1444
مجله اینترنتی
زنان و خانواده
کانال دخت ایران
      • کشوری که چندین هزار سال تاریخ تمدن را بر دوش می‌کشد، به طور حتم فرهنگ دیرینه و کهنی نیز از آن خود دارد. ایران از قرنها و هزاره‌های پیش همواره فرهنگ آزاده بودن را در سابقه خود نشان داده است. به همین دلیل هرگز نیروها و قدرتهای بیرونی نتوانستند و نخواهند توانست به مدت طولانی بر این کشور و مردم آن غلبه کنند. با ورود اسلام به ایران این روحیه آزادگی قوت دوچندانی یافت و تاثیرات مضاعفی در پی آن آمد.
        از یک سو مردم با آموزه‌های اسلامی و درس‌های کربلا شهادت را آموخته بودند و ارزش‌های جدیدی پیش رویشان قرار گرفته بود که دیگر به هیچ وجه حاضر به پذیرش زور و تهاجم نبودند.
        سوت اول
        کشوری که چندین هزار سال تاریخ تمدن را بر دوش می‌کشد، به طور حتم فرهنگ دیرینه و کهنی نیز از آن خود دارد. ایران از قرنها و هزاره‌های پیش همواره فرهنگ آزاده بودن را در سابقه خود نشان داده است. به همین دلیل هرگز نیروها و قدرتهای بیرونی نتوانستند و نخواهند توانست به مدت طولانی بر این کشور و مردم آن غلبه کنند. با ورود اسلام به ایران این روحیه آزادگی قوت دوچندانی یافت و تاثیرات مضاعفی در پی آن آمد.
        از یک سو مردم با آموزه‌های اسلامی و درس‌های کربلا شهادت را آموخته بودند و ارزش‌های جدیدی پیش رویشان قرار گرفته بود که دیگر به هیچ وجه حاضر به پذیرش زور و تهاجم نبودند. از سوی دیگر علمای دینی و روحانیون نقش ویژه‌ای در نقد حکومتها و هدایت مردم به سمت رویکرد اسلامی ایفا می‌نمودند. بنابر این، هر چه تاریخ پیش می‌رفت، این نقش‌ها پررنگ‌تر می‌شد. ابتدا روحانیون و مراجع عظام تقلید به این جریان قوت بخشیدند و تناقضات عملکرد پادشاهان با دین اسلام و منافع ملی را گوشزد می‌کردند. شاید تحریم تنباکو شاخص‌ترین این اقدامات باشد.
        به هر ترتیب مردم از روحانیون آموختند تا از دین و کشور خود دفاع نمایند و حق را طلب کنند. این فرایند با ایفای نقش پررنگ روحانیون به مرور زمان به حرکتهای سیاسی و انقلابی در جامعه ایران منجر شد. انقلاب مشروطه، اقدامات شیخ فضل الله نوری، آیت الله مدرس و امثال ایشان از شاخص‌های این تحرکات هستند. پس از تجربه انقلاب مشروطه و عدم موفقیت نهایی آن به دلیل دسیسه‌های خارجی و داخلی، تلاشهای دیگری هم صورت گرفت که اگر چه به موفقیت نهایی نرسیدند، اما تاثیر خود برای زمینه سازی انقلاب ۵۷ را به دنبال داشتند.
        اما یک نکته در تمامی این انقلابها و تحرکات وجود داشت که وجه تمایز آنها با انقلاب اسلامی سال ۵۷ بود؛ و همان یک تفاوت دلیل عمده عدم موفقیت آنها بود: نقش آفرینی زنان. پیش از انقلاب اسلامی، نقش کمرنگ زنان در جامعه و اصطلاحا مردسالاری جامعه ایران باعث می‌شد زنان نقشی در کشور نداشته باشند. حتی در میان زنان درباری نیز این نقش در مقایسه با سایر مناصب کمرنگتر بود. امام خمینی با شناخت تاثیری که زنان به صور بنیادین در جامعه می‌گذارند و نقشی به که عنوان هدایتگر و پشتیبان در خانواده‌ها می‌توانند داشته باشند، می‌دانستند که بدون حضور نیمی از جامعه،انقلاب به ثمر نخواهد نشست. لذا از همان ابتدای جنبش‌های انقلابی زنان را به حضور در این فضا تشویق نمودند و در نهایت موفق به رهبری این انقلاب تا پیروزی نهایی شدند.
        پس از انقلاب دیگر حضور زنان به امری نسبتا طبیعی تبدیل شد؛ اما این عادت نباید از اهمیت آن بکاهد و ارزش آن را ناچیز جلوه نماید. چرا که آینده فرهنگی یک ملت نیز بدون ایفای نقش زنان ممکن نخواهد بود. به همین دلیل است که مقانم معظم رهبری نیزز به دفعات بر نقش پررنگ زنان تاکید فرموده‌اند و مسایل زنان را از مسایل درجه اول نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران می‌دانند.
        اما تحولات انقلاب اسلامی ایران تنها به این کشور محدود نمی‌شد؛ ارزش‌ها و مبانی اسلامی در جهان مطرح شدند و ایران اسلامی به قطب آمال مردم مسلمان جهان و الگویی برای کشورهای اسلامی تبدیل شد...

        سوت دوم
        بیداری اسلامی در منطقه خاورمیانه و تحولات ناشی از آن به طور ظاهری با خودسوزی یک جوان تونسی آغاز شد. این جوان که سبزی فروش دوره گردی بود که با داشتن مدرک کارشناسی و تحصیلات دانشگاهی، به دلیل مشکلات اقتصادی مملکت خود موفق به پیدا کردن شغل نشده بود. این خودسوزی و کشته شدن جوان تونسی باعث ناآرامی در تونس و خیلی زود منجر به فرار زین العابدین بن علی شد.
        همین اتفاق کافی بود تا یک بمب ساعتی که مدتها نهفته بود، با این جرقه منفجر شود. اما این بمب چه بود؟!
        در وهله اول همه چیز مادی و اقتصادی به نظر می‌رسد. تحلیلگران غربی به بررسی وضعیت اشتغال و درآمد تونس و سایر کشورهای منطقه پرداختند و تلاش نمودند از این منظر همه چیز را تفسیر کنند. اما حقیقت نهفته در پس ماجرا آن بود که غرب تلاش می‌نمود تا دلیل اصلی این تحولات را پنهان کند. برای رمزگشایی از این سیاست غربی باید نگاه دقیق‌تری به منطقه انداخت تا علاوه بر این رمزگشایی، جایگاه بیداری اسلامی در این ملتهار ا هم دید.
        همزمان با اتفاقات تونس، مردم مصر و بحرین نیز به جنب و جوش افتادند. بحرین کشوری است که شاید به دلیل کوچکی به سختی روی نقشه جهان یافت شود؛ اما از اقتصاد خوبی برخوردار است و درآمد نفتی‌اش در برابر جمعیت اندکش ثروت هنگفتی ایجاد کرده است. پس اولین کشوری که مشکلات اقتصادی در مورد آن صدق نمی‌کند بحرین است؛ البته در مورد این کشور در ادامه بیشتر خواهیم گفت.
        همزمان با ادامه جنبش‌ها کویت که یکی از ثروتمندترین کشورهای منطقه است بلافاصله به هر شهروند خود حدود دو هزار دلار پاداش یا به تعبیری حق‌السکوت داد تا مبادا مردم مرفه این کشور اعتراض نکنند. پس از آن نوبت به لیبی رسید. لیبی یکی از توسعه یافته ترین کشورهای آفریقایی است که نه تنها خود، بلکه سایر کشورهای آفریقایی را نیز کمک می‌کرد تا به استقلال و رفاه دست یابند. بنابر این، ناآرامی در لیبی نیز نمی‌توانست جنبه اقتصادی داشته باشد.
        از سوی دیگر با نگاهی به تاریخچه انقلابها و جنبشهای مختلف جهان و به خصوص ایران متوجه خواهیم شد چنین تحولات گسترده‌ای به هیچ وجه به طور ناگهانی خلق نمی‌شوند. اینجاست که می‌توان به وجود آن «بمب ساعتی» پی برد. این بمب ساعتی همان چیزی است که مقام معظم رهبری هوشمندانه آنرا تشخیص دادند و «بیداری اسلامی» نام نهادند. در حقیقت این تاثیر انقلاب اسلامی بود که مردم مسلمان منطقه را در آرزوی ارزشها و احکام اسلامی قرار داده بود. نگاه دیگری به تحولات کشورها این مطلب را بهتر بازگو می‌کند.
        به عنوان نمونه، پس از سقوط دولت بن علی در تونس، اولین اتفاق ملی و جمعی در این کشور، پخش اذان از رسانه‌ها و برگزاری پرشکوه نماز جماعت است. مردم مصر در جریان اعتراضات خود خط لوله انتقال گاز به رژیم اسراییل را چندین بار منفجر می‌کنند؛ در قاهره به ساختمان سفارت این رژیم حمله برده و آن را اشغال می‌کنند. اما در راس همه اینها نتایج انتخابات و مطالبات مردمی برای تغییرات قانون اساسی است. حزب النهضه در تونس و اخوان المسلمین در مصر مهمترین احزاب اسلامگرای این کشورها هستند که باختلاف قابل توجهی در انتخابات رای می‌آورند. تغییر قانون اساسی این کشورها برای تطابق با احکام اسلامی نیز تیر خلاص این انقلابها به توطئه‌های غربی برای مصادره این جنبشها و مادی جلوه دادن آنها است.
        اما برای درک صحیح از سیاست بین المللی در این خصوص، باید نگاهی هم به بحرین و سوریه انداخت. بحرین کشوری کوچک، اما ثروتمند و استراتژیک است که قرنها پیش از استانهای ایران بود. با بی‌کفایتی پادشاهان ایران و توطئه انگلیس این استان از ایران جدا شد و خاندان آل خلیفه با زمینه سازی انگلیس در این کشور تازه تاسیس به قدرت رسید. نقش انگلیس از آن جهت حائز اهمیت است که در کشوری که حدودا ۸۰ درصد مردمش شیعیان هستند، یک خاندان اهل سنت بر قدرت قرار می‌گیرد و مستکبرانه حقوق شیعیان را زیرپا می‌گذارد.
        سوریه نیز کشوری استراتژیک است که مرز مشترکی با رژیم اشغالگر قدس دارد و از متحدان برجسته ایران، حزب الله لبنان و حماس در فلسطین به شمار می‌آید. طبیعتا حضور چنین کشوری در کنار مرزهای رژیم اسراییل، اجازه شیطنت را از آنها می‌گیرد و خطری همیشگی برای اسراییل تلقی می‌شود.
        بنابر این، دولتهای غربی که ردپای اسلام و آزادیخواهی اسلامی را در منطقه احساس نمودند و تاثیر ایران و نفوذ کلام مقام معظم رهبری را در این جنبش‌ها شاهد بودند، این بار به ایفای نقش مستقیم‌تر پرداختند. بحرین تنها کشور با اکثریت شیعه در میان کشورهای انقلابی منطقه است؛ تنها کشوری است که مردم فقط و فقط تظاهرات و اعتراضات مسالمت آمیز در آن داشتند؛ تنها کشوری است که مردم خواهان تغییر بودند و بعد از ظلمهای شدید آل خلیفه خواستار برکناری این رژیم شدند؛ و از همه مهمتر آنکه بحرین محل استقرار پایگاه پنجم نیروی دریایی ارتش آمریکا یا استراتژیک ترین پایگاه نظامی آمریکا در منطقه است.
        بنابر این بهترین راهبرد غرب پنهان نمودن تحولات بحرین و ستم‌های آل خلیفه و در عوض فتنه‌انگیزی در سوریه و متشنج کردن این متحد مقاومت اسلامی و صد البته رسانه‌ای نمودن آن است. بدین ترتیب است که سوریه با دخالت بیرونی و استفاده از تروریستها دچار ناآرامی و رعب و وحشت می‌شود. و رسانه‌‌های غربی که دو سال پیش از آن، در مورد ایران جوسازی و دروغ پراکنی کرده بودند، اکنون همان سناریو را در مورد سوریه پیاده نمودند.
        اما باز هم باید در تمام این کشورها و تحولات آنها نقش زنان را زیر ذره بین برد و در آن دقت نمود. چه در جوسازی عیله سوریه، چه در انحراف انقلاب یمن و اعطای جایزه صلح نوبل به توکل کرمان و چه در بحرین نقش زنان حائز اهمیت می‌شود. اگر زنان بحرین نبودند، همان ابتدای امر که رژیم آل خلیفه تقریبا تمامی مردان را به زندان افکند، شعله انقلاب خیلی زود خاموش می‌شد؛ اما با همت شیرزنان این کشور این اتفاق نیافتاد.

        سوت سوم
        گام سوم مرحله‌ای است که وعده آن را مقام معظم رهبری پیش از اینها داده‌اند. سرایت انقلابها به غرب و تاثیر و گسترش اسلام در جهان. بنابر این باید نگاه دقیقتر و هوشمندانه تری به تحولات اروپا و آمریکا داشته باشیم. اگر دانشجویان یونانی به دنبال احقاق حق خود هستند؛ اگر دانشجویان انگلیسی به بهانه‌های مختلف به خیابان می‌ریزند و با پلیس درگیر می‌شوند تا حقوق خود را احیا کنند؛ اگر در اسپانیا مردم و دانشجویان مدتها تحصن می‌کنند تا خواستار تغییر در دولت و حکومت شوند؛ و در نهایت اگر در آمریکا عده‌ای از جوانان با الهام از تجمعات میدان التحریر مصر در مقابل بازار بورس وال استریت و نماد سرمایه‌سالاری غربی تجمع می‌کنند و به تمام ایالات متحده سرایت می‌کند به دلیل بروز عوامل مشترکی در بین تمام این مردم و ملتهاست.
        ساده انگاری است اگر این اتفاقات را تنها و تنها به دلیل مشکلات اقتصادی بدانیم. درد اقتصادی شاید مردم را به دزدی و قانون شکنی وادار نماید، اما هرگز آنقدر اصالت و اعتبار ندارد که ملیت را به جنبش درآورد و ماهها در سرما و گرما در خیابانها جمع کند؛ اینقدر ارزش ندارد که مردم برایش کتک بخورند، سوزش اسپری فلفل را تحمل کنند و برایش جان بدهند. آنچه در این کشورها اتفاق افتاده این است که روحیه آزادگی، حق جویی، عدالت طلبی و مطالبه‌گری در حال تزریق تدریجی و سرم گونه به توده مردم است. و اینها جانمایه رویکرد و روش اسلامی است.
        مردم غرب دیگر نمی‌خواهند و نمی‌توانند چشم و گوش بسته تحت تاثیر رسانه‌ها و القائات سیاستمداران خود باشند. به عبارت دیگر، مردم اروپا و آمریکا بدون آنکه بدانند، به رویکردهای اولیه اسلامی روی آورده‌اند. لزومی ندارد که مسلمان باشند، مهم این است که به آزاداندیشی و رهایی از سلطه فکری جامعه خود دست یابند. و این مقدمه بیداری اسلامی است. اگر مردم مسلمان خاورمیانه سالهای متمادی این ارزش‌ها و آموزه‌ها را داشتند و از آن استفاده نمی‌کردند، و اینک با گسترش بیداری اسلامی این نگاه اسلامی را احیا نموده‌اند؛ مردم اروپا و آمریکا نیز تشنه به دست آوردن این آموزه‌ها شده‌اند و به دنبال جایگزینی برای تعالیم مادی غربی هستند و در آینده نه چندان دور به آن دست خواهند یافت.
        مطمئنا این جنبشهای مردمی در غرب نیز اگر بدون همکاری و مشارکت زنان باشد، محکوم به فنا خواهد بود. اماخوشبختانه از ابتدای امر زنان در این جنبش‌ها حضور فعالی داشته‌اند و باید امید داشت با تداوم حضور خود، در موفقیت این بیداری فطری نقش خود را ایفا کنند.
          1. امتیازدهی:
            لطفا منصفانه امتیاز دهید.
              1.  
              2. ۴۰%
              3. تعداد: ۰۳ رای
          1. ارسال نظر



    1. خبرنامه
      جهت اطلاع از به روز شدن مجله اطلاعات خود را وارد نماييد .

      پایگاه اطلاع رسانی حورا ساده ماده مستر چنگال انجمن سلامت ایران مجله ایرانی انجمن بیان با حجاب سبک زندگی بچه شیعه ها کودک و مادر عمار کلیپ مجتمع نیکوکاری رعد خانواده سرآمد بلاغ سمن فروشگاه اینترنتی محصولات حجاب سلام نو علوم اجتماعی خبر اقتصادی وبلاگ نیوز تعامل تصویر دل چی بپزم؟ ایران زنان به دخت راز۵۷