شاید با خواندن عنوان این شماره یا این مطلب اولین تصویری که به ذهن برسد، زنانی چروکیده، زشت، کثیف و چندشآور باشد. ولی باور کنید مدتهاست انحصار اعتیاد از این تیپ و ظاهر درآمده است. اکنون افرادی به سرحالی و خوش تیپی شما ممکن است معتاد باشند! منتها فرق آنها با شما در اینجاست که آنها در ظاهر مثل شما هستند و در خلوت خود، باید این سرحالی را به طور مصنوعی در خود ایجاد کنند.
یک تصور غلط دیگر در مورد اعتیاد که گاه مانند یک دام عمل میکند، توهم «اعتیاد برای دیگران اتفاق میافتد!» است. همین تصور اشتباه مردم را از خطرات اعتیاد غافل کرده است و بدتر از آن اینکه عدهای با این باور غلط که «من معتاد نمیشوم.» به سراغ مخدرات میروند و بعد از مدتی به ناگهان میفهمند که دچار چه مصیبتی شدهاند. در مطالعات روانشناسی آزمایشی انجام میدهند که بیشباهت به این ماجرا نیست: در این آزمایش قورباغهای را در قابلمهای پر از آب معمولی میگذارند و قابلمه را روی شعله آتش قرار میدهند. قورباغه هیچ واکنشی در مقابل گرم شدن تدریجی آب از خود نشان نمیدهد تا اینکه پس از مدتی، وقتی متوجه خطر میشود که دیگر کار از کار گذشته و سیستم عصبی بدنش از کار افتاده است. قورباغه دیگر نمیتواند حرکت کند و به سرانجام محتوم خود تن میدهد.
اما از سوی دیگر، اقدامات مسئولان و نهادهای مربوطه نیز در این خصوص قابل تامل است. باید اعتراف نمود که اقدامات صورت گرفته در امر «مبارزه» با مواد مخدر نه تنها از لحاظ کیفی، بلکه از لحاظ کمی نیز در دنیا کمنظیر بوده است. اما ظاهرا از آنجایی که مبارزه با مواد مخدر، بیشتر مستلزم برخورد نظامی است، در خصوص «پیشگیری» از اعتیاد نیز همین نگرش تسری پیدا کرده است. همین امر از دلایل عمده ضعف کیفی در برنامههای پیشگیری از اعتیاد در ایران بوده است. به طور کلی ضرورت پیشگیری و اولویت آن نسبت به درمان هنوز برای مسئولان در حد جملات شعارگونه باقی مانده و به یک امر جدی تبدیل نشده است.
اگر چه زحمات ستاد مبارزه با مواد مخدر و نیروی انتظامی قابل تقدیر است، اما اشکال دیگری که در این خصوص میتوان به مسئولان این نهادها گرفت، ضعف در همکاری و جلب مشارکت سازمانها و نهادهای اجتماعی و مردمی است. صدا و سیما، سازمان ملی جوانان، سازمان تبلیغات اسلامی، سازمان بسیج، آموزش و پرورش، وزارت علوم و دهها دستگاه دولتی دیگر تنها در حد برنامههای دهان پرکن و کم دردسر با این ستاد همکاری دارند؛ سازمانهای غیردولتی نیز که در زمینه پیشگیری توفیق چندانی در همکاری با ستاد نداشتهاند. در این میان صدا و سیما به دلیل ضریب نفوذ منحصر بفرد در میان مردم، آموزش و پروش به دلیل امکان تربیت ریشهای از سنین پایین، و سازمانهای مردمنهاد به دلیل مشارکت مردمی از مهمترین ابزارهایی هستند که متولیان مبارزه با مواد مخدر و اعتیاد میبایست با یک راهبرد فکر شده و متقن با آنها همکاری نمایند تا به بهترین نحو به پیشگیری از اعتیاد به مواد مخدر دست یابند.
اما چرا اعتیاد و زنان؟ آیا اعتیاد مسالهای جنسیتی است؟!
در پاسخ باید گفت اعتیاد به خودی خود جنسیت ندارد؛ اما از یک سو، تاثیرات مخربتری که بر بدن زنان دارد، و از سوی دیگر، شرایط اجتماعی موجود در رابطه با زنان معتاد، باعث افزایش حساسیت اعتیاد در زنان میشود. علاوه بر این، با تولید و رواج مخدرات صنعتی جدید که حساسیت سنتی در رابطه با آنان وجود ندارد، و تاثیرات جانبی کوتاه مدتی که بر مصرف کنند میگذارند، سبب شده تا زنان اقبال ناآگاهانه بیشتری به این نوع مواد داشته باشند. البته جمعها و تعاملات زنانه را هم به این دلایل بیافزایید. به عنوان مثال شیشه در اوایل مصرف باعث لاغری میشود؛ این تاثیر جانبی کوتاه مدت در بسیاری از باشگاههای ورزشی زنانه در حال تبلیغ و ترویج است. متادون، آمفتامین و غیره نیز از همین دست هستند.
موضوع دیگری که باعث اهمیت بیشتر اعتیاد در زنان میشود، نقش تربیتی و تاثیرگذار زن در خانواده است. زن در هر دو نقش همسری و مادری بیش از یک مرد در اعتیاد خانواده خود موثر خواهد بود.
در مجموع، به همین دلیل است که این شماره از مجله دختایران به موضوع اعتیاد در زنان اختصاص یافته است تا حساسیت زنان به این موضوع را برانگیخته و با دادن اطلاعات، آگاهی آنها را افزایش دهد. لازم به ذکر است که رایزنیها و مکاتبات زیادی صورت گرفت تا در این شماره گفتگوهایی با مسئولین ستاد مبارزه با مواد مخدر و نماینده دفتر مبارزه با مواد مخدر سازمان ملل متحد در ایران داشته باشیم که متاسفانه، شاید به همان دلایل فوق، میسر نشد. هر چند همکاری ستاد در ارائه اطلاعات محتوایی و معرفی برخی کارشناسان قابل تقدیر و تشکر است.