«راهنمای تبدیل شدن به یک دختر موفق در هفت روز»
آیا احساس میکنید دختر موفقی نیستید؟ آیا دیگران را موفقتر از خود میدانید؟ آیا احساس میکنید جایگاه شما بالاتر از آنی است که در آن هستید؟ آیا خود را از دور و بریهایتان پایینتر میدانید؟ آیا خود را از دور و بریها پایینتر میبینید؟ آیا خود را از دور و بریهاپایینتر احساس میکنید؟ آیا خود را از دور و بریها پایینتر میشنوید؟ آیا خود را...
چاره دست ماست. کافیست آنچه در زیر آورده شده را در هفت روز و به ترتیب اجرا کنید تا تکتک دخترها و حتی پسرهای دور و برتان به شما غبطه بخورند. لطفاً این پیام را جدی بگیرید و بعد از مطالعه و اجرای مرحله به مرحله آنرا بسوزانید تا شخص دیگری آنرا بدست نیاورد. ما هم در ابتدا آن را جدی نگرفتیم، اما بعد که آنرا خواندیم و جدی گرفتیم دیدیم چقدر خوب شد که جدی گرفتیم و کسانی که جدی نگرفته بودند طی ده روز اوضاعشان از آنی که بود هم بدتر شد و حتی چند موقعیت جدی موفقیت را از دست دادند. پس این پیام را جدی بگیرید.
تذکر: لازم به ذکر است که خواننده باید تکتک پیامها را روزانه خوانده و روزانه به آنها عمل کند. هرگونه تندروی، زودخوانی و یا اقدام به رد شدن از برخی پیامها میتواند پیامدهای ناگواری داشته باشد که مسئولیت آن به عهده خود شخص است.
روز اول. شهردار خود باشید: شما از امروز باید کمی زودتر از حد معمول از خواب بلند شوید. دست و صورتتان را بر خلاف معمول بشویید و صبحانه مفصلی بخورید. چرا که همانطور که همیشه گفته شده و نشنیده گرفتهاید، صبحانه از عوامل بسیار تعیین کننده در موفقیت است. مرحله بعد مرحله اصلی کار شماست.این کار همان کاریست که اگر شهرداری در خیابانهای شهر انجام میداد یقیناً بخش اعظمی از اقوام خود را از گزند فحاشیهای هرروزه نجات میداد. کیف لوازم ارایش خود یا مادرتان را بردارید. جلوی آینه بایستید و تمام چاله چولههای خدادادی صورتتان را با لوازم مربوطه پر کنید. بعد بسته به سلیقه کمی هم وقت برای زیباسازی معابر بگذارید و در پایان ده-دوازده باری خود را در آینه برانداز کنید تا از پربودن تمام چالهها و موفقیتآمیز بودن طرح زیباسازی اطمینان حاصل کنید. بعد کیفتان را بردارید و سلانه سلانه راهی مدرسه شوید.
در پایان لازم به ذکر است که باید به یاد داشته باشید تنها خودتان هستید که میتوانید نظر نهایی را در مورد پروژه مذکور بدهید. چرا که پدرتان همواره از این عمل شما انتقاد میکند، دیگر دختران همیشه به دروغ از ظاهر شما تعریف خواهند کرد. و پسران هم معمولاً از اظهار نظر دقیق در این موارد طفره میروند.
روز دوم. موفقیت تحصیلی بدون درس خواندن: نزد معلم خود بروید و تا میتوانید خود را برای او لوس کنید. در کلاس همیشه در ردیف جلو بنشینید و تکتک سوالاتی که معلم مطرح میکند را با استفاده از یک حلالمسائل پاسخ دهید. «استاد ما بگیم» را تکیه کلام خود در کلاس کنید و سعی کنید همیشه اولین نفری باشید که این جمله را به زبان میآورد. در مواقع گندکاری در امتحانات حال خراب خود و خانواده را بهانه کنید و در یک کلام هرکاری از دستتان برمیآید انجام دهید تا خود را در دل معلم جا کنید. سعی کنید در انجام اینکار به مهارت برسید و یادتان باشد نمره آوردن هدف اولیه و نزدیک شماست. هدف اصلی در این بخش در حقیقت موفقیت شغلی است که درآینده با همین تکنیکها به دست خواهید آورد.
روز سوم. زندگی و قوانین جایگشت: اگر شما از آن دسته پولدارهایی هستید که مشکل مالی ندارید و هرچه بخواهید میخرید، باید بدانید که چون مشکل مالی ندارید در نتیجه شما کلاً هیچگونه مشکلی در زندگی نخواهید داشت. همینجا این نوشته را کنار بگذارید و بروید سراغ تفریحات خودتان. اما اگر از آن دسته هستید که وضع مالی آنچنانی ندارید تا لباسهایی با مارکهای آنچنانی بخرید اصلاً خودتان را ناراحت نکنید. ما برای این مشکل شما راهکار مناسبی ارائه میدهیم. بهترین راهکار شما خرید از دستفروشهای کنار خیابان است. شما میتوانید چندین دست لباس را به قیمت یک عدد تخممرغ از کنار خیابان تهیه کنید و کمدتان را با اینگونه لباسها پرنمایید. بعد یک کاغذ زیر هر دست لباس بگذارید و هربار که با کسی بیرون میروید پس از بازگشت نام او را روی کاغذ بنویسید تا یادتان باشد دفعه بعد که خواستید شخص مذکور را ببینید آن لباس را نپوشید. بدین ترتیب شما میتوانید از هر دست لباس خود شش-هفت یا حتی ده بار استفاده کنید.
مرحله بعد این است که هرچند ماه یکبار و قبل از تکراری شدن دست به خلاقیت بزنید و ترکیب لباسهایی که پوشیدهاید را عوض کنید و با همان لباسها ترکیبی نو بسازید و همان کار قبل را با ترکیب جدید انجام دهید. تجربه ثابت کرده با چنین تکنیکهایی با هزینهای نزدیک به یک شانه تخم مرغ میتوانید بین ده ماه تا سه سال از چند دست لباس ساده استفاده کنید. نکته کلیدی اینکه در استفاده از لباسها هرگز لازم نیست به قواعد زیباییشناسی پایبند باشید. شما میتوانید ترکیب لباس خود را نوعی از آنچه فلان شبکه مُدِ ناموجود ماهوارهای نشان داده بدانید یا آنکه آنرا لباس فلان بازیگر معروف در افتتاحیه جشنوارههایی در حد گچساران معرفی کنید و حتی در بدترین شرایط میتوانید لباس خود را کاملاً هنری و حاصل تراوشات خلاقانه ذهن خود بنامید.
روز چهارم. جعل هویت: یک یا چند آی-دی اینترنتی و پروفایل جعلی در شبكههای اجتماعی محبوب و پراستفاده (مانند كتاب چهره و امثال آن) برای خود ایجاد کنید. آلبومی از عکسهای زری و پری و دیگر دختران دماغ عمل کرده و گونه گذاشته و لب پروتز کرده و... و... و... جمعآوری کرده و در هر پروفایل قرار دهید و تا میتوانید به درخواست دوستی این و آن (به خصوص جنس مخالف) پاسخ مثبت دهید. شما میتوانید از این فرصت برای آشنایی بیشتر با پسران استفاده کنید و در عین حال در صورتی که کمی زیرک باشید حتی میتوانید از سیر تا پیاز زندگی برادر و دیگر پسران فامیل خود باخبر شوید. توجه داشته باشید که در حین کسب این تجارب باید کاری کنید که هویت اصلی شما لو نرود و درکنار خانواده و آشنایان همان دختر ساده و معصوم و مادر ترسای همیشگی بمانید.
روز پنجم. بپیچید و بپیچانید ولی پیچانده نشوید: خانواده دیگر آن چیزی نیست که بتواند نیازهای شما رابرآورده کند. تا میتوانید سعی کنید هرآنچه مربوط به خانواده میشود را بپیچاند. مهمانیهای خانوادگی، بیرون رفتن با مادر برای خرید، قبض موبایل، کارنامه مدرسه و غیره. شما میتوانید به جای تمام اینها همراه با دوستان خود در جاده چالوس هی بپیچید و بپیچید و بپیچید تا سرتان گیج برود.
روز ششم: هنروری و جهش سنی: هنرهای زنانه را بیاموزید. آوردهاند برای درک یک زن باید 12 ساعت با کفش پاشنه بلند مرکز خریدهای شهر را گشت. هنر راه رفتن با کفشهای پاشنه بلند را بیاموزید. سعی کنید تا میتوانید سنتان را بالاتر از آنچه هست نشان دهید(این دقیقاً همان کاری ست که از چند سال بعد مجبورید برعکس آنرا انجام دهید). روی بیان خود کار کنید و سعی کنید"س" و ش" و "ر" ی شما بزند. هر شب قبل از خواب ده بار واژههایی مثل "سشوار"، "سوشی"، "سرشار" و امثال آن را با خود تکرار کنید. به میهمانیهای غیرفامیلی بروید و تا میتوانید کلمات فوق را در مكالمات خود با دیگران استفاده كنید. میهمانی جایی است که شما در آن میتوانید برای خود یک هویت تازه دست و پا کنید و این هویت دقیقاً همان چیزی است که شما برای اثبات جهش سنی به آن نیاز دارید.
روز هفتم. نقش اعتماد به نفس در موفقیت: اگر تا به امروز در فراگیری بعضی مهارتها ضعف نشان دادهاید، اگر چهره شما به صورت خدادادی در بهترین حالت هم چنگی به دل نمیزند، اگر هرکاری میکنید نمیتوانید لهجه خود را تغییر دهید، اگر خانواده چنان نظارتی بر اعمالتان دارند که مدت دقیق دستشویی رفتنتان را هم نمیتوانید بدون جلب موافقت اعضای خانواده تغییر دهید، اگر شما از همان اول زندگیتان استعدادی در کارهای هنری نداشتهاید،اگر شما همان پری و زری هستید که دیگران قرار است از عکسهای منتشر شدهتان در اینترنت استفاده کنند، اگر شما استعداد مدیر ساختمان شدن را هم ندارید چه برسد به شهردار شدن، اگر در خواندن این متن کم کاری کردهاید، اگر شما اصلاً متن را نخواندهاید، اگر کلاً سواد خواندن و نوشتن هم ندارید، اگر شما اصلاً نیستید، وجود ندارید یا اینکه فقط فکر میکنید که هستید، باز هم اصلاً احتیاجی نیست خودتان را نگران کنید. در این روز شما میآموزید که هرچه هستید و یا هر چه فکر میکنید هستید متعلق به درون خودتان است. نیازی نیست دیگران از آن باخبر شوند. سرتان را بالا بگیرید و از صف طویل انواع و اقسام خواستگارانی که پاشنه در خانه را از جا کندهاند برای دوستانتان بگویید و یادتان باشد اصلاً هم مهم نیست حتا اگر یک شتر هم حاضر نیست به خواستگاری شما بیاید.
از منتظر ماندن برای آماده شدن ویزای خود و تحصیل در انگلستان برای دوستانتان بگویید. هر چند ماه یکبار هم کلی بدوبیراه نثار وزرای امور خارجه کنید به بهانه تعویقی كه برای سفرتان ایجاد كردهاند و حتماً یادتان باشد اصلاً مهم نیست که دانشگاه آزاد علی آباد هم حاضر نیست شما را به دانشجویی بپذیرد. سرتان را بالا بگیرید و از پیشنهادهای مدیریتی چند ده کارخانه بزرگ بگویید و اینکه ترجیح میدهید در خانه پیش مامان جانتان بنشینید و به او کمک کنید. مطمئن باشید كسی از دوستان فرصت و حوصله این را ندارد که راه بیفتد برای پرس و جو و تحقیق و گفتههای شما سند مسلم پذیرش موقعیت بالایی كه دارید خواهد بود و جز خودتان، كسی هرگز به این حقیقت پی نخواهد برد كه شما حتی عرضه کار به عنوان آبدارچی در یک شرکت ورشکسته را هم ندارید.
و خلاصه اینکه از هیچ چیز نترسید. سرتان را با غرور بالا بگیرید و یادتان باشد دروغ هرچه بزرگتر باشد باورپذیرتر است. پس آنقدر بزرگش کنید تا چشمهای زری و پری و دیگر دختران همسایه را از حدقه در آورید و اصلاً مهم نیست که آنان رودررو و یا بین خودشان چه چیزی درباره شما میگویند، چرا که قطعاً در اعماق وجودشان هر شب به موفقیتهای شما غبطه خواهند خورد و این همان نتیجهای است كه شما با تلاش و پشتكار فراوان به آن دست یافتهاید.
و در آخر اینکه یادتان باشد قرار بود پس از اتمام این متن حتماً آنرا بسوزانید. عجله کنید كه اینجا همان نقطه پایان است و جایز نیست وقت را هدر بدهید.
salaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaam baad az chand mah ba didanet hesabi hal kardam matlabe besiar besiar zibaii bood tavaghoe dashtam elate takhireto benevisi doooooooooset darsam