1493
مجله اینترنتی
زنان و خانواده
کانال دخت ایران
          1. زینب برزگری
              1. اندازه متن:
              2.  
              3.  
            نظرات (۰۰)
            تعداد بازدید: 1493
            نسخه مناسب چاپ
            ارسال به ديگران
            اضافه کردن به علاقمندی ها
        گفت‌و‌گو با بانو شراره کامرانی شاعر شش مجموعه شعر


        دخت ایران-
        شراره کامرانی شاعر شش مجموعه شعر از جمله «خطوط شکسته»، «خاطرات بی تاویل» و «پناه بر سکوت» در گفت و گو با دخت ایران به طرح مسائلی درباره شاعران و شعر زنان پرداخته است.

        دخت‌ایران: به عنوان بانویی که در حوزه شعر و ادب فعال هستید مشکلات کلی زنان شاعر، اعم از مشکلات چاپ و مجوز و توزیع و تبلیغ را چطور دیده و تجربه کرده‌اید؟
        من اساسا ضرورتی به تفکیک شاعران زن و مرد نمی‌بینم، چرا که اساسا این‌گونه مشکلات خاص شاعر مرد یا زن نیست و به طور کلی مسائلی است که گریبان‌گیر شعر معاصر است. این مشکلات عمومی است، متاسفانه امروز ناشرها با وانمود به انجام فعالیت صرفا فرهنگی، به تغافل جامعه از مباحث اقتصاد فرهنگ دامن می‌زنند.

        البته ناشرها هم حق دارند؛ چه کسی است که بنگاهی را راه بیاندازد و به فکر تامین مالی نباشد! اگر کسی این حرف را بگوید، باید توجه او را به ابتدایی‌ترین مباحث اقتصاد جلب کنیم؛ اما حرف من این است که ناشرها با تظاهر به غیرسودآوری کتاب در روزگاران اخیر و اخذ تمام و کمال هزینه‌های چاپ و انتشار از مولف و سپس فروش کتاب، حتی به سودی بیشتر از سود مورد انتظار دست می‌یابند، در حالی که وانمود می‌کنند چاپ کتاب برای ناشرها زیان‌آور است. این مسئله را از زوایای دیگری هم می‌توان نگاه کرد. به طور مثال، تصور کنید حال شاعر جوان بی‌کاری را که در عین تمام مضایق، پول انتشار کتاب را تهیه می‌کند و در بهترین شرایط و از شریف‌ترین ناشرها به جای حق‌التالیف نسخه‌هایی از کتاب خودش را هدیه می‌گیرد! تازه در دردسر دیگری به نام «با این همه کتاب چه کنم؟» می‌افتد.

        به این وضعیت عدم فعالیت ناشر در تبلیغ و معرفی کتاب را هم اضافه کنید این مسئله نیز تبعات خودش را دارد که در جای دیگری به آن باید پرداخت و به طور کلی همه این موارد در یک نظام متقابل وابسته باعث پیدایش کانال‌های غیررسمی معرفی و توزیع کتاب می‌شوند و کانال‌های غیررسمی همواره مستعد آسیب‌های محتملی هستند. به طور مثال شاعر دوره می‌افتد و کتابش را به این فرهنگسرا و آن فرهنگسرا به این کتاب‌فروشی و آن کتاب‌فروشی به این آدم و آن آدم نشان می‌دهد! مگر کار مولف، دوره‌فروشی است؟ به عبارت دیگر، هنوز که هنوز است در کشور ما نویسندگی به عنوان فعالیتی حرفه‌ای جانیفتاده است و روند کار به این‌صورت نیست که مؤلف اثری را به عنوان کالایی تولید کند و آن را به شبکه توزیع بسپارد و بهره‌ای از تلاشی که در تالیف کتاب داشته، ببرد؛ بلکه همان طور که گفتم بعد از تالیف خود او نشر و توزیع کتاب را باید برعهده بگیرد.

        در سال‌های اخیر مؤلفان جوان در نمایشگاه کتاب مشغول توزیع کتاب‌های خود می‌شوند. در این میان نیز رفتارهایی از آنها سر می‌زند که نه حرفه‌ای است نه اخلاقی. من این رفتارها را تا حدود زیادی از پیامدهای وضعیت حاضر می‌بینیم و معتقدم سیستم بیمار نشر، موجد و پذیرای آن می‌شود؛ به طور مثال این گروه شاعران «خود کتاب فروش» یا «کتاب خود فروش» در غرفه‌ها مانع از دیده شدن و توزیع آثار دیگر شاعران می‌شوند؛ چرا که به طور مستقیم کتاب خودشان را به خریدار توصیه می‌کنند و یا خریدار از همه جا بی‌خبر در مواجهه با صاحب اثر و در فضای نمایشگاه، تحت تاثیر اقتدار مولف و محیط، کتابی را می‌خرد که نویسنده آن، آن را به او می‌فروشد. این مسئله آثار و پیامدهای بدی دارد و در جهت دادن یا حتی تغییر ذائقه ادبی جامعه تاثیر زیادی دارد، چرا که آن مولف جوان برای جبران هزینه‌های انتشار کتاب به هر طریق سعی می‌کند مخاطب غرفه را دست پر به خانه برگرداند و در یک نگاه کلی این گروه مخاطبین با تعدادی کتاب خاص به خانه برمی‌گردند که به لطایف‌الحیل به آن‌ها فروخته شده است و البته گمان آن‌ها بر این است که لابد این کتاب‌ها بهترین کتاب‌های سال هستند که می‌شد در این نمایشگاه آن‌ها را خرید! به هر حال صنعت نشر و توزیع کتاب ما به شدت بیمار است و به نظر من درمان آن منوط به تکمیل چرخه این صنعت به شکلی سالم و معتمد است.

        در چرخه کنونی به صورتی مفتضحانه مؤلف‌ها می‌نویسند، چاپ می‌کنند و به صورت مویرگی آن را توزیع می‌کنند! در چرخه سالم تقسیم کار وجود دارد و هر کس به نسبت تخصص و کار خود از نتایج کار بهره می‌برد.

        دخت‌ایران: در خصوص مجوز چطور؟
        در خصوص مجوز هم به هر حال محدودیت‌هایی وجود دارد. عموما هر کسی در هر جایی از قوانین موضوعه محیطش تمکین می‌کند و در چهارچوب قانون محدودیت‌هایی هست که من نامشان را در کشور خودمان «معذوریت» می‌گذارم و به طور مثال امروز اگر کتابی برای ترجمه به من پیشنهاد شود، یکی از ابتدایی‌ترین وجوهی که در نظر می‌گیرم، تطابق فرهنگی محتوای کتاب بافرهنگ جامعه‌ام هست؛ بنابراین از ترجمه اثری که در آن رکاکت زبانی و محتوایی باشد، پرهیز می‌کنم و می‌گویم دستگاه فرهنگی ما از انتشار این کتاب «معذور» است؛ اما برخی محدودیت‌ها اساسا هویت دیگری دارند و گاه بر مبنای کارشناسی‌های سخت‌گیرانه در مبادی مربوط اتفاق می‌افتند. هنگام انتشار یکی از کتاب‌هایم، شعری را که برای حضرت زینب گفته بودم از چرخه خارج کردند.

        این شعر را بسیار دوست دارم و مبنای تحلیل کارشناسان محترم این بود که «شما گفته‌اید یزید زیباست»؛ و صدای من به جایی نمی‌رسید که بگویم «برادر یا خواهر محترم و کارشناس! شعر را از ابتدا تا انتها بخوانید و بعد بگویید چرا من این فراز را در شعر آورده‌ام؟»

        دخت‌ایران: در این میان زنان شاعر بیشتر به طرح چه موضوعاتی می‌پردازند؟
        شعر زنان ما دارد به سمت یک جور شخصی‌نویسی می‌رود که بیشتر به خاطره‌نویسی پهلو می‌زند، این اتفاق را از دو زاویه می‌توان بررسی کرد: اولی که اتفاقا بد نیست، این است که وضعیت جامعه در شعرها منعکس می‌شود و گاه این شعرها می¬توانند به¬عنوان اسناد اجتماعی- فرهنگی کارکردهای مفیدی داشته باشند. دومی، اما نقطه‌ضعفی است که به شعر معاصر به شدت ضربه می‌زند؛ عموما این شاعران نمی¬توانند خاطرات زندگی روزمره و شخصی¬شان را به زندگی اجتماعی پیوند بزنند؛ مثلا هنگامی که کسی از بیکاری می‌سراید در دو لایه باید هم دردش را برون‌ریزی کند و هم ساختارهای اجتماعی را در ایجاد این درد به چالش بکشد... اگر این اتفاق بیافتد آن وقت شعر وی سندی اجتماعی نیز خواهد بود.

        متاسفانه من در شعر این قشر، کمتر با این ویژگی برخورد داشته‌ام و تا بوده بیان مکرر خاطرات عاطفی نخ نمای نسلی از زنان است که انگار با هویت اجتماعی واقعی زن امروز ایرانی بیگانه‌اند و در کنجی نشسته و به شیوه عاشقان و معشوقان کلاسیک از دست یار می‌نالند.

        دخت‌ایران: آیا این خاطره‌نویسی به انزوا‌طلبی زنِ شاعر برمی‌گردد؟
        اگر صحبت بر سر زنانی است که چند سالی در عرصه ادبی فعال بوده‌اند و آثاری منتشر کرده‌اند، این صحبت شما می‌تواند مقرون به واقعیت باشد. در این صورت می‌توان گفت شاعران ما از برون‌گرایی به سمت درون‌گرایی سوق یافته¬اند. از اجتماعی نویسی به شخصی نویسی روی آورده‌اند؛ و درست در همین جاست که می‌‌توان ساختارهای اجتماعی را بررسی کرد و دریافت که چطور هنرمند از جامعه سرخورده شده است و به انزوای خود پناه آورده است؛ اما حقیقت غیر از این است و متاسفانه رویکرد این دسته از زنان شاعر از کتاب اول تا کتاب حاضر بر همین منوال است و جمع‌گرایی اتفاق نیفتاده تا پس از سرخوردگی به تفردجویی برسند.

        دخت‌ایران: زنان در آثارشان چه تعریفی از جایگاه و شخصیت زن ارائه می‌دهند؟
        در بخش عظیمی از ادبیات معاصر «زن» موجودی غمگین و منفعل تصور می¬شود. اغلب دست و پا بسته است و متاسفانه با مشخصات زن امروزی کاملا منطبق نیست و یا تنها وجوهی از جمله وجوه ظاهری از معاصر بودن او در شعر بازتاب می‌یابد. در صورتی که زن امروزی عمدتا کار می‌کند، نیاز مالی او مرتفع شده و بنابراین وابستگی او به مرد، متمایز از گذشته است. او اهل تعقل است و تصمیم می‌گیرد و مراحل تکامل اجتماعی را پله‌پله طی می‌کند؛ بنابراین نوشتن از این زنانِ فعال اجتماعی و بازتاب ویژگی‌های واقعی زنان در جامعه امروزی تا حدود زیادی مغفول واقع شده است. انگار هنرمندان فراموش کرده‌اند تنها مسئله زن، عشق و دلدار نیست و شخصیت زن امروز دارای وجوه متعددی است که می‌توان به آن‌ها پرداخت.

         من معتقدم به رغم انقلاب اسلامی و فضای دمکرات‌تر متاثر از انقلاب و آموزه‌های مثبت دینی در خصوص فعالیت‌های اجتماعی و هویت‌ساز زنان، هنوز هم با آن فضای آرمانی فاصله داریم، اما شرایط این قدر منفعلانه هم نیست که در شعر انبوهی از زنان شاعر به تصویر کشیده می‌شود.

        هنگامی که شاعر شعر می‌گوید، قرار نیست آن را تنها برای مادرش بخواند، اثر منتشر می‌شود و در واقع اثر هنری در کنش و واکنش بین هنرمند و جامعه است که معنا می‌یابد. پس قرار است و فرض است که این اثر نوشته شود تا تاثیری بر کسی یا کسانی داشته باشد، چرا که اساسا اثر هنری اگر فاقد درجه اثردهی باشد، فاقد درجه هنری هم هست. پس آثار هنری دارای تاثیر در جامعه هستند و ای بسا آثار هنری که حتی در تغییرات اجتماعی جوامع مؤثر واقع‌شده‌اند. من اعتقاد دارم امروز چنانچه در آثار هنری تصویر واقعی¬تری از زنان نشان داده شود، باعث تعمیق خود¬باوری این قشر در جامعه خواهد بود؛ کاری که متاسفانه اغلب هنرمندان از آن غافل هستند. فکر می‌کنم هنرمندان خصوصا شاعران زن باید در جستجوی شناخت‌های واقعی‌تری از جامعه و هویت زن امروز باشند تا بتوانند واقعیات مربوط را بازتاب دهند.

        دخت‌ایران: عواطف زنانه در شعر آیا به خوبی انعکاس داده می‌شود؟
        به تبع همان نگاهی که گفتم، عواطف نیز در شعرها بسیار منفعلانه است. مدام شکوه از معشوق است که در شعرها تکرار می‌شود. زنان ما هنوز درگیر عواطف منقضی معشوقه‌های کلاسیک هستند. هنوز نگاهشان به معشوق کلاسیک است. به‌روز نشده‌اند. عمیق نیستند و مخلص کلام پشت این عواطف، عمدتا اندیشه‌ نیست.

        دخت‌ایران: شاعران زن بیشتر در اشعار خود به مسائل اجتماعی می‌پردازند یا عاشقانه؟
        همان طور که از مضمون این مصاحبه بر می‌آید و در ادامه شخصی نویسی‌های رایج، بیشتر زنان شاعر به عاشقانه‌نویسی عادت کرده‌اند و متاسفانه این عاشقانه نویسی گاه دچار درجات بالایی از ابتذال است. هرگز نمی‌پذیرم عشق در دنیای معاصر مبتذل است. برخی مفاهیم از قاموس خود کوتاه نمی‌آیند. عشق در تمام فرهنگ‌ها و زمان‌ها دارای هاله مقدسی است که مانع از اهانت به آن می‌شود. این را عاشقان واقعی می‌فهمند. من این عواطف زودگذر را در رسته عشق دسته‌بندی نمی‌کنم. انسان معاصر در طول روز هویت‌های متکثری دارد. کار می‌کند، دانشجوست، مادر است، محقق است و ....

        او در تمام هویت‌های خود نمی‌تواند عاشق باشد و چهره‌های سطحی که از عشق به نمایش گذاشته می‌شود از همین جا نشات می‌گیرد و همین است که فرد شب عاشق است و صبح، فارغ و به این ترتیب عشق هم در آثار این شاعران به مفهوم واقعی یا عشق با مختصات امروزی نیست، بلکه شبحی از گرایشاتی است که با عشق اشتباه گرفته شده است.

        باید بپذیریم عشق‌های چندوجهی یا عشق‌های متعدد و متکثر بیش و پیش از آن که یک مسئله اجتماعی باشند، یک مسئله فردی هم هستند و در این مسئله باید نقش تک‌تک افراد را بر جامعه بررسی کنیم. اگر امروز می‌خواهند راجع به عشق در شعرشان صحبت کنند باید صحبتشان منطبق بر مشخصات زن و مرد امروزی باشد و به عنوان مثال مضمون شعر متمرکز بر این مفهوم باشد که دو دلدار می‌خواهند یکدیگر را ببینند، اما ساعات کاری یا ترافیک عصرگاهی و ... مانع می‌شود. جزییات شعر باید بر جزییات واقعی زندگی امروز مبتنی باشد و زنان به عتاب و خطاب عاشقانه سنتی اکتفا نکنند.

        دخت‌ایران: فضای نقد را در حوزه شعر زنان چگونه می‌بینید؟
        بسیار بسیار مغرضانه و بیمار.

        دخت‌ایران: می‌توانیم بگوییم سرکوب‌گرانه است؟
        سرکوب‌گرانه؟ بله می‌توانیم این لفظ را به کار ببریم. در بیشتر فضاهای موجود، نقدنویسی بر اساس زد و بندهای گروه‌های دوستان اتفاق می‌افتد. افراد به دو دسته «خودی» و «غیرخودی» تقسیم می‌شوند و اگر دوستان شاعری در فلان روزنامه مشغولند، بنابراین برای او فضای نقد مثبتی ایجاد می‌کنند، در حالی که برعکس این حالت هم قابل تصور است. اصلا گاهی همین در روزنامه نشستن می‌شود سکوی پرش و هر کسی به طمع استفاده از فضای روزنامه، آن مسند نشین را با نقدهای متناوب و متواتر می‌نوازد. اساسا فضای نقد – جز در مواردی معدود – حرفه‌ای نیست و به موضوعات شعر به صورت سطحی پرداخته می‌شود. شعر فقط صورت خیال نیست و آیینه‌ای است از زندگی فردی و اجتماعی شاعر؛ اما عمدتا پیوند اثر هنری با جامعه در نقدها مغفول است.

        دخت‌ایران: به نظر شما شبکه‌های اجتماعی در فضای ادبی ما کارکرد مفید و مناسب خود را پیدا کرده است؟
        جدا از مباحث اسارت انسان به وسیله تکنولوژی، فرض بر این است که ابزارهای اطلاعاتی باید مفید باشند. در کشور ما هم در ابتدا طیف وسیعی از خوانندگان و مؤلفان از این شبکه‌ها استقبال کردند اما به مرور، کژکارکردهای این ابزارها در جامعه هنری رخنمون شدند؛ مثلا بسیاری از شاعران عامه‌پسند با سنجاق کردن تصاویر آن چنانی از خود آمار «لایک» صفحاتشان را بالا می‌برند.

        تمام این مراتبی که از ابتدای این مصاحبه عرض کردم، در یک نظام متقابل به هم وابسته بر اجزاء اندامی به نام ادبیات تاثیر دارند و همین است که به مرور در این وادی با موجودی عجیب‌الخلقه مواجه می‌شویم که برخی اندامش به شدت ورم کرده‌اند و برخی اندام آب رفته‌اند. همین است که یک شاعر درجه چندم به اتکای دفعات کلیک مخاطبینی که با ابزار کمکی به خواندن شعر او آمده‌اند، در نظر ناشر – که در جستجوی خریدار کتاب است – شاعر مطرحی می‌شود و همین است که مردم از قوه شناخت شعر خوب و درک و لذت آن محروم می‌مانند. به هر حال شبکه‌های اجتماعی ابزاری برای ارتباط هستند که در دنیای معاصر نمی‌توان از آن‌ها چشم‌پوشی کرد.

        دخت‌ایران: اوضاع و احوال جلسات نقد و انجمن‌ها را به چه شکل می‌بینید؟
        وقتی در اندامی نقص ساختاری هست، اجزاء دیگر هم در معرض نقص هستند. روزانه شاهد برپایی جلسات ادبی بسیاری در سطح شهر هستیم. این جلسات اگرچه فی نفسه بد نیستند، اما عمدتا به تکرار رسیده‌اند. با گذشت زمان هر کدام از این انجمن‌ها تبدیل به قرارگاه اکیپ خاصی از شاعران می‌شوند... به نوعی محفل‌های دوستانه و دور همی که بیشتر باعث گذران وقت می‌شود تا نقد و بحث و آموختن.

        دخت‌ایران: تصویرگرایی و جزئی‌نگربودن در شعر زنان بسیار پررنگ است، به نظر شما این دو چه اندازه می‌تواند به قوت شعر زنان کمک کند؟
        تصویر طبعا بسیار کمک کننده است. تصویر جان شعر است. گاهی حتی هنگام رانندگی به یاد تصویری از شعری می‌افتم و لذت می‌برم؛ اما جزئی‌نگری: انسان امروز اساسا باید تفاوت¬هایش را عیان کند؛ چرا که دنیای مدرن، هویت‌های فردی را منکوب می‌کند. همه یا کارمندند یا کارگر و ... به هر حال نقش‌های نزدیک به هم دارند. به عبارتی کارخانه جهانی‌سازی، به تولید افرادی می‌اندیشد که شبیه به هم باشند.

        پس تاکید بر فردیت و خرده فرهنگ‌ها و خرده روایت‌ها می‌تواند ارزشمند باشد به شرط این‌که این فردیت در پیوند با جامعه دیده شود نه به عنوان امری قائم بر ذات. در غیر این صورت، سرانجام این شخصی‌نویسی‌ها، خاطره‌نویسی است. بی هیچ ارزش‌گذاری منفی نسبت به ژانر خاطره‌نویسی، می‌گویم دفتر شعر نباید دفتر خاطره باشد. چرا که مراجعه من مخاطب به شعر برای بهره‌مندی از شعر است و عجالتا قصدی برای شنیدن این همه خاطره تلخ و شیرین ندارم.

        دخت ایران: بیست و هفتم شهریورماه روز بزرگ داشت استاد شهریار و روز شعر و ادب فارسی است. نظرتان درباره‌ی این روز از چه قرار است، اقدامات مسئولین و آنچه که شما در بزرگداشت‌های این‌چنینی تجربه کرده‌اید در چه مسیری اتفاق افتاده‌اند؟
        ابتدا به ساکن و با ادای احترام و ارادت نسبت به مقام ادبی شاعر شهیر ادبیات کشورمان مرحوم شهریار، باید بگویم نام‌گذاری سالروز تولد ایشان به عنوان روز شعر و ادب پارسی، نامی با مسمی نیست و اگر قرار است چنین نام‌گذاری انجام شود این عنوان بدون شک با توجه به نقش پرتاثیر نیما یوشیج، به این شاعر می‌رسد. در وهله دوم باید عرض کنم در سال‌های اخیر اخباری در خصوص برگزاری جلساتی در این روز می‌خوانیم و می‌شنویم و در برخی سال‌ها به ضیافت یا جلساتی به همین مناسبت دعوت می‌شویم؛ اما حقیقت آن است که هر کدام از این دست جلسات، نسبت واقعی با روز شعر و ادب فارسی ندارند و عمدتا برنامه‌هایی هستند که در هر کدام از ایام سال و توسط هر فرهنگ خانه یا موسسه دیگری قابل برگزاری هستند و به عبارت دیگر برنامه‌های اجرا شده در این سال‌ها به هیچ‌وجه در شان این نام‌گذاری نیستند.

        روز شعر و ادب فارسی عنوان بسیار بزرگی است و شایسته است  به این مناسبت مهم‌ترین برنامه‌های ادبیات کشور که دارای تاثیرات ملموس و واقعی بر ادبیات کشورمان باشند، برگزار شوند و پشت سرگذاشتن این روز به مثابه دیگر روزها -حتی مناسبتی- شانیت این نام‌گذاری را زیر سئوال برده است. من این ایراد را در لایه‌های عمیق¬تری از بنیان‌های فرهنگی  کشور جستجو می‌کنم و هرچه پیش می روم بیشتر متوجه می شوم انگار توقع برآورده شدن این انتظار، اساسا «در کشور ما انتظاری به جا نیست و اصولا» قابل به جا آوردن نیست؛ چرا که در کشور ما و به رغم تمام ادعاها در سطوح مختلف، ظاهرا فرهنگ در اولویت نیست و در هنگام تصمیم‌گیری‌ها اگر بنا باشد از چیزی صرف‌نظر شود،  آن گاه فرهنگ در اولویت قرار می‌گیرد و بنابراین تجارب من به من می‌گوید بزرگداشت ابتر روز شعر و ادب پارسی - به عنوان یکی از نمودهای روبنای فرهنگی کشور - در مسائل و مصائب زیربنایی  فرهنگ کشورمان ریشه دارد.

        دخت‌ایران: در آخر اگر صحبتی هست بفرمایید.
        در فضای جامعه امروز یکی از مهم ترین مسائل اجتماعی که زنان با آن درگیر هستند؛ مسئله تبعیض است. با وجود اینکه در فضای آرمانی هیچ ضرورتی به تفکیک زن و مرد نمی‌بینم، اما گاهی شاهد مسائلی هستیم که نمی‌توان آن‌ها را نادیده گرفت. بعد از انقلاب و متاثر از فضای دمکراتیک تر انقلاب، ما شاهد حضور زنان در عرصه‌های مختلف اجتماع بوده‌ایم، ولی فضای شعر ما در این خصوص دچار یک عقب‌گرد شده است. با وجود اینکه آموزه‌های دینی، ارزش‌های انقلاب و مدیریت کلان فرهنگی کشور بر مشارکت زنان در اجتماع تاکید دارند؛ اما واقعیت آن است که در حوزه شعر، فضا بسیار مردسالار است. تصور کنید شب شعری به مناسبت انقلاب اسلامی برگزار می‌شود، سی شاعر مرد در آن شعر می‌خوانند و یک بانوی شاعر برای شعرخوانی دعوت نمی‌شود؛ و این همان عقب‌گرد از آموزه‌ها و ارزش‌های انقلابی و دینی جامعه است.


        از وقتی که در اختیار دخت‌ایران قرار دادید سپاسگذارم.

         


          1. ارسال نظر



    1. خبرنامه
      جهت اطلاع از به روز شدن مجله اطلاعات خود را وارد نماييد .

      پایگاه اطلاع رسانی حورا ساده ماده مستر چنگال انجمن سلامت ایران مجله ایرانی انجمن بیان با حجاب سبک زندگی بچه شیعه ها کودک و مادر عمار کلیپ مجتمع نیکوکاری رعد خانواده سرآمد بلاغ سمن فروشگاه اینترنتی محصولات حجاب سلام نو علوم اجتماعی خبر اقتصادی وبلاگ نیوز تعامل تصویر دل چی بپزم؟ ایران زنان به دخت راز۵۷