902
مجله اینترنتی
زنان و خانواده
کانال دخت ایران
      • یک مباحثه مفصل با دکتر مصطفی تبریزی، روانشناس و کارشناس خانواده

         

        این طرح حکایت حکایت پیرزنی است که دید گوشه دامنش سوراخ شده، گفت اینطوری خیلی بد است. یک گوشه ای از دامنش را برید و جای سوراخ را دوخت. بعد دید آنجا سوراخ است از جای دیگر برید و به آنجا دوخت و هر چه پیش می‌رفت سوراخ بزرگ‌تر می‌شد. حکایت کار ما همین است. اینها همه به هم ارتباط دارد.


        سازمانی با عظمت سازمان ملی جوانان، که رییس آن معاون رییس جمهور به شمار می‌آید، طرحی نسبتا طویل می‌دهد که سه پیشنهاد اساسی برای تسهیل و تسریع ازدواج جوانان دارد:


        ۱- کمک مالی والدین مثل پرداخت اجاره خانه، هزینه‌های جشن عروسی و جهیزیه و...
        ۲- زندگی در خانه از والدین پسر یا دختر
        ۳- اقامت هر یک از طرفین در منزل پدری که به نوعی عقد طولانی مدت است


        اما هر چه به این در و آن در می‌زنید تا اطلاعاتی از این طرح کسب کنید، جز بند سوم طرح که بالطبع باید آخرین راهکار پیشنهادی باشد، چیز دیگری پیدا نمی‌شود. گذشته از این که این مصاحبه بر مبنای بند دوم و سوم صورت گرفت و البته بند اول هم چنان تغییری در انتقادات دکتر تبریزی ایجاد نکرد، ذهن درگیر این می‌شود که مشکل کجاست که از سیاست‌مدار و جامعه‌شناس گرفته تا روانشناس و سایرین، همه بر روی سومین پیشنهاد تمرکز می‌کنند و بعضا حتی از دو گزینه قبلی خبر هم ندارند! فکر می‌کنید مشکل ضعف اطلاع‌رسانی سازمان است یا ضعف بزرگان که خودشان را در جریان اطلاعات قرار نمی دهند؟!


        دخت‌ایران- این طرح برای این ارائه شده که جوانها بتوانند بدون این که از ابتدا نگران مسائل مادی و فشارهای اقتصادی یک زندگی مستقل باشند، ازدواج کنند. من فکر می‌کنم از اصلی‌ترین دلایل ازدواج تمایل به استقلال و نیاز جنسی باشد. پس سوال اولم این است که اصلا چرا جوانان ازدواج می‌کنند؟ دوم این که با توجه به دلایل ازدواج، شروع زندگی باید چه طور باشد که زوجین به صورتی مناسب به یک شناخت کافی از هم برسند؟ آیا حد فاصلی بین انتخاب همسر تا زمان رفتن زیر یک سقف وجود دارد؟ این حد فاصل را چطور پر کنیم که بعدها به مشکلی بر نخوریم؟
        دلایلی که گفتید درست است. اما وقتی می‌گویید شناخت پیدا کنند، باید بدانید شناخت برمی‌گردد به قبل از ازدواج. یعنی اگر عقد کنند، خانه هم باشند، رابطه جنسی هم داشته باشند، بعد حالا بخواهند همدیگر را بشناسند و بفهمند که به درد هم نمی‌خورند که نمی‌شود. پس این طرح در این راستا کارساز نیست. می‌دانید در این میان چه خسارتی به خصوص شامل حال خانم‌ها می‌شود؟! این خانم باکره بوده است و حالا دیگر نیست. کلی شرایطش عوض می‌شود. پس این نمی‌تواند اصلا هدف مناسب و قشنگی باشد.
        منتها بخشی از این طرح که من از شما شنیدم، این که دختر و پسر ازدواج کنند و هر کدام بروند خانه خودشان، این اصلا ازدواج نیست. تنها یک مشکل محرم و نامحرمی را حل می‌کند و این که اگر زمانی رابطه جنسی دارند، شرعا خیالشان راحت باشد؛ غیر از این هیچ خاصیتی ندارد، در عوض یک دنیا مشکلات هم دارد. اصل ازدواج یعنی یک زوج، یک خانم با خصوصیات خاص خودش و یک آقا با خصوصیات خودش، تفکیک شوند از خانواده. اگر تفکیک نشدند یعنی همان دختر و پسر قبلی خانواده هستند، آن وقت زندگی‌شان تحت تاثیر آنهاست. والدین چون اقتصاد زوج را تامین می‌کنند، انتظار دارند فرزندان مطابق میل آنها کار و رفتار کنند. این اصلا اسمش زندگی نیست!

        دخت‌ایران- طبیعی است دختر و پسری که در آستانه ازدواج با یکدیگر هستند، از دو خانواده و فرهنگ متفاوتند که نیاز دارند بیشتر همدیگر را بشناسند؛ اما خانواده‌ها بعضا یا با صیغه مخالفند یا در ایام نامزدی سخت‌گیری می‌کنند. ولی عقد برای خانواده‌ها معنای دیگری دارد و دست زوج را بازتر می‌گذارند. حالا اگر به پیشنهاد سازمان ملی جوانان عمل کنند، اول به لحاظ شرعی مشکلی ندارند؛ دوم خانواده‌ها خیالشان به مراتب راحت‌تر است و سوم اینکه لزوما قرار نیست رابطه جنسی تا حدی پیش برود که در صورت جدا شدن مشکلی پیش بیاید!
        خوب، وقتی عقد کرده‌اند، چه مانعی هست که خودشان را کنترل کنند و رابطه جنسی نداشته باشند؟!

        دخت‌ایران- حالا شاید توافق کنند و بخواهند حدودی را در این رابطه حفظ کنند! در عوض همین که ازدواج کرده‌اند یک آرامش روانی خواهند داشت.
        این اسمش ازدواج نیست. می‌توانند یک عقد شرعی بکنند که خانواده‌ها خیالشان بابت رفت و آمد راحت باشد، اما این ازدواج نیست. فقط یک محرمیت پیدا کرده‌اند با قید این که ضمن محرم بودن فقط جهت رفت و آمد مجوز دارند نه هر نوع ارتباطی.

        دخت‌ایران- یعنی چیزی شبیه عقد غیردائم (موقت)؛ البته در عقد غیردائم شرایط متفاوت است و حقوقی در عقد دائم شامل حال زن می‌شود که در عقد موقت اینطور نیست.
        بله. برای اینکه اینها هنوز تصمیم نگرفته‌اند ازدواج کنند. می‌خواهند مطالعه کنند برای آشنایی بیشتر.

        دخت‌ایران- اگر تصمیم گرفتند ازدواج کنند، اما به لحاظ موقعیت و مسائل اقتصادی نتوانند اقدام به تشکیل زندگی مستقل کنند چه؟! آیا این بهترین راه حل ممکن نیست؟
        شما می‌خواهید یک صورت مساله اقتصادی - اجتماعی را با یک راه حل انفرادی ازدواج حل کنید. صورت مساله این است که چرا اقتصاد خانواده را درست نکنیم که آن مانع اصلی از بین برود؟
        نه! اصلا بهترین راه نیست. اینجا شما دارید صورت مساله را پاک می‌کنید. اینها تا کی باید خانه پدرشان باشند؟ اصلا زندگی یعنی چه؟

        دخت‌ایران- تا وقتی که پسر بتواند مستقل شود.
        خیلی خوب؛ حالا آمد و پسر نتوانست تا ۱۰ سال دیگر هم مستقل شود.

        دخت‌ایران- پس چه کار کنند؟ ازدواج نکنند؟
        شما می‌خواهید یک صورت مساله اقتصادی - اجتماعی را با یک راه حل انفرادی ازدواج حل کنید. صورت مساله این است که چرا اقتصاد خانواده را درست نکنیم که آن مانع اصلی از بین برود؟ شما ببینید این مانع در کشوری باشد که این همه درآمد دارد، این همه سرانه ملی بالاست، ولی توزیع به قدری ناعادلانه است، برنامه ریزی به قدری غلط است که کمتر جوانی است که بتواند در محیطی مثل تهران، حتی کرایه خانه خود را بدهد. شما می‌خواهید همه آنها دست نخورده باقی بماند، بعد در همین شرایط اینها چکار کنند؟ این راه حل نیست.

        دخت‌ایران- ازدواج نیمه مستقل به نظر شما چه مشکلی دارد؟
        صدمه می‌زند به خانواده. زوجین استقلال ندارند. زیر یوغ خانواده‌های قبلی هستند. باید سلیقه خانواده قبلی را اعمال کنند. در پیشنهاد سوم که اصلا زندگی نیست. اینها کی با هم باشند؟ این خانه خودش، آن یکی هم. مگر اینها احتیاج به حضور مداوم در کنار هم ندارند؟ به این که با هم باشند و همدیگر را نوازش کنند.

        دخت‌ایران- خوب، این امکان وجود دارد که به خانه هم رفت و آمد داشته باشند.
        بله، ولی حالت مهمان را دارد. اصلا خانه خودش نیست. حتی ما داشتیم افرادی که در خانه پدریشان یا اتاقی نزدیک آنها، شب زفاف داشتند و به خاطر اضطراب ناشی از آن دچار ناتوانی جنسی شدند. اصلا این کار کاملی نیست. احساس زندگی مشترک نمی‌کنند. حتی آنهایی که پارتنر دارند زندگی می‌کنند، ولی اینها زندگی نمی‌کنند. زندگی همین است که صبح بلند شوند و همدیگر را جاری کنند. طراحی کنند همدیگر را، با هم صبحانه بخورند، صحبت کنند، گفتگو کنند، نوازش کنند. ولی کنار خانواده‌ها این ممکن نیست. صدتا چشم در خانواده اینها را می‌نگرد. اگر در یک خانه نباشند هر زمان یکی به خانه دیگری برود فکر می‌کنند حتما برای سکس آمده! از طرفی شما حساب کنید این آقا برای مثال می‌خواهد یک بستنی برای همسرش بخرد باید از پدرش پول بگیرد.

        دخت‌ایران- ممکن است پسر آنقدر درآمد داشته باشد که بتواند هر از گاهی برای همسرش خرید هم بکند ولی درآمدش برای گذران یک زندگی مستقل کافی نباشد؛ زندگی مستقل هزینه مهمان، پذیرایی، اجاره خانه، قبض آب و برق و... را دارد.
        دوباره باید تکرار کنم. زندگی زناشویی یعنی چه؟ یعنی «با هم بودن، با هم خوابیدن، با هم بلندشدن، گردش رفتن، دکوراسیون خانه را چیدن...» همه اینها می‌شود زندگی. در عقد طولانی و حتی زندگی در خانه والدین تعداد زیادی از اینها وجود ندارد.
        مشکل جای دیگری است. سیستم اقتصادی - اجتماعی ما معیوب است. با این که یک کشور ثروتمند هستیم، اکثریت قریب به اتفاق جوانها امکان اقتصادی ازدواج را ندارند. شما می‌خواهید این شرایط سر جایش باشد و مساله حل شود؛ این ممکن نیست.

        دخت‌ایران- آن چه شما می‌فرمایید خیلی ایده‌آل است.
        نه ایده آل، همین افرادی که الان ازدواج می‌کنند مگر این توقع‌ها را ندارند؟

        دخت‌ایران- بله، دارند.
        خیلی خوب، حالا در حالتی که سازمان ملی گفته است، ۱۰% این شرایط بیشتر تامین نمی‌شود.

        دخت‌ایران- آقای دکتر، اجازه بدهید از زاویه دیگری به مساله نگاه کنیم. ما یک دختر مجرد و یک پسر مجرد داریم که پسر شاغل است اما درآمدش برای تامین یک خانه مستقل کافی نیست تا زندگی مستقل‌شان را شروع کنند. از طرفی هر دو نفر همدیگر را دوست دارند. آیا بهتر نیست این دو نفر عقد کنند؟ آیا این آرامش روانی برای هر دو نفر ایجاد نمی‌کند؟ این که حداقل حمایت عاطفی همسر و یک استقلال اگرچه نصفه و نیمه دارند؟
        بله.

        دخت‌ایران- خوب، این جوری بهتر از مجرد ماندن نیست؟ دختر صبر کند، پسر هم، تا شاید روزی توانایی استقلال پیدا کنند؟!
        بله، برای اینکه شما راه طبیعی را در جایگزین‌های خود قرار نمی‌دهید. می‌آیید یک غیرطبیعی را با یک غیرطبیعی دیگر مقایسه می‌کنید؛ طبیعی این است که جامعه درست آسیب‌‌شناسی کند ببیند مشکل چیست که جوانها نمی‌توانند یک زندگی مستقل تشکیل بدهند و آن مشکل را حل کند.
        وقتی این مشکل به طور عمده اقتصادی است، باید سازمان ملی یا هر نهاد و سازمان مربوط دیگری، طرح‌هایی بریزند که اقتصاد بالا بیاید نه اینکه اقتصاد نداشته باشد. به این شیوه فقط به ۱۰%  اهداف می‌رسیم و به ۹۰% بقیه نمی‌رسیم. شما می‌گویید ما مرددیم بین مجرد بودن یا ۱۰% زندگی زناشویی؟ من می‌گویم ۱۰% خوب است. اما من می‌گویم این ۱۰% آن ۹۰% را ندارد. جای آن خالی است.

        دخت‌ایران- فرمایش شما صحیح، وضعیت اقتصادی باید اصلاح شود. تقسیم‌بندی عادلانه صورت گیرد. ولی این مشکل امسال و پارسال و... نیست. این مساله اینقدر ریشه‌دار هست که معلوم نباشد کی دقیقا مرتفع می‌شود. ما الان، تحت همین شرایط سخت چه کار بهتری می‌توانیم انجام دهیم، پیشنهاد بهتری دارید؟
        من شخصا باور ندارم قبل از اینکه خانم و آقایی به استقلال اقتصادی برسند، ازدواجشان صحیح باشد.

        دخت‌ایران- پس شما جزء آن دسته هستید که معتقدند پسر باید از ابتدا خانه مستقل داشته باشد.
        بله، حتما! شما فقط در این فکر هستید که حلال و حرامی نشود و رابطه نامشروعی پیش نیاید. این موضوع مثل هاله ذهن شما را پوشانده است. ولی من هزار هاله دیگر را می‌بینم که بدتر از این است و زندگی را متلاشی می‌کند. نفرت ایجاد می‌کند، حتی منجر به رابطه نامشروع می‌شود. من آن فاصله‌ها را درشت‌تر می‌بینم تا این را. اصلا این تفکر به خاطر این است که فقط محرم و نامحرمی مدنظر است. این که نکند به گناه بیافتند.

        دخت‌ایران- دکتر، اصلا ماجرای محرم و نامحرم را می‌گذاریم کنار؛ این آدم تا وقتی پول ندارد ازدواج کند چه کار باید بکند؟ باید صبر کند؟ باید برود دوست دختر و پسر پیدا کند؟!
        نه، من نمی‌گویم باید دوست بشوند. من می‌گویم آنچه ذهن شما را گرفته همین است. و با این شیوه ازدواج فقط به این یک تکه پاسخ داده می‌شود. بعد تکه‌هایی که نتایج فاسد دارد و اینها هم مهم‌تر است در ذهنتان نمی‌آید.

        دخت‌ایران- یعنی شما می‌فرمایید چون اینها مستقل نیستند، زیر یک سقف نمی‌روند، کنار هم خوشی و ناخوشی را تحمل نمی‌کنند، کم کم برایشان ایجاد بدبینی می‌شود و سوءتفاهم پیش می‌آید.
        بله، اینها وابسته و تحت سیطره دو خانواده هستند؛ ارضاء نمی‌شوند. در زندگی ارضاء نمی‌شوند. اصلا چیزی به نام زندگی وجود ندارد. این هنوز بچه خانواده قبلی است و دیگری هم همینطور و وابسته به آنهاست. مرد در قبال زن حس مسئولیتی که باید ندارد.

        دخت‌ایران- با این حساب الان چه می‌توان کرد؟
        من طرحی ندارم، ولی می‌گویم باید طرح مساله کنیم و حلش کنیم. مسئله، مسئله اقتصادی- اجتماعی است. اگر نمی‌توانیم حل کنیم، نتیجه‌اش همین است. من اعتقادم را گفتم. تا وقتی که مستقل نشدیم ازدواج نکنیم. ببینید وقتی مجرد هستید فقط ۱۰% را از دست داده‌اید؛ چون در صورت ازدواج نیمه مستقل فقط ۱۰ درصد تامین می‌شوید و ۹۰ درصد را از دست می‌دهید. به عبارتی وقتی مجرد هستی ۹۰ درصد مشکلاتش را نداری، ۱۰ درصد حسنش را!

        دخت‌ایران- مساله دیگر این است که سازمان می‌خواهد این نوع ازدواج را آموزش بدهد. این به نظر شما شدنی است؟
        سازمان در این زمینه فکر می‌کند فرهنگ مردم با بخشنامه یا گذاشتن کلاس تغییر پیدا می‌کند، چنین اتفاقی نمی‌افتد. مردم فرهنگی دارند که آنقدر ریشه‌دار است که با این کارها عوض نمی‌شود. مثلا ما در شرع اموری داریم که عرف ما نمی‌پذیرد؛ فرهنگ یک موضوع ریشه دار است.

        دخت‌ایران- مثل چندهمسری که شرع با شرایط خاص مجوز می‌دهد ولی عرف ما پذیرای آن نیست.
        بله، دقیقا.

        دخت‌ایران- به نظرتان نمی‌شود با آموزش‌های دیگر مشکل ازدواج را کمی مرتفع کرد؟ مثل همان موضوع همیشگی پایین آوردن سطح توقع.
        چرا نمی‌شود؟ اما این کار گسترده‌ای است که مجموعه نهادها و سازمانها را می‌طلبد و کار یک سازمان نیست. الان سطح توقع جوانها بالاست و می‌خواهند ابتدای ازدواج همه چیز داشته باشند. از ماشین لباسشویی تا یخچال و... حالا شما می‌آیید آموزش ساده‌زیستی بدهید. بعد یک فیلم پخش می‌کنید از تلویزیون که یک زندگی مرفه را نشان می‌دهد؛ خوب اینجا همه چیز بدتر می‌شود. چرا که شرایطی نیست که تعادل اقتصادی ایجاد کند. این می‌شود فاجعه! آمدیم بخشی را درست کنیم، با بخش دیگری همه چیز را خراب‌تر کردیم. یک رشته از کارها باید همزمان انجام شود.
        حکایت پیرزنی است که دید گوشه دامنش سوراخ شده، گفت اینطوری خیلی بد است. یک گوشه ای از دامنش را برید و جای سوراخ را دوخت. بعد دید آنجا سوراخ است از جای دیگر برید و به آنجا دوخت و هر چه پیش می‌رفت سوراخ بزرگ‌تر می‌شد. حکایت کار ما همین است. اینها همه به هم ارتباط دارد.

        دخت‌ایران- من فقط می‌گویم شاید زمانی که دارند روی این کار می‌گذارند و هزینه‌ای که می‌کنند، اگر برای آموزش دیگری به کار گرفته بشود شاید مفیدتر واقع شود.
        بی‌شک. آموزش تاثیراتی دارد، اما طوری نیست که این فرهنگ ریشه‌دار و عمیق عوض شود. مثلا اگر به خود شما آموزش بدهند تشیع که مذهب بسیار والایی است، مثلا اجازه می‌دهد که همسر شما این مقدار ازدواج موقت داشته باشد؛ یکی دو ماه به شما آموزش می‌دهند بعد چه اتفاقی می‌افتد؟ چه اثری روی شما دارد؟

        دخت‌ایران- یکی دو ماه که سهل است دکتر، سه سال هم آموزش بدهند فکر نمی‌کنم فایده ای داشته باشد!
        همین دیگر، ریشه دارد. من متوجه هستم که ۱۰ درصد برای شما مهم است و فکر می‌کنید آرامش روانی می‌آورد، اما مساله این است که ۱۰ درصد جلوی چشم شما را می‌گیرد و شما ۹۰ درصد از دست رفته را نمی‌بینید.

        دخت‌ایران- پس می‌شود گفت که این طرح مثل یک سراب می‌ماند. یا شاید مثل مواد مخدر که ابتدای امر به نظر می‌رسد به شما انرژی مضاعف می‌دهد اما به مرور زمان وضعیت بدتر می‌شود و حسابی صدمه می‌زند.
        بله، دقیقا. من هم همین را می‌گویم؛ به علاوه اینکه به نظرم این فرار از حل اساسی مشکل جوان‌هاست، به جای اینکه فشار بیاوریم که اصل مساله درست شود. چرا باید ۹۰ درصد ثروت مملکت دست ۵ یا ۶ درصد افراد جامعه باشد؟ وقتی ما بهترین جامعه و نظام و مردم و وزرا را داریم، این بهترین را کجا باید ببینیم؟

        دخت‌ایران- و جمع بندی؟
        وقتی فرد احساس استقلال نمی‌کند، و از خانواده قبلی منفک نشده، خودش منشاء مشکلات زیادی می‌شود؛ مثل مثلث‌سازی در خانواده. مثلا همسر می‌گوید چرا مادرت به من سلام نکرد؟ چرا یک نوع غذا پخته بود؟ به من کم‌محلی کرد! بعد فرد دچار تضاد می‌شود. اعتراض که چرا به مادر من ایراد می‌گیری؟! تماما فضا، فضای تنش و برخورد است. چرا دیر آمد؟ چرا زود آمد؟ ما می‌خواهیم سریال شبکه دیگر را ببینیم...
        از طرفی زوجین بالاترین تحقیر را متحمل می‌شوند که ازدواج کرده‌اند، اما کس دیگری حمایتشان می‌کند و این بر اعتماد به نفسشان هم موثر است.

        دخت‌ایران- آقای دکتر واقعا لطف کردید در این کمبود زمانی که داشتید، فرصتی برای صحبت فراهم کردید.


         


          1. ارسال نظر



    1. خبرنامه
      جهت اطلاع از به روز شدن مجله اطلاعات خود را وارد نماييد .

      پایگاه اطلاع رسانی حورا ساده ماده مستر چنگال انجمن سلامت ایران مجله ایرانی انجمن بیان با حجاب سبک زندگی بچه شیعه ها کودک و مادر عمار کلیپ مجتمع نیکوکاری رعد خانواده سرآمد بلاغ سمن فروشگاه اینترنتی محصولات حجاب سلام نو علوم اجتماعی خبر اقتصادی وبلاگ نیوز تعامل تصویر دل چی بپزم؟ ایران زنان به دخت راز۵۷