1691
مجله اینترنتی
زنان و خانواده
کانال دخت ایران
          1. سودابه قیصری
              1. اندازه متن:
              2.  
              3.  
            نظرات (۰۱)
            تعداد بازدید: 1691
            نسخه مناسب چاپ
            ارسال به ديگران
            اضافه کردن به علاقمندی ها
        گفتگو با دکتر مهاجرانی به مناسبت روز جهانی مبارزه با مواد مخدر
        در سالهای اخیر اعتیاد و علل گرایش به آن همواره از محوری‌‌ترین مسائل اجتماعی مورد مطالعه بوده‌است. افزایش جمعیت جوان، عدم تناسب تحصیلات و فرصت‌های شغلی مناسب با آن، علل روانشناختی، بسترهای جرم‌خیز و ... برخی عوامل مهم در گرایش به اعتیاد تلقی می‌شود. بسترهای نامناسب اجتماعی و عدم آگاهی فراگیر و اصولی در سطح گسترده‌ جامعه می‌تواند به شیوع بیشتر این معضل کمک کند. با توجه به روز جهانی مبارزه با مواد مخدر، با دکتر مهاجرانی در این باره به گفتگو می‌‌نشینیم تا از نظرات ایشان در این‌ باره بهره ببریم.
         
        دخت‌ایران: به نظر شما چه گروه‌هایی بیشتر در معرض خطر ابتلا به مواد مخدر قرار دارند؟
        در ارتباط با اعتیاد یک مقدار باید این ساده‌نگاری و ساده‌اندیشی را کنار گذاشت. حتی بسیاری از افرادی هم که ادعا می‌کنند اعتیاد موضوع پیچیده‌ای است، نگاهی ساده و معمولی به این موضوع دارند؛ به همین دلیل است که به عنوان یک معلول به آن حمله می‌کنند. در واقع ساده با آن برخورد می‌کنند. بحث اعتیاد به این سادگی‌ها نیست. زمانی که متغیرهای اجتماعی و متغیرهای روانشناختی با هم ترکیب می‌شوند، تازه بخشی از فرایند اعتیاد را در سطح کنش‌گران فراهم می‌کنند. لذا نگاه ما به اعتیاد باید دارای سه ویژگی باشد:
        ۱- پیچیده باشد
        ۲- فرایندی باشد
        ۳- نگاه میان رشته‌ای باشد
        اگر این موارد با هم انجام نشود، مطمئنا شناخت ما از اعتیاد شناخت درستی نخواهد بود. شاید بتوان گفت که ستاد مبارزه با مواد مخدر، به این موضوع اهمیت می‌دهد. تا حدودی در کارهایی که در آن مرکز در رابطه با پدیده اعتیاد صورت می‌گیرد، نگاه میان‌رشته‌ای و فرایندی وجود دارد و نتایج این نگاه، در خروجی‌های پژوهشی که گهگاه منتشر می‌شود قابل مشاهده است. در ایران این نوع نگاه به اعتیاد کمتر وجود دارد. زمانی معضل اعتیاد را فردی دانسته و آنرا جرم برمی‌شمردند. در حال حاضر هم نگاه فرد‌گرایانه به این مسئله حاکم است، اما تا حدودی نگاه به آن تغییر کرده است.
        در گذشته که نگاه فردی بود، معتاد را هدف قرار می‌دادند و با او برخورد می‌کردند. در حال حاضر که نگاه به معتاد تغییر یافته و رو به بهبود است، باز هم فرد را در نظر می‌گیرند، اما او را نه مجرم، که بیمار تلقی می‌کنند. در صورتی که اعتیاد رویشی از بسترهای اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و روانشناختی است. اگرچه مقوله فردی هم هست، اما کاملا روانشناختی است. لذا زمانی که قصد شناخت این پدیده را داریم، این پدیده باید نتایج مطالعات بین رشته‌ای و فرایندی باشد. اگر تاریخ را از اعتیاد و مطالعات مربوط به آن جدا کنیم، شناخت ابتر خواهد بود. مطمئنا آنجا که در یک فرایند تاریخی بستر اعتیاد فراهم بوده و اعتیاد به وجود آمده است، شرایط مناسب‌تری برای اعتیاد افراد دیگر وجود داشته‌است؛ به عبارتی تحقیقاتی که درباره اعتیاد انجام می‌شود، باید در طول هم باشد. می‌توان در این مورد به مثالی در سطح خیلی خرد اشاره کرد: زمانی که در یک خانواده فردی معتاد بوده است، مطمئنا در این خانواده فرد معتاد دیگری هم به وجود خواهد آمد؛ این مورد در مطالعات تصدیق شده است. اکثر افرادی که از خانواده معتاد برخاسته‌اند، گرایش بیشتری به اعتیاد نشان می‌دهند.
        پاسخ سوال شما را می‌توان با تغییر سوال پاسخ داد؛ به این ترتیب که کدام شرایط و بسترها اعتیاد‌پرور هستند؟ سخن گفتن درباره گروه‌هایی که بیشتر به اعتیاد و مواد مخدر گرایش دارند، شاید با توجه به مقدمه‌ای که ذکر شد، منطقی به نظر نمی‌رسید. بنابراین، باید به سمت شناخت بسترها و فرایندهایی رفت که رویش و پرورش اعتیاد را ممکن می‌سازد. اگر بخواهم از این زاویه به سوال پاسخ بدهم، اینگونه باید گفت که در ارتباط با اعتیاد، متغیرهای اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی در اولویت اول و بعد سیاسی، تاریخی بیشتر فضا را برای اعتیاد فراهم می‌کنند. مثلا اگر در باورهای فرهنگی یک جامعه این باور مذهبی وجود داشته باشد که استعمال مواد مخدر از سیگار تا تریاک و فرآورده‌های جدید، شرعا مشکلی ندارد، یا اگر فرد مبتلا از وضعیت مالی خوبی برخوردار باشد و از نظر تغذیه و سلامتی به خودش برسد، دیگر ضرر ظاهری او را تهدید نخواهد کرد و با مصرف مواد خللی در زندگی و سلامت وی پیش نمی‌آید، یا وجود این باورهای سنتی که مواد مخدر را تسکین دهنده، آرامش بخش، التیام آور و درمانگر می‌داند، میزان ابتلا به اعتیاد افزایش می‌یابد. متاسفانه هنوز هم بر خلاف تفکر مدرن، در باورهای سنتی ما این مسئله وجود دارد که ترکیبات مواد مخدر مانند تریاک می‌تواند در مواد دارویی مصرف شده و با تجویز پزشک در اختیار افراد قرار بگیرد.
        آنجا که حوزه اقتصادی به حوزه‌‌های فرهنگی و روانی گره می‌خورد و افراد قادر نیستند بر اساس آموزه‌ها‌، باور درست و جدیدی در خصوص اوقات فراغت و تفریح پیدا کنند، فردی که ذهن مغشوشی دارد، به درستی نمی‌داند اوقات فراغتش را چگونه بگذراند و یا چگونه به درستی تفریح کند، بنابراین بیشتر در معرض ابتلا به انحرافات اجتماعی از جمله اعتیاد خواهد بود. این مسئله زمانی تشدید می‌شود که شرایط و بسترهای مناسب تفریح و شادابی در جامعه نیز وجود نداشته باشد. زمانی که فرد دارای شغل است و با آگاهی سر کار می‌رود، از کاری که انجام می‌دهد، لذت می‌برد، این فرد می‌داند اوقات فراغتش را چطور باید به بهترین راه پر کند. در قدم بعدی، جامعه نیز بستر کار لذت‌بخش، تفریح و اوقات فراغت را فراهم کرده است. پس فرد به گلچین مواردی می‌پردازد که برایش سودمند و لذت آور است. هنگامی که این بسترهای مناسب برای افراد فراهم نباشد، بستر جایگزین آن یعنی نبود کار، وجود کار اجباری برای کسب درآمد، عدم وجود آگاهی و ایمان به گذران اوقات فراغت، و هم چنین فراهم نبودن بستر شادابی، باعث گرایش فرد بسوی انحرافات اجتماعی می‌شود.
        نکاتی در سخنان مقام معظم رهبری وجود دارد که می‌فرمایند مدام باید امید، شادی و نشاط را به بدن جوانان تزریق کرد. این حرف را نباید خیلی ظاهری تلقی کرد. این حرفی علمی و ضرورتی برای زیر ساخت‌های جامعه است. وقتی شما در فضا و شرایطی قرار می‌گیرید که امید، شادابی، اندیشه و پویایی وجود ندارد، پس کسلی بر فضا حاکم خواهد شد. برای بوجود آوردن فضایی پویا، راه‌های شاد و پویا لازم است و برای فضای کسل، راه‌های کسل کننده. اعتیاد نیز راهکار بسیار مناسبی برای بوجود آوردن فضای کسالت‌بار است.
        زمانی که جامعه از شفافیت‌های لازم برخوردار نیست، افراد شخصیت‌های چند لایه‌ای پیدا می‌کنند و به تعبیری «چون به خلوت می‌روند، آن کار دیگر می‌کنند!» به یک باور فرهنگی تبدیل می‌شود. مثلا افراد این جامعه می‌آموزند برای اینکه دچار مشکل نشوند، کارهایشان را پنهانی انجام دهند. در چنین فضایی بر اساس تعریف گافمن و براساس تئوری تئاتر با مسئله جلوی صحنه و پشت صحنه مواجه خواهیم بود. یکی روی صحنه است که بزک شده و نقش‌هایی است که تلفیق می‌شود و فرد سعی می‌کند نقش خود را بازی کند. یک نقش دیگر هم وجود دارد و آن وقتی است که پرده می‌افتد و نقشی را که شخص انجام می‌دهد، روایت می‌شود. در یک نمایش کسی نقش پادشاه، سرباز، دزد و... را دارد؛ اما وقتی نمایش تمام شود و پشت صحنه معلوم شود، آنها با یکدیگر شوخی می‌کنند و حرف می‌زنند و دیگر رابطه‌های پادشاه و رعیت و خدمتکار و غیره وجود ندارد. هنگامی که در جامعه‌ و در فرهنگ، روی صحنه و پشت صحنه خیلی تقویت شد و به یک قاعده، رفتار و فرهنگ تبدیل شد، اعتیاد در پشت پرده بسیار پررنگ می‌شود. اغلب افرادی که مواد مخدر مصرف می‌کنند، اعتیاد خود را انکار می‌کنند، زیرا قصد حفظ پشت صحنه را دارند، اما روزی توانایی جداسازی پشت صحنه و جلوی صحنه برایشان امکان پذیر نخواهد بود. این بحث‌ها همگی در ذیل عنوان آموزه‌های فرهنگی است. بنابراین تا زمانی که چنین آموزه‌هایی وجود دارد، این وضع هم ادامه خواهد داشت.

        دخت‌ایران: نقش اصلاع رسانی در این زمینه به چه نحو است؟
        نکته دیگری درباره اعتیاد، که به آن خیلی اعتقاد دارم، گردش اطلاعات است. یعنی وجود یک سیستم خبره آگاه‌بخش در حوزه اعتیاد که اگر وجود نداشته باشد، بستر‌ساز اعتیاد می‌شود. عدم گردش اطلاعات، عدم آموزش و کمک‌کردن به زیر زمینی شدن اعتیاد، بستر و شرایط را برای اعتیاد فرد فراهم می‌کند و افرادی که در این بسترها قرار دارند، در دام اعتیاد گرفتار می‌شوند. به عنوان نمونه و بر اساس یافته‌های پژوهشی عرض می‌کنم که ما در شورای پژوهشی مبارزه با مواد مخدر ناجا به این نتیجه رسیدیم که اغلب افرادی که برای صحبت راجع به اعتیاد گرد هم می‌آوریم، از افراد سالم جامعه بوده و افراد مبتلا به در دسترس ما نیستند. آنها بیشتر در فضای زیرزمینی هستند؛ نه آنها سراغ ما می‌آیند و نه ما سراغ آنها می‌رویم. بنابر این، پیشنهاد دادیم که بهتر است ابتدا این افراد را از فضای زیر زمینی خارج کرده و بعد به صورت غیر مستقیم با آنها صحبت کنیم. به طوری که صحبت در حوزه‌های مورد علاقه‌شان باشد و در خلال آن مطالبی هم در مورد اعتیاد پرسیده شود و تبادل اطلاعات صورت گیرد. این کار را با تشکیل دبیرخانه ایران پاک آغاز کردیم. تمامی گروه‌هایی که موسیقی زیرزمینی گوش می‌کردند و به خواننده‌های زیرزمینی هم علاقه داشتند را با خواننده‌ها به روی صحنه آوردیم. این مراسم در اریکه ایرانیان، تالار امام علی(ع) دانشگاه شهید بهشتی، آمفی تئاتر بیمارستان قلب و... برگزار شد. از خواننده‌های زیرزمینی خواستیم که روی زمین برنامه اجرا کنند.
        بعضا خانواده‌های افراد نیز همراه آنها در این مراسم شرکت می‌کردند. کارشناسان و افسران فرهیخته مبارزه با مواد مخدر که به طور شخصی در این مراسم شرکت می‌کردند، غیر مستقیم مطالبی را با آنها رد و بدل می‌کردند. بعد از مدتی این افراد داوطلب می‌شدند که با پلیس ارتباط برقرار کنند و مشکلاتشان را مطرح کنند. به عبارت دیگر پلیس را یار مهربان و محرم اسرار خود دیده بودند تا مسائل پشت پرده‌شان را با اینان در میان بگذارند. 
        امروزه در مجالس و پارتی‌ها از ترفندهای مدرن اعتیاد استفاده می‌شود؛ در این شیوه‌ها بدون اینکه فرد متوجه شود، او را آلوده به اعتیاد می‌کنند. پس از اینکه پلیس آنها را با تکنیک‌ها و مهارت‌های آن گروه آشنا کرد، آنها تازه متوجه شدند که چقدر کلاه سرشان رفته است. بنابراین، اگر گردش اطلاعات را داشته باشیم و افراد را به روی صحنه بیاوریم و از زیرزمینی بودن خارج کنیم، بستر را برای اعتیاد‌زدایی فراهم کرده‌ایم و در غیر این صورت بستر برای اعتیاد آماده می‌شود.
        اینها مجموع شرایطی است که اگر افراد در این بسترها قرار بگیرند، مطمئنا در معرض خطر بیشتری خواهند بود. ممکن است فردی ۶ ماه در این فضا باشد و بعد از ۶ ماه احتمال معتاد شدنش بالاست، اگر این به یکسال افزایش پیدا کند، احتمال برگشتش از ۵۰ درصد کمتر می‌شود؛ اگر روی ۱۸ یا ۲۴ ماه برود، احتمال برگشت خیلی سخت‌تر می‌شود. لذا باید خانواده‌ها مراقب باشند که - به عنوان یک مشاوره درمانی و خانوادگی عرض می‌کنم- اعضایشان در این فضاها و بسترها درگیر نشوند و قبل از اینکه زمان ۶ ماه، ۲۴ ماه فراهم شود، آنان را از این شرایط خارج کنند. این کار به همت خانواده‌ها، رسانه‌های اجتماعی و به خصوص دولت فراهم می‌شود.

        دخت‌ایران: منظور شما این است که یکی از کارهای مهم دولت محدود کردن عرصه خصوصی و گسترش و تقویت عرصه عمومی و تفریح در عرصه عمومی است؟ این امر می‌تواند گرایش به اعتیاد را کاهش دهد؟
        بنده عرض کردم هر چه فضا زیر زمینی‌تر شود؛ جو خطرناک‌تری پدید خواهد آمد. لذا اگر به گفته رهبری، امید، نشاط، شادابی در فضای عمومی بیشتر باشد، فرد به سمت عرصه خصوصی نمی‌رود، چرا که فرد لذتش را در «با دیگران بودن» می‌بیند. برای دیدن یک مسابقه فوتبال افرادی که به استادیوم می‌روند و در بین ۱۰۰ هزار نفر مسابقه را تماشا می‌کنند، بیشتر لذت می‌برند یا آنهایی که چند نفری در خانه و پای تلوزیون مسابقه را دنبال می‌کنند؟ به خاطر همین فرد از پول و وقت هزینه می‌کند تا مسابقه را در یک جمع ۱۰۰ هزار نفری تماشا کند. عرصه‌های عمومی، باید فراخ‌تر شود و نگرانی در عرصه‌ها‌ی عمومی نداشته باشد. 

        دخت‌ایران: یافته ها حاکی از آن است که  تصویری که ایرانیان از آینده می‌بینند، تصویری سیاه‌تر از واقعیت است، به عبارت دیگر بسیار مبهم است. این احساس مبهم می‌تواند در گرایش به اعتیاد تاثیر گذار باشد؟
        ذهن پنهان ما و ذهن جمعی ما در این حوزه یک احساس ناامنی دارد. هرچقدر احساس ناامنی کمتر وجود داشته باشد، افراد رو بازی می‌کنند. وقتی افراد رو بازی کردند، می‌توان آنها را آموزش داد، اطلاع رسانی کرد، برحذر داشت، آن هم با تکنیک‌ها و روش‌های درست. اگر مستقیما به فردی بگویند تو خطاکاری، سریعا واکنش نشان می‌دهد و می‌گوید خودت خطاکاری. بنابر این از تکنیک‌های روان شناسی و تربیتی باید استفاده کرد. اما چه زمان می‌توان اطلاع رسانی کرد؟ زمانی که رو بازی می‌کنند، یا جلوی صحنه هستند و یا اینکه جلوی صحنه و پشت صحنه خیلی با هم تفاوت ندارد. اما اگر پشت صحنه خیلی متفاوت از جلوی صحنه است، نمی‌توان کار چندانی کرد چون از زیر زمین خبر نداریم و دائما فرد پشت صحنه را کتمان می‌کند.

        دخت‌ایران: آآیا اقداماتی از قبیل ممنوع کردن قلیان در اماکن عمومی می تواند در کاهش گرایش به اعتیاد موثر باشد؟ 
        ببینید، مثال خوبی زدید و به نوعی جواب خودتان را هم دادید. بگذارید پاسخ‌تان را اینطور بدهم. گاهی وزارت بهداشت بر اساس مقایسه با کشورهای دیگر که قلیان کشیدن در آنها رواج دارد، قلیان کشیدن را بر مبنای اینکه برای سلامتی مضر است، ممنوع می‌کند. درست هم هست، اما این امر برای جامعه‌ای است که همگی دارند رو بازی می‌کنند، آموزه‌ها خوب و بسترها برای جلوگیری از اعتیاد فراهم است. از سوی دیگر زیرزمین و روی زمین‌شان خیلی با هم تفاوت ندارد. اینجا فشار قانونی وارد می‌شود که اعتیاد مضر هست و مصرف مواد در اماکن عمومی ممنوع است. در حالی که در جامعه‌ای مثل ایران که روی صحنه با پشت صحنه متفاوت است و افرادر درگیر حوزه‌های غلیظ تری از اعتیاد می‌شوند، به نظر من این ممنوعیت جواب نمی‌دهد. فقط اگر این راه‌ها را مسدود کنیم، باز به پشت صحنه می‌رود. در پشت صحنه نیز نه قابل کنترل است و نه شرایط پیمایش و سنجش و مطالعه فراهم است. اطلاعات خیلی کدر می‌شود. به اعتقاد من ما باید به پدیده اعتیاد و فرایند آن در حوزه ایران جور دیگر نظر بیافکنیم. چشم‌ها را بشوئیم و جور دیگر ببینیم. نه اینکه بعضی از فرمول‌های کشورهای دیگر را بومی نکرده، استفاده نکنیم. درصدد آن نباشیم که تنها بخشی از آن را پیاده کنیم. به فردی گفتند چرا نماز نمی‌خوانی، گفت در قرآن آمده که لاتقربوا بالصلاه! گفتند قرآن قبلش گفته وقتی که مست هستید به نماز نزدیک نشوید. گفت: «کیه که به همه جای قرآن عمل کند؟!»
        در حوزه مبارزه با مواد مخدر، می‌آییم بخش‌هایی را هم از جاهای دیگر می‌گیریم که این پازل با پازل‌های بعدی ما همخوانی ندارد. باز تاکید می‌کنم پیچیده دیدن و فرایندی دیدن اعتیاد خیلی به مطالعات آن کمک می‌کند.

        دخت‌ایران: آیا زن و مرد در فرآیند اعتیاد به یک اندازه درگیر می‌شوند؟
        اخیرا اطلاعاتی منتشر شده است که زنان در بعضی از حوزه‌ها آلوده تر هستند و یا شاید تعداد سیگاری در بین زنان بیشتر شده یا معتادن زن در بعضی گروه‌ها بیشتر می‌شود. این مطلب را در ابتدا عرض کنم که اعتیاد در حوزه زنان ما نگران کننده نیست؛ به عبارتی هنوز تبدیل به یک بحران و مسئله اجتماعی نشده است. دوم اینکه عفاف زنان در حوزه اعتیاد خیلی بیشتر است. یعنی پاکی آنان بیشتر و همچنان بسترها برای آن پاکی فراهم‌تر است. اگر بعضی جاها می‌بینیم زنان دچار اعتیاد شده‌اند، همبستگی آن با موضوعات دیگر است که در مجال دیگر باید بدان پرداخت-منظور از اعتیاد در اینجا بیشتر استعمال سیگار است. بعضی از زنانی که وارد بعضی از انحرافات شدند، سیگار کشیدن برای آن معضل یک تفنن به حساب می‌آید. لذا این نگران کننده نیست.
        زنان مسائل، مشکلات و درگیری‌‌هایی دارند که خیلی از آنها را از اعتیاد باز می‌دارد. حالا آن مشکلات که از نابرابری جنسیتی در درون خانواده یا در درون جامعه ما برخاسته و شکل می‌گیرد، موضوع بحث دیگری است. اما منظورم این است که دردهایی دارند که این دردها آنها را آماده نمی‌کند که به سمت اعتیاد گرایش پیدا کنند. مشکل ما در حوزه زنان مشکل جدی نیست و اگر انحرافاتی در برخی از شاخه‌ها در بین زنان دیده می‌شود، آنان را نمی‌توان معتاد به حساب آورد؛ چرا که اول درگیر انحراف دیگری شده‌اند و بعد این اعتیاد نمادی از آن انحراف است و اینکه مستقیما وارد حوزه مواد مخدر شوند، خیلی کمتر است.
        اتفاقا زنان ظرفیت های بالقوه مبارزه با مصرف مواد مخدر هستند. یعنی اگر دولت، سازمانهای مردم‌نهاد و سازمان‌های فرهنگی، عوامل اجتماعی و کسانی که می‌خواهند سرمایه‌گذاری کنند، روی ظرفیت توانمند زنان برای مبارزه با مواد مخدر سرمایه گذاری کنند، اینها شبیه سربازانی پویا می‌مانند که می‌توانند صف مقدم مبارزه با مصرف مواد مخدر باشند؛ به شرط اینکه آموزش ببینند، آگاهی پیدا کنند و توانمند شوند.
        یکی از مشکلاتی که در جامعه ما وجود دارد و من بارها عرض کردم این است که از ظرفیت چند گروه استفاده نمی‌شود: زنان، خانواده و سازمانهای مردم‌نهاد. اخیرا به سمت سمن‌ها رفته‌اند. لذا یک مثلث قدرتمند، توانمند و مقدس، منتها بالقوه برای مبارزه با مواد مخدر داریم که زنان به دلیل اینکه هم زن هستند و هم نقش محوری در خانواده دارند ،دو ضلع این مثلث قرار دارند و در سمن‌ها هم می‌توانند قرار بگیرند. بنابر این زنان نه تنها آسیب و مسئله به حساب نمی‌آیند، بلکه برای درمان مسئله اعتیاد می‌توانند سربازان مقدسی باشند، به شرط آموزش.

        دخت ایران: با تشکر از وقتی که در اختیار ما قرار دارید.
         

        1 نظر | ارسال نظر

          1. ارسال نظر



    1. خبرنامه
      جهت اطلاع از به روز شدن مجله اطلاعات خود را وارد نماييد .

      پایگاه اطلاع رسانی حورا ساده ماده مستر چنگال انجمن سلامت ایران مجله ایرانی انجمن بیان با حجاب سبک زندگی بچه شیعه ها کودک و مادر عمار کلیپ مجتمع نیکوکاری رعد خانواده سرآمد بلاغ سمن فروشگاه اینترنتی محصولات حجاب سلام نو علوم اجتماعی خبر اقتصادی وبلاگ نیوز تعامل تصویر دل چی بپزم؟ ایران زنان به دخت راز۵۷