1655
مجله اینترنتی
زنان و خانواده
کانال دخت ایران
          1. مریم محمودی
              1. اندازه متن:
              2.  
              3.  
            نظرات (۰۰)
            تعداد بازدید: 1655
            نسخه مناسب چاپ
            ارسال به ديگران
            اضافه کردن به علاقمندی ها
        نا امنی، عدم اعتماد و خیانت...

        وارد قطار مترو میشوم و در آخرین جای خالی مینشینم. خانم جوانی کنارم با تلفن صحبت میکند، نگرانی در چشم‌هایش موج می‌زند و با صدای لرزان و عصبی صحبت می‌کند. سعی می‌کنم به حرف‌هایش گوش ندهم، اما تقریبا داد می‌زند: «خانم دکتر من مطمئنم؛ خودم دیدمشون. پیامک‌هاشو هم چک کردم.» اشک در چشمانش جمع شد و گفت «باشه. فقط به خاطر حرف‌های شما بهش چیزی نمی‌گم، اما من مطمئنم زیر سرش بلند شده.» تلفن را قطع کرد و با همان دستی که حلقه جواهرش در آن خودنمایی می‌کرد، اشک‌هایش را پاک کرد و سعی کرد خودش را از مرکز توجه بقیه مسافران خارج کند.

        نگرانی و رنج عیان در صورت زن جوان، بدجور فکرم را مشغول کرده بود؛ می‌دانستم اگر خیانتی هم رخ نداده باشد، رنجی که این زن می‌برد و شکافی که در اعتماد به همسرش به وجود آمده، به این آسانی‌ها فراموش و جبران نمی‌شود و فارغ از اصل ماجرا، مدت‌ها رابطه‌شان دچار تنش خواهد بود. می‌توانستم حدس بزنم که اغلب مسافرین واگن ما و شنوندگان این مکالمه به نوعی با او احساس همدردی می‌کردند، شاید به این دلیل که حداقل یکبار طعم این جنس نگرانی را چشیده‌اند و به بهانه‌ای واقعی یا واهی این نوع ناامنی روانی را تجربه کرده‌اند. شاید بعضی‌شان هم همان لحظه به این فکر کرده باشند که نکند برای من هم چنین اتفاقی بیفتد؟ نکند همسر من هم...! این جنس نگرانی‌ها شاید همیشه دغدغه زوج‌ها بوده باشد، اما این روزها با توجه به کثرت اخباری که از اطرافیان می‌شنویم به نظر می‌رسد چنین دغدغه‌ای جدی‌تر از گذشته شده و گاهی برای عده‌ای از حد یک نگرانی طبیعی برای از دست ندادن فردی که با او پیمان وفاداری بسته‌اند فراتر رفته و روابط و زندگی مشترک‌شان را تحت تاثیر قرار می‌دهد.
         
        این عدم اعتمادها و نگرانی‌های رو به فزونی و دلایل و عوامل بروز خیانت موضوع گفتگوی ما با سرکار خانم حاجی سیدنصیر، مشاور و روانشناس قرار گرفته است که در ادامه حاصل آن را ملاحظه می‌کنید.
         
        دخت‌ایران: بنظر شما آیا واقعا آمار خیانت در میان زوجین زیادتر شده و یا به خاطر افزایش سرعت و گستره نفوذ اخبار ما چنین تصوری می‌کنیم؟
        بنده آمار مدونی در اختیار ندارم، اما بنا به تجربه مراجعات به مرکز مشاوره، می‌توانم بگویم نگرانی از خیانت و احساس عدم اطمینان در روابط میان زوجین بسیار زیاد شده است. 
        اگر خط قرمز ازدواج را بسنده کردن به همسر در روابط عاطفی و جنسی بدانیم، خیانت، خروج از این خط قرمز و شکستن این عهد و پیمان است. با این تعریف، متأسفانه امروزه در بسیاری از ازدواج‌ها این عهد و پیمان شکسته می‌شود و طرفین متعهد به رابطه نیستند. البته نوع شکستن این عهد و پیمان در مورد خانم‌ها و آقایان متفاوت است و هنوز هم در مورد خانم‌ها جنبه عاطفی خیانت سنگینی می‌کند و بیشتر جذب ارتباط‌های عاطفی با اطرافیان‌شان می‌شوند، اما در مورد آقایان این خروج از خط قرمز بیشتر از جنبه جنسی است.
         
        دخت‌ایران: این بدان معناست که دلایل عمده خیانت در مردان و زنان متفاوت است؟ 
        بله. این موضوع به تفاوت نگاه خانم‌ها و آقایان برمی‌گردد. در مورد آقایان، بخش زیادی از آن ناشی از زیاده‌خواهی و این نکته ظریف است که شاید تعدد رابطه -چه در اعماق ذهن خانم، چه در کنه ذهن آقایان- نوعی نشان از توانمندی مرد باشد؛ نگاهی که در آن تلویحاً به مرد اجازه داده شده در صورت وجود نقص در همسرش، آن‌را بیرون از رابطه ازدواج جبران کند. یکی از شواهد آن هم سؤالی است که معمولاً خانم‌ها در هنگام خیانت همسران‌شان می‌پرسند: «مگه من چی کم داشتم؟» این سؤال نشان می‌دهد اگر زن کمبودی داشته باشد، مرد حق دارد و می‌تواند چنین کاری بکند. متأسفانه این نگرش امروزه منجر به پاسخی نابهنجار از سوی خانم‌ها شده است، طوری که متأسفانه خیانت در میان زنان هم به نسبت گذشته افزایش یافته و آنها به نوعی قصد دارند در اعتراض به این نگرش با خیانت پاسخ دهند. البته واقعیتی دردناک این است که خیانت مرد بیشتر به زن آسیب می‌رساند و خیانت زن نیز بیش از همه به خود زن آسیب می‌زند.
         
        دخت‌ایران: وقتی می‌گویید مرد یا زن در ذهن چنین حسی دارد یعنی طبیعت مرد یا زن این چنین است یا این حس متأثر از فرهنگ جامعه است؟
        ببینید وقتی می‌گوییم طبیعت یعنی در کروموزوم‌های مرد چنین ویژگی باشد، اما این موضوع حداقل هنوز اثبات نشده، اما وقتی می‌گوییم در تصورات ذهنی آنها وجود دارد، یعنی قطعا پیشینه بشری و فرهنگ در آن موثر بوده است. 
        در گذشته اینکه مردی بتواند علاوه بر همسرش با زنان دیگری ارتباط داشته باشد و همه را مدیریت کند، نشان از ارزش و نوعی برتری مادی، جسمی و جنسی داشته است؛ این نگاه ناشی از همان نگاه غیرمنصفانه‌ای است که گاهی مردان به رابطه زناشویی دارند و تصور می‌‌‌کنند زن باید در خدمت خواسته‌های مرد بوده و سنگ تمام بگذارد و اگر کاستی بود می‌شود آن را از جایی خارج از رابطه زناشویی جبران کرد.
         

        volume35_10.jpg

         

        دخت‌ایران: مهم‌ترین عامل خیانت در میان زنان چیست؟ 
        در مورد خانم‌ها معمولاً مهم‌ترین دلیل انتقام گرفتن است. زنان دیگر مانند گذشته نیستند و در برابر نارضایتی‌های ازدواج، صبر و سکوت و تحمل پیشه نمی‌کنند و اگر برای تغییر و بهبود رابطه تلاش کنند و مرد توجه و همکاری نکند، خود را محق می‌دانند که از جای دیگری نیازهای خویش را تأمین کنند. 
        با کمال تاسف، آرام آرام این تفکر که عدم تأمین، مجوز خیانت را صادر می‌کند، در میان خانم‌ها هم در حال رواج است. مخصوصاً در مورد خانم‌هایی که توانایی هنجارشکنی و توجیه کردن خودشان را دارند. البته خوشبختانه همچنان جو غالب در میان خانم‌های تحصیل‌کرده و توانمند این است که ترجیح می‌دهند در صورت وجود مشکل، نارضایتی عاطفی، خیانت و غیره در ازدواج و حل نشدن آن، جدا شوند تا اینکه خیانت کنند.
         
        دخت‌ایران: ممکن است بحث نارضایتی عاطفی را بیشتر باز کنید؟ چگونه این عامل علت عمده نارضایتی خانم‌ها در ازدواج است و عدم تأمین این نیاز می‌تواند منجر به خیانت شود؟ 
        من از خانم‌ها در هر رده‌ای و با هر سطح تحصیلات و موقعیت اجتماعی می‌شنوم که می‌خواهند مردشان، مردی باشد که بشود «رویش حساب کرد.» اما امروزه درست به دلیل همان توانایی‌هایی که زن خودش کسب کرده، تعداد مردانی که یک زن توانمند بتواند اصطلاحاً روی‌شان حساب کند و از میان آن‌ها انتخاب کند، کمتر شده است و مدتی بعد از ازدواج، احساس خلأ به سراغ زن می‌آید و احساس می‌کند نتوانسته مرد مناسب را پیدا کند یا مردش به آن اندازه‌ای که نیاز دارد نمی‌تواند حمایتش کند. البته ریشه این نارضایتی را در جاهای دیگری هم باید جست. به عنوان مثال مساوات‌طلبی خانم‌ها، باعث سوء‌تفاهم‌هایی شده و گاهی نتیجه آن به ضرر خود خانم‌ها شده است. طبیعی است که خانم‌ها با آقایان از لحاظ فیزیکی برابر نیستند، اما زنان به لحاظ روانی خیلی مقاوم‌ترند و توانایی‌شان در تحمل شداید بیشتر است. مسلما نباید برای هر دو مسئولیت‌ها و شرح وظایف یکسان در نظر گرفت. اما این تساوی‌طلبی نادرست باعث شده است که آقایان بخش زیادی از مسئولیت‌های خویش را متوجه زنان کرده و از زیر بار مسئولیت‌های ویژه خودشان شانه خالی کنند که نتیجه آن هم به زیان زنان و هم مردان شده است. تساوی باید به لحاظ حقوقی و در مقابل قانون باشد، نه در مسئولیت‌های روزمره. 
         
        متأسفانه وضعیت فعلی باعث شده زن توانمند وارد حوزه اقتدار مرد در خانواده ‌شود و به جای اینکه در موارد اختلاف نظر تلاش به متقاعد کردن و همراه کردن همسرش کند، مستقل عمل می‌کند و با حمایت بیش از اندازه از فرزند یا فرزندانش اقتدار پدر را خدشه‌دار می‌کند؛ در واقع در برابر فرزندان به صورت «واحد هماهنگ» با پدر ظاهر نمی‌شود و به این ترتیب، علاوه بر همسر، خود نیز دچار احساس خلأ می‌شود و پسران خانواده را هم ضعیف، وابسته و حمایت‌طلب تربیت می‌کند. 
         
        البته خود آقایان هم به این کاهش اقتدار تمایل دارند، زیرا مسئولیت‌های‌شان کم می‌شود؛ بنابراین آمادگی دارند که این اقتدار و مسئولیت‌ها را واگذار کنند. به این ترتیب، متاسفانه در جامعه نسل مردان ضعیف رو به افزایش است، مردانی که توقع حمایت دارند و مرتب هم ضعیف‌تر می‌شوند و زنانی که قوی‌تر می‌شوند؛ همین موضوع خلأ عاطفی را برای زن به وجود می‌آورد. 
         
        به طور کلی تحصیلات تکمیلی و در نتیجه وابستگی طولانی مدت به والدین، افزایش سن اشتغال فرزندان و لزوم حمایت‌های طولانی‌مدت خانواده، عدم آموزش مسؤولیت‌پذیری و تفکیک مسئولیت‌های زن و مرد متناسب با توانایی‌ها در خانواده موجب ناتوان شدن فرزندان شده و وقتی این فرزندان اعم از دختر یا پسر ازدواج می‌کنند، نمی‌توانند انتظارات همدیگر را برآورده کرده و موجبات نارضایتی و مسایل بعدی را در خانواده فراهم کند.
         
        دخت‌ایران: در بحث عوامل عوامل خیانت جز زیاده‌خواهی مرد و انتقام‌جویی زن چه عوامل دیگری می‌تواند در این فرآیند دخیل باشد؟ 
        نکته دیگری که در مورد خانم‌ها می‌توان اشاره کرد این است که در جامعه امروزی در کنار زنان توانمندی که درباره‌شان صحبت کردیم، قشر دیگری از زنان هم وجود دارند که زنان بیکار نام می‌گیرند. البته این دسته با زنان خانه‌‌دار تفاوت دارند. خانه‌داری یک شغل محسوب می‌شود و اتفاقا شغل سختی است و ارزش افزوده زیادی هم ایجاد می‌کند. اما زنی که بیرون از خانه شاغل نیست، پیاز داغ و سبزی آماده می‌خرد، کارگر هفته‌ای یک روز می‌آید و خانه را تمیز می‌کند، بچه‌ها یا پرستار دارند یا از سنین بسیار پایین به مهد سپرده می‌شوند و زن فقط به آرایشگاه و گردش و... می‌رود و سر راه برگشت به خانه پیتزا می‌گیرد، یک زن بیکار است. چنین سبک زندگی هم آسیب‌زاست. هر شغلی شرح وظایفی دارد. زنی که هم‌پای همسرش در امور زندگی و تصمیم‌گیری‌ها مشارکت نمی‌کند، غیرمطلع و ناکارآمد است و از حقوق خود در منزل استفاده یا دفاع نمی‌کند؛ چنین زنی راه خیانت را تا حدودی باز می‌کند. هم زن و هم مرد تمایل دارند همسران‌شان موجب افتخار آنان باشند.  
         
        نکته دیگر در مورد آقایانی است که در برخی خانواده‌های سنتی مراوادات محدودی دارند و با تشویق خانواده در سنین خیلی پایین ازدواج می‌کنند. در چنین مواردی مرد به سن ۲۸ - ۳۰ که می‌رسد فکر می‌کند که شاید می‌توانست انتخاب بهتری داشته باشد و گاهی تمایل پیدا می‌کند که زنان دیگر را نیز تجربه کند و همین امر منجر به خیانت می‌شود.
         
        دخت‌ایران: در بحث خیانت عامل دیگر مشکلات جنسی دانسته شده که این روزها در مطبوعات عامل درصد بالایی از جدایی‌ها و خیانت‌ها ذکر می‌شود؛ به نظرتان این موضوع چقدر تأثیرگذار است؟ 
        به نظر نمی‌رسد مسئله مشکلات جنسی جدی باشد. در روابط جنسی تمایل خانم‌ها به شدت تابع روابط عاطفی با همسرشان است، اما در مورد آقایان نه، می‌تواند به موازات آن و حتی به طور مجزا هم عمل کند. اگر مشکلی در روابط جنسی زن و شوهر باشد، معمولاً بایستی ریشه آن را در سایر روابط آن‌ها جستجو کرد. به نظر می‌رسد روابط جنسی جز موارد بیماری، تابع عوامل دیگری است و اگر مشکلات عاطفی و ارتباطی زن و شوهر حل شود، بخش عمده‌ای از مشکلات جنسی هم حل می‌شود. اما نکته دیگر در مورد مسائل جنسی که می‌تواند زمینه‌ساز خیانت شود، رواج تصویرهای غیرواقعی از رابطه جنسی به وسیله فعالان تجارت سکس و از طریق فیلم‌ها، عکس‌ها، تبلیغ محصولات گوناگون و... ایجاد می‌شود و متأسفانه یکسری انتظارات غیر واقعی و زیاده‌خواهی جنسی در روابط ایجاد می‌کند که با واقعیت موجود هم‌خوانی ندارد و باعث کاهش جذابیت‌های واقعی می‌شود. چیزی که متأسفانه کل دنیا با آن دست به گریبان است.
         
        دخت‌ایران: به نظر شما همسران باید چه کارهایی بکنند که احتمال خیانت را در زندگی مشترک کاهش دهند؟    
        پیش شرط یک زندگی سالم و به دور از خیانت و عدم اعتماد، سلامت اخلاقی طرفین است. نکته دیگر هم‌کفو بودن زن و مرد در مرحله انتخاب همسر است. تناسب در افکار، سطح مراودات اجتماعی و توانایی‌های روانی موجب می‌شود که هر دو بتوانند پا به پای همسر خود مشارکت کنند. بعد از آن، رعایت احترام به خواسته‌ها و نظرات یکدیگر است. همه آدم‌ها از جایی که در آن بی‌احترامی می‌بینند، فاصله می‌گیرند. گاهی این بی‌احترامی خیلی عریان است، بنابراین به سادگی قابل تشخیص است، اما گاهی نیز تلویحی است. متأسفانه گاهی همسران وجود تفاوت در علایق‌شان را نمی‌پذیرند و به علایق هم بی‌احترامی می‌کنند. مثلاً به نوع موسیقی که آقا گوش می‌دهد یا نوع برنامه‌های تلویزیونی که خانم می‌بیند؛ هم مرد و هم زن نیاز دارند که طرف مقابل به خواسته‌های آن‌ها توجه کند. این توجه نباید فقط محدود به کلام باشد، بلکه حمایت و فراهم کردن زمینه‌های دستیابی فرد به خواسته‌هایش باشد. توجه به خواسته‌ها بسیار مهم است، چرا که اگر متوجه نیازهای روانی، عاطفی همسر خود نباشیم به سهولت زمینه خیانت فراهم می‌شود.
         
        دخت‌ایران: ممنون از فرصتی که در اختیارمان گذاشتید.
         
         

          1. ارسال نظر



    1. خبرنامه
      جهت اطلاع از به روز شدن مجله اطلاعات خود را وارد نماييد .

      پایگاه اطلاع رسانی حورا ساده ماده مستر چنگال انجمن سلامت ایران مجله ایرانی انجمن بیان با حجاب سبک زندگی بچه شیعه ها کودک و مادر عمار کلیپ مجتمع نیکوکاری رعد خانواده سرآمد بلاغ سمن فروشگاه اینترنتی محصولات حجاب سلام نو علوم اجتماعی خبر اقتصادی وبلاگ نیوز تعامل تصویر دل چی بپزم؟ ایران زنان به دخت راز۵۷