1409
مجله اینترنتی
زنان و خانواده
کانال دخت ایران
          1. کیهانه سیوشی
              1. اندازه متن:
              2.  
              3.  
            نظرات (۰۰)
            تعداد بازدید: 1409
            نسخه مناسب چاپ
            ارسال به ديگران
            اضافه کردن به علاقمندی ها
        نوجوان خودش را بزرگ و کنار بزرگسالان می‌بیند، در حالی که خانواده هنوز او را بچه به حساب می‌آورد.
        دخت ایران: ممکن است تعریفی از مشاور مدرسه ارائه کنید؟
        مشاور مدرسه کسی است که با دانش‌آموز ارتباط برقرار می‌کند و می‌کوشد تا به او، خودش و تواناییهایش را بهتر بشناساند.

        دخت ایران: چه زمانی شما وارد عمل می‌شوید؟
        دانش آموز ممکن است خودش مراجعه نکند، شاید والدینش بخواهند و شاید ما لزوم آنرا احساس کنیم. مشاور مدرسه نقش پیشگیری کننده را هم دارد و سعی می‌کند. ضمن اینکه با بچه‌ها در ارتباط است وقتی می‌‌بیند دانش ‌آموزی کناره‌گیری می‌کند و نیاز به توجه دارد وارد عمل می‌شود تا بییند مساله چیست.

        دخت ایران: شما مشاور مقطع راهنمایی هستید. در این سن بچه‌ها -به خصوص دختران-  از لحاظ فیزکی و روحی چه بحران‌هایی را تجربه می‌کنند و چرا اصلاً همیشه به نام بحران از آنها یاد می‌‌شود؟
        خب، اگر خواهیم این موضوع را بررسی کنیم بیشتر به عنوان دغدغه‌های دانش آموزان مطرح است. این دغدغه‌ها بر می‌گردد به تغییراتی که دردوره نوجوانی اتفاق می‌افتد. یکی از آنها تغییرات جسمی است. مثلاً قدشان بلند می‌شود،بعضی‌ها چاق می‌شوند، اندامشان تغییر می‌کند، دماغشان بزرگ می‌شود، چانه‌هایشان تغییر پیدا می‌کند، صورتشان جوش می‌زند و موارد دیگر که این تغییرات به طور واضح قابل مشاهده هستند. مسئله دیگر این است که صفات ثانویه جنسی‌ آنها نیز در همین دوره راهنمایی تغییر می‌‌کند. مثلاً رویش موهای زائد بدن و شروع عادت ماهیانه در دختران و رشد اندام‌های مختلف و.....خود این تغییرات برای بچه‌ها اضطراب‌زا است. هر چقدر اطلاعات‌شان نسبت به این قضیه کمتر باشد، میزان اضطراب‌شان بیشتر است. اگر کسی نباشد که بتواند در مورد چگونگی این تغییرات با او صحبت کند، باز اضطراب‌شان افزایش پیدا می‌کند.
        بعضی موارد هم این دغدغه‌ها را افزایش می‌دهند. مثلا نوجوان می‌بیند شلواری که یک ماه پیش خریده الان دیگر برایش کوتاه است یا تنگ شده یا صورتش پر از جوش است. نوجوان جلوی آیینه می‌‌‌ایستد و این چهره را می‌بیند و ناراحت می شود. مثلا اینکه چرا چانه‌ام این شکلی شده یا چرا دماغم اینقدربزرگ شده! این موارد آزارش می‌دهد. خانواده‌ها می‌بینند بچه‌های این سن مرتب جلوی آیینه می‌ایستند و خانواده‌ها هم مرتب به فرزندشان می‌گویند که «چرا اینقدر جلوی آیینه می‌ایستی؟ چرا اینقدر خودت را نگاه می‌کنی؟» در حالی که او دارد از این تغییرات رنج می‌کشد و هنوز نتوانسته تغییراتش را بپذیرد. این مسائل تبدیل به دغدغه‌هایش می‌شود و به این فکر می‌‌ا‌فتد که چه کار کنم؟ مثلا دختران می‌خواهند موهای دستشان یا پشت لبشان را بزنند یا زیر ابرو بردارند و تمام این راهها را می‌روند فقط به خاطر اینکه زیبایی به دست بیاورند و جلب توجه کنند. حال این برمی‌گردد به فرهنگ و عقاید خانواده‌ها که بعضی‌ها مخالف این قضایا هستند و اجازه چنین کارهایی نمی‌دهند.

        دخت ایران: آیا همین موارد زمینه‌ساز ایجاد بحران در خانواده‌های دارای فرزند نوجوان است؟
        این بحران‌هایی که ما می‌گوییم واقعاً برمی‌گردد به اتفاقاتی که در بچه‌ها می‌افتد. مثلا بچه‌ها تا سنین آخر دبستان هر چیزی را که با چشم خودشان ببینند درک می‌کنند، اما مفاهیم انتزاعی مثل زیبایی، عشق و حقیقت را که با چشم نمی‌توان دید را درک نمی‌کنند.آنها هر چیزی را که عینی باشد درک می‌کنند. ولی به مرور وقتی وارد مقطع راهنمایی می‌شوند، قدرت تفکر انتزاعی را پیدا می‌کنند. یعنی می‌توانند هر مساله‌ای را از راههای مختلف بررسی کنند. اینکه فقط برای آنها در این زمان چه اتفاقی می‌افتد مهم نیست، بلکه آنها به آینده فکر و جلوتر از زمان حال حرکت می‌کنند. این است که از لحاظ فکری هم متفاوت‌تر می‌شوند. خانواده‌ها به این مساله توجه چندانی ندارند. بچه‌ها به خاطر این تغییرات فکر می‌کنند دیگر می‌توانند به خانواده‌ها و به یکدیگر کمک کنند. این تعارض ایجاد می‌کند. یعنی نوجوان خودش را بزرگ و کنار بزرگسالان می‌بیند، در حالی که خانواده هنوز او را بچه به حساب می‌آورد. این تعارضی که ایجاد می‌شود می‌تواند بحران ایجاد کند. بحران‌های دیگری هم هست مثلاً بحران هویت یا اینکه «من کی هستم؟ از کجا آمده‌ام؟ باید چه کار بکنم؟» در مجموع سردر گم هستند. این سوالهایی است که برای آنها پیش می‌آید و  می‌خواهد به آنها جواب بدهد. برای جواب دادن به اینها خود را به خطر می‌اندازند و ممکن است هر کاری انجام بدهند. کارهایی که ممکن است مورد قبول خانواده‌ها هم نباشد و اینطوری این شکل از بحران شروع می‌شود.

        دخت ایران: خانواده ها تا چه حد اطلاعات لازم در مورد تغییرات این سنین را به بچه‌ها می‌دهند؟
        در خانواده‌های ما زیاد این اطلاعات داده نمی‌شود و اینها دغدغه بچه‌ها است.

        دخت ایران: منظور شما این است که خود خانواده ها هم هنوز آگاهی لازم را ندارند؟
        بله دقیقا. مثلا بیشتر خانواده‌های ‌مذهبی یا سنتی دوست ندارد بچه‌ها موهای پشت لبشان یا زیر ابروهایشان را بردارند. ولی بچه‌ها به این وادی نزدیک شده‌اند و این مشکلاتی ایجاد می‌کند، یعنی تعارض بین بچه و خانواده.


        دخت ایران: پس برخورد خانواده‌ها با چنین مسائلی چگونه باید باشد؟
        برخورد خانواده خیلی مهم است. یعنی اگر نیازهای اصلی بچه‌ها برآورده شود و توجه لازم در این سن به آنها بشود به چنین مسائلی نزدیک نمی‌شوند. مثلا نوجوانان دوست دارند از آنها کمک بگیریم، مسئولیت به آنها بدهیم، به نظرات و پیشنهادات‌شان توجه کنیم. اگر به این موارد توجه کنیم، می‌توانیم مسائل دیگر را هم آنطور که می‌خواهیم حل کنیم. ولی وقتی هنوز به نوجوان به چشم بچه نگاه می‌کنیم  و از او انتظار حرف شنوی داریم، او جلوی ما می‌ایستد و تعارض از همیشه بیشتر می‌شود.

        دخت ایران: آیا خانواده‌ها هم در مورد مسائل فرزندان‌شان از شما کمک می‌خواهند؟
        بله. گاهی خانواده‌ها یا دبیران در بچه‌ها مسائلی می‌بینند که توجه مشاور را می‌طلبد. ما بررسی می‌کنیم تا ببینیم چگونه می‌توانیم به او کمک کنیم. معمولا در این موارد با دانش آموز صحبت می‌کنیم و به او آگاهی می‌دهیم که چگونه باید با مشکلاتش مواجه شود، چطور برای آنها راه‌حل پیدا کند و اینکه چطور می‌تواند در نهایت موفق شود و پیشرفتی برایش حاصل شود. در این موارد پیشرفتی که برایش حاصل می‌شود بسیار خوشایند است. البته بیشتر مراجعه خانواده‌ها مورد درسی است. موارد غیر از درس هم هست، مثلاً اینکه فرزندشان بی‌نظم است– در این سن معمول است- ارزش وسایلش را نمی‌داند یا در خرید تنوع‌طلب است و یا با خواهر و برادران خود جر و بحث می‌کند. معمولا خانواده‌ها عنوان می‌کنند که فرزندانشان از مشاور و معلم حرف شنوی بیشتری دارند تا از خانواده.

        دخت ایران: در واقع به نحوی نشان می دهد که عدم تفاهم بین خانواده و دانش آموز زیاد است.
        بله. در خانواده‌های ما امر و نهی و بکن و نکن و تحکم زیاد است. یکی از دغدغه‌های دانش آموزان ما همین است که می‌گویند: «پدر و مادرهای ما تمایل دارند هر چه آنها می‌گویند ما اطاعت کنیم و دوست دارند هر چه آنها می خواهند همان بشود. در حالی که ما فرق کرده‌ایم، احساس بزرگی می‌ کنیم، فکر می کنیم صاحب نظر هستیم.» بدین ترتیب است که آنها والدین‌شان را سلطه‌گر و خود را سلطه‌پذیر می‌خوانند.

        دخت ایران: آیا این مساله باعث تمایل آنها به گروه همسالان می‌شود؟
        بله. در این شرایط نوجوان تمایل به گروه همسالان پیدا می‌کند .چون می‌بیند در گروه همسالان با هم هم‌عقیده هستند، با هم تصمیم می‌گیرند و با هم اجرا می‌کنند و همه یکدیگر را قبول دارند. ولی در خانواده انتظار دارند هر چیزی که امر می‌کنند همان انجام شود.

        دخت ایران: مدارس برنامه‌های خاصی برای آگاهی دادن در این دوران به دانش آموزان دارند؟
        اینکه برنامه مدون و خاصی برای تمام بچه‌ها باشد خیر. ولی جزو برنامه‌های مدارس هست که به آنها مواردی را بگوییم. مثلاً آنها را با دوران عادت ماهیانه آشنا می‌کنیم، تاریخ‌های آن را برایشان مشخص می‌کنیم و یکسری مشکلات مربوط به سن‌شان را بیان می‌کنیم. بچه‌ها در این سن زود برآشفته می‌شوند و ما به آنها می‌گوییم که این مربوط به سن‌شان است و اینکه چگونه با آن برخورد کنند. مثلاً وقتی زیاد  عصبانی می‌شوند و پرخاشگر هستند، ما راههای مقابله با خشم را بهشان یاد می‌دهیم. به آنها می‌آموزیم که چگونه خشم خود را کنترل کنند و یا اینکه چگونه درحالیکه احترام دیگران را حفظ می‌کنند، ابراز نظر بکنند. در بعضی موارد هم بر حسب نیاز دانش‌آموز به او آموزش‌هایی داده می‌شود.

        دخت ایران: معمولاً عمده‌ترین مشکلی که بچه‌ها به خاطر آن به شما مراجعه می‌کنند چیست؟
        بیشتر در رابطه با مسائل درسی است. مثلاً در درسی زحمتی کشیده و انتظاری داشته و نمره خوبی کسب نکرده و ناراحت می‌شود که چرا چنین شده یا مثلاً بچه‌ها در این سن ممکن است نست به خیلی از مسائل اطرافشان حساس بشوند یا از مدیر و معاون مدرسه یا والدینشان انتظاراتی داشته باشند و نتوانند به آنها بگویند. در این موارد بیشتر بچه‌ها به ما مراجعه می‌کنند. ولی از همه بیشتر در وهله اول مسائل درسی است. بعد از درسشان هم می‌شود ارتباط با دوستان و معلمانشان. در عین حال کسانی هستند که مشکلات خانوادگی دارند، ولی کمتر مطرح می‌کنند.    

        دخت ایران: یکی از خصوصیاتی که در این سن بسیار مطرح می شود تمایل به جنس مخالف است و این بحثی را برای دخترها به وجود می آورد به اسم " دوست پسر" که خود کلمه هم تا حدی بار منفی دارد.از نظر شما با توجه به نیازی که نوجوانان در این سن دارند و تغییرات روحی و جسمی پیش آمده این مساله را چطور می‌توان بررسی کرد؟
        در مبحث تغییرات، اشاره کردم که بخشی از تغییرات جسمی است. در این سن چهار تغییر عمده در نوجوان اتفاق می‌افتد: جسمی، شناختی که در آن بچه‌ها شناخت انتزاعی پیدا می‌کنن. عاطفی که به واسطه ان بچه‌ها دمدمی مزاج، بدخلق و بی حوصله می‌شوند و آخرین تغییر هم اجتماعی است که در آن تمایل به جنس مخالف و گروه همسالان پیدا می‌کنند. یعنی ارتباطاشان با همسالانشان بیشتر و پررنگ‌تر می‌شود. مطالعات نشان داده که مثلاً در مورد دختران خانواده‌هایی که در آن رابطه پدر با دختر صمیمی است و ارتباط عاطفی قوی بین آنها وجود دارد بچه‌ها کمتر تمایل به برقراری رابطه با جنس مخالف دارند. این است که ما توصیه می‌کنیم برای اینکه این اتفاق نیافتد تا حد امکان پدرها وارد عمل بشوند. مثلاً با بچه‌ها خرید بروند،بازی کنند و وقتی را جدای از خانواده برای بچه‌ها بگذارند. زمانی که این نیاز برطرف بشود و نوجوان از طرف پدرش تامین بشود نیاز به جنس مخالف کمتر می‌شود. اگر چنین مواردی پیش بیاید، عمدتا این نیاز تامین نشده و نوجوان به بیرون گرایش پیدا کرده یا به طرف همسالان گرایش بسیار پیدا کرده است. البته بنا به فرهنگ خانواده‌ها هم این مساله متفاوت است. در جامعه ما ممکن است خیلی از خانواده‌ها موافق این مساله نباشند و این تبدیل به یک مشکل در خانواده می‌شود. ولی واقعیت این است که یک نیازی در خانواده تامین نشده است که بچه‌ها گرایش به بیرون دارند و فاصله‌ای بین آنها است. اگر این فاصله کمتر شود قطعاً این اتفاق هم رخ نخواهد داد.

        دخت ایران: آیا  مسئولین مدرسه در صورتی که مطلع شوند یکی از دانش آموزان دوست پسر دارد واکنش خاصی نشان می‌دهند، مثل اخراج یا کم کردن از نمره انضباط و ...؟
        نه چنین نیست. ولی معمولاً بچه‌ها هم آشکارا بیان نمی‌کنند. ممکن است کسی مراجعه کند و اعلام کند فلان شخص دوست پسر دارد که گاهی هم برای خراب کردن طرف مقابل است و ما بعداز بررسی متوجه می‌شویم چنین نیست. اگر هم چنین چیزی پیش بیاید، بعد از بررسی دوباره متوجه همان کمبود رابطه پدر با دختر می‌شویم که این رابطه کمرنگ است یا پدر وقت کمی با بچه‌هایش می‌گذارد.

        دخت ایران: اگر بچه ها مشکلی در این رابطه برایشان پیش بیاید، برای درخواست کمک به شما اعتماد می‌کنند؟
        تا حدی. شاید چون محیط مدرسه محیطی است که دانش آموز احساس می‌کند با گفتنش در مدرسه به مشکل بر می‌خورد و این نگرانی را دارد که اگر مدرسه جریان را بفهمد در ثبت‌نام سالهای آینده‌اش مشکلی به وجود بیاید.

        دخت ایران: یعنی موردی بوده که به این دلیل بچه‌ها را ثبت نام نکنند؟
        ما چنین موردی نداشتیم. بیشتر خود بچه ممکن است این فکر را بکنند که عملکردشان برخلاف قوانین مدرسه است و ممکن است مشکلی پیش بیاید و به همین دلیل محتاطانه عمل می‌کنند. به همین دلیل من این مساله را از بچه‌های دیگر در مورد مثلا یک دانش آموز خاص شنیده‌ام. ولی خود او چنین مساله‌ای را بیان نمی‌کند.

        دخت ایران: کلا ترجیح می‌دهند چنین مسائلی را مطرح نکنند؟
        بله.

        دخت ایران: گرایش به همجنس چگونه است؟
        معمولا بچه‌ها اول گرایش به همجنس نشان می‌دهند به این شکل که با دخترهای بزرگتر از خود رابطه برقرار می‌کنند و اگر به آن توجه نشود به صورت رابطه به جنس مخالف ظاهر می‌شود و کمی سخت‌تر می‌شود. ولی دانش آموزان زیادی هستند که مثلا کلاس اول راهنمایی است و با دختر سوم راهنمایی دوست می‌شود و زمان‌های طولانی پشت در کلاس می‌ایستد و قربان صدقه هم می‌روند و ارتباطی این چنینی برقرار می‌کنند. باز هم وقتی بررسی می‌کنیم می‌بینیم نیازی که باید در خانواده تامین بشود تامین نشده و به این شکل خودش را نشان می‌دهد.

        دخت ایران: در دانش آموزان تمایل به اینکه شبیه جنس مخالف خود باشند هم زیاد به چشم می‌خورد؟
        بله این مورد را هم داشته‌ایم. مثلا سعی می‌کند رفتار پسرانه داشته باشد، لباس پسرانه بپوشد و نظایر آن. در چنین مواردی بیشتر بچه‌ها در حال الگوسازی هستند. مثلا در خانواده‌شان کسی هست که دوست دارند شبیه او باشند و از او الگوسازی می‌کنند و کارهای او را تقلید می‌کنند.

        دخت ایران: آیا در دانش آموزانی که در خانواده‌های مذهبی بزرگ می‌شوند، امکان دارد مذهب به صورت یک عامل بازدارنده از بعضی مسائل عمل کند؟
        من فکر نمی کنم در خانواده های مذهبی عامل مذهب به تنهایی بازدارنده باشد. بچه تا یک سنی اعمال مذهبی را از والدین تقلید می‌کنند. ولی از یک سنی به بعد می‌توانند براساس تحقیق عمل کنند و خودشان به نتیجه برسند  که انجام بدهند یا ندهند. استنباط من این است که هر قدر پایه‌ریزی عاطفی خانواده محکم‌تر باشد و به نوجوان توجه بشود، از او کمک و مشورت گرفته شود بگیرد، او نیز احساس می‌کند که دارای اهمیت است. اگر نوجوان خانواده را در همه جوانبش بپذیرد، مذهب را نیز می‌پذیرد. ولی زمانی که از جهات دیگر تامین نیست، مذهب را نیز به راحتی نمی‌پذیرد و نمی‌تواند عاملی بازدارنده باشد. در واقع مذهب را ما برای بچه‌ها جا می‌اندازیم.

        دخت ایران: امروزه وسایلی مثل موبایل، اینترنت و ماهواره به راحتی در دسترس نوجوانان است شما تاثیر آنها را روی رفتار دانش آموزان و الگوسازی آنها می‌بینید؟
        این مساله هم باز بر می‌گردد به شرایط خانواده. ولی به نظر من تاثیر خودش را دارد. مواردی داریم که دانش آموز مثلا فقط کارتونهای ماهواره را نگاه می‌کند. ولی  تاثیر آنرا می‌بینیم و رفتارشان کاملا این مساله را ‌نشان می‌دهد. این وسایل روی بلوغ زودرس فکری بچه‌ها هم تاثیر می‌گذارد و باعث کاهش سن بلوغ شده در حالی که قبلاً به این صورت نبوده است. من‌ شخصا داشتن موبایل در این سن را صلاح نمی دانم.چون در دسترس همه هم هست ، پیامد هایش خطرناک است و زیاد هم قابل کنترل نیست.اگر هم داشتنش ضروری است با شرایط خاص باشد مثلاً ‌دختر با مادرش موبایل مشترک داشته باشد که قابل کنترل باشد.

        دخت ایران: برای تخلیه هیجان این سنین ورزش ابزار مناسبی است؟
        بسیار برایشان مناسب است. وقتی دانش آموزان در زنگ‌های کوتاه تفریح در حیاط یک بازی جمعی مثل زو انجام می‌دهند تا یک بسکتبال و والیبال برایشان بسیار مفید است. برنامه‌ریزی خانواده‌ها برای این مساله هم می‌تواند برای بچه‌ها بسیار سودمند باشد. چون با وجود رشد جسمی هنوز رفتارها بچه‌گانه است. بعد انتظارات والدین هم به صورت ناگهانی افزایش پیدا می‌کند و آنها را در این زمینه محدود می‌کنند.

        دخت ایران:  و صحبت آخر....
        دغدغه‌های نوجوانان گسترده است. یکی از مسائلی که دانش آموزان خیلی مطرح می‌کنند این است که درس خواندن ما تبدیل شده به یک ابزار برای پدر و مادر. «..هر کاری می خواهیم انجام بدهیم می‌ تو درست را بخوان و کاری به این کارها نداشته باش.» این مساله بچه‌ها را خیلی ناراحت می‌کند که درس خواندن ابزاری است که آنها را از چیزهایی که دوست دارند محروم می‌کنند. مساله دیگر این است که نوجوانان خیلی دوست دارند با آنها مشورت بشود. اعتراض آنها هم این است که خانواده‌ها با ما مشورت نمی‌کنند چون فکر می‌کنند در آن صورت هر چه ما بگوییم باید همان بشود، در حالی که اینطور نیست و نوجوانان می‌خواهند با آنها مشورت بشود تا آنها شیوه مشورت کردن را یاد بگیرند و در عین حال از نظراتشان هم استفاده شود. مورد دیگر استقلال‌طلبی نوجوانان است در حالی که خانواده‌ها بیشتر آنها را تحت سلطه خود می‌گیرند. برخوردهای تند خانواده‌ها هم یکی از مسائل دیگر است که مثلاً پدر یا مادر در برابر رفتارهای نوجوان واکنش تندی نشان می‌دهند و مدت کوتاهی بعد از آن احساس پشیمانی می‌کنند. این مساله باعث سلب احساس امنیت بچه‌ها می‌شود. آنها بیان می‌کنند که ما نیاز به پشتیبان داریم و فکر می‌کنیم این والدین نمی‌توانند پشتیبان ما باشند. این باعث گرایش به بیرون از خانه می‌شود.

        دخت ایران: با تشکر از سرکار خانم حسن زاد مدیریت محترم موسسه مهر من که امکان برگزاری این مصاحبه را فراهم نمودند.


          1. امتیازدهی:
            لطفا منصفانه امتیاز دهید.
              1.  
              2. ۱۰۰%
              3. تعداد: ۰۱ رای
          1. ارسال نظر



    1. خبرنامه
      جهت اطلاع از به روز شدن مجله اطلاعات خود را وارد نماييد .

      پایگاه اطلاع رسانی حورا ساده ماده مستر چنگال انجمن سلامت ایران مجله ایرانی انجمن بیان با حجاب سبک زندگی بچه شیعه ها کودک و مادر عمار کلیپ مجتمع نیکوکاری رعد خانواده سرآمد بلاغ سمن فروشگاه اینترنتی محصولات حجاب سلام نو علوم اجتماعی خبر اقتصادی وبلاگ نیوز تعامل تصویر دل چی بپزم؟ ایران زنان به دخت راز۵۷