825
مجله اینترنتی
زنان و خانواده
کانال دخت ایران
          1. حمیدرضا غلامزاده
              1. اندازه متن:
              2.  
              3.  
            نظرات (۰۰)
            تعداد بازدید: 825
            نسخه مناسب چاپ
            ارسال به ديگران
            اضافه کردن به علاقمندی ها




        خانم محبوبه عباسقلی زاده از چهره‌های سرشناس فعالان حقوق زنان در ایران و از طرفداران پر و پا قرص روز جهانی زن است. یک جستجوی مختصر اینترنتی کافی است تا ابتدا با «ندیدن» سایتهای فیلتر شده‌ای که مطلبی در مورد ایشان دارند، و بعد با خواندن آنهایی که قابل رویت هستند، به سابقه فعالیت خانم عباسقلی زاده پی ببرید. روز ۸ مارس بهانه‌ایست برای شنیدن سخنان وی در مورد چرایی و چگونگی این مناسبت بین‌المللی.

        دخت ایران: چرا صحبت کردن درباره ۸ مارس یک تابو به شمار می‌آید؟
        از نظر فعالان جنبش زنان که تابو به حساب نمی‌آید. در نگاه عامه هم من هیچ وقت فکر نکرده‌ام هشت مارس یک تابو باشد. شاید برای افرادی که فکر می‌کنند بحث کردن درباره زنان و حقوق آنان از مباحث فمنیستی به حساب می‌آید و فمنیست بودن چیز بدی است، تابو به حساب بیاید، اما من نمی‌دانم. از نظر من و افرادی که دور و بر من هستند، تابو نیست. از نظر خیلی از مردم هم نیست. حتی گروه‌های مذهبی هم مراسم ۸ مارس می‌‌گیرند.

        دخت ایران: اگر برآیندی از بازتاب نظرات مخالفین و موافقین بگیریم - چه از لحاظ رسانه‌ای و چه از لحاظ برنامه‌ها- فضای مخالفت با روز هشت مارس قوی‌تر است؛ این را قبول ندارید؟
        خیر. این فضای ساختگی توسط دولت است که می‌خواهد مطالبات زنان را به حاشیه براند. از آنجا که بحث مطالبات زنان بیشتر در ۸ مارس مطرح می‌شود، اراده نظام حاکم بر آن است که این موضوع را تابو بکند. اما از نظر واقعیت اجتماعی، ۸ مارس تابو نیست. موضوع روز جهانی زن در میان مردم و گروه‌های زنان مانند گروه‌های زنان دین‌دار، سکولارها، تکنوکراتها و زنان اقشار مختلف، موضوعی طبیعی است مثل همه روزهای جهانی دیگر. در واقع بار خاصی از نظر سیاسی ندارد، در صورتی که حکومت سعی دارد که این بار را به آن بدهد.

        دخت ایران: چه فرقی بین روز جهانی زن و روزهای جهانی دیگر مثل، روز جهانی مبارزه با ایدز، روز جهانی مبارزه با دخانیات، سلامت و غیره وجود دارد که دولت همه آنها را به راحتی می‌پذیرد و همسو با جهان فعالیت می‌کند، اما روز زن را خیر؟!
        این بر می‌گردد به پیشینه تاریخی ۸ مارس. در کشورهای دیگر در سطح دنیا، روز جهانی زن، درست مانند روز جهانی ایدز، روز جهانی هوای پاک و روزهای دیگر است. در آنجا این روز را جشن می‌گیرند و به هم تبریک می‌گویند. کارکردی که امروزه ۸ مارس در تمام دنیا دارد، صرف نظر از پیشینه تاریخی آن، روزی است که زنان کارنامه سال گذشته خود را بررسی می‌کنند، بابت موفقیت‌هایی که داشتند بهم تبریک می‌گویند و جشن می‌گیرند و حکومت‌های آنها هم از زنان موفق تقدیر می‌کنند. این کارکردی است که امروزه ۸ مارس در سطح جهانی دارد.
        اما موضع ایران در برابر این مناسبت به تاریخچه این روز برمی‌گردد. چه در دوران پهلوی و چه در دوران جمهوری اسلامی، از آنجا که ۸ مارس روزی بود که زنان دور هم جمع می‌شدند و در واقع یک ظرفیت اعتراضی برای گروه‌های مختلف زنان و فعالان جنبش زنان داشته و دارد، طبیعی است که دولت تمایلی ندارد کسی به آن اعتراض کند. دوران رضاشاه و دوران محمدرضا شاه هم به همین ترتیب بود. در زمان رضاشاه، به دلیل فضای سرکوبی که وجود داشت، مراسم ۸ مارس را علنی برگزار نمی‌کردند، بلکه مراسم در منازل و باغ برگزار می‌شد. بعد از انقلاب هم که فضا اینگونه شد.
        البته پیشینه تاریخی ۸ مارس در ایران به حرکت‌های چپ برمی‌گردد. در واقع اولین گروه‌هایی که در زمان مشروطه، مراسم بزرگداشت ۸ مارس داشتند، زنان فعال در گروه‌های چپ بودند. بعد از آن هم ۸ مارس یک ظرف اعتراضی و جنبه نمادین پیدا کرد برای گروه‌هایی که چپ‌گرا بودند و مخالف سیاست‌های جنسیتی حکومت. در اوایل انقلاب هم اولین تظاهرات فراگیر زنان برای مخالفت با حجاب، از ۸ مارس شروع شد؛ زیرا ۸ مارس این قابلیت را داشت که زنان را جلوی دانشگاه جمع کند و از آنجا هم برای مخالفت با اجباری شدن حجاب و مخالفت با تفاوتهای حقوقی که بلافاصله بعد از جمهوری اسلامی و با لغو قانون حمایت از خانواده شروع شد، حرکت دهد. بعد از این جریانات و به حاشیه کشیده شدن زنانی که در بدنه حکومت و جریانات اسلام‌گرا نبودند، باز هم ۸ مارس یک کارکرد یا ظرف اعتراضی بود برای اینکه آن روزها بتوانند دور هم جمع شوند و شبکه غیررسمی جنبش زنان را که از دهه ۶۰ تا اوایل دوره اصلاحات وجود داشت، تقویت کنند. منتها در دهه گذشته کارکرد ۸ مارس و به اصطلاح پخش شدن بزرگداشت ۸ مارس در میان گروه‌های مختلف و استقبال گروه‌های مختلف زنان باعث شد ظرف تاریخی خودش را از این نظر که این روز تنها روزی برای چپ‌گرایان و مخالفان حکومت وقت است، از دست بدهد؛ در واقع ۸ مارس را از این ویژگی خارج کرد. تقریبا از دوره دوم اصلاحات و در واقع از سال ۸۲ به بعد، یک دهه می‌شود که ۸ مارس خیلی عمومی شده و خیلی از گروه‌های زنان این روز را گرامی می‌دارند؛ ربطی به گرایشات چپ ندارند، بلکه عموما گروه‌هایی هستند که خواهان تغییر در وضعیت زنان و در واقع معترض به وضعیت موجود زنان هستند. در واقع الزامی نیست که آنها چپ‌گرا باشند، بلکه تنها معترضند. این اعتراض ظرف چپ‌گرایانه ندارد، بلکه ظرف زنانه دارد.
        در واقع عموم مردم حتی از پیشینه تاریخی آن هم خبر ندارند. مردم تنها این روز را روزی می‌دانند که همه دور هم جمع شده، جشن می‌گیرند و درباره مسائل زنان با هم گفتگو می‌کنند. به نظر من آنچه ۸ مارس را با دیگر روزهای جهانی جدا می‌کند، پیشینه تاریخی آن از نظر سیاسی است- البته یک دهه می‌شود که ظرف سیاسی-تاریخی خود را از دست داده و به طور خالص در حوزه زنان مطرح می‌شود. در ثانی این روز، روز تشریفاتی نیست که مثلا سازمان ملل یا دولت‌ها تصمیم گرفته باشد این روز را روز جهانی اعلام کند مثل روز کتابخوانی، مبارزه با ایدز یا هر روز دیگر؛ بلکه این روز از بدنه فعالیت‌های زنان تشکیل شده است.
        همانطور که روز عاشورا برای شیعیان روز مهمی است و به رغم تمام دولت‌هایی که روی کار آمدند و رفتند و همه سرکوب‌هایی که وجود داشت، باز هم مردم به هر قیمتی که بوده مراسم این روز را شده در منازل خود برگزار می‌کردند. علتش این است که این روز از پایین و از یک واقعیت به وجود آمده بود. ۸ مارس هم همینطور است؛ مبارزاتی که زنان در دوره‌ای به خاطر ظلم‌هایی که به آنان شد و بخاطر فشارهایی که سرمایه‌داران وارد کردند، بخاطر سرکوبی که زنان کارگر شدند، در مقطعی حتی برای آن قربانی دادند و خون دادند. از آن دوره شروع شد و هر سال مبدایی شد برای اعتراضات زنان برای وضعیت موجود. آن زمان سرمایه‌داری آن کشور، بعدها سرمایه‌داری جهانی و اکنون هم در کشور ما بحث دیگری است. بحث آزادی‌های اجتماعی، مدنی و حقوقی که زنان خواستار آن هستند. در واقع موضوع چالش‌ها به نسبت شرایط تاریخی، سیاسی، اجتماعی هر کشور و هر دوره‌ای فرق می‌کند. بنابر این روز جهانی زن را نباید با روزهای جهانی دیگر مقایسه کرد، بلکه می‌توان با عاشورا و یا حتی نوروز قیاس کرد. روزهایی که مردم آن را ساخته‌اند، نه دولت‌ها.

        دخت ایران: با توجه به مخالفت‌هایی که از زمان رضاشاه، بعد هم محمدرضاشاه و در نهایت هم انقلاب اسلامی بوده، می‌توان نتیجه گرفت که اینها همگی ناشی از ساختار مردسالارانه جامعه است تا مواضع سیاسی؟
        حتما می‌توان این نتیجه را گرفت، اما تنها به این دلیل نبوده است. بدین ترتیب هر مسئله‌ای که برای زنان اتفاق می‌افتد را می‌توان به این ساختار نسبت داد، در صورتی که باید آن را تحلیل کرد.

        دخت ایران: ببینید، بنظر میرسد که مخالفت‌ها صرفا بدلیل اپوزیسیون بودن این روز نیست، چرا که دولت‌های مختلف با ساختارهای کاملا متفاوت هر سه مخالف این روز بوده‌اند؟ بنابر این یا مواضع روز زن در هر سه دوره تغییر کرده و یا علت این مخالفتها غیرسیاسی بوده است.
        ۸ مارس برای مبارزه با مردسالاری بوجود آمد که به قدرت تبدیل شده بود. در واقع گاهی ما از مردسالاری که در فرهنگ ما وجود دارد، صحبت می‌کنیم، اما گاهی مرد سالاری در حوزه‌های قدرت نهادینه شده و  بصورت قانون و نظام حاکم در می‌آید. فلسفه اصلی ۸ مارس در تاریخ ایران، چالش با این نهادهای قدرتی است. در واقع هیچ وقت اشرف پهلوی این روز را جشن نمی‌گیرد،  اما گروه‌های معترض زنان همواره خواسته‌اند نهادهای ناقدرت‌‌مندساز زنان را به چالش بکشند. ۸ مارس ظرف زمانی است برای این مبارزات.

        دخت ایران: به تعبیر شما  ۸ مارس امروزه از حالت اپوزیسیون در آمده و حالت منتقد به حود گرفته است و در واقع بیشتر فعالیت در آن روز مهم است؟
        بله. ظرفی است که خانم‌ها بتوانند اعتراض خودشان را در آن روز به موضوعات مختلف اعلام کنند. در واقع خودشان، جامعه و نهادهای قدرت را بررسی کنند.

        دخت ایران: با این تعبیر چه فرقی بین ۸ مارس و روز زن ایرانی، روز تولد حضرت زهرا (س) وجود دارد؟ چرا این اتقاق‌ها در این مناسبت ایرانی نمی‌افتد؟!
        فرقش این است که این روز را خود ایشان، متون مذهبی یا علما که راه نیانداخته‌اند. این روز ریشه تاریخی ندارد، بلکه حکومت آن را درست کرده است. صرف اینکه حکومت یک مناسبت را به عنوان یک روز اعلام کند که سبقه تاریخی برای آن روز نمی‌شود. روز زن تولد حضرت زهرا تبدیل به یک ظرف تاریخی نشده، در واقع مثل تولد امام زمان نیست که همه مردم را درگیر کند. در واقع از آنجا که در باور تاریخی زنان، بعنوان یک روز اساطیری و تاریخی نرفته، کمتر هم از آن استقبال می‌شود. امروزه هم تقریبا بیشتر مراسم دست آقایان افتاده و بیشتر جنبه تشریفاتی دارد. لااقل در زمان حیات امام خمینی، زنان به دیدار ایشان می‌رفتند و آیت ا... خمینی هم درباره زنان صحبت می‌کرد. اما بعد از فوت ایشان، مداحان به دیدار مقام رهبری می‌روند. در واقع روزی را که خود مردان در نهاد قدرت آنرا بسازند، همین بلا سرش می‌آید. در آن زمان خانم‌هایی که دوست داشتند صحبت‌های رهبرشان را درباره زنان بدانند، می‌توانستند در این دیدار شرکت کنند و هرساله ایشان صحبت‌های استراتژیکی درباره زنان می‌کردند. اگر منابع تاریخ را مشاهده کنید، مهم‌ترین صحبت‌هایی که ایشان درباره زنان مطرح کردند، در روز تولد حضرت زهرا و روز زن سال‌های مختلف می‌باشد.

        دخت ایران: اجازه بدهید من منتقدانه نگاه کنم؛ چرا فعالان حوزه زنان وارد صحنه نشدند تا روز زن ایرانی را دست بگیرند و از حالت تشریفاتی درآورند؟
        این  سوال را از خانم‌های مذهبی بپرسید نه از من. من آدم مذهبی نیستم. برای من ۸ مارس اهمیت دارد.

        دخت ایران: اگر کاربردی به این مسئله نگاه کنیم، یک روزی روز زن شده، و ما هم در ایران روز زن داریم، چرا ما صرفا به بهانه روز زن فعالیت‌مان را انجام ندهیم؟ مگر فرقی می‌کند این روز زن کجای تقویم باشد؟
        اتفاقا اگر هر ماه هم روز زن داشته باشیم، باز هم کم است! چرا که آنقدر زنان در این مملکت بدبخت هستند و حق‌شان خورده شده که ...

        دخت ایران: بنابر این می‌شود به فعالان ایراد گرفت؟
        بله؛ اما به فعالانی که سازنده این روز بودند. اگر به تاریخ روز زن ایران نگاه کنید می‌بینید بدلیل اینکه برخی زنان در روز ۸ مارس تظاهرات مخالفت با حجاب اجباری را برگزار کردند، عده‌ای از زنان نزدیک به حکومت، نامه نوشته یا حرکتی می‌کنند که روز تولد حضرت زهرا را روز زن اعلام می‌کنیم. بسیار خوب اگر اعلام کردند، در این روز هم فعالیت کنند. اما از آنجا که به این کار اعتقادی نداشتند و تنها قصد مخالفت با یک روز با سبقه تاریخی را داشتند، کاری انجام نمی‌شود و هرچه جلوتر می‌رویم، می‌بینیم که تنها سازمان تبلیغات پشت آن است. در واقع امروزه مردم قبول کردند که روز تولد حضرت، روز مادر باشد، نه روز زن. یک روز تاریخی را از ما گرفتند و شما می‌خواهید که ما دست از این روز بکشیم.

        دخت ایران: لازم نیست حتما با ۸ مارس مخالفت کنیم. عرض بنده این است که به هرحال این روز هم فرصت حوبی برای طرح مسایل زنان بوده است.  
        فرصت خوبی است برای آنان که طرفدار این روز هستند.

        دخت ایران: اما مخاطب عام توجهی به دلیل نامگذاری یک روز در تقویم ندارد. به سنخیت نامگذاری نگاه می‌کند که تولد حضرت زهرا شرایط کافی برای نامگذاری روز زن را دارد.
        بنده با روزهایی که از طرف حکومت انتخاب می‌شود و حکومت برای زندگی حصوصی زنان و آرمانها و آرزوهای آنان، لباس، نحوه رفتار آنها با مردان و نحوه ازدواج زنها بخواهد تکلیف تعیین کند، مخالفم.  بنده از مبنا با این قضیه مشکل دارم. شما باید سراغ زنان طرفدار این روز بروید و بپرسید که آنها چرا فعالیت نمی‌کنند؟! سال گذشته مراسم حضرت زهرا در سکوت گذشت و فقط در حد مراسم تشریفاتی بود. این مشکل ما نیست، مشکل کسانی است که در بدنه حکومت فعالیت می‌کنند.
        من قصد بی‌احترامی به اعتقادات مردم و مقامی که مردم برای حضرت زهرا قائلند را ندارم. حرف من این است که حکومت حق ندارد با اعتقادات مردم بازی کند. آنقدر که رضاشاه سعی کرد که اوقات مذهبی را سرکوب کند و موفق هم نشد، همینطور هم نمی‌شود به بهانه مذهب و آیین با این روزها درگیر شد. اصولا با مسائلی که از بالا به پایین انتخاب شود و حکومت به مسائل نامربوط به خودش، و مربوط به جریانات فرهنگی مردم دخالت کند، مخالفم. مشکل حکومت این است که می‌خواهد در تمام مسائل مردم دخالت کند. مثلا همان موضوع نحوه ازدواج. یا دانشگاه رفتن دختران، یا اینکه دختران چه شغلی را انتخاب کنند. در واقع مسائل مبتلا به امروز که علت آن این است که دولت به حودش اجازه می‌دهد در تمام مسائل خصوصی مردم دخالت کند. در رابطه آنها با پسران، در نحوه ازدواج‌شان، نحوه پوشش‌شان، یا حتی جهنم و بهشت‌شان می‌خواهد دخالت کند. حکومت نمی‌تواند و حق ندارد این کار را بکند. اینها از مسائلی است که در حوزه دخالت حکومت نیست و بنابراین شکست هم می‌خورد.

        دخت ایران: اما ما در ایران زندگی می‌کنیم، جایی که رسانه‌ها و صدا وسیما روز تولد حضرت زهرا را به خوبی منعکس می‌کنند. چرا از این روز زن - به تعبیر شما- دولتی نیز بعنوان فرصت شناخته شده و مطرح در مباحث زنان استفاده نمی‌کنید؟
        به نظر من این فرصت نیست، این فرصت گرفتن است. این تاریخ گرفتن است. در اصطلاح سیاسی به آن های جک کردن می‌گویند.

        دخت ایران: من نمی‌گویم فعالیت‌هایتان را از روز ۸ مارس به روز زن ایرانی منتقل کنید. چرا این روز را هم به روز فعالیت‌ها نیافزاییم؟ حتی اگر بخواهیم از نظر تاریخی بررسی کنیم، ما ۵ اسفند، روز زن باستانی را داریم، چرا از این روزها استفاده نکنیم؟
        حرف شما مثل این می‌ماند که به یک چینی بگویید: «چرا داری با چوب غذا می‌خوری، چرا با قاشق و چنگال غذا نمی‌خوری». یک سری چیزهایی هست که با خاطرات تاریخی، پیشینه تاریخی و باورهای انسان گره خورده است. شما چرا آنقدر اصرار می‌کنید که دهه عاشورا را تقویت کنید؟ چرا مثل سنی‌ها دهه عاشورا و عید نوروز را عوض نمی‌کنید و تعطیلات را به مراسم تولد حضرت محمد موکول نمی‌کنید؟ یکسری چیزها وجود دارد که ربطی به حکومت ندارد.  

        دخت ایران:  اما من نمی‌گویم آن روز را عوض کنید؛ چرا همزیستی نباشد؟
        بله، صحبت این است که هم ۸ مارس باشد، هم در کنارش روز دیگر. اما مثل این است که به مردم بگویید روز وفات امام حسن که وسط ماه رمضان هست، برید برای امام حسین عزاداری کنید. چه فرقی با امام حسین دارد؟ هر کاری هم بکنید مردم این کار را نمی‌کنند.
        من فکر می‌کنم به دور تسلسل افتادیم. من گفتم آن روز را حکومتی‌ها درست کردند، اما همان‌ها هم پاس نمی‌دارند. آن روز را که مردم درست نکردند، که حالا هم بروند دنبالش. نمی‌شود این کار را کرد. نه که من نخواهم. نه. نمی‌شود. ظرف روزها با امضا و قانونی کردن و از بالا تصویب کردن تغییر نمی‌کند. چیزی است که بتدریج در یک دوره تاریخی، با باورهای اساطیری، با عقل و باور جمعی ایجاد می‌شود.

        دخت ایران: خیلی خوب اگر اینطور فکر می‌کنید جواب ندهید. ظاهرا این شبهه وجود دارد، شاید هم واقعیت است که طرفداران ۸ مارس کاملا مخالف روز زن ایرانی هستند و بالعکس؟
        شبهه است. من می‌توانم مخالف چیزی نباشم، به آن احترام هم بگذارم، اما روز خودم را هم داشته باشم. به عقیده من هر دو طرف دارند همین کار را می‌کنند.

        دخت ایران: پس به نظر شما مخالفتی نیست؟ یا به تعبیر عام یک نوع لجبازی وجود ندارد؟
        ببینید همان افرادی که از فمنیست یک هیولا درست کرده‌اند، همانها هم می‌گویند طرفداران ۸ مارس، با روز زن دینی – نه روز زن ایرانی، روز زن ایرانی همان اوایل اسفندماه است- مخالفت می‌کنند. اما عرض بنده این است که ۸ مارس پیش از اینکه روز زن جمهوری اسلامی، یا روز زن حکومتی باشد، وجود داشته است. با سرکوب هم مواجه شده، اما همچنان ادامه پیدا کرده. ضمنا هیچ سند و هیچ مخالفتی از سوی خانم‌های طرفدار ۸ مارس نمی‌بینید.

        دخت ایران: اما کم محلی هست؟
        کم محلی به چه چیزی. تمام برنامه‌های آن روز کلیشه‌ای است. شما یک برنامه جدی به من نشان بدهید.

        دخت ایران: یعنی ما هیچ برنامه‌ای نداریم؟! حتی از طرف زنان فعال؟
        یک برنامه جدی وجود ندارد. فقط سازمان تبلیغات. ببینید ما امسال به بخشی از خانم‌های اسلام‌گرا گفتیم به ما فضا و سالن عمومی نمی‌دهند، سازمان‌ها و حساب‌های ما را هم بسته‌اند، شما نه روز ۸ مارس، در همین روز تولد حضرت زهرا، جایی بگیرید و برنامه‌ای برگزار کنید، ما هم می‌آییم و در برنامه‌ها کمک‌ می‌کنیم. اما آنها این کار را نکردند.

        دخت ایران: می‌خواهید از گروه‌ها نام ببرید؟
        خیر. اما این کار را روز ۸ مارس انجام دادند. چرا؟! هر چند آن روز مشروعیت عمومی ندارد. تنها مشروعیت مذهبی داشتن افراد موجب نمی‌شود که ما مشروعیت عرفی به قضیه بدهیم. این اشتباه بزرگ حکومت است.

        دخت ایران: روز ۸ مارس با چه مشکلاتی روبرو هستید؟
        مشکل ما این است که در آن روز فضای عمومی، سالن یا جایی را برای اجرای برنامه نداریم. فضاها تنها در اختیار کسانی است که مورد اعتماد مقامات امنیتی باشند.

        دخت ایران: موضع مراکزی که در خصوص زنان فعالیت می‌کنند، مثل مرکز امور زنان و خانواده، مرکز آمار مطالعات، مرکز مطالعات زنان قم و از این دست مراکز، درباره ۸ مارس چیست؟
        چرا از خودشان سوال نمی‌کنید؟!

        دخت ایران: یعنی شما نمی‌دانید؟
        من موضع‌شان را نمی‌دانم. من کار خودم را می‌کنم و علاقه‌ای هم ندارم بدانم دیگران چه فکری درباره ۸ مارس می‌کنند.

        دخت ایران: اما ما پرسیدیم و آنها مخالفند؟ چرا؟
        برای اینکه اینها نهادهای حکومتی هستند. به نظر من، اینها افرادی هستند که اصولا گفتار نوبنیادگرایی را در بدنه دولت ایجاد می‌کنند و این گفتار نه تنها با ۸ مارس مخالف است، بلکه با مبارزه زنان برای لایحه خانواده هم مخالف است و طرفدار تعدد زوج‌ها، محدود کردن ساعت اشتغال زنان، طرفدار سهمیه‌بندی جنسیتی و ازدواج‌های نیمه‌رسمی هستند. اینها همه بر اساس نهادسازی‌هایی هست که خودشان انجام می‌دهند. طبیعی است که ۸ مارس بعنوان روزی که متعلق به کسانی است که اعتراض به آنها دارند، برای آنها غیر قابل قبول است. به نظرم مخالفت آنها خیلی طبیعی است، و اگر موافق باشند، عجیب است.

        دخت ایران: چه فعالیت‌‌هایی در روز ۸ مارس انجام می‌‌دهید؟
        این‌ها را از اینترنت هم می‌توانید پیدا کنید.

        دخت ایران: خانم عباسقلی زاده از وقتی که در اختیار ما قرار دادید تشکر می‌کنم.
         


          1. ارسال نظر



    1. خبرنامه
      جهت اطلاع از به روز شدن مجله اطلاعات خود را وارد نماييد .

      پایگاه اطلاع رسانی حورا ساده ماده مستر چنگال انجمن سلامت ایران مجله ایرانی انجمن بیان با حجاب سبک زندگی بچه شیعه ها کودک و مادر عمار کلیپ مجتمع نیکوکاری رعد خانواده سرآمد بلاغ سمن فروشگاه اینترنتی محصولات حجاب سلام نو علوم اجتماعی خبر اقتصادی وبلاگ نیوز تعامل تصویر دل چی بپزم؟ ایران زنان به دخت راز۵۷