قدیمترها زن خانهدار معروف بود به اینکه از هر انگشتش یک هنر میریزد و دختران سعی میکردند قبل از رفتن به خانه بخت، انگشتان خود را آماده هنرنمایی کنند تا مایه آرامش و رضایت شوهر و فرزندانشان شوند. خوب، آن موقع زندگیها و دغدغههای زندگی خیلی سادهتر از امروز بودند، و در نتیجه تعریف خانه داری هم ساده بود.
اما رفته رفته با تغییر سبک زندگی و سرعتی که فناوری به زندگی میداد، این تعریفها هم باید تغییر میکرد، که نکرد! زنان خانهدار به دو دسته تقسیم شدند؛ یک عده ترجیح دادند در خانه بمانند و قید به روزشدن را بزنند، و عدهای هم تصمیم گرفتند قید خانه را بزنند و به مکاشفه دنیا و زندگی جدید بشتابند. (به عبارت دیگر، افراط و تفریط!) بدتر از این آن که خود زنان این دو طیف هم از یکدیگر بیشتر فاصله گرفتند.
اولین ارمغان نافرخنده این اتفاق این بود که زنان از بازتعریف هویت خودشان باز ماندند. چرا که زنان خانهدار از ملزومات زندگی جدید و نحوه زندگی زنان شاغل اطلاعات دقیقی نداشتند؛ و زنان شاغل هم خواه ناخواه وظایف خانهداری را نیز همچنان بر دوش میکشیدند و دچار هویت دوگانهای شده بودند. کارشناسان هم که...!
با از بین رفتن این هویت، زنان خانه دار اعتبار و شان گذشته خود را از دست دادند و به عضو سادهای از خانه و خانواده تبدیل شدند؛ نه انگیزهای به جا ماند و نه برنامهای! به همین دلیل است که زنان جوان امروزی، بیشتر از مادرانشان کسل و بیحوصله میشوند؛ وقتشان تلف میشود و متاسفانه باید بگویم که موارد متعددی را دیدهام که حتی افسرده نیز شدهاند. تعجب نکنید، ولی دلایل عمده این امر را در
این مطلب بخوانید. زنان شاغل هم که در بیهویتی خویش باقی ماندند.
زنان ما باید بدانند که خانه دار بودن هیچ تناقضی با حضور در اجتماع ندارد؛ بلکه این دو موضع میتوانند به همدیگر کمک هم بکنند. نکته دیگر این است که حضور در اجتماع فقط به معنای اشتغال و کار کردن تمام و حتی نیمه وقت نیست. در واقع حلقه مفقودهای که زنان خانهدار و شاغل ما را به هم متصل میکند، همین نکات است.
بیائید نکتهها و اصول زیر را به عنوان راه حل مقدماتی در نظر داشته باشیم:
- زن خانهدار با سنتیترین تعریفها هم نیازمند یک سری مهارتها و اطلاعات است. این مهارتها فقط هنر خانهداری و آشپزی که در چندین و چند برنامه تلویزیونی به خورد زنان داده میشود، نیست! مهارتهایی مد نظر است که هر فردی بهتر است به آنها مجهز باشد؛ مثل مهارت حل مساله، خلاقیت و نوآوری و... تازه اینها علاوه بر مهارتها و دانشی است که زن خانهدار برای رتق و فتق بهتر امور خود و مدیریت اعضای خانواده به آنها احتیاج دارد.
- یک اشتباه عمده زنان خانهدار ماندن در خانه است! منظور ماندن فیزیکی نیست که بگویید با باشگاه رفتن و کلاسهای مختلف جبران میشود. البته اینها هم خوب است؛ اما ذهن زنان نباید به مسایل داخل خانه محدود شود. خوشبختانه در جامعه امروز فرصتهای زیادی برای فعالیت اجتماعی وجود دارد که زنان هم میتوانند به آنها بپیوندند. فعالیتهای داوطلبانه، سازمانهای مردم نهاد، تشکلهای مذهبی، علمی و اجتماعی نمونههای خوبی از این مساله هستند.
- علاوه بر اینها، همانطور که در بعضی مطالب دیگر این شماره هم اشاره شده است، کارهای درآمدزای مختلفی نیز وجود دارند که زنان میتوانند در محیط خانه انجام دهند و درآمدی متناسب با آن داشته باشند. اگر منصف باشیم، به جز زنانی که واقعا نیاز مالی دارند، حقیقتا ضرورتی ندارد که زنان بخواهند درآمد آنچنانی داشته باشند. کسب درآمد وظیفه مرد است و شوهر موظف است که نیاز مالی همسرش را برطرف کند. استقلال مالی کامل زن هم ممکن است خود مشکلاتی به همراه آورد که در مطالب این شماره خواهید خواند. پس اگر زنی هم خواست کاملا وابسته نباشد، میتواند به کارهای مختصر و درآمد مختصر در منزل اکتفا کند؛ ترجمه، نویسندگی، کارهای هنری و آموزش آنها و... پیشنهادهای مناسبی به نظر می رسند.
- مطالعه، کارهای فکری، کارهای پژوهشی و دورههای علمی و آموزشی هم که به طور حتم تاثیر زیادی خواهند داشت.
مطمئن باشید اگر این روشها و نکتهها را رعایت کنید، زن خانهدار بودن نه تنها برای شما، که رای خانواده و همسرتان نیز افتخارآمیزتر از هز شغلی خواهد بود.