1875
مجله اینترنتی
زنان و خانواده
کانال دخت ایران
          1. اکرم عروجی
              1. اندازه متن:
              2.  
              3.  
            نظرات (۰۰)
            تعداد بازدید: 1875
            نسخه مناسب چاپ
            ارسال به ديگران
            اضافه کردن به علاقمندی ها
        ماجرای تسخیر لانه جاسوسی پیش آمد و من حدود یک سال در آنجا بودم.
        دخت‌ایران: سرکار خانم رجایی فر، بررسی زندگی سیاسی شما بیش از یک دهه مقطع خاموش دارد! اخباری که از شما به هم نسلان ما رسیده در ابتدا مربوط می‌شود به سالهای پایانی دهه ۵۰ و ماجرای تسخیر لانه جاسوسی. بعد از آن از شما بی‌خبریم تا سالهای پایانی دهه ۷۰ و بروز و ظهور رسانه‌ای شما در اغلب موضوعات ضد استکباری و بین المللی. برای این موضوع چه تفسیری دارید؟!
         پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، من به عنوان یک فعال دانشجویی کمابیش در جریان مبارزه بودم، البته نه به اندازه کسانی که در تشکل‌ها حضور فعال داشتند و زندان رفتند. عمده تمرکز من در آن ایام و سالهای پیش از آن بر مطالعه بود. نتیجه این مطالعات هم شناخت کامل نسبت جریان های چپ، ماجرای مشروطه و آشنایی با آراء جلال آل احمد و مرحوم دکتر شریعتی بود. ورود به دانشگاه پلی‌تکنیک و قرار گرفتن در فضای سیاسی و اعتقادی این دانشگاه باعث شد که با مطالعات پیشینی و مراوده با گروههای سیاسی مختلف  و در نهایت با تأثیر پذیری از آراء مرحوم دکتر شریعتی به جریانات اسلامی روی آورم.

        دخت‌ایران: چرا  تأکید ویژه‌ای بر اندیشه‌های شریعتی دارید و در واقع نقش اندیشه‌های امام خمینی در کجاست؟
        اوضاع سیاسی جامعه ایران در پیش از انقلاب به قدری خفقان آور بود که حتی بردن نام امام خمینی هم جرم بود  و طبیعی بود که در چنین شرایطی آشنایی ما با اندیشه‌های سیاسی امام، غیر تخصصی و محدود باشد، چرا که تبیین این اندیشه‌ها به طور گسترده در دسترس نبود. در چنین فضایی آراء شریعتی  به چند دلیل حکم انفجار اطلاعات را برای بچه‌های مذهبی داشت. اول اینکه او انسانی معتقد بود، دوم نوشته¬ها و سخنرانی‌هایش کاملا در راستای نیازهای روز دانشجویان و قشر جوان بود. سوم ادبیات او بسیار برگزیده و تکان‌دهنده بود و در نهایت موضوع اندیشه¬های او بازگشت به خویشتن و بازگشت به اصالت اسلامی بود. لذا من معتقدم نهضت شریعتی، به یک معنا زمینه¬ساز ظهور انقلاب امام است و اگر این نهضت نبود شاید با توجه به جو فراگیر غفلت جامعه نسبت به اسلام اصیل، مردم نمی¬توانستند با زبان انقلاب مفاهمه برقرار کنند و در زمان مناسب وظیفه خود را تشخیص دهند. شاهد این مدعا  هم شعارهایی بود که مردم در عاشورای ۵۷ درباره دکتر می‌دادند، نظیر این شعار که «شریعتی, شریعتی، معلم شهید ما/ جان به کفش نهاده بود الا الا چه همتی»

        دخت‌ایران: شاید این ادعا در زمان حاضر کمی سنگین باشد، چرا که نسبت به دیدگاههای ایشان نقدهای فراوانی وارد است.
        این انتقادها طبیعی است، چرا که شریعتی یک متخصص برآمده از حوزه نبود. برای شناخت شریعتی باید با سیر تکاملی ایشان پیش رفت؛ به عبارت دیگر باید آثار ایشان را از ابتدا و بر اساس زمان مطالعه کرد و با ایشان پیش رفت. در این سیر زمان¬مند شبهاتی را که در قسمتهای ابتدایی اندیشه ایشان می¬بینیم، در مراحل بعد گاها پاسخ داده می¬شود. شریعتی در این سیر تاریخی تلاش می¬کند اشکالات وارده را با مراوده با علما مطرح و برطرف کند و این مسئله در این سیر تاریخی مشهود است. به هرحال آنچه که مسلم است این است که شریعتی نقش تاریخی خود را در زمان مناسب ایفا کرد و  در زمان مناسبی هم از صحنه رفت؛ به¬طوری¬که رفتنش هم به اوج¬گیری نهضت کمک کرد. نکته آخر درمورد ایشان این است که شریعتی راه بازگشت به اسلام، استمرار امامت و مقام ولایت را پیشنهاد کرد و لذا وقتی ما با امام آشنا شدیم، در ید اندیشه ایشان قرار گرفتیم چرا که ایشان را در مقام ولایت و جانشین امامت می¬دیدیم و این امر، امر ناآشنایی برای ما نبود.



         دخت‌ایران: بواسطه آراء شریعتی و سپس آشنایی با آراء امام به دیدگاههای اسلامی مبارزاتی اعتقاد پیدا کرده و به گروههای مسلمان پیوستید. این امر پس از پیروزی انقلاب چه شکلی به خود گرفت؟
        بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به فعالیت‌های مطبوعاتی روی آوردم و در مطبوعاتی نظیر کیهان، اطلاعات, مجله تماشای صدا و سیما (سروش فعلی) و هرجایی که امکان نوشتن بود حضور پیدا کردم و همچنین به¬عنوان مُبلِغ مذهبی به تدریس درس بینش دینی در دوره دبیرستان پرداختم. در آن دوره آراء سیاسی مختلفی مطرح بود و طبیعی بود که ما به  عنوان دانشجوهای مسلمان به تبیین اندیشه‌های امام بپردازیم. به عنوان مثال قبل از افتتاح مجلس شورای اسلامی در ۷ خرداد ۵۹  در صحن دانشگاه پلی‌تکنیک (امیرکبیر فعلی) مناظره‌ای داشتم با خانم اعظم طالقانی. ایشان به شدت با نهادمند شدن انقلاب مخالف بود و معتقد بود در یک کشور انقلابی نیازی به نهاد نیست و دولت موقت برای اداره کشور کفایت می‌کند. و من هم در مقابل از اندیشه‌های سیاسی امام در این خصوص سخن می‌گفتم. بعد از آن هم ماجرای تسخیر لانه پیش آمد و من حدود یک سال در آنجا حضور داشتم تا اینکه تقریبا در سالگرد تسخیر لانه  ازدواج کردم و چون کارم در لانه به علت انتقال گروگانها از تهران به سیار شهرها کمتر شده بود  لذا حضور کمتری در لانه داشتم.

        دخت‌ایران: عقد شما در سفارت اشغال شده آمریکا صورت گرفته است. «بله گفتن به عاقد» در لانه چه حسی داشت؟!
        بله، گاهی فکر می‌کنم علت اینکه من و همسرم هیشه پایبند نگاه ضد آمریکایی هستیم حاکمیت فضای اشغال بر سراسر زندگی‌مان باشد! ما تصمیم گرفتیم مراسم عقدمان در لانه جاسوسی باشد. آن ایام عقد دانشجوهای خط امام را حضرت امام می¬خواندند، اما چون زمانیکه ما تصمیم به ازدواج گرفتیم مدت کوتاهی از آغاز جنگ تحمیلی می¬گذشت، لذا به¬طور داوطلبانه و با این دیدگاه که اشتغالات امام بواسطه امر جنگ زیاد است از این کار منصرف شدیم و بنا شد آقای حائری شیرازی این کار را انجام دهند. روز عقد، همسرم با خانواده خود و من هم با خانواده¬ام در ساختمان ویزای لانه حاضر شدیم. پوشش ما هم بسیار ساده بود؛ یک مانتو شلوار و مقنعه با چادر مشکی پوشش من بود و یک کاپشن سربازی ساده، لباس دامادی همسرم! واقعا صحنه خاصی بود. بچه¬هایی که در لانه بودند با شنیدن خبر عقد من به آنجا آمده بودند. یک وقتی سرم را بلند کردم و دیدم در آن سالن حدود ۲۰۰ نفر آدم نشسته¬اند و به من نگاه می¬کنند! فردای آن روز هم جشن ازدواج ما با حضور ۳۵ نفر در منزل ما و با صرف ناهار انجام شد و این کل مراسم جشن عقد و عروسی ما بود!

        دخت‌ایران: از این همه سادگی بعدها پشیمان نشدید؟!
        نه، چون در مقابل، چیزهای سیار خوبی در طول این سال¬ها بدست آوردم. واقعا ازدواج ساده اهمیتی ندارد، ضمن اینکه بهترین دوران زندگیم همان ایام بود و هنوز هم این جریان برایم طراوت و تازگی دارد، چون اتفاقی است که کمتر تکرار شده است.

        دخت‌ایران: بعد از ازدواج چه کردید؟
        مدتی بعد دانشگاهها بواسطه انقلاب فرهنگی تعطیل شد و این تعطیلی با بچه¬دار شدن من مصادف شد. بعد از بازگشایی دانشگاهها درسم را در رشته مهندسی پلیمر به اتمام رسیدم و چون معتقد بودم نقش اصلی زن پس از ازدواج و تشکیل خانواده، حمایت از همسر و تربیت فرزند است، به خانه بازگشتم!
           
        دخت‌ایران: هیچگاه وسوسه نشدید که به اشتغال بپردازید و مسئولیت تربیت فرزند را به مهدکودک بسپارید؟!
        در آن ایام بواسطه فعالیت¬های تشکیلاتی ما پیشنهادهای اشتغال وسوسه¬کننده¬ای به ما می¬شد، حتی در همان دوره اول به من پیشنهاد شد که کاندید نمایندگی مجلس شوم! اما نظر من این بود که زن یا نباید ازدواج کند و مادر شود یا اگر پذیرفت باید تمام و کمال به زندگی و تربیت فرزند بپردازد.
        براین اساس این موضوع را به¬طور تلفنی از دفتر امام استفتا کردم و حضرت امام در¬خصوص حکم کار کردن زن در بیرون از منزل  فرمودند: «اگر خانواده احتیاج مالی ندارد، زن در بیرون از منزل کار نکند، اما اگر نیاز مالی هست و زن کار می¬کند، خرج کردن درآمد زن در خانه مثل انفاق در راه خداست.» البته لازم به توضیح است این نیاز و عدم نیاز را هم باید در چارچوب اندیشه امام تعریف کرد و نه نیازهای کاذب امروزی! بر اساس این استفتا و با مشورتی که با همسرم کردم به این نتیجه رسیدیم که اگر ایشان قدری بیشتر در دانشگاه تدریس کنند نیاز مالی ما مرتفع خواهد شد و نیازی به اشتعال من نیست.



        دخت‌ایران: البته گویا در همان مقطع در روزنامه کیهان مشغول به¬کار شدید!
        بله، زمستان ۶۴، در زمانی که خدا فرزند دیگری به ما داد به درخواست شهید شاهچراغی، مسئول کیهان وقت، ملاقلاتی با ایشان داشتم و ایشان پس از خواندن تحلیل من در مورد موضوع پیشنهادیشان از من دعوت کردند که با آن موسسه همکاری کنم. اما من نظرم را و استفتای امام را گفتم،  و گفتم که به کار نیاز ندارم و تنها درصورتی همکاری می¬کنم که کار به من نیاز داشته باشد. ایشان گفتند این کار به شما نیاز دارد! قرار شد خبر بدهم، اما قبل از اعلام نظر من ایشان به شهادت رسید و کار از نظر من منتفی شد. مدتی بعد ایشان را در خواب دیدم در حالی که در دفترشان منتطر من بودند! لذا شروع به همکاری با مجله زن روز کردم، لکن همکاری من با آن موسسه مصادف شد با شکل¬گیری حلقه کیان و ایجاد تعارضات فکری با اندیشه¬های امام و انقلاب و لذا استعفا دادم. و تا حدود ۱۲ سال تنها کار من انجام تکلیف طبیعیم یعنی همسری و مادری بود!

        دخت‌ایران: آیا در منزل ماندن زنان توجیهی می¬شود برای عدم اطلاع و گاهی عدم مشارکتشان (ولو در حد تحلیل) در مسائل سیاسی _اجتماعی جامعه خود؟
        طبیعی است که نه! به¬عنوان مثال من در تمام ایامی که در منزل بودم با مطالعه کتب و نشریات از وقایع جامعه مطلع بودم و صاحب تحلیل بودم. درحقیقت عدم حضور فیزیکی در جامعه نباید به معنای عدم آگاهی از شرایط جامعه باشد. به¬نظر می¬رسد در خانم¬ها بویژه دختران جوان ما باید یک تغیییر نگرش جدی به وجود بیاید. خانم¬ها باید نقش اصلی زن را تشخیص دهند و با این فمنیسم پنهان و خزنده مقابله کنند و برای حضور دائم خود در بیرون از منزل توجیهات متعدد نیاورند!

        دخت‌ایران: حضرت امام (ره) علاوه بر تأکید بر حضور سیاسی_ اجتماعی زن¬ها، تأکید ویژه¬ای داشتند بر نقش¬های خانوادگی زن، یعنی زن در نقش همسر و زن در نقش مادر. آیا به نظر شما می¬توان بین این نقش¬های چندگانه تعادل برقرار کرد؟
        اسلام برای امام یک پازل کامل بود و به همه چیز نگاه جامع داشت و این طبیعی است که زنان هم در دیدگاه فکری ایشان به تبع اسلام، واجد وجوه چندگانه و مسئولیت¬های چندگانه باشند. در این سیستم فکری، منظور از مسئولیت اجتماعی الزاما اشتغال دائم زنان به¬عنوان کارمند تمام وقت در ادارات و نهادهای دولتی و غیردولتی نیست؛ چرا که در این¬صورت ایجاد تعادل بین مسئولیت¬های همسری و مادری با اشتغال بیرون از منزل، به نحوی که بتوان به همه این امور به بهترین شکل ممکن پرداخت، امری مشکل است. من از زندگی خودم مثال می¬زنم؛در خانواده ما بویژه در زمان جنگ، بواسطه اشتغال همسرم به امور مهم مربوط به جبهه، اشتغال من مانعی برای آرامش فکری ایشان جهت رسیدگی به این امور بود، لذا من تمام مسئولیت زندگی را به عهده گرفتم تا ایشان با آسودگی خیال به مسئولیتهای مهم خود برسد؛ مسئولیتهای که گاهی موجب می¬شد تا ایشان چند ماه منزل نیایند. درحالیکه متأسفانه امروزه به هر اداره و شرکتی که میروی، تماما خانمها در آن مشغول به¬کارند. پس مردهای این جامعه کجا هستند؟

        دخت‌ایران: بازگشت شما به صحنه سیاسی در چه مقطعی بود؟
        بعد از سال ۷۶ و ماجرا ی دوم خرداد احساس کردم کم‌کم فضای سیاسی کشور از تفکرات انقلابی و قرائت امام خمینی از اسلام فاصله می¬گیرد و این انگیزه¬ای برای شروع مجدد فعالیت¬های سیاسی‌ام شد. بویژه بعد از ماجرای ۱۸ تیر ۷۸ احساس کردم صحنه، صحنه جنگ است و بی¬تفاوتی جایز نیست و هرکس هر مقدار که توان دارد باید وارد عرصه شود. با این تفکر به سراغ نشریه جبهه رفتم چون در آن مقطع این گروه را انسانهای مخلصی می¬دیدم که وابستگی به گروه سیاسی خاصی نداشتند. مدتی بعد در سال ۷۹ با تعطیلی نشریه جبهه، نشریه صبح را با آقای نصیری منتشر کردیم که بعد از ۶ ماه بواسطه اشتغالات آقای نصیری امتیاز این نشریه به من منتقل شد و به فعالیتم در قالب صبح دوکوهه ادامه دادم.



        دخت‌ایران: ظاهرا ادامه تحصیل شما در مقاطع بالاتر هم در همین دوران بود؛ درست است؟
        بله، رشته تحصیلی من در مقطع کارشناسی، مهندسی پلیمر بود، اما برای ادامه تحصیل، حوزه علوم انسانی را برگزیدم و در رشته علوم سیاسی  در دانشگاه آزاد واحد علوم¬_تحقیقات قبول شدم و پیش ار آنکه از پایان¬نامه¬ام دفاع کنم در مقطع دکترای این رشته، با گرایش مسائل ایران در دانشگاه تهران پذیرفته شدم و انشاءالله به زودی از رساله¬ام دفاع می¬کنم. و البته باید تأکید کنم همه این فعالیتهای سیاسی و تحصیلی در زمانی صورت پذیرفته که به قول معروف بچه¬ها از آب و گل در آمده¬اند!

        ‌ دخت‌ایران: در همین سال¬ها بود که فعالیت تشکیلاتی در قالب ستاد پاسداشت شهدای نهضت جهانی اسلام را پیش گرفتید؟
        بله، باید اظهار کنم این گروه از جمله پیشتازان دغدغه¬های بین¬المللی در مسئله بیداری اسلامی است.شکل¬گیری این ستاد به سال ۸۲ و تصمیم شورای شهر دوم به تغییر نام خیابان خالد اسلامبولی برمی¬گردد. آن زمان تعدادی از جوانان اهل قلم، متخصص، هنرمند، محقق و ... در اعتراض به این اقدام تحصن کردند و هسته اصلی ستاد در این مقطع شکل گرفت. پس از آن و با حمله آمریکا به عراق و عتبات، فعالیت¬های ستاد جدی شد و ۳ مقوله را برای فعالیت خود در این حیطه تعریف کرد؛ دفاع از فلسطین، عملیات استشهادی در عراق اشغال شده و در نهایت، تداوم حکم امام در مورد وجوب قتل سلمان رشدی مرتد. بر همین اساس بود که موضوع ثبت‌نام استشهادیون جهت انجام عملیات شهادت¬طلبانه در عراق مطرح شد و با استقبال فراوان مردم مواجه شد، ¬طوریکه در فاصله سال¬های ۸۲ تا ۸۴ شصت هزار نیرو فقط در تهران ثبت نام کردند.

        دخت‌ایران: رویکرد شما در ستاد، تأکید بر فعالیت¬های نظامی است؟
        خیر، این تشکل در حقیقت یک تشکل حزب¬اللهی، سیاسی، نظامی و فرهنگی است و در حال حاضر نیاز چندانی به آموز¬های نظامی ندارد، چرا که تعداد زیادی از نیروهای ثبت نام شده بواسطه فعالیت در دوران جنگ، یا در بسیج و ... تا حدی با این آموزش¬ها آشنا هستند؛ لذا تأکید عمده ما بر فعالیت-های فرهنگی و آگاه‌سازی است. ذیل این نگرش، ابعاد مختلف کار شهادت¬طلبی، زندگی شهادت-طلبانه، تفاوت آن با انتحار و ترور، عملیات استشهادی در اراضی اشغالی و ... تبیین می‌شود. در این بین همت ویژه¬ای هم داریم بر امر تبلیغات و خوشبختانه تعداد زیاد مصاحبه¬ها بویژه با رسانه¬های خارجی تأثیر بسیار خوبی بر برخی افراد داشته است.

        دخت‌ایران: این که یک زن در جایگاه دبیرکلی این  ستاد قرار دارد آیا بدین معناست که هسته اصلی این ستاد را خانم¬ها تشکیل می¬دهند و یا اینکه مرتبطین شما عمدتا بانوان هستند؟
        هیچکدام! اتفاقا هسته اصلی این تشکل همگی مردان فرهنگی و هنرمند هستند و من تنها بانوی جمع هستم! اینکه مسئولیت به عهده من گذاشته شده لطف دوستان بوده و بالاتر بودن سن من نسبت به این جوانمردان متعهد! درخصوص ثبت نام شده¬ها و مرتبطین هم باید عرض کنم حدود یک سوم اینها از بانوان هستند  و ما غیر از خانمهای مجرد برای بانوان متأهل این شرط را داریم که باید با همسرشان ثبت نام کنند و ثبت نام فردی برای خانمهای متأهل نداریم.

        دخت‌ایران: در بررسی دیدگاههای انقلاب اسلامی، به نظر می¬رسد نگاه زنانه و مطالبات ویژه زنانه وجود ندارد و زنان همپای مردان و با دیدگاههای فراجنسیتی و انسانی از انقلاب حمایت کرده¬اند. اگر به سی سال قبل برگردید آیا فکر نمی¬کنید اگر زنان با نگاه زنانه به طرح مطالبات زنانه از انقلاب می¬پرداختند بهتربود؟
        خیر، در انقلاب ما بهترین حالت این بود که مطالبات ما انسانی و فراجنسیتی بود. ما از جایی انحراف پیدا کردیم که عده¬ای برای پیگیری مطالبات زنانه پیدا شدند و این موضوع باعث طرح مسائل جدیدی شد؛ مثل اینکه چرا زنان نباید در رشته مهندسی معدن تحصیل کنند؟ چرا نباید مثل مردان در ورزشگاهها به تماشای مسابقه فوتبال مردان بنشیند؟ و مطالباتی از این دست که در پی برداشتن همه محدودیتها برای زنان بود. این یک نگاه بیمار است که بواسطه فمنیسم پنهان و خزنده به بنیانهای فکری دینی ما وارد شده است. من معتقدم حتی در طرح مطالبات زنانه باید منظومه فکری اسلام را در نظر داشته باشیم، مثل اتفاقی که در مورد قانون ارث خانم¬ها از عرصه و اعیان افتاد و خوشبختانه علمای متعهد بویژه رهبر انقلاب با عنایت به فقه پویا این قانون را که زنان فقط از زمین ارث می¬برند اصلاح کردند و گفتند خانمها علاوه بر زمین از ساختمان هم ارث می¬برند. ما در طرح حقوق زنان حتما باید در بستر اسلام و با نظر علمای متعهد طرح مطالبه کنیم و گرنه این مطالبات به انحراف کشیده می¬شود.

        دخت‌ایران: در حال حاضر  وقایعی در جهان در حال شکل¬گیری است که بهترین واژه برای آن بیداری اسلامی است. ذیل این بیداری اسلامی اتفاقی در مصر رخ داد و آن اشغال سفارت اسرائیل توسط مردم مصر بود. وقتی این خبر را شنیدید چه حسی به شما دست داد؟ آیا با اقدام دانشجویان خط امام در تسخیر لانه مشابهتی داشت ؟
        این اتفاق در اواخر شهریور رخ داد و ما را امیدوار کرد به اینکه مطالبات جدی¬ای از سوی مردم مصر مطرح می¬شود، اما متأسفانه این اقدام به سرانجام نرسید و مشابهتی با اقدام ما در سال ۵۹ نداشت. آخرین خبر از آن واقعه این است که ۷۰ نفر از کسانی که در آن جریان حضور داشتند دستگیر شده  و به زودی محاکمه خواهند شد و این یعنی اینکه در مصر چیزی به طور بنیادین تغییر نکرده است. مردم مصر باید به این نکته توجه داشته باشند که کنار رفتن مبارک با آن تبلیغات و جلوی دوربین الجزیره، پروژه¬ای بود برای کنترل انقلاب مردم مصر و سرپوش گذاشتن بر مطالبات حقیقی مردم.
        دخت‌ایران: عده¬ای معتقدند جریان بیداری اسلامی از انقلاب اسلامی ایران نشأت گرفته است. نظر شما چیست؟
        من معتقدم جریان بیداری اسلامی حقیقتا به انقلاب ایران برمی¬گردد. تحلیلی هم برای این عقیده دارم. ما همه آنچه را که طی ۳۰۰ سال خواب برای اصحاب کهف رخ داد، در عالم بیداری به چشم خود دیدیم. دیدیم که چطور شاه ایران با آن قدرت نظامی جهنمی و با آن حمایت همه¬جانبه از سوی استکبار جهانی سرنگون شد. و انقلاب اسلامی، استقلال و عزت برای مردم ایران به دنبال داشت. آنچه مسلم است اینست که جمهوری اسلامی ایران علیرغم همه مشکلاتی که در داخل دارد در حوزه سیاست خارجی کاملا مستقل است و دیگر از سفارت آمریکا و انگلیس لیست نمایندگان مجلس و وزرا ارسال نمی¬شود! این استقلال سیاسی، همان چیزی است که کشورهای منطقه فاقد آن بودند و بواسطه این وابستگی و حاکمان وابسته در حقارت به سر می¬بردند. در مصر هم همین جریان جاری بود. در مصر مردم هم از حقوق اساسی خود محروم بودند و هم تحقیر و توهین از سوی مردم دنیا متوجه اینها بود، چرا که به ¬عنوان مثال در جریان جنگ غزه دنیا می¬خواست به مردم غزه غذا و دارو برساند و مصر در مقابل مردم دنیا ایستاده بود و طبیعی بود که مردم مصر از این ماجرا احساس حقارت کنند. در مقابل، وقتی یک مصری عزت و استقلال مردم ایران را می¬بیند که کمترین فرمانی از شبکه قدرت جهانی نمی¬برد، آگاه و بیدار می¬شود و این یعنی همان تأثیر انقلاب اسلامی در شکل¬گیری بیداری اسلامی. از دیگر سو شاهد آن هستیم که همه کشورهای عربی چندبار علیه اسرائیل وارد جنگ شدند و در هربار شکست خوردند، اما یک گروهی که منتسب به ایران است در مقابل اسرائیل ایستاده  و آن را از لبنان بیرون می¬کند و به یک نیروی عزت¬مند و افتخارآفرین در دنیا تبدیل می¬شود. آیا این دنیا الگو نمی¬شود؟ در فلسطین هم نظیر این اتفاق صورت پذیرفت. آیا جهاد در فلسطین اشغالی توسط جریان¬های چپ¬گرا، کمونیست و ناسیونالیست و ... شعله ور شد؟ یا وقتی فلسطین در مسیر مبارزه با هویت اسلامی پا گذارد این اتفاق افتاد؟ ذیل این هویت اسلامی، مفاهیمی نظیر شهادت، معاد، بهشت و... برای مبارزین فلسطینی معنا یافت و اینها دیدند که برای جنگیدن باید به میراث دینی اجدادشان مراجعه کنند و نه دیدگاههای کمونیستی و سوسیالیستی. اینها دیدند جمهوری اسلامی با همین منطق و با همین مفاهیم به پیروزی رسید و در مقابل استکبار جهانی ایستاد. همین منطق موجب شد تا غزه فاقد همه امکانات اولیه زندگی، اسرائیل را با آن همه نیرو و تجهیزات در یک جنگ ۲۲ روزه مغلوب کند. خلاصه کلام آنکه سیر بیداری اسلامی که از ایران شروع شد در حال تسری به سایر نقاط است.

        دخت‌ایران: نکته¬ای اگر مانده؟
        در پایان مایلم به نکته¬ای اشاره کنم که کمتر در تحلیل¬ها دیده¬ام. به نظرم می¬رسد مردم ایران با استواریشان نه تنها استقلال و عزت ایران را حفظ کرده¬اند، بلکه آمریکا را وادار به واکنش¬هایی کرده‌ند که برایش هزینه¬زا شده است. درحقیقت ما با انقلابمان شاه را که عامل آمریکا در منطقه بود از صحنه حذف کردیم و آمریکا وقتی از تبدیل مجدد ایران به عامل خود در منطقه ناامید شد، به ناچار خودش در منطقه حضور پیدا کرد و لذا به اشغال عراق و افغانستان روی آورد. طبیعی است که این دو جنگ هزینه¬های بسیاری را برای آمریکا به بار آورد و لذا در تحلیل وضعیت اقتصاد آمریکا در حال حاضر باید این نکته را هم در نظر بگیرید که ایران با انقلاب خود این هزینه را به آمریکا تحمیل کرد و به سیستم اقتصادی این کشور آسیب رساند. شما باید در تحلیل خود از جنبش وال استریت جایگاه جنگ¬طلبی، جنگ¬افروزی و هویت امپریالیستی آمریکا را درنظر بگیرید وگرنه کارگری که در جنبش وال استریت شرکت کرده اساسا شعار ضد سرمایه¬داری و ضد لیبرال دموکراسی ندارد. او فقط خواهان آن است که وضعیتش به ۱۰ سال پیش بازگردد. آمریکای ۱۰ سال پیش چه فرقی با آمریکای حال دارد؟ تنها تفاوتش در این است که آمریکای ۲۰۱۲ دو جنگ بزرگ را پشت سر گذارده است. این دو جنگ اقتصاد سرمایه¬داری آمریکا را دچار مشکل کرده است. من معتقدم این جریان علیه لیبرال دموکراسی شکل نگرفته و نکته جالب توجه در این ماجرا آن است که شما از ابتدای وال استریت تاکنون در تظاهرات مختلف حتی یک عکس از چگوارا نمی¬بینید، درحالیکه حتی در تظاهرات چند سال پیش در آمریکا که موضوعش محیط زیست بود عکس¬های چگوارا دست مردم بود؛ لذا نمی¬توان کمترین نسبت چپ¬گرایی به آن گروه داد و تصور کرد اینها دنبال تفکری غیر از لیبرال دموکراسی هستند. به همین دلیل معتقدم باید به جایگاه خودمان در تحلیل وضعیت کنونی آمریکا توجه کنیم.
          1. امتیازدهی:
            لطفا منصفانه امتیاز دهید.
              1.  
              2. ۰۰%
              3. تعداد: ۰۰ رای
          1. ارسال نظر



    1. خبرنامه
      جهت اطلاع از به روز شدن مجله اطلاعات خود را وارد نماييد .

      پایگاه اطلاع رسانی حورا ساده ماده مستر چنگال انجمن سلامت ایران مجله ایرانی انجمن بیان با حجاب سبک زندگی بچه شیعه ها کودک و مادر عمار کلیپ مجتمع نیکوکاری رعد خانواده سرآمد بلاغ سمن فروشگاه اینترنتی محصولات حجاب سلام نو علوم اجتماعی خبر اقتصادی وبلاگ نیوز تعامل تصویر دل چی بپزم؟ ایران زنان به دخت راز۵۷