4618
مجله اینترنتی
زنان و خانواده
کانال دخت ایران
          1. رعنا شمس
              1. اندازه متن:
              2.  
              3.  
            نظرات (۰۰)
            تعداد بازدید: 4618
            نسخه مناسب چاپ
            ارسال به ديگران
            اضافه کردن به علاقمندی ها
        در جلسات خواستگاری، از مسائل اقتصادی بپرسیم یا نپرسیم؟

        یکی از شیرین‌ترین اتفاقات زندگی هر دختر و پسری که قصد ازدواج دارد، اتفاق ناگزیری به نام خواستگاری است که به خودی خود هیجان، استرس و تنش دارد. برای اینکه بتوان در خواستگاری بر هیجانات تسلط بیش‌تری داشت، لازم است تا حد امکان به آمادگی لازم دست پیدا کرد. یکی از راه‌های کسب این آمادگی، دانستن موقعیت‌هایی که احتمالا در مراسم پیش خواهد آمد و آشنایی با سوال‌هایی است که در آن روز از طرفین پرسیده خواهد شد. از مهم‌ترین مسائلی که طرفین به آن توجه نشان می‌دهند مسئله غیرقابل چشم‌پوشی «اقتصاد» است. بعید به نظر می‌رسد کسی نسبت به اوضاع اقتصادی کاملا بی‌تفاوت باشد و در مورد آن دغدغه‌ای نداشته باشد. اما مسئله‌ای که این میان وجود دارد، استرس و ناآگاهی از چند و چون پرسش این نوع سوال‌هاست. چه برای دختر و چه برای پسر مهم است که بداند مسائل مالی چه جایگاهی در زندگی‌ همسر آینده‌اش دارد. برای دانستن نحوه پرسیدن این سوالات به سراغ دکتر محمداحسان تقی‌زاده، روان‌شناس و استادیار دانشگاه و دکتر علی‌رضا شیری، مدرس مهارت‌های ازدواج رفتیم.

        دخت‌ایران: جناب آقای دکتر تقی‌زاده، اصلا درست است که در جلسات خواستگاری باب پرسش سوالات اقتصادی را باز کنیم و در مورد مسائل اقتصادی از طرف مقابل‌مان پرسش کنیم؟ اگر قرار است این سوال را بپرسیم چه طور باید مطرح کنیم که درست‌ترین جواب را بگیریم؟
        این مسئله سوال‌کردنی نیست، رسیدنی است. وقتی چهارچوب‌ اخلاقی و شخصیتی طرف مقابل‌ را به درستی بررسی کنیم، به جواب این سوالات هم خواهیم رسید. در روان‌شناسی بحثی است به نام «مسئولیت‌پذیری» و دیگری «قابل پیش‌بینی بودن». به عنوان مثال، من همسر با ایمانی دارم؛ وقتی می‌بینم این مرد درست تربیت یافته است، مسئولیت‌پذیر است، اخلاق‌مدار است در نتیجه اگر در شرایطی قرار بگیرد که امکان زیر پا گذاشتن مرزهای اخلاقی هم در آن وجود داشته باشد این کار را نخواهد کرد؛ می‌دانیم این همسر مسئولیت‌پذیر است، بنابراین چون مسئولیت‌پذیر است، مثلا شب گرسنه نخواهیم خوابید!


        دخت‌ایران: خب پس اگر قرار است سوال مستقیم نپرسیم، چه طور متوجه شویم سطح رفاه و درآمد او چه میزانی است؟ چه‌طور بفهمیم طرف مقابل آدم دست به جیبی است، یا نه، آدم خسیسی است؟
        ببینید، کسی که به خواستگاری دختری می‌رود با یک معرفی از خود، این‌که کیست، از چه خانواده‌ای ا‌ست، چه سطحی از تحصیلات را داراست، چند وقت است شاغل است و کجا چه کاری انجام می‌دهد، یک سری اطلاعات ناخودآگاه را به فرد می‌دهد. فرض کنید آقا کارمند بانک است، حسابدار است و پنج سال هم هست دارد کار می‌کند؛ خب حقوق یک کارمند بانک در مملکت ما مشخص است. اینکه بپرسیم حقوق شما چه‌قدر است مسلما حس بدی به او دست می‌دهد. مگر می‌خواهیم با حساب بانکی او ازدواج کنیم که خودش را نادیده بگیریم. چه در ازدواج سنتی، چه در ازدواج غیرسنتی، در رفت‌وآمدها و معاشرت‌ها خیلی چیزها قابل فهم است. در مدت رفت‌وآمد حتما مراسم و مناسبت‌هایی پیش می‌آید که میزان دست به جیب شدن مرد و رغبت به پول خرج کردن و چه‌طور خرج کردن او مشخص ‌شود. بالاخره کادوی تولد، روز عید، رستوران رفتن و این‌طور خرج‌ها نشان می‌دهد طرف آدم خسیسی است یا دست و دل‌باز. حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) می‌فرمایند اگر می‌خواهی کسی را بشناسی یا با او معامله کن و یا هم‌سفر شو. بعضی‌ها هستند پای معامله که برسد حاضر نیستند از یک دوهزارتومانی هم چشم بپوشند.


        دخت ایران: اگر کسی صرفا ظاهرسازی کرد و برای رسیدن به هدفش نقش بازی کرد چه؟
        بر مبنای ویژگی‌های شخصیتی می‌توان این مسائل را تشخیص داد. ببینید، صفات آدم‌ها را زمانی می‌شود درست بررسی کرد که آنها را ماتریسی بررسی کنیم، نه جزیره‌ای؛ یعنی تک‌تک صفات را به صورت جداگانه و بی‌تاثیر از هم و بی‌ربط به هم بررسی نکنیم، ماتریسی از مجموع صفات را در کنار هم و برهم ‌اثرگذار ببینیم. نهایتا بعد از همه این بحث‌ها باید تصمیم آخر را بر عهده دل گذاشت. دل جدای از احساس است؛ احساس سطحی است. اما دل آن بصیرتی است که افراد زیادی به آن دست پیدا نمی‌کنند.



        volume33_5.jpg
        دخت‌ایران: آقای دکتر شیری، نظر شما در مورد این که در جلسات خواستگاری از مسائل اقتصادی بپرسیم چیست؟ باب پرسش این سوالات را باز کنیم یا نه؟
        اقتصاد بخشی از زندگی آدم است که با مشترک شدن زندگی‌اش نه تنها کمرنگ‌تر نمی‌شود، بلکه اهمیت بیشتری هم پیدا می‌کند. این مسئله هم مثل سلامتی همیشه با ما همراه است و نمی‌شود آنرا تفکیک کرد. اما اینکه این پرسش را چطور باید مطرح کرد، با توجه به جنسیت سوال‌کننده تفاوت وجود دارد.
        با توجه به بستر زمانی‌ای که در آن قرار داریم، یعنی با توجه به اینکه اولین بار است که با این شدت با دخترانی مواجه‌ایم که تحصیلات عالیه دارند، شاغل‌اند و بعضا درآمدهایی بیشتر از مردان دارند و مستقل‌اند؛ باید به نکات زیادی توجه کنیم. این دختران چگونه باید بین کار و زندگی تعادل ایجاد کنند؟ بهتر است قبل از ورود به این بحث، به چند مورد اشاره کنیم. وقتی جامعه‌ به سوی کاپیتالیسم پیش می‌رود، زن به عنوان نیروی کار ارزان‌تر نسبت به هم‌ارز مردانه‌ خود دیده می‌شود و این ادامه نردبانی است که زن را استثمار می‌کند. اگر شرایط برابر باشد، کارفرما حقوق برابری به کارمندان زن خود نمی‌دهد. خب، با این حساب دختر در این سیستم باید حواسش را جمع کند که دارد چه چیزی به دست می‌آورد و چه چیزی از دست می‌دهد. معدل زندگی یک دختر ۳۵ ساله را چه چیزی بالا می‌برد و معدل زندگی یک پسر ۳۵ ساله را چه چیزی بالا می‌برد؟ یک دختر ۳۵ ساله اگر ازدواج کرده باشد و فرزند هم داشته باشد یک دفعه می‌بینیم معدل امتیاز زندگی‌‌اش خیلی بالاتر از دختری می‌رود که ۳۵ ساله ا‌ست و هنوز ازدواج نکرده، ولی مثلا موقعیت کاری خوبی دارد. ملاک امتیاز دادن به زندگی یک دختر ۳۵ ساله نباید همانی باشد که به پسر ۳۵ ساله امتیاز می‌دهد وگرنه دختران استثمار می‌شوند. دختران ما تا قبل از ازدواج به مشکل زیادی برنمی‌خوردند، چون در سیستم مردانه دارند امتیاز می‌گیرند؛ یعنی سیستم مردانه به آنها نمره می‌دهد که نمره‌شان بالاست. اما اگر با سیستم زنانه خودشان امتیازدهی شوند، نمره‌ بالایی نمی‌گیرند. دختران ما چون سربازی نمی‌روند، نسبت به پسران دو سال زودتر وارد بازار کار می‌شوند و به دلیل اینکه معمولا بهتر درس خوانده‌اند، راحت‌تر شاغل می‌شوند و چون همان حس مسئولیت‌پذیری زمان درس خواندن را با خود همراه دارند، ارتقاء شغلی هم می‌گیرند. اما این تا زمان ازدواج مشکلی ایجاد نمی‌کند، هر چند گاهی در خود ازدواج هم تاثیر می‌گذارد، چون بعضی مردان این‌قدر کار کردن را دوست ندارند که البته خیلی هم بی‌راه نیست. درست است این حرف که به دختر بگوییم «تو قانون کار را رعایت نکن و ۸ ساعت تمام سر کار نرو و بیشتر در خانه باش» در حوزه اجتماعی چندان عملیاتی نیست، اما اگر باانصاف به ماجرا نگاه کنیم، زندگی‌ای که مرد و زن هر دو ۸ صبح از خانه خارج شوند و ساعت ۵ بعدازظهر به خانه برگردند درست یا غلط به سمت قهقرا پیش می‌رود. نکته دیگر این است که زنان شاغل بعد از بچه‌دار شدن باید در میزان ساعت کار خود تجدیدنظر کنند و اگر چنین چیزی ممکن نیست، نقش‌های داخل منزل را با همسر یا کسی که بتواند به او کمک کند، تقسیم کنند. خیلی توقع بی‌جا و زیادی است که بخواهیم هم به کار بیرونش برسد و هم امور خانه را مدیریت کند و از همه مهم‌تر از تربیت و نگه‌داری بچه‌اش هم کم نگذارد.
        با توجه به نکاتی که گفته شد، در جامعه‌ و شرایط امروز، ناگزیر به پرسش هستیم. اما نکاتی را باید برای سوال پرسیدن در نظر گرفت. این‌که دختر کیست؟ چه‌قدر تحصیلات دارد؟ چندوقت است کار می‌کند؟ برای چه کار می‌کند؟ مثلا به دختری که به خاطر ضعف مالی پدرش از ۲۲سالگی کار کرده نمی‌شود گفت کار نکن. می‌خواهم بگویم نسخه مشترکی چه برای دختر و چه برای پسر نمی‌شود نوشت.

        دخت‌ایران: چه طور می‌شود از خصوصیتی مثل دست‌ودلبازی یا خساست طرف با سوال اطلاع پیدا کرد؟
        با معاشرت. این طور چیزها را فقط می‌شود با رفت‌وآمد فهمید. درست است که آدم‌ها در این رفت‌وآمدها با ویترین‌شان وارد می‌شوند، اما باز هم می‌شود چیزهای خوبی فهمید. مثلا کسی که با همه معذورات مالی این‌قدر شعور دارد که برای جلسه خواستگاری یک دسته‌گل درخور و شایسته تهیه می‌کند، یعنی جنم پول خرج کردن را دارد. می‌دانید بعضی‌ها دارند، ولی دل خرج کردن ندارند. همین‌ هم که کسی ویترینش را خوب نگه می‌دارد، چیز خوبی است. توجه داشته باشید که حفظ ظاهر سوا از ظاهرسازی دروغین است.


        دخت‌ایران: چه طوری سوال بپرسیم که بهترین و درست‌ترین جواب را بگیریم؟
        برای اینکه بتوانیم بپرسیم بهتر است شروع کنیم از خودمان بگوییم؛ بعد با به دست آوردن همراهی و همدلی طرف مقابل او را در بحث شریک کنیم. مثلا: من ۳ سال است کارمند فلان شرکت هستم و درآمدم در ماه ۸۰۰هزار تومان است. فکر می‌کنم با توجه به کارم درآمد مناسبی‌ است. شما چه‌طور؟ اما اینکه  چقدر باید روی این موضوع دقیق شد؟ باید بگویم زیاد نمی‌شود. مردان ایرانی یک فکری دارند که نمی‌دانم از کجا آمده؛ می‌گویند نباید در مورد درآمدمان با زنان صحبت کنیم. من می‌گویم زنان نباید زیادی کاوش کنند و مو را از ماست بیرون بکشند و بخواهند ته و توی ماجرا را در بیاورند که مثلا آقا تا تومان آخر پولش را کجا خرج کرده. این کار اساسا به هویت مرد که می‌خواهد سکاندار زندگی باشد، ضربه می‌زند. متاسفانه خانم‌ها سریعا بحث دوست نداشتن و بی‌اعتمادی مردان نسبت به خودشان را پیش می‌کشند. نه، این کار به هیچ کدام از این دلایل نیست! جنس مرد جوری است که فقط می‌تواند کلیات را به اشتراک بگذارد و اگر هم جزئیات را به اشتراک بگذارد، آن‌هم با هم‌جنس خودش است.


        دخت‌ایران: پرسش نهایی. آیا پرسش در مورد مسایل اقتصادی استنباطی است؟ یعنی باید به آن‌چه صرفا از معاشرت کردن فهمیدیم قناعت کنیم؟
        نه. حتما باید شفاف سوال مطرح کنیم. حتی اگر بدانیم طرف چه شغلی دارد و حدود درآمدش چقدر است. با این حال باید از میزان درآمدش و از اهداف کاری‌ا‌ش سوال کنیم: می‌خواهی تا کجا پیشرفت کنی؟ چه برنامه‌ای برایش داری؟ اینکه بپرسیم دوست داری پیشرفت کنی؟ که خب یک جواب بدیهی دارد: بله! چه کسی از پیشرفت بدش می‌آید؟! باید پرسید که چطور می‌خواهد به ارتقا شغلی دست پیدا کند. در مجموع کلاس کاری و کلاس مالی، ‌تعیین‌کننده وضعیت و کیفیت معاش اقتصادی حال و آینده مرد است که با توجه به آن می‌توان اطلاعات خوب و درست‌تری به دست آورد.

         

         


          1. ارسال نظر



    1. خبرنامه
      جهت اطلاع از به روز شدن مجله اطلاعات خود را وارد نماييد .

      پایگاه اطلاع رسانی حورا ساده ماده مستر چنگال انجمن سلامت ایران مجله ایرانی انجمن بیان با حجاب سبک زندگی بچه شیعه ها کودک و مادر عمار کلیپ مجتمع نیکوکاری رعد خانواده سرآمد بلاغ سمن فروشگاه اینترنتی محصولات حجاب سلام نو علوم اجتماعی خبر اقتصادی وبلاگ نیوز تعامل تصویر دل چی بپزم؟ ایران زنان به دخت راز۵۷