3559
مجله اینترنتی
زنان و خانواده
کانال دخت ایران
          1. رعنا شمس
              1. اندازه متن:
              2.  
              3.  
            نظرات (۰۰)
            تعداد بازدید: 3559
            نسخه مناسب چاپ
            ارسال به ديگران
            اضافه کردن به علاقمندی ها
        اگر جای مناسبی نباشد، شاید هیچ وقت فرزندم را مهد نگذارم.
         
        دخت‌ایران - مادر امروز، معمولا مادری شاغل است که ناگزیر، ساعاتی از روز را همراه و در کنار فرزندش نیست. سال‌های دور، مادربزرگ‌ها کمک‌حال مادران بودند و در صورت نیاز از نوه‌ها نگه‌داری می‌کردند؛ اما حالا، با توجه به کثرت ساعات عدم حضور مادر در کنار فرزند، مهدکودک‌ها اهمیت ویژه‌ای پیدا کرده‌اند. یکی از دغدغه‌های مهم مادران، پیدا کردن مهدکودک‌هایی است که خیال‌شان را بابت نگه‌داری از کودک دلبندشان راحت کند تا با آرامش خاطر ساعت دوری را بگذرانند. اما آیا واقعا لازم است همه‌ بچه‌ها، حتی آنهایی که نعمت حضور کامل مادرشان را در همه ساعات شبانه‌روز دارند، هم مهدکودک را تجربه کنند؟
        فاضله جاویدپور، کارشناس مددکاری اجتماعی، مدیر داخلی و مدیر آموزشی مهدکودک که یک دهه است با بچه‌ها و والدین‌شان در محیط مهدکودک سر و کله می‌زند،  پاسخ‌گوی سوالات و ابهامات ما در مورد مهدکودک است.
         
        دخت‌ایران: تحصیلات مربی مهد در چه سطحی باید باشد؟
        واقعیت‌ این است که در حال حاضر مربیانی هستند که با تحصیلات زیر دیپلم مشغول به کارند. کمی قبل‌تر اهمیتی نداشت که مربی چه تحصیلاتی داشته باشد؛ اینکه فردی می‌توانست برای چند ساعتی از بچه‌ها مراقبت و پرستاری کند، کافی بود؛ ولی این روزها، مخصوصا سه چهار سال اخیر، بهزیستی روی این مسئله که مربی باید سواد آکادمیک و مرتبط به مربیگری داشته باشد خیلی تمرکز کرده است. در واقع شرایطی برای مربیان لحاظ کرده که دارا بودن این شروط موجب امتیازگرفتن مهدها نسبت به یکدیگر می‌شود. علاوه بر این، غیر از دوره‌های دانشگاهی، دوره‌ها و کارگاه‌هایی نیز طراحی و در نظر گرفته شده که به اخذ مدرک مربیگری متقاضیان کمک می‌کند. البته همیشه اولویت با رشته‌های روانشناسی است، بعد کودکیاری و مددکاری و شاخه‌های آموزش پیش‌دبستان و ابتدایی. پیش‌تر از این، اگر لیسانس مربی مرتبت بود، دیگر لازم نبود برای مربیگری دوره‌ای بگذراند، اما در حال حاضر، بهزیستی قانونی را بخش‌نامه کرده که مدیران را مجبور می‌کند همه مربیان، چه لیسانس‌های مرتبط و چه غیرمرتبط، باید دوره‌های مربیگری را بگذرانند. دوره‌‌ دو مرحله‌ای مربیگری، مقدماتی و پیشرفته.
         
        دخت‌ایران: مربیانی که دوره‌ها را گذرانده‌اند، نباید هر چند وقت یک‌بار دوره‌های جدیدتری را بگذرانند تا به‌روز باشند؟
        خیر. این دوره‌ها به همان دو دوره‌ مقدماتی و پیشرفته مربیگری که سه چهار سال اخیر باب شده محدود می‌شوند. تا به حال ندیده‌ام این دوره‌ها یا دوره‌هایی از این دست برای مربیان مشغول به کار برگزار شود.
         
        دخت‌ایران: اگر مدیر مهدکودکی، شخصا، تمایل داشت مربیانش را به روز نگه دارد، چه کار می‌کند؟
        کارگاه‌های مختلفی وجود دارد که خود مربیان، اگر پیگیر و علاقه‌مند باشند، می‌توانند در آنها شرکت کنند. مثلا کارگاه‌های بازی. اگر مربی پیگیر باشد یا اگر برای مدیر مهم باشد، می‌تواند از این‌ دست کارگاه‌ها استفاده کند. سایت‌های مختلف آموزشی هم وجود دارد. اما متاسفانه انگشت‌شمارند مهدکودک‌هایی که علم‌آموزی، مهارت‌آموزی و توقف نکردن در دانش قبلی برای مدیران یا مربیانشان مهم باشد.
         
        دخت‌ایران:  مربی خوب و کارآمد چه ویژگی‌هایی باید داشته باشد؟
        در درجه‌ اول بچه‌ها و دنیای آنها را خوب بشناسد و بتواند با آنها خوب ارتباط برقرار کند. قدیم‌ترها همین که کسی ‌می‌توانست از بچه مراقبت کند، کافی بود، اما در حال حاضر، علم این کار را داشتن خیلی مهم شده است؛ اینکه فردی صرفا بچه‌ها را دوست داشته باشد یا کار کردن در محیط مهدکودک را دوست داشته باشد، دیگر کافی نیست. لحن حرف زدن مربی با بچه، نوع برخوردش، علی‌الخصوص اوقاتی که بچه‌ها بدقلقی می‌کنند، خیلی مهم است. مربی باید خیلی صبور باشد. مربی‌ها خیلی روی بچه‌ها دقیق و ریز نمی‌شوند؛ از ده مربی شاید یکی حواسش جمع رفتارهای یک بچه بشود و مثلا بخواهد دلیل پرخاشگری‌اش را ریشه‌ای حل کند. خیلی از مربی‌ها به مربیگری، به چشم یک شغل نگاه می‌کنند که باید بیایند و یک روز کاری‌شان را بگذرانند و بروند تا روز دیگر.
         
        دخت‌ایران:  پدر و مادرها چه انتظاری از مربی دارند؟
        انتظار اکثر والدین این‌ است که در نبود پدر و مادر در محیط مهد به بچه‌ها بی‌محبتی و بی‌توجهی نشود. تعدادی از والدین هم تاکید ویژه‌ای روی آموزش‌هایی که کودک در محیط مهد می‌بیند دارند، مثل شعر، ریاضی، نقاشی و... بیشتر مادرها برایشان مهم است که بچه غذایش را بخورد، بازی‌اش را بکند، آرامش داشته باشد و اذیت نشود. همین که بدانند مربیان بچه‌شان را دوست دارند و هوای بچه‌شان را دارند کافی‌ است.
         
        volume44-17.jpg
        دخت‌ایران: به نظر شما لازم است همه بچه‌ها مهدکودک را تجربه کنند؟
        بله. شخصا عقیده دارم اگر کسی اجباری نداشته باشد، بچه و مادر تا سه سالگی از هم جدا نشوند، ولی از سه سالگی به بعد بچه حتما تا دبستان مهدکودک را تجربه کند. بین کودکانی که تجربه مهد دارند و آنهایی که هرگز به مهد نرفته‌اند، تفاوت‌های محسوسی وجود دارد. فاکتور اجتماعی بودن از مواردی است که در بچه‌هایی که مهد می‌روند به چشم می‌خورد. رفتارهای زیادی هست که بچه‌ها آنها را در گروه یاد می‌گیرند؛ هرچه مادر بخواهد خودش به تنهایی با بچه کلنجار برود نمی‌تواند به او آموزش لازم را بدهد. بچه‌ای که دائما در خانه است، فقط پدر و مادر را می‌شناسد، اما بچه‌ای که به مهد سپرده می‌شود، یاد می‌گیرد با گروه هم‌سن ارتباط برقرار کند. این در حالی است که در حال حاضر اکثر بچه‌ها تک‌فرزند هستند و بیشتر با  بزرگ‌سالان معاشرت دارند. این نوع بچه‌ها وقتی به مهد می‌آیند و در کنار گروه هم‌سال خودشان قرار می‌گیرند و ساعاتی را با هم زندگی می‌کنند، خلق و خوی بچه‌گانه‌شان را باز به دست می‌آورند و قالب رفتاری را که از بزرگ‌ترها گرفته‌اند ترک می‌کنند. بچه‌ها در مهد قانون‌مند می‌شوند. بچه اگر تا شش سالگی هم با مادرش باشد، باز مادر دوست دارد خودش دولا شود و بند کفش بچه را ببندد، اما در مهد دیگر این طور نیست. بچه یاد می‌گیرد خودش مسئول امور شخصی خودش است. ما هم در انجام این امور کمک‌شان می‌کنیم، ولی او باید سعی خودش را بکند.
         
        اما همه‌ این‌ها مشروط بر این است که بچه به زور به مهد فرستاده نشود و با اضطراب وارد مهد نشود. از آن‌جایی که بسیاری از والدین اجبار دارند بچه‌ها را برای مدتی که خودشان سر کار هستند به مهد بسپارند، این بی‌رغبتی به بچه هم منتقل و موجب یک نارضایتی بزرگ و مسئله‌ای دردناک برای بچه می‌شود. خوب است که مهدکودک فرستادن بچه به عنوان مکمل و اتفاقی که به نفع والدین و بچه است رقم بخورد، نه اینکه این دوری از خانه و مادر، در بچه احساس انزجار درست کند. بچه‌های زیادی هستند که در حاضر خودشان را با محیط وفق داده‌اند، اما کاملا مشخص است که دارند زوری به مهد می‌آیند. بچه‌ای داریم که آن‌قدر مهد آمدن برایش با فشار روانی همراه است و اذیتش می‌کند که یک روز به پدرش گفت که همین طوری که تو من را الان می‌گذاری مهد، من هم بزرگ بشوم، تو را می‌گذارم خانه سالمندان.
        مهد باید جایی باشد که به بچه خوش بگذرد. اغلب مهدها خانه‌هایی هستند که به مهدکودک تغییر کاربری داده‌اند، یعنی فضای داخلی‌شان خیلی متناسب با محیط استاندارد مهد نیست. مثلا ما می‌خواهیم بچه‌ها را ببریم به حیاط تا بازی کنند؛ کمی که می‌گذرد، اعتراض همسایه‌ها بلند می‌شود که صدای بازی کردن بچه‌ها اذیت‌شان می‌کند. می‌بینید، یعنی حتی مهد هم جایی نیست که بچه به راحتی انرژی‌اش را خالی کند، حداقل به آنها خوش بگذرد.
         
        دخت‌‌ایران: نسبت تعداد بچه‌ها به مربی چه قدر است؟
        هر ۱۵ بچه یک مربی.
         
        دخت ایران: این تعداد کافیست؟
        باید باشد دیگر. حتی اگر کم هم باشد استاندارد همین مقدار است. البته ما در مهد خودمان یک کمک‌مربی هم در نظر می‌گیریم که دستیار مربی باشد.
         
        دخت‌ایران: آیا حاضرید بچه خودتان را مهد بگذارید؟
        من تا دو سه سالگی بچه را پیش خودم نگه‌اش می‌دارم و بعد به مهد می‌سپارم‌اش.
         
        دخت‌ایران: البته به مهد هم که بسپارید باز پیش خودتان است!
        بله خب به نوعی. بچه را مهد می‌گذارم، ولی راستش نه به سادگی. جایی که قرار است بچه‌ام را آنجا بگذارم، باید خیلی مطمئن باشد؛ از لحاظ مربی‌هایش مخصوصا. بچه‌ها درکی از شرایط و افراد ندارد، مربی‌ها هم افرادی هستند مثل بقیه؛ مثل همه ممکن است یک روز حالشان خوب نباشد، حوصله نداشته باشند، یا هر چیز دیگری. چون خودم مستقیما در این محیط با مربیان سر و کار دارم و این‌ها را لمس می‌کنم و می‌دانم این چیزها هم هست خیلی برایم مهم است که کادر مهدکودک چه‌طور آدم‌هایی باشند. اگر نتوانم جایی را پیدا کنم که وقتی بچه‌ام مهدکودک است دلم آرامش داشته باشد شاید ترجیح بدهم کلا مهد نگذارمش.
         
        دخت‌ایران: با همه‌ سختی‌هایی که مربیگری در مهد دارد آیا دستمزدش راضی‌کننده هست؟
        خیر. خیلی کم است. یعنی اصلا با زمانی که مربی در مهد با بچه‌ها سپری می‌کند، متناسب نیست. ساعت کاری از هفت‌ونیم صبح است تا پنج بعد از ظهر، با حقوقی حدود سیصدوپنجاه الی چهارصد هزار تومان.
         
        دخت‌ایران: سر و کله زدن با چه بچه‌هایی سخت‌تر است؟
        بچه‌هایی هستند که اضطراب دارند. بچه‌هایی هستند که لجبازند. به طور کلی بچه‌هایی که مشکلات و ناهنجاری‌های رفتاری پدر و مادرهایشان رویشان تاثیر گذاشته، ناخودآگاه با خودشان ناهنجاری‌های رفتاری را می‌آورند. بچه‌های ناآرام، بی‌قرار، شیطان. اما همه این‌ها بعد از یکی دو ماه آن‌قدر تغییر می‌کنند و خوب می‌شوند. ‌برای بعضی بچه‌ها مهد واقعا لازم است.
         
        ممنونم از وقتی که در اختیار دخت ایران قرار دادید.
         
         

          1. ارسال نظر



    1. خبرنامه
      جهت اطلاع از به روز شدن مجله اطلاعات خود را وارد نماييد .

      پایگاه اطلاع رسانی حورا ساده ماده مستر چنگال انجمن سلامت ایران مجله ایرانی انجمن بیان با حجاب سبک زندگی بچه شیعه ها کودک و مادر عمار کلیپ مجتمع نیکوکاری رعد خانواده سرآمد بلاغ سمن فروشگاه اینترنتی محصولات حجاب سلام نو علوم اجتماعی خبر اقتصادی وبلاگ نیوز تعامل تصویر دل چی بپزم؟ ایران زنان به دخت راز۵۷