1394
مجله اینترنتی
زنان و خانواده
کانال دخت ایران
          1. مسعود فرجی
              1. اندازه متن:
              2.  
              3.  
            نظرات (۰۲)
            تعداد بازدید: 1394
            نسخه مناسب چاپ
            ارسال به ديگران
            اضافه کردن به علاقمندی ها
        بعد از چهار سال تو نیز مانند من به خانه‌ات برمی‌گردی. جایی که احساس می‌کنی بهتر از قبل شده است

        نامه محرمانه نماینده پیشین به نماینده تازه‌ نفس


        به نام او
        با سلام به شما نماینده عزیز که بعد از این بر جای بنده تکیه زده و در امر رسیدگی به مسایل کشوری صاحب‌رای می‌شوید. قصد دارم به عنوان یک زن نماینده که جایش را به شما می‌دهد نکاتی را یادآور شوم تا شما نیز چون من بتوانید این دوره چهار ساله را با توفیق الهی و بازدهی هرچه بیشتر و از همه مهم‌تر صحیح و سالم به پایان برسانید.


        اول:
        روز اولی که بر این صندلی تکیه می‌زنید، خود نیز باور ندارید که بر چه تختی نشسته‌اید. برایتان تخت شاهی است. مسندی که با خود قدرتی خوشایند می‌آورد و تا مدتی دل مشغول‌تان می‌کند به اعتباری که پیش دیگران یافته‌اید.  بعد از گذشت اندک زمانی اما، کم‌کم خواب‌آور می‌شود و تبدیل می‌شود به کاربرد دیگری در استفاده از عبارت تخت. خوشبختانه این مسند آنقدر بزرگ هست که بشود در آن غلت زد. فقط مواظب لنز دوبین‌های خبرسازی که روی شما و این جایگاه دقیق شده‌اند باشید تا دردسری برایتان درست نشود. و البته مهم‌تر از همه حجاب شماست که باید صددرصد رعایت شود، چون بخواهید یا نخواهید تبدیل به الگو شده‌اید و جامعه‌ای چشم به رفتار و ظاهر شما دوخته‌اند. 


        دو:
        شما با آرمانی پا به مجلس گذاشته‌اید. می‌خواهید دنیا را تغییر بدهید. زنان را به حق‌شان برسانید. حتی در آغاز این حضور، چند باری هم مشکلات زنان را در صحن فریاد می‌زنید. بعد خودبه‌خود متوجه می‌شوید مشکلی وجود ندارد. نه اینکه رفع شده باشد، در واقع اصلاً مشکلی وجود نداشته است. درمی‌یابید این چشمان شما بوده که بسته بوده و نمی‌توانسته‌اید واقعیت را ببینید. بعد از آن مطمئن می‌شوید همه‌چیز خوب است. اگر هم اتفاق بدی افتاد می‌فهمید که برای اصلاحش احتیاجی به قانون‌گذاری نیست. چون اتفاق است دیگر، نیافتد چکار کند؟ من و شما را نگاه کند؟! شاید حتی به این هم فکر کنید که چه اشتباه بزرگی شده و به آنجا رسیده که شما در مجلس تصمیم بگیرید. اصلاً کنجکاو می‌شوید ببینید این کار مردانه از کی و کجا به زنان هم داده شد و چرا؟ چون هرچه بیشتر جلو می‌روید بهتر درک می‌کنید که جای شما اینجا نیست و باید بزنید بیرون. 


        سه:
        چون ما در اقلیت هستیم باید خودمان را به اکثریت برسانیم. در ابتدا به اشتباه سعی می‌کنیم از مردهای حاضر در صحنه فاصله بگیریم، اما سپس متوجه می‌شویم که ماهم جزوی از اقلیتِ یک اکثریتِ بزرگتر هستیم. شاید درکش امروز برای شما سخت باشد. برای مثال خود من زمانی که طرحی برای کم‌کردن سهمیه دانشجویان دختر ارائه شد جزو اولین مخالفان پرچم زنان را بالا گرفتم و مبارزه کردم، اما وقتی موافقت آن همه آدم را دیدم که هر کدام برای خود عالم فرزانه‌ای بودند، با خودم گفتم نکند از مسیر راست کج شده‌ام. به عقب بازگشتم و دیدم کج که هیچ، اصلاً جاده را گم کرده بوده‌ام. همان موقع بود که یکی با منطق عجیبی متوجه‌ام کرد: صلاح نیست تعداد بی‌شماری از دختران جامعه به تحصیلات عالیه رو بیاورند، آنهم در هر رشته‌ای که خواستند. اول آنکه این حضور باید در سطح کمتر باشد، دوم حد و حدودی داشته باشد و سوم مختص رشته‌هایی باشد که با روحیات زنانه سازگارترند. اصلاً در جامعه‌ای که هیچ زنی یارای همپایی مردان را در صحنه سیاست و اقتصاد ندارد، چه جای بحث و مبارزه برای ارتقاء زوری جامعه نسوان؟!


         راست می‌گفتند. ما که خواندیم چه شد؟ نه به کارِ خانه می‌رسیم، نه به کار کشور. آدم اقلاً یکی را درست انجام دهد جای اجرش باقی است. همان موقع‌ها بود که از همسرم جدا شدم. اگر همسر داری همین اول انتخابت را بکن.

        volume36_29.jpg


        چهار:
        در اینجا زیاد دنبال مفهوم نگرد. اینجا حرف‌هایی زده می‌شود از پلتیک و دیالکتیک و هورمونیک و تایتانیک که نیمی‌شان برایت بی‌معنی است. اگر مفهومی برایت آشنا نبود تکذیب‌اش کن و اگر زیادی اصرار بر پذیرفتن‌اش شد، بپذیر و بعد در صورت لزوم تکذیب کن. چون راه تکذیب همیشه برای تو و دیگر اعضای این صحن باز است. حتی اگر تمام لنزهای جستجوگر و کنجکاو دنیا هم حرفی که زده بودی را ثبت کرده باشند، راه‌هایی برای ساختگی جلوه دادن‌شان هست به لطف خدا. 


        پنجم:
         زنانگی مهم‌ترین چیزی است که تو با خود به مجلس می‌آوری. سعی نکن از کسی فرمان ببری. بگذار زنانگی‌ات فرمانروای تو باشد. سعی کن برای خود گروه تشکیل دهی و حرف‌های مردانه بزنی. این گونه است که می‌توانی شان و مقام زنانه خود را حفظ کنی و زن نماینده بمانی.


        بعد از چهار سال تو نیز مانند من به خانه‌ات برمی‌گردی. جایی که احساس می‌کنی بهتر از قبل شده است. به دور و برت که نگاه می‌کنی زنان را می‌بینی که حق‌شان پایمال می‌شود. حق‌ات را پایمال می‌کنند، اما دیگر شکایتی نداری چون می‌دانی که همه‌چیز می‌توانست بدتر از این باشد و نیست. پس اگر اتفاقی می‌افتد و حقی پایمال می‌شود اتفاق است دیگر. و اتفاق حق آدمی است، حتی اگر او نماینده مردم‌اش باشد.
        این چیزها را زنان دیگری که آن جایگاه و آن حضور در صحنه و آن مسند سیاسی اجتماعی را تجربه نکرده‌اند، نمی‌فهمند و از تو انتظار بیش از اندازه دارند. این تنها چیزی است که می‌دانی.


        2 نظر | ارسال نظر

              1. user-pic
              2. علیایی
                ۰۹ آذر ۹۱
                ۱۰:۵۹
          1.  
            مطلب کاملی بود، به اندازه کافی قشنگ بود و کنایه هم خیلی داشت، شما می توانید بیشتر از این ها بدرخشید! شاید جایی دیگر! سیستم رای گیری اشکال دارد! من رای عالی دادم اینجا درست ثبت نشد! جای دیگر رای ضعیف دادم، عالی ثبت شد! برنامه نویس لازم داشتید برای اصلاح این موارد هستم!
           
          0
           
          0
              1. user-pic
              2. سالار
                ۱۴ آذر ۹۱
                ۱۴:۳۹
          1.  
            هیچ جا خونه خود آدم نمیشه حتی خانه ملت نگرانم عده ای کم لیاقت و طبل تو خالی موج سواری کنند و از احساسات زن گرایانه ی جامعه سوء استفاده کنند و سر از جاهایی که نباید در بیارند! و الا اگه همه زنها مثل مادر مرحوم من بودند ما وزیر اقتصادشون هم می کردیم،
           
          0
           
          0
          1. ارسال نظر



    1. خبرنامه
      جهت اطلاع از به روز شدن مجله اطلاعات خود را وارد نماييد .

      پایگاه اطلاع رسانی حورا ساده ماده مستر چنگال انجمن سلامت ایران مجله ایرانی انجمن بیان با حجاب سبک زندگی بچه شیعه ها کودک و مادر عمار کلیپ مجتمع نیکوکاری رعد خانواده سرآمد بلاغ سمن فروشگاه اینترنتی محصولات حجاب سلام نو علوم اجتماعی خبر اقتصادی وبلاگ نیوز تعامل تصویر دل چی بپزم؟ ایران زنان به دخت راز۵۷