
تعداد بازدید: 177
مریم خانم، چند سالی از عمرش را در نهضت سوادآموزی به تدریس پرداخته بود و بعدها به دلیل مخالفت شوهرش دست از کار در بیرون از منزل کشید و خانه نشین (بخوانید خانهدار) شد؛ ولی خانهداری مانع از عشقش به تدریس نشد. روزها تعدادی از خانمهای بیسواد محله را در خانهاش جمع میکرد و به آنها خواندن و نوشتن یاد میداد. پای صحبتش که مینشستی، خاطرات و نکات جالبی از خانمهای دانشآموز کلاسش که به نسبت سن، هر کدام دخترش، خواهرش، مادر یا مادربزرگش بودند، داشت.
از میان شخصیتهای کلاس، صغری خانم به خاطر خصوصیات شخصیتی جالبی که داشت، خیلی برای من جذاب بود. (لازم است تذکر بدهم که صغری خانم حداقل چندین نسل با بنده اختلاف سنی دارند. فکر بد نکنید!)
صغری خانم، همسر سوم مرحوم حاج باقر ماستبند بود که به قول خودش این دومين شوهر بیوفایی بود که صغری خانم را تنها گذاشته و رفته است آن دنیا دنبال کارش.
صغری خانم دلایل زیادی را برای تحصیل خودش ذکر میکرد، از جمله:
1- این روزها برای دخترهای تحصیل کرده، راحتتر شوهر پیدا میشود!
2- برای کم کردن روی اشرف خانم، همسایه دیوار به دیوارشان!!
3- برای افزایش ساعات مطالعه ایرانیان!!!
و...

خانم معلم برایم تعریف میکرد که صغری خانم، همیشه زودتر از همه سر کلاس حاضر میشد و دیرتر از همه هم از کلاس بیرون میرفت. متأسفانه صغری خانم فکر میکرد هرچه بیشتر داد بزند و کلمات را بلندتر تکرار کند، زودتر یاد میگیرد، در نتیجه، عذاب آورترین لحظات کلاس هنگامی بود که صغری خانم با سکینه بیگم آغا مسابقه میگذاشت و...
حالا این پیشکش! چون تنها ضررش این بود که چند روزی حنجره صغری خانم به روغن سوزی میافتاد. ولی خدا نیاورد آن روزی را که صغری خانم میخواست یک کلمه را بخش کند. دستش را تا جایی که میتوانست بالا میبرد و با همان حالت خاصی که مینشست، محکم روی زمین میکوبید.
برای همین هم خانم معلم همیشه سعی میکرد کلمات یک و یا حداکثر دو بخشی به صغری خانم بیافتد. چشمتان روز بد نبیند، (البته شب بد هم نبيند!)، یک بار اشتباهی کلمه «قسطنطنیه» برای بخش کردن به صغری خانم افتاد. (حالا این که قسطنطنیه چه ربطی به دانشآموزان سوادآموزی دارد، بماند!)
صغری خانم دستش را محکم روی زمین کوبید؛ ولی دستش به جای زمین، خورد به بشقاب میوهخوری روی زمین و بشقاب به هوا بلند شد و محکم خورد به سر اشرف خانم که دراز کشیده بود روی زمین و داشت مشقهایش را مینوشت. اشرف خانم هم از درد آنچنان جیغی کشید که ملک که تازه چند روزی بود از بیمارستان و جراحی قلب برگشته بود، در جا سکته زد و جان به جان آفرین تسلیم کرد.
مَخلص کلام؛ بخاطر يك «قسطنطنیه» ناقابل، سه، چهار، پنج نفر اورژانسی شدند و یک نفر به دیار باقی شتافت. بعد از این اتفاقات، شوهر خانم معلم که متوجه شد علاقه همسرش به تدریس تا چه حد است، رضایت داد که تدریس در نهضت سوادآموزی را دوباره شروع کند. خدا انشاالله، ملک خانم و پدر و مادر صغری خانم را که بانی خیر شدند را بیامرزد.
از میان شخصیتهای کلاس، صغری خانم به خاطر خصوصیات شخصیتی جالبی که داشت، خیلی برای من جذاب بود. (لازم است تذکر بدهم که صغری خانم حداقل چندین نسل با بنده اختلاف سنی دارند. فکر بد نکنید!)
صغری خانم، همسر سوم مرحوم حاج باقر ماستبند بود که به قول خودش این دومين شوهر بیوفایی بود که صغری خانم را تنها گذاشته و رفته است آن دنیا دنبال کارش.
صغری خانم دلایل زیادی را برای تحصیل خودش ذکر میکرد، از جمله:
1- این روزها برای دخترهای تحصیل کرده، راحتتر شوهر پیدا میشود!
2- برای کم کردن روی اشرف خانم، همسایه دیوار به دیوارشان!!
3- برای افزایش ساعات مطالعه ایرانیان!!!
و...

خانم معلم برایم تعریف میکرد که صغری خانم، همیشه زودتر از همه سر کلاس حاضر میشد و دیرتر از همه هم از کلاس بیرون میرفت. متأسفانه صغری خانم فکر میکرد هرچه بیشتر داد بزند و کلمات را بلندتر تکرار کند، زودتر یاد میگیرد، در نتیجه، عذاب آورترین لحظات کلاس هنگامی بود که صغری خانم با سکینه بیگم آغا مسابقه میگذاشت و...
حالا این پیشکش! چون تنها ضررش این بود که چند روزی حنجره صغری خانم به روغن سوزی میافتاد. ولی خدا نیاورد آن روزی را که صغری خانم میخواست یک کلمه را بخش کند. دستش را تا جایی که میتوانست بالا میبرد و با همان حالت خاصی که مینشست، محکم روی زمین میکوبید.
برای همین هم خانم معلم همیشه سعی میکرد کلمات یک و یا حداکثر دو بخشی به صغری خانم بیافتد. چشمتان روز بد نبیند، (البته شب بد هم نبيند!)، یک بار اشتباهی کلمه «قسطنطنیه» برای بخش کردن به صغری خانم افتاد. (حالا این که قسطنطنیه چه ربطی به دانشآموزان سوادآموزی دارد، بماند!)
صغری خانم دستش را محکم روی زمین کوبید؛ ولی دستش به جای زمین، خورد به بشقاب میوهخوری روی زمین و بشقاب به هوا بلند شد و محکم خورد به سر اشرف خانم که دراز کشیده بود روی زمین و داشت مشقهایش را مینوشت. اشرف خانم هم از درد آنچنان جیغی کشید که ملک که تازه چند روزی بود از بیمارستان و جراحی قلب برگشته بود، در جا سکته زد و جان به جان آفرین تسلیم کرد.
مَخلص کلام؛ بخاطر يك «قسطنطنیه» ناقابل، سه، چهار، پنج نفر اورژانسی شدند و یک نفر به دیار باقی شتافت. بعد از این اتفاقات، شوهر خانم معلم که متوجه شد علاقه همسرش به تدریس تا چه حد است، رضایت داد که تدریس در نهضت سوادآموزی را دوباره شروع کند. خدا انشاالله، ملک خانم و پدر و مادر صغری خانم را که بانی خیر شدند را بیامرزد.

آخرین شماره :
زنان و اعتیاد
در مطالعات روانشناسی آزمایشی انجام میدهند که در آن قورباغهای را داخل قابلمهای پر از آب معمولی میگذارند و قابلمه را روی شعله آتش قرار میدهند. قورباغه هیچ واکنشی در مقابل گرم شدن تدریجی آب از خود نشان نمیدهد تا اینکه پس از مدتی، وقتی متوجه خطر میشود که دیگر کار از کار گذشته و سیستم عصبی بدنش از کار افتاده است. قورباغه دیگر نمیتواند حرکت کند و به سرانجام محتوم خود تن میدهد. یک تصور غلط در مورد اعتیاد که گاه مانند یک دام عمل میکند، توهم «اعتیاد برای دیگران اتفاق میافتد!» است. همین تصور اشتباه مردم را از خطرات اعتیاد غافل کرده و بدتر از آن اینکه عدهای با این باور غلط که «من معتاد نمیشوم.» برای تفریح به سراغ مخدرات میروند و بعد از مدتی به ناگهان میفهمند که دچار چه مصیبتی شدهاند.
اعتیاد... چرا و چگونه؟!
در ارتباط با اعتیاد باید سادهانگاری و سادهاندیشی را کنار گذاشت. بسیاری از افرادی که ادعا میکنند اعتیاد موضوع پیچیدهای است، نگاهی ساده و معمولی به این موضوع دارند و بعنوان یک معلول به آن حمله میکنند.
فرشتههایی برای نجات
بررسی وضعیت فعالیت نهادهای مسئول در موضوع اعتیاد
وقتی «عقل» تعطیل میشود!
چرا زنها معتاد میشوند؟
از تریاک تا آمفتامین
بررسی اعتیاد در زنان
شتری كه نباید سوار شد
مخدر در جهان مدرن با ظاهری آراسته به میان جمع میرود. نیازی به منقل و وافور و ژستهای آن چنانی نیست. میتواند به اندازه یك دارو مفید به نظر برسد.
سیگار نشانه شخصیت شماست!
«برای اونایی که هنرمندند، برای اونایی که دقیقاند، برای اونایی که روشنفکرند، برای اونایی که خوشتیپاند... سیگار کنت!"
ترس از سوسك و اعتیاد در زنان
در برخورد با یك زن معتاد چه رفتاری میكنیم؟
الف- سلام میكنیم
ب- چشمك میزنیم
ج- پیشنهاد ازدواج میدهیم
د- همه موارد
اعتیاد زنانه
اعتیاد زنانه
به همین سادگی
خلاصه: در زیر نمونههایی از انواع اعتیاد را به سمع و نظرتان میرسانیم كه اگر خدای ناكرده مبتلا به یكی از این انواع هستید، آگاه شوید و با خودتان كنار بیایید.
فقط و فقط به خاطر...!
«به شوهرم گفتم به خاطر اینکه پای این و آن به خانهمان باز نشود، حاضرم پا به پای او مواد بکشم. شوهرم ازپیشنهادم به گرمی استقبال کرد، به این ترتیب من به بهانه نجات شوهرم زندگیام را باختم.»
خود غلط بود...
نگاهی به جثه ریز مچاله شده كنار دیوار انداخت. فكر كرد شاید اگر آنهمه خاطره را میشد به یكباره از ذهن پاك كرد، این موجود نحیف اولین چیزی بود كه از مغز و دل و زندگی بیرونش میكرد.
ذغال خوب
دو چیز بیتاثیر نبوده؛ ذغال خوب و رفیق بد! بله امان از رفیق بد که سیگار را داد دستمان و گفت بکش، بقیهاش با من! من اینطوری نبودم که پلنگی بودم برای خودم. امان از...
در مطالعات روانشناسی آزمایشی انجام میدهند که در آن قورباغهای را داخل قابلمهای پر از آب معمولی میگذارند و قابلمه را روی شعله آتش قرار میدهند. قورباغه هیچ واکنشی در مقابل گرم شدن تدریجی آب از خود نشان نمیدهد تا اینکه پس از مدتی، وقتی متوجه خطر میشود که دیگر کار از کار گذشته و سیستم عصبی بدنش از کار افتاده است. قورباغه دیگر نمیتواند حرکت کند و به سرانجام محتوم خود تن میدهد. یک تصور غلط در مورد اعتیاد که گاه مانند یک دام عمل میکند، توهم «اعتیاد برای دیگران اتفاق میافتد!» است. همین تصور اشتباه مردم را از خطرات اعتیاد غافل کرده و بدتر از آن اینکه عدهای با این باور غلط که «من معتاد نمیشوم.» برای تفریح به سراغ مخدرات میروند و بعد از مدتی به ناگهان میفهمند که دچار چه مصیبتی شدهاند.
اعتیاد... چرا و چگونه؟!
در ارتباط با اعتیاد باید سادهانگاری و سادهاندیشی را کنار گذاشت. بسیاری از افرادی که ادعا میکنند اعتیاد موضوع پیچیدهای است، نگاهی ساده و معمولی به این موضوع دارند و بعنوان یک معلول به آن حمله میکنند.
فرشتههایی برای نجات
بررسی وضعیت فعالیت نهادهای مسئول در موضوع اعتیاد
وقتی «عقل» تعطیل میشود!
چرا زنها معتاد میشوند؟
از تریاک تا آمفتامین
بررسی اعتیاد در زنان
شتری كه نباید سوار شد
مخدر در جهان مدرن با ظاهری آراسته به میان جمع میرود. نیازی به منقل و وافور و ژستهای آن چنانی نیست. میتواند به اندازه یك دارو مفید به نظر برسد.
سیگار نشانه شخصیت شماست!
«برای اونایی که هنرمندند، برای اونایی که دقیقاند، برای اونایی که روشنفکرند، برای اونایی که خوشتیپاند... سیگار کنت!"
ترس از سوسك و اعتیاد در زنان
در برخورد با یك زن معتاد چه رفتاری میكنیم؟
الف- سلام میكنیم
ب- چشمك میزنیم
ج- پیشنهاد ازدواج میدهیم
د- همه موارد
اعتیاد زنانه
اعتیاد زنانه
به همین سادگی
خلاصه: در زیر نمونههایی از انواع اعتیاد را به سمع و نظرتان میرسانیم كه اگر خدای ناكرده مبتلا به یكی از این انواع هستید، آگاه شوید و با خودتان كنار بیایید.
فقط و فقط به خاطر...!
«به شوهرم گفتم به خاطر اینکه پای این و آن به خانهمان باز نشود، حاضرم پا به پای او مواد بکشم. شوهرم ازپیشنهادم به گرمی استقبال کرد، به این ترتیب من به بهانه نجات شوهرم زندگیام را باختم.»
خود غلط بود...
نگاهی به جثه ریز مچاله شده كنار دیوار انداخت. فكر كرد شاید اگر آنهمه خاطره را میشد به یكباره از ذهن پاك كرد، این موجود نحیف اولین چیزی بود كه از مغز و دل و زندگی بیرونش میكرد.
ذغال خوب
دو چیز بیتاثیر نبوده؛ ذغال خوب و رفیق بد! بله امان از رفیق بد که سیگار را داد دستمان و گفت بکش، بقیهاش با من! من اینطوری نبودم که پلنگی بودم برای خودم. امان از...













یاد مدرسه مادربزرگها افتادم..