
تعداد بازدید: 484
وقتی که موضوع این شماره را انتخاب کردیم و از نویسندگان مختلف دعوت به نوشتن درباره این موضوع کردیم، بعضیها بر این اعتقاد بودند که قبل از آنکه به «رنگ» لباس و پوشش بپردازیم، باید به «نحوه» و «نوع» پوشش بپردازیم؛ و البته ما نپذیرفتیم!
البته ما هم این را میپذیریم که متاسفانه تعریف و نگاه درستی به نوع و نحوه انتخاب پوشش وجود ندارد. در واقع از آنجایی که در طول این سالها، حرکت سازندهای در باب فرهنگسازی و تغذیه فرهنگی جامعه صورت نگرفته است، طبیعتا دچار بحران پوشش شدهایم. زیرا در دوره معروف به دوران گذار، برای طراحی پوشش نه از گذشته فرهنگی خود استفاده کردیم و نه برای آینده برنامهریزی نمودیم.
البته دلایل متعددی مثل انقلاب، جنگ، تحریم، اقتصاد، تهاجم فرهنگی و... که موجه و غیرموجه، در ورای این مشکلات فرهنگی نهفته است، مشکلات هدایت فرهنگی را توضیح میدهد؛ اما همین دلایل است که اهمیت موضوع انتخابی ما را نشان میدهد. اتفاقاتی مثل جنگ تحمیلی تاثیراتی را بر سلامت روانی ایرانیان داشته است؛ البته خدای ناکرده منظور بیماری روانی نیست! مردم به قدری درگیر اتفاقات ناخوشایند شدند که سادهترین امور زندگی عادی را فراموش کردند. مثلا یادشان رفت که باید شاد باشند و تفریح کنند. اگر خاطرتان باشد در شماره قبل هم در مورد اینکه مردم بلد نیستند تفریح کنند صحبت کردیم.
اما یکی از ابزارهای فرح و شادی، زیبایی بصری و دیداری است که باعث انبساط خاطر و آرامش ذهن میشود. جا دارد اینجا اشاره کنم که در برخی کشورها به خاطر همین زیبایی بصری به ماشینهایی که بدنه سالمی ندارند اجازه رفت و آمد نمیدهند؛ یا اجازه تغییر و مدرنسازی نمای سنتی ساختمانها را در محلههای قدیمی نمیدهند. و یکی از کوچکترین، اما مهمترین جلوههای بصری، رنگ لباسهای مردم است؛ رنگی که هم خودشان میبینند و هم دیگران.
همانطور که در مطالب این شماره میخوانید دین اسلام هم به استفاده از رنگهای متنوع و شاد تاکید کرده است. اما حتی علیرغم این تاکید دینی، باز هم بسیاری از مردم توجهی به رنگ لباس خود نمیکنند. افرادی که رویکرد مذهبی دارند به نوعی از به کار بردن رنگهای شاداب ترس دارند؛ و آنهایی که رویکرد دینی هم ندارند، به نوعی از آن سوی بام افتادهاند و در استفاده از رنگهای متنوع و گرم گاه آنقدر افراط میکنند که واژه «جلف» مطرح میشود. اما دلیل هر دو اینها چیزی نیست جز «عرف»!
عرفی که به نوعی نحوه شکل گرفتنش را توضیح دادیم، از رنگهای روشن اکراه دارد و رنگهای تیره را القا میکند. اما برای اصلاح این عرف اولا باید بدانیم که قواعد استفاده از رنگ در لباس چیست. تعریف این نکته در سطح گسترده بر عهده حکومت است. اما بدون تردید، عملی نمودن این تغییر چیزی جز عمل نمودن خود مردم نخواهد بود. البته زمینه سازی برای این تغییر و تشویق آنها هم مسئولیتی است که در وهله بعد بر دوش حکومت خواهد بود.
خلاصه آنکه در این شماره تلاش کردهایم گوشههای مختلف این موضوع را بیشتر برایتان باز کنیم. امیدواریم با خواندن این مطالب، آگاهانه به رنگ آنچه میپوشید اهمیت دهید و با دقت آنها را انتخاب کنید.
دختایران خوبی داشته باشید!
پینوشت:
- لازم است از طرف همه دوستان «دختایران» به آقای رسول آذرگون تبریک بگویم؛ ایشان در جشنواره مطبوعات امسال رتبه اول طنز مطبوعاتی را (البته به خاطر هنرمندیشان در روزنامه همشهری!) کسب کردند؛ البته علاوه بر خوشحالی از این اتفاق، افتخار همکاری با ایشان هم نصیب ما شد!
- مجله اینترنتی دخت ایران در جشنواره «زوج خوشبخت ایرانی» هم حضور فعال و پرمخاطبی داشت که جای تبریک و تشکر از خانم سارا خاتمی که بیشترین زحمتها را در این خصوص کشیدهاند و سایر دوستان مجله دارد.
البته ما هم این را میپذیریم که متاسفانه تعریف و نگاه درستی به نوع و نحوه انتخاب پوشش وجود ندارد. در واقع از آنجایی که در طول این سالها، حرکت سازندهای در باب فرهنگسازی و تغذیه فرهنگی جامعه صورت نگرفته است، طبیعتا دچار بحران پوشش شدهایم. زیرا در دوره معروف به دوران گذار، برای طراحی پوشش نه از گذشته فرهنگی خود استفاده کردیم و نه برای آینده برنامهریزی نمودیم.
البته دلایل متعددی مثل انقلاب، جنگ، تحریم، اقتصاد، تهاجم فرهنگی و... که موجه و غیرموجه، در ورای این مشکلات فرهنگی نهفته است، مشکلات هدایت فرهنگی را توضیح میدهد؛ اما همین دلایل است که اهمیت موضوع انتخابی ما را نشان میدهد. اتفاقاتی مثل جنگ تحمیلی تاثیراتی را بر سلامت روانی ایرانیان داشته است؛ البته خدای ناکرده منظور بیماری روانی نیست! مردم به قدری درگیر اتفاقات ناخوشایند شدند که سادهترین امور زندگی عادی را فراموش کردند. مثلا یادشان رفت که باید شاد باشند و تفریح کنند. اگر خاطرتان باشد در شماره قبل هم در مورد اینکه مردم بلد نیستند تفریح کنند صحبت کردیم.
اما یکی از ابزارهای فرح و شادی، زیبایی بصری و دیداری است که باعث انبساط خاطر و آرامش ذهن میشود. جا دارد اینجا اشاره کنم که در برخی کشورها به خاطر همین زیبایی بصری به ماشینهایی که بدنه سالمی ندارند اجازه رفت و آمد نمیدهند؛ یا اجازه تغییر و مدرنسازی نمای سنتی ساختمانها را در محلههای قدیمی نمیدهند. و یکی از کوچکترین، اما مهمترین جلوههای بصری، رنگ لباسهای مردم است؛ رنگی که هم خودشان میبینند و هم دیگران.
همانطور که در مطالب این شماره میخوانید دین اسلام هم به استفاده از رنگهای متنوع و شاد تاکید کرده است. اما حتی علیرغم این تاکید دینی، باز هم بسیاری از مردم توجهی به رنگ لباس خود نمیکنند. افرادی که رویکرد مذهبی دارند به نوعی از به کار بردن رنگهای شاداب ترس دارند؛ و آنهایی که رویکرد دینی هم ندارند، به نوعی از آن سوی بام افتادهاند و در استفاده از رنگهای متنوع و گرم گاه آنقدر افراط میکنند که واژه «جلف» مطرح میشود. اما دلیل هر دو اینها چیزی نیست جز «عرف»!
عرفی که به نوعی نحوه شکل گرفتنش را توضیح دادیم، از رنگهای روشن اکراه دارد و رنگهای تیره را القا میکند. اما برای اصلاح این عرف اولا باید بدانیم که قواعد استفاده از رنگ در لباس چیست. تعریف این نکته در سطح گسترده بر عهده حکومت است. اما بدون تردید، عملی نمودن این تغییر چیزی جز عمل نمودن خود مردم نخواهد بود. البته زمینه سازی برای این تغییر و تشویق آنها هم مسئولیتی است که در وهله بعد بر دوش حکومت خواهد بود.
خلاصه آنکه در این شماره تلاش کردهایم گوشههای مختلف این موضوع را بیشتر برایتان باز کنیم. امیدواریم با خواندن این مطالب، آگاهانه به رنگ آنچه میپوشید اهمیت دهید و با دقت آنها را انتخاب کنید.
دختایران خوبی داشته باشید!
پینوشت:
- لازم است از طرف همه دوستان «دختایران» به آقای رسول آذرگون تبریک بگویم؛ ایشان در جشنواره مطبوعات امسال رتبه اول طنز مطبوعاتی را (البته به خاطر هنرمندیشان در روزنامه همشهری!) کسب کردند؛ البته علاوه بر خوشحالی از این اتفاق، افتخار همکاری با ایشان هم نصیب ما شد!
- مجله اینترنتی دخت ایران در جشنواره «زوج خوشبخت ایرانی» هم حضور فعال و پرمخاطبی داشت که جای تبریک و تشکر از خانم سارا خاتمی که بیشترین زحمتها را در این خصوص کشیدهاند و سایر دوستان مجله دارد.

آخرین شماره :
زنان و اعتیاد
در مطالعات روانشناسی آزمایشی انجام میدهند که در آن قورباغهای را داخل قابلمهای پر از آب معمولی میگذارند و قابلمه را روی شعله آتش قرار میدهند. قورباغه هیچ واکنشی در مقابل گرم شدن تدریجی آب از خود نشان نمیدهد تا اینکه پس از مدتی، وقتی متوجه خطر میشود که دیگر کار از کار گذشته و سیستم عصبی بدنش از کار افتاده است. قورباغه دیگر نمیتواند حرکت کند و به سرانجام محتوم خود تن میدهد. یک تصور غلط در مورد اعتیاد که گاه مانند یک دام عمل میکند، توهم «اعتیاد برای دیگران اتفاق میافتد!» است. همین تصور اشتباه مردم را از خطرات اعتیاد غافل کرده و بدتر از آن اینکه عدهای با این باور غلط که «من معتاد نمیشوم.» برای تفریح به سراغ مخدرات میروند و بعد از مدتی به ناگهان میفهمند که دچار چه مصیبتی شدهاند.
اعتیاد... چرا و چگونه؟!
در ارتباط با اعتیاد باید سادهانگاری و سادهاندیشی را کنار گذاشت. بسیاری از افرادی که ادعا میکنند اعتیاد موضوع پیچیدهای است، نگاهی ساده و معمولی به این موضوع دارند و بعنوان یک معلول به آن حمله میکنند.
فرشتههایی برای نجات
بررسی وضعیت فعالیت نهادهای مسئول در موضوع اعتیاد
وقتی «عقل» تعطیل میشود!
چرا زنها معتاد میشوند؟
از تریاک تا آمفتامین
بررسی اعتیاد در زنان
شتری كه نباید سوار شد
مخدر در جهان مدرن با ظاهری آراسته به میان جمع میرود. نیازی به منقل و وافور و ژستهای آن چنانی نیست. میتواند به اندازه یك دارو مفید به نظر برسد.
سیگار نشانه شخصیت شماست!
«برای اونایی که هنرمندند، برای اونایی که دقیقاند، برای اونایی که روشنفکرند، برای اونایی که خوشتیپاند... سیگار کنت!"
ترس از سوسك و اعتیاد در زنان
در برخورد با یك زن معتاد چه رفتاری میكنیم؟
الف- سلام میكنیم
ب- چشمك میزنیم
ج- پیشنهاد ازدواج میدهیم
د- همه موارد
اعتیاد زنانه
اعتیاد زنانه
به همین سادگی
خلاصه: در زیر نمونههایی از انواع اعتیاد را به سمع و نظرتان میرسانیم كه اگر خدای ناكرده مبتلا به یكی از این انواع هستید، آگاه شوید و با خودتان كنار بیایید.
فقط و فقط به خاطر...!
«به شوهرم گفتم به خاطر اینکه پای این و آن به خانهمان باز نشود، حاضرم پا به پای او مواد بکشم. شوهرم ازپیشنهادم به گرمی استقبال کرد، به این ترتیب من به بهانه نجات شوهرم زندگیام را باختم.»
خود غلط بود...
نگاهی به جثه ریز مچاله شده كنار دیوار انداخت. فكر كرد شاید اگر آنهمه خاطره را میشد به یكباره از ذهن پاك كرد، این موجود نحیف اولین چیزی بود كه از مغز و دل و زندگی بیرونش میكرد.
ذغال خوب
دو چیز بیتاثیر نبوده؛ ذغال خوب و رفیق بد! بله امان از رفیق بد که سیگار را داد دستمان و گفت بکش، بقیهاش با من! من اینطوری نبودم که پلنگی بودم برای خودم. امان از...
در مطالعات روانشناسی آزمایشی انجام میدهند که در آن قورباغهای را داخل قابلمهای پر از آب معمولی میگذارند و قابلمه را روی شعله آتش قرار میدهند. قورباغه هیچ واکنشی در مقابل گرم شدن تدریجی آب از خود نشان نمیدهد تا اینکه پس از مدتی، وقتی متوجه خطر میشود که دیگر کار از کار گذشته و سیستم عصبی بدنش از کار افتاده است. قورباغه دیگر نمیتواند حرکت کند و به سرانجام محتوم خود تن میدهد. یک تصور غلط در مورد اعتیاد که گاه مانند یک دام عمل میکند، توهم «اعتیاد برای دیگران اتفاق میافتد!» است. همین تصور اشتباه مردم را از خطرات اعتیاد غافل کرده و بدتر از آن اینکه عدهای با این باور غلط که «من معتاد نمیشوم.» برای تفریح به سراغ مخدرات میروند و بعد از مدتی به ناگهان میفهمند که دچار چه مصیبتی شدهاند.
اعتیاد... چرا و چگونه؟!
در ارتباط با اعتیاد باید سادهانگاری و سادهاندیشی را کنار گذاشت. بسیاری از افرادی که ادعا میکنند اعتیاد موضوع پیچیدهای است، نگاهی ساده و معمولی به این موضوع دارند و بعنوان یک معلول به آن حمله میکنند.
فرشتههایی برای نجات
بررسی وضعیت فعالیت نهادهای مسئول در موضوع اعتیاد
وقتی «عقل» تعطیل میشود!
چرا زنها معتاد میشوند؟
از تریاک تا آمفتامین
بررسی اعتیاد در زنان
شتری كه نباید سوار شد
مخدر در جهان مدرن با ظاهری آراسته به میان جمع میرود. نیازی به منقل و وافور و ژستهای آن چنانی نیست. میتواند به اندازه یك دارو مفید به نظر برسد.
سیگار نشانه شخصیت شماست!
«برای اونایی که هنرمندند، برای اونایی که دقیقاند، برای اونایی که روشنفکرند، برای اونایی که خوشتیپاند... سیگار کنت!"
ترس از سوسك و اعتیاد در زنان
در برخورد با یك زن معتاد چه رفتاری میكنیم؟
الف- سلام میكنیم
ب- چشمك میزنیم
ج- پیشنهاد ازدواج میدهیم
د- همه موارد
اعتیاد زنانه
اعتیاد زنانه
به همین سادگی
خلاصه: در زیر نمونههایی از انواع اعتیاد را به سمع و نظرتان میرسانیم كه اگر خدای ناكرده مبتلا به یكی از این انواع هستید، آگاه شوید و با خودتان كنار بیایید.
فقط و فقط به خاطر...!
«به شوهرم گفتم به خاطر اینکه پای این و آن به خانهمان باز نشود، حاضرم پا به پای او مواد بکشم. شوهرم ازپیشنهادم به گرمی استقبال کرد، به این ترتیب من به بهانه نجات شوهرم زندگیام را باختم.»
خود غلط بود...
نگاهی به جثه ریز مچاله شده كنار دیوار انداخت. فكر كرد شاید اگر آنهمه خاطره را میشد به یكباره از ذهن پاك كرد، این موجود نحیف اولین چیزی بود كه از مغز و دل و زندگی بیرونش میكرد.
ذغال خوب
دو چیز بیتاثیر نبوده؛ ذغال خوب و رفیق بد! بله امان از رفیق بد که سیگار را داد دستمان و گفت بکش، بقیهاش با من! من اینطوری نبودم که پلنگی بودم برای خودم. امان از...













ببخشید,من با "عملی نمودن این تغییر چیزی جز عمل نمودن خود مردم نخواهد بود. البته زمینه سازی برای این تغییر و تشویق آنها هم مسئولیتی است ..." مخالفم. تجربه ثابت کرده که تلاش برای هر تغییری که در راستای بالا بردن روحیه مردم و شاد زندگی کردن باشه,محکوم به شکسته.این همه سال کسی نخواست (از مسئولین)این تغییر ایجاد بشه و تلاش مردم جوابی جز گرفتاری و "کمیته"و...نداشت و ...
خانم محمودی! شما که انتظار ندارید دولت یا گشت ارشاد بیاد و لباس مثلا قرمز آجری تن من و شما بکنند؟! فرایند تغییر عرف چرخه ایست که هر دو سمت باید در آن شرکت کنند. از یک سو دولت رسالت (و نه وظیفه!) فرهنگ سازی و زمینه سازی این تغییر رو بر عهده دارد و از سوی دیگر مردم باید با حرکت همسو با این فرهنگ سازی در این تغییر سهیم باشند. بدون همکاری و حرکت متناسب این دو سمت اتفاق خاصی نمی افتد. دقیقا مثال شما موید این مطلب است. در گذشته کمیته و در امروزه گشت ارشاد به دلیل "نبود حرکت فرهنگ ساز و هدایتگر دولتی" از یک سو و "حرکتهای هیجان زده و افراطی مردم" از سوی دیگر بود. برای تکمیل مطلب بد نیست این را هم اشاره کنم که برای تسریع این فرایند، فعالان و نخبگان باید حلقه واسط این دو سوی فرایند بشوند تا حرکتی صورت بگیرد. اگر دخت ایران این شماره را به این موضوع اختصاص می دهد نیز بای همین است که بر ضرورت برنامه ریزی فرهنگی در دولت و آگاه شدن مردم از سوی دیگر تاکید کند. موید باشید.
استنباطی که من از مطالب بخش اسلام کردم با اینکه عنوان کردید اسلام در استفاده از رنگ های شاد تاکید کرده تناقض دارد.ضمنا اصل صحبت ما طی این چند دهه, رنگ های مورد استفاده در بیرون است نه منزل و میهمانی ها.در ثانی اگر نویسندگان یا مصاحبه شوندگان گرامی به طور مستند منبعی را ذکر می کردند که اسلام" در خصوص رنگ " جلب توجه نکردن را ملاک دانسته بسیار نیکو بود زیرا همانطور که می دانید خوانش های افراد از روایات یا عدم آگاهی گاهی موجب صدمات جبران ناپذیری می شود. بنده شخصا به خاطر نمی آورم در کتاب مساله حجاب استاد مطهری راجع به رنگ لباس و محدودیت های آن صحبتی به میان آمده باشد. مساله ما همان عرف است که گاهی چون دیوی مخوف کلیه رفتارهایمان را کنترل می کند.به نظر می رسد برای شکستن برخی قواعد بی قاعده در عین حال که از خودمان شروع می کنیم مسئولین نیز نباید دوگانه عمل نمایند.یعنی رسانه ملی از یک سو کارکنانش را با متنوع ترین رنگها جلوی دوربین ظاهر کند و خوب که مردم تحت تاثیر مد جدید قرار گرفتند و ... در محیط کار یا خیابان به گونه ای دیگر با تو برخورد شود.نمی دانم چگونه است که وقتی من ایرانی رنگ قرمز را بر تن یک غربی در سرزمین خودش می بینم تنها احساس شادی و سرزندگی می کنم اما ایرانی ملبس به رنگ مذکور در اینجا هزارجور تداعی منفی را به ذهنم متبادر می کند.اتفاقا اینجا جایی است که بر خلاف سهراب نباید جور دیگری دید.و بالاخره پایان سخن اینکه حواسمان به افراط و تفریط ها باشد. سپاسگذار از حسن انتخابتان