از قدیم الایام مرسوم بوده كه ضعیفه خاتونها پس از قدم نهادن به خانه شوهر، مهارتهای خویش در خانهداری را –كه به هیچ عنوان به معنای داشتن خانه و مالكیت ملكی نبوده است- بروز داده و به همسر و خانواده وی ثابت كنند در گزینش اشتباهی نكردهاند و این عروس همان مادر افسانهای است كه آنها برای نوههایشان آرزو میكردهاند و همان زن خانهای كه پسرشان قرار بوده آقایش باشد!
اما آزمون این مهارتهای خارقالعاده كه هیچ مردی تاكنون – و هنوز هم - نتوانسته از آن سربلند بیرون بیاید، به یكی دو مرحله ختم نشده و تا سالها ادامه مییافته است... كه از آن جمله بوده خدمت به همسر در عین تواضع و سكوت، تحمل بدخلقیها و بیاعتناییها و بهانهگیری وی درباه نظم خانه، آماده نبودن احتمالی چای و غذا، یا متفاوت بودن طعم آنچه به پخت رسیده نسبت به دستپخت تناول شده در خانه مادری، مرغوب نبودن كالای خریداری شده از دكانهای محله جهت مصرف روزانه و به هدر دادن پولی كه ایشان به جان كندن كسب كرده و به خانه میآوردند... كه به همین خلاصه نگردیده و مشمولات بیاندازه دیگری نیز در پی میآمدهاند: بیدار شدن پیش از آوازخوانی خروس و كمر بستن به كار تا بوق سگ، آن هم به شكل نامحسوس كه مبادا احدی به چشم بیند و حس كند كه ضعیفه خانم در خانه به تلاش مشغولند و گاهی بر حسب اتفاق و زبانم لال ممكن است خسته هم بشوند و استراحتی هم بخواهند!

از آنجا كه چرخ روزگار گرد است و به هرحال در حال چرخیدن مدام، قدیمالایام در قدیم به تاریخ پیوست و ضعیفههای خانهنشین و هنرمند و پرمهارت رفتهرفته به كمیابی و نایابی رسیدند و جایشان را نوع نامرغوب نوینی پر كرد به نام بانوی مدرن كه زمین تا آسمان با آن یكی فرق میكند و دیگر كسی را بنده نیست و شوهر به مثابه خدای دوم كه هیچ، وی را زاده آدمی به شمار نیاورده و چنان دماری از روزگار وی درمیآورد كه جماعت ذكور به بردن نام وی نیز رعشه بر اندامشان میافتد... با این همه، حذر از آن نتوانند كرد آنقدر كه سست عنصر و بیجربزه خلقت شدهاند این مردان!
القصه، آن ضعیفه كه به خانهداری شهرت داشت و بسان کلفتی در خانه شوهر خدمت میكرد و بدون گله و شكایت به لقمه نانی رضا بود، امروز تا سند ملك خانه به نامش نخورده باشد و مالك شش دانگ حساب نشود، آسودگی را بر مرد بیچاره حرام كرده و بعد از حصول اطمینان نسبت به مقام خانهداری نیز، هرگز وی را در محیط چاردیواری خانه نشود یافت، بس كه از آن پیرایشگاه به آن دانشگاه و از آن اداره به فلان شركت در حال آمد و رفت است و به خانه هم كه میرسد خانواده را به بهانه خستگی مهمان اغذیه فروشی محل كرده و مبلغ را نیز از خزانه همسر میپردازد... مباد كه قرانی از آنچه با زحمت بیپایان به دست آمده، خرج هیچ و پوچ گردد!
و احوالات غریبی است كنار آمدن با این زن كه او نیز به خانهداری خود همان اندازه مفتخر است كه زنان رام قدیم و چه دلی كه نمیسوزاند به حال آن دورهایها و چه ادعاها كه نمیكند در باب مبارزه با استثماری كه میرود تا به دست او از صفحه هستی محو گردد... و آنچه این میان به چشم میخورد و مثال زدنی است، تلاش شوهر بیچاره امروزی است برای یادگیری هرچه بهتر آن مهارتها كه زن خانه داشت و میروند تا به تاریخ بپیوندند و او نمیخواهد كه چنین شود.
خیلی جالب بود . کلا این مردا حقشون که عین ... جون بکنن تا زحمت های مادر های ما و خودان را نادیده نگیرن . دمت گرم !!!!
دستکشای این آقاهه چه خوشرنگه... بهش بگین با همچین دستکشی کار کردن تو خونه خیلی لذت بخشه... تنبلی نکنه. بجنبه. واسه چی بیکار وایساده؟!
مسعود جان نمی شه از این به بعد که جام جهانی شروع می شه درباره فوتبال بنویسین؟
dfd
منم با سینا موافقم. لطفا موضوع شماره بعد رو بذارین زن و فوتبال.
همین مردای قدیم زن های امروزی رو عقده ای کردن دیگه! زنا الان دارن انتقام زنای قدیمو می گیرن!
آی گفتی بهار خانوم
استان بوشهر بهترین فوتبالیستهای خانوم را دارند سو}ه خوبیست.
منم رای میدم
بسیار بسیار بسیار مطلب خوبیه. دست شما درد نکنه.
فوتبال چی شد؟! شماره بعد کی آپ میشه؟
در خصوص آخر الزمان بایست شنیده باشید که همه چیز معکوس می شود. رجالگان بر کرسی ریاست می نشینند و رجال واقعی خانه نشین می شوند. از چهار صد حدیثی که در مورد خصایص آخر الزمان وارد شده تعداد چهل خصوصیت از آنها فقط به زنان اختصاص دارد. از جمله اینکه زنان به حکومت می رسند, مستشار امور می شوند, سخنرانی می کنند, از شوهرانشان تمکین نمی کنند, لباس بدن نما می پوشند, کشف حجاب و فروج می کنند, ازدواجها را برای مال و عنوان صورت می دهند, در این ایام طلاق گفتن زیاد شود, هلاکت مرد به دست زن و بچه او شود, و مردان زنها را قبله خود قرار دهند (نگا. حجت الاسلام سید حسن میرجهانی, نوائب الدهور فی علائم الظهور, انتشارات صدر, 4ج, 1379. ج1, صص 52 تا 71). این مورد آخر شاید سرمنشا تمام بدبختی های مردان در این دوره و زمانه آخر الزمان باشد. در حالیکه شما اگر مثلاَ فیلمی مثل قیصر را دیده باشید می بینید که مرد قصه اصلاَ به زنان توجه ندارد. زن نمونه ای از دنیا است و اگر دنبال او بروی خوار و ذلیل می شوی. بایست که به قدر احتیاج به او توجه کنی و گرنه او بر تو سوار خواهد شد.