جلسات زنانه... خوب، بد، زشت!
نوشتن از مسائل مذهبی در شرایط کنونی جامعه واقعا کار دشواری است! چرا که مردم ما عادت به نگاه دو گزینهای «کاملا خوب یا کاملا بد» دارند، اما مباحث مربوط به امور دینی و مذهبی، از آن دست مطالبی هستند که به شدت باید از نگاه «صفر و یکی» یا «سیاه و سفید» به آنها پرهیز کرد. در مسایل دینی لازم است که با نگاهی جامع و مانع تمامی جوانب را ارزیابی نمود و بعد نتیجهگیری کرد که آن مقوله چقدر درست است و چقدر خطا در آن وارد شده است.
موضوع «خانوم جلسهایها» و جلسات زنانه که غالبا در منازل تشکیل میشوند هم از این دست هستند. بنابر این ما در این شماره سعی کردهایم جوانب مختلف این سوژه را بررسی کنیم و با شما در میان بگذاریم. جلسات زنانه سالهای زیادی است که در منازل، مساجد یا حسینیهها برقرار میشدهاند؛ اما در طی این سالیان آسیبهای زیادی به این مراسم صدمه زده است. در گذشته، محوریت این مراسم حول مساجد و افراد منتسب به مساجد بود. از دوران کودکی خاطرم هست که زنان همسایه برای این مراسم بیشتر در مسجد دور هم جمع میشدند؛ البته هر از چند گاهی، همان گروه و با همان هویت منتسب به مسجد، در منزل هر یک از همسایگان هم برنامه داشتند.
اما این مراسم بدون نظارت و کمک از مساجد به منازل منتقل شد، بدون آنکه آن هویت و افراد منتسب به مساجد و نهادهای معتبر مذهبی نیز آن را همراهی کنند... بنابر این کالبدی ماند بدون روح! کم کم چهرههای جدیدی که حرفهای «قشنگی» میزدند وارد این عرصه شدند؛ و چه بسیار خانمهای بانی این مراسم که به صرف ظاهر زیبا، و بدون توجه به عمق و محتوا، برای جذب مخاطب بیشتر به این افراد اقبال نشان دادند.
البته «خانوم جلسهایها»ی اصیل قدیمی همچنان به کار خود ادامه دادند، اما به طور کلی میشود آنها را در دو دسته تقسیم کرد: دسته اول آنهایی بودند که به روش سنتی و اندوخته ثابت خود اکتفا کردند و در نتیجه کم کم مخاطب (جوان) خود را از دست دادند. مخاطبی که حرفهای نو میخواست به سمت دیگری حرکت کرد.
دسته دوم کسانی بودند که به تدریج با مطلوبات و خواستههای جامعه پیش رفتند و با افزایش دانش خود، زبان روز مخاطب را هم پیدا کردند و جایگاه خود را حتی محکمتر از قبل کردند. بخشی از مخاطبانی که حرفهای جدیدی میخواستند به این سمت گرایش پیدا کردند.
اما بسیاری از این مخاطبان که دانش و بصیرت چندانی در تشخیص سره و ناسره نداشتند، گرفتار همان حرفهای «قشنگ» کسانی شدند که یا به دنبال کسب درآمد بودند، یا به دنبال ترویج افکار انحرافی. البته وقتی میگوئیم افکار انحرافی، فکر نکنید این افکار، تفکرات شاخ و دم داری است که روی پیشانیاش نوشته شده باشد «منحرف»... نه! همانطور که دوست عزیز ما در
این مطلب نوشته است، کسانی که به دنبال ارائه تفکرات ساختگی هستند، از همان بدیهیات دین اسلام شروع میکنند و به تدریج و خیلی نامحسوس به بیراهه تغییر جهت میدهند؛ وگرنه چه کسی حاضر میشود در بیابانهای اطراف کرج به زیارت خانه خدا و سعی صفا و مروه برود؟! اگر به شما بگویند امام سیزدهمی ظهور کرده، در حد شوخی از کنارش میگذرید، ولی بودند افرادی که به مدعی این حرف پوچ ایمان آوردند و فدایی او شدند!
نیاز معنوی فطری مردم و تشنگی آنها برای معارف معنوی از یکسو، و سادگی و کماندیشگی مردم از سوی دیگر، باعث شده است تا فرصتطلبان زیادی به فکر سودجویی بیافتند. در آمریکا فردی مدعی میشود نم زیر یک پل شمایل حضرت مریم مقدس(س) است و از مردم برای زیارت آن پول میگیرد؛ در حوالی شهرک غرب تهران نیز فردی مدعی میشود نم دیوار یک سرویس بهداشتی تمثال حضرت ابالفضل(ع) است و از مردم سودجویی میکند!
هر چند همه عقاید ناصحیح اینقدر انحرافی نیستند. وجه دیگری از دینداری ناسالم که از طریق جلسات خانگی ترویج میشود آنهایی است که چیزی اضافه بر مبانی دین اسلام را نمیگویند، اما مبانی اسلام را هم به طور کامل نمیگویند و به تعبیر قرآن «یومنون ببعض...»! از آنجایی که این افراد معمولا وجوه آسان دین را ارائه میدهند، طبیعتا با اقبال خوبی مواجه میشوند؛ چرا که هم طبع معنویتطلبی افراد را پاسخ میدهند و هم طبع راحتطلبی آنها را.
به هر ترتیب، به نظر میرسد مهمترین اقدام برای ساماندهی این مراسم دمیدن مجدد آن روح مفقوده به کالبد آن است. اگر این برنامهها با نهادهای معتبر و مطمئن دینی مانند مساجد، حوزههای علمیه و... پیوند بخورند، نه تنها از آسیب آنها کاسته خواهد شد، بلکه پایگاه مستحکمی را برای فرهنگسازی و ایجاد تغییرات سازنده در جامعه به دست خواهد داد. امیدواریم نهادهای فرهنگی و مذهبی، دست از خمودگی و انفعال خود بردارند و با تکیه بر پایگاه و تجربه «خانوم جلسهایها»ی معتبر و معتمد، برای ساماندهی این مراسم اقدام نمایند.