890
مجله اینترنتی
زنان و خانواده
کانال دخت ایران
          1. حسن میثمی
              1. اندازه متن:
              2.  
              3.  
            نظرات (۰۰)
            تعداد بازدید: 890
            نسخه مناسب چاپ
            ارسال به ديگران
            اضافه کردن به علاقمندی ها
        حجت الاسلام و المسلمین مخبر از "خانواده نیمه مستقل" می گوید



        از حرف هایی که پشت تلفن و در اولین دیدار برای تحویل پیش نویس طرح با حجت الاسلام و المسلمین مخبر رد و بدل می شد، می شد فهمید که ایشان حداقل جزو موافقین طرح نیستند. اما شیوه نقد این کارشناس خانواده با شیوه نقدی که من در ذهنم بود زمین تا آسمان تفاوت داشت. در ادامه، بخش هایی از گفت و گوی داغ ۲ساعته حجت الاسلام و المسلمین محمدحسن مخبر را با "دخت ایران" می خوانید.

        دخت‌ایران:  برای شروع، کلیت طرح را چطور دیدید؟
        من اجمالا طرح را که خواندم، یک سری مسائل به ذهنم رسید. اولا اصل این که چنین دغدغه ای وجود دارد خیلی خوب است. یعنی من معتقدم که ما به جای این که یک برخورد کاملا سلبی با ارائه این طرح داشته باشیم، این را قدر بدانیم که یک عده ای پیدا شدند و دارند روی این مشکل فکر می کنند. حالا طرح ارائه شده درست یا غلط است یک حرف دیگری است. من فکر می کنم خیلی خوب است اگر دوستانی که نقد یا مطلبی درباره این طرح داشتند، این موضوع را هم مدنظرشان قرار بدهند؛ اگر نقدی به طرح وارد است بد نیست راه حلی هم ارائه شود. البته به نظر من ، طرح اشکالات جدی دارد.

        دخت‌ایران: این اشکالات جدی از کجا شروع می شود؟
        ببینید! فکر می کنم بیش از خود طرح، روی مقدمه کار کرده بودند. مرکز ثقل این مقدمه هم دیدگاه های شرعی، مذهبی، آیات قرآنی و امثال این ها بود. این دسته روایاتی که داریم، روایات تشویقیه هستند. یعنی امر به معنای وجوب نمی کنند. کما این که هیچ فقیهی ازدواج را در حالت عادی واجب ندانسته است. همه می گویند مستحب موکد است. مگر این که شخص در معرض حرام بیفتند. آن وقت واجب می شود. آن هم وجودش نفسی نیست. وجودش غیری است.


        وقتی یک امری خودش این طور است شرایطی هم که قرار است این امر مستحب در آن اتفاق بیفتد در خیلی از موارد به قول فقها در "منطقه الفراغ" است. به زبان ساده تر یعنی در بخش مباحات دین است. نحوه اجرای این قسمت را عرفیات جوامع و شرایط حاکم بر آن ها تعیین می کنند که البته عدم تضاّد آنها با مسلمّات دستورات دینی باید لحاظ شود .


        اصل این که ازدواج یک سری شروط روشن فقهی دارد مورد قبول است. این که اگر کسی خواست ازدواج بکند این شروط را باید رعایت کند. این مسائل وارد حوزه واجبات می شود. اما باقی موارد مانند شکل خواستگاری، شکل پیدایش زندگی، سن ازدواج و امثال آن مواردی است که شرایط اجتماع کیفیت آن را تعیین می کند. گرچه اسلام یک قاعده کلی دارد و آن هم این است که هر چه ازدواج به دوران بلوغ نزدیک تر باشد این مطلوب تر است.


        پس ما داریم درباره قسمت مباحات دین یا همان منطقه الفراغ صحبت می کنیم. وقتی هم در این حوزه هستیم می توانیم برای این موضوع که می خواهیم ازدواج را به هنگام کنیم به عنوان موید از آیات و روایات استفاده کنیم. اما این که بخواهیم این آیات را مبنا قرار بدهیم به گونه ای که تلقی ضرورت از آن شده و از حوزه مباحات خارج بشود و بعد بقیه طرح را روی این پیاده کنیم به نظر می رسد که خیلی روا نیست.

        دخت‌ایران: در خود طرح اشکالاتی ناشی از همین ایرادی که وارد کردید وجود دارد؟
        بله. یک سری نکات اساسی در خود طرح وجود دارد. به نظر می رسد دوستانی که این مسئله را طرح کردند، در آسمان ها این موضوع را مطرح کرده اند، نه روی زمین! خیلی ایده آل فکر کرده اند و بر اساس همان ایده آل خودشان هم طرح را نوشته اند. مثلا در صفحه ششم طرح تعریف خانواده نیمه مستقل را ارائه داده اند. این تعریفی که از خانواده مستقل ارائه شده است هیچ ارتباطی به طرح ندارد. اولا نیمه مستقل یعنی چه؟  - اگرچه در خود طرح تلاش هایی شده است که خانواده نیمه مستقل توضیح داده شود که بر آن هم اشکالاتی وارد است- در تعریف آمده است خانواده نیمه مستقل در جنبه هایی از زندگی مستقل هستند، اما در جنبه هایی مانند اقتصادی به خانواده وابسته اند. اگر قسمت اول را نادیده بگیریم و فقط وابستگی اقتصادی را ببینیم می توانیم بگوییم این خانواده نیمه مستقل نیست، بلکه عملا یک خانواده وابسته است.

        دخت‌ایران: یعنی مسائل اقتصادی این قدر اهمیت دارد؟
        واقعیت این است که در مسائل خانواده اقتصاد گرچه در زوجیت نقش محوری ندارد ولی در گذران زندگی بسیار جدی است.

        دخت‌ایران: این جدیت با مسئله توکل منافات ندارد؟
        نه! توکل به خدای تعالی به جای خود باقی است. اعتماد به وعده الهی در تامین زندگی و معاش به قوه خود باقی است. به قول جناب مولوی :  گفت پیغمبر به آواز بلند / با توکل زانوی اشتر ببند. خدا تامین می کند، اما باید من هم حرکت و پویایی داشته باشم. قرآن می فرماید: این ها را نکاح کنید، اگر بعد از ازدواج فقیر بودند، خداوند آن ها را تامین می کند. ما می خواهیم این ها ازدواج بکنند و این فقر را به خانواده ها تحمیل کنیم.
        البته اگر ما می گوییم که مسائل اقتصادی جدی است به این معنا نیست که حتما یک جوان باید خانه مستقل برای شروع زندگی داشته باشد. اما این که ما بیاییم خانواده نیمه مستقل را این طور تعریف بکنیم، عملا بار اقتصادی خانواده و رکن اقتصادی آن را خارج از خانواده بگذاریم و توقع داشته باشیم که این خانواده هم چنان نیمه ای از استقلال را داشته باشد، امری نشدنی است.
        وابستگی اقتصادی به والدین عملا باعث می شود که جنبه های دیگر زندگی تحت الشعاع قرار بگیرد. اگر بنده از نظر اقتصادی تحت الشعاع خانواده ام باشم، بالاخره باید تضمینی داده شود تا خانواده جدید با توجه به گسست نسل ها –که در طرح هم اشاره شده است- اگر نخواست همه ساز و کارهای والدین را در زندگی رعایت کند، امنیت اقتصادی شان تامین باشد؟ این تضمین را که نمی توان داد. در این صورت عملا مابقی استقلال زوجین در هر زمینه ای در دست خانواده ها قرار می گیرد.

        دخت‌ایران: به نظر شما این وابستگی در مسئله اقتصادی یک مشکل محسوب می شود؟
        نه! اما با فضای جامعه ما سازگاری ندارد. یعنی ما می آییم یک مشکل را حل بکنیم، دو یا سه مشکل دیگر اضافه می کنیم.

        دخت‌ایران: یعنی خانواده جدید از خانواده قبلی خودش منفک نمی شود؟
        اصلا خانواده ای وجود ندارد! عملا این دختر و این پسر به عنوان زوج ، تمام مهار زندگی شان در اختیار والدین خواهد بود. مثلا زوجین می خواهند یک روز به گردش بروند؛ طبعا به امکان اقتصادی نیازمندند و باید برای تأمین آن سراغ خانواده بروند . در همه موارد و تصمیمی ها همینطوره . حالا اگر خانواده با تصمیم فرزندان مخالفت کند چه اتفاقی می افتد ؟
        اگر ما می گوئیم خانواده ها حمایت مالی کنند این حمایت باید تعریف شود. یعنی ماهانه قرار است به زوجین حقوق بدهند؟ یا قرار است این ها هر لحظه ای مراجعه کنند و ما یحتاج خود را از والدین شان دریافت کنند؟ شکل دوم که اصلا با شأن یک مرد سازگار نیست. یعنی بیایید به یک دختری بگویید که این پسر شوهر شماست. اما قرار است گذران زندگی تان را از جیب پدرش تامین کند. ببینید که چه حسی به آن دختر دست می دهد؟
        به نظرم در جاهایی از این طرح، روانشناسی زن، مرد و خانواده اصلا دیده نشده است. یعنی یک زن در شروع زندگی و حتی در بدو انتخاب، دقت می کند که آیا این مرد قابل اتکا هست یا نه؟ وقتی از ابتدا می داند که حداقل ۵ یا ۶ سال این مرد قابل اتکا نیست، ابتدا قبول می کند، چون دوره هیجان است؛ یک سال که بگذرد و هیجان بخوابد، بازتاب نامطلوب این مسائل خودش را نشان می دهد. وقتی  می گوییم خانواده صرف نظر از پسوندش لازم است تا تمامی شئون یک خانواده رعایت شود.
        به نظر می رسد این مشکل برای زوجین هم مسائل روانی ایجاد می کند و استقلال نسبی را هم به زوجین نمی دهد.
        در یکی از بندهای این طرح به این موضوع اشاره شده است که اجرای طرح خانواده نیمه مستقل به کاهش هزینه های شروع زندگی و پرهیز از تجمل گرایی کمک می کند. این موضوع با توضیحاتی که دوستان در طرح ارائه کرده اند تأمین شدنی نیست . چرا که این طرح به خذف آن تشریفات زائد هیچ کمکی نمی کند. چه فرقی می کند؟ بحث های چشم و هم چشمی هم چنان مطرح خواهد بود. با این طرح آن مسئله را نمی توان جمع کرد. این بستر فرهنگی می خواهد تا این موضوع اضافه را بردارد.

        دخت‌ایران: گسست نسل ها در این زمینه چقدر موثر است؟
        دو حالت دارد. یا اکنون این گسست اتفاق افتاده است و یا اتفاق نیفتاده است. اگر اکنون این گسست وجود نداشته باشد ، پس به طور طبیعی خانواده نیمه مستقلی که مطرح شده است دارد اتفاق می افتد. مثل خیلی از خانواده هایی که بچه ها با والدین نزدیک هستند و عروس در یک واحد مستقل در کنار والدین همسرش زندگی می کند. مشکلی هم ندارند.
        اگر این گسست اتفاق افتاده است شما چطور می خواهید یک خانواده نیمه مستقل را با یک گسست فکری و فرهنگی بین والدین و زوجین، تحت پوشش والدین قرار بدهید؟ در این صورت برای هر دو یعنی هم زوجین و هم والدین مشکل به وجود می آید. والدین هم گناهی نکرده اند اگر افکارشان کمی با زوجین ناسازگاری دارد. ما می خواهیم بارهای هر دو نهاد را بگذاریم روی دوش یکدیگر. به نظر می رسد این موضوع کار عاقلانه ای نیست.
        اگر هم می خواهیم با این کار جلوی گسست نسل ها را بگیریم، اول باید بیاییم و این فاصله را کم کنیم. یعنی به عنوان پیش نیاز این تغییر، لازم است که این فاصله کم شود.

        دخت‌ایران: حضور زوجین در کنار خانواده، باعث نمی شود که زوجین از والدین تجربه کسب کنند؟
        راه کسب مهارت لزوما در این نیست که بار یک خانواده را با تمام هزینه ها روی دوش یک یا دو خانواده دیگر به عنوان والدین بگذاریم، و بعد این را ابزار کسب مهارت تعریف کنیم.
        اولا مهارت را خود خانواده باید بلد باشد. واقعیت این است که بسیاری از خانواده ها، فاقد مهارت های اولیه زندگی هستند. فقط دارند با هم زندگی می کنند. ممکن است که زوج های موفقی هم پیدا شود که به طور خودکار مهارت ها را اجرا بکنند. اما این که بخواهیم این موضوع را به عنوان الگوی کلی بپذیریم، مشکل ایجاد می شود. آموزش مهارت های زندگی یک موضوع ضروری است. نه فقط برای زوجین، بلکه برای خود خانواده ها هم مهم است. بسیاری از خانواده ها فاقد مهارت هستند. این را به شهادت مراجعاتی که داشته ام می گویم. حتی بسیار از خانواده ها آموزش های لازم قبل از ازدواج را هم نمی دانند، بعد ما می خواهیم متوقع باشیم که دو زوج –با تمام مشکل هایی که دارد- تحت نظارت خانواده هایی باشد که خودشان مهارت ها را به طور کامل کسب نکرده اند؟ باید ابتدا خود خانواده ها را آموزش داد.
        در ضمن، اگر خانواده ها قرار است مهارت ها را به زوجین آموزش دهد، گسست نسل ها را چه کنیم؟ این گسست بر فرض وجود مهارت در خانواده ها ، به خاطر تفاوت ارزشی و هنجاری که بین دیدگاه های آنان وجود دارد تفاوتهای عمیقی را در رفتار و اندیشه آنها به وجود می آورد که لاجرم به حوزه زندگی کشیده می شود .

        دخت‌ایران: پس نقش پدر و مادر در این میان چه می شود؟ باید به طور کامل حذف شود؟
        معتقد هستم که حضور پدر و مادرها بسیار جدی است و اساسا قابل حذف نیست علاوه بر آن که فقدان نقش اثر بخش آنها ضایعه برانگیز است . نقش پدر و مادرها در کم کردن آسیب های در کمین زوجین بسیار جدی است. این را منکر نمی شوم. اما این که بخواهیم  بار یک زندگی نو را هم  به والدین تحمیل کنیم و بعد توقع داشته باشیم که این موضوع به صورت یک قانون کلی و برای همه جامعه قابل اجرا باشد، این طور نیست.

        دخت‌ایران: به سراغ مدل های پیشنهادی برویم. نظرتان درباره مدل پیشنهادی اول، یعنی حمایت های مالی در چند سال اول زندگی جوان توسط خانواده ها چیست؟
        خیلی حرف خوبی است. اما متاسفانه خیلی اجرائی نیست. مثلا در قسمت اول یعنی پرداخت اجاره خانه در چند سال اول زندگی، مشخص نیست منظور، کدام سطح از خانواده ها هستند. خیلی از خانواده ها خودشان توانایی پرداخت اجاره مسکن خودشان را به راحتی ندارند. این که کلان نگری نشد! غیر از این که الگوی اول به هر حال در حال اتفاق افتادن است. شکل عمومی دارد و خانواده ها کم و بیش حمایت می کنند.

        دخت‌ایران: همین پرداخت اجاره باعث گرفتن استقلال از زوجین نمی شود؟
        بالاخره این مسائل هست. وابستگی زوجین حتی اگر در حد پرداخت اجاره باشد، باعث می شود زوج احساس کنند زیر منّت والدین اند . مگر این که ما به والدین آموزش بدهیم به گونه ای که  مسئله برای هر دو طرف حل شده باشد.

        دخت‌ایران: که باز به مسئله مهارت ها برمی گردیم. درست است؟
        دقیقا. باید بلد باشند که چگونه رفتار کنند که این حمایت بدل به منّت و باعث سرکوفت زوجین نشود و خلاصه آنچه می تواند موجب نزدیکی زوج به والدین گردد سبب نزاع نشود.

        دخت‌ایران: درباره بندهای دیگر مدل اول چه؟
        درباره بندهای دیگر هم باید گفت که برخی از آنها عملا هم اکنون دارد اتفاق می افتد. پرداخت هزینه های جشن و خرید عروسی و جهیزیه عملا توسط والدین صورت می گیرد.
        اما یک نکته خوب در این میان وجود دارد و آن هم پرداخت هزینه های جاری زندگی در چند سال اول زندگی است. به نظر من باید کمک هزینه باشد، نه هزینه جاری. و البته محدود به یک زمان خاص باشد. بسیاری از تبعات را با تعیین زمان می توان کم کرد و زوجین را به اتکا عادت نداد همانطور که در خود طرح هم بر آن تأکید شده اما هیچ تضمینی برای این حمایت وجود ندارد و مدت زمان تعیین شده شکننده است.
        با یک مسئله کوچک بین عروس و خانواده شوهر یا بالعکس، این حمایت می تواند به راحتی قطع شود و مدت زمان تعیین شده بکشند. چون نه تکلیف شرعی بر گردن والدین ایجاد می کند و نه تکلیف عرفی. چه تضمینی برای رعایت هست؟ از نظر حقوقی هم می خواهیم یک دامنه حقوقی باز کنیم که به جرایم مدنی مان افزوده شود!

        دخت‌ایران: فکر می کنم از آن طرف هم مشکل ساز شود. یعنی با شانه خالی کردن زوج، والدین زوجین برای حمایت از دخترشان، این حمایت را طولانی تر کنند. درست نیست؟
        درست است. دو طرف داستان مشکل دارد. طبیعتا درگیر می شوند. اگر زمانی تعیین شود ممکن است تعیین زمان موجب عدم بروز عادت زوج به حمایت والدین شود. چون این مشکل هست و ممکن است پسر بدعادت بشود. خود طراح طرح هم این موضوع را به عنوان ضعف طرح دیده است، اما نتوانسته راه حل جدی برایش مطرح کند.

        دخت‌ایران: مدل های دوم و سوم نمی توانند راهکارهای بهتری باشند؟
        درباره این مدل باید گفت اهمیت نیاز به مهارت در اینجا بیش تر خودش را نشان می دهد. رفتار والدین با زوجین بسیار مهم است. قبل از ازدواج وقتی والدین با پسرشان یا دخترشان رو به رو هستند، هر اتفاقی هم در سطح خانواده رخ بدهد، والدین هستند و فرزندشان. فرزندان یک عنوان بیش تر ندارند و آن هم این است که فرزند والدین هستند. اما پس از ازدواج این پسر یا دختر دیگر فقط پسر یا دختر یک خانواده نیست. دیگر یک شخصیت جدید پیدا کرده است. امر و نهی های والدین همانطوری که در دوره تجرد اتفاق می افتاد آیا غرور جوان را در زندگی مشترک نخواهد شکست؟ سطح اتکای همسر را به او کم تر نخواهد کرد؟ آن وقت است که برای این موضوع باید هزینه های هنگفتی پرداخت کنیم.
        مطلب مهم بعدی، عدم پذیرش لوازم چنین زندگی غیرمستقلی توسط والدین زوجین است. ما وقتی می گوییم ازدواج، باید تکلیف روشن شود. ازدواج هم بار حقوقی دارد و هم بار شرعی. با اجرای این مدل هم والدین زوجین در روابط خودشان دچار مشکل می شوند و هم خود زوجین دچار اختلال می شوند. وقتی می گوییم ازدواج، اولین حقی که بر زوجین مطرح می شود، حق تمکین جنسی است. آیا خانواده های ما تحمل دارند؟ آیا شدنی است؟
        مخصوصا زوجینی که قبل از زندگی زناشویی، تجربه رابطه جنسی نامشروع نداشته اند، مانند دو دریای عطش می مانند. قطعا رابطه بین دو زوج جوان، مانند رابطه یک پدر و مادر ۳۰سال ازدواج کرده نیست.
        شما می خواهید به دختر و پسر بگویید که شما با هم مدت طولانی زن و شوهر باشید، اما فقط از بهره های بصری لذت ببرند. همدیگر را ببینند، با یکدیگر حرف بزنند، اما هرگز رابطه جنسی با یکدیگر نداشته باشند. این خلاف مقتضای عقد است.

        دخت‌ایران: اما ما نمونه های این مدل را در خانواده های قدیمی ایرانی داشته ایم. این که زوج های جوان در کنار خانواده شان مخصوصا خانواده زوج زندگی می کردند.
        اصلا تعریف روابط زناشویی در زمان قدیم فرق می کرد. آن روزها اصلا رابطه جنسی به این شکل امروز مطرح نبود. مرد خانه در یک اتاق می خوابید و همسرش هم در یک اتاق دیگر، یا اگر حتی در یک اتاق هم می خوابیدند، دو جای مجزا داشتند. اما در زندگی امروزه شما در جهیزیه یک تخت دو نفره می خرید و این تخت دو نفره مفهوم دارد. اگر بخواهیم چنین کاری بکنیم باید برگردیم به عصر گذشته که این هم نه ضروریست و نه شدنی .

        دخت‌ایران: البته اگر این برگشت مطرح شود خیلی از افراد اعتراض خواهند کرد که این ارتجاع است.
        صرف نظر از این که دیگران چه خواهند گفت، حرف این جاست که آیا واقعا این برگشت شدنی است؟ مسلما نیست. وضعیت زندگی امروزه چنین اجازه ای را به ما نمی دهد. این که شرایط فعلی درست یا غلط  ما الان در مقام قضاوت این موضوع نیستیم. اگر قرار است این ارتباط اصلاح شود راه دیگری دارد، نه طرح خانواده نیمه مستقل!
        اگر می خواهیم زوجین را به مدت ۳ تا ۵ سال به خانواده ها تحمیل کنیم، باید این آموزش را به آن ها بدهیم که این زن و شوهر جوان ، زوج مشروع هستند و برای یکدیگر حلال هستند و شما باید به لوازم این زوجیت هم تن بدهید. من فکر می کنم جامعه ما در حال حاضر تحمل چنین نکته ای را ندارد.

        دخت‌ایران: در این میان خانواده دختر ضرر بیش تری نمی بینند؟
        آخر مشکل این جاست که ما در هر دو طرف معضل داریم. جامعه ما پیش داوری دارد. اگر دختر بخواهد به خانه پدر شوهر برود این تصور برای مادر دختر هست که "قوم شوهر" با دختر من چه خواهند کرد؟ از آن طرف اگر پسر بخواهد در خانه دختر زندگی کند، "داماد سرخانه" می شود. این پیشداوری ها اذیت کننده است.
        نکته دیگر این است که دخترها حداقل از نظر روانی در این میان آسیب بیش تری می بینند.

        دخت‌ایران: پس اگر جلوی رابطه جنسی گرفته نشود، احتمال فرزند دار شدن بالا می رود و این یک مشکل دیگر نخواهد بود؟
        اگر بخواهیم جلوی روابط جنسی را نگیریم مسلما این مشکل پیش خواهد آمد. اما ممکن است عده ای بگویند از راه های جلوگیری کنترل می کنیم. باید به آن ها گفت که این همه راه های جلوگیری به کار گرفته می شود و در عین حال، امکان ولادت وجود دارد. آن وقت آیا خانواده های ما قبل از عروسی بحث ولادت فرزند را می پذیرند؟ ممکن است به خاطر حامله شدن دختر قبل از عروسی، سقط جنین و مشکلات بعدی آن به وجود بیاید همانطور که نمونه های بسیاری را شاهد هستیم .

        دخت‌ایران: نمی توانیم از طریق همان آموزش ها به زوجین خویشتن داری را آموزش بدهیم؟ مانند زمان قبل از ازدواج؟
        پس برای چه ازدواج کنند؟ ما داریم می گوییم ازدواج. حرفی از نامزدی هم نمی زنیم. اما وقتی می گوییم عقد دائم، عقد دائم معنا دارد. آیا می توانیم این زوجین را چند سال از حقوق اصلی مشروع و معقولشان محروم کنیم؟ آن هم بعد از دوران خویشتن داری زمان تجرد؟ این زور گفتن به زوجین نیست؟

        دخت‌ایران: اما زوجین از سایر تمتعات بهره می برند؟
        در طرح به نکته خوبی اشاره شده است. گفته شده است که بسیاری از روابط دختر و پسر از رابطه عاطفی شروع می شود اما چون به رابطه جنسی حلال نمی انجامد، به انحراف کشیده می شود. خوب همان اتفاق این جا هم می افتد. حالا اگر در حوزه جنسی به انحراف نرود، در حوزه های دیگر به انحراف کشیده خواهد شد. برای شخص مجرد خویشتنداری ممکن است مقبول قرار گیرد و بالاخره برای انجام آن انگیزه شرعی یا عرفی داشته باشد اما وقتی فرد همسر مشروع دارد خویشتنداری یعنی چه ؟ این قطعا از نظر روحی و روانی مشکل ساز می شود. عملا ازدواج نکنند راحت تر می توانند تحمل کنند.

        دخت‌ایران: پس چرا زوجین هم اکنون در دوران عقد کردگی می توانند خویشتن داری کنند؟
        اول این که به نظرم نمی رسد در عقد با مدتهای طولانی زوجین خویشتنداری کننند در مدتهای متعادل - حدود ۶ ماه ؛ که البته بیش از ۶ ماه هم توصیه نمی شود چون مدت طولانی عقد هم مخاطرات دارد – امید به ازدواج که در کوتاه مدت اتفاق می افتد کمک کننده است. در این دوره چند ماهه می توانیم به جوان بگوییم جلوی خودت را بگیرو خودش هم محتاط رفتار می کند. اما وقتی بگوییم شما دیگر عقد دائم هستید. یعنی قرار است با هم زندگی کنید. اما چند سال به یکدیگر دست نزنید! فشار روانی زوجین را بسیار اذیت خواهد کرد.

        دخت‌ایران: با توجه به این که گفتید مدت طولانی عقد مخاطرات دارد، پس مدل سوم هم زیر سئوال می رود. درست است؟
        بله. تجربه نشان داده است که طولانی کردن مدت عقد مسائل جدی بین زوجین و خانواده ها ایجاد می کند. در برخی از موارد منجر به طلاق می شود. در برخی از موارد اگر موجب طلاق حقوقی هم نشود، در بهترین شکل ، سردی عاطفی به همراه دارد ومشکلات روحی  درست می کند که مدتی پس از ازدواج پس لرزه های این مشکلات به زندگی بازگشت می کند.

        دخت‌ایران: با این توضیحاتی که شما گفتید، اگر در یک حالت ایده آل دو خانواده زوجینی را تصور کنیم که از آگاهی کامل برخوردار هستند و از نظر اقتصادی هم تامین هستند، باز هم این طرح زیر سئوال می رود یا خیر؟
        تا این جا مشکل اقتصادی حل خواهد شد. اما مسائل روانی را باید بررسی کرد. ممکن است که هزینه هایش کم تر شود، اما قطعا بی هزینه نخواهد بود. مخصوصا در فضای جامعه امروز به نظر می رسد که نمی تواند بی هزینه باشد.

        دخت‌ایران: پس عبارت "اسلامی-ایرانی" برای این طرح به طور کل زیر سئوال می رود؟
        ببینید اسلام الگوی مشخصی را در این زمینه ( خانواده نیمه مستقل ) مطرح نکرده است. تا جائی که من می دانم این طرح از نظر شرعی یعنی امور مربوط به فقه هیچ مشکلی ندارد اما چون از نظر شرعی مشکلی ندارد می توانیم بگوییم این الگو یک الگوی اسلامی است به این معنی که اسلام این الگو را پیشنهاد کرده است؟  مسلما این طور نیست.

        دخت‌ایران: راهکارهایی که برای سامان دادن به بحث ازدواج پیشنهاد می کنید چه راهکارهایی است؟
        ببینید! این جا وظیفه دولت این نیست که بیاید و برای ازدواج طرح این چنینی تعریف کند و بخواهد برای خانواده ها به صورت بخشنامه مسائلی را حل کند. ازدواج بخشنامه پذیر نیست. یک امر کاملا فردی و اجتماعی است. اما دولت چند کار را باید به عهده بگیرد. ابتدا این که  شرایط اقتصادی زوجین جامعه را فراهم کند. اول اشتغال و دوم مسکن. منظور از اشتغال، اشتغال پایدار است که البته به نظر من در اولویت اول قرار دارد.
        دوم این که در مسائل فرهنگی وارد شود. الآن میزان توقع زوجین از امور مادی زندگی بالا رفته است. غلط هم هست. ببینید امروز به برکت انقلاب اسلامی رسانه ها، دانشگاه ها، آموزش و پرورش و تمام دستگاه های فرهنگی دست ماست. ما می توانیم فرهنگ سازی کنیم. فرهنگ سازی،  کار فرهنگی می خواهد. با شعار دادن هیچ اتفاقی نمی افتد. ما با تجمل مخالفت داریم ، درست هم هست اما نباید جوری عمل کنیم که جوان فکر کند اگر بخواهد با فرهنگ اسلامی زندگی کند به اسم ساده زیستی از رفاه هم باید محروم بماند . آیا هر رفاهی را باید به حساب تجمل بگذاریم و هر تجملی را رفاه قلمداد کنیم؟ افراط و تفریط در مسائل فرهنگی معزل کارهای فرهنگی امروز ماست .
        سومین مسئله هم این است که برای آماده کردن بستر فرهنگی، باید مهارت ها را از کودکی به افراد آموزش بدهیم. مهارت های زندگی را در هر مقطعی باید متناسب با همان مقطع آموزش ببینند. ۱۲ سال از بهترین سالها و شرایط زندگی افراد در سیستم آموزش و پرورش در دست ماست. باید در این دوره فرد فارغ التحصیل مدارس ما مهارتهای لازم را لااقل به طور نسبی فرا گرفته باشد . اگر معملین هم در این حوزه مشکل دارند می شود به روشهای مختلف  برای معلم ها آموزش های ضمن خدمت صورت بگیرد. یک نمونه اتفاق خوبی که دارد فراگیر می شود، کلاس های خانواده در مدارس است. امثال این برنامه ها باید جدی تر و بیش تر دنبال شود.

        دخت‌ایران: راهکارهایی که گفتید بلند مدت است و باید هم عملی بشود. جوان امروز باید چه کار کند؟
        ما باید همین دو راهکاری که عرض کردم در دو محور کوتاه مدت و بلند مدت ببینیم. در حوزه اشتغال و مسکن باید به صورت کوتاه مدت فکری کرد و راه را هموار کرد. درست است که در مسائل فرهنگی یا آموزش شاید برای بزرگترها فرصت از دست رفته باشد. اما باز هم کلاس های آموزشی مختلف در مقاطع مختلف زندگی از طریق رسانه ها ، مدارس ، فرهنگسراها ، مساجد و ... می تواند راهگشا باشد. این دو کار باید به صورت توام مطرح شود. البته در این میان باید فعالیت های سازنده و جزابی را هم  برای جوانان مجرد در نظر گرفت تا زمینه انحراف کمتر شود. از همه مهمتر به اعتقاد من گسترش فرهنگ و نگرش عمیق، روشن و دقیق اسلامی است . هر چه معنویت و گرایش به فرهنگ صحیح و عمیق دین در انسانها بیشتر رشد پیدا کند جامعه به بلوغ نهایی خود نزدیک تر شده و بار مشکلاتش کمتر خواهد شد . در غیر این صورت  با صدها طرح مانند خانواده نیمه مستقل و آن نمی توان بحران به شکل اساسی حل کرد.

        دخت ایران- جناب حجت الاسلام و المسلمین مخبر، از زمانی که در اختیار ما گذاشتید سپاسگزاریم.
         


          1. ارسال نظر



    1. خبرنامه
      جهت اطلاع از به روز شدن مجله اطلاعات خود را وارد نماييد .

      پایگاه اطلاع رسانی حورا ساده ماده مستر چنگال انجمن سلامت ایران مجله ایرانی انجمن بیان با حجاب سبک زندگی بچه شیعه ها کودک و مادر عمار کلیپ مجتمع نیکوکاری رعد خانواده سرآمد بلاغ سمن فروشگاه اینترنتی محصولات حجاب سلام نو علوم اجتماعی خبر اقتصادی وبلاگ نیوز تعامل تصویر دل چی بپزم؟ ایران زنان به دخت راز۵۷