دست روی دلتان نمیگذارم، که «خونه». (این «خونه» به معنی «خانه» نیست، بلکه منظور از «خونه»، «خون است»، است. ) به من چه ربطی دارد که دخترها با خواندن این مطلب چه احساسی پیدا میکنند؟ حداقلش این است که کمی دل شما و امثال شما خنک میشود. قبول ندارید، بقیه مطلب را بخوانید.
پای حرف که میافتد، ماشاالله همه علامه دهرند و از خودشان تئوری بیرون میدهند، ولی خدا نکند موقع عمل برسد؛ آن وقت است که هیچ کدامشان خدا را بنده نیستند. یکی به خوشگلی نداشته و دماغ مثل نوک گنجشکش (که قبل از عمل به خرطوم فیل گفته بود «زکی») مینازد، یکی به پول و «خونه» باباش (این «خونه» به معنی "خون است"، نیست، بلکه منظور از «خونه»، «خانه» است.) یکی به مدرک الکی که از دانشگاه غیرانتفاعی شبانه پارهوقت دارقوزآباد سفلا از توابع شوتدره غربی گرفته مینازد، یکی دیگر انگار سر مهریه مزایده راه انداخته، (مهریه بیشتر=تفاهم بیشتر، هر سکه در هر روز یک امتیاز!) یکی میگوید من بالا شهری هستم، آن یکی میگوید من پایین شهری هستم و هزار جور مزخرفات دیگر.
حالا این وسط در و دیوار و کتاب و روزنامه و تلویزیون راست میروند، چپ میروند همه را (البته منظورم از همه، همه جوانان است؛ اشتباه برداشت نشود، جنابعالی که دارید با این سن و سال این مطلب را میخوانید را نمیگویم.) ترغیب به ازدواج و تشکیل خانواده میکنند و مرتب پشت سر هم کانون و مرکز و نهاد و انجمن و از این دست چیزها راه میاندازند که خیر سرشان (مثلاً، زبانم لال، گوش و چشم شیطان کر و کور) کاری بکنند. برای مثال در دانشگاه ما جایی هست به اسم کانون مشاوره خانواده که تا آنجایی که من خبر دارم ترویج (سنت حسنه) ازدواج در اولویت کاریشان به هیچ وجه قرار ندارد. حالا چرا؟ این دفعه دیگر، به شما ربطی ندارد!

هیچ فکری به حال جوانهای بدبخت بیچاره نمیکنند، از آن طرف، راه به راه برنامه تلویزیونی با موضوع خانواده میسازند. فکر نکنم هیچ جای دنیا مثل اینجا باشد که همه شبکهها، قربانشان بروم بطور هماهنگ و همزمان با هم شروع به پخش برنامههای خانواده (بخوانید خانمانه، البته بعضیهاشون با مجریهای مردانه) میکنند. (از قبیل: بیا بریم تو خونه، تو خونه چه خبره؟، خونه خاله کدوم وره؟، زندگی زندگی به به به چه چه چه و...)
نه! میخواهم بدانم آیا با این کارها، جوانهایی که دلشان خونه («خون است») صاحب خونه («خانه») زندگی میشوند؟ هان؟!
از من به خانواده دخترخانمها و خود دختر خانمها نصیحت؛ بیایید کمی سادهتر با موضوع برخورد کنید. خدای ناکرده پس فردا قحطی شوهر میشود، آنوقت مجبورید مثل خاله سوسکه بنده خدا برای پیدا کردن یک همسر ایدهآل راهی کوه و کمر بشوید و هی منت این و آن را بکشید!
با اجازه ی بزرگترها، بله؟!