برای ذخیره کردن این صفحه روی آیکون پایین کلیک کنید
مجله اینترنتی دخت ایران
شنبه، ۱ خرداد ۱۳۸۹
اندر احوالات زن خانه‌ و زن خانه‌دار
از قدیم الایام مرسوم بوده كه ضعیفه خاتون‌ها پس از قدم نهادن به خانه شوهر، مهارت‌های خویش در خانه‌داری را –كه به هیچ عنوان به معنای داشتن خانه و مالكیت ملكی نبوده است- بروز داده و به همسر و خانواده وی ثابت كنند در گزینش اشتباهی نكرده‌اند و این عروس همان مادر افسانه‌ای است كه آنها برای نوه‌هایشان آرزو می‌كرده‌اند و همان زن خانه‌ای كه پسرشان قرار بوده آقایش باشد!
اما آزمون این مهارت‌های خارق‌العاده كه هیچ مردی تاكنون – و هنوز هم - نتوانسته از آن سربلند بیرون بیاید، به یكی دو مرحله ختم نشده و تا سال‌ها ادامه می‌یافته است... كه از آن جمله بوده خدمت به همسر در عین تواضع و سكوت، تحمل بدخلقی‌ها و بی‌اعتنایی‌ها و بهانه‌گیری وی درباه نظم خانه، آماده نبودن احتمالی چای و غذا، یا متفاوت بودن طعم آنچه به پخت رسیده نسبت به دست‌پخت تناول شده در خانه مادری، مرغوب نبودن كالای خریداری شده از دكان‌های محله جهت مصرف روزانه و به هدر دادن پولی كه ایشان به جان كندن كسب كرده و به خانه می‌آوردند... كه به همین خلاصه نگردیده و مشمولات بی‌اندازه دیگری نیز در پی می‌آمده‌اند: بیدار شدن پیش از آوازخوانی خروس و كمر بستن به كار تا بوق سگ، آن هم به شكل نامحسوس كه مبادا احدی به چشم بیند و حس كند كه ضعیفه خانم در خانه به تلاش مشغولند و گاهی بر حسب اتفاق و زبانم لال ممكن است خسته هم بشوند و استراحتی هم بخواهند!



از آنجا كه چرخ روزگار گرد است و به هرحال در حال چرخیدن مدام، قدیم‌الایام در قدیم به تاریخ پیوست و ضعیفه‌های خانه‌نشین و هنرمند و پرمهارت رفته‌رفته به كمیابی و نایابی رسیدند و جایشان را نوع نامرغوب نوینی پر كرد به نام بانوی مدرن كه زمین تا آسمان با آن یكی فرق می‌كند و دیگر كسی را بنده نیست و شوهر به مثابه خدای دوم كه هیچ، وی را زاده آدمی به شمار نیاورده و چنان دماری از روزگار وی درمی‌آورد كه جماعت ذكور به بردن نام وی نیز رعشه بر اندام‌شان می‌افتد... با این همه، حذر از آن نتوانند كرد آنقدر  كه سست عنصر و بی‌جربزه خلقت شده‌اند این مردان!
القصه، آن ضعیفه كه به خانه‌داری شهرت داشت و بسان کلفتی در خانه شوهر خدمت می‌كرد و بدون گله و شكایت به لقمه نانی رضا بود، امروز تا سند ملك خانه به نامش نخورده باشد و مالك شش دانگ حساب نشود، آسودگی را بر مرد بیچاره حرام كرده و بعد از حصول اطمینان نسبت به مقام خانه‌داری نیز، هرگز وی را در محیط چاردیواری خانه نشود یافت، بس كه از آن پیرایش‌گاه به آن دانشگاه و از آن اداره به فلان شركت در حال آمد و رفت است و به خانه هم كه می‌رسد خانواده را به بهانه خستگی مهمان اغذیه فروشی محل كرده و مبلغ را نیز از خزانه همسر می‌پردازد... مباد كه قرانی از آنچه با زحمت بی‌پایان به دست آمده، خرج هیچ و پوچ گردد!
و احوالات غریبی است كنار آمدن با این زن كه او نیز به خانه‌داری خود همان اندازه مفتخر است كه زنان رام قدیم و چه دلی كه نمی‌سوزاند به حال آن دوره‌ای‌ها و چه ادعاها كه نمی‌كند در باب مبارزه با استثماری كه می‌رود تا به دست او از صفحه هستی محو گردد... و آنچه این میان به چشم می‌خورد و مثال زدنی است، تلاش شوهر بیچاره امروزی است برای یادگیری هرچه بهتر آن مهارت‌ها كه زن خانه داشت و می‌روند تا به تاریخ بپیوندند و او نمی‌خواهد كه چنین شود.

ذخیره شده از:
http://www.dokhtiran.com/fun/000123.php