
        - بله

        دخت ایران: پس اگر ممکن است دقیقا طرح را توضیح دهید. یعنی دقیقا قرار است برای تشکیل خانواده نیمه مستقل چه اتفاقاتی بیفتد؟
        - شما می‌خواهید فقط یک کلمه بگیرید که این خودش باعث ابهام می‌شود.

        دخت ایران: ما می‌خواهیم اصل طرح را با جزئیات آن بفهمیم.
        - طرح خانواده نیمه مستقل همراهی خانواده به طور کلی با زوجین است.

        دخت ایران: این که خیلی کلی است. اگر دختر و پسر از ابتدا هم به صورت مستقل زندگی کنند، خانواده‌ها می‌توانند آنها را همراهی کنند. معنای دقیق این همراهی از نظر شما چیست؟
        - یک قسمت این است که مثلا زوجین در اتاقی که پدر خانواده در اختیار آنها قرار می‌دهد زندگی کنند. در این صورت سطح توقعات هم پایین می‌آید، چرا که جهیزیه مورد نیاز یک اتاق خیلی کمتر است و با این کار جلوی بسیاری از آفت‌ها را می‌توانیم بگیریم. اما همراهی اصلی، همراهی معنوی و عاطفی است تا زوجین به مرور پخته شوند و تجربیات زندگی مشترک را از پدر و مادرها کسب کنند. برای دختران ۱۸ سال به بالا و پسران ۲۰ سال به بالا خیلی زود است که مستقلا زیر یک سقف بروند در حالی که نیاز غریزی و فطری به ازدواج را دارند. ریشه بسیاری از طلاق‌ها ناشی از اختلافاتی سطحی است که می‌توانست با همراهی و میانجی‌گری خانواده برطرف شود.

        دخت ایران: نقدی که به سازمان وارد است، این است که چه موافقان و چه مخالفان در واقع درباره طرحی دیگر صحبت کرده‌اند و سازمان ملی هم هیچ واکنشی نشان نداده است.
        - آقای حاج علی اکبری صحبتی درباره خانواده نیمه مستقل و همراهی عاطفی و مادی خانواده‌ها کردند که سخنرانی‌اش موجود است. این‌ها فقط بخش مادی را دیدند.

        دخت ایران: مگر می‌شود همه از طرح برداشت اشتباه کنند؟ فکر نمی‌کنید ایراد از سازمان بوده که طرح را شفاف مطرح نکرده است؟
        - از همان زمان کسانی هم بوده‌اند که همراهی کرده‌اند و می‌دانند. مثلا دکتر افروز از ابتدا در این بحث با ما هم‌نظر بود و در این طرح، از بعضی مطالب ایشان هم استفاده شده ‌است.

        دخت ایران: اصلا هدف این طرح چیست؟
        - هدف، بازگرداندن کارکردهای خانواده به آن است. ما معتقدیم خانواده‌ها در حال واگذاری مسئولیت‌ها هستند. بسیاری از مسئولیت‌ها را در گذشته واگذار کرده‌اند. لااقل مسئولیت‌های عاطفی و احساسی خود را واگذار نکنند. چون این ارتباطات نقش دوسویه دارد؛ اگر امروز همراهی نکردی، در زمان احتیاج، همراهی نمی‌شوی. اتفاقی که در جوامع اروپایی هم افتاده است و بخشی از رسیدن آنها به پوچی از همین منشا می‌گیرد. کسی که همراه و وارثی ندارد، تمام ارثش را به گربه‌اش واگذار می‌کند. الان جوامع غربی که کارکردهای خانواده را از دست داده‌اند، پشیمان شده‌اند و دنبال راه چاره برای تحکیم روابط خانوادگی می‌گردند. چیزی را که جوامع غربی نشخوار کرده‌اند، ما مزمزه نکنیم. در کشور ما کارکرد و روابط احساسی خانوادگی به شدت زیاد است و این مزیت ما است. کشور ما از جهت ارتباطات خانوادگی می‌تواند در تمام دنیا الگو باشد. اما در جاهایی به واسطه انفجار جمعیتی که عرض شد، این روابط رو به ضعیف شدن گذاشته است. در حالی که این یک دیوانگی ابلهانه است که با تمام مشقات، بچه را بزرگ کنی تا به بیست سالگی برسد و بعد او را به حال خود رها کنی. این رها کردن هم از جهات مختلف است که یکی از ابعاد آن بعد اقتصادی است که برای آن هم راهکارهایی در نظر گرفته‌ایم.

        دخت ایران: می‌شود چند مورد از این راهکارها را برای ما بگویید؟
        - مثلا اولین راهکار، پرداخت اجاره خانه در چند سال اول از طرف خانواده است.

        دخت ایران: خانواده‌ای که اجاره خودش را هم نمی‌تواند براحتی پرداخت کند؟!
        - شما همه چیز را در یک طبقه خاص خلاصه می‌کنید. در کشور ما سطوح اقتصادی مردم متفاوت است.

        دخت ایران: ولی طبق آمارهای رسمی و غیررسمی خیلی‌ها زیر خط فقر زندگی می‌کنند!
        - این را از کجا می‌گویید؟!

        دخت ایران: این را ما نمی‌گوییم، آمارها می‌گویند.
        - آمارهای شما چطور چیزی را که در این خیابان‌ها می‌بینیم نمی‌گویند؟ شما در مورد چیزی دارید صحبت می‌کنید که روی آن تحقیقی ندارید.

        دخت ایران: یعنی می‌فرمایید مردم ما آنقدر راحت زندگی می‌کنند که علاوه بر اجاره خانه خودشان، هزینه‌های زندگی یک خانواده دیگر را هم بدهند؟
        - من می‌گویم سطح زندگی مردم نسبت به گذشته خیلی بهتر شده و نباید بی‌انصافی کنیم و همه چیز را در یک طبقه خلاصه کنیم. این قبول که طبقه‌ای از خانواده‌های ما در وضعیت مناسبی از لحاظ اقتصادی نیستند؛ ما که نمی‌گوییم همه‌چیز گل و بلبل است. اما سطوح مختلف دیگر اقتصادی و اجتماعی هم داریم. عده‌ای از خانواده‌ها برای فرزند مجردشان منزل مستقل تهیه می‌کنند و حاضرند بچه‌هایشان به صورت پانسیونی، مستقل زندگی کنند. چنین خانواده‌هایی می‌توانند چه از طرف عروس و چه داماد، مشارکت کنند و جلوی آسیب دیدن و آلوده شدن فرزندان‌شان به گناه را بگیرند. چطور خانواده‌ها می‌توانستند تا دیروز خرج بچه خودشان را بدهند؟ حالا این دو خانواده، دو جوان را به هم برسانند و آنها را تا مدتی همراهی بکنند. یک قسمت همراهی هم پرداخت اجاره است. گاهی آنقدر تعلل می‌کنیم و دوران کودکی و نوجوانی و جوانی را آنقدر طولانی می‌کنیم که به فرد میانسال هم هنوز می‌گویند جوان. این که دیگر پیر شده و جوان نیست. جوان در ابتدای جوانی به شدت علاقمند و نیازمند به ازدواج و آرامش است و نیت بسیاری از روابط این دوران هم ازدواج است. اما به مرور، تنوع‌طلبی و حقه‌بازی‌ها باعث می‌شود از رفتن زیر بار ازدواج شانه خالی کنند. آن موقعی که جوان اولویت اولش ازدواج است، خانواده اولویتش نیست و می‌گوید تو هنوز دهانت بوی شیر می‌دهد و بدون شغل چگونه می‌خواهی ازدواج کنی؟ زمانی هم که خانواده اعلام آمادگی می‌کند، دیگر شوق و رغبتی برای ازدواج نمانده است.


        دخت ایران: بسیاری از جوانان ازدواج می‌کنند که مستقل شوند و از دخالت‌ها و اعمال نظر خانواده خلاص شوند. چه تضمینی وجود دارد که خانواده‌ها از آن سوی بام نیافتند و به جای همراهی و حمایت و میانجی‌گری، کار به دخالت و خراب‌تر کردن امور نرسد؟ یاد سریال پدر‌سالار می‌افتم که سال‌ها پیش پخش می‌شد.
        - در این طرح آسیب‌ها هم دیده شده است که از جمله‌ آنها همین است که شما می‌گویید. راهش این است که همراهی به مرور کمرنگ شود.

        دخت ایران: یعنی دقیقا چه اتفاقی بیافتد؟ ممکن است مثال بزنید؟
        - خیلی ساده و عامیانه بگویم که متوجه قصه بشوید. وقتی خانواده‌ای در پناه پدر و مادر‌ شکل بگیرد، سال اول تمام هزینه‌ها با خانواده است. در کنار این بخش اقتصادی، حمایت و همراهی در حوزه‌هایی است که زوج جوان راه‌حل مسئله را نمی‌دانند و به دیگران پناه می‌آورند. البته قطعا برای این که این حمایت به دخالت تبدیل نشود، به آموزش‌هایی هم نیاز داریم. اما فکر پدر و مادر‌ها هم با گذشته خیلی فرق کرده‌است. اگر بگوییم همه رشد کرده‌اند و فقط پدر‌و‌مادر‌ها در پدر‌سالاری گذشته مانده‌اند که درست نیست. پدر‌ و مادر شما این‌طور فکر می‌کنند؟

        دخت ایران: مثال ساده و عامیانه را می‌گفتید.
        - مثلا در ابتدا تمام وعده‌های غذایی را مهمان خانواده‌اند. بعد از چند ماه وعده صبحانه را مستقل بخورند. بعد از یک سال نهارها را هم خودشان جدا بخورند. بعد از مدتی مثلا به جز تمام وعده‌های غذایی که باید خودشان مصرف کنند، قبض آب و برق و تلفن را هم باید خودشان بدهند. آرام آرام استقلال شروع شود و همراهی کمرنگ شود. از زمانی که احساس کردند می‌توانند روی پای خودشان بایستند، مثلا بچه‌دار هم می‌شوند. اگر این فرزند در پناه پدر و مادر بزرگ شود، از تجربیات فرزند‌پروری آنها استفاده می‌شود و لازم نیست همه چیز را از صفر شروع کنند. اگر همراهی مادر عروس یا داماد باشد، این فرزندپروری هم شیرین‌تر می‌شود. در حالی که ما امروزه تمام این مزایا و شیرینی ها را راحت داریم کنار می‌گذاریم. یک زندگی رویایی و استقلال کامل بدون هیچ احتیاجی برای زوجین تعریف کرده‌ایم و می‌گوییم یا باید داشته باشید و از همه لذات بهره مند شوید، یا نداشته باشید و بروید بمیرید. این افراد، بین همسری و هوسرانی تفاوتی قائل نیستند. می‌گویند کسی که توانایی مالی دارد و می‌تواند ماشین آخرین سیستم سوار شود و خانه مجلل تهیه کند، می‌تواند زن بگیرد. این تعریف فقط برای طبقه خاص است. برای مردم دو ‌دو ‌تا ‌چهار‌ تا می‌کنیم و همین را در رسانه‌ها جا انداخته‌ایم. عده‌ای هم که می‌خواهند از زیر بار مسئولیت فرار کنند می‌گویند ما غریزه را به شکل‌های دیگر جواب می‌دهیم. اما بنای ما بر تشکیل خانواده است تا هویت افراد شکل بگیرد. این بر مبنای علم و شرع است.

        دخت ایران: روانشناس‌ها معتقدند پدر و مادر‌ها منبع و مرجع خوبی برای مشورت در مورد مشکلات زناشویی نیستند. چون آنها به خاطر علاقه مفرط به بچه‌ها ممکن است از آن طرف بام بیافتند و بخواهند دفاع و طرفداری بیجا کنند.
        - در دانشگاه‌های ما که اصلا درس زندگی کاربردی داده نمی‌شود و فقط بحث‌های تئوریک گفته می‌شود. به علاوه ما وقتی از اصل زندگی دور می‌افتیم و به روانشناسی سکولار اکتفا می‌کنیم، این طور مشکلات برایمان پیش می‌آید. الان روانشناسانی سراغ دارم که برای ارضاء جنسی راه‌های دیگری مخالف شرع پیشنهاد می‌کنند یا برای رفع افسردگی معتقدند باید دوستی با جنس مخالف داشته باشید. درست است که پدر و مادر ممکن است بعضی جاها طرفداری بیجا کنند، اما از طرفی این پدر و مادرها هستند که بیشترین دلسوزی را برای فرزندان دارند. روانشناس که این دلسوزی را ندارد. [آقای امیدی قرآن کنار دستش را باز می‌کند و از رو می‌خواند و ترجمه می‌کند] قرآن می‌گوید «اگر از ناسازگاری بین زن و مرد بیم دارید، داوری از کسان مرد و داوری از کسان زن تعیین کنید، اگر آنها سر سازگاری داشته باشند، خدا میانشان آشتی برقرار خواهد کرد. بی‌شک خداوند، دانای آگاه است.» یعنی قرآن هم ما را به خانواده ارجاع می‌دهد. در تفسیر هم نزدیک‌ترین کسان را پدر و مادر و بعد بقیه فامیل می‌داند. نه اینکه به یک فرد بی‌احساس نسبت به خودمان رجوع دهد که ما را نمی‌شناسد و با روحیات و خلق و خوی ما آشنا نیست. ما داریم پدر و مادر‌ها را که قرآن دستور رجوع داده از دست می‌دهیم. البته استثنائاتی هم وجود دارد که پدر و مادر‌ها ناسازگار باشند و اصلا خودشان مشکل داشته باشند.

        دخت ایران: شما منکر محبت مفرط والدین به فرزندانشان که نیستید؟
        - بخشی از آن را قبول داریم که اتفاق صوابی نیست. این که از کودکی تمام کارهای فرزندشان را انجام می‌دهند و اجازه نمی‌دهند فرزندان به مرور توانمند شوند، آفتی در خانواده‌های ما است. این درست نیست و هیچ کس آن را تایید نمی‌کند.

        دخت ایران: سوال این است که آیا پدر و مادر می‌توانند مرجع خوبی برای مشورت باشند؟
        - این دیگر بسته به زیرکی شما دارد که چطور مشورت مناسبی از پدر و مادر بگیرید. ازدواج باید به موقع، آسان و آگاهانه باشد تا پایدار بماند. آگاهانه بودن ازدواج یعنی همین که چه در زمان انتخاب و چه بعد از آن با مطالعه و مشورت پیش بروید. یکی از منابع خوب مشورت پدر و مادر است. اما این به نوع مشورت شما بر‌می‌گردد که چطور همراهی آنها را داشته باشید تا تبدیل به دخالت یا طرفداری بیجا نشود.

        دخت ایران: ما هنوز جوابمان را نگرفته‌ایم که مرز بین دخالت و کمک کجا است؟
        - دخالت یا کمک بر‌می‌گردد به فهم و درایت خود جوان‌ها در مشورت گرفتن. این همان حداقل بلوغ عقلی است که یک جوان برای ازدواج کردن باید داشته باشد. گاهی هم خانواده واقعا باید دخالت کند. مثلا در انتخاب‌های پیش از ازدواج، بسیاری از جوان‌ها تصمیمات احساسی و غیر‌عاقلانه می‌گیرند که اینجا خانواده است که باید وارد عمل شود و جلوی تصمیم‌گیری احساسی صرف را بگیرد. و گر‌نه چندی بعد متهم می‌شود که من نمی‌فهمیدم و راه درست را نمی‌دیدم؛ شما که تجربه داشتید چرا به من تذکر ندادید و جلوی من را نگرفتید. اینجا دخالت وظیفه خانواده است.

        دخت ایران: البته ما داریم درباره بعد از ازدواج صحبت می‌کنیم.
        - برای بعد از ازدواج هم همین‌طور است و گاهی دخالت لازم است. از این گذشته امروز دیگر فهم پدر و مادر‌ها مثل ده سال پیش نیست و نگاه‌ها امروزی است. ممکن است دخالت‌هایی هم صورت گیرد. اما بیشتر آنها را می‌توان به حساب مصلحت اندیشی گذاشت.

        دخت ایران: شما خیلی خوش‌بین هستید! بسیاری از اوقات همین دخالت‌ها و به قول شما مصلحت‌اندیشی‌ها به بزرگترین معضل زندگی زوج تازه ازدواج کرده تبدیل می‌شود.
        - این مشکلات را باید با آموزش خانواده‌ها و فرزندان به حداقل رساند. بعد از ازدواج هم زوجین نیاز به آموزش مداوم دارند که متاسفانه بسیاری از این آموزش‌ها داده نمی‌شود و همین منشا خیلی از اختلافات است. بحث مهم شناخت روحیات جنس مخالف اصلا جدی گرفته نمی‌شود. خانواده‌ها اصلا با روحیات فرزندان آشنا نیستند و این کار باید از طریق آموزش انجام شود تا خانواده‌ها به خودشان اجازه دخالت ندهند.

        دخت ایران: مشکل نبود آموزش بسیار جدی است، قبول. نمی‌شود همین آموزش‌ها را بدهیم ولی خانواده جدید از ابتدا مستقل باشد؟ ما دلیل این اصرار روی همراهی فیزیکی والدین و زوج‌های جوان را نمی‌فهمیم.
        - همه چیز را که با آموزش تئوریک نمی‌شود منتقل کرد. بسیاری از روابط اجتماعی و عاطفی را باید در عمل آموزش داد و به صرف حرف زدن این کار انجام نمی‌شود. به علاوه این طرح که یک نسخه عمومی نیست که برای همه به طور یکسان پیچیده شود. ممکن است در بعضی خانواده‌ها این همراهی لازم نباشد و حد آن متفاوت باشد.

        دخت ایران: اگر چه قانع نشدیم که مرز بین آنها چیست، اما از فضای مشورت و همراهی فیزیکی بگذریم. گفتید سه سال روی این طرح کار کرده‌اید.
        - سه سال کار روی این طرح نبوده است. این سه سال کار روی وضعیت هشدار فعلی و آمار و ارقام مربوط به جوان‌ها انجام شده است.

        دخت ایران: روی این طرح چقدر کار شده؟
        - خیلی جدید نیست. حدود یک سال.

        دخت ایران: این حدود یک سال دقیقا چه کاری انجام شده است؟ به هر حال قبول دارید وقتی چنین طرحی در سطح ملی عنوان می‌شود، باید قبل از آن تحقیقات مفصلی انجام شده و با کارشناسان مشورت شده باشد؟
        - این طرح که اصلا چیز جدیدی نیست که نیازی به این کارها باشد. درگذشته سطح توقعات مردم پایین بوده و می‌توانستند به راحتی به این شکل زندگی کنند. ما می‌گوییم در این وضعیت ویژه از نظر جمعیت جوان، برای اینکه هویت خودمان و جوان‌هایمان را حفظ کنیم، باید مدلی ارائه کنیم که ما را نجات دهد. اما این مدل جدید نیست.

        دخت ایران: پس سوال این می‌شود که چه تضمینی وجود دارد که یک مدل قدیمی به درد جامعه امروزی بخورد. در هر صورت چه مدل جدید باشد و چه قدیمی، سوال اصلی این است که چه مبنای پژوهشی و علمی پشت آن است؟
        - این یک مدل منطقی منطبق بر جامعه امروزی و اعتقادات مردم این جامعه است.

        دخت ایران: هنوز به جواب سوالمان نرسیده‌ایم. بگذارید اینطوری بپرسم. روند اینکه یک چنین طرح و مدل‌هایی در سازمان شکل می‌گیرد چگونه است؟
        - این مدل سابقه قبلی داشته است. آقای افروز و چندین کارشناس دیگر نظر داده‌اند.

        دخت ایران: این چند کارشناس را معرفی کنید تا ما سراغ آنها برویم و دلایلشان را برای ارائه این طرح بشنویم. به هر حال شما که خودتان به تنهایی چنین طرحی را تولید نکرده‌اید؟!
        - شما با آقای علی اصغر احمدی، آقای افروز، آقای گلزاری بروید صحبت کنید. آقای گلزاری تا دو هفته پیش، مخالف این طرح بود. اما بعد از دو ساعت صحبت حول خانواده نیمه‌ مستقل، در همین جایی که الان شما نشسته‌اید، ایشان محتوای دقیق طرح را متوجه شد و آن را پسندید؛ الان از موافقان است.

        دخت ایران: پس قبول دارید که قبل از ارائه، طرح به درستی برای کارشناسان مطرح نشده بود.
        - ما اصلا از روی عمد طرح را از صفر تا صد مطرح نکردیم تا در جامعه چالش ایجاد شود و عده‌ای مخالف و موافق طرح صحبت کنند تا حساسیت ایجاد شود. اتفاقا یکی از کارشناسان می‌گفت شما اگر قبلا با ما در مورد ریز طرح صحبت و مشورت می‌کردید، ما مخالفت نمی‌کردیم. یعنی بعضی‌ها فقط به خاطر اینکه با آنها مشورت نکردیم با کل طرح مخالفت کردند.

        دخت ایران: پس تایید می‌کنید که مشورت نکردید!
        - شما دارید سریع نتیجه‌گیری می‌کنید. عرض کردم بعضی افرادی که با آنها مشورت نکرده بودیم چنین حرفی زدند.

        دخت ایران: ولی تعداد این «بعضی از افراد» خیلی زیاد است و شاید بسیاری از مخالفت‌ها هم به قول شما ناشی از ندانستن جزئیات طرح است. یا شما با این «بعضی از افراد» مشورت کرده‌اید که قاعدتا باید آنها هم می‌فهمیدند و به قول شما موافقت بسیاری از آنها هم جلب می‌شدو نشده است؛ یا با افراد صاحب نظر مشورت نکرده‌اید و فی‌البداهه طرح را نصفه و نیمه در سطح ملی مطرح کرده‌اید که سوال پیش می‌آید چرا؟
        - ما اینجا اتاق فکر داریم که بعضی از صاحب نظران مد نظر شما در آن هستند و از آنها مشورت می‌گیریم. همین‌طوری و بدون مبنا که طرح از خودمان در نیاورده‌ایم. سه سال پژوهش کرده‌ایم و دیده‌ایم اگر مسئله ازدواج جوانان ما حل شود بسیاری از شاخص‌های ما رشد خواهد کرد. پژوهش میدانی کرده‌ایم. بسیاری از آمارها هم نیاز نیست در جامعه منتشر شود و پالس منفی بدهد.

        دخت ایران: سرفصل‌های همین پژوهش‌ها را بگویید ما هم بدانیم. ریز آمارش را نمی‌خواهیم.
        - ما آمار مرگ و میر، زاد و ولد، ازدواج و طلاق را از سال ۴۷ تا ۸۵ در آورده‌ایم. روند رشد ازدواج و طلاق را بررسی کرده‌ایم.

        دخت ایران: که قاعدتا سیر ازدواج نزولی و سیر طلاق، صعودی است.
        - خیر. تلورانس داشته‌ایم. مثلا در دهه ۶۰ به واسطه انقلاب و جنگ، رشد شدیدی داشته‌ایم. ورودی‌های جمعیتی هر سال را می‌دانیم. مثلا می‌دانیم سال آینده چه تعداد ورودی بیست ساله داریم که می‌گوییم زمان ازدواج آنها رسیده است. خروجی‌ها را هم داریم می‌بینیم. اینها در مجموع به ما تحلیل می‌دهد. مثلا می‌گوییم اگر می‌خواهیم از وضعیت ویژه‌ای که در آن هستیم بیرون بیاییم، باید یک میلیون و پانصد هزار واقعه ازدواج در سال داشته باشیم. یعنی سه میلیون نفر ازدواج کرده باشند. در صورتی که در شرایط فعلی در سال گذشته که حدود ۸ درصد رشد ازدواج داشته‌ایم، کل واقعه ازدواج ما ۸۴۰ هزار بوده است؛ یعنی حدود نصف میزان مطلوب. تازه این در شرایطی است که از سال‌های گذشته باقیمانده‌ای نداشته باشیم. در حالی که تا سال ۸۵ حدود سه میلیون و پانصد هزار ازدواج به تعویق افتاده داریم. اینها را که با هم جمع و تفریق و ضرب و تقسیم کنیم و به قول شما کار پژوهشی انجام دهیم، می‌فهمیم در چه شرایطی قرار داریم.
        بر این اساس معتقدیم تنها راه حل برون رفت از این شرایط، ورود خانواده‌ها به عرصه است. خانواده‌ها هم به واسطه مشکلات، توقعات، یا القائات نادرست، فکر می‌کنند همه چیز از جمله ازدواج با حاکمیت است. مردم فکر می‌کنند اگر تحصیل و اشتغال و مسکن با حاکمیت است، نماز و ازدواج هم با حاکمیت است. در حالیکه ما نماز حاکمیتی نمی‌‌توانیم داشته باشیم که دولت بگوید نماز بخوانید یا نخوانید. دولت باید شرایط و زیر‌ساخت‌ها را فراهم کند و زمینه‌سازی و تسهیل‌گری کند. در حال حاضر ۵۰ درصد کسانی که ازدواج نکرده‌اند شاغل‌اند. توجیهشان این است که مگر با حقوق پانصد هزار تومان می‌شود اجاره یک میلیون تومان یا هزینه‌های عروسی و غیره را داد؟ در گذشته برای رسیدن به هدف، توقعات را پایین می‌آوردیم. الان برای شانه خالی کردن از زیر بار مسئولیت، آنچنان توقعات را بالا برده‌ایم که هرگز به‌ آن سطح نمی‌رسیم. اگر هم برسیم زمانی است که دیگر شور و هیجان و سرزندگی و موقعیت مناسب را از دست داده‌ایم. درست مثل غذایی که از دهان افتاده باشد. ما به خانواده‌ می‌گوییم این جوان شاغل را همراهی کنید تا با همین حقوق، از پس هزینه‌های زندگی بربیاید. نکته دیگر هم این است که با دید «تهرانیسم» به قضیه نگاه نکنید؛ وضعیت تهران ویژه است. ما ۷۰ هزار روستا در کشور داریم که اغلب ازدواج نیمه‌مستقل دارند. گاهی دو یا سه برادر ازدواج کرده‌اند و هنوز کنار خانواده زندگی می‌کنند. پس هنوز می‌شود این دید را برای عده زیادی در روستاها و شهرهای کوچک تقویت و ترویج کرد. تمام کشور را در تهران و یا یک منطقه خلاصه نکنیم.

        دخت ایران: به عنوان جمع‌بندی نتیجه‌گیری شما این است که فعلا بهترین راه‌حل برون رفت از شرایط موجود، طرح خانواده نیمه مستقل است؟
        - یکی از راه حل‌های ویژه این طرح است که بسته به نوع دریافت‌های هر جامعه و خانواده‌ای فرق می‌کند.

        دخت ایران: فکر نمی‌کنید سال‌های اول ازدواج که شما بر همراهی فیزیکی تاکید دارید، سال‌های اوج داغی زوج جوان است که دوست دارند تنها باشند؟
        - باید دید چه چیزهایی به دست می‌آوریم و چه از دست می‌دهیم. باید هزینه و فایده کنیم و سود و ضرر کار را ببینیم. آن خانواده هم قطعا باید در اوایل زندگی شرایط تنها بودن زوجین را فراهم کنند. تمام این طرح، زمانی قابل اجراست که حداقل فهم جمعی و آموزش صورت گیرد. مخاطب این طرح بیشتر خانواده‌ها هستند تا جوانان. شاید نسبت ۸۰ به ۲۰ را برای خانواده‌ها و زوجین قائل باشیم. مثلا باید فرهنگ‌سازی صورت گیرد که خانواده‌ها از راه‌حل شرعی و منطقی عقد فرار کنند. پدر و مادر که فقط نوکر و کلفت نیستند که تنها وظیفه‌شان بزرگ کردن فرزندان باشد و هیچ حق و نقشی در زندگی مشترک آنها نداشته باشند. در عین حال، تنهایی و آرامش زوجین را قبول دارم که خانواده‌ها باید آن را فراهم کنند و این را بسیاری از والدین، خودشان می‌فهمند.

        دخت ایران: آیا خودتان هم با خانواده نیمه مستقل شروع کرده‌اید؟
        - بله، مثل بسیاری از ایرانی‌های نسل قبل شما کاملا با خانواده نیمه مستقل شروع کردم. چند ماه اول در منزل پدری زندگی کردم. بعد هم مستاجر بودم. آرام آرام ارتباطم را قطع کردم تا توانستم مستقل شوم. البته هنوز هم در تهران مستاجرم.

        دخت ایران: فکر می‌کنید فرزند خودتان حاضر باشد خانواده نیمه مستقل تشکیل دهد؟
        - دو فرزند دارم که هنوز به سنی نرسیده‌اند که بتوانم تحلیل کنم. اگر خوب تدبیر کنیم و بتوانیم ارتباط خوب و راحتی با آنها برقرار کنیم، قطعا می‌پذیرند. این کار فرهنگ‌سازی می‌خواهد و زمان می‌برد.

        دخت ایران: از اینکه وقتتان را در اختیار ما گذاشتید سپاسگزاریم.

         


          1. ارسال نظر



    1. خبرنامه
      جهت اطلاع از به روز شدن مجله اطلاعات خود را وارد نماييد .

      پایگاه اطلاع رسانی حورا ساده ماده مستر چنگال انجمن سلامت ایران مجله ایرانی انجمن بیان با حجاب سبک زندگی بچه شیعه ها کودک و مادر عمار کلیپ مجتمع نیکوکاری رعد خانواده سرآمد بلاغ سمن فروشگاه اینترنتی محصولات حجاب سلام نو علوم اجتماعی خبر اقتصادی وبلاگ نیوز تعامل تصویر دل چی بپزم؟ ایران زنان به دخت راز۵۷